Meta tags:
description= خاطرات یک پسر چشم سبز روزمرگی های داش آکل;
Headings (most frequently used words):
زندگی, من, های, خاطرات, یک, پسر, چشم, سبز, روزمرگی, داش, آکل, بعد, از, مدت, ها, اومدم, 63, 62, 61, 60, 59, 58, 57, 56, عید, 1391, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
mso (55), font (24), خیلی (19), style (16), شده (15), 0cm (15), این (13), نوشته (13), بود (13), بیمه (12), خلاصه (12), کردم (12), کار (12), para (12), margin (12), family (12), مانی (11), زندگی (10), ساعت (10), توسط (10), ولی (10), شرکت (10), شدم (10), کنم (10), مرتضی (10), ۱۳۸۸ (9), ۱۳۹۱ (9), چون (9), false (9), size (9), calibri (9), theme (9), minor (9), ۱۳۸۷ (8), ۱۳۸۹ (8), ۱۳۹۲ (8), خدا (8), بگه (8), کرد (8), تومن (8), دارم (8), فروردین (7), آذر (7), کنه (7), همه (7), خونه (7), گرفتم (7), اون (7), های (6), بهمن (6), است (6), بچه (6), روز (6), اومد (6), کنیم (6), بعد (6), بخش (6), normal (6), table (6), tstyle (6), 4pt (6), 0pt (6), ascii (6), latin (6), hansi (6), bidi (6), مهر (5), هستم (5), اومدم (5), شنبه (5), عید (5), سال (5), چند (5), کرده (5), بودم (5), دادم (5), پسر (5), گفت (5), بهم (5), جونم (5), براتون (5), دوس (5), اونجا (5), داشتم (5), برای (4), خانوم (4), اردیبهشت (4), خرداد (4), سلام (4), متولد (4), دیگه (4), بار (4), حساب (4), خودم (4), بابام (4), بهش (4), کارای (4), تموم (4), رفتم (4), دنبال (4), پول (4), قراره (4), راستی (4), بالا (4), زیاد (4), ماه (4), هست (4), چشم (4), خوام (4), زمینمو (4), مجوز (4), yes (4), هاي (3), تنها (3), خواد (3), باز (3), مثل (3), آشنا (3), منم (3), میرم (3), آبان (3), مرداد (3), مدیر (3), امید (3), همتون (3), پنجشنبه (3), خواستم (3), بگم (3), داره (3), پارسیان (3), سکه (3), خریدم (3), هیچ (3), نیست (3), میلیون (3), نمی (3), باشه (3), بده (3), فردا (3), کمک (3), افتادم (3), ثبت (3), دست (3), باشم (3), حالا (3), انگار (3), گند (3), بودیم (3), بزرگ (3), میاد (3), آدم (3), استعفا (3), داخل (3), تولید (3), خوبیه (3), حسین (3), یکی (3), اینجا (3), بزنم (3), صفحه (3), ستون (3), فروش (3), بسته (3), بندی (3), مواد (3), غذایی (3), نبود (3), کلی (3), خاطرات (3), none (3), definitions (3), msonormaltable (3), name (3), rowband (3), colband (3), noshow (3), priority (3), parent (3), padding (3), alt (3), top (3), right (3), bottom (3), left (3), line (3), height (3), 115 (3), pagination (3), widow (3), orphan (3), sans (3), serif (3), fareast (3), عاشقانه (2), دختر (2), دلم (2), کسی (2), قلب (2), دنیا (2), روزهای (2), آرزو (2), عشق (2), همیشه (2), فقط (2), نویسم (2), تیر (2), اسفند (2), شهریور (2), ۱۳۹۰ (2), ۱۳۹۹ (2), وبلاگ (2), حتما (2), انسان (2), وزن (2), كند (2), حجاب (2), شود (2), یکم (2), قربونه (2), الانم (2), جمعه (2), روزگار (2), همین (2), هستیم (2), نمایندگی (2), گیرم (2), خداروشکر (2), موفق (2), خواهرم (2), کتابمو (2), ارشاده (2), کاری (2), هزار (2), داشت (2), سرم (2), دیدم (2), عمه (2), زنگ (2), بیا (2), سرمایه (2), باهاش (2), گفتم (2), قرار (2), امروز (2), معافیم (2), افتاد (2), واسه (2), زدم (2), دکتر (2), بیست (2), برسم (2), باید (2), ندارم (2), برم (2), دستگاه (2), سیستم (2), کردیم (2), مال (2), دستم (2), بدی (2), داریم (2), فروشن (2), بدم (2), خانوما (2), خروجی (2), میریم (2), نهار (2), جای (2), پیدا (2), میاریم (2), کلا (2), ذاریم (2), خندیم (2), کشیده (2), استخدام (2), اسم (2), دستمال (2), پسره (2), خانم (2), هستند (2), میگم (2), خوبی (2), خدایی (2), دوشنبه (2), رشتی (2), بزرگه (2), منو (2), گفتند (2), اخراج (2), جنس (2), سالن (2), راه (2), هامو (2), بفروشم (2), اذیت (2), وقفه (2), امسال (2), یکشنبه (2), پروانه (2), دیدمش (2), شمال (2), بعدش (2), بیاد (2), داری (2), ماهه (2), کمکم (2), بزرگی (2), رفتیم (2), آرشن (2), پولمو (2), نصفشو (2), داد (2), بنویسم (2), مدت (2), arial (2), الان (2), خورد (2), بسازم (2), جریمه (2), شریک (2), کامل (2), سبز (2), blogfa, com, اریکا, قلبتو, نکن, مدل, لباس, پلک, خیس, انتظار, ابدی, سایه, سار, آفتاب, تسلیت, صبورم, تلخ, شیرین, غروب, آرزوهاست, کوچه, تنهای, عاشقی, بارون, اومدی, عاشق, خیال, خطی, وخدایی, نزدیکیست, خاطره, عروسک, وراج, لبخند, واقعیت, کجاست, روزی, فکر, مرگم, بانوی, تاریکی, درسایی, مردابیه, تاج, الماس, برکه, زلال, سرای, عزیز, جانم, کافه, تین, ایجر, سورن, کلوچه, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, خانه, کرج, نویسنده, شنيده, ايد, گفته, اند, نخستين, لحظه, مرگ, گرم, روح, آدمي, باور, داريد, سيماچه, خود, زندگي, پرسونایش, تمرين, كرد, خلوص, عریانی, درون, رسيد, كنار, انساني, تازه, خاكستر, سوختن, خويش, خلق, ققنوس, وار, تقدیم, مادرم, پاس, دلواپسیها, دلشوره, امیدها, آرزوهای, پایان, آبی, سرشار, تجسم, شکیبایی, وفای, مادرانه, بای, مطالب, قدیمی, معرفت, هستید, عیتون, مبارک, دوستان, 1391, شانزدهم, هنوز, زندم, کارشناس, داروسازی, چهارشنبه, پنج, تعطیلم, طور, گذره, کوه, آرزوشون, برسن, قبول, بخواد, مجوزشو, کاسبی, ریز, درشت, خرید, دلار, ضمن, ناشر, بعدشم, خوردم, عموم, کلاه, ذاشت, حروم, خور, بساط, نداشت, صراطی, مستقیم, وکیل, اموالشو, مصادره, بندازمش, زندان, میشد, نانتی, آوردم, کارگاه, چوب, بری, رونق, دادیم, اوایل, احساس, میکردم, دستش, کجه, میگفت, پسرم, اینطور, سالی, تونم, کتاب, بدبختی, کشیدم, خونمون, میارمش, اواخر, لطف, دوستاتم, معاف, دنبالش, حین, درست, نوشتم, مورخ, درسم, تسویه, مدرکمو, دانشگاه, ابلفضل, برگشتیم, خدمتم, واکسن, خدمتمو, دفترچمو, پلیس, حامد, آخونده, حاج, صادق, هوامو, همینجا, اونایی, کردند, بوسم, گواهی, خودشو, فروخت, خاک, سرش, وقته, ننوشته, آرزوهام, بالاتکلیفم, داغونم, بدن, احتمالا, میسوه, فروشی, زنم, البته, شاید, کتابم, اینم, بشم, بمونم, باب, آخرین, باری, اوردیم, داشتیم, پای, ویال, واشینگ, رمز, ورود, اشتباه, زدیم, بارم, قفل, داغونش, تقصیر, فکرام, حرفاس, ایسنجا, دوام, نمیارم, صاحب, 