Meta tags:
description= یک گلوله برای ژنرال - ;
keywords= یک گلوله برای ژنرال,zibavanaz, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
می, ها, یک, برای, که, حتا, بهتر, از, است, جان, شما, نشده, تقصیر, منه, کوچک, درنیار, یا, پرنده, تو, گلوله, ژنرال, فاصله, لازم, یوکو, من, حرفی, دارم, خودم, هم, نمی, فهمم, چه, برسد, به, اگر, البته, دیر, باشد, چی, الان, کجاش, آیا, پیدا, کردن, مقصر, دیگر, پیر, ایم, ماجرای, شگفت, انگیز, کنسرت, آقای, زمان, شعر, واقعاً, برگرد, خونه, اولیس, مسخره, شو, جابربن, حیان, ابوریحان, بیرونی, عشق, خیلی, بدک, نیست, چون, دانم, ای, هست, شب, آید, بی, خبر, مرا, خواند, دیشب, خواستم, بخوابم, اما, مگه, گذاشتی, حالا, قرار, بروی, برو, عنش, رو, حافظا, خور, رندی, کن, خوش, باش, ولی, امتحان, عزم, دیدار, دارد, بر, لب, آمده, بازگردد, برآید, چیست, فرمان, نامه, گاندی, فرانچسکوی, قدیس, فقط, دوست, ندارم, جزو, این, بازی, باشم, موافقان, مخالفان, نوبل, گرفتن, باب, دیلن, لیست, خوب, بدها, سری, بزنید, نوشته, های, پیشین, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (128), است (96), برای (71), بود (69), نمی (62), های (50), کند (45), بعد (41), همه (41), دیلن (39), شده (38), کرد (36), شما (36), کنم (35), گفت (34), خیلی (33), حالا (32), دوست (32), شان (32), نوشته (31), کار (31), دارد (31), اما (30), شود (30), نیما (29), وقتی (29), روی (29), نگارستان (28), همین (28), توی (26), آدم (26), اگر (26), دارم (26), باشد (25), چون (25), نیست (25), کرده (24), هیچ (24), یکی (23), جان (23), دیگر (22), حتا (22), کردم (22), زندگی (22), برچسب (21), کسی (21), مثل (21), ۱۳۹۶ (20), nbsp (20), توسط (20), فقط (20), چیزی (20), دست (20), خودم (19), هایی (18), کنند (18), شروع (18), کردیم (18), ترجمه (17), اصلاً (17), حرف (17), همان (17), وقت (17), خواهد (17), مان (17), داشت (17), حال (16), سال (16), زمان (16), طور (15), چرا (15), باشم (15), قرار (15), عکس (15), آهنگ (14), آید (14), کنید (14), خودت (14), نگاه (14), ۱۳۹۵ (13), آقای (13), ندارم (13), درباره (13), رمان (13), فکر (13), بودند (13), بودم (13), داشته (13), کنیم (13), دنیا (13), فیلم (12), اند (12), کتاب (12), هایم (12), آمد (12), باید (12), باز (12), گفتم (12), مرا (12), خدا (12), کنی (12), سیگار (12), دوستم (12), باران (12), ترانه (11), ۱۳۹۲ (11), تان (11), دانم (11), طوری (11), روزنامه (11), قدر (11), البته (11), دور (11), داد (11), پیدا (11), درد (11), یوکو (11), سیمنون (10), بازی (10), جلد (10), تمام (10), خوب (10), صدای (10), تازه (10), بوده (10), خانه (10), اولین (10), بیرون (10), هست (10), بهتر (10), بچه (10), ذکر (9), مصیبت (9), جوری (9), روشن (9), #واقعاً (9), ندارد (9), خودش (9), بقیه (9), کنار (9), روز (9), داری (9), انگار (9), نویسنده (8), خواب (8), وگو (8), ۱۳۹۴ (8), رولینگ (8), اول (8), مال (8), نوبل (8), رفت (8), خواندن (8), کمی (8), خواهم (8), جایی (8), دوباره (8), خیابان (8), بنویسم (8), ترین (8), بیا (8), عاشق (8), روزها (8), کجا (8), گرفتم (8), شوند (8), دیدم (8), دیگری (8), باشی (8), خود (8), گرفته (8), زنم (8), چیز (8), نامه (7), ژرژ (7), شرح (7), شدم (7), درست (7), خودمان (7), توانستم (7), بار (7), برایم (7), مهم (7), ببینم (7), سعی (7), هستم (7), جنوبی (7), بلند (7), ببین (7), ساعت (7), کوچک (7), هستند (7), راه (7), ایم (7), تنها (7), سخت (7), زدیم (7), جواب (7), هستی (7), بیدار (7), رفتیم (7), کردن (7), گابن (7), لیبوویتز (6), تعریف (6), ادبیات (6), باب (6), گلوله (6), ژنرال (6), زند (6), بغل (6), فهمیدم (6), بدم (6), آخر (6), خبر (6), زیر (6), درمی (6), مثلاً (6), خودشان (6), دهد (6), همیشه (6), ذهن (6), آورد (6), راحت (6), گوش (6), بودیم (6), بروم (6), یعنی (6), کاری (6), خواست (6), دهند (6), چیزهایی (6), چیزها (6), نوشتم (6), سوال (6), جای (6), منتظر (6), مورچه (6), کشیدم (6), قصه (6), شدیم (6), لیوان (6), کردند (6), کشیده (6), ناگهان (6), کنسرت (6), رفتم (6), شخصیت (6), جوان (5), آنی (5), امتحان (5), شعر (5), فروردین (5), اردیبهشت (5), امضاء (5), لبخند (5), ایستاده (5), مسئله (5), خوشحال (5), هایش (5), نکند (5), خرم (5), عزیز (5), نفر (5), کسانی (5), خوشم (5), زیاد (5), نبود (5), احساس (5), خاطر (5), جور (5), خوش (5), دارید (5), دلم (5), ضبط (5), نشسته (5), کردید (5), کشیدیم (5), مردم (5), کلی (5), بگویید (5), توانیم (5), چتر (5), برو (5), نیستی (5), بسیار (5), منتشر (5), کیک (5), تصمیم (5), بگذارد (5), هرکس (5), پایین (5), کشید (5), دیگه (5), قبول (5), تاریک (5), بالا (5), دارند (5), داریم (5), کور (5), چشم (5), دردی (5), روال (5), کردی (5), دستی (5), ساله (5), توصیف (5), شاید (5), جَن (5), مگره (5), لازم (5), تیر (4), مرداد (4), قدیمی (4), برسد (4), بردن (4), شوم (4), اسم (4), تقریباً (4), بخوانم (4), موسیقی (4), بین (4), خوانده (4), نداشته (4), جمله (4), دکتر (4), ادیب (4), وحدانی (4), نداشتم (4), انتخاب (4), محبوب (4), تلاش (4), توانم (4), خون (4), هفت (4), نشان (4), بدهم (4), برد (4), راضی (4), درجا (4), بیشتر (4), اون (4), پیش (4), گروه (4), خواند (4), شنیده (4), رسیدم (4), کِی (4), شخصی (4), تاثیر (4), گذاشته (4), مورد (4), تبدیل (4), هرکاری (4), هرچی (4), لباس (4), خاصی (4), آمده (4), آفریقای (4), رفته (4), هستید (4), تواند (4), دوربین (4), میان (4), چیه (4), وسط (4), باشیم (4), دنبال (4), زمین (4), انتظار (4), بگویم (4), شدند (4), یار (4), شکل (4), عشق (4), برگشت (4), مجله (4), برویم (4), لذت (4), برود (4), بالای (4), خیره (4), خواستم (4), تخت (4), سالن (4), جلسه (4), برایش (4), پاک (4), علمی (4), تخیلی (4), الان (4), هنوز (4), چای (4), احمق (4), داده (4), مرغ (4), یاد (4), قرمز (4), هوا (4), نشستیم (4), هشت (4), قاه (4), حسین (4), پنج (4), بشود (4), معدنی (4), دیر (4), آینه (4), جلوی (4), ایستادم (4), لخت (4), واقع (4), استون (4), لنون (4), داشتم (4), ژان (4), امریکا (4), گاهی (4), آبجو (4), پاریس (4), فاصله (4), سیاه (3), شمال (3), اسفند (3), خرداد (3), شهریور (3), سری (3), مطالب (3), وبلاگ (3), پست (3), صفحه (3), ماجرای (3), هری (3), رود (3), طولانی (3), بیند (3), منه (3), ازش (3), شماره (3), حتماً (3), بدی (3), نیویورک (3), مودبانه (3), گفته (3), گرفت (3), شبیه (3), بعضی (3), یزدانی (3), پیمان (3), خاکسار (3), ربطی (3), دوستش (3), باعث (3), نویسد (3), مصاحبه (3), چند (3), ممکن (3), دوستان (3), زدن (3), خوشش (3), کارمان (3), دلش (3), بخواند (3), اطرافم (3), احساسات (3), هستیم (3), ۱۲ساعت (3), رنگ (3), تکان (3), دیوار (3), توپو (3), شدن (3), نیستند (3), سراغ (3), کارم (3), خواهی (3), گیتار (3), ولی (3), بگذارم (3), بزنم (3), صدا (3), صدایم (3), کشف (3), استفاده (3), باشید (3), خودتان (3), ستاره (3), پول (3), انجام (3), هربار (3), کافی (3), بزرگ (3), داکوتای (3), بزنیم (3), قبل (3), تجربه (3), بدهد (3), جنگ (3), باد (3), ماشین (3), موشک (3), کدام (3), نویسی (3), نوشتن (3), نپرس (3), ماه (3), دادم (3), پرنده (3), بردارد (3), زده (3), جمع (3), بگیرم (3), نبودم (3), ببیند (3), همراه (3), خالی (3), بارید (3), مرض (3), ببریم (3), گویم (3), سنگ (3), برنمی (3), ۰۷ساعت (3), نهایت (3), خندید (3), زبان (3), مدتی (3), معجزه (3), دانست (3), واقعی (3), نیمه (3), زنده (3), روح (3), پسر (3), داغان (3), دردت (3), جهان (3), اصل (3), داستان (3), دوره (3), حاضر (3), بکش (3), شویم (3), هرچه (3), خوبی (3), فراموش (3), بیفتد (3), قهوه (3), خاص (3), دردش (3), کمتر (3), نکن (3), تلف (3), زمانی (3), متن (3), دلایل (3), نیم (3), اهمیت (3), گفتند (3), خاموش (3), مناسب (3), بالاخره (3), داشتند (3), صورت (3), بگیرند (3), گفتیم (3), روم (3), شاد (3), غصه (3), اندوه (3), گیر (3), آورده (3), آشپزخانه (3), مبل (3), سیم (3), ماندم (3), دود (3), بخورد (3), بهترین (3), فیلمِ (3), کتری (3), موبایلم (3), کتی (3), پری (3), سوزان (3), سانتاگ (3), پتوها (3), درون (3), پنجره (3), خانواده (3), دراز (3), ایده (3), ساده (3), هرچیزی (3), ربط (3), یژی (3), بسته (3), فرانسه (3), براساس (3), ساخته (3), کلوزو (3), غیرممکن (3), اوست (3), دهم (3), خاطره (3), علاقه (3), توتو (2), آموزش (2), استریپ (2), آلن (2), کورمک (2), کارتی (2), چارلز (2), گزارش (2), هایکو (2), مهر (2), آبان (2), آذر (2), بهمن (2), ۱۳۹۷ (2), آرشیو (2), بزنید (2), ۲۶ساعت (2), پاترش (2), ایستاد (2), خانم (2), دختربچه (2), نوبت (2), علت (2), دختر (2), گوید (2), ایران (2), کله (2), عده (2), باقی (2), ماند (2), بخش (2), بشنوم (2), نگرانی (2), هنری (2), پرونده (2), قلب (2), باشند (2), تایمز (2), جایزه (2), چهارتا (2), بدها (2), نیویورکر (2), تیتر (2), جشن (2), بگیریم (2), بودن (2), نوشت (2), دفاع (2), راستش (2), فاکنر (2), برده (2), عذاب (2), وجدانم (2), نداشتن (2), آقا (2), بخوان (2), آخرش (2), دوتا (2), اسمش (2), گرفتن (2), زدند (2), چهار (2), هرکسی (2), نظر (2), شادی (2), کیل (2), نسبت (2), سینمایی (2), رعایت (2), انصاف (2), احترام (2), شکسته (2), عصبانی (2), عنوان (2), اتفاق (2), افتاد (2), دادن (2), حذف (2), مگر (2), احتیاج (2), وجود (2), هاست (2), قطع (2), نقاشی (2), آره (2), خورند (2), محافظ (2), جارو (2), تیپ (2), سرشان (2), پاچه (2), حسی (2), اجرا (2), شنیدم (2), اید (2), موقع (2), 1935 (2), مزرعه (2), وگرنه (2), اتفاقاً (2), ملاقات (2), فهمم (2), توانید (2), خرج (2), بیاورید (2), شوی (2), آوری (2), همچین (2), دستم (2), گرفتند (2), خواهید (2), سلیقه (2), متوجه (2), جزو (2), بنویس (2), مشهور (2), نیامده (2), کادیلاک (2), چندتایی (2), ساخت (2), موردعلاقه (2), بگویی (2), بهت (2), کتابم (2), دوازده (2), تقدیم (2), لیلا (2), حاتمی (2), وگوهای (2), مکان (2), اشاره (2), هشتاد (2), شناسد (2), پاورقی (2), توضیح (2), پاکت (2), مفت (2), تخمم (2), کارشان (2), سالِ (2), ظاهر (2), سرمان (2), دورش (2), فندک (2), انگشت (2), عیدی (2), تبریک (2), موقعیتی (2), آتش (2), نشود (2), حافظ (2), رسم (2), عاشقی (2), دقیقا (2), دستش (2), نشانم (2), فهمیده (2), طرز (2), بکشیم (2), چرت (2), شماست (2), بلدی (2), نفس (2), نفری (2), بزند (2), متاسفانه (2), باش (2), فصل (2), لوس (2), سرم (2), ادایی (2), درآورد (2), ماهی (2), درنمی (2), کلمه (2), هیچی (2), جوک (2), عفونت (2), مجاری (2), ادرارش (2), بگم (2), بگیر (2), زودتر (2), شدی (2), مگه (2), نشستم (2), بیاید (2), جیغ (2), خیال (2), گشت (2), چندنفری (2), خورد (2), نصف (2), بدنم (2), وضع (2), داخل (2), خوانی (2), مدام (2), عرق (2), مرده (2), فضا (2), بروی (2), درنیار (2), مغز (2), خوابیدن (2), آرزوی (2), بعید (2), دوستت (2), محل (2), گذارد (2), خواهند (2), بزنی (2), عقل (2), سالم (2), هرجای (2), درب (2), برادبری (2), ژانر (2), تنگ (2), دیشب (2), بگوید (2), انقدر (2), بوکوفسکی (2), گفتی (2), بدک (2), آسان (2), خیابانی (2), بلد (2), خاطرات (2), کادر (2), پیرهن (2), رنگِ (2), واقعیت (2), انسانی (2), بشوی (2), مزخرف (2), حوصله (2), نداری (2), ریتم (2), مدل (2), فرقی (2), دسته (2), برایت (2), نکنی (2), دقیقاً (2), خواستی (2), متعجب (2), فهمیدیم (2), گذشته (2), گرفتیم (2), ثابت (2), یادت (2), دیوانه (2), بگو (2), خنده (2), خورده (2), تکی (2), شعری (2), جذاب (2), نزدیک (2), اشک (2), جویس (2), بوی (2), سیگاری (2), وری (2), سینما (2), دلیل (2), درک (2), تصویر (2), خلاصه (2), بهروز (2), افخمی (2), ببینیم (2), میکروفن (2), سلام (2), دادند (2), بریم (2), خندیدیم (2), چنان (2), درامر (2), بیست (2), ثانیه (2), صورتِ (2), برساند (2), زدم (2), برگزار (2), مسئول (2), عوضی (2), مشکلی (2), تغییر (2), زمانه (2), هرچیز (2), اوایل (2), داند (2), جوابِ (2), شانه (2), سرت (2), وقتِ (2), گرم (2), تقصیر (2), نشده (2), تقسیم (2), چاقوکشی (2), موبایل (2), برگشتیم (2), وسطِ (2), داستانی (2), نوجوانان (2), فوت (2), برداشتم (2), کلیپی (2), بایستد (2), لای (2), دانستم (2), مانده (2), نور (2), بوسه (2), بعدازظهر (2), برمی (2), داکوتا (2), رابطه (2), آلبوم (2), مهمی (2), آلبومِ (2), عکسی (2), همدیگر (2), میلی (2), لحظه (2), دوستانم (2), جوانی (2), عکاسی (2), یادم (2), کتابی (2), نگه (2), مرد (2), سومی (2), کلاهش (2), نام (2), تمامِ (2), ارثیه (2), دوستِ (2), امسال (2), وهشت (2), وپنج (2), رمانی (2), بلکه (2), اقتباس (2), سوژه (2), صدوشصت (2), آستانه (2), تحمل (2), دهیم (2), اتفاقی (2), بوها (2), رایحه (2), قدم (2), شاه (2), توت (2), یاس (2), حافظه (2), بتوانید (2), دهان (2), کاملاً (2), برجسته (2), فراوان (2), فرزند (2), مطالعه (2), مار (2), مقاله (2), powered, blogfa, com, rss, جعبه, خارج, ترومپت, مغولستان, خارجی, غربی, پیوندها, روایت, طلاجویان, نیکلای, گوگول, ژولی, دلپی, ابوتراب, خسروی, نیل, یانگ, ادری, فرانسیس, فورد, کاپولا, ژولیت, بینوش, میراندا, جولای, نویسندگی, رولد, دال, مریل, وودی, کتابخانه, امیلی, برونته, هاگاکوره, بوکفسکی, طریقت, سامورایی, چنین, روایتِ, کنفسیوس, یادداشت, رسوایی, ۱۳۹۱, پیشین, اینستاگرام, عناوین, الکترونیک, نخست, قضیه, قبلاً, طرفدارانش, مجموعه, کتابفروشی, مشتاقان, نشیند, سفت, اخم, تَخم, صبر, کتابش, ناراحتی, پرسد, پاتر, کنن, ناشناخته, گنده, فرهنگ, ادب, شناسند, معدودی, معروف, فرح, نزنند, بعدی, مجلات, صمیم, آرزو, چهارنفری, مشتاق, شناختن, قیدش, بزنند, غیر, روزهای, خواندم, عمری, بفروشد, نظرم, استدلالش, استدلال, رفقای, بیایید, مهدی, علاوه, براینکه, سرعت, اعلام, چندخطی, شورشی, ریده, جملات, کفرم, مایه, انکرالاصوات, فرضاً, بگوییم, مردک, الکلی, کامنت, زاهد, منچستر, باری, حمل, پنهان, بخرم, بنشینم, بخوانمش, مطلبی, شرق, بال, دربیاورم, هرمطلبی, ربطش, آملی, بنابراین, زود, ناراحت, برم, روزه, ماندند, محمود, حسینی, زاد, موافق, نباشند, اولش, اعطای, سیمرغ, بلورین, حدیث, دنیایی, منتظرش, خیالم, طرح, شرت, برگشتم, نظرات, حین, دیگران, پالین, چندروزه, برخلاف, ممارستم, عدل, متقابل, ببخشمش, ریزی, نکشد, برعکس, حداقل, نظری, سریع, ترغیبش, شنیدن, رامونا, نفرین, هرترانه, دهه, میلادی, تکلیف, اتفاقات, باج, حضورشان, خدمت, کنارم, واکنش, 