If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: 13650020.blogfa.com - .

site address: 13650020.blogfa.com redirected to: 13650020.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Monday 22 June 2026 5:16:32 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=خاطرات یک خبرنگار جنایی بدون سانسور;

Headings (most frequently used words):

یک, خاطرات, خبرنگار, جنایی, بدون, سانسور, شاید, برای, آخرین, بار, برادر, کشی, خلسه, در, ماه, لاغر, شوید, جالب, انگیز, برنده, ها, عکس, گوشه, وبلاگ, خشمگینم, دیابت, حیوون, هم, این, کارو, نمی, کنه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
این (49), برای (42), بود (32), توی (22), ۱۳۹۰ (21), اما (18), کنم (17), مادر (16), شده (15), نوشته (14), اون (14), نمی (14), های (13), صورتی (13), گفت (12), عکس (12), ۱۳۸۹ (11), علیرضا (11), بعد (10), ساعت (10), توسط (10), خانوم (10), اینکه (10), همه (10), فکر (10), مجتبی (10), دختر (9), شما (9), دست (9), همسر (9), جان (9), همسایه (9), میشه (8), کار (8), کرد (8), مثل (8), همیشه (8), است (8), آبان (7), روز (7), پدر (7), بودن (7), وقتی (7), دوربین (7), زندگی (6), فیلم (6), داره (6), همین (6), بچه (6), مادرش (6), وقت (6), دلم (6), دیگه (6), حرف (6), هیچ (6), یاد (6), دوستای (6), شدن (5), دیدن (5), مردم (5), کنن (5), هست (5), جواب (5), اونا (5), چند (5), کردن (5), بعضی (5), درست (5), خیلی (5), نیست (5), #خبرنگار (5), جنایی (5), شوید (5), چون (5), خداحافظی (5), خاطرات (4), خود (4), آذر (4), وبلاگ (4), خانه (4), گرفتن (4), خاطر (4), مجله (4), اول (4), لحظه (4), زندان (4), پیش (4), خودش (4), مرد (4), اگه (4), فقط (4), کنار (4), خبر (4), پول (4), براتون (4), رمز (4), کردم (4), دارم (4), کند (4), ماه (4), حتی (4), آدمایی (4), مادرشوهر (3), اسفند (3), روحیه (3), شنبه (3), یعنی (3), اینجور (3), آدما (3), روح (3), جامعه (3), قتل (3), داشت (3), گرفت (3), هایی (3), خوش (3), خونه (3), سرکوفت (3), شروع (3), بقیه (3), براش (3), کنه (3), چهارشنبه (3), قاضی (3), دیابت (3), خانواده (3), کسی (3), داری (3), باید (3), خوام (3), تنها (3), دونم (3), اینقدر (3), عزیز (3), هستند (3), مورد (3), الان (3), برنده (3), زیاد (3), ولی (3), شاید (3), خودتی (3), روسری (3), سلام (3), دستشه (3), خلاصه (3), قدر (3), آشپزی (3), عروس (3), دارد (3), کنیم (3), دوست (3), ترشی (3), بار (3), سال (3), قرص (3), رفته (3), خبری (3), کرده (3), مسئولان (3), پای (3), هفته (3), مهم (3), چنان (3), خوب (3), بودم (3), احساس (3), خواب (3), کینه (3), دار (2), تنهایی (2), امروزی (2), جانم (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), تیر (2), مرداد (2), شهریور (2), مهر (2), مدیر (2), آرزوهای (2), اینجا (2), کجا (2), عادی (2), فیلما (2), دارن (2), کسایی (2), ممکنه (2), باشید (2), شدم (2), هنوز (2), صدای (2), گوشه (2), حیوون (2), بهش (2), اسلحه (2), هوا (2), بیرون (2), کشت (2), انگار (2), تازه (2), افتاده (2), پاش (2), وسط (2), قراره (2), عمر (2), طلاق (2), دنبال (2), نظر (2), روی (2), دادگاه (2), یکشنبه (2), نوشت (2), یاره (2), اینا (2), مونده (2), زدن (2), کنی (2), سانسور (2), قیمت (2), آبروی (2), تموم (2), نداره (2), آوردن (2), متاسفم (2), خسته (2), اسم (2), اهل (2), زنید (2), برات (2), تریبون (2), ادامه (2), سوال (2), فهمیده (2), میشن (2), بگم (2), حالا (2), عکاسی (2), معلومه (2), تنظیم (2), خانم (2), جای (2), عزیزم (2), دختره (2), نیمه (2), زنی (2), باشند (2), فرهنگی (2), وایتکس (2), بنده (2), شغل (2), شنیدن (2), افتاد (2), راستش (2), دوستان (2), دادن (2), وقتش (2), عروسم (2), ندارد (2), آشنا (2), بلد (2), سوخت (2), بیشتر (2), پولدار (2), عبارت (2), حتما (2), ماهواره (2), بین (2), صورت (2), گرفته (2), مرده (2), پیگیری (2), مشهدی (2), اجداد (2), قرار (2), آدم (2), زیادی (2), دوستی (2), ثابت (2), خوبی (2), زندگیم (2), آدمی (2), واقعی (2), تنگ (2), بهم (2), دبیرمون (2), سخت (2), نبود (2), کرج (2), تصمیم (2), ایشان (2), داشته (2), اتفاقات (2), اتفاق (2), گفتن (2), تاخیر (2), مدت (2), خلسه (2), طولانی (2), برادر (2), مادره (2), ممکن (2), تبدیل (2), کشی (2), تحقیر (2), ازدواج (2), blogfa, com, مغازه, خودنگاشت, جزایی, مطبخ, رویا, عزیزترین, آرام, ایرانی, سبک, کفشدوزک, خواندنی, منتظر, زنده, باد, سمنان, دخترم, دینا, فیلتر, شاپرک, معمولی, هیایو, سرزمین, ممنوعه, پزشک, قانونی, بابای, ماجراهای, پیوندها, بهمن, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, دختری, قرمز, آبی, خاطراتم, گویم, مطالب, قدیمی, داریم, میریم, خشونت, کشن, پخش, جانی, اند, دیده, گزارش, شغلم, مجبور, ببینم, عکسای, کپچر, جیغ, گوشمه, سیگار, گذاشته, لبش, لبخند, میزنه, صحنه, کشته, چهره, شرافت, جنایت, بزرگه, تفریحشون, گوشیش, موند, بلوتوث, گرده, فراگیر, بینید, چقدر, متنبه, منطقه, رسیدن, پاشون, ماشین, گذاشتن, پدره, شلیک, گلوله, تاشون, سنگدل, دعواها, هاش, خواد, ببره, گردش, یادشون, پسره, ادب, محض, رسید, قاچاقچی, محترم, مرخصی, پدریش, برگشت, پدربزرگ, مادربزرگ, پیرشون, سرپرست, آواره, زنش, فهمید, شوهرش, بگذرونه, رفت, اتهام, قاچاق, حبس, ابد, بریده, کارو, عاطفه, کجای, فردا, کور, بعدی, قطع, علیل, ذلیل, یفته, دستم, ازش, بیارم, دیابتی, بشه, علت, مکان, ربط, دلیلی, لفافه, ندارم, بفهم, نمیگم, حقیقت, امثال, مطمئن, باش, درصد, فاجعه, موندن, دونستنش, ضرر, آسیب, روحی, بدبینی, هزار, پیامد, منفی, چیزی, شیث, نصرتی, قاتل, سعادت, آباد, توجیه, تویی, اختصاصی, بلکه, خدشه, گناهکارتری, بوق, کرنا, فوتبالیست, قیمتی, نکنه, پیشرفت, عقب, بمونی, همدیگه, هدف, شماهایی, روزنامه, نگار, فرهنگ, قلم, گند, ایمیل, ناشناس, ازم, گرفتی, حقیری, فضولی, مهمه, سرک, کشیدن, حریم, خصوصی, خودشون, میسازن, لذتی, همکار, روزایی, رمزی, نوشتم, فهمیدم, گوش, میرسه, گذاشتم, برام, بخواد, پشتش, میگم, خشمگینم, مطلب, برید, پست, قبل, موردش, ازتون, جوابای, جالبی, گرفتم, الحق, واقعا, باهوش, چیه, کدومتون, سوالی, نکرده, بودین, خودمی, گفتم, متوجه, عکسی, منه, هدیه, معنوی, خدمتیم, مادی, نباشه, خوان, کوچیکه, واضح, خانومه, خوشگله, میندازه, زهرا, خودتوی, دستته, میوه, شایدم, جنگل, سین, هستید, دستتون, چپتون, دارید, لنزش, میکنید, بهاره, جون, مهربون, سرسبز, دستش, aazam, سئوالت, روسریش, حال, افتادنه, انگاری, سوژه, میگیره, روش, میکنه, میچکا, درحاله, کوتاه, میکنم, پرستو, عکست, منظره, میگیری, فوتوشاپ, جوریش, کردی, اردیبهشتی, نظرم, تصویر, خانمی, دوربینی, عقیق, گیره, سرشه, مستی, شراب, بسیار, روشنفکر, متشخص, عروسشان, ارج, نهند, پسرش, بوی, بدهد, گفتگوی, گواه, گویا, درستی, روزگار, مان, پروانه, بیخود, نبوده, زمانه, کشانده, مزبور, ظاهرا, گرخید, مادرشوهرمان, خودم, دانستم, وحشتناک, باشم, تعریف, دوتای, کلی, خندیدیم, بلدم, هنرمند, دسر, سالادهای, رنگارنگم, برند, مارک, لباسم, خرید, پاساژ, گردی, لذت, برم, مهمانی, رقصیدن, غیبت, دشت, میشکنم, هنر, زنانه, دیگری, عروستان, پرسم, کاره, رود, مگر, طفلکی, برسد, رخشا, کله, بزند, کلا, عوالم, دخترهای, بخواهیم, سلمانی, آرایشگاه, جمعش, دیگر, افتد, دوباره, عروسش, کشد, پسرم, دسته, میسابد, حوری, پری, چرخد, همسرجان, معمولا, پختش, عاشق, کباب, پیتزاهایش, پسرتان, غذا, علاقه, خندد, گوید, فرق, شور, لیته, داند, بادمجان, انار, باقالی, پلوهاش, سبزی, خشک, راستی, میریزه, جالب, انگیز, دوشنبه, فجایع, توش, خودمون, اینها, راست, دنیا, مانکن, کشورهای, جهان, سوم, خوراک, درآمد, زایی, چنین, موسساتی, کشورها, عادت, دارند, راه, سریع, اطمینان, کنند, علاوه, مطمئنم, زبان, انگلیسی, مسلط, چیزها, شنیدید, تبلیغ, دیدید, افزایش, دوره, رفتن, چروک, کاهش, وزن, آشناست, یکی, دوستاش, دلیل, مسمویت, بالای, دارویی, کما, داشتم, مربوط, ساله, اثر, مصرف, لاغری, فوت, سرزنش, بیزار, بهتون, برنخوره, گناه, نویسم, نوبت, برخی, دلایل, مسخره, الاف, همراهیم, خصلت, آدماس, موضع, قدرت, بگیریم, بتونیم, کاری, انجام, بدیم, برمون, میداره, اقدامی, سنگ, انداختن, جلوی, طرف, کوتاهی, نمیدونم, چرا, افراد, بهشون, زنگ, زنیم, نشون, دهنده, اینه, مهمی, هستن, وقتا, شهرستان, مربوطه, لاغر, تغییر, دلیله, خاطراتی, نانوشته, باقی, پابرجاست, نوشتن, دور, نمیشم, بالا, پایینا, تشکیل, داد, میزنن, غرق, گرفتاری, زیادتری, براشون, ظاهر, باطن, دشمن, عوض, ادعای, نداشتن, عمل, رفاقتشون, میکردن, فرصت, شناختن, تجربه, بزرگ, نابی, جایی, خصوصیتی, قلب, بزرگی, پاچه, خواری, زیرآب, دورویی, میدادن, ویراستارمون, صفحه, آرایی, هنری, آبدارچی, مون, فاطمه, سامرا, مینا, مرضیه, سردبیر, عزیزمون, انصاف, ایه, قلبم, احترام, قائلم, حدود, نمیرم, تنبلی, میگذره, تحریریه, باهاش, دنسا, خاطره, البته, دورکاری, همکاری, همکاران, بینم, بسی, شغلی, عشق, سراغش, چاره, بزنم, مراتب, توضیح, بدم, اصلا, مقدور, صبح, بیام, ظهر, کوفته, برگردم, رکاب, اقدام, ناگهانی, جناب, گرفتند, دلبندمان, بفروشند, آنجا, محترمه, نیاز, همدم, مراقب, سببی, ساز, صباحی, گذران, بگه, دوم, تکاپو, نایستاد, محیرالعقول, پشت, غافلگیر, ترین, روزها, پریده, گیج, مبهوته, نمیدونمبرای, خودتون, ببخشید, تحول, فرو, ممنونم, سراغ, میگیرید, نباشم, گلی, معرفتن, خوبم, پنجشنبه, سالی, مونه, معتاد, شریکی, ارث, دونست, همون, نداده, اثبات, موضوع, غیر, قصاص, گذشت, نتونست, همراه, خلاص, بشن, یاغی, مواد, شکستن, پنجره, عربده, دریغ, عاصی, عنوان, فرزند, خلف, دردونه, سمت, اعتیاد, کشوند, اختلاف, شدید, دونفر, حمایت, محروم, باعث, میشی, شوهرم, بزنه, گستاخی, محبتی, عقده, شوهر, قید, بندی, بدترین, شکل, تحقیرها, باباش, دید, شوهرمادرش, نگاه, بزرگتر, بدتر, سالش, حاضل, تون, خواستم, باهاتون, بنویسم, ضرورتی, نداشته, باشه, چیز, آخرین, بدون,