600, ذاره, عمرمو, میگیره, موضوعی, محیط, ناراحت, شدن, موندم, بخشمون, برمی, گردیم, خواب, قایم, میشیم, خوابیم, خوردن, ممنوع, پفک, چیپس, بخشو, گشیدیم, سیگار, میکشه, بوش, میداره, آهنگ, صدای, یلند, مسخره, بازی, زنیم, خودمون, گمند, اصلا, بیشتر, مژه, مصنوعی, کاشته, گونه, هاشو, عمل, اوصاف, مغروره, ننه, ممد, حال, ادمای, خوشش, فاصله, شدیم, میره, اسمش, نیما, چال, میکنه, اهل, باج, دادن, چاکرم, نوکرم, نیستم, خانومن, اتاقه, دوتاشون, مامان, خواهری, پسری, میگه, پیمانکارم, پولداره, دوم, انم, لرها, نامردن, کذمانشی, خدای, خدایا, ممنونم, دلمو, گنده, آفریده, برگشتم, بیچاره, تره, پولو, پیر, گرسنمه, تومنشو, نون, آزاد, اینو, جیبم, مهم, نیس, دلیلشم, ورشکست, دلیله, اصلیش, برو, سلامت, سوم, چاکر, رفقای, مرام, رییسی, بخرم, سری, گرون, نشده, تومنی, دلارا, بانک, بندازم, ببینم, زمینی, جوازش, منتظر, بره, اول, عادت, بیرون, هنوزم, هنوزه, حقوقمو, ندادن, نریخته, بودن, منی, بینش, پانزدهم, خواست, عمر, گذاری, دارما, خبر, تلاش, بهتون, عرضی, ساحل, بکنده, سمته, رشت, انزلی, میگن, عشقو, حاله, پلاژ, حسینی, نوشهر, جلال, چالوس, تعارف, پیشش, محمود, بفرما, نزطد, بهمون, رینم, عمو, سکته, فیزیوتراپی, جور, خوب, بهتره, والا, بدوزمش, پریسا, طلاق, گرفت, احوال, اسمه, شناسنامم, بردارم, فهیمه, شوهر, کرمانشاهی, بیکاره, جدا, نشن, دیروزم, فروختم, سودش, فلفل, زرد, جوبه, پولدار, هدف, هام, رفیقی, اشنا, نفته, اهداف, حاجی, الی, ریخته, خفن, ماشین, انداختم, پژمان, الیاس, کلاس, آخر, میسازمش, اگه, ساختمونی, بگیرم, دپرس, خرج, جواز, زمین, بنامم, خاصی, نرفتیم, حسابی, وجید, شیکمه, زنشه, عسگر, زود, اینا, بازم, خوبه, حسش, qformat, times, new, roman, دوازدهم, میگیرم, هفته, حاضره, دهم, داداش, وحیدم, بدنیا, خوشم, نمیاد, ازش, خوشگل, داییش, سبزه, اوه, ضمیری, 2900, داده, بپاس, محبتش, جبران, ساله, منه, زیرشو, میخوام, تجاری, بالاهاشو, فکرای, سرمه, اینه, محصولاتمه, دفترمو, گسترش, نگار, ایتالیا, مجتبی, کنکور, پویا, جوابش, رقمی, خوشالم, زنجان, ترک, خره, زنجانی, جریمم, جام, چهار, طالقانی, ماشینو, بدجا, پارک, شریکم, ننشو, عزاش, میشونم, پلاک, ماشینشو, جریمش, کند, بدونه, کیم, 1392, شاهرود, پیش, صباغیان, خوش, گدشت, خوردیم, دلمون, جوازشو, گود, برداری, مونده, بذارمو, اسکلت, زمینو, دادش, محصولات, وندا, خواهرمه, غذاییه, ابجی, رویام, کارامو, بازاریابم, میگیریم, برام, لذتی, نداره, سیزدهم, بوسسسسسسسسسسس, شرکتمو, شریکیمون, لااقل, نپریم, پولام, نگه, پورسانای, دیوار, چینیشو, خیرالله, بزنه, هدایتی, فامیل, بخیاری, اسکلتشو, کندم, صفخع, فراموش, نکنم, خاطراتمو, چهاردهم, لیسانسمو, عقب, افتاده, تولیدی, ساختم, زندگیمم, گشتم, روزمرگی, داش, آکل,
Text of the page (random words):
خاطرات یک پسر چشم سبز خاطرات یک پسر چشم سبز روزمرگی های داش آکل بعد از مدت ها اومدم سلام ب همه لیسانسمو گرفتم سال ۹۵ کلی کار عقب افتاده داشتم افتادم تو کار خوبی خداروشکر دو تا خونه خریدم سال ۹۷ سالن تولیدی رو کامل ساختم الان دنبال شریک زندگیمم ولی خیلی گشتم ک نبود نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 9 6 pm توسط مانی زندگی من 63 می نویسم که فراموش نکنم خاطراتمو زمینمو پی کندم و صفخع ها رو جا زدم هدایتی فامیل بخیاری اسکلتشو زد دیوار چینیشو دادم خیرالله بزنه پولام تموم شد و دس نگه داشتم تا این پورسانای بیمه ام بیاد بعدش می خوام خونه شریکیمون را بفروشم اینجا رو کامل بسازم لااقل یه کاری رو تموم کنیم و هی نپریم به این ور اون ور اینجا رو تموم کردم می خوام شرکتمو بزنم بوسسسسسسسسسسس normal 0 false false false en us x none fa style definitions table msonormaltable mso style name table normal mso tstyle rowband size 0 mso tstyle colband size 0 