Meta tags:
description= کسی صدامو میشنوه؟؟؟ ***همه چيز پيداميشه***;
Headings (most frequently used words):
روز, محرم, های, به, دخترا, یکی, از, بن, خنده, شعر, طنز, کسی, صدامو, میشنوه, همه, چيز, پيداميشه, پصط, سابط, احترام, حسود, ها, اگه, برن, سربازی, فرق, انسان, خدا, لقب, جالب, ویژه, هوادارن, زنیت, کازان, پاسور, اروميه, اي, تيمشان, volleyball, is, my, life, قشنگترین, نوحه, کربلایی, جواد, مقدم, ششم, قاسم, الحسن, پنجم, عبدالله, حسن, چهارم, سوم, حضرت, رقیه, پسرونه, نخونن, شاهنامه, آخرش, خوش, نیست, بارون, آه, دیوار, مجازی, چه, نسل, غم, انگيزي, هستيم, بعضی, آدمای, زندگی, درد, ودل, ادمین, سوال, دلتنگی, دروووووغ, داستان, بچه, باهوش, مدیر, منحرف, با, احتیاط, عاشق, شوید, کیا, حقوق, دار, توهم, یک, مرد, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (108), است (85), شده (53), بود (45), های (42), نوشته (42), همه (38), کرد (36), الله (36), حضرت (34), رقیه (33), ساعت (32), صادق (32), السلام (32), دست (31), جونی (31), توسط (30), حسین (28), #شاهنامه (27), بعد (27), خود (27), ۱۳۹۲ (27), کسی (27), کند (27), برای (25), امام (25), اما (24), قاسم (24), خدا (23), زنیت (21), نمی (20), اند (20), پدر (20), خودم (19), ولی (19), والیبال (19), گرفته (18), نیست (18), کرده (18), اینکه (18), کنم (17), علیه (17), علیک (17), روز (17), ابا (17), عبد (17), تیم (17), فرمانده (17), چند (16), گرفت (16), گفت (16), گریه (16), دلم (15), بچه (15), شهریور (15), میگه (15), کردند (15), باز (14), آخر (14), وای (14), چون (14), دختر (13), تنهایی (13), خیلی (13), داره (13), حالا (13), داشت (13), دیگر (13), عربی (13), حال (13), معروف (13), دارد (12), تنها (12), فارسی (12), دیگه (12), ۱۳۹۰ (12), بودم (12), باید (12), یکی (12), شود (12), گوید (12), فرمود (12), یعنی (11), چرا (11), علی (11), محرم (11), همین (11), درد (11), اگر (11), سلام (11), ۱۳۹۱ (11), ۱۳۹۳ (11), ایران (11), میشه (11), شنبه (11), جان (11), دارم (10), عشق (10), وبلاگ (10), راه (10), میکنه (10), نظر (10), دیدم (10), آمد (10), خیمه (10), عبدالله (10), روسیه (10), عاشق (9), سوال (9), کوچک (9), ماشین (9), جواب (9), بیرون (9), جمعه (9), هستم (9), خاطر (9), براى (9), پسر (8), رفت (8), صدای (8), شعر (8), زندگی (8), مبارک (8), بارون (8), بار (8), زمین (8), جهان (8), خواب (8), شما (8), مهر (8), آبان (8), کردم (8), تمام (8), هست (8), نیز (8), آنکه (8), اهل (8), سال (8), برادر (8), حسن (8), جناب (8), پاسور (8), کازان (8), جون (7), آخه (7), خنده (7), فریاد (7), خوش (7), قدر (7), تست (7), هوش (7), بابا (7), کلاس (7), میاد (7), وقتی (7), واسه (7), پسره (7), غیر (7), روی (7), عمو (7), داد (7), بلند (7), اشک (7), خویش (7), بسیار (7), چقدر (7), بیت (7), اول (7), بدن (7), سوی (7), تشنه (7), میدان (7), اجازه (7), لیگ (7), بازی (7), طنز (6), اون (6), صدا (6), دخترا (6), آخرش (6), مردم (6), بین (6), آهنگ (6), مرگ (6), هنگام (6), بگو (6), جاده (6), تاب (6), زیر (6), آیا (6), دوباره (6), فروردین (6), بهمن (6), فراموش (6), وقت (6), پیش (6), دور (6), حتی (6), لحظه (6), کتاب (6), مدیره (6), شروع (6), میده (6), عرض (6), مثل (6), آید (6), صبح (6), چنین (6), اشاره (6), سلطان (6), محمود (6), غزنوی (6), تاریخ (6), پیدا (6), زبان (6), غذا (6), معنی (6), شهادت (6), شدت (6), زینب (6), اینجا (6), دوان (6), بوده (6), فرزند (6), حرم (6), اسب (6), صحنه (6), اربابم (6), آقامی (6), ملی (6), قهرمانی (6), باش (5), رنگ (5), دوست (5), محمد (5), شهر (5), داستان (5), کردی (5), هنوز (5), رفته (5), تحمل (5), ترین (5), مدرسه (5), مسابقات (5), پشت (5), سمت (5), دنبال (5), چشم (5), مگه (5), بدون (5), اینه (5), جالب (5), عمر (5), ۱۳۹۴ (5), اونم (5), کار (5), لطف (5), ایرانی (5), خون (5), یکشنبه (5), بودند (5), اومدم (5), آورده (5), بزرگ (5), گرفتم (5), حرف (5), یاد (5), جای (5), خانوم (5), سوم (5), بیشتر (5), معلمه (5), چیه (5), ندارم (5), خودش (5), یار (5), امروز (5), پاسخ (5), همان (5), شام (5), گفتند (5), دادند (5), غَذا (5), تلفظ (5), کنیم (5), گوییم (5), دید (5), غریق (5), کامل (5), كنیم (5), كنیــم (5), سپس (5), ناز (5), بنت (5), الحسین (5), ایتها (5), یزید (5), بیدار (5), مقابل (5), هنگامی (5), جدا (5), پاره (5), شنیدم (5), عاشورا (5), آغوش (5), دشمن (5), على (5), ولى (5), خودشان (5), نفر (5), الحسن (5), میگوید (5), عنوان (5), com (4), زهرا (4), گوشه (4), آقا (4), احترام (4), نسل (4), مدیر (4), خودت (4), واقعی (4), پسران (4), فکر (4), زمان (4), الان (4), شباهت (4), فرار (4), کنین (4), تولد (4), ماه (4), استاد (4), چیزی (4), ببینم (4), پسرم (4), توجه (4), مطالب (4), بهترین (4), بالا (4), درباره (4), دادن (4), مرداد (4), اگه (4), نام (4), کنید (4), سوار (4), یهو (4), اومد (4), توی (4), نزدیک (4), طور (4), افتاد (4), ادامه (4), منبع (4), زنگ (4), کردن (4), انجام (4), پنجم (4), بیا (4), گونه (4), هایم (4), میدانم (4), خوبی (4), تکرار (4), باشی (4), نداری (4), البته (4), همیشه (4), مطالعه (4), داده (4), قبل (4), فردوسی (4), رسید (4), تازه (4), گذشته (4), باشد (4), شکست (4), مورد (4), شتر (4), ادرار (4), ضربه (4), ناهار (4), کلمه (4), لقب (4), گویند (4), برند (4), بهر (4), زیبا (4), شنیدن (4), ایشان (4), قرار (4), فاطمه (4), حاضر (4), قتلگاه (4), پدرم (4), عصر (4), تشنگی (4), هستند (4), خواهم (4), برادرزاده (4), اکبر (4), شوم (4), عماه (4), منتظر (4), طفل (4), خدمت (4), بده (4), حریم (4), کاپیتان (4), آسمان (3), girl (3), ستاره (3), ثبت (3), کلبه (3), مریم (3), شکسته (3), میدونم (3), دختران (3), آقای (3), معاون (3), فقط (3), دیوار (3), مجازی (3), انگيزي (3), هستيم (3), بعضی (3), باهوش (3), احتیاط (3), شوید (3), مرد (3), دوس (3), مرا (3), خدایا (3), آتش (3), کیا (3), کلاه (3), دره (3), گناه (3), حالم (3), عین (3), عکس (3), کنن (3), قضاوت (3), پست (3), فرق (3), کجا (3), ﺍﯾﻦ (3), معلم (3), دنیا (3), افتاده (3), برید (3), جمله (3), جدید (3), نوروز (3), دیدگاه (3), مقام (3), رشته (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), تیر (3), پیشین (3), نشه (3), چیز (3), دوستان (3), لینک (3), صدامو (3), میشنوه (3), پدرش (3), خوردن (3), سینه (3), ابن (3), ثانیه (3), رفتم (3), فرمون (3), طرف (3), آرام (3), جنگل (3), راست (3), خاکی (3), وسط (3), میگم (3), خبر (3), معلمش (3), میپرسه (3), داری (3), نشسته (3), میره (3), کامنت (3), خیل (3), محسن (3), یگانه (3), حسرت (3), برایم (3), قلبم (3), زندان (3), انگار (3), گوش (3), دوشنبه (3), اینقدر (3), برد (3), باشن (3), اعراب (3), منسوب (3), هجانامه (3), اضافه (3), زیرا (3), نسبت (3), زمانی (3), اخرش (3), خوشه (3), قول (3), گفته (3), ایم (3), کنند (3), دهد (3), رود (3), نجات (3), وارد (3), دعوت (3), خواهد (3), كنیــــم (3), قصد (3), قشنگ (3), الا (3), میخندم (3), خاک (3), الطاهرین (3), زنان (3), علیهاالسلام (3), روایت (3), پرسید (3), کاش (3), ساله (3), کوتاه (3), کنار (3), دیدند (3), نوازش (3), ناگاه (3), دشمنان (3), هجوم (3), کودکان (3), اثر (3), ظرف (3), حرکت (3), گاه (3), دامن (3), اباعبدالله (3), مادر (3), لشکر (3), سخن (3), کودکی (3), اختیار (3), کربلا (3), رفتن (3), همراه (3), بزرگی (3), چهارم (3), اين (3), سخت (3), یاری (3), داشته (3), شمشیر (3), مرحوم (3), زیاد (3), حالى (3), عموى (3), راوى (3), حدود (3), فردا (3), نداد (3), کشته (3), بله (3), بمیرم (3), ششم (3), باهامی (3), رویامی (3), دنیامی (3), کلام (3), همونی (3), میخوامی (3), مهربون (3), بابامی (3), دیگران (3), رسیده (3), کاله (3), باشگاه (3), نبود (3), سردار (3), اروپا (3), سعید (3), انسان (3), سرباز (3), آره (3), آسایشگاه (3), سربازه (3), صبحانه (3), blogfa (2), جوون (2), ایروونی (2), عاشقانه (2), سحر (2), دختری (2), آرزوی (2), دخمل (2), نگین (2), هام (2), خسته (2), قربانی (2), سرنوشت (2), بازم (2), the (2), دیوانه (2), مشتاقی (2), دخترک (2), احسان (2), مهدی (2), mehrnoosh (2), حسود (2), پسرونه (2), نخونن (2), آدمای (2), ودل (2), ادمین (2), دلتنگی (2), منحرف (2), حقوق (2), دار (2), توهم (2), حرفهای (2), دوستی (2), مونده (2), بغض (2), امشب (2), الکی (2), خرید (2), غروب (2), چشمانم (2), هایی (2), تنگ (2), شخصیت (2), مدح (2), تفاوت (2), خوبه (2), شناسنامه (2), نمیدونم (2), خوشبخت (2), دعا (2), پرورش (2), مار (2), خودتون (2), بقیه (2), رمضون (2), سریال (2), نشستم (2), اصفهان (2), فضای (2), والا (2), خانواده (2), میگن (2), عمل (2), عروس (2), وکیلی (2), جاستین (2), دروغ (2), دقت (2), رابطه (2), رفتار (2), پول (2), گذاشتی (2), خورد (2), تمرین (2), میکنم (2), انتخاب (2), روش (2), چنتا (2), جملات (2), لعنت (2), انتظار (2), پسرا (2), آلبوم (2), داداشی (2), روح (2), مخفی (2), چینی (2), گوشی (2), كار (2), شماست (2), سرعت (2), آرشیو (2), آذر (2), اسفند (2), خانه (2), درب (2), موضوع (2), میبره (2), نمیتونم (2), کاری (2), میزان (2), نشون (2), راسی (2), منو (2), مزارم (2), میکرد (2), گرچه (2), نشد (2), سوخته (2), استفاده (2), قدیمی (2), ماشینو (2), نیگا (2), همون (2), تموم (2), قهوه (2), خونه (2), شدم (2), تعریف (2), دویدم (2), نور (2), ازش (2), تند (2), جلو (2), چشمم (2), جیغ (2), نکرده (2), رعد (2), صندلی (2), دادم (2), افتادم (2), مسیرم (2), موتور (2), کنه (2), بیاد (2), موقع (2), تعجب (2), خواهر (2), دفتر (2), ببینیم (2), هشت (2), چهار (2), ایستاده (2), وفتی (2), پنجشنبه (2), اصلا (2), نباشم (2), بهانه (2), دستهای (2), همچنان (2), عادت (2), نمیشوم (2), میزنم (2), رها (2), آرزو (2), مانده (2), نمیگویم (2), دلش (2), پای (2), اینک (2), ندارد (2), بزنم (2), نگاه (2), میگیرم (2), ﺩﻧﺪﻭﻧﯽ (2), ﺑﻌﺪﺵ (2), ﺍﻧﮕﺎﺭ (2), پریشان (2), باشند (2), بدهند (2), بدانی (2), پرواز (2), زدن (2), دیشب (2), واقعا (2), قطره (2), علت (2), منظومه (2), نژاد (2), پرستانه (2), مبدل (2), متاسفانه (2), سری (2), یکبار (2), عقاید (2), نمیکنن (2), بحث (2), مربوط (2), اخیر (2), شخصی (2), امثال (2), ایشون (2), موفق (2), نسخه (2), علاقه (2), ادب (2), قرائت (2), ناسپاسی (2), پرداخت (2), نکند (2), توهین (2), برداشت (2), بودن (2), جهت (2), برنامه (2), نگیم (2), میخورن (2), جوجه (2), اطلاع (2), نامه (2), تازیان (2), واق (2), خورده (2), پارسیان (2), غِذاء (2), فتح (2), نویسیم (2), غَزا (2), جنگ (2), کهن (2), امروزه (2), خوانده (2), واژه (2), دال (2), مستخدِم (2), کننده (2), جَنوب (2), جُنوب (2), افعی (2), ناجی (2), یافته (2), طبیعی (2), دولاب (2), خندق (2), زمینه (2), وجود (2), باره (2), حریف (2), بچینه (2), شانس (2), عشوه (2), مبادا (2), خوب (2), خواهیم (2), بارها (2), رسم (2), كشی (2), عالم (2), دگر (2), كنیـم (2), ترس (2), آغاز (2), حالی (2), بال (2), آخرین (2), بخت (2), كنند (2), http (2), www (2), نگه (2), نمیخوام (2), ورحمة (2), وبرکاته (2), ابیطالب (2), فجعل (2), الطیبین (2), حول (2), علیها (2), بیان (2), بهایی (2), نقل (2), کودک (2), دستور (2), نزد (2), آوردند (2), ترسیدند (2), کیست (2), هذا (2), توست (2), کفیل (2), صحبت (2), شان (2), حارث (2), دروازه (2), شکل (2), قدم (2), درخت (2), مرتبه (2), ایستاد (2), ریخت (2), نازدانه (2), ابناه (2), وامصیبتاه (2), فراقک (2), واغربتاه (2), شهادتک (2), هیاهو (2), دشت (2), خاندان (2), مدتی (2), مادرش (2), برخاست (2), درحالی (2), جستجو (2), شنیدند (2), پیکر (2), سکینه (2), مسیر (2), چگونه (2), عاشوراست (2), غارت (2), علیهم (2), خطر (2), هلاکت (2), العطش (2), ابه (2), نداشت (2), هلال (2), سوز (2), چنان (2), منقلب (2), ساخت (2), نخورد (2), حماسه (2), طعم (2), یتیمی (2), گرفتن (2), اسبان (2), باقی (2), اصغر (2), درود (2), خداوند (2), بدنش (2), دیدن (2), خارج (2), بابایم (2), برایش (2), ببرم (2), شهید (2), دامان (2), عمویش (2), بسته (2), آنان (2), حمله (2), خاك (2), برادرم (2), صبر (2), اشك (2), ريخت (2), آورد (2), پیامبر (2), حضور (2), غربت (2), ناگهان (2), مانع (2), گرسنه (2), رساند (2), دفاع (2), اصحاب (2), رفتند (2), رسیدند (2), میان (2), هزار (2), مجتبی (2), آمده (2), سبط (2), جوشن (2), هیچ (2), رحمت (2), متن (2), ناگوار (2), بدهد (2), بدهم (2), گویى (2), دانم (2), پاى (2), پایمال (2), هاى (2), افراد (2), سیزده (2), بدهید (2), وقتى (2), دستها (2), خواهى (2), برو (2), بلکه (2), یکدفعه (2), گشود (2), گردن (2), الحمد (2), لله (2), شکر (2), مژده (2), ممکن (2), سؤال (2), مردن (2), عسل (2), بزرگوارش (2), محبوب (2), دیده (2), رسیدن (2), آنگه (2), روبرو (2), نوحه (2), zakeran (2), مرامی (2), مادرم (2), اولین (2), اسمتو (2), دریافت (2), موفقیت (2), اعضای (2), حامی (2), سفیر (2), صلح (2), سازمان (2), ملل (2), متحد (2), جالبی (2), وادیم (2), خاموتسکیخ (2), ریش (2), جادویی (2), خطاب (2), برتر (2), کمی (2), آسیا (2), جام (2), کمک (2), شهرداری (2), ارومیه (2), آزمون (2), فوتبال (2), شناسم (2), مربی (2), قهرمانان (2), ژانویه (2), جهانی (2), صفر (2), پیروزی (2), گروژنی (2), نخستین (2), روسی (2), سایت (2), هواداران (2), اروميه (2), مهشید (2), سربازی (2), فری (2), میکنید (2), بخوابید (2), خانم (2), بدو (2), عزیزم (2), حمام (2), کجان (2), درست (2), صبحگاه (2), پنیر (2), بخورم (2), میشی (2), بخیر (2), آبی, آسمانی, ஜღخاطرات, دبیـــــرستانیღ, مهسا, ترجمه, موزیک, خارجی, high, school, الناز, چادرم, محجبه, دختره, آســــــــــــــــــــــمون, غزل, هـَـرشـَـبــ, تـنهاییـ, حکم, prada, hot, mohadese, عشقم, بهزاد, رویاهای, رنگی, مینا, وقایع, عاشقی, کوچولو, سلی, پررنگ, مائده, جهنمی, فاطی, یکم, بخندیم, ساحل, دلی, پرازاحساس, parisa, حـــريــــــــــم, ﻋﺸـــﻖ, دخمـــــــــل, وروجــــــــــک, ڰڷډۅﻧـــــــﮧ, nazi, رهگذر, yas, فرنوش, نفرت, قلبی, ازتپیدن, فروزان, دوتا, اسانس, آفتاب, فرزاد, رویــــــای, قــــصــــه, هــــای, مــــن, رویا, پاییزی, شیطونک, with, þïñk, lipstick, نوشین, جوانييم, گله, اززندگانييم, سنا, dis, love, omid, kha, sha, yar, الهام, شیطون, z__ღ, __h__r__ღ, میدونی, سمانه, خاطــــــــــــرات, روزانه, مــــــــن, ترمه, جــــــــــــــون, کافه, mahdis, mehrsa, fati, alone, donya, joon, دلشکسته, قالب, حرفه, شقایق, میلاد, هدایتی, سیدرضاموسوی, صادقی, ارسلان, قاسمي, boy, ஐmorvaridஐ, سیندرلا, مختاری, ادبیات, درّی, آموزشی, سمیراخانوم, نیما, نمکدان, قهدریجان, دارافشان, فرهادنیا, خدایی, نزدیکی, هاست, دادا, درهم_____چرت, پت____, طنز_____باحال_____, koolbehh, عنوانه, خخخخخخخخ, mss1997, dream, داداش, آرمان, بدجور, queen, happinessღ, آبجی, مهرنوش, پسرعمومه, گلبرگ, سبز, پیوندها, دررررروغ, ابله, ناتمام, نمیدانی, مینویسم, مظلوم, غرور, شکلاتی, شکستن, اینروزا, عید, فطر, فلانی, کپه, شکرت, خطا, پسرای, خاص, سخته, مهندس, مرکز, شوهر, باحال, باد, بــــــادا, بــــــــــادا, سایه, میرند, میبندم, اندیشم, بخیه, لقمان, حکایت, حقیقتی, دلنشین, برا, شناسی, فروش, دلنوشته, عمیقی, فنی, جوان, تضمینی, کانال, بازار, مارمضونی, بچگیای, الآن, خداجون, آموخته, ﻧﻤﯽ, ﺑﺨﺸﻤﺖ, اوج, لذت, چطوری, باس, خاطرات, حماقت, آدما, قبول, دارید, دستمو, نکن, خـــــــــــدا, بزرگترین, خاورمیانه, کیلومتر, شمار, سرعتم, موقعیتای, مختلف, واقعیته, پنجعلی, زنی, الوووووووچرا, قطـــــــــــــــع, رعایت, حجاب, قدیم, والدز, مومن, مزیت, مارمضون, رالی, فرمول10000, بیادتم, خلیج, همیشگی, فارس, مراقبین, میترسم, بالاخره, شبکه, فیلتر, توالت, عمومی, خداییی, اوردم, لطفن, کپیش, میشینی, موافقید, تنظ, دوران, آقایون, نمیتونن, مملکته, داریم, دکی, آفت, بگم, خانوما, ندین, سوتی, وانتی, ورودی, آقایان, کتب, افتخارات, استقلال, پرسپلیس, کاریکاتور, معافی, رفیقم, ژاپن, میرم, سلامتی, ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ, ﻟﺐُ, دماغشون, میکشن, فهمیده, دسشوییم, شنگول, منگول, خرشید, میتابه, میچرخه, عطر, مشهد, معنوی, خونمون, وضیعیته, داریما, واقعیم, میگردم, خخخخخخ, شمارش, آرا, 16سالگیم, معيارهاي, تشخيص, نامهاي, دوماد, عروسی, چیش, بیبر, کمتره, معنیش, وپسر, باهم, گلابی, بررسی, ابعادادبی, توپ, قلقلیه, منطقی, گويد, طرز, ارزش, استانبولی, لامصــــب, مفهوم, اهنگ, دیوونم, میکــــنه, اعصابم, قیافه, صدام, مرامش, حلــــــــق, هرچی, بیمرامه, همچین, افتخار, رستـم, سـهراب, زیستنـد, جونم, آنتي, باكتريال, اتفاق, عکدمی, حسنی, ﻳﻌﻨﻲ, ﻋﺎﺷﻖ, ﺍﻳﻦ, ﻫﻮﺵ, ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ, ﻋﺰﻳﺰﻣﻮﻥ, ﻫﺴﺘﻢ, نظری, رنج, تقلب, امتحان, نفرین, هدف, مطلب, نرمالی, فیس, بوکی, کشون, نحوه, باحالترین, سنگ, قبر, عقربه, موس, بسنحید, بنیامین88, وبلاگ2, آهنگ77, apload, قاتلان, جزئیات, پندآموز2, انواع, شیطان, پرستی, اس2, ادبی, وطنز, مترو, نمادی, ازیک, جامعه, عدد, تقدیر, خودرا, بشناسید, پندآموز, کامیونی, ترفند, گوشیsamsung, d900, کدهای, گوشیهای, chinese, models, service, افرادي, هستيد, گردي, اساسي, دهه, فجر, معظم, رهبری, تنبيه, بدني, دانش, آموزان, توضيح, دهيد, نوروز90مبارک, سالگیم, تولد14سالگیم, تولد13سالگیم, تولد12سالگیم, معرفی, پارکور, اصول10گانه, خوابگاه, نكته, وترفند, براي, بردن, كامپيوتر, انیشتین, موضوعی, آرشيو, عناوین, الکترونیک, پروفایل, سلامی, گرمی, پیاز, داغ, 17سالمه, صاحب, داغون, میزارم, مختص, خاصی, نیس, خواهشی, بازدیدتون, دان, چقد, ندید, بکنم, نفرینتون, وبتون, نیاد, ونظرم, نده, بانظر, ندادن, کرمتو, میدی, باتبادل, موافقم, خواستین, اسم, بلینکین, بنویسید, نسبش, کورش, آرش, مانی, دررگش, مذهب, زرتشت, تلاطم, پیرو, آیین, مسلمانی, رستم, دستان, سجستانی, غافل, ذکر, اوستا, رویش, رحلی, قرآنی, سوگ, داغی, سیاووش, پیشانی, بکش, نقشه, سنگی, بدانند, لحظاتی, جانب, پروفایلمم, فعاله, میتونید, داشتیم, میدادیم, نفرخیس, اومدن, یکیشون, ممد, احمقیه, ساکت, جریان, آبادی, ولو, روباز, انداختم, هوا, نوری, تردید, ندادم, کوه, پیچوند, نفهمیدم, مدت, گذشت, دفعه, چرخوند, پنجره, بیامرزم, تنم, تونستم, بکشم, پیچ, جلومونه, جفت, جور, برق, ترسیدم, داشتم, تشکر, هیشکی, نبودم, عقب, سرم, آوردم, خیس, وایساد, معطلی, پریدم, توش, صدایی, برگشتم, بغل, دستم, حسابی, بینم, ارم, یکمی, روشن, نمیشد, ٢٠کیلومتر, ماشینم, خاموش, طوری, احمق, بابام, باور, پیچیدم, صفا, تره, اصلی, باباش, مَردی, برگشتن, پدری, شمال, اطرف, اردبیل, ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ, ﺩﺍﺭﯾﻢ, ﻭﻗﺖ, ﻣﯿﺰﺍﺭﯾﻢ, ﮐﺎﺵ, لااقل, ﺑﯿﻤﻪ, ﻣﻮﻥ, ﻣﯿﮑﺮﺩ, ﻓﺮﺩﺍ, ﺳﺎﺑﻘﻪ, ﮐﺎﺭ, ﻣﯿﺸﺪ, ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ, بلاگفا, ﺣﻘﻮﻕ, ﻧﻤﯿﺪﻩ, لامصب, نصف, سوالای, دینی, ایمان, تقوا, صالح, ﮐﻠﻤﻪ, ﯾﺎﺩشونه, قــــشاع, دردی, آدم, درمـــــان, مایــــوس, میکند, بــاز, کـــردم, نـــوشته, لــــغت, نــامه, کــــه, دهخــــدا, شــناسی, شــــود, قـــشاع, عـــــاشق, کـــه, بــرعکــــس, کنـــی, جدایی, اولی, برم, سومه, ترم, تفریح, خوشش, بیار, بگیریم, هفتادو, همینجوری, میتونه, بره, بزار, گاو, ابروهاشو, میندازه, شلوارت, شلوارم, دهنش, جیب, کاریه, مردها, میدن, بیاره, سفت, قرمزه, چسبناک, دهان, جاش, بگه, سوالیه, آدامس, بادکنکی, طاقت, نمیاره, بسه, بزارید, سوالهای, غلط, بوق, خطیش, امونش, نمیداد, تنهاییاش, برام, میگفت, دروووووغ, فـــــقــــــط, خـــوابــــــت, مـیـفـهـمـی, خـوابـت, بـبـیـنـم, گـاهـی, بـه, خـدا, الـتـمـاس, مـیـکـنـم, دلـتـنـگـی, روزگـارم, تـو, چـه, مـیفـهـمی, فرند, لیستتم, نقشی, خوندی, آپیدن, نآپیدنم, فرقی, برات, نداره, بیخیالیت, حرصمو, میاره, تکلیف, وبلاگمو, بهم, بدونم, باشم, بآپم, نآپم, پوزش, حباب, دوستت, گیر, نفسگیر, سردم, بگیر, آرامشم, میریزد, طلوعی, طلوع, همرنگ, خیالم, همنیشینی, غمها, دلسوز, سراغ, میریزم, خالی, شادم, عمریست, ابریست, باران, نمیبارد, لعنتی, نمیخواهد, بشکند, چشمهایم, اشکهایم, بسوزد, غمهای, نمینشیند, دلهایم, رویی, نمیخواند, غمهایم, نمیشنود, حرفهایم, نمیکند, همدمم, میمانم, میمیرم, ابد, ﻟﻘﻪ, ﺑﺎﻳﺪ, ﮐﺸﻴﺪ, ﺍﻭﻟﺶ, ﺩﺭﺩ, ﺩﺍﺭﻩ, ﺧﺎﻟﯽ, ﺑﻮﺩﻥ, ﺟﺎﺵ, ﭼﻨﺪ, ﺭﻭﺯ, ﺭﻭﻭ, ﺍﻋﺼﺎﺑﺘﻪ, ﺭﻭﺯﯼ, ﺍﻭﻧﺠﺎ, ﺑﻮﺩﻩ, ﺩﺭﺳﺖ, ﺣﮑﺎﯾﺖ, ﺑﻌﻀﯽ, ﺁﺩﻣﺎﯼ, ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻧﻪ, همين, اتاق, خالي, موزيك, كنيم, چاي, بخوريم, وتکرار, لایک, همدردی, فتوشاپی, آشفته, ذهنم, حرفی, نداشته, نباشد, آنچه, ندهند, آزاد, ندانی, اسیر, کدام, دردناک, خدااااااااااااااااااااااااااااا, میکنی, بعدم, الانم, میگید, ازاصفهانیا, بپرس, نبینن, آخربود, آسمون, وبرق, بودخیلی, زود, بغضمو, خوردم, مطلبو, خوندم, رسیدم, قهرکردم, ریختم, خوابم, بیدارشدم, مامانم, قدیمیه, دوسش, گذاشتمش, پستو, دارن, کاملا, مشخصه, میکنن, پایه, اساسی, کما, سالی, اشعاری, توضیحاتی, اشعار, چندسال, چیزا, خودشون, میرسن, سایر, قومیت, دیدگاهی, ارائه, چاپ, سرودن, هاجانامه, اختلاف, عقیده, مذهبی, نژادی, گردید, بوسیله, دوستاننی, دستگاه, مخفیانه, موجود, کتابخانه, سلطنتی, نماید, بعدها, خطاطان, منظور, تکثیر, توزیع, مکرر, ستایش, برخورد, محبت, مشوق, تنظیم, گردیده, تحسین, آفرین, منظمومه, متوجه, ملیت, اندازه, ناجوانمردی, قبلا, متذکر, میشدند, پایان, نرسانده, عجله, خواننده, شناساند, قصیده, هجاییه, آمیز, دستش, گذارد, جلده, مشخص, عرصه, سایبری, عرب, ستیزی, شیوع, میون, نرفته, بخونه, ببینه, فریدون, جنیدی, گویا, رادیویی, شنونده, ضمن, نمیشه, نکنیم, بگیم, پاییز, میشمرن, خواهشمندم, توانید, لغت, دهخدا, مراجعه, نمایيد, بگویید, خوریم, خوراک, نمائید, پارس, خواستند, خرد, نخست, بدانیم, اصل, صورت, وزن, فِعال, هموزن, نِساء, اوّل, ذال, زاء, تلفّظ, شبیه, امروزی, بَولُ, الجَمَل, غذایی, زبانان, هرچند, نوشتار, دقیقاً, اصولاً, واپگان, منسوخ, بسیارند, واپه, سپرده, کاربردی, ندارند, متون
Text of the page (random words):
م رو کرد به ابا عبد الله و گفت یا عماه عمو جان و انا فى من یقتل آیا من جزء کشته شدگان فردا خواهم بود نوشته اند ابا عبد الله در اینجا رقت کرد و به این طفل که جناب قاسم بن الحسن است جوابى نداد از او سؤالى کرد فرمود پسر برادر تو اول به سؤال من جواب بده تا بعد من به سؤال تو جواب بدهم اول بگو کیف الموت عندک مردن پیش تو چگونه است چه طعم و مزه اى دارد عرض کرد یا عماه احلى من العسل از عسل براى من شیرین تر است تو اگر بگویى که من فردا شهید می شوم مژده اى به من داده اى فرمود بله فرزند برادر اما بعد ان تبلو ببلاء عظیم ولى بعد از آنکه به درد سختى مبتلا خواهى شد بعد از یک ابتلاى بسیار بسیار سخت گفت خدا را شکر الحمد لله که چنین حادثه اى رخ می دهد حالا شما ببینید با توجه به این سخن ابا عبد الله فردا چه صحنه طبیعى عجیبى به وجود می آید بعد از شهادت جناب على اکبر همین طفل سیزده ساله می آید خدمت ابا عبد الله در حالى که چون اندامش کوچک است و نابالغ و بچه است اسلحه اى به تنش راست نمی آید زره ها را براى مردان بزرگ ساخته اند نه براى بچه هاى کوچک کلاه خودها براى سر افراد بزرگ مناسب است نه براى سر بچه کوچک عرض کرد عمو جان نوبت من است اجازه بدهید به میدان بروم در روز عاشورا هیچ کس بدون اجازه ابا عبد الله به میدان نمی رفت هر کس وقتى می آمد اول سلامى عرض می کرد السلام علیک یا ابا عبد الله به من اجازه بدهید ابا عبد الله به این زودیها به او اجازه نداد او شروع کرد به گریه کردن قاسم و عمو در آغوش هم شروع کردند به گریه کردن نوشته اند فجعل یقبل یدیه و رجلیه یعنى قاسم شروع کرد دستها و پاهاى ابا عبد الله را بوسیدن آیا این صحنه براى این نبوده که تاریخ بهتر قضاوت کند او اصرار می کند و ابا عبد الله انکار ابا عبد الله می خواهد به قاسم اجازه بدهد و بگوید اگر می خواهى بروى برو اما با لفظ به او اجازه نداد بلکه یکدفعه دستها را گشود و گفت بیا فرزند برادر می خواهم با تو خداحافظى کنم قاسم دست به گردن ابا عبد الله انداخت و ابا عبد الله دست به گردن جناب قاسم نوشته اند این عمو و برادر زاده آنقدر در این صحنه گریه کردند اصحاب و اهل بیت ابا عبد الله ناظر این صحنه جانگداز بودند که هر دو بى حال و از یکدیگر جدا شدند این طفل فورا سوار بر اسب خودش شد راوى که در لشکر عمر سعد بود می گوید یک مرتبه ما بچه اى را دیدیم که سوار اسب شده و به سر خودش به جاى کلاه خود یک عمامه بسته است و به پایش هم چکمه اى نیست کفش معمولى است و بند یک کفشش هم باز بود و یادم نمی رود که پاى چپش بود و تعبیرش این است کانه فلقة القمر گویى این بچه پاره اى از ماه بود اینقدر زیبا بود همان راوى می گوید قاسم که داشت می آمد هنوز دانه هاى اشکش می ریخت رسم بر این بود که افراد خودشان را معرفى می کردند که من کى هستم همه متحیرند که این بچه کیست همین که مقابل مردم ایستاد فریادش بلند شد ان تنکرونى فانا ابن الحسن سبط النبى المصطفى