Meta tags:
description= به نام اهـــــورا مزدای پاک - زرتشت: خورشیـــد باش ، که اگر خواســـتی بر کسی نتابی نـتـوانی.;
keywords= به نام اهـــــورا مزدای پاک ,12867, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
است (55), های (43), همیلا (41), توی (39), محمدی (38), این (38), کنم (34), بود (32), اما (31), نمی (31), دلم (31), برای (31), همه (30), تاريخ (30), نويسنده (30), شده (30), شعر (28), تمام (28), دارم (25), خانه (25), روز (23), بزرگ (23), همیشه (22), شود (21), حالا (20), عشق (20), دوستت (20), چقدر (19), سال (19), بودم (19), مرا (19), ۱۳۸۶ (18), مادرم (18), غزل (17), زندگی (16), اين (16), هست (15), خودم (15), شبیه (15), ۱۳۸۷ (14), کردم (14), امروز (14), همان (14), شدم (14), يعني (14), خدا (13), وقتی (13), تنها (13), پدرم (13), زندگي (13), هاي (13), بعد (12), باز (12), مدرسه (12), هنوز (12), کوچه (12), حرف (12), کرد (12), بزرگتر (11), بوی (11), دست (11), خواهم (11), شوم (10), گفتم (10), آدم (10), چشم (10), ستاره (10), دارد (10), کلمه (10), وقت (10), فقط (10), چند (10), دیگر (10), براي (10), ۱۳۹۱ (9), خود (9), گفت (9), لبخند (9), کوچک (9), بار (9), مهر (9), دارند (9), مثل (9), گریه (9), گاهی (9), باران (9), مادر (9), بچه (9), کنار (9), ماهی (9), ترك (9), ۱۳۹۵ (8), صدای (8), نیست (8), زنم (8), دانم (8), قطره (8), روی (8), مهربان (8), دوست (8), اگر (8), مرداد (8), خواست (8), باشد (8), جان (8), زیر (8), آنقدر (8), جهان (7), دوشنبه (7), بگویم (7), خانم (7), کرده (7), داشت (7), فرشته (7), حتی (7), نگاه (7), دوباره (7), داد (7), باد (7), کند (7), امشب (7), پنجره (7), خواهد (7), رفت (7), اینجا (7), میان (7), همین (7), ماه (7), یواشکی (7), رفتم (7), خیر (7), راه (7), زود (7), مرگ (7), عید (7), ۱۳۹۵ساعت (7), هميلا (7), ارديبهشت (7), ريخته (7), شبيه (7), ۱۳۹۴ (6), خوب (6), دور (6), هزار (6), هفت (6), سالگی (6), بروم (6), خاکستری (6), رنگ (6), خیلی (6), بودند (6), اول (6), انگار (6), چهارشنبه (6), خنده (6), برگ (6), هایم (6), عروس (6), چیز (6), شنبه (6), ترین (6), شوی (6), دیدم (6), پیش (6), یادش (6), بهار (6), سالها (6), دلتنگ (6), اسفند (6), كاغذی (6), كرد (6), سبزه (6), صبح (6), ۱۳۹۴ساعت (6), معمولی (6), بهمن (6), اردي (6), توي (6), پيش (6), ميكنم (6), ۱۳۸۹ (5), سلام (5), حال (5), گاه (5), ۱۳۸۹ساعت (5), افتد (5), خدای (5), ابدی (5), اند (5), چرا (5), چون (5), غصه (5), دنبال (5), نشسته (5), کلاس (5), روزها (5), نوشتن (5), دستم (5), توانم (5), خودش (5), نام (5), خیال (5), فکر (5), بودن (5), بودی (5), بگو (5), سایه (5), خواستم (5), آمدی (5), درست (5), لای (5), روزی (5), همیلای (5), ۱۳۹۱ساعت (5), خوبی (5), بزنم (5), باید (5), بتوانم (5), گوشه (5), سالهاست (5), پدر (5), وقتهایی (5), باشم (5), بین (5), رفتیم (5), دستمال (5), كنار (5), آنها (5), خورشید (5), باورم (5), بلند (5), لحظه (5), ﺩﻭﺳﺘﻢ (5), ﺩﺍﺷﺘﻪ (5), ﺑﺎﺵ (5), محمدي (5), كوچك (5), دنيا (5), بهشت (5), علی (4), چراغ (4), ۱۳۹۰ (4), صفحه (4), شدن (4), پاییز (4), جمعه (4), انسانی (4), گرفته (4), فهمیدم (4), گوید (4), زند (4), دانستم (4), کودکی (4), بوده (4), سیاه (4), دستهای (4), هوای (4), هایش (4), هرچه (4), آید (4), مداد (4), بنویسم (4), جای (4), آغوش (4), شوق (4), هستم (4), پیاده (4), آمده (4), مرد (4), باش (4), خیابان (4), آنکه (4), پنهان (4), وجودم (4), دنیا (4), ماند (4), شعرهای (4), نیمه (4), اشک (4), توست (4), هدیه (4), قلبم (4), تویی (4), عمر (4), مهم (4), دیگری (4), دانی (4), سکوت (4), بزرگی (4), هرچند (4), خوش (4), خواندم (4), بیشتر (4), کردیم (4), شوند (4), ساعت (4), تنگ (4), درخت (4), دامن (4), پاک (4), گذشت (4), پرنده (4), فرصت (4), اشك (4), قلب (4), گلی (4), عیدی (4), کنند (4), پشت (4), کسی (4), نبود (4), خسته (4), خاطره (4), آمد (4), ﺧﺎﻃﺮ (4), ﺧﻮﺩﺕ (4), ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ (4), آمدي (4), بوديم (4), هيچ (4), نيست (4), یکشنبه (4), پاييز (4), حتي (4), گاهي (4), دکتر (3), آرشيو (3), برگی (3), شهریور (3), هرگز (3), بال (3), جاده (3), چین (3), چهره (3), یکی (3), مانده (3), معلم (3), سفید (3), بابا (3), داشتم (3), موهای (3), شما (3), بشوم (3), جلالی (3), مان (3), نقاشی (3), رفته (3), روزهای (3), نویسم (3), یاد (3), دفتر (3), خواهر (3), قرار (3), بدون (3), پنجشنبه (3), تنم (3), هراس (3), خیس (3), ولی (3), غروب (3), نفس (3), خالی (3), دهد (3), رفتن (3), سوی (3), بید (3), دار (3), آخرش (3), تکاند (3), شاعر (3), روزهایی (3), بغض (3), ایم (3), وجود (3), صمیم (3), تولد (3), آسمان (3), شویم (3), ممنون (3), فریاد (3), تقویم (3), هیچ (3), کرامت (3), نوشته (3), ورق (3), آنچه (3), تولدت (3), ریاضی (3), چیزی (3), بهانه (3), بگذرد (3), قدر (3), زیاد (3), بارها (3), فاصله (3), آخر (3), داشتن (3), اضافه (3), آذر (3), منی (3), نیستم (3), زدم (3), وقتها (3), چادرش (3), برد (3), گذشته (3), حیاط (3), خارج (3), جدا (3), روشن (3), زیبا (3), زمان (3), درختها (3), نور (3), برسد (3), رنگی (3), چای (3), ازدواج (3), درد (3), اگرچه (3), ادامه (3), دهم (3), پرده (3), خواب (3), سالهای (3), دبستان (3), بزرگترین (3), سبز (3), هشت (3), زدن (3), ببافم (3), میزنم (3), شاخه (3), آفتاب (3), مرز (3), میشود (3), گردن (3), بنشین (3), اردیبهشت (3), كرده (3), كرديم (3), هستي (3), كنيم (3), جاي (3), خالي (3), قدم (3), هايي (3), ميخواهد (3), كنم (3), آسان (3), تويي (3), كني (3), بايد (3), چيز (3), رسيدن (3), شعري (3), تصویر (2), شعرهایی (2), زبان (2), زاده (2), ۱۳۹۲ (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۷ (2), ۱۴۰۱ (2), ۱۴۰۴ (2), احمد (2), شاملو (2), اشعار (2), یغما (2), گلرویی (2), مهدی (2), وبلاگ (2), سبب (2), گویند (2), باور (2), دستان (2), زانو (2), طوق (2), منور (2), آتش (2), ابلیس (2), فرشتگان (2), خویش (2), آری (2), آواز (2), داده (2), باشند (2), نقطه (2), سپید (2), شناسم (2), وار (2), جاودانه (2), بلد (2), موهایش (2), خندید (2), یعنی (2), موی (2), تلخ (2), گیسوی (2), خراب (2), دیوارهایش (2), عکس (2), پنجمی (2), فهمم (2), دخترکی (2), چشمهای (2), دلی (2), مشق (2), کاغذ (2), چشمم (2), گیسوان (2), ببین (2), لباس (2), کشم (2), نیمکتهایی (2), سوزد (2), تارهای (2), دیوانه (2), ایوان (2), انتظار (2), جرقه (2), رقصد (2), دختر (2), دیدن (2), گویم (2), نداشت (2), گرم (2), فصل (2), زرد (2), انگیز (2), باغ (2), لرزیدی (2), عاشقت (2), زنی (2), ساکت (2), سرد (2), اشتباهی (2), نگو (2), صدا (2), عاشق (2), تنش (2), فروردین (2), ۱۳۹۰ساعت (2), بیهوده (2), ترانه (2), بگویند (2), رویینه (2), آرزوهای (2), مردی (2), شعرها (2), گشتم (2), شبی (2), روزهایم (2), واقعیت (2), تواند (2), رویای (2), کتاب (2), گلویم (2), انتخاب (2), آرزوی (2), مال (2), غمت (2), ایلاتی (2), تپد (2), احساس (2), جاری (2), گفتن (2), نباشم (2), خیره (2), خدایا (2), دروغ (2), کنی (2), خجسته (2), خاک (2), بگذار (2), بان (2), آرامش (2), آورد (2), عاشقی (2), دعا (2), بودنت (2), گلم (2), مبارک (2), کودک (2), مادرش (2), نگفته (2), هایی (2), حرفهایم (2), سراغ (2), شاید (2), رنگها (2), نهایت (2), سقف (2), دیده (2), زده (2), کاش (2), ممنونم (2), عزیزترینم (2), بدانم (2), عدد (2), رقم (2), گفتند (2), فردا (2), هستند (2), جوهر (2), نباشد (2), معنای (2), ندارد (2), شعرهایم (2), دیدی (2), نشستم (2), شدی (2), فیزیک (2), شروع (2), لذت (2), گرفتم (2), کار (2), بزرگها (2), خواندن (2), دوم (2), امد (2), جوجه (2), نداشتم (2), اینکه (2), برادرهایم (2), دلش (2), برایت (2), قصه (2), جوانی (2), تصور (2), بعضی (2), قایم (2), عادت (2), گرفتن (2), کوچکم (2), چشمهایم (2), دلخور (2), گلهای (2), دوستان (2), منتظر (2), نگاهم (2), اید (2), تند (2), کامنت (2), اسم (2), مستعار (2), خواه (2), مراقب (2), ابرها (2), داشتند (2), سینه (2), شدیم (2), تبسم (2), چرخیدیم (2), ببینی (2), قول (2), روند (2), چتر (2), بودیم (2), بارانی (2), نوازش (2), کودکانه (2), نظر (2), كنی (2), ساده (2), مچاله (2), چرك (2), تكه (2), زباله (2), كجاست (2), نشد (2), فرق (2), دانه (2), بحران (2), خانمانه (2), برخورد (2), اتاق (2), بازی (2), بزرگترها (2), دیروز (2), هایشان (2), کفش (2), بدهم (2), برایش (2), بریزم (2), راستش (2), خودمان (2), هوا (2), گندم (2), بلندتر (2), بشود (2), سالی (2), ماشین (2), هايم (2), بيا (2), هایت (2), لقمه (2), یادم (2), برادرم (2), صبور (2), دخترک (2), دورتر (2), کنیم (2), نشان (2), خاطرات (2), دختری (2), داشتنت (2), آرزو (2), دستهایم (2), میخواهد (2), گرچه (2), ادم (2), میشوم (2), انها (2), خواسته (2), باشی (2), تنهایی (2), هنگام (2), بلاگفا (2), دهکده (2), متعلق (2), بیایید (2), نورا (2), بیا (2), قسمت (2), شعرم (2), انار (2), ﺩﻟﺖ (2), ﺩﺳﺘﺖ (2), ﻧﻤﺎﻧﺪ (2), ﺭﺍﺣﺖ (2), ﺷﻌﺮ (2), ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ (2), ﺗﺮﺳﺖ (2), ﺑﺮﯾﺰﺩ (2), ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ (2), ﮐﺎﺭﯼ (2), ﺍﯾﻦ (2), اولين (2), ماست (2), جهنم (2), زيباي (2), داريم (2), پيك (2), خوشبختي (2), غمها (2), برادرزاده (2), عزيزم (2), نامت (2), فراموش (2), آنكه (2), تقويم (2), امسال (2), برايمان (2), آوردي (2), چشمهاي (2), ايم (2), كودكي (2), گناه (2), تلخي (2), روي (2), هميشه (2), قلبهايمان (2), مازيار (2), اينها (2), كوچكي (2), تیر (2), كسي (2), سرخي (2), اندوه (2), اختيار (2), خودت (2), مطلب (2), همانقدر (2), عيد (2), مانديم (2), مبادا (2), خاطراتمان (2), شدند (2), دختربچه (2), موهاي (2), بخواهي (2), عطر (2), بلندبلند (2), اداي (2), فكر (2), كوچكم (2), نشود (2), ديگر (2), عاشقي (2), لبان (2), بزن (2), سري (2), معني (2), نمي (2), مباد (2), قافيه (2), جاودانگي (2), كجا (2), اينكه (2), روزهاي (2), حرير (2), اهـــــورا (2), مزدای (2), igner, rss, آیات, غمزه, ادبیات, ایران, بهترین, خوانده, سانــــــاز, زارع, ثـــانی, عبـدالرضـا, قیـصـری, شیـــــ, ــخ, مظفـــــــــ, ـــــــــ, ـــــــــر, نـــــــــــورا, عسلی, اسفندیار, دشمن, زیاری, زهرا, حاجی, حســـینی, استاد, رجایی, هلیـــــــا, بختیـــــاری, مـــــاه, کاووس, حسن, فطانا, عابدینی, صــــبــــ, ـــــا, رهگـــــــــــذر, سـمیه, حسینی, محمد, حسین, بهرامیان, پــــــــــرشان, نســـــــ, ـــــــترن, دایی, مسعود, نويسندگان, titles, لورکا, سهراب, سپهری, فروغ, فرخزاد, ناظم, حکمت, سید, صالحی, حمید, مصدق, فریدون, مشیری, نادر, نادرپور, اخوان, ثالث, رهی, معیری, پائولو, کوئلیو, احمدرضا, احمدی, تيتر, ايميل, نخست, ملالی, خیالی, مردم, شادمانی, نکن, مطالب, قديمي, فرو, یارایی, دریغ, برخیزد, فریب, استوای, چونان, انسان, درآیم, آستانه, پرستشت, ناگفته, نثار, گذرم, بدرقه, گام, نفرینی, واپسینشان, رخصت, سلاخی, غنیمت, رسواگر, خون, مقدسشان, فانوسک, حیله, چراغان, هاشان, رمه, تبار, خندق, سوزان, سربلندی, سرزمین, توکل, الله, کفی, بالله, وکیلا, سالم, مقنعه, پوشیدم, نبودم, معلمی, گندمی, اجازه, پیرشده, پیر, بشوی, موهایت, مگر, اینقدری, پیری, پیرم, چشمهاش, دلیل, دبستانها, گردم, حتما, ساخته, قاصدک, قشنگتر, خطی, هراسد, هجوم, تلخی, گذارم, جلوی, بـــابـــــا, آرام, گیرد, آموخت, سیب, خیالش, چینم, کیفهایشان, خیسم, معصوم, قرارشان, دزدم, عسل, عسلم, بالای, تخته, رسد, اینقدر, خودکار, اضطراب, خوردگی, اتو, دورش, بیاید, بوس, گردنم, پاس, خستگی, آنهاست, مدادها, ردیف, جامدادی, شمارم, پرم, آمدنت, نکند, دیر, سنگفرش, میرد, اسیر, بست, عنکبوتانه, مست, ملنگ, گنجشکی, نجیب, روید, دامنم, گیسویم, اشتیاق, خاصه, عروسک, غریبه, قلک, مهرماه, محالی, جایت, خندیدن, طعنه, کولی, سرو, ترسیدی, چید, وحشی, وزید, شبانه, پرستید, تاری, سبزی, واژه, غریب, شعله, اشاره, خبر, ابتدا, خواهمت, گدایی, دوستم, نامرد, دیشب, رهاند, دامنش, قرارند, فرداست, حرفی, مدار, شکنجه, وجودت, آشکاره, زیباترین, حرفت, شاعرترین, امتداد, ناسروده, شاعران, دنیایی, دنبالش, بطن, دلتنگی, بغل, رویا, زیباتر, تری, بزرگوارتری, ارزوهای, دلخوشی, مازیار, نمیشد, پناه, نشکسته, جاخوش, آمدم, اسمم, کتابهای, دیرینه, اجابت, غمزده, سهم, محرمت, مردادی, مرداد۹۰, زنده, کلمات, شایسته, ندارم, عزیزترین, تقدیمت, قلبی, شانه, رودخانه, جریان, مداومش, مداوم, رگهای, آبی, جرات, قشنگترین, هستیم, شکرانه, وآرام, گوییم, تکراری, میکنم, تندیسی, هستی, چقدرافتخار, اوج, رسانی, حقیقت, نزدیک, لبخندهایم, میخواهم, تکرار, رسم, میلادت, نزول, تشنگی, بستان, لیلی, افزای, نگیر, دوی, خوبم, نجابت, لبریزم, شادی, آفریند, سلامتی, حرص, الا, بالا, برم, ماندنت, شدنت, هزارساله, باغچه, زمین, خورشیدش, دانمش, تازه, مقدار, عددهایی, توان, رسیدند, درک, قبول, آشنایی, دان, ساکتم, شنوی, روم, دنیای, بازند, ساز, فراتری, مفهوم, تعریف, نشده, منظورش, آبستن, عاشقانه, نوزده, رفتار, بینم, بگذارم, تکیه, توآن, مشترکمان, کفایت, آگاه, متر, دلتنگت, کافی, چشمهایت, بغضی, حسودی, بداند, درشت, نمیدانم, یکدیگر, شناسیم, خوشم, بیایم, شناخت, ندیده, شناختمت, چشمانت, معنی, ارزشی, نگرفته, دلتنگشان, برداشتی, متن, ناسازگاری, حافظ, سعدی, بخوان, جدید, خواند, گوش, لبهایش, لبخندش, دزدد, ربط, عقیده, زندگیست, بیشترین, بردم, نگاهش, انرژی, عزیزم, بفهمم, سهیلی, مهتابش, مغرور, امدی, سرنوشتم, خواهرم, سرم, بگذارد, گربه, جنگل, پیدایت, بزرگت, شکلی, دعوایش, الان, شنیدم, جوانتر, لالایی, شنیدن, خوابم, شیرین, خوابهایم, وقتهاییست, دستش, گیرم, بندم, عصبانی, الکی, صدایش, بله, بخشیده, ارام, هیچی, مامان, چادر, ظهرهای, تابستان, زور, خواباند, نروم, خواباندم, نمانند, پخش, ماشینی, رهگذر, ریز, انگشت, کیبرد, لغزند, پدری, نارنج, هرگونه, مزاحمت, حیطه, ادبی, پیگیری, گردد, زندگانی, تیره, ۲۷آذر, سپرده, بامداد, بارانها, رفتند, بخوابند, نشینی, خوابند, بیدارم, بند, امده, تپشهای, قلبش, شنوم, نسبتی, یادت, نرفته, دلهای, خلوت, پیوند, گذاشتند, هامان, کوره, گداخت, کوفت, سهمگین, قلبهامان, هیجان, تاب, بارید, ترنج, چیدم, دادم, مهتاب, روشنایی, بیفتد, خندیدیم, خداکند, بقیه, دیرتر, بیشتری, موهایم, بشوند, هیات, پیرزن, فکرش, بکنم, بده, راستی, چترهای, خریده, دلگیر, جایی, ریزند, دریا, زبانم, لال, اصلا, اولش, تقصیر, پسرک, چترفروش, ریختنش, بابلسر, قبیله, سمت, دعوتشان, بارانهای, آمدند, برایشان, فنجانی, ریختم, ننوشته, ببارد, نازنین, موهایمان, بازگشتیم, رساند, امکان, ـــتنها, ـــ, بارد, سلامی, نشین, عرفان, آهاری, طلاست, طلای, حراج, عاشقم, دستمالِ, برو, شكست, جعبه, نشست, نازكش, دوید, خونِ, دیگران, زشت, سطل, آشغال, پاك, زلال, كاشت, احمق, سرِ, نفت, جنگند, خاورمیانه, نوشیدنِ, گذارد, کارهای, روزمره, حواسم, پرت, آرمشی, ایستاده, اسفند۹۱, بزرگترم, تذکر, احساساتم, کنترل, جور, چیزها, کمی, عاقل, دادن, بچگی, زیادی, تحمل, باره, عیدها, آیند, عیددینی, اولین, اورده, عیدتون, خندیدند, نوعروس, گذرد, زرنگ, برسیم, غذا, کارها, دغدغه, بماند, دوستش, سین, برگردم, پیک, نوروزی, تخم, مرغهای, روبان, قرمز, میکرد, آرزویم, نرسیدم, پرطراوت, پرادعا, عابران, صداهایشان, آزارد, الطلوع, خیزد, تابد, خوابش, افتم, بیدار, پاي, کودکي, ۱۳۹۲ساعت, هفته, کره, مربا, کیف, گذاشت, مهر۹۲, امید, دوستشان, داریم, درسهای, بسیاری, اموخته, مهرورزیدن, عشقی, گریستن, بیش, مجاز, ممنوع, نشنیده, صبوری, طاقت, واحد, برگشتیم, آورده, نگران, سوختن, دستهایش, ریزد, خندیدی, گفتی, اندازه, همانجا, بنشینم, دومی, بمانم, خمیازه, کشیدیم, تلاش, نرمش, صبحگاهی, فرار, نگرانی, نشدن, لوبیای, آزمایش, علوم, گفته, وارد, طرف, رسیدیم, دخترانه, بعثت, تصویرهایی, اشکهای, دانستی, عظیمی, گذاشته, دوگوشی, قهر, بغضم, ترکید, شامی, دادند, شناختمشان, پگاه, افزوده, عشقمان, سپاس, میگویم, خداست, لابه, پیراهن, روشنی, بگیرند, نرسید, جانم, بدانی, سلولهای, بدنم, رسوخ, یاخته, آشفته, ترت, میشوند, میکند, آدمی, میریزم, میروم, حالم, دونفر, دوتا, کشی, نخواهم, آشیانه, پاشم, پرند, بودنشان, بریزند, نمیخواهم, مهربانی, سالروز, شکفتنت, چراغم, تنت, بتابد, میسوزم, پرندگان, پرواز, شناسند, آفرید, پرسه, وبلاگهای, دوستانم, چرخیدم, برگشتم, کدام, نویسند, متروک, مواجه, لعنت, موبایلهای, پیشرفته, کیبوردهای, قدیمی, گرفتند, زمانی, نوشتم, بگذارید, بنویسید, آفرین, خواهی, ساکنان, مهربانش, بازگردم, همی, رهایم, کردید, هلیا, سمانه, صبا, ماهیچ, بدزدیم, دیدار, کامنتهای, چهارسال, داشتیم, مستعاری, ماندند, سلطان, شخصی, مرداب, دانیک, میخواست, بالاخره, بخندید, بگویید, ندانستنها, معماها, دوپا, قرض, گرفت, بازگشته, انکه, بزند, میتوانم, افسوس, هیچکس, هرآنچه, کشیدم, بستر, عشقت, حلال, آهای, بشکن, بپاش, قیل, قال, بیار, ببری, مویم, بافه, شال, شاهزاده, میکنی, میرود, مجال, کال, بنشان, گلدار, مثال, بگیر, فال, گویمش, ﺳﺮﺩﺕ, ﻧﺸﻮﺩ, ﻧﻠﺮﺯﺩ, ﺗﺮﺱ, ﺑﺮﺕ, ﻧﺪﺍﺭﺩ, ﺧﺎﻟﯽ, ﺳﺎﻟﻦ, ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ, ﺑﻠﯿﻂ, ﺳﯿﻨﻤﺎ, ﺻﺪﺑﺎﺭ, ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ, ﺳﺮﺕ, ﮔﺮﻡ, ﮐﺮﺩﻩ, ﺑﺎﺷﯽ, ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ, ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ, ﻧﺘﺮﺳﯽ, ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ, ﺑﻤﺎﻧﯽ, ﺍﺱِ, ﺳﺎﺩﻩ, ﺭﺳﯿﺪﻡ, ﺑﺨﻮﺍﺏ, ﺧﻮﺵ, ﮐﻨﺪ, ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ, ﮐﺴﯽ, ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ, ﭘﺸﺖ, ﮔﺮﺩﻧﺖ, ﺑﺒﻮﺳﺪ, ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ, ﺳﯿﺪﻋﻠﯽ, ﺻﺎﻟﺤﯽ, ﮐﻨﺎﺭ, ﺩﻓﺘﺮﺕ, ﮐﻮﭼﻪ, ﺑﺮﻗﺼﯽ, ﻋﺼﺮ, ﺟﻤﻌﻪ, ﺑﺮﻭﺩ, ﺯﻧﮓ, ﺑﺰﻧﯽ, ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ, ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ, ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ, ﺑﯿﺎﯾﺪ, ﺩﻭﺳﺖ, ﺩﺍﺷﺘﻦ, ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ, ﻟﻄﻔﺎ, ﺳﻄﻮﺭ, ﺳﻄﺤﯽ, ﮔﺬﺭ, ﮐﻨﯿﻢ, ﺑﺮﺳﯿﻢ, ﻭﮔﺮﻧﻪ, ﺳﺮﻡ, ﺍﺳﺖ, نبودنت, مینویسم, هیچوقت, نمیخوانی, ﮐﺎﺭﻫﺎ, ﻧﺪﺍﺭﻡ, پوريا_عالمى, قهرم, تامجبور, كردم, سالهاي, لبهاي, آفريدي, نمناك, كردي, شرمنده, اتفاق, انداختيم, بودي, ماييم, چشمهايمان, مهرباني, بسته, نميخواستيم, مقصر, اشتباه, بستيم, ناسزا, گفتيم, ونفرينت, نفر, خاليست, آمدن, باقي, تقصير, بخشيدي, امروزخداي, مهربانم, هديه, شادي, قاب, كند, خدايا, شهر, جام, باده, نخل, سرها, زانوي, كوفه, كاسه, تيغه, شمشير, شكافت, غزلي, گرد, عدم, مولاي, سيه, پوشيده, داغ, ياعلي, حرمت, قلم, غريبانه, كبوتر, صحن, حرم, تيرماه, هنجارها, ديوارها, علامت, ميان, دلدارها, نجاتي, زيستن, شيشه, انكارها, نخواهي, زمانه, اجبارها, بريده, قامت, ديدارها, نگفتنم, سكوت, لبم, گفتارها, خرداد٩٥, خستگي, ميگذرد, گلهاي, پيراهنش, سپيد, زمستان, تقسيم, ميكند, ديگري, كوچكيم, ميشديم, جواني, امديم, هرسال, قدمان, برنداشتيم, تركمان, كنند, شديم, هركداممان, نقابي, ميزنيم, همكلاسيهايمان, بگوييم, ناخنهاي, مصنوعي, كفشهاي, پاشنه, قايم, ميرويم, زنيم, حسرت, عروسكهاي, رنگي, تقليد, اخم, ميزنم, نيستم, بخندم, خيابان, بازي, وقتي, ميشوم, گريه, گمانم, درمي, اورد, زني, مادرهايشان, اورند, نباشي, همين, مينويسند, كار, سختيست, ميگيرم, ميخندم, موهايم, دوگوشي, ميبندم, شعرهاي, بچگي, زمزمه, درون, بيرون, ميكشي, اوري, بزرگم, بوي, تنهايي, نميدهد, دركنار, انقدر, ميتوانم, يكي, چارخانه, پيراهنت, ابد, ارزو, خوبي, دستهايمان, دوستانمان, شاد, بنشيند, آرزوي, قشنگ, عيدت, مبارك, همچراغم, اسفند٩٥, ۱۳۹۶ساعت, نميدانم, اقتدار, لبريزم, هرشب, تاجدار, خواجه, شكوهِ, سلسله, قرن, محكومم, لطيف, جبري, ديكتاتور, نيشخند, باطنش, دموكراسي, ظاهر, شعار, ترين, انقلابي, ميگويم, راست, اهل, بگويم, بشكن, هواي, رقيب, بردار, انفجار, شدت, ببين, ولي, نكرده, عمل, ساعتي, بمب, مانند, احتكار, كردند, قانعم, چشمت, قهوه, جرعه, غبار, فهمي, آينه, باخود, ميبرد, طوفان, انحصار, درك, بغلت, نديده, قفس, لبخندت, آزادي, طرح, شكار, بداني, مردمك, نگاهت, پلنگي, افكنده, پنجه, لكه, داند, شكسته, انتظارِ, فهمند, نارون, خرداد, ۱۳۹۷ساعت, پيچيده, شيون, عزادار, ركب, خوردن, جمع, پريشانِ, درختان, ۱۴۰۱ساعت, يادت, بخير, حضرت, رنگين, كمان, خاكستري, كولي, روييده, جنگلي, استخوان, روزي, بازگردي, سرزمين, كوچيده, جفت, آشيان, محتاج, افشان, گيسوان, جاري, شدي, رفتي, خواندمت, وزنهاي, روان, سپيدي, شكوفه, دهي, بنفشه, موي, پيراهني, بچينم, ميخواستم, هجا, بشوي, دهان, قسمتي, دفترم, شوي, اصفهان, معماري, ظريف, لبانت, ستودني, دودمان
Text of the page (random words):
ندم و گاهي شعرهاي بچگي ام را زمزمه ميكنم تنها تويي كه مرا از درون خودم بيرون ميكشي مرا به دنيا مي اوري بي آنكه بخواهي بزرگم كني تنها تويي كه بودنت بوي تنهايي نميدهد من دركنار تو انقدر كوچكم كه حتي ميتوانم در يكي از چارخانه هاي پيراهنت براي تا ابد زندگي كنم بيا ارزو كنيم امسال سال خوبي باشد خانه مان از عطر خدا خالي نشود و دستهايمان از دست هم جدا نشود و دوستانمان شاد باشند همه جا بهار بنشيند زندگي پر از گل بشود و هزار آرزوي قشنگ ديگر عيدت مبارك همچراغم هميلا اسفند٩٥ تاريخ یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ساعت 15 15 نويسنده همیلا محمدی پاييز ادامه مطلب تاريخ سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵ساعت 17 12 نويسنده همیلا محمدی دلم گرفته و هنجارها ترك دارند به چشم پنجره ديوارها ترك دارند غزل علامت تلخي براي اندوه است ميان قلب تو دلدارها ترك دارند دروغ راه نجاتي براي زيستن است اگرچه شيشه ي انكارها ترك دارند به اختيار خودت زندگي نخواهي كرد در اين زمانه كه اجبارها ترك دارند بريده قامت شعرم دلم ترك ترك است تمام لحظه ي ديدارها ترك دارند پر از نگفتنم اما سكوت خواهم كرد كه بر لبم همه گفتارها ترك دارند هميلا محمدي ٣ خرداد٩٥ تاريخ یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ساعت 22 49 نويسنده همیلا محمدی پي لبخند تو اين شهر به هم ريخته است مرگ در جام جهان باده ي غم ريخته است نخل ها بي سر و سرها همه بر زانوي غم بر لب كوفه كسي كاسه ي سم ريخته است مرگ بر تيغه ي شمشير كه فرق تو شكافت بي تو در هر غزلي گرد عدم ريخته است آه مولاي غزل هاي سيه پوشيده داغ تو آتش سرخي به دلم ريخته است ياعلي گفتم و اين شعر پر از باران شد حرمت نام تو در جان قلم ريخته است دل دنيا پر از اندوه غريبانه ي توست غم كبوتر شده در صحن حرم ريخته است هميلا محمدي ٦ تيرماه ٩٥ تاريخ یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ساعت 22 47 نويسنده همیلا محمدی سلام اردي بهشت سلام اردي بهشت ١١ سال است كه با تو قهرم نامت را فراموش كرده بودم ١١ بار آمدي و من خودم را به خواب زدم تامجبور نباشم با تو رو در رو شوم ١١ سال گذشت و من بي آنكه لحظه اي دلتنگ تو باشم زندگي كردم توي تقويم ها نامت را خط زده بوديم سالهاي تقويم هاي ما ١١ ماه داشتند امسال اما تو دست پر آمدي برايمان گل آوردي برايمان بهشت آوردي براي لبهاي پدرم لبخند آفريدي چشمهاي نمناك مادرم را روشن كردي ارديبهشت جان شرمنده ايم اگر اين همه سال كودكي كرديم و گناه تلخي آن اتفاق را به گردن تو انداختيم تو بي گناه بودي ارديبهشت جان تو مهربان هستي مثل همه ي ماه هاي خدا اين ماييم كه چشمهايمان را بر مهرباني خدا بسته بوديم اين ما بوديم كه نميخواستيم باور كنيم هيچ كس مقصر نيست اين ما بوديم كه ١١ سال به اشتباه در را بر روي تو بستيم و به تو ناسزا گفتيم ونفرينت كرديم آه ارديبهشت هرچند هميشه در قلبهايمان جاي يك نفر خاليست هرچند باز آمدن مازيار تا هميشه تنها يك آرزو باقي خواهد ماند اما اينها تقصير تو نيست تو سالها پيش پدرم را به ما بخشيدي و امروزخداي مهربانم فرشته ي كوچكي را با دست هاي تو به ما هديه داد فرشته اي كه مي تواند جاي خالي شادي را در قاب اردي بهشت پر كند خدايا ممنون ️ هميلا ٦ اردي بهشت ٩٥ تاريخ دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 12 9 نويسنده همیلا محمدی امروز برادرزاده ي عزيزم به دنيا آمد خوش آمدي فرشته ي كوچك خانه ي ما ️ اين اولين ارديبهشت ماست بعد از تب اردي جهنم ها زيباي كوچك دوستت داريم اي پيك خوشبختي پس از غمها هميلا محمدي ارديبهشت ٩٥ تاريخ دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 12 7 نويسنده همیلا محمدی امروز برادرزاده ي عزيزم به دنيا آمد خوش آمدي فرشته ي كوچك خانه ي ما ️ اين اولين ارديبهشت ماست بعد از تب اردي جهنم ها زيباي كوچك دوستت داريم اي پيك خوشبختي پس از غمها هميلا محمدي ارديبهشت ٩٥ تاريخ دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 12 7 نويسنده همیلا محمدی ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺳﺮﺩﺕ ﻧﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻧﻠﺮﺯﺩ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺑﺮﺕ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻠﯿﻂ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺑﺎﺭ ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﻧﺘﺮﺳﯽ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺟﺎ ﺑﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱِ ﺳﺎﺩﻩ ﯼ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﮔﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺷﻌﺮ ﺳﯿﺪﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﻓﺘﺮﺕ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﺮﯾﺰﺩ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﺮﯾﺰﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺮﻗﺼﯽ ﮐﻪ ﻋﺼﺮ ﺟﻤﻌﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺮﻭﺩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺑﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﺑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻟﻄﻔﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﻄﻮﺭ ﺳﻄﺤﯽ ﮔﺬﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺑﺮﺳﯿﻢ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺳﺮﻡ گرم ﺍﺳﺖ به نبودنت و شعرهایی که برایت مینویسم و هیچوقت نمیخوانی ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ پوريا_عالمى تاريخ سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ساعت 11 23 نويسنده همیلا محمدی تو سکوت لا به لای حرف های منی از بین حرفهایم آنچه نمی گویمش تویی هوا هوای بهار است و حال حال غزل کنار من بنشین و بگیر فال غزل کنار من بنشین و بهار را بنشان میان دامن گلدار من مثال غزل کنار من بنشین تا به خنده باز شود به روی دفتر شعرم انار کال غزل نگاه میکنی و شعر میشود همه چیز تو رو به روی منی میرود مجال غزل در انتظار نشستم که شاهزاده شوی مرا عروس کنی بعد روی بال غزل به خانه ات ببری تا ببافم از مویم به دور گردن تو بافه های شال غزل اگر به کوچه ی ما آمدی چراغ بیار به خانه ای که پر است از تو و خیال غزل آهای عشق بیا بشکن و بپاش از هم سکوت خسته ی ما را به قیل و قال غزل هرآنچه درد کشیدم هر آنچه تب کردم میان بستر عشقت همه حلال غزل همیلا محمدی بهمن 94 تاريخ چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ساعت 16 43 نويسنده همیلا محمدی چند روزی میشود که زود به زود دلم برای اینجا تنگ میشود امروز کامنتهای چهارسال پیش را خواندم چقدر اینجا حرف برای گفتن داشتیم اسم های مستعاری را دیدم که برای همیشه مستعار ماندند سلطان نظر شخصی مرداب سه نقطه دانیک و دلم میخواست یک روز بالاخره بیایید و بخندید و بگویید این من بودم اما همه چیز در ندانستنها و معماها گم شد دخترک صبور آم روزها دوپا قرض گرفت و از بلاگفا رفت و امروز بازگشته است بی انکه در خانه اش پرنده ای پر بزند حالا میتوانم با صدای بلند فریاد بزنم افسوس که امروز جز من و شعر هیچکس اینجا نیست تاريخ چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ساعت 21 25 نويسنده همیلا محمدی کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم امشب دلم هوای پرسه زدن در بلاگفا کرد توی وبلاگهای دوستانم چرخیدم و با غصه و دلی گرفته برگشتم هیچ کدام دیگر نمی نویسند حس کردم به دهکده ای آمده ام که متعلق به من بود و من متعلق به او اما با خانه هایی متروک مواجه شدم لعنت به این موبایلهای پیشرفته که لذت تق تق نوشتن کلمه ها بر کیبوردهای قدیمی را از ما گرفتند یادش به خیر یک زمانی اینجا شعر می نوشتم و بعد دل توی دلم نبود که بیایید و کامنت بگذارید و بنویسید آفرین به تو دختر یک روز شاعر بزرگی خواهی شد بزرگ شدم و شما رهایم کردید هلیا سمانه صبا ماهیچ ما نگاه نورا شاید دوباره بازگردم و به قول نورا همی لای کلمه باشم اما در دهکده ای خالی از ساکنان مهربانش تاريخ جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴ساعت 2 19 نويسنده همیلا محمدی پرندگان هنگام پرواز مرز نمی شناسند آدم ها هنگام دوست داشتن و آدم مرز را آفرید تا تنهایی اش را کوچک تر کند تاريخ دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۴ساعت 12 32 نويسنده همیلا محمدی چون دوستت دارم حتی آفتاب هم که بر تنت بتابد من میسوزم یک سال گذشت و یک سال دیگر به بزرگی هایت افزوده شد خدای مهربان یک سال دیگر به عشقمان اضافه کرد خدا را هزار بار سپاس میگویم که فرصت دوباره داشتنت را به من داد امروز فرصت خوبی برای حرف زدن با تو فرصت خوبی برای حرف زدن با خداست بچه که بودم همیشه آرزو داشتم یک روز آن قدر بزرگ شوم که دستم به تمام ستاره ها برسد تا بتوانم لابه لای گیسوان مادرم ستاره ببافم که بتوانم پیراهن پدرم را از ستاره پر کنم که دستهایم بوی ستاره و روشنی بگیرند بزرگتر که شدم اگرچه دستم به آسمان نرسید اما خدا