mso style noshow yes mso style priority 99 mso style parent mso padding alt 0cm 5 4pt 0cm 5 4pt mso para margin top 0cm mso para margin right 0cm mso para margin bottom 10 0pt mso para margin left 0cm line height 115 mso pagination widow orphan font size 11 0pt font family calibri sans serif mso ascii font family calibri mso ascii theme font minor latin mso hansi font family calibri mso hansi theme font minor latin mso bidi font family arial mso bidi theme font minor bidi نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11 13 pm توسط مانی زندگی من 62 normal 0 false false false en us x none fa style definitions table msonormaltable mso style name table normal mso tstyle rowband size 0 mso tstyle colband size 0 mso style noshow yes mso style priority 99 mso style parent mso padding alt 0cm 5 4pt 0cm 5 4pt mso para margin top 0cm mso para margin right 0cm mso para margin bottom 10 0pt mso para margin left 0cm line height 115 mso pagination widow orphan font size 11 0pt font family calibri sans serif mso ascii font family calibri mso ascii theme font minor latin mso hansi font family calibri mso hansi theme font minor latin mso bidi font family arial mso bidi theme font minor bidi سلام جونم براتون بگه که مجوز بیمه را گرفتم و برام هیچ لذتی نداره شرکت محصولات غذایی وندا که برای منو خواهرمه تولید و بسته بندی مواد غذاییه و از شنبه دارم با ابجی رویام کارامو می کنم که بازاریابم داریم میگیریم زمینو با بابام که شریک بودم دادش به من جوازشو گرفتم و گود برداری کردم مونده فقط صفحه ستون بذارمو و اسکلت بزنم 25 3 1392 رفتم شاهرود پیش م صباغیان خیلی خوش گدشت و با هم رفتیم نهار خوردیم و خلاصه دلمون وا شد این شریکم پولمو داد ولی ننشو به عزاش میشونم و دادم پلاک ماشینشو دست بچه ها کلی جریمش کند تا بدونه من کیم این ماه هم خودم 70 تومن جریمه شدم یه جا تو زنجان یه ترک خره زنجانی جریمم کرد و یه جام تو چهار راه طالقانی ماشینو بدجا پارک کرده بودم جریمه شدم کنکور پویا جوابش اومد دو رقمی شده بود و خیلی خوشالم شدم چون خیلی پسر خوبیه نگار هم از ایتالیا با مجتبی اومد فکرای بزرگی تو سرمه یکی اینه که فروش محصولاتمه و بعد اون دفترمو گسترش بدم زمینمو خورد خورد بسازم و زیرشو میخوام تجاری کنم و بالاهاشو خونه امسال ساله منه قربونه همتون اوه راستی م ضمیری خیلی کمکم کرد تا الان 2900 پول داده بهم و بپاس محبتش جبران کنم خدا کنه آرشن هم بزرگ و خوشگل شده و مثل داییش چشم سبزه بچه داداش وحیدم داره بدنیا میاد زیاد خوشم نمیاد ازش نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1 52 pm توسط مانی زندگی من 61 من مجوز بیمه ام را دارم میگیرم هفته بعد حاضره نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 3 31 am توسط مانی زندگی من 60 normal 0 false false false en us x none fa style definitions table msonormaltable mso style name table normal mso tstyle rowband size 0 mso tstyle colband size 0 mso style noshow yes mso style priority 99 mso style qformat yes mso style parent mso padding alt 0cm 5 4pt 0cm 5 4pt mso para margin top 0cm mso para margin right 0cm mso para