Text of the page (random words):
خاطرات یک خبرنگار جنایی خاطرات یک خبرنگار جنایی بدون سانسور شاید برای آخرین بار فکر کنم گفتن اینکه دیگه نمی خوام بنویسم زیاد هم ضرورتی نداشته باشه چون از این تاخیر طولانی همه چیز معلومه فقط خواستم باهاتون خداحافظی کنم برای همه تون آرزوهای خوب دارم خوش باشید دوستای خوب من نوشته شده در شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 18 26 توسط صورتی خانوم برادر کشی پدر علیرضا وقتی که اون فقط دو سالش بود مرده بود و مادرش با یه مرد دیگه ازدواج کرده بود که حاضل این ازدواج مجتبی بود شوهر مادر علیرضا مرد خیلی بی قید و بندی بود و همیشه خانواده اش رو به بدترین شکل ممکن تحقیر می کرد شاید این تحقیرها برای مجتبی زیاد مهم نبود چون هر چی بود اون مرد باباش بود اما علیرضا که همیشه به پدر مجتبی به دید شوهرمادرش نگاه می کرد نه پدر کینه ای از این تحقیر شدن ها به دل گرفته بود و هر قدر بزرگتر می شد این کینه بدتر می شد کینه علیرضا از پدر مجتبی کم کم به یه اختلاف شدید بین اون دونفر تبدیل شد و این وسط علیرضا از حمایت مادرش هم محروم بود چون مادرش همیشه بهش سرکوفت می زد و می گفت که تو باعث میشی شوهرم به من سرکوفت بزنه و هیچ وقت فکر نمی کرد که گستاخی های بچه اش به خاطر بی محبتی و عقده است مجتبی به عنوان فرزند خلف شده بود عزیز دردونه مادرش و همه اینا علیرضا به سمت دوستی بد و اعتیاد کشوند علیرضا تبدیل شده بود به یه یاغی که برای گرفتن پول مواد از مادرش از شکستن در و پنجره و عربده کشی دریغ نمی کرد و همین مادر رو عاصی کرده بود یه روز مادر علیرضا به همراه مجتبی تصمیم گرفتن برای همیشه از دست علیرضا خلاص بشن مجتبی علیرضا رو توی خواب کشت اون روز توی دادگاه مادر علیرضا که تنها ولی دم اون بود از قصاص مجتبی گذشت کرد و هیچ وقت کسی نتونست ثابت کنه که خود مادره هم در این قتل دست داشته احساس می کنم خود قاضی هم می دونست که مادره توی این قتل دست داره اما وقتی از همون لحظه اول مجتبی نم پس نداده بود اثبات این موضوع غیر ممکن بود مجتبی چند سالی توی زندان می مونه و بعد می یاد بیرون بعد از اون دیگه نه از برادر معتاد خبری هست و نه از شریکی در ارث مادر نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۰ ساعت 12 24 توسط صورتی خانوم خلسه سلام به همه دوستای خوبم به همه دوستای گلی که این قدر با معرفتن ممنونم از اینکه سراغ من رو میگیرید و حتی اگه نباشم بهم سر می زنید تاخیر من رو به خوبی خودتون ببخشید اما راستش توی این مدت اینقدر تحول توی زندگیم اتفاق افتاد که احساس می کنم مدت زیادی توی خواب فرو رفته بودم یا اینکه توی یه خلسه طولانی بودم احساس آدمی رو دارم که از خواب پریده گیج و مبهوته و حتی نمیدونمبرای گفتن از این اتفاقات باید از کجا شروع کنم مهم ترین اتفاق این روزها این بود که با شغل خبرنگار جنایی خداحافظی کردم جانم براتون بگه که از نیمه دوم سال به بد زندگی یک لحظه هم برای من از تکاپو نایستاد و هم چنان اتفاقات محیرالعقول پشت سر هم من رو غافلگیر کرد تا اینکه چند هفته پیش در یک اقدام ناگهانی جناب همسر تصمیم گرفتند که خانه دلبندمان را بفروشند و از آنجا که مادر محترمه ایشان هم نیاز به یک همدم و مراقب داشته و تنها می باشند سببی ساز شد که بنده چند صباحی در کرج و در کنار ایشان گذران عمر کنم خداحافظی با شغلی که با عشق سراغش رفته بودم برای من خیلی سخت بود اما چاره ای نبود جز اینکه با دبیرمون حرف بزنم و مراتب خداحافظی از کار رو براش توضیح بدم به خاطر اینکه برای من اصلا مقدور نیست هر روز صبح از کرج بیام سر کار و بعد از ظهر خسته و کوفته برگردم در رکاب مادرشوهر عزیزم خلاصه که آن روز بعد از حرف زدن با دبیرمون قرار شد که برای همیشه با تحریریه ای که باهاش یه دنسا خاطره دارم خداحافظی کنم البته نه برای همیشه چون قراره به صورت دورکاری هم چنان با مجله همکاری کنم اما همین که دیگه هر روز دوستان و همکاران رو نمی بینم برای بسی سخت است الان حدود دو هفته است که سر کار نمیرم و هر چند توی خونه با تنبلی بهم خوش میگذره اما دلم برای دوستای خوب هم تنگ میشه برای فاطمه و سامرا و مینا و مرضیه که دوستای واقعی من توی این سال ها بودن برای سردبیر عزیزمون که آدم خیلی با انصاف و فهمیده ایه و از ته قلبم براش احترام قائلم برای ویراستارمون و برای بچه های صفحه آرایی برای مدیر هنری و حتی برای آبدارچی مون دلم تنگ میشه این مجله برای من فرصت خوبی بود برای شناختن آدما و تجربه بزرگ و نابی توی زندگیم بود جایی بود برای دیدن هر آدمی با هر خصوصیتی آدمایی که مثل دوستای واقعی ام قلب بزرگی دارن و آدمایی که برای پول به هر پاچه خواری و زیرآب زنی و دورویی تن میدادن آدمایی که در ظاهر دوست بودن و در باطن دشمن و در عوض آدمایی که ادعای دوستی نداشتن اما در عمل رفاقتشون رو ثابت میکردن این مجله به من یاد داد کسایی که برای پول دست و پای زیادی میزنن بیشتر غرق میشن و گرفتاری زیادتری براشون پیش می یاد از نوشتن دور نمیشم اما زندگی از همین بالا و پایینا تشکیل میشه پ ن این وب هم چنان با خاطراتی که نانوشته باقی مونده پابرجاست تغییر اسم وب هم به همین دلیله نوشته شده در یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰ ساعت 22 31 توسط صورتی خانوم در یک ماه لاغر شوید بعضی وقتا وقتی می خوام خبری رو از بعضی شهرستان ها پیگیری کنم پد رو مادر و اجداد مسئولان مربوطه رو یاد می کنم نمیدونم چرا بعضی از این افراد فکر می کنن که وقتی ما بهشون زنگ می زنیم نشون دهنده اینه که خیلی آدم مهمی هستن این خصلت ما آدماس که وقتی در موضع قدرت قرار بگیریم و بتونیم برای کسی کاری انجام بدیم هوا برمون میداره و از هیچ اقدامی برای سنگ انداختن جلوی پای طرف کوتاهی نمی کنیم خلاصه که این بار نوبت یاد کردن از اجداد برخی مسئولان مشهدی بود که یک هفته تموم به دلایل مسخره من رو الاف کردن که برای یه خبر مهم همراهیم کنن بهتون برنخوره مشهدی های عزیز من گناه مسئولان رو پای شما نمی نویسم خبری که داشتم پیگیری می کردم مربوط به دختر 16 ساله ای بود که بر اثر مصرف قرص لاغری فوت کرده بود و حالا خانواده اش که از شنیدن سرزنش دوست و آشنا بیزار بودن حتی جواب من رو هم نمی دادن دختر اون قرص های ماهواره ای رو از یکی از دوستاش گرفته بود و به دلیل مسمویت بالای دارویی رفته بود توی کما و مرده بود حتما همه شما تبلیغ این قرص ها رو توی ماهواره دیدید حتما عبارت هایی مثل افزایش قد در یک دوره از بین رفتن چروک های صورت در یک ماه کاهش وزن در سه ماه هم براتون آشناست علاوه بر این مطمئنم شما عبارت هایی مثل در سه ماه به زبان انگلیسی مسلط شوید فقط در یک سال پولدار شوید و از اینجور چیزها رو هم شنیدید کشورهای جهان سوم خوراک درآمد زایی برای چنین موسساتی