2016, بفهمم, اعماق, خوشحالم, جفت, موافقان, مخالفان, لیست, دیوارهای, معلومه, بوم, چسبانم, دستانش, دهانش, گیرد, جاست, هفته, بدت, چسبیده, تمامش, قدری, برنگردند, معاشرت, منم, ستایش, بینید, ببینمش, تاثیرگذار, ready, steady, goes, live, برنامه, نشنیدم, مانفرد, اجرای, محبوبم, هرحال, بانجو, گیتاری, 1947, جنوب, ضبطش, کشفم, متولد, 1941, دید, مجبورم, آهنگی, بنی, گودمن, هموند, رِیس, سرزنش, نکنید, سمج, دربیاورید, ارزشش, زحمت, گرفتنم, بپرسید, قبولم, احتیاجی, ندارید, بسازید, انگلیس, خواهیم, گوییم, بده, برگه, داشتیم, بنویسیم, بکنم, گیرم, آیم, گیرند, گیرید, کلاه, لباست, پوشیدن, عوض, اذیتم, سوءاستفاده, ابزار, ایالات, متحده, مشکل, علیه, آزارم, دلشان, قاطی, کیشنوویچ, آکوپولکوی, مکزیک, پدرم, دزد, باشه, شاکی, شوید, شنیدیش, گویی, بنویسد, شناخته, بشوم, اسپانیایی, اربابان, محتوای, قوی, بابت, مسائل, سیاسی, عتیقه, خریدم, جورجیا, آها, تنگه, کاناورال, سردرنمی, آورم, معلوم, آورید, هایت, پاییز, نوشتی, سالگی, بیوگرافی, توانی, بخوانی, آمدم, آمدی, عجالتاً, بگردم, 1965, disc, weekly, اسکار, گشتم, تایی, وگوی, گزیده, درصدشان, نتیجه, رضایت, نقش, حسابی, خجالت, پرسشگر, محترم, شجاع, الدین, شفا, کمدی, الهی, ۲۱ساعت, بهتری, حالم, اودری, کشیدنش, ممنوع, چنگ, بدوید, گاندی, فرانچسکوی, قدیس, ۰۱ساعت, دشمنان, دمیده, بلدیم, گذرد, تری, سقف, گردیم, خوشی, همچنان, حیاط, نصفه, ونیمه, بشوند, باهاشان, کباب, ولورده, نوشابه, بریزم, شکرش, شنا, دخالت, خیس, نزند, سربه, عزم, دیدار, بازگردد, برآید, چیست, فرمان, ۰۴ساعت, عیش, مهیا, کجاست, ساقی, مطرب, مهیاست, پاسخ, دهید, نمره, ۰۶ساعت, ایستادیم, دونی, خیابون, سمند, دقیق, مکانش, فرو, گوری, غریبی, غیبم, وزید, نفهمید, ورق, باریدن, مجبورمان, بایستیم, نباید, نزن, توست, ابریشم, قیمت, حیف, موهای, چرخ, گردون, کام, بگردانی, گیس, بگیری, مجبورش, راست, هرطرف, تنگی, دوسه, کشد, منظورم, غلط, هوای, شرطی, مغزمان, پاره, محتاج, حافظا, خور, رندی, رمانِ, فیزیک, کوانتوم, ترمودینامیک, فضایی, پدرمادری, عشوه, مادر, پسرک, فروش, جلب, مشتری, نگران, نباش, استرس, زیاده, کارت, عالی, جذابش, دندان, ردیفش, کوچکش, آئورتش, مرخصی, استراحت, پرستارش, فشارخونم, بگیرد, اولوالعزم, نیستم, پیامبر, فشارم, ندیدی, قوم, خندونم, پرستاری, دستکش, بارمصرف, شلوار, فیها, خالدون, سکته, موبایلش, زنگ, جماعتی, خوشحالی, صلوات, فرستادند, فلج, طبیعتاً, فکری, ذهنم, رسید, خدایا, رمز, هاردم, نگفته, شوخی, گذشت, فغان, قال, سیرکی, عجایبِ, بیمارستان, اورژانس, شلوغ, چرک, عزراییل, تخم, رمق, مچاله, سروته, زجر, نبوده, سیخونک, روده, ادا, اطوار, خرد, مادرش, هرجایی, کشتیِ, ازل, موج, مکزیکی, ساختنِ, عنش, ۰۹ساعت, خوابش, جسمی, نداند, روحی, توجهی, دردآور, خدایی, هنر, اساس, بگویند, نگذارد, درواقع, بداری, اوی, اولی, برگردد, بنشینی, کائنات, دوم, سالمی, نخواهند, وداغان, احتمالاً, بازیافتی, عینهو, ربات, گودو, خوانم, دورم, اصلا, بکت, نویسند, خوانیم, دوری, تاب, مغزی, بخوابم, گذاشتی, ۱۳ساعت, گوزو, غبغبت, ننداز, نیستیم, میانه, افتند, میرند, بگذرد, جرواجر, ۱۵ساعت, مجلس, عزا, اینه, بزنن, مون, منو, ازاین, ببر, دوسِت, بازویت, دویدیم, بعدش, قلبم, تپد, عزایی, سنگی, دارمی, پروپرانول, خوردم, ۱۱ساعت, خیابانِ, هرروز, نباشد, دنیادیده, لجنِ, اشتهایت, چیزت, نبینی, نشنوی, بیفتی, گوشه, پدرت, جدت, لعنت, دربیاوری, فهمی, صبوری, کوهِ, بنوش, بزن, قشنگی, ریتمِ, مهربانی, دوام, بیاوری, گذرت, نهادت, لجن, لال, مضطرب, فرسات, تکراری, پرملال, دیدن, جابربن, حیان, ابوریحان, بیرونی, ۲۵ساعت, عینکش, تند, نکش, خوشبخت, خندان, بکنی, زنند, نخواهی, همسایه, بدوی, بچسب, بدار, یونیک, بیماری, باهاشون, نباشیم, روالی, بینداز, تخمی, باور, دانی, تهِ, وجودت, اتلاف, خیر, بودی, خوای, بنده, خواستند, ارزش, چیزهای, فهمند, کیو, جولیا, رابرتزی, جین, معنی, نفهمیده, زیبا, دیده, ندیده, خوشمزه, نخورده, تنهایی, یونیکی, ویژه, آسی, برگرد, خونه, اولیس, مسخره, ۲۷ساعت, کوچه, باریک, فنجان, دلِ, آشنایی, بدانید, زیبایی, ریخت, ریزد, متفاوتی, کلماتِ, جذابِ, معنا, رفتن, جدی, مشکلات, فنی, عذرخواهی, ساندویچ, پاچینوی, درونم, سبک, کدوم, تعارف, موجه, قانون, شهروندی, بدهیم, سیگارهایمان, دقیقه, آمدند, سیگارها, منطقی, مفهومِ, قسمتی, نقل, شاهده, خواندیم, ووداستاک, پوشیده, مهران, مدیری, پوشند, شورش, دوران, مدرسه, تاسف, تاریخ, مملکت, ساعته, خوام, همینو, گروهِ, سروصدایی, انداخت, موفقیت, آمیز, ساکت, شهید, دیرتر, نخواند, رید, سوت, کشیدند, بورد, موفق, درامز, محو, بیچاره, هرکدام, قرارِ, سانتیمتر, دانه, متین, مهربان, آلودگی, صوتی, جایم, تاخیر, مخالفت, سیگارهای, درمیان, مهاجرت, خیالِ, آسوده, صحبت, عصبانیت, فشار, هاشان, گراز, صداها, درها, بلیت, هامان, خوردند, مشکلم, موجود, سروصدا, سرخ, هوار, قهاری, روزی, نکشم, عادی, رسوای, ضمناً, دودِ, معرکه, کمه, کمل, مالبرو, وینستون, مگنا, کاغذ, پیچاند, وپرت, حساب, کنسرتی, پاپ, مجوزدار, تقلید, دانستند, ادای, ستار, کنسرتش, سرکوچه, شگفت, انگیز, کاترین, زتاجونز, یهودای, اسخریوطی, کتابِ, کاترینِ, زتا, شادکامی, شادابی, شادمانی, شعور, نباشی, کامت, آبت, مانت, رفیقِ, رویش, گریه, صاحاب, یادی, فرشته, مغضوبِ, حالش, طرف, بینی, موجودی, خودخواه, خودشیفته, بسا, دورو, کسب, جلبِ, غمخواری, بدانیم, داغانی, گردوخاک, بگذاریم, پستو, نوشیدنیِ, بیاوریم, بنشینیم, پای, دلت, گذاشتیم, آوردیم, دادیم, رفتی, نبودی, نرفتیم, چرتکه, فدای, نخواستیم, سلامت, رفیقا, شفیقا, یارا, افتاده, روزگارِ, سیاهی, تیرگیِ, گله, جفای, جانِ, بارمان, بگذار, خیرندیده, کجاش, آیا, مقصر, پیر, ۱۶ساعت, گذراندیم, سفید, خوبیِ, قطره, صحرای, تفتیده, بخار, فعل, مفرد, زیرسیگاری, چراغ, ترسیدم, حرکت, برق, نتِ, سمجِ, تماشاگران, پایان, بروند, پرند, شرم, حمام, غمگین, ولو, سیگارمان, غمگنانه, دراین, باره, ناامیدانه, راهی, برخلافِ, ذاتش, گشتیم, هاردها, ستارگان, ترتیبِ, تماشا, خوابیدیم, ساختیم, غذا, پختیم, پنجم, دیالوگ, پیشرفت, ۱۰ساعت, احمدرضا, احمدی, تغییرش, پوشیدم, وداغانِ, احمقانه, کارِ, عالم, کوله, پرنور, ساکتِ, جیبم, درآوردم, بابا, ماشینی, راننده, ازم, بپرسد, دونم, سوار, خزیدم, بفهم, تکستی, تماسی, لایکی, سیگارشان, پتی, نورِ, بایستم, گاز, زیرش, هال, پیچ, کوتاه, معنیِ, کاشته, سکوتِ, عشقی, دوستی, دشمنی, آلود, ثمر, مدت, پیله, ابریشمی, دربیایی, پروانه, کرم, فضای, زیرلب, زمزمه, هرچند, خوشگلی, حرفی, 335, ژانویه, 1981, مثلِ, خداحافظی, بدون, تیتری, لوگوی, آپارتمانِ, مدلی, اتاق, اتاقی, مشرف, سنترال, پارک, نمونه, تمرین, طرفدارِ, مجنون, شلیک, بیمارستانِ, روزولت, جمعیت, دکتری, صندلی, درگذشت, جمعیتِ, سوگواری, شمع, پولاروید, حالی, دیدش, صرف, قول, شوهری, اهل, پسرشان, شون, مراقبت, بکند, بازگشتِ, فعالیتِ, موسیقایی, عکسِ, موضوع, double, fantasy, بوند
Text of the page (random words):
که شاید مال بیست سال پیش است گاهی قدیمی تر ممکن است خاطره ای از کودکی باشد این خاطره با خود تصاویری می آورد و تصاویر آدم ها را با خود می آورند در ذهن روستا یا شهری را مرور می کنم که آن بوی شاه توت یا یاس یا حالا هرچی را شنیده ام کافی ست شخصیت ها را در آن مکان قرار دهم و وقتی آدم شخصیت ها را دارد ماشه ای لازم است تا آن ها را به آستانه ی تحمل شان برساند ما در خود تمام احساسات دنیا را داریم این تعریف از رمان را من اختراع نکرده ام همین جا بگویم وقتی از بالزاک پرسیدند چه کسی می تواند شخصیتِ یک رمان باشد جواب داد هرکس فقط باید به آستانه ی تحمل رسیده باشد ما در خود تمامِ احساساتِ دنیا را داریم تمام غرایز بالقوه به دلایل مختلفی آموزش سستی ترس از پلیس و غیره به آن ها اجازه ی ظهور نمی دهیم اما اتفاقی باعث می شود که به سیم آخر بزنیم و در نهایت به قهرمان و یا انسانی پست تبدیل شویم کافی ست زیر پوست شخصیت ها برویم و آن ها را درون موقعیتی خاص قرار دهیم مرگی در خانواده ارثیه یک تصادف هر اتفاقی که ناگهان زندگی آن ها را تکان دهد من باید چیزی بین صدوشصت وپنج تا صدوشصت وهشت رمان نوشته باشم دقیقاً نمی دانم زنم است که این چیزها را به روز نگه می دارد و جوابِ روزنامه نگارها را می دهد در واقع برای تان اعتراف می کنم معمولاً زنم گفت وگوهای مرا انجام می دهد او کاروبار مرا بهتر از من می شناسد چون اوست که خودش را با این چیزها مشغول می کند بادقت به همه چیز می رسد حالا می خواهد ادبیات باشد یا سینما من منشی ندارم اما زنم دارد من حتا به تلفن جواب نمی دهم زنم مسئول است اوست که قرارها را می گذارد حواسش به همه چیز هست مگره ی حقیقی دوستِ قدیمیِ من گابن تا به حال چهل وهشت فیلم براساس رمان های من ساخته شده است باید به این ها هفت فیلمی که امسال ساخته می شوند را اضافه کنیم که می شود پنجاه وپنج فیلم امیدوارم زنم نگوید اشتباه است فیلم en cas de malheur در امریکا عشق حرفه ی من است با بازی ژان گابن و بریژیت باردو و استریپ تیز که هنری ژرژ کلوزو قرار است کارگردانی اش کند تازه ترین ها هستند فیلم کلوزو را براساس رمانی از خودم ننوشتم بلکه فیلمنامه ای ارِیژینال برای کلوزو نوشتم نمی توانستم از رمان هایم اقتباس کنم برایم غیرممکن است نمی توانم سفارشی بنویسم برای نوشتن لازم است سوژه ای را احساس کنم و حتا تصورش برایم محال است که بتوانم سوژه ای را که یک بار نوشته ام در قالبی دیگر بنویسم در حال حاضر شیفته ی یک چیز هستم دوست قدیمی ام ژان گابن که تعدادی از فیلم های من را بازی کرده است فیلم هایی که من مشارکتی در آن ها نداشته ام فقط براساس رمان هایم بوده اند دوستِ قدیمی ام ژان گابن قرار است شخصیت مگره را بازی کند برای سه فیلمِ مگره قرارداد بسته است دوتای شان همین امسال ساخته می شوند سومی از ماه دیگر شروع می شود که هشتمین فیلمِ سیمنون گابن خواهد بود معتقدم ژان