margin bottom 10 0pt mso para margin left 0cm line height 115 mso pagination widow orphan font size 11 0pt font family calibri sans serif mso ascii font family calibri mso ascii theme font minor latin mso fareast font family times new roman mso fareast theme font minor fareast mso hansi font family calibri mso hansi theme font minor latin خیلی دوس داشتم زود تر از اینا بنویسم ولی بازم خوبه که حسش اومد که خاطرات این چند مدت را بنویسم عسگر را خیلی اذیت کردم و پولمو نصفشو داد و نصفشو قراره این ماه بده عید که جای خاصی نرفتیم و آرشن حسابی بزرگ شده و بچه ی وجید هم 5 ماهه تو شیکمه زنشه از شرکت که اخراج شدم خیلی دپرس بودم و 4 میلیون خرج کردم جواز زمینمو گرفتم و بابام کل زمین را بنامم زد آخر ماه دارم میسازمش اگه پروانه ساختمونی را بگیرم صفحه ستون هم خریدم جونم براتون بگه که کلاس بیمه پارسیان هم رفتم و مجوز بیمه دارم می گیرم یه شرکت مواد غذایی با خواهرم ثبت کردم و قراره بسته بندی کنیم عید رفتیم شمال با پژمان و الیاس سیستم رو ماشین انداختم حاجی هم با الی ریخته بود رو هم خفن اهداف بزرگی دارم تو نت با یه رفیقی اشنا شدم که خیلی ماهه و تو شرکت نفته و خیلی کمکم کرد واسه بیمه ام چن بار دیدمش و قراره با مجوز من کار کنیم خلاصه خدا کنه پولدار شم تا به هدف هام برسم دیروزم 84 تومن به عمه ام جنس فروختم سودش 84 بود فلفل و زرد جوبه فهیمه هم که شوهر کرده بود با یه پسر کرمانشاهی انگار پسره بیکاره و خدا کنه کار پیدا کنه تا جدا نشن پریسا طلاق گرفت از امید و بهم می گفت تو ثبت احوال آشنا داری اسمه امید را از شناسنامم بردارم فردا هم فک کنم می خواد بیاد بگه آشنا داری بدوزمش و والا عمو سکته کرده بود عید و هیچ جا فیزیوتراپی باز نبود و یه جا جور کردم روز بعدش تا خوب شه و انگار بهتره عید هم که شمال بودیم محمود یه بفرما نزطد بهمون که یه روز می رینم بهش تو پلاژ حسینی نوشهر جلال رشتی اومد دیدمش و تو چالوس خونه داره و کلی تعارف کرد برم پیشش راستی ساحل بکنده تو سمته رشت و انزلی است و خیلی میگن عشقو حاله عرضی نیست خبر تلاش هامو بهتون میگم راستی پروانه فروش بیمه عمر و سرمایه گذاری دارما کسی خواست بیمه اش کنم بگه نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11 20 pm توسط مانی زندگی من 59 از شرکت که اومدم بیرون و گفتند باید استعفا بدی و رفتم 4 بهمن استعفا دادم و هنوزم که هنوزه حقوقمو ندادن و خلاصه بیمه ام را هم نریخته بودن و منی که وقفه تو بیمه ام نبود امسال وقفه افتاد بینش خلاصه جونم براتون بگه که چند روز اول خیلی اذیت شدم و بعد عادت کردم زمینی که داشتم را بابام دنبال جوازش بود و منم هی منتظر بودم سکه بره بالا و سکه هامو بفروشم خلاصه یه 3 تومنی از فروش دلارا دستم بود که تو بانک بود و قرار شد زمینمو سالن کنم و بسته بندی مواد غذایی راه بندازم و حالا ببینم خدا چی می خواد و خدا همیشه کلا بزرگه فردا دارم میرم صفحه ستون بخرم و یه چند سری جنس تا گرون نشده می خوام موفق شم و دوس ندارم رییسی بالا سرم باشه چاکر همه رفقای بی مرام نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12 35 am توسط مانی زندگی من 58 30 10 91 از کار اخراج شدم دلیلشم به همه گفتم شرکت ورشکست شده ولی دلیله اصلیش این بود که منو مرتضی اونجا را به گند کشیده بودیم و گفتند برو به سلامت حالا زیاد مهم