If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: hakimane.blogfa.com - .

site address: hakimane.blogfa.com redirected to: hakimane.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Sunday 30 August 2026 16:56:05 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=داستانهای حکیمانه براي تازه شدن دير نيست;

Headings (most frequently used words):

دلیل, داستانهای, حکیمانه, براي, تازه, شدن, دير, نيست, تماشا, برای, اولین, بار, خانواده, لاک, پشت, ها, قهوه, نمکی, زیبایی, اطلاعات, لطفا, قانع, کننده, مالیات, لعنت, برشیطان, کشاورز, درخت, جادویی, عشق, می, خواهد, بوعلی, وپیامبری, ادیسون, حاضرجوابیهای, کودکانه, کودک, کشیش, ایمان, موفقیت, ثروتمند, کوزه, شکسته, من, وپدرم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بود (93), این (75), گفت (67), کرد (65), است (45), دختر (41), برای (40), پسر (39), شده (34), نمی (29), بعد (27), خود (24), نوشته (23), سال (23), داد (23), ۱۳۹۰ (22), ساعت (22), گفتم (22), شما (21), جمعه (21), وقتی (21), کنم (21), همه (21), توسط (20), مهدی (20), آرایی (20), بودم (20), اون (20), اگر (19), کردم (19), اما (19), پیرمرد (19), خانه (18), خیلی (18), بچه (18), ساله (17), چون (17), سنگریزه (17), روی (16), چرا (16), جوان (16), پشت (16), داشت (15), شود (15), راه (15), تمام (15), وقت (15), کار (14), حالا (14), هیچ (14), کند (14), اردیبهشت (13), های (13), بودند (13), کرده (13), روز (13), مرد (13), #اطلاعات (13), همیشه (12), دست (12), هواپیما (12), رفت (12), صدای (12), اين (12), لاک (12), تیر (11), نهم (11), پدرم (11), شدم (11), ترک (11), ولی (11), زندگی (11), خودش (11), سیاه (11), نگاه (11), چند (11), فکر (11), زمین (11), نشسته (11), شروع (11), باید (11), پدر (11), قهوه (11), یکی (10), باز (10), پرسیدم (10), بیرون (10), چهارم (10), جواب (10), کشیش (10), آمد (10), تلفن (10), یعنی (9), پیش (9), روزنامه (9), توی (9), کردند (9), دارم (9), گویی (9), طوفان (9), قرار (9), چقدر (9), دلیل (9), سرعت (9), ازدواج (9), بیست (9), پلیس (9), اتومبیل (9), آشنا (9), لطفآ (9), کنار (8), دیگر (8), همین (8), آنها (8), کوزه (8), رسید (8), متوجه (8), پرسید (8), بهت (8), نیست (8), کنه (8), امّا (8), گذشت (8), شهر (8), راننده (8), نمکی (8), نمک (8), برابر (7), بار (7), بدون (7), افتاد (7), مرا (7), کسی (7), پیدا (7), جبران (7), الان (7), چیزی (7), هنوز (7), خواهد (7), خواست (7), حرکت (7), سپس (7), باشد (7), کوچک (7), ناگهان (7), بوعلى (7), اینکه (7), کردن (7), حرف (7), دیگه (7), درد (6), ادامه (6), نظر (6), سوی (6), عیب (6), حالی (6), بیل (6), گیتس (6), پول (6), ماه (6), داشتم (6), دوباره (6), حال (6), خواهم (6), صحبت (6), کنی (6), احساس (6), معلم (6), بدهد (6), رفتم (6), آرامش (6), برد (6), نداشت (6), زیبا (6), مردم (6), دارد (6), دور (6), کوچولو (6), آزمايشگاه (6), عشق (6), بین (6), دوست (6), مسافر (6), کیسه (6), کشاورز (6), پاسخ (6), خوبی (6), گرفته (5), انجام (5), روزی (5), زمانی (5), توجه (5), هرگز (5), گذاشت (5), هست (5), قبل (5), دیدم (5), پوست (5), خودت (5), همان (5), خورد (5), اوج (5), منو (5), تازه (5), استاد (5), دانشگاه (5), سوم (5), دخترک (5), نزدیک (5), نبود (5), مسافران (5), آرام (5), دیگربار (5), اندکی (5), صدا (5), خدا (5), انداخت (5), گرفت (5), وجود (5), چطور (5), شعله (5), آتش (5), كرد (5), هستید (5), بهمنیار (5), خوب (5), هیجان (5), اولین (5), مدتی (5), ۱۳۸۸ (4), جمع (4), قدیمی (4), تنها (4), توانست (4), کوزۀ (4), جویبار (4), هستم (4), آیا (4), بدهی (4), ندارم (4), دید (4), بردار (4), میشه (4), دلم (4), خودم (4), شدند (4), داده (4), توانم (4), تونی (4), منم (4), پنجره (4), عاشق (4), رفته (4), زنگ (4), اضطراب (4), خویش (4), فرار (4), چگونه (4), زیر (4), بالا (4), چهره (4), خواند (4), خاطر (4), نگاهی (4), نیز (4), نشان (4), کمی (4), سرش (4), سوار (4), يکى (4), نهنگ (4), نمى (4), مادرش (4), هاي (4), درست (4), لذت (4), عمرش (4), پيرمرد (4), روي (4), سخت (4), سرد (4), عزیزم (4), دلیلی (4), عاشقت (4), مثل (4), باشه (4), داری (4), درخت (4), منتظر (4), شدن (4), هفته (4), کنید (4), بیاورد (4), لعنت (4), مالیات (4), قبول (4), افسر (4), داشته (4), ماری (4), میکردم (4), میکرد (4), جعبه (4), انگشتم (4), خانواده (4), فریاد (4), قطار (4), تلاش (3), اگه (3), بزرگتر (3), بشم (3), دنیا (3), اومدم (3), دهد (3), دار (3), نیمه (3), هستی (3), کاستی (3), اینجا (3), یافت (3), هاست (3), سازد (3), آوردن (3), کشید (3), بله (3), فقط (3), كسي (3), اداره (3), حقیقت (3), چشمم (3), خرد (3), خواستم (3), آخه (3), بهم (3), بهش (3), میخواد (3), قدری (3), گويد (3), تصمیم (3), دادم (3), نداشتم (3), کردی (3), طبیعی (3), زیاد (3), برده (3), نکشید (3), وارد (3), دانست (3), درس (3), پای (3), ایمان (3), مقصد (3), دلش (3), جای (3), بالاخره (3), رها (3), فرود (3), مانند (3), خواندن (3), آورد (3), دنیای (3), نگران (3), خوش (3), فعلاً (3), بالای (3), کمربندها (3), گوش (3), زودی (3), دیگری (3), سبد (3), کلاس (3), آمده (3), وقتى (3), بزرگ (3), آقا (3), حضرت (3), يونس (3), تواند (3), سفيد (3), موهاى (3), موقع (3), كار (3), اديسون (3), لحظه (3), منظره (3), مورد (3), سازي (3), فكر (3), رنگ (3), ديد (3), كمتر (3), انديشيد (3), كند (3), آماده (3), تشنه (3), ادعاى (3), پیغمبرى (3), شاگرد (3), براى (3), الله (3), خیر (3), بهتر (3), بده (3), پارک (3), زدم (3), دوستت (3), عاشقتم (3), واسه (3), میتونی (3), كنی (3), باشم (3), تخت (3), قانع (3), عنوان (3), دوستم (3), درختي (3), سفید (3), مهم (3), داخل (3), برداشت (3), بازی (3), دیده (3), پیشنهاد (3), همسر (3), نکرده (3), خورم (3), اسب (3), بگو (3), کاونتری (3), شوهرش (3), گودیوا (3), امروز (3), تاکسی (3), آواز (3), بسیار (3), تماس (3), برایم (3), تنگ (3), عجیب (3), لطفا (3), دخترتان (3), مزه (3), داستانهای (3), دریا (3), پیکنیک (3), مسن (3), زوج (3), گذارم (2), دکتر (2), نیمی (2), برایش (2), لبخندی (2), هائی (2), اند (2), چوبی (2), سالم (2), نگه (2), دراز (2), پرسیدند (2), ثروتمند (2), سالها (2), اندیشه (2), پرواز (2), جیبم (2), منصرف (2), بخشیدمش (2), فرودگاه (2), سالن (2), مجله (2), براي (2), میاد (2), آره (2), بخشم (2), ذهن (2), قدرت (2), رسیدم (2), گرفتم (2), فرد (2), گذشته (2), بروند (2), مسلمان (2), بوده (2), خلاصه (2), دعوتش (2), جناب (2), آقای (2), بودی (2), دونی (2), بخواهی (2), خندید (2), بخوام (2), نمیتونی (2), اصلا (2), سوالی (2), نداره (2), ببینم (2), کجاست (2), افتاده (2), دختره (2), ناجی (2), کیه (2), برمی (2), حسابی (2), تشکر (2), المپیاد (2), اسم (2), یادم (2), معلمم (2), ریاضی (2), کتاب (2), برم (2), چیز (2), مدرسه (2), همون (2), ضربه (2), گریه (2), فهمید (2), راز (2), داشتن (2), گفتن (2), اطمینان (2), سخن (2), نخواهد (2), سلامت (2), رساند (2), بودیم (2), مراقب (2), خلبان (2), رفتند (2), ماند (2), توپی (2), امواج (2), هراس (2), نشست (2), چنین (2), چنگ (2), باور (2), جایی (2), ترس (2), ابداً (2), کتابش (2), خردسال (2), مشت (2), سفر (2), پرداخت (2), بست (2), ناگاه (2), گونه (2), دریایی (2), برخاست (2), نگریست (2), سکوتی (2), طولی (2), نگرانی (2), دلها (2), نشد (2), بلند (2), غذا (2), درون (2), اندک (2), چراغ (2), روشن (2), بستند (2), موضوع (2), جدّی (2), دادن (2), مشغول (2), سفرشان (2), رسیده (2), کودک (2), ميز (2), سيب (2), برداريد (2), مواظب (2), عکس (2), شوند (2), کوچکى (2), بحث (2), فيزيکى (2), غيرممکن (2), آدم (2), ببلعد (2), پرسيد (2), تکرار (2), بهشت (2), ازش (2), مامان (2), کنى (2), باعث (2), نيست (2), زيبا (2), ديگر (2), چنين (2), يكي (2), بزرگترين (2), اختراع (2), پسرم (2), كاري (2), نمي (2), آيد (2), گيج (2), سوزد (2), زيبايي (2), كاش (2), طول (2), روزها (2), اطلاع (2), دادند (2), پدرش (2), داشتند (2), رسانده (2), کمال (2), تعجب (2), ساختمان (2), سوختن (2), تصميم (2), بيني (2), زيباست (2), كنم (2), نیستم (2), امتحان (2), یادت (2), پذیرند (2), چندین (2), آورى (2), پیغمبر (2), گرم (2), اشهد (2), عالم (2), سینا (2), آنکه (2), استدلال (2), دارید (2), معده (2), بخورد (2), مطلب (2), یکدیگر (2), گویند (2), واقعا (2), نیت (2), نیمکت (2), یادته (2), باشی (2), فهمیدی (2), واقعی (2), هیچوقت (2), تونم (2), بمونم (2), اونها (2), نمیتونم (2), بخاطر (2), حیرت (2), زده (2), متاسفانه (2), راضی (2), ثابت (2), بگی (2), دلیلشو (2), نمیدونم (2), عاشقمی (2), هایش (2), عشقی (2), عالمی (2), سرشار (2), آخرین (2), ولي (2), بخشد (2), شـد (2), قدري (2), برآورده (2), جادویی (2), کنیم (2), نتیجه (2), گذاشته (2), بشود (2), دستش (2), کاری (2), تفکر (2), منطقی (2), توان (2), زندان (2), چشمان (2), آنجا (2), بخشیده (2), وحشت (2), زیبایی (2), زیادی (2), نفس (2), رام (2), سواری (2), برو (2), قدر (2), نکن (2), حالیکه (2), انگلیس (2), سنگینی (2), شرط (2), داره (2), سرعتش (2), قصد (2), سرعتت (2), آنقدر (2), بیشتر (2), کننده (2), سرم (2), اونو (2), باشید (2), اتومبیلش (2), وجه (2), فروشگاه (2), لذّت (2), افزود (2), پایین (2), باد (2), پرنده (2), قفس (2), ماشین (2), دونستم (2), سکوت (2), حرفی (2), جیغ (2), تماسهایت (2), انگشتت (2), طولانی (2), ناخوداگاه (2), تعمیر (2), نویسند (2), واضح (2), برداشتم (2), بچگی (2), نمیرسید (2), دیوار (2), حتی (2), میکنند (2), سوالهای (2), صدایی (2), چکش (2), کوبیدم (2), هیچکس (2), سرازیر (2), وصل (2), ایستادم (2), دستم (2), موجود (2), مادرم (2), همگان (2), همسرش (2), صورت (2), دنبالش (2), اجازه (2), تایید (2), آشنایی (2), دوم (2), ملاقات (2), نشدید (2), مِن (2), زیباترین (2), خوام (2), بزرگترین (2), خوشبختی (2), بگم (2), دروغ (2), برام (2), واقع (2), ببخش (2), براش (2), ریخت (2), خونوادش (2), خونوادشه (2), مردی (2), کنند (2), پرید (2), باران (2), چکید (2), لمس (2), حکیمانه (2), blogfa, com, شراب, پیوندها, مرداد, شهریور, آبان, ۱۳۸۹, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, حکایتهای, کوتاهی, آوری, مهربانانی, حکمت, رادوای, دانند, درود, برآنان, مطالب, شریعتی, میترسم, بدم, سالش, سنش, وپدرم, منبع, راد, عیبی, وظیفه, دوسال, سرانجام, خویشتن, شرمسارم, زیرا, شکافی, پهلوی, سبب, نشت, رسی, پیر, وبه, دارگفت, سوئی, بینی, گلی, نروئیده, نقص, آگاه, تخم, کاشتم, گردم, روئیده, چیده, آراسته, نداشتی, زیبائی, خانۀ, داریم, دلپذیر, شیرین, پیرزن, چینی, دوکوزۀ, دوشش, آویخته, استفاده, همۀ, پرکردن, پیمود, چکه, آبش, البته, بالید, بیچاره, خجالت, شکسته, نفر, اخراج, تازگی, طراحی, مایکروسافت, انديشيدم, روزي, فرودگاهی, نیویورک, نشریه, تیتر, خوشم, اومد, بخرم, مال, حسب, تصادف, پسرجون, بخشیدی, دچار, مسئله, بخشی, پسره, ببخشم, سود, جمله, موند, خدایا, مبنای, احساسی, بکنم, گروهي, تشکیل, ببینند, فلان, میفروخته, نیم, تحقيق, دربان, تئاتره, میشناسی, عالی, معروفيد, میشناسدتون, فروختی, مجانی, دادی, کارت, محبتی, چطوري, دهم, مرتب, میدی, هرچی, بخواهي, واقعاً, میدم, کشور, آفریقایی, وام, اندازه, خواهي, همواره, ثروتمندتر, فرق, اینه, نداشتنم, بخشیدم, داشتنت, خواهی, ببخشی, آروم, بشی, لطف, فروش, شمام, ماجری, خواستگاری, سرک, کشیدم, بغل, استادام, دسته, گلم, شوت, بعدا, پیچید, رئیس, فهمیدم, یهو, جلوم, سبز, گمشده, نیازی, صاف, کردنش, زحمت, بشکنمش, خانمی, سراسیمه, رسوند, عینکش, کنکور, ترم, نگذشته, راهروی, عینک, مدال, طلا, بردم, ورق, ورقه, اسممو, بنویسم, دبیرستان, نابغه, فرستاد, صفحه, نخوندم, نوبت, تخته, نگذاشتم, شکستم, درپی, شیر, میخوردم, سالهای, بلندتر, ازم, حساب, بردند, اول, نیاوردم, چنان, هوی, بدو, تولد, موفق, وگرنه, پام, موفقیت, فراغت, سردی, بدن, میان, عازم, ماهری, سادگی, بداند, سببش, سؤال, راهی, آنگاه, هراسان, گریزند, شتابان, همچنان, ساکن, خاموش, بماند, حفظ, هیچیک, بزرگسالان, امان, تأثیری, گهواره, تکان, مشتاق, سفت, محکمی, بترساند, پرتاب, کوفت, گره, کردهء, بدنهء, ضربات, مبارزه, خستگی, براند, آرامشی, فرو, پاهایش, قوس, گشود, پایش, آسوده, گاهی, چشمانش, دامن, نشده, نگاهش, دخترکی, دیگران, نباشد, گردد, جانش, اندوخته, باقی, نماند, حبابی, نوک, خارک, ترکیده, پنداری, آنچه, بگوید, ایمانی, سعی, برهاند, سودی, آشفته, رسیدن, پرسان, جان, خواهند, متلاشی, پنبه, خروشان, اکنون, برخورد, صاعقه, درخشید, نعرهء, رعد, موتورهای, غرّش, محو, نابود, ساخت, نیک, بعضی, دستها, دعا, برداشته, مرگبار, سایه, افکنده, همانند, چوب, موجی, همانجا, اثری, ظاهر, کوشیدند, دهند, ظریف, پوزش, شدّت, بادی, سهمگین, یورش, آثارش, نمایان, تأثیر, ببندید, اکراه, نگرفتند, ظریفی, بلندگو, نوشابه, معذوریم, گشودند, بیاسایند, پاسی, گفتگو, دریای, غوطه, شادمان, خلق, هدایت, بخواند, رحمت, الهی, امیدوار, ابری, آسمان, پوشانده, کنفرانس, شرکت, کنفرانسی, پایان, درناهارخورى, ايستاده, روى, ناظر, شماست, انتهاى, شيرينى, شکلات, رويش, نوشت, خواهيد, عکاس, هاى, يادگارى, بگيرد, تشويق, ببينيد, قشنگه, تون, شديد, کنيد, بگوئيد, احمده, دکتره, مهرداده, وکيله, معلمه, مرده, معلمش, درباره, بتواند, زيرا, اينکه, پستاندار, عظيم, الجثه, حلق, بسيار, وسيله, بلعيده, عصبانى, پرسم, نرفته, اونوقت, بپرسيد, آشپزخانه, آشپزى, تار, موى, بين, بعضى, سفيده, ناراحتى, شوي, موهايم, کمى, فهميدم, حاضرجوابیهای, کودکانه, الآن, امكاني, نخواهي, توماس, آلوا, مجددا, جديدش, بشريت, يعني, ضبط, تقديم, جهانيان, نمود, گرامافون, واقعه, بهترين, بردن, ايست, تكرار, فردا, كنيم, ميتواني, بدنم, لرزد, خونسرد, مامورين, تلاششان, كنند, حيران, زندگيت, كني, مادرت, اينجا, امكان, ديدن, چيست, همين, نيمه, نشاني, حقيقتا, ماموان, راي, جلوگيري, گسترش, ساير, ساختمانها, تقاضا, نحو, قابل, قبولي, احتمالا, شنيدن, خبر, سكته, لذا, بيدار, كردن, محل, حادثه, مقابل, صندلي, حاصل, نظاره, جلو, نرود, آزار, ندهد, بدترين, شرايط, بسر, برگرداند, صداي, شار, شادي, اينجايي, آميزي, حيرت, آور, بنفش, علت, گوگرد, كنار, فسفر, واي, خداي, خيلي, سنين, پيري, كشف, لامپ, ثروتمندان, آمريكا, شمار, ميرفت, درآمد, سرشارش, كمال, مجهزش, بزرگي, هزينه, اختراعي, جديد, شكل, بهينه, ورود, بازار, ادیسون, گفتى, بکنى, هستى, خوانده, گویم, بیاور, حالى, شخص, وفات, اکرم, صلوات, علیه, بستر, بالاى, مناره, بلندى, نداى, اله, الا, محمدا, رسول, برساند, سینابراى, شاگردش, اثبات, برخاستن, طلب, داردگفت, بهانه, لکن, رعایت, امر, اطاعت, طبیبم, بیاورید, چکار, خودتان, طبیب, دانید, التهاب, انسان, ایجاد, مریضى, خیلى, ظرف, رفع, تشنگى, عملا, زمستانی, مسافرت, برف, زیادى, صبح, اذان, برخیز, حتما, علی, افرادى, بکنید, خلوص, آورند, حرفها, چیست, فهمى, بوعلی, وپیامبری, اتفاق, گذره, نشینم, مسائل, خودمونیم, هنوزه, عاشقم, علتشو, نفهمیدم, شنوی, گفتی, عشقت, بیار, بیهوشی, هان, هوس, واز, میره, معلومه, بودن, چشم, هات, بستی, برق, چشماته, بخندی, حركت, لبخندات, حركاتت, گرمت, بزنی, مات, ایستاده, جسم, بیهوش, دردو, دخترتصادف, وحشتناكی, حالت, كما, جوابهای, لبخندت, چشمات, زانوانم, سست, داشتنی, صدات, خواستنیه, میگم, خوشگلی, میخوام, دلیلتو, جدا, میتونم, هوا, لباس, مچاله, سرمای, اطراف, درونش, گویا, آرزویش, خوشی, باشيد, بايد, حواسـمان, افكار, منفي, نگراني, نيز, تحقق, جادويي, داريم, سفارش, هايي, جانب, ماست, ببـري, ظاهـر, دريد, بعـد, سیر, كمي, سـرش, پلـك, هايش, خاطـر, خستگي, غذايي, خورده, سنگين, رهـا, حالـي, اتفـاق, شـگفت, انگيـز, عجيب, فكـر, خوابم, ببر, گرسنه, بگـذرد, ميـزي, مملو, غذاهاي, رنگارنگ, دلپذيـر, برابرش, آشـكار, مـرد, خوشحالي, نوشيد, گـرسـنه, غذاي, لذيـذي, وقتي, زمين, اگـر, خواب, نـرمي, تـوانست, قـدري, بيارامد, فـوراً, تختي, آرزويـش, كرده, كنـارش, پديـدار, مسافري, خسته, راهي, رسيد, سايه, اسـتراحت, غافـل, جـادويي, گذرد, افکار, ایده, مثبت, عاقلانه, زاویه, مسایل, مشکلات, پیچیده, 