هستند چون مردم این کشورها عادت دارند که به راه های سریع اطمینان کنند یه لحظه با خودمون فکر کنیم که اگه اینها راست بود الان همه مردم دنیا مانکن و پولدار بودن من هم مثل شما دلم برای اون دختر سوخت اما بیشتر از اون دلم برای فرهنگی سوخت که این فجایع توش به بار می یاد نوشته شده در دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت 13 30 توسط صورتی خانوم جالب انگیز همسایه عروسم ترشی بادمجان و انار درست می کنه شوید باقالی پلوهاش حرف نداره برای من هم سبزی خشک می یاره راستی عروس شما هم ترشی میریزه مادر همسر جان می خندد و می گوید عروس من فرق ترشی و شور و لیته را هم نمی داند همسایه یعنی آشپزی بلد نیست مادر همسر جان بلد هست اما علاقه و وقتش را ندارد همسایه پس کی برای پسرتان غذا درست می کند مادر همسرجان معمولا خودش آشپزی می کند دست پختش حرف ندارد دوست و آشنا عاشق کباب و پیتزاهایش هستند همسایه دیگر کم کم دارد پس می افتد شروع می کند دوباره عروسش را به رخ می کشد خانه پسرم مثل دسته گل است از بس عروسم می شوید و میسابد خودش هم همیشه مثل حوری پری می چرخد مادر همسر جان عروس طفلکی من نه وقت دارد به خودش برسد نه وقت دارد با وایتکس و رخشا سر و کله بزند کلا در عوالم دخترهای امروزی نیست از این ها نیست که هر روز بخواهیم از این سلمانی و آن آرایشگاه جمعش کنیم همسایه مگر چه کار می کند که اینقدر وقتش پر است مادر همسر جان سر کار می رود همسایه چه کاره است مادر همسر جان خبرنگار جنایی همسایه عروستان را می پرسم ها خلاصه که همسایه مزبور ظاهرا گرخید از شنیدن این حرف مادرشوهرمان مادر همسر جان می گفت که داشت پس می افتاد راستش خودم نمی دانستم این قدر وحشتناک می باشم اما وقتی مادرشوهر جان این را تعریف کرد و دوتای کلی خندیدیم به این فکر کردم که من نه آشپزی بلدم و نه مثل بعضی دوستان هنرمند اهل درست کردن دسر و سالادهای رنگارنگم نه دنبال پز دادن برند و مارک لباسم نه از خرید و پاساژ گردی لذت می برم نه برای مهمانی و رقصیدن و غیبت سر و دشت میشکنم و نه هیچ هنر زنانه دیگری دارم درست است روحیه مان پروانه ای است اما انگار بیخود هم نبوده که زمانه ما را به این شغل کشانده همین گفتگوی همسایه و مادر همسر جان گواه این بود که بنده گویا جای درستی از روزگار افتاده ام پ ن مادر همسر جان زنی بسیار روشنفکر و متشخص می باشند و به بعد فرهنگی عروسشان ارج می نهند نه به اینکه خانه پسرش بوی وایتکس بدهد نوشته شده در چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت 16 12 توسط صورتی خانوم برنده ها جواب های برنده ها در مورد عکس وبلاگ 1 مستی اول شراب گفت یه دختر صورتی با یه روسری که تا نیمه سرشه یه دوربین دستشه داره عکس می گیره یه خبرنگار جنایی با روحیه صورتی 2 عقیق گفت سلام به نظرم تصویر خانمی هست که دوربینی دستشه 3 خانم اردیبهشتی گفت عکست فکر کنم خودتی که داری با دوربین از یک منظره عکس میگیری و با فوتوشاپ این جوریش کردی 4 پرستو گفت یه دختره درحاله عکس گرفتن با روسری کوتاه که من فکر میکنم خودتی 5 میچکا گفت اول جواب سئوالت عزیزم به نظر من یه دختره که مث من روسریش در حال افتادنه و یه دوربین عکاسی دستشه و انگاری داری از سوژه ای عکس میگیره یا دوربین رو روش تنظیم میکنه 6 aazam گفت سلام عکس یه خانم در یک جای سرسبز با یک دوربین به دستش 7 بهاره جون مهربون گفت عکس هم که