نیس چون می خوام بزنم تو کار آزاد ولی اینو خواستم بگم که امروز داشتم می اومدم خونه یه 3 تومن پول تو جیبم بود 2 تومنشو نون گرفتم یه پیر زن اومد و گفت گرسنمه و پول بهم بده رد دم و بعد باز برگشتم و دیدم این از من بیچاره تره و پولو دادم بهش خدایا ممنونم که دلمو گنده آفریده خدای منم بزرگه و انم بگم لرها و رشتی ها خیلی نامردن و کذمانشی ها هم آدم فروشن نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11 39 am توسط مانی زندگی من 57 خلاصه جونم براتون بگه که از شرکت استخدام شدم اونجا تو بخش اف اف هستم اونجا یه مدیر هست به اسم ممد حسین که آدم خوبیه ولی زیاد باهاش حال نمی کنم چون از ادمای دستمال و خوشش میاد و من و حسین تو فاصله ی یه روز استخدام شدیم و اونجا چون حسین دستمال و بود میره داخل بخش و یه پسره هم هست که اسمش نیما است که چال میکنه من چون اهل باج دادن و چاکرم نوکرم و نیستم تو بخش خروجی تولید هستم و اونجا چند تا خانومن که یکی از اون خانوما مدیر اتاقه 3 تا خانم دیگه هم دوتاشون متولد 70 هستند و اون یکی خانوم متولد 51 است که من بهش میگم مامان و خانم های خوبی هستند همه به چشم خواهری خدایی یه پسری هم هست به اسم مرتضی که متولد 64 است و میگه پیمانکارم و از بد روزگار اومدم اینجا و خدایی خیلی پولداره یه خانوم دکتر هم هست که مژه مصنوعی کاشته گونه هاشو هم عمل کرده ولی با این اوصاف هم مغروره هم بچه ننه این از بخشمون که من و مرتضی که داخل خروجی تولید هستیم که با هم میریم نهار و برمی گردیم و یه جای خواب پیدا کردیم که میریم قایم میشیم و می خوابیم و مرتضی بچه خوبیه و چون داخل خوردن ممنوع است ما پفک و چیپس میاریم و کلا بخشو به گند گشیدیم و مرتضی سیگار میکشه و بوش همه جا رو بر میداره آهنگ می ذاریم بالا با صدای یلند و می خندیم و مسخره بازی در میاریم و زنگ می زنیم از یه بخش دیگه به بخش خودمون و خانوم ها را سر کار می ذاریم و خلاصه اون بخش به گمند کشیده شده و اصلا کار نمی کنیم و بیشتر می خندیم با مرتضی یه روز سر یه موضوعی که محیط بدی داریم و همه آدم فروشن خواستم استعفا بدم که خانوما و مرتضی خیلی ناراحت شدن و موندم زیاد ایسنجا دوام نمیارم چون دوس دارم مال خودم باشم نه مال صاحب شرکت که سر ماه میاد و 600 تومن می ذاره کف دستم و عمرمو میگیره خلاصه فکرام بزرگ تر از این حرفاس تو این آخرین باری که گند بالا اوردیم که من و مرتضی داشتیم پای دستگاه ویال واشینگ تنها بودیم که یه بار رمز ورود سیستم پی ال سی را اشتباه زدیم و یه بارم اون مرتضی زد و دستگاه قفل کرد و خلاصه داغونش کردیم ولی تقصیر مرتضی بود خلاصه دوس ندارم تو شرکت بمونم و دوس دارم یه جا برم و باشم که باب دلم باشه که اینم انگار باید خودم دست به کار بشم راستی کتابم تو ارشاده احتمالا سال بعد میسوه فروشی می زنم و البته شاید چون نمایندگی بیمه پارسیان قراره بهم بدن حالا هم بالاتکلیفم و خیلی داغونم خدا کنه به آرزوهام برسم نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 9 59 pm توسط مانی زندگی من 56 خیلی وقته فک کنم ننوشته باشم و جونم براتون بگه در مورخ 23 11 ۸۹ که درسم تموم شد و تسویه حساب کردم و مدرکمو گرفتم از دانشگاه با ابلفضل برگشتیم و من رفتم دنبال کارای خدمتم و واکسن های خدمتمو زدم و دفترچمو ثبت کردم تو پلیس 10 و افتادم دنبال کارای معافیم که حامد آخونده خیلی بهم کمک کرد و از اون جا هم حاج صادق خیلی