المؤتمن مردم اگر مرا نمى شناسید من پسر حسن بن على بن ابیطالبم هذا الحسین کالاسیر المرتهن بین اناس لا سقوا صوب المزن این مردى که اینجا می بینید و گرفتار شماست عموى من حسین بن على بن ابیطالب است جناب قاسم به میدان می رود ابا عبد الله اسب خودشان را حاضر کرده و افسار آن را به دست گرفته اند و گویى منتظر فرصتى هستند که وظیفه خودشان را انجام بدهند من نمی دانم دیگر قلب ابا عبد الله در آن وقت چه حالى داشت منتظر است منتظر صداى قاسم که ناگهان فریاد یا عماه قاسم بلند شد راوى می گوید ما نفهمیدیم که حسین با چه سرعتى سوار اسب شد و اسب را تاخت کرد تعبیر او این است که مانند یک باز شکارى خودش را به صحنه جنگ رساند نوشته اند بعد از آنکه جناب قاسم از روى اسب به زمین افتاده بود در حدود دویست نفر دور بدن او بودند و یک نفر مس خواست سر قاسم را از بدن جدا کند ولى هنگامى که دیدند ابا عبد الله آمد همه فرار کردند و همان کسى که به قصد قتل قاسم آمده بود زیر دست و پاى اسبان پایمال شد از بس که ترسیدند رفیق خودشان را زیر سم اسبهاى خودشان پایمال کردند جمعیت زیاد اسبها حرکت کرده اند چشم چشم را نمی بیند به قول فردوسى ز سم ستوران در آن پهن دشت زمین شد شش و آسمان گشت هشت هیچ کس نمی داند که قضیه از چه قرار است و انجلت الغبرة همینکه غبارها نشست حسین را دیدند که سر قاسم را به دامن گرفته است من این را فراموش نمی کنم خدا رحمت کند مرحوم اشراقى واعظ معروف قم را گفت یک بار من در حضور مرحوم آیت الله حائرى این روضه را که متن تاریخ است عین مقتل است و یک کلمه کم و زیاد در آن نیست خواندم به قدرى مرحوم حاج شیخ گریه کرد که بى تاب شد بعد به من گفت فلانى خواهش می کنم بعد از این در هر مجلسى که من هستم این قسمت را نخوان که من تاب شنیدنش را ندارم در حالى که جناب قاسم آخرین لحظاتش را طى می کند و از شدت درد پاهایش را به زمین می کوبد و الغلام یفحص برجلیه 5 شنیدند که ابا عبد الله چنین می گوید یعز و الله على عمک ان تدعوه فلا ینفعک صوته 6 پسر برادرم چقدر بر من ناگوار است که تو فریاد کنى یا عماه ولى عموى تو نتواند به تو پاسخ درستى بدهد چقدر بر من ناگوار است که به بالین تو برسم اما نتوانم کارى براى تو انجام بدهم گل طوفان سواری وای بر من تمام عشق یاری وای بر من علی اکبر که جوشن داشت آن شد توکه جوشن نداری وای برمن و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین نوشته شده در جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت 21 49 توسط صادق جونی روز پنجم محرم عبدالله بن حسن روز پنجم محرم عبدالله بن حسن تو مثل بابا بوده ای من هم چو اکبر می شوم در غربت و تنهایی ات قاسم و اصغر می شوم امشب و فرداشب را میهمان سبط اکبر پیامبر ص و سید جوانان اهل بهشت یعنی امام حسن مجتبی ع هستیم که دو پسرش ـ قاسم و عبدالله ـ در کربلا در رکاب عمو به شهادت رسیدند عبدالله بن حسن فرزند کوچک امام حسن مجتبی ع یکی از نوجوانان نابالغی بود که به همراه خانواده خود و عمویش حضرت اباعبدالله الحسین ع به سوی کوفه آمده بود از صبح تا عصر عاشورا ابتدا اصحاب امام حسین ع و سپس اهل بیت آن حضرت یک به یک و یا دسته جمعی به میدان رفتند و به شهادت رسیدند و سرانجام زمانی رسید که امام ع یکه و تنها در میان هزاران هزار دشمن مسلح باقی ماند و گهگاه فریاد بر می آورد آیا یاری کننده ای هست که به خاطر خدا از حرم رسول خدا دفاع کند شمر بن ذی الجوشن برای آن که کار را تمام کند به همراه پیاده نظام لشکر به امام ع هجوم آوردند دور آن حضرت را گرفتند و از پس و پیش ایشان را مورد حمله قرار می دادند عبدالله که در بین كودكان و زنان در خیمه گاه حضور داشت تاب و تحمل دیدن غربت عموی تنهای خویش را نیاورد و ناگهان از خیمه ها بیرون آمد حضرت زینب س او را گرفت شاید که بتواند مانع رفتن وی شود و نگذارد یادگار برادر طعمه ي گرگ های گرسنه یزیدی گردد ولی عبدالله گفت نه به خدا سوگند عمویم را تنها نمی گذارم سپس دست خود را از دست عمه رها ساخت به سوی میدان دوید و خود را به امام ع رساند تا با بدن کوچک و ظریفش از او دفاع کند در غوغایی که دور امام ع ایجاد شده بود یکی از لشکریان یزید شمشیر خود را به قصد ضربه زدن به آن حضرت فرود آورد عبدالله دست خود را سپر کرد تا شمشیر به امام اصابت نکند شمشیر بُـرّان و ضربه سنگین بود و دست نوباوه ي پیامبر ص را از بدن جدا کرد آنگونه که فقط به پوستی آویخته شد عبدالله یتیم از شدت درد ناله ای برآورد و پدرش را صدا کرد وا ابتاه اینک حال امام را تصور کنید که هر دو امانت برادر شهیدش ـ قاسم و عبدالله ـ را نیز پرپرشده می دید اشك و خون از ديده اش بر خاك ريخت اشك بر آن كودكِ بي باك ريخت امام ع او را در آغوش گرفت به خود چسپاند و در گوشش زمزمه کرد فرزند برادرم صبر داشته باش و خداوند بزرگ را بخوان تا او تو را به پدران صالحت ملحق کند آن برادرزاده ام صد چاك شد اين برادرزاده ام بر خاك شد آن برادرزاده ام سرمست رفت اين برادرزاده ام بي دست رفت امام ع سپس دست به دعا برداشت و گفت خداوندا اگر مقدر کرده ای که این قوم را تا مدتی زنده نگهداری در بین آنان تفرقه ای سخت بیانداز زيرا آنان