بزرگترین ستاره اش را به من هدیه داد حالا دلم میخواهد تمام جانم را در دستهایم بریزم و به تو هدیه کنم دلم میخواهد بتوانم قلبم را ب تو نشان بدهم تا بدانی که دوست داشتنت در سلولهای بدنم رسوخ کرده نه تنها من که تمام یاخته های تنم دیوانه وار دوستت دارند تمام تارهای موی من لحظه به لحظه آشفته ترت میشوند آه که عشق چه میکند با آدمی من هرچند گاهی شبیه آدم های معمولی اشک میریزم و لبخند میزنم گرچه شبیه ادم های معمولی حرف میزنم و راه میروم گرچه شبیه آدم های معمولی حتی گاهی وقتها خسته میشوم دلتنگ میشوم اما چند سالی می شود که حالم حال یک آدم معمولی نیست من دونفر هستم انگار دوتا قلب در سینه ام می تپد من معمولی نیستم وقتی از عشق تو رویینه تن شده ام تا روزی که تو نفس می کشی من هرگز نخواهم مرد من یک زن معمولی نیستم وقتی که عشق تمام خانه ام را از شعر پر کرده هر روز صبح توی ایوان کوچک خانه برای پرنده های بی آشیانه دانه می پاشم و با انها حرف میزنم از آنها بارها خواسته ام که وقتی شاخه به شاخه می پرند برای بودن تو دعا کنند از آنها بارها با گریه خواسته ام که به درخت ها بگویند از سبز بودنشان در جان تو بریزند که سبز باشی که درخت باشی که زیر سایه ات زندگی کنم دوستت دارم مهربان ترین روزهای تنهایی ام من چیزی از خدا نمیخواهم جز تو و مهربانی و یک سقف کوچک برای با هم بودن سالروز شکفتنت خجسته باد هم چراغم همیلای تو 14 مرداد 94 تاريخ چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ساعت 9 33 نويسنده همیلا محمدی بوی ماه مهر ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه چند هفته پیش همین اول و دوم مهر بود که مثل همیشه دلم برای سالهای دبستان و گچ های رنگی و لقمه های کره مربا که صبح زود مادر توی کیف می گذاشت تنگ شد رفتیم سراغ خانه ای که هشت سالگی مرا در آغوش گرفته بود کوچه ها بوی هشت سالگی مرا می دادند درختها آنقدر بزرگ شده بودند که دیگر نمی شناختمشان از ماشین که پیاده شدم بغضم ترکید چه روزهایی را توی این کوچه غروب کردم هنوز بوی شامی های دم غروب مادر و صدای خنده های بلند برادرهایم می آمد به کوچه که نگاه می کردم دخترکی را می دیدم که با آن موهای دوگوشی و دامن چین دار سفید داشت گوشه پیاده رو هشت خانه بازی می کرد دختری که جز قهر های گاه و بی گاه کودکانه چیزی از غصه بلد نبود دختری که من بودم دلم می خواست همه ی آن تصویرهایی که می دیدم را به تو هم نشان دهم اما تو فقط اشکهای مرا می دیدی و نمی دانستی که من چه خاطرات عظیمی را توی این کوچه جا گذاشته ام رفتیم چند کوچه آن طرف تر و به دبستان رسیدیم دبستان دخترانه ی بعثت باورم نمی شد به تو گفته بودم که حیاط مدرسه مان بزرگ بود وارد که شدیم گفتم مدرسه چقدر کوچک شده خندیدی و گفتی این تویی که بزرگ شده ای مدرسه همان مدرسه است خدای من چقدر کوچک بوده ام که این حیاط را به اندازه یک دنیا می دیدم دلم می خواست همانجا بنشینم و تا همیشه کلاس دومی بمانم یادم آمد صبح های زود سر صف چقدر خمیازه می کشیدیم چقدر تلاش می کردیم بین صف قایم شویم و از نرمش های صبحگاهی فرار کنیم بزرگترین نگرانی آن روزهایم سبز نشدن لوبیای آزمایش علوم بود یادش به خیر آن شب وقتی به خانه برگشتیم حس می کردم گوشه ای از آن همه خاطره را با خودم به خانه آورده ام باورم نمی شد کودک آن سالها آنقدر بزرگ شده که بی آنکه نگران سوختن دستهایش باشد خودش برای تو هم چای می ریزد یک ماه دیگر من دوباره از اینکه هستم هم بزرگتر می شوم و یک واحد به عدد سالهای زندگی ام اضافه خواهد شد دوباره یک سال از آن سالها دورتر می شوم دورتر و دلتنگ تر حالا سالهاست صدای خنده های برادرم را نشنیده ام سالهاست که صبوری می کنم و باورم نمی شود که این صبور ساکت همان دخترک بی طاقت سالهای دور است اما در کنار همه ی این گریه ها یادم می اید که عشقی در قلبم هست که در من گریستن بیش از حد مجاز را ممنوع کرده است از خدا ممنونم که یک سال دیگر در کنار تو بزرگتر شدم و از تو درسهای بسیاری اموخته ام که بزرگترین آنها مهرورزیدن است به امید همیشه های خوب برای همه ی آنها که دوستشان داریم همیلای تو مهر۹۲ تاريخ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۲ساعت 18 13 نويسنده همیلا محمدی پا به پاي کودکي هايم بيا کفش هایت را به پا کن تا به تا صدای پرنده ها نمی گذارد به کارهای روزمره ادامه دهم حواسم هی پرت می شود پرده ها را کنار می زنم پنجره ها را باز می کنم خدای من درختها با چه آرمشی ایستاده اند خیره می شوم به خیابان به عابران و ماشین ها زندگی را در راه رفتن ها و صداهایشان حس می کنم نور خورشید چشمهایم را می آزارد به خورشید فکر می کنم که خسته نمی شود که سالهاست هر روز صبح علی الطلوع از خواب بر می خیزد و آنقدر می تابد که خوابش می برد به خورشید که فکر می کنم یاد پدرم می افتم که هر روز با خورشید بیدار می شود دلم چقدر برایش تنگ شده هوا هوای هفت سین و ماهی گلی و لباس عید است دلم می خواست روزها را ورق بزنم و برگردم به پیک های نوروزی ام به تخم مرغهای رنگی و سبزه های گندم با روبان قرمز