هوامو داشت که همینجا دست تک تک اونایی که به من کمک کردند می بوسم و دکتر گواهی هم خودشو به 50 تومن پول فروخت و خاک تو سرش کارای معافیم افتاد واسه فروردین 90 و افتادم دنبالش و در همین حین کارای کتابمو درست کردم و می نوشتم اواخر فروردین به کمک لطف دوستاتم معاف شدم پسر عمه ی نانتی ام زنگ زد و گفت بیا با هم کار کنیم و 7 میلیون هم سرمایه آوردم و با هم کارگاه چوب بری را رونق دادیم و اوایل احساس میکردم که دستش کجه و بابام میگفت نه پسرم اینطور نیست و یه سالی باهاش کار کردم و شد سال 91 و خرداد 91 بهش گفتم نمی تونم کار کنم و بیا حساب کتاب کنیم و گفت باشه و با هزار بدبختی کشیدم خونمون و قرار شد 10 تومن به من بده و شد 8 تومن و گفت میارمش و هی امروز فردا کرد و خودم که حساب کردم میشد 30 میلیون خلاصه یه روز اومد خونه عموم و یه بار دیگه حساب کرد شد 5 تومن و خلاصه داشت سرم کلاه می ذاشت و چون حروم خور بود اه در بساط نداشت ولی دیدم به هیچ صراطی مستقیم نیست وکیل گرفتم تا اموالشو مصادره کنه و بندازمش زندان بعدشم کاری می کنم هزار بار بگه گه خوردم در ضمن کتابمو هم دادم ناشر و الانم تو ارشاده یه خونه با خواهرم خریدم یه چند تا کاسبی ریز و درشت هم مثل خرید سکه و دلار هم کرده که خداروشکر موفق بودم نمایندگی بیمه پارسیان هم قبول شدم و خدا بخواد سال دیگه مجوزشو می گیرم روزگار همین طور داره می گذره و ما هم کوه آرزو هستیم خدا کنه همه به آرزوشون برسن الانم کارشناس هستم تو یه شرکت داروسازی و شنبه تا چهارشنبه میرم و پنج شنبه و جمعه تعطیلم قربونه همتون و خواستم بگم که هنوز زندم بچه ها نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 2 25 pm توسط مانی عید 1391 سلام عیتون مبارک دوستان ولی همتون بی معرفت هستید نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 11 25 pm توسط مانی مطالب قدیمی تر سلام مانی هستم متولد 27 4 68 کرج به دنیا اومدم نویسنده هستم حتما شنيده ايد كه گفته اند انسان در نخستين لحظه مرگ 21 گرم وزن كم مي كند وزن روح آدمي و حتما باور داريد كه انسان با سيماچه هاي خود زندگي مي كند با پرسونایش با حجاب ها مي شود تمرين كرد و به خلوص عریانی درون رسيد حجاب ها را كنار زد انساني تازه كه از دل خاكستر سوختن خويش خلق مي شود ققنوس وار تقدیم به مادرم و به پاس دلواپسیها و دلشوره ها و امیدها و آرزوهای بی پایان تو برای من و به امید روزهای آبی سرشار از زندگی برای او که تجسم شکیبایی وفای مادرانه است بای خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۹ مهر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ تیر ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ فروردین ۱۳۸۷ آرشيو پیوندها کلوچه خانوم سورن کافه تین ایجر فقط برای تو می نویسم ای عزیز تر از جانم سرای زندگی برکه ای پر از آب زلال تاج الماس بی تو دل درسایی من مردابیه عاشقانه های یک دختر تنها قلب نوشته هاي من بانوی تاریکی منم یه روزی می میرم پس همیشه به فکر مرگم عشق من واقعیت عشق در کجاست آرزو و لبخند عروسک وراج روزهای بی خاطره وخدایی که در این نزدیکیست خیال خط خطی تو مثل بارون اومدی عاشق و آشنا یک عاشقی کوچه تنهای دنیا غروب آرزوهاست تلخ یا شیرین تسلیت قلب صبورم در سایه سار آفتاب انتظار ابدی پلک های خیس مدل لباس در قلبتو رو کسی باز نکن دلم می خواد که عاشقانه هاي يه دختر تنها اریکا blogfa com
|