ما را دعوت کردند و وعده یاری دادند اما به ما حمله کردند و ما را کشتند بسته شد چشمش ولي لب باز شد آخرين نجواي شه آغاز شد كاي خدا گر چه مرادت حاصل است ديدن مرگ يتيمان مشكل است در ره تو هستي ام از دست رفت حيف شد عبداللَهَم از دست رفت اين دو بر من روح پيكر بوده اند يــادگــاران بــرادر بـــوده اند در این هنگام تیرانداز سپاه دشمن ـ که گفته اند حرملة بن کاهل بود ـ گلوی نازک عبدالله را نشانه گرفت و او را در دامان عمویش ذبح کرد الا لعنة الله علی القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون نوشته شده در پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت 22 48 توسط صادق جونی روز چهارم محرم روز چهارم محرم فرزندان حضرت زینب نوشته شده در چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت 22 47 توسط صادق جونی روز سوم محرم حضرت رقیه روز سوم محرم حضرت رقیه ما گمشدگانیم به عرفان رقیه دلها شده محزون و پریشان رقیه عصر عاشورا برای کودکان آل الله آب می برند اما رقیه ظرف آب را به سمت قتلگاه می برد و می گوید بابایم تشنه بود می خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم روز سوم ماه محرم الحرام را به یاد بزرگ بانویی کوچک نامگذاری کرده اند که خیل وسیعی از عاشقانش را رهسپار مرقد شریفش می کند کودکی که سرنوشت غمبارش در کنار حماسه کربلا دل شیعیان خون می کند رقیه بابا فقط سه چهار سال از عمر کوتاه خویش را در ناز و نوازش پدر گذارنده بود و یکباره در روز عاشورا این دختر آل طه طعم یتیمی را می چشد خداحافظی سوزناک با پدر سیلی خوردن از دشمنان آتش گرفتن خیمه ها فرو رفتن تیغ ها در پا فرار از سم اسبان همه و همه چقدر برای یک دختر بچه قابل تحمل است رقیه پدر را می خواهد تاب تحمل دوری از پدر را ندارد همه اینها بهانه است تا هرچه زودتر به سوی پدر پر کشد و از شر قساوت های زمانه رهایی یابد لعنت خدا بر خبیث ترین افرادی که حرمت خاندان آل الله را شکستند و دیگر جایی برای بخشش باقی نگذاشتند امروز روز رقیه حسین ع است رقیه ای که همراه با برادر کوچکش علی اصغر حماسه بزرگی را در جهان ثبت کردند تا نامشان در صف اول مریدان امامت ثبت شود درود بیکران خداوند بر کودکی که بدنش در اثر تازیانه کبود شده بود و درود خدا به آن هنگامی که با دیدن پدر جان از بدنش خارج شد عصر عاشوراست دشمنان برای غارت خیمه ها هجوم آورده اند کودکان اهل بیت علیهم السلام بر اثر تشنگی در خطر هلاکت هستند هنگامی که آب را برای رقیه س می برند آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد یکی از سپاهان دشمن پرسید کجا می روی حضرت رقیه س فرمود بابایم تشنه بود می خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم او گفت آب را خودت بخور پدرت را با لب تشنه شهید کردند حضرت رقیه س در حالی که گریه می کرد فرمود پس من هم آب نمی آشامم رقیه پدرم تشنه است تا او آب نخورد آب نمی نوشم فاطمه کفیل استاد تاریخ جامعةالزهرا س در خصوص تشنگی حضرت رقیه در روز عاشورا به دو روایت اشاره می کند و می گوید هنگامی که امام حسین علیه السلام در لحظات آخر رقیه را در آغوش می گیرد و لب های خشکیده نازدانه اش را می بوسد در این هنگام رقیه به پدرش می گوید العطش العطش فان الظما قد احرقنی بابا بسیار تشنه ام شدت تشنگی جگرم را آتش زده است امام حسین ع به او فرمود کنار خیمه بنشین تا برای تو آب بیاورم آن گاه امام حسین ع برخاست تا به سوی میدان برود باز هم رقیه س دامن پدر را گرفت و با گریه گفت یا ابه این تمضی عنا بابا جان کجا می روی چرا از ما بریده ای امام ع یک بار دیگر او را در آغوش گرفت و آرام کرد این نشان از رابطه عمیق عاطفی بین حضرت رقیه علیهاالسلام و اباعبدالله الحسین علیه السلام دارد با توجه به اینکه رقیه مادر نداشت و مادرش از دنیا رفته بود وی درباره روایت دوم بیان می کند هلال بن نافع که از سربازان دشمن بود می گوید من جلوی لشکر دشمن بودم دیدم حسین ع پس از وداع با اهل بیت خود به سوی میدان می آید در این هنگام ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که از خیمه بیرون آمد و با گام های لرزان دوان دوان به دنبال او شتافت و خود را به حسین رسانید آن گاه دامن او را گرفت و صدا زد یا ابه انظر الی فانی عطشان بابا جان به من بنگر من تشنه ام شنیدن این سخن کوتاه ولی جگر سوز از زبان کودکی تشنه کام مثل آن بود که بر زخم های دل داغدار امام حسین ع نمک پاشیده باشند سخن او آن چنان امام حسین ع را منقلب ساخت که بی اختیار اشک از دیدگانش جاری شد و با چشمی اشکبار به دخترش فرمود الله یسقیک فانه وکیلی خدا ترا سیراب می کند زیرا او وکیل و پناهگاه من است هلال می گوید پرسیدم این دخترک که بود و چه نسبتی با حسین داشت به من پاسخ دادند او رقیه دختر سه ساله حسین است آن عصر عاشوراست دشمنان برای غارت خیمه ها هجوم آورده اند کودکان اهل بیت علیهم السلام بر اثر تشنگی در خطر هلاکت هستند هنگامی که آب را برای رقیه س می برند آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد قدری پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم پس از اینکه هیاهو در دشت نینوا به