گابن نزدیک ترین تصویر از چیزی ست که مردم از مگره در ذهن دارند و از هر لحاظ همان است که من از مگره در ذهن دارم بهترین ارثیه ی جوانی من روح خوبِ لی یژی من در فرانسه زندگی می کنم اما به بلژیک وفادارم من در قلبِ لی یژ به دنیا آمده ام در منطقه ای به نام اوتره موز سخت به زادگاهم دلبسته ام در میان کتاب هایم یکی از محبوب ترین هایم کتابی ست به نام شجره نامه که به نوعی ترانه ای ست برای مردم اندکِ لیژ مخصوصاً صنعتگرانش آن ها مردمانی هستند که تمامِ تلاش شان را می کنند در لی یژ هنوز شهروندان زیادی هستند که در خانه کار می کنند چون همیشه خودم را یک لی یژی دانسته ام این داستانِ لی یژ را برای پایانِ مطلبم نگه داشتم بعدازظهر است در خیابانی تاریک و تنگ تنها یک پنجره روشن است متعلق به کافه ای کوچک که آدم اغلب در لی یژ می بیند با پرده هایی کِرِم رنگ که نور را فیلتر می کند ناگهان در باز می شود دو مرد را می بینیم که سومی را تا وسطِ خیابان می برند عصا و کلاهش را پرت می کنند طرفش و در دوباره با خشونت بسته می شود وسط خیابان در میان چاله ی آب مرد تلاش می کند که سرپا بایستد عصایش را برمی دارد کلاهش را بلند می کند گیج تا جلوی در بسته رژه می رود هلش می دهد تا باز شود و بعد فریاد می زند شنبه می بینم تان دوستان من همین مقدار کفایت می کند ایده ای برای نشان دادن قلب ساده و پاک و روح لی یژ چیزی که به من احساس لی یژی بودن می دهد هرجا که باشم ترجمه ی نیما نگارستان برچسب ها ترجمه ژرژ سیمنون نوشته شده در ۱۳۹۷ ۰۲ ۰۷ساعت 19 42 nbsp توسط نیما نگارستان جان و یوکو پنج شش سال پیش آنی لیبوویتز و عکاسی اش و رابطه اش با سوزان سانتاگ برای ما خیلی جذاب بود و هرچیزی که به لیبوویتز ربط داشت به ما هم ربط داشت مثل هرچیزی که به بوکوفسکی دیلن وارهول یا آلن ربط داشت و برای ما خودِ زندگی بود و حتا از زندگی هم مهم تر بود حالا داشتم کتاب هایم را می ریختم دور که دیدم در همان سال ها کتابی از آنی لیبوویتز را ترجمه کرده ام که مربوط می شود به حرف هایش درباره ی عکس هایش خواندن دوباره شان لذت بخش بود و بفرمایید لذتِ فصل سوم اش را هم با شما تقسیم می کنم سه جان و یوکو آن عکس جان لنون و یوکو اونو که روی زمین دراز کشیده اند چند ساعت قبل از کشته شدنِ لنون تاریخی ده ساله دارد اولین عکسی که از جان لنون گرفتم در واقع اولین ماموریتِ مهم ام در مجله ی رولینگ استون سال 1970 بود قرار بود جَن ونر به نیویورک برود تا با لنون مصاحبه کند وادارش کردم که مرا هم با خودش ببرد بیشتر هم با توضیح این دلیل که من کم هزینه تر از هرکس دیگری بودم با بلیتِ مخصوصِ جوانان پرواز می کردم و خانه ی دوستانم می ماندم یوکو بعدها به من گفت که او و جان تحت تاثیر قرار گرفته بودند وقتی دیدند جَن جوانی مثل من را برای عکاسی از آدم هایی با آن شهرت آورده است آن ها به عکاسانِ درجه ی یک جهان عادت داشتند و حالا این بچه جلوی شان بود اما جان مثل بچه ها با من رفتار نکرد به ام آسان گرفت صمیمی و رُک بود و همکاری می کرد آن جلسه برای من یک جور کلاس برای حضور و کار در کنارِ آدم های مشهور بود جان چهره ای افسانه ای در بین مردم و همین طور مورد احترام و تحسین من یادم داد که من هم می توانم خودم باشم من سه تا دوربین نیکون ام را به همراه یک لنز 105 میلی متری و روشنایی سنج همراه خودم بردم وقتی که جان داشت با یوکو حرف می زد من با دوربین مشغولِ پیدا کردنِ موقعیتِ مناسب بودم که جان برگشت و به من نگاه کرد نگاهی طولانی انگار به من خیره شده بود و من در همان لحظه عکس گرفتم به سان فرانسیسکو که برگشتیم جَن همین عکس را برای روی جلد انتخاب کرد ده سال بعد جان و یوکو تازه آلبومِ double fantasy را منتشر کرده بوند و جاناتان کوت گفت وگویی با جان برای رولینگ استون انجام داده بود اوایل دسامبر در داکوتا من از آن ها در آپارتمان شان عکس گرفتم اما چندروز بعد با ایده ی خاصی برای عکس دوباره به سراغ شان رفتم روی جلد آلبوم تازه شان عکسی از جان و یوکو بود که داشتند همدیگر را می بوسیدند بوسه ای ساده به وقتِ خستگی با خودم فکر کردم که مردم چه طور در تخت خواب به هم می آمیزند و از آن ها خواستم که همدیگر را لخت در آغوش بگیرند آن ها هیچ ترسی از لخت ظاهر شدن نداشتند روی جلد آلبومِ اول شان دو باکره لخت مادرزاد بودند هنرمند بودند جان مشکلی با ایده ی من نداشت اما یوکو گفت که به دلایلی نمی خواهد شلوارش را دربیاورد گفتم آه بذار همه چیز تن ات بمونه یک عکس پولاروید از آن ها در حالی که با هم دراز کشیده بودند گرفتم و جان دیدش و گفت تو دقیقا رابطه ی ما را ضبط کرده ای او پنج سال وقت صرف کرده بود تا به قول خودش تبدیل به شوهری اهل خانواده بشود از پسرشان شون مراقبت بکند و این آلبوم تازه بازگشتِ او به فعالیتِ موسیقایی اش بود او مرا کنار کشید و گفت که می داند مجله یک عکسِ تکی از او برای روی جلد می خواهد اما او می خواهد که یوکو هم روی جلد باشد او گفت که این موضوع خیلی مهمی است آن عکس را در یک