100, درصد, نفع, طبق, نتوانست, حیله, گری, اعتراف, شرطی, اجبار, پذیرفت, تظاهر, چلفتی, دربیاوریم, معلوم, رنگی, ناشی, وانمود, لغزیده, انبوه, غیر, ممکن, زیرک, نتایج, گزینه, بودید, کردید, شرایط, هدف, حکایت, ارزیابی, تفاوت, تفکری, اصطلاحا, نامیده, معضل, جانبی, نیفتد, تقلب, موقعیت, تجزیه, تحلیل, بینید, امکان, نگفت, تیزبینی, حین, جلوی, حاضر, نشود, برود, لازم, بسته, خالی, اندازم, حسن, دخترش, شنیدن, کلاه, معامله, طمعکار, پیشهاد, آرزوی, قرض, روزگاری, روستایی, شیطان, لبخند, خندی, حماقت, خنده, گیرد, مگر, بدی, اسبی, وحشی, زند, کاره, آموختی, بیاموز, ضمن, حداقل, نفسم, پیامبر, برشیطان, دوک, زنی, محبوب, محترم, ظلم, شوهر, بدبختی, مشاهده, اصرار, سرباز, برهنه, بگردی, خبرش, پیچد, پوشش, بدنش, موهای, ریخته, سینه, چرخید, احترامش, هیچکدوم, نیامدند, درها, تاریخ, بانو, نجیب, شریف, جایگاه, بالایی, مجسمه, ساخته, godiva, رانم, بایستم, بیاید, بدانم, کاست, جادّه, ایستاد, برسد, توقّف, ساعتش, دقیقه, خدمتم, تعطیلات, مرخّصی, بروم, شنیده, خصوصا, هشدار, توجهی, نکردی, سرت, دیدی, راندی, بروی, میانسال, سروان, آژیر, کشان, تصوّر, گردونی, برگشته, مدلی, پسندیده, تندروی, راند, شتاب, بزرگراه, کروکی, صورتش, بیشتری, ببرد, شاخ, تاب, پدال, گاز, فشرد, ١٦٠, کیلومتر, آینه, آید, گردانش, آژیرش, فلک, مردّد, بکاهد, ترجیح, لَختی, اندیشید, بیازماید, بکشد, ١٨٠, ٢٠٠, ٢٢٠, ٢٤٠, پنهان, مغلوب, سنّ, bmw, میانسالی, جنازه, ترسونه, واقعآ, تقصیر, روزیه, عذرخواهی, مرگ, ترسوندی, حکم, فرما, بدل, ثانیه, مغازه, پیاده, متوقف, بزنه, اتوبوس, جدول, خیابون, سوال, بپرسه, کنترل, نزدی, آهسته, شونه, منظورم, فهمد, کاغذی, بخوانمش, یادداشتش, زدید, برایتان, بخوانم, بگذارید, بتوانم, بزنم, صبر, پیغامی, درگذشت, متاسفم, بیمار, دوستش, بکن, آیم, بگیرم, مدت, فکرش, میدانی, خندیدم, دانی, حاکم, شنیدم, بگویید, آرامی, میشناختمش, سابق, توقف, کوچکم, شهرم, رفتن, هواپیمایمان, وسط, صرف, مهربان, صبور, نیرویش, امنیت, لحظاتی, عمرم, دودلی, درگیر, خاطرات, بچگیم, دوره, فکرم, زیبای, جدیدمان, متعلق, حالم, رفتیم, باش, میکنم, عمق, عاقبتشان, اینست, گوشه, تبدیل, میشوند, عمومآ, بزرگترها, دلداری, نشدم, قشنگ, خوانند, شادی, تعریف, حرفهایی, قناری, داستان, انگیزش, دانه, بدهم, علومم, بلد, قناریم, جغرافی, آمازون, سوالهایم, میگرفتم, جوابم, غریبه, تکه, درش, دستت, یخی, میرسد, خونریزی, مامانت, هایم, بشنود, اشکهایک, دهنی, گوشم, چهار, پایه, آوردم, رویش, پله, فوری, دهانم, طور, میمکیدمش, دلداریم, انگار, فایده, دیدن, همسایه, مان, وسایل, نجاری, اولی, رابطه, شماره, داند, سوالها, کشف, موجودی, میزد, میبردم, خاطرم, مانده, کوتاه, گوشی, براق, محلمان, خرید, فریب, نخورید, قبلا, کوچکداشت, نشدی, حامله, برخی, فریفت, زشتی, دوی, اندام, هستیم, وبا, گِله, غمگین, چندی, دختری, دنیاآورد, جایش, میخکوب, زشت, ترین, تان, گشتم, دهید, رویایم, برسم, حرفش, دومش, بادختر, گذاشتند, امابه, نظرم, لوچ, سومش, تفریح, یشمِ, کوچکدارد, چاق, خوشحال, پسندید, باهم, پسرپیش, شوید, ازپیرمرد, درخواست, دخترانش, ازدخترانم, کدام, خواهید, پیرمردی, باهوش, بااین, جستجوی, یکتایی, گشت, اوفکر, ترتیب, زیبارویی, جهان, مجبور, بخورم, بتونم, تاسف, منه, زندگیم, خوردم, شناختم, میرم, ترسم, واقعیت, ترسیدم, قول, نگم, ارتباطمون, هول, حرفم, عوض, بنابراین, قرارمون, استرس, شکر, دروغی, قوه, اینکار, چهل, نامه, عزیزترینم, مقدار, داخلش, دونست, پرنسس, پرنس, ممنون, قصه, انتظاراتش, قلبه, خونگرمه, دقیق, اینقدر, خوبه, مدام, گذاشتن, مردیه, زادگاه, دورش, بچگیش, مکالمه, غمش, نسبت, مسئولیت, پذیره, قلبش, تونه, دلتنگیش, زبون, بیاره, همینطور, اشک, هاش, شدیدا, تحت, تاثیر, زادگاهم, شهرمون, برا, والدینم, اونجا, بچشم, یاد, افتم, کوچیکی, تونستم, سرکشید, کنجکاوی, خیره, عجیبه, قرمز, خدمت, بیاری, بریزم


Text of the page (random words):
رش بچگیش و خونوادش مکالمه خوبی بود شروع خوبی هم بود اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه خوش قلبه خونگرمه و دقیق اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه ممنون از قهوه نمکی بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت چون می دونست که با اینکار حال می کنه بعد از چهل سال مرد در گذشت یک نامه برای زن گذاشت عزیزترینم لطفا منو ببخش بزرگترین دروغ زندگی ام رو ببخش این تنها دروغی بود که به تو گفتم قوه نمکی یادت میاد اولین قرارمون رو من اون موقع خیلی استرس داشتم در واقع یک کم شکر می خواستم اما هول کردم و گفتم نمک برام سخت بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم اما ترسیدم چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم حال من دارم می میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم من قهوه