خاموشی می گراید و خاندان آل طه پس از یک روز پر از مصیبت با بدن های زخمی مدتی کوتاه را به استراحت می گذارند و در شب شام غریبان حضرت زینب س در زیر خیمه نیم سوخته ای خواب بر چشمانش سنگینی می کند در عالم خواب مادرش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را دید عرض کرد مادرجان آیا از حال ما خبر داری حضرت فاطمه زهرا س فرمود تاب شنیدن ندارم حضرت زینب س عرض کرد پس شکوه ام را به چه کسی بگویم حضرت فاطمه زهرا س فرمود من خود هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین ع جدا می کردند حاضر بودم اکنون برخیز و رقیه س را پیدا کن در این هنگام حضرت زینب سراسیمه از خواب برخاست هر چه صدا زد حضرت رقیه س را نیافت و با خواهرش ام کلثوم س درحالی که گریه می کردند از خیمه بیرون آمدند و به جستجو پرداختند تا اینکه نزدیک قتلگاه صدای او را شنیدند کنار بدن های پاره پاره رقیه س را دیدند که خود را روی پیکر مطهر پدر افکنده و درحالی که دست هایش را به سینه پدر چسبانیده است درد دل می کند حضرت زینب س او را نوازش داد و در این وقت سکینه س نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند در مسیر راه سکینه س از رقیه س پرسید چگونه پیکر پدر را پیدا کردی او پاسخ داد آن قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم که فرمود بیا اینجا من در اینجا هستم السلام علیک یا ابناه وامصیبتاه بعد فراقک واغربتاه بعد شهادتک استاد جامعة الزهرا س درباره شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها بیان می کند آن گونه کامل بهایی نقل می کند که حضرت رقیه خیلی گریه می کردند که از شدت گریه زنان اهل بیت به گریه افتادند بعد می گوید از شدت گریه زنان آل طه یزید از خواب بیدار می شود و می پرسد که چه شده است که به او می گویند کودک حسین خیلی بی تابی می کند و یزید دستور می دهد سر مبارک امام حسین را نزد رقیه علیهاالسلام ببرند کامل بهایی نقل می کند که وقتی سر را به نزد حضرت رقیه آوردند که ایشان بیشتر گریه کردند و ترسیدند و فریاد زدند و طولی نکشید که جان از بدنشان پر کشید وی به روایت دیگری اشاره می کند و می گوید پس از اینکه سر امام حسین علیه السلام را به حضرت رقیه دادند چون نظر آن حضرت بر سر مبارک افتاد پرسید ماهذا الراس این سر کیست گفتند هذا راس ابیک این سر مبارک پدر توست پس آن مظلومه آن سر مبارک را از طشت برداشته و در بر گرفت و شروع به گریستن کرد و گفت پدرجان کاش من فدای تو می شدم کاش قبل از امروز کور و نابینا بودم و کاش می مردم و در زیر خاک می بودم و نمی دیدم محاسن مبارک تو به خون خضاب شده است پس آن قدر گریست که بیهوش شد کفیل با اشاره به صحبت کردن سر امام حسین علیه السلام بر بالای نیزه با دختر سه ساله شان ابراز می دارد حارث که یکی از لشگریان یزید بود گفت یزید دستور داد سه روز اهل بیت را در دم دروازه شام نگه دارند تا چراغانی شهر شام کامل شود حارث می گوید شب اول من به شکل خواب بودم دیدم دختری کوچک بلند شد و نگاهی کرد دید لشگر از خستگی راه خوابیده اند و کسی بیدار نیست اما فوراً از ترسش بازنشست باز بلند شد و چند قدم به طرف سر حسین آمد که بر درختی که نزدیک خرابه دم دروازه شام آویزان بود آری به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس برگشت تا چند مرتبه آخر الامر زیر درخت ایستاد و به سر بابایش نگاه کرد کلماتی فرمود و اشک ریخت سپس دیدم سر حسین پایین آمد و در مقابل نازدانه قرار گرفت و رقیه سلام الله علیها گفت السلام علیک یا ابناه وامصیبتاه بعد فراقک واغربتاه بعد شهادتک سلام بر تو ای بابای من وای از شدت اندوه بعد از فراق تو وای از غریبی بعد از شهادت تو زیارتنامه حضرت رقیه س بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا سیدتنا رقیه علیک تحیة والسلام ورحمة الله وبرکاته السلام علیک یا بنت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب السلام علیک یا بنت فاطمة الزهراء سیدة نساء العالمین السلام علیک یا بنت خدیجة الکبری ام المؤمنین و المؤمنات السلام علیک یا بنت ولی الله السلام علیک یا اخت ولی الله السلام علیک یا بنت الحسین الشهید السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة السلام علیک ایتها الرضیة المرضیة السلام علیک ایتها التقیة النقیة السلام علیک ایتها الزکیة الفاضلة السلام علیک ایتها المظلومة البهیة صلی الله علیک و علی روحک و بدنک فجعل الله منزلک و ماواک فی الجنة مع ابائک و اجدادک الطیبین الطاهرین المعصومین السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار و علی الملائکه الحافین حول حرمک الشریف ورحمة الله وبرکاته وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطیبین الطاهرین برحمتک یا ارحم الراحمین نوشته شده در سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ ساعت 22 46 توسط صادق جونی خنده من همیشــــــه میخندم تا کسی نفهمــــــــه چقدر عاشقم تا کسی نفهمـــــــه دلم واسه شنیدن صدای کسی تنگ شده که یه روزی عاشقــم کرد و حالا مدتها منو از شنیدن صداش محرووم کرده میخندم تا کسی نگه چقدر تو ساده ای خاک برسرت که ه...
|