بعدازظهر در اتاقی مشرف بر سنترال پارک گرفتم قرار بود شب با هم برویم که نمونه ها را ببینیم اما همان شب وقتی جان از جلسه ی تمرین اش به خانه برمی گشت یک طرفدارِ مجنون به اش شلیک کرد خبر را از جَن شنیدم جان را به بیمارستانِ روزولت برده بودند و من هم رفتم که از جمعیت حاضر در آن جا عکس بگیرم دور و بر نیمه شب دکتری بیرون آمد من روی صندلی ایستادم و از او که داشت خبر درگذشت جان را می داد عکس گرفتم بعد به داکوتا رفتم و کنار جمعیتِ سوگواری که شمع در دست گرفته بودند ایستادم آن عکس حالا مثلِ بوسه ی خداحافظی می ماند جَن تصمیم گرفت آن عکس را بدون هیچ تیتری به جز لوگوی رولینگ استون روی جلد کار کند وقتی به آپارتمانِ جان و یوکو رفتم تا مدلی از روی جلد را به یوکو نشان بدهم در اتاق تاریک روی تخت دراز کشیده بود او گفت از کاری که کردیم خوش اش آمده آنی لیبوویتز ترجمه ی نیما نگارستان عکس در واقع روی جلد شماره ی 335 مجله ی رولینگ استون 22 ژانویه ی 1981 است برچسب ها ترجمه آنی لیبوویتز نوشته شده در ۱۳۹۶ ۰۶ ۱۲ساعت 17 52 nbsp توسط نیما نگارستان من حرفی دارم که حتا خودم هم نمی فهمم چه برسد به شما بیدار که شدم دوستم رفته بود سر کار نور از پنجره ی آشپزخانه می زد تو و فضای خانه را طوری کرده بود که انگار توی کلیپی از کتی پری هستم و حتا دل ام خواست چیزی زیرلب زمزمه کنم هرچند به خوشگلی کتی پری وقتی از خواب بیدار می شود نبودم همان طور روی زمین و لای پتوها نشستم و به سکوتِ خانه ی دوستم نگاه کردم نمی دانستم باید چه کار کنم یا کجا بروم نمی دانستم چه طور کارم به آن جا کشیده کاری نداشتم تنها بودم کسی توی ذهن ام نبود نه خانواده ای نه عشقی نه دوستی و نه حتا دشمنی خالی و خواب آلود و بی ثمر انگار پس از مدت ها از پیله ای ابریشمی دربیایی اما به جای پروانه هم چنان کرم مانده باشی از لای پتوها خودم را کشیدم بیرون و خزیدم روی مبل و بعد موبایلم را برداشتم تا شعری چیزی بنویسم که بفهم ام چه طوری ام نه تکستی نه تماسی و نه لایکی خودم و موبایلم به هم نگاه کردیم آن وقت چندتایی شعر نوشتم که دل شان چای می خواست یا درون شان باران می بارید یا دور ایستاده بودند و سیگارشان را روشن می کردند و این طوری کمی حال ام بهتر شد و توانستم بروم لخت و پتی زیر نورِ پنجره ی آشپزخانه بایستم و کتری را بگذارم روی گاز و زیرش را روشن کنم بعد از آن جا به پتوها نگاه کردم که وسط هال توی هم پیچ خورده بودند و شکل یک داستان کوتاه از سوزان سانتاگ بودند کسی یک معنیِ مهم درون شان کاشته بود اما من نمی فهمیدم کنار کتری یک نخ سیگار کشیدم و بعد زیر کتری را خاموش کردم و لباس ام را پوشیدم و توی آینه به خودم نگاه کردم شاید هم واقعاً همین آدم باشم شاید همین درب وداغانِ بی حوصله ی خیره به آینه من باشم جلوی آینه ایستادم و سیگار کشیدم دود را فوت می کردم توی صورت خودم که توی آینه ایستاده بود و دود را فوت می کرد توی صورتِ من احمقانه ترین کارِ عالم سیگار به دست کوله ام را برداشتم و از خانه ی پرنور و ساکتِ دوستم زدم بیرون کنار خیابان ایستادم و موبایلم را از جیبم درآوردم و برای دوستم نوشتم واقعاً دیشب چی شد دوست ام درجا جواب داد برو گم شو بابا موبایل به دست ماندم این دیگر نه کلیپی از کتی پری بود و نه داستانی از سوزان سانتاگ کنار خیابان منتظر شدم تا ماشینی بایستد و راننده اش ازم بپرسد کجا می ری و من جواب بدهم چه می دونم و بعد سوار شوم عنوان داستانی از احمدرضا احمدی که برای نوجوانان نوشته و من البته تغییرش داده ام تا نه به درد نوجوانان بخورد و نه به هیچ درد دیگری برچسب ها یک گلوله برای ژنرال نوشته شده در ۱۳۹۶ ۰۵ ۱۰ساعت 19 57 nbsp توسط نیما نگارستان اگر البته دیر نشده باشد خب برگشتیم خانه چون هوا به طرز شرم آوری گرم بود به نوبت رفتیم حمام و بعد غمگین ولو شدیم روی مبل و سیگار کشیدیم و با چشم های چپ شده به دود سیگارمان نگاه کردیم و کمی حرف های غمگنانه زدیم دراین باره که دنیا به هیچ دردی نمی خورد و آدم ها از وقتی عقل رس می شوند یا حتا زودتر فقط ناامیدانه سعی می کنند راهی پیدا کنند که دنیا برخلافِ ذاتش به دردی بخورد و ما حالا بالاخره بی خیال شده ایم و دست کشیده ایم و قبول کرده ایم که دنیا همین است که هست و قرار نیست به دردی بخورد بعد حال مان بهتر شد و گشتیم توی هاردها و سری جنگ ستارگان را پیدا کردیم و به ترتیبِ سالِ ساخت تماشا کردیم وسط فیلم خوابیدیم جوک ساختیم غذا پختیم داستان گفتیم و بهترین اش وقتی بود که وسطِ فیلمِ پنجم صدا را قطع کردیم و خودمان جای شخصیت ها دیالوگ گفتیم و فهمیدیم که نسبت به سال های قبل در این یک مورد خیلی پیشرفت کرده ایم دو روز را همین طوری گذراندیم و بعد دوستم گفت که باید برود سر زندگی اش و باز همه چیز سیاه و سفید شد و دنیا به خوب و بد تقسیم شد و خوبیِ دنیا برای ما مثل یک قطره ی کوچک باران در صحرای تفتیده ی بدی بخار شد و رفت هوا انگار نه انگار که اصلاً وجود داشته دوستم که رفت فعل های آخر جمله که همه جمع