مادرم اسفند که می شد گندم هایش را خیس میکرد و من همیشه این کار را دوست داشتم همیشه دلم می خواست سبزه ی عید من از سبزه ی مادرم بلندتر بشود اما هیچ وقت به آرزویم نرسیدم حتی آن سالی که عروس شدم و برای همیشه از آن خانه رفتم سبزه های مادر شبیه چشم هایش بودند روشن و پرطراوت و سبزه های من شبیه خودم بودند کوچک و پرادعا یادش به خیر بچه که بودیم عید هم انگار بچه تر بود عید هم انگار پاک تر بود چقدر زمان زیادی را باید تحمل می کردیم تا دو باره عید شود اما حالا بزرگتر که شده ایم عیدها چقدر زود پشت سر هم می آیند و می روند آن وقت ها عید که می شد به شوق عیدی گرفتن هر جا که برای عیددینی می رفتیم من اولین کسی بودم که کفش هایش را در اورده بود و داشت می گفت عیدتون مبارک و همه بزرگترها می خندیدند حالا آنقدر بزرگ شده ام که به بچه ها عیدی می دهم و می دانم تا چشم به هم بزنم آنقدر بزرگ می شوم که به نوعروس ها عیدی بدهم چقدر زمان زود می گذرد انگار همین دیروز بود که برای انتخاب ماهی گلی عید یک ساعت بین ماهی ها می گشتم و آخر زرنگ ترین آن ها را جدا می کردم و دل توی دلم نبود که برسیم خانه و برایش غذا بریزم راستش هنوز هم همان کارها را می کنم اما حالا دغدغه های دیگری هم به جز ماهی و سبزه دارم بین خودمان بماند حالا کسی توی زندگی ام هست که حتی بیشتر از ماهی گلی دوستش دارم دو سه سال پیش بود که خواهر بزرگترم به من تذکر داد که احساساتم را کنترل کنم و با دیدن ماهی و این جور چیزها کمی خانمانه تر برخورد کنم حالا من خانمانه برخورد می کنم عاقل تر شده ام می دانم که می شود یواشکی هم با ماهی گلی حرف زد می دانم می شود یواشکی هم به بهانه ی عیدی دادن به بچه ها توی اتاق رفت و با آنها بازی کرد بزرگتر شده ام و می دانم که بزرگترها همان بچه های دیروز هستند فقط یواشکی بچگی می کنند یواشکی برای مرگ ماهی هایشان گریه می کنند و یواشکی ماهی هایشان را خاک می کنند می دانی این ها را گفتم که بگویم حالا از صمیم همان کودکی ها یواشکی دوستت دارم ۲ اسفند۹۱ همیلای تو تاريخ چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۱ساعت 15 18 نويسنده همیلا محمدی تو رفته ای و بحران ِ نوشیدنِ چای بی تو در این خانه مهم ترین بحران ِ خاورمیانه است و این احمق ها هنوز سرِ نفت می جنگند دستمال كاغذی به اشك گفت قطره قطره ات طلاست یك كم از طلای خود حراج می كنی عاشقم با من ازدواج می كنی اشك گفت ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی تو چقدر ساده ای خوش خیال كاغذی توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرك می شوی و تكه ای زباله می شوی پس برو و بی خیال باش عاشقی كجاست تو فقط دستمال باش دستمال كاغذی دلش شكست گوشه ای كنار جعبه اش نشست گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد در تن سفید و نازكش دوید خونِ درد آخرش دستمال كاغذی مچاله شد مثل تكه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرك و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال پاك بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال های كاغذی فرق داشت چون كه در میان قلب خود دانه های اشك كاشت عرفان نظر آهاری تاريخ سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱ساعت 17 14 نويسنده همیلا محمدی باران می بارد و ما تا فرصت سلامی دیگر خانه نشین می شویم و عشق ـــتنها عشق ـــ مرا رساند به امکان یک پرنده شدن امشب من و تو تنها هم چراغ این شب بارانی زیر نم نم همین باران مهربان رفتیم تا آخر جاده ای که هر شب دلتنگ ما می شود رفتیم و دستهای نازنین باران موهایمان را نوازش کرد خیس از خنده های کودکانه به خانه بازگشتیم دارد یک قبیله قطره می آید سمت پنجره پنجره را باز می کنم تا به خانه دعوتشان کنم کاش خانه ی ما بزرگتر از این بود تا تمام بارانهای جهان به خانه ی ما می آمدند برایشان فنجانی چای می ریختم و شعرهای ننوشته ام را می خواندم و از تو می گفتم آنقدر زیاد که قطره ها عاشقت شوند که از تمام ابرها عشق ببارد و من بدون چتر بروم زیر بارانی که راستی من به قطره ها نگفته ام که من و تو چترهای رنگی خریده ایم تو هم نگو دلگیر می شوند قطره اند دیگر می روند یک جایی از غصه می ریزند به دریا و زبانم لال اصلا از همان اولش هم من گفتم چتر چیز خوبی نیست تقصیر پسرک چترفروش شد با آن زبان ریختنش یادش به خیر زیر باران تند بابلسر بودیم چقدر زود گذشت خداکند بقیه ی این سالها که قرار است زندگی کنم دیرتر بگذرد دلم می خواهد وقت بیشتری را در کنار تو باشم اما نه دلم نمی خواهد یک روز برسد که موهایم سپید بشوند و تو مرا در هیات یک پیرزن ببینی فکرش را هم نمی توانم بکنم قول بده همیشه مرا با همین تصویر ببینی با همین موهای سیاه سیاه مثل شب همان شبی که آمدی آن شب هم مثل امشب باران می بارید یک ترنج چیدم و به تو دادم زیر نور مهتاب هی چرخیدیم و چرخیدیم که چهره ی آن یکی رو به روشنایی بیفتد و چقدر خندیدیم تنها نگاه بود و تبسم میان ما تنها نگاه بود و تبسم اما نه گاهی که از تب هیجان ها بی تاب می شدیم گاهی که قلب...
|