نمکی رو دوست ندارم چه عجیب بد مزه است اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم چون تو رو شناختم هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم تو رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 44 توسط مهدی آرایی زیبایی پسر جوان و زیبارویی بود که فکر می کرد باید با زیباترین دختر جهان ازدواج کند اوفکر می کرد به این ترتیب بچه هایش زیباترین بچه های روی زمین می شوند پسر مدتی بااین فکر در جستجوی همسر یکتایی برای خودش گشت طولی نکشید که پسر با پیرمردی آشنا شد که سه دختر باهوش و زیبا داشت پسر ازپیرمرد درخواست کرد که با یکی از دخترانش آشنا شود پیرمرد جواب داد هیچ یک ازدخترانم ازدواج نکرده اند و با هر کدام که می خواهید آشنا شوید پسر خوشحال شد دختر بزرگ پیرمرد را پسندید و باهم آشنا شدند چند هفته بعد پسرپیش پیرمرد رفت و با مِن و مِن گفت آقا دخترتان خیلی زیبا است اما یک عیب کوچکدارد متوجه نشدید دخترتان کمی چاق است پیرمرد حرفش را تایید کرد و آشنایی با دختر دومش را به پسر پیشنهاد داد پسر بادختر دوم پیرمرد آشنا شد و به زودی با یکدیگر قرار ملاقات گذاشتند اما چند هفته بعد پسر دوباره پیش پیرمرد رفت و گفت دختر شما خیلی خوب است امابه نظرم یک عیب کوچک دارد متوجه نشدید دخترتان کمی لوچ است پیرمرد حرف او را تایید کرد و آشنایی با دختر سومش را به پسر پیشنهاد کرد به زودی پسر با دختر سوم پیرمرد دوست شد و با هم به تفریح رفتند یک هفته بعد پسر پیش پیرمرد رفت و با هیجان گفت دختر شما مثل یشمِ بی لک است همان کسی است که دنبالش می گشتم اگر اجازه دهید به رویایم برسم و با دختر سوم تان ازدواج کنم چندی بعد پسر با دختر سوم پیرمرد ازدواج کرد چند ماه بعد همسرش دختری به دنیاآورد اما وقتی که پسر صورت بچه را دید از وحشت در جایش میخکوب شد این زشت ترین بچه ای بود که به عمرش می دید پسر بسیار غمگین شد و پیش پدر همسرش رفت وبا گِله گفت چرا با این که هر دوی ما این قدر زیبا و خوش اندام هستیم ولی بچه ما به این زشتی است پیرمرد جواب داد دختر سوم من قبلا دختر بسیار خوبی بود اما او هم یک عیب کوچکداشت متوجه نشدی او قبل از آشنا شدن با تو حامله بود همگان را برای مدتی و برخی را برای همیشه می توان فریفت اما همگان را برای همیشه هرگز مواظب باشید فریب نخورید نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 40 توسط مهدی آرایی اطلاعات لطفا وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود و به همه سوالها پاسخ می داد ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می رفتم تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت اطلاعات انگشتم درد گرفته حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود اشکهایک سرازیر شد پرسید مامانت خانه نیست گفتم که هیچکس خانه نیست پرسید خونریزی داری جواب دادم نه با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم پرسید دستت به جا یخی میرسد گفتم که می توانم درش را باز کنم صدا گفت برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت اطلاعات پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند و او جوابم را داد بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند ولی من راضی نشدم پرسیدم چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید چون که گفت عزیزم همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم دلم خیلی برای دوستم تنگ شد اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکرد سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم اطلاعات لطفآ صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش پاسخ داد اطلاعات ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده خندیدم و گفتم پس خودت هستی می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی گفت تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم گفت لطفآ این کار را بکن بگو می خواهم با ماری صحبت کنم سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم یک صدای نا آشنا پاسخ داد اطلاعات گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم پرسید دوستش هستید گفتم بله یک دوست بسیار قدیمی گفت متاسفم ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت صبر کنید ماری برای شما پیغامی گذاشته یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم بگذارید بخوانمش صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند خودش منظورم را می فهمد نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 38 توسط مهدی آرایی راننده تاکسی مسافر تاکسی آهسته روی شونه ی راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه راننده جیغ زد کنترل ماشین رو از دست داد نزدی ک بود که بزنه به یه اتوبوس از جدول کنار خیابون رفت بالا نزدیک بود که چپ کنه اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت هی مرد دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن من رو تا سر حد مرگ ترسوندی مسافر عذرخواهی کرد و گفت من نمی دونستم که یه ضربه ی کوچولو آنقدر تو رو می ترسونه راننده جواب داد واقعآ تقصیر تو نیست امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده ی تاکسی دارم کار می کنم آخه من 25 سال راننده ی ماشین جنازه کش بودم نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 36 توسط مهدی آرایی دلیل قانع کننده مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد bmw آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می رفت پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده ای بود رها شده از قفس سرعت به ١٦٠ کیلومتر در ساعت رسید مرد به اوج هیجان رسیده بود نگاهی به آینه انداخت دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد لَختی اندیشید سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت از ٢٢٠ گذشت و به ٢٤٠ رسید اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است ناگهان به خود آمد و گفت مرا چه می شود که در این سنّ و سال با این سرعت می رانم باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه می خواهد از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد افسر پلیس به سوی او آمد نگاهی به ساعتش انداخت و گفت ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم خصوصا اینکه به هشدار من توجهی نکردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتر کرده و از دست پلیس فرار کردی تنها اگر دلیلی قانع کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می راندی می گذارم بروی مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت می دونی جناب سروان سال ها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد وقتی شما رو آژیر کشان پشت سرم دیدم تصوّر کردم داری اونو برمی گردونی افسر خندید و گفت روز خوبی داشته باشید آقا و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 35 توسط مهدی آرایی مالیات godiva همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود را مشاهده کرد اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم گودیوا قبول می کنه خبرش در شهر می پیچد گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید ولی مردم شهر به احترامش اون روز هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 32 توسط مهدی آرایی لعنت برشیطان گفتم لعنت بر شیطان لبخند زد پرسیدم چرا می خندی پاسخ داد از حماقت تو خنده ام می گیرد پرسیدم مگر چه کرده ام گفت مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام با تعجب پرسیدم پس چرا زمین می خورم جواب داد نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای نفس تو هنوز وحشی است تو را زمین می زند پرسیدم پس تو چه کاره ای پاسخ داد هر وقت سواری آموختی برای رم دادن اسب تو خواهم آمد فعلاً برو سواری بیاموز در ضمن این قدر مرا لعنت نکن گفتم پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم در حالیکه دور می شد گفت من پیامبر نیستم جوان نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 28 توسط مهدی آرایی کشاورز روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود پس می داد کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت اصلا یک کاری می کنیم من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت ولی چیزی نگفت سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد 1 دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند 2 هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است 3 یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد لحظه ای به این شرایط فکر کنید هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جانبی نامیده می شود معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید اگر شما بودید چه کار می کردید و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی بدون اینکه سنگریزه دیده بشود وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود در همین لحظه دخترک گفت آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم اما مهم نیست اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود پس باید طبق قرار آن سنگریزه سفید باشد آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود 1 همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد 2 این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم 3 هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 20 37 توسط مهدی آرایی درخت جادویی مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد مسافر با خود گفت چقدر گـرسـنه هستم كاش غذاي لذيـذي داشتم ناگهان ميـزي مملو از غذاهاي رنگارنگ و دلپذيـر در برابرش آشـكار شد پس مـرد با خوشحالي خورد و نوشيد بعـد از سیر شدن كمي سـرش گيج رفت و پلـك هايش به خاطـر خستگي و غذايي كه خورده بود سنگين شدند خودش را روي آن تخت رهـا كرد و در حالـي كه به اتفـاق هاي شـگفت انگيـز آن روز عجيب فكـر مي كرد با خودش گفت قدري مي خوابم ولي اگر يك ببر گرسنه از اين جا بگـذرد چه و ناگهان ببـري ظاهـر شـد و او را دريد هر يك از ما در درون خود درختي جادويي داريم كه منتظر سفارش هايي از جانب ماست ولي بايد حواسـمان باشد چون اين درخت افكار منفي ترس ها و نگراني ها را نيز تحقق مي بخشد مراقب آن چه كه به آن مي انديشيد باشيد نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 20 34 توسط مهدی آرایی عشق دلیل می خواهد هوا سرد بود و دختر خود را در لباس هایش مچاله کرده بود اما پسر بدون توجه به سرمای اطراف با آتش عشقی که در درونش شعله ور شده بود به دختر می نگریست گویا در عالم دیگه ای بود عالمی که همیشه آرزویش را داشت عالمی که در آن دختر به پسر می گفت دوستت دارم و اون سرشار از عشق و خوشی می شد هر دو روی آخرین نیمکت پارک نشسته بودند که دختر رو کرد به پسر و گفت چرا دوستم داری واسه چی عاشقمی دلیلشو نمیدونم اما واقع...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 30 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30


The site also has 1 references to external domain(s).

 navidaction.persiangig.com  Verify


The site also has 1 references to other resources (not html/xhtml )

 navidaction.persiangig.com/other/02.jpg  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Sun, 30 Aug 2026 16:56:05 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/hakimane.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=Tz%2BT8WMHln0IG9enl%2BI7ykCe3KZ41OQq5MndQqwESROip%2BDIbYw6RnFhGSNWdxVgo0e8INWfjlCiGS5bhS3ZLbBfsFcQ33blXd3hDQQeAV8ZffIHavjEplD4Pn1LZDRH66hvkHLr ]
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
CF-RAY a33553a62ed96fc9-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Sun, 30 Aug 2026 16:56:05 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=7vyE9XrFmF6OVdycPaIvluUbF%2FbbCc%2FCf7XhRDtNr8fxy%2BQ%2B8rSlJXmn2jCYjvzpGvtMOqvqkl21xDY06yinUnhFAEwodyeB19Px0QrGa8yQbp89b2V9QNpn8Z8M8KNfXq6%2BEka7 ]
content-encoding gzip
cf-ray a33553a7a92c7805-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="داستانهای حکیمانه براي تازه شدن دير نيست"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="داستانهای حکیمانه"
property="og:site_name" content="داستانهای حکیمانه"
property="og:description" content="داستانهای حکیمانه براي تازه شدن دير نيست"

Load Info

page size26388
load time (s)0.482332
redirect count1
speed download54746
server IP 188.114.96.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"