معلومه شما هستید با یه روسری و یه دوربین تو دستتون با دست چپتون دارید لنزش رو تنظیم میکنید 8 سین گفت فکر کنم خودتوی که نمی دونم چی توی دستته شاید میوه شایدم دوربین عکاسی ولی فکر کنم خودتی توی جنگل 9 زهرا گفت در مورد این عکس هم باید بگم که خیلی کوچیکه و زیاد واضح نیست ولی فکر کنم یه خانومه خوشگله که داره عکس میندازه حالا برنده ها چی می خوان از الان بگم مادی نباشه ها برای هدیه معنوی در خدمتیم نوشته شده در شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت 14 58 توسط صورتی خانوم عکس گوشه وبلاگ همیشه پیش خودمی گفتم یعنی بقیه متوجه عکسی که کنار وب منه میشن هیچ وقت هیچ کدومتون در مورد این سوالی نکرده بودین در پی نوشت پست قبل در موردش ازتون سوال کردم و جوابای جالبی از شما گرفتم و الحق که بعضی ها واقعا باهوش هستند و درست فهمیده بودن که این عکس چیه برای دیدن جواب سوال به ادامه مطلب برید ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت 9 24 توسط صورتی خانوم خشمگینم اینجا برام مثل یه تریبون شده که هر چی دلم بخواد پشتش میگم یه روزایی رمزی می نوشتم اما وقتی فهمیدم صدای من چه با رمز و چه بی رمز از این تریبون به گوش همه میرسه دیگه رمز رو کنار گذاشتم نمی دونم سرک کشیدن به حریم خصوصی ای که بقیه برای خودشون میسازن چه لذتی داره همکار عزیز می دونم با ایمیل ناشناس رمز رو ازم گرفتی اما متاسفم برات که اینقدر حقیری که تا به این حد فضولی برات مهمه خسته شدم از دست شماهایی که به اسم روزنامه نگار و با فرهنگ و اهل قلم این همه گند می زنید متاسفم براتون که سر در آوردن از کار همدیگه براتون شده یه هدف که چی که نکنه من پیشرفت کنم و تو عقب بمونی پول در آوردن به چه قیمتی به قیمت بوق و کرنا کردن آبروی دو تا فوتبالیست من نمی خوام کار شیث و نصرتی یا قاتل سعادت آباد رو توجیه کنم اما تویی که برای یه خبر اختصاصی نه تنها روح اون آدما بلکه روح جامعه رو خدشه دار می کنی از اونا گناهکارتری اگه امثال تو یه خبر رو به قیمت آبروی اونا تموم نمی کردن مطمئن باش 80 درصد مردم از این فاجعه ها بی خبر می موندن که دونستنش جز ضرر برای خود مردم و آسیب روحی برای اونا و بدبینی به جامعه و هزار تا پیامد منفی چیزی نداره نمیگم باید حقیقت رو سانسور کرد اما بفهم داری با کی چی کار می کنی دیگه دلیلی برای توی لفافه حرف زدن ندارم همه اینا روی دلم مونده بود بی ربط نوشت کسی از عکس کنار وب من سر در می یاره نوشته شده در یکشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت 11 54 توسط صورتی خانوم دیابت مکان دادگاه خانواده قاضی علت طلاق زن دیابت داره قاضی فقط به خاطر دیابت زن این مرد فردا کور میشه بعدی پاش رو قطع می کنن بعد هم علیل و ذلیل می یفته روی دستم تازه اگه ازش بچه بیارم ممکنه بچه ام هم دیابتی بشه پ ن عاطفه کجای این زندگی بود به نظر شما نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت 9 17 توسط صورتی خانوم حیوون هم این کارو نمی کنه به اتهام قاچاق اسلحه براش حبس ابد بریده بودن زنش هم بعد از اینکه فهمید شوهرش قراره بقیه عمر رو توی زندان بگذرونه طلاق گرفت و رفت دنبال زندگی خودش این وسط سه تا بچه که هر سه تا هم دختر بودن آواره شدن پدربزرگ و مادربزرگ پیرشون سرپرست اونا شدن تا اینکه چند وقت پیش قاچاقچی محترم از زندان مرخصی گرفت و به خونه پدریش برگشت