بودند مفرد شدند و دیگر سیگار نمی کشیدیم می کشیدم و زیرسیگاری خیلی دیر پر می شد و چراغ آشپزخانه اصلاً روشن نمی شد و مبل آن قدر جا داشت که می ترسیدم همان طور نشسته گم شوم برایش نوشتم کورمک مک کارتی یک جایی حرکت ماه روی سیم های برق را مثل یک نتِ سمجِ موسیقی توصیف کرده و یک جا هم تماشاگران یک چاقوکشی را وقتی که در پایان چاقوکشی از جا بلند می شوند که بروند دنبال کارشان مثل پرنده هایی توصیف کرده که از روی سیم می پرند و بعد خیره به صفحه ی موبایل منتظر ماندم تا جواب بدهد و آن وقت چیزی که واقعاً می خواستم بگویم را برایش بنویسم برچسب ها شرح حال ذکر مصیبت نوشته شده در ۱۳۹۶ ۰۴ ۱۶ساعت 1 9 nbsp توسط نیما نگارستان برای چی تقصیر منه الان کجاش تقصیر منه و آیا برای پیدا کردن مقصر دیگر پیر نشده ایم از همه که نه اما من واقعاً از شما انتظار دارم که وقت شادکامی و شادابی و شادمانی این قدر بی شعور نباشی و یادت باشد زمانی بود که نه کامت شاد بود نه آبت شاد بود و نه مانت شاد بود و در آن زمان ما رفیقِ غم و غصه و درد و مرض ات بودیم و شانه ای بودیم که اندوه ات را رویش گریه می کردی بی صاحاب شده درست نیست که حالا فراموش کنی و سرت به کار خودت باشد و یادی از ما نکنی ای فرشته ی مغضوبِ خدا می دانم که ما آن قدر درد داریم که به وقتِ شادی دل مان می خواهد تا می توانیم حالش را ببریم اما اگر از آن طرف نگاه کنی می بینی موجودی هستی خودخواه و خودشیفته و ای بسا دورو که هرچه می گفتی تنها برای کسب و جلبِ هم دردی و غمخواری ما بوده است که بدانیم تو داغانی و شانه مان را از گردوخاک زمانه پاک کنیم و درد خودمان را بگذاریم توی پستو و نوشیدنیِ گرم برایت بیاوریم و بنشینیم پای غصه های دلت خب پاک کردیم و کنار گذاشتیم و آوردیم و نشستیم و گوش دادیم اندوه که تمام شد هم رفتی و نبودی و ما نرفتیم و بودیم و غم و غصه ی خودمان را چرتکه می زدیم باشد فدای سرت نخواستیم خوش باشی سلامت باشی اما رفیقا شفیقا یارا درست است که حالا که دوباره افتاده ای به روزگارِ سیاهی و تیرگیِ اندوه و گله از جفای یار باز یاد ما کنی دور از جانِ شما مگر ما را خر گیر آورده ای و حتا اگر خر گیر آورده ای عزیز من انصاف داشته باش انقدر بارمان نکن بگذار نفس بکشیم خیرندیده حالا بگو ببینم دردت چیه دوباره از نامه ی کاترین زتاجونز به یهودای اسخریوطی کتابِ نامه های کاترینِ زتا ترجمه ی نیما نگارستان برچسب ها ذکر مصیبت نوشته شده در ۱۳۹۶ ۰۴ ۱۲ساعت 18 11 nbsp توسط نیما نگارستان ماجرای شگفت انگیز کنسرت آقای زمان اولین کنسرتی که من رفتم کنسرت حسین زمان بود اون اوایل که پاپ تازه مجوزدار شده بود هیچ کس نمی دانست باید چه کار کند و مثل همه ی وقت های هیچ کس نمی داند باید چه کار کند در آن روزها هم همه شروع کردند به تقلید از آن هایی که می دانستند دارند چه کار می کنند حسین زمان ادای ستار را درمی آورد و من هم که توی یک روزنامه ی خیلی کوچک کار می کردم رفتم گزارش کنسرتش را بنویسم در آن روزها واقعاً برایم مهم نبود کی می خواهد بخواند چون اصلاً از کنسرت بدم می آمد همین حالا هم اگر باب دیلن سرکوچه مان کنسرت برگزار کند نمی روم مثلاً بروم که چی بشود اگر یک جوابِ مناسب برای این سوال پیدا کردید به من هم بگویید که بروم نیم ساعت دیر رسیدم چون آن روزها سیگاری قهاری بودم و فکر می کردم اگر روزی سه پاکت سیگار نکشم احمق عادی و رسوای زمانه هستم و ضمناً بدنم هم می کشید و شش هایم با این دودِ معرکه حال می کردند و مدام می گفتند بکش عوضی بکش این کمه و من هم کمل مالبرو وینستون مگنا فروردین تیر اردیبهشت و هرچیز دیگری که می شد دورش را کاغذ پیچاند و آتش اش زد را می کشیدم برای همین آن قدر با دوستم سیگار کشیدیم و چرت وپرت گفتیم که حساب زمان از دستم در رفت و نیم ساعت دیر رسیدم وقتی رسیدم همه داشتند غر می زند کنسرت آقای زمان تاخیر داشت و انگار قرار بود اصلاً برگزار نشود چون یک جایی مخالفت کرده بود ما هم عصبانی شدیم و سیگارهای مان را روشن کردیم و یکی درمیان تصمیم گرفتیم آخر سال مهاجرت کنیم برویم یک جایی که بشود با خیالِ آسوده رفت کنسرت حسین زمان بعد یکی دو نفری شروع کردند با یکی دو نفر مسئول صحبت کردند و چندنفری صورت شان به علت عصبانیت یا فشار خون بالا قرمز شد و چشم هاشان گراز شد و صداها بالا رفت و ناگهان درها باز شد و بلیت هامان را گرفتند جر دادند و رفتیم داخل نشستیم صورت های قرمز آب معدنی خوردند و من فکر کردم عوضی های گه چون آن روزها آب معدنی لوس بازی بود و این طور نبود که همه آب معدنی دست بگیرند البته من مشکلی با آب معدنی نداشتم مشکلم با آدم هایی بود که می خواهند وضع موجود را با سروصدا و سرخ شدن و داد و هوار تغییر دهند نیم ساعت هم توی سالن نشستیم و کم کم همه با هم دوست شدیم و سیگار به هم تعارف کردیم و درباره ی فیلم و سینما حرف زدیم و بعد با این دلیل موجه که چرا به ما اهمیت نمی دهند و قانون شهروندی رعایت نمی شود و حالا که آن ها اهمیت نمی دهند ما چرا اهمیت...
|