به محض اینکه پاش به خونه رسید سرکوفت های پدر و مادرش شروع شد انگار تازه یادشون افتاده بود پسره رو ادب کنن پدر سنگدل هم در جواب اون دعواها به بچه هاش گفت که می خواد اونا رو ببره گردش اما همین که به یه منطقه خوش آب و هوا رسیدن و پاشون رو از ماشین بیرون گذاشتن پدره با شلیک گلوله هر سه تاشون رو کشت می بینید که توی زندان چقدر متنبه شده بود هنوز هم اسلحه داشت توی لحظه جنایت دختر بزرگه داشت از تفریحشون فیلم می گرفت فیلم توی گوشیش موند و از اون بلوتوث هایی شد که دست به دست می گرده و فراگیر میشه صحنه کشته شدن دو تا دختر اول توی فیلم هست و چهره اون پدر که حیوون بهش شرافت داره هم هست یه سیگار گذاشته گوشه لبش و لبخند میزنه بعد از دیدن فیلم هنوز صدای جیغ های اون دختر توی گوشمه من بعد از گرفتن گزارش این قتل به خاطر شغلم مجبور شدم این فیلم رو ببینم و برای عکسای مجله کپچر کنم ممکنه شما هم این فیلم رو دیده باشید اما کسایی که اینجور فیلما رو پخش می کنن یه جانی اند اینجور آدما دارن روح جامعه رو می کشن یه روز میشه دیدن این فیلما برای مردم عادی میشه یعنی دیدن خشونت عادی میشه به کجا داریم میریم نوشته شده در سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت 15 29 توسط صورتی خانوم مطالب قدیمی تر دختری صورتی با روحیه ای قرمز و آرزوهای آبی اینجا از خاطراتم می گویم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ پیوندها ماجراهای من و مادرشوهر جانم زن بابای امروزی خاطرات یک پزشک قانونی من خود ممنوعه ام سرزمین تنهایی تنهایی پر هیایو یک دختر معمولی شاپرک های زندگی من من بعد از فیلتر شدن برای دخترم دینا زنده باد سمنان منتظر خواندنی زندگی ایرانی به سبک کفشدوزک آرام دل نوشته های من و عزیزترین مطبخ رویا خودنگاشت های جزایی خاطرات یک زن مغازه دار blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 36 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-36


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Mon, 22 Jun 2026 05:16:31 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/13650020.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=0qSRDVr7tdtyySLER8m876gIEiCauU9up3JQ%2B40agRRwTYWMYldqeznoabtopQWR2w%2BsUfneuSr%2F0M0gcl30pLgYLCUKOnbX4gUpDWVBNMa9P9MaQMCAyrkOEuPx5ipyIGNM7QQf ]
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
CF-RAY a0f8c80af9c7d151-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Mon, 22 Jun 2026 05:16:32 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=nyzitaRSoY0Sx7w25ODDUMoSE7Gp0z5raLgitLehHOlz5%2BIs6SfR11P8fAZs2ZcEvmD6i6Kwy9PeIf0MXrjbghnd9P%2BuNgEYL6BXd6jWxQrKhcbq97BZLAm2P7bjRuW6dKhNwZK5 ]
content-encoding gzip
cf-ray a0f8c80bcf1988c5-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="خاطرات یک خبرنگار جنایی بدون سانسور"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="خاطرات یک خبرنگار جنایی"
property="og:site_name" content="خاطرات یک خبرنگار جنایی"
property="og:description" content="خاطرات یک خبرنگار جنایی بدون سانسور"

Load Info

page size9636
load time (s)0.271754
redirect count1
speed download35557
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"