Meta tags:
description= اولین بوسه عاشقتم دیوونه s.z;
Headings (most frequently used words):
دل, یک, داستان, را, عشق, عاشقانه, های, که, دردناک, عاشقتم, اینو, شما, من, در, متن, زندگی, به, تک, با, خشت, بود, یاد, گرفتم, اولین, بوسه, واقعی, دیوونه, دوسشدارم, عشقمو, دلم, تنگه, خاطر, خانوما, کوروش, کبیر, زندست, تا, وقتی, دنیا, وجود, داره, چراااااااا, مادر, شرمنده, همتون, تو, این, مدت, کامنتی, براتون, نذاشتم, افسوس, لالایی, هایش, میخوانم, ولی, اغوش, دیگری, خوابش, برد, تورو, خدا, بخون, برای, تصاویر, پوچ, سوال, تنهاییام, جمله, تنهایی, استوره, کیست, حتما, امتحان, کن, خوشت, میاد, بنویس, برسنگ, قبرم, احساس, غربت, هنوز, قمار, کسی, باختم, برید, جریمه, اش, عمر, حسرت, شد, باخت, زیبایی, یادش, رفته, یارش, هستم, نه, حریفش, نبندم, از, روی, حکم, نکنم, باید, بر, زد, جایش, سنگ, ریخت, بری, نکنند, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
کرد (77), دختر (58), اون (52), شده (51), بود (51), نوشته (45), این (39), ۱۳۹۲ (37), ساعت (34), برای (32), موسیقی (32), های (30), توسط (30), نمی (29), ولی (29), فقط (26), همه (25), روی (23), داشت (23), نگاه (22), گفت (21), مادرم (20), تیر (18), لحظه (18), مثل (17), خیلی (16), سعی (16), شاد (15), دوباره (15), نبود (14), خودش (14), صدای (14), توی (14), همون (14), همیشه (14), شنبه (13), دلش (13), بچه (13), تموم (13), ترین (13), هفته (12), داره (12), پسر (12), میز (12), براش (12), بلند (12), یاد (12), هیچ (12), دیگه (12), ادامه (11), احساس (11), اونو (11), کشید (11), داد (11), زندگی (10), کسی (10), تمام (10), واسه (10), است (10), باز (10), باشه (10), پیانو (10), آروم (10), چشماشو (10), بست (10), کنه (10), کند (10), شدم (10), یازدهم (9), بسته (9), رفت (9), ماهی (9), کنم (8), اشک (8), اما (8), عاشق (8), روز (8), دکمه (8), گرفت (8), بدون (8), چشاشو (8), چشمای (8), خندید (8), چند (8), صورت (8), بعد (8), بزنه (8), انگشتاش (8), زیر (8), دلم (8), شهریور (7), چهارم (7), مهر (7), خاطر (7), خلاصه (7), دور (7), خالی (7), دید (7), قبل (7), بیست (7), کردم (7), منزل (7), کاش (7), چرا (6), برچسب (6), سوم (6), آذر (6), نیست (6), عشق (6), وقتی (6), گرفته (6), حالا (6), باید (6), پدر (6), دیدم (6), آورد (6), انگشتاشو (6), کافی (6), نگاهش (6), کشیده (6), تونست (6), قشنگ (6), آهنگی (6), نتونست (6), جاش (6), نشست (6), غمگین (6), وجود (6), حتی (6), نداشت (6), شناخت (6), سخت (6), ماه (6), بار (6), نیستم (6), مدرسه (6), کـه (6), میشد (6), دوسشدارم (5), ۱۳۹۵ (5), دوشنبه (5), شروع (5), پشت (5), خود (5), اگر (5), یکی (5), اومد (5), مادر (5), باشد (5), کردن (5), اینکه (5), شاپ (5), اولین (5), کنار (5), دستش (5), یادش (5), حرف (5), چقدر (5), گذشت (5), دست (5), گرفتم (5), قرار (5), یکشنبه (5), بستنى (5), امّا (5), کرده (5), مگر (5), کوروش (5), حکم (5), مـردی (5), میخواد (5), عاشقانه (4), دوم (4), دهم (4), خوب (4), کیست (4), اگه (4), زمین (4), اول (4), داستان (4), چهارشنبه (4), خدا (4), اینو (4), میکنه (4), فضای (4), مثه (4), آدم (4), دیوونه (4), وجودش (4), آدمایی (4), جفت (4), مهم (4), سکوت (4), تلاقی (4), مانتوی (4), سفید (4), روبروش (4), نشسته (4), ریخته (4), ملودی (4), زدن (4), ببنده (4), جای (4), نشستن (4), آهنگشو (4), لذت (4), بخشه (4), خواست (4), انگشتای (4), بهش (4), اونشب (4), گریه (4), ببینه (4), بغض (4), افتاده (4), خودشو (4), لغزید (4), حرکت (4), سینه (4), هیچکس (4), پلک (4), دونه (4), خداحافظ (4), گفتم (4), روزی (4), دیگر (4), خدمتکار (4), قتی (4), پسرم (4), رسید (4), مرا (4), هفتم (4), یعنی (4), ایران (4), دوسدارم (4), متاسفم (3), درد (3), وبلاگ (3), میشه (3), قصه (3), تلخ (3), متن (3), عاشقتم (3), فاصله (3), تنها (3), شاید (3), اینجا (3), انتخاب (3), شما (3), حتما (3), دلشون (3), چیزو (3), خبر (3), نداری (3), هست (3), دیدن (3), دوازدهم (3), نداره (3), مرد (3), خونه (3), بگید (3), عهد (3), فرشته (3), پدری (3), شادی (3), سیگار (3), لباس (3), بگه (3), پول (3), هایش (3), گذاشت (3), براشون (3), درست (3), داشته (3), همین (3), سرد (3), ریخت (3), ازش (3), سال (3), گشت (3), عذاب (3), ضعیف (3), لبخندی (3), نگه (3), انرژی (3), جمع (3), نکرد (3), توجه (3), انداخت (3), نفس (3), هایی (3), صدا (3), رها (3), باشم (3), برد (3), امروز (3), باور (3), بخاطر (3), سنت (3), خالى (3), براى (3), لازم (3), نزد (3), فرزندم (3), ندارم (3), کار (3), تأمین (3), معاش (3), دان (3), منازل (3), مراجعه (3), اند (3), دارد (3), قدری (3), ابان (3), نمیدونم (3), مارا (3), کبیر (3), دنیا (3), سلام (3), الان (3), ادم (3), بهم (3), داری (3), منو (3), دیگ (3), فکر (3), دستاشو (3), میان (2), براخودمون (2), کلی (2), چرااا (2), رفتی (2), دلتنگم (2), آرشیو (2), اوّل (2), مرداد (2), پست (2), خانه (2), داریم (2), دونم (2), هنوز (2), ایست (2), غربت (2), سنگ (2), قبرم (2), بین (2), امتحان (2), بیشتر (2), میگن (2), خورشید (2), وجودم (2), بهر (2), خودت (2), کنارش (2), راه (2), همسایه (2), شوهرش (2), بگیرم (2), دیروز (2), داداش (2), بیرون (2), بری (2), بازی (2), تورو (2), نوزدهم (2), کنیم (2), کارگر (2), جارو (2), بچش (2), میپوشه (2), زخمهای (2), میشود (2), چسب (2), فردا (2), مردم (2), حاجی (2), فیروز (2), چارراه (2), آمد (2), چشم (2), فروشنده (2), جمعه (2), کوچیک (2), روحش (2), دلنواز (2), خلق (2), اوج (2), اومدن (2), رفتن (2), میشستن (2), راز (2), نیاز (2), شنیدن (2), خوششون (2), نمیومد (2), اونم (2), غمناک (2), چشمش (2), دریا (2), انتها (2), وسیع (2), موهای (2), عجیب (2), تکونش (2), پرید (2), زنه (2), دزدید (2), چیش (2), پسری (2), مسلط (2), چشای (2), اجراشو (2), غرق (2), صحبت (2), مدام (2), مکث (2), برو (2), اثری (2), فراموش (2), هردوشون (2), گفتن (2), خندیدن (2), آرامش (2), دوس (2), گوشای (2), بکشه (2), احساسش (2), متوالی (2), طور (2), تازه (2), بگیره (2), وقت (2), بدترین (2), شباش (2), شبای (2), نیومدن (2), اصلا (2), شوقی (2), انگیزه (2), فشار (2), فرو (2), نیومده (2), پسراومد (2), زنده (2), نوک (2), قطره (2), اشکش (2), مخلوط (2), پسربا (2), دوست (2), اشکای (2), دخترو (2), صورتش (2), پاک (2), نیازشو (2), نواخت (2), چیشو (2), داده (2), زندگیش (2), فکرش (2), ذکرش (2), دختری (2), جور (2), نوع (2), احساسی (2), پوستی (2), داغ (2), تنشو (2), سوزوند (2), بدجورم (2), گناه (2), چاره (2), معنی (2), چشماش (2), صندلی (2), دنبال (2), آور (2), پوست (2), گود (2), آرزوش (2), بازم (2), نمناکش (2), جون (2), پسراز (2), ازجاش (2), نشه (2), عمق (2), لباش (2), بغضش (2), شکست (2), سعیشو (2), کجایی (2), آخه (2), سلولای (2), مغزش (2), ورود (2), پسرهمون (2), همیشگی (2), خشک (2), درخشش (2), چشمشو (2), موند (2), پایین (2), جلب (2), سنگین (2), آدمای (2), برش (2), تمرکز (2), سرشو (2), بالا (2), ببخشید (2), آهنگ (2), بزنید (2), ازدواج (2), سامان (2), امکان (2), صداش (2), دهنشو (2), قورت (2), انرژیشو (2), مصرف (2), عمیق (2), لای (2), گرم (2), هاش (2), چکید (2), نگهشون (2), شکسته (2), نفر (2), حلقه (2), زرد (2), بشه (2), افسوس (2), میخوام (2), کامنتی (2), نذاشتم (2), بدم (2), شرمنده (2), همتون (2), روزهای (2), دلتنگی (2), میداد (2), هرچه (2), خسته (2), پرسید (2), شمرد (2), حساب (2), روى (2), دار (2), چیز (2), بیماری (2), حالم (2), عادت (2), رفتم (2), بیاید (2), شبختی (2), دارم (2), خیابان (2), نماید (2), انست (2), صبح (2), درس (2), مسئ (2), لیت (2), ازد (2), گرسنه (2), تمامی (2), تشنه (2), راً (2), شربت (2), خارج (2), دفعه (2), بقیه (2), دیر (2), بگیرد (2), بزرگتر (2), ردن (2), صید (2), دردناک (2), خواهش (2), چیزی (2), میدونید (2), مرگ (2), تصویر (2), چنین (2), ایرانی (2), مال (2), خشت (2), اگـر (2), کنـد (2), فقـط (2), مـَردی (2), بذارم (2), روزایی (2), پنجم (2), واسم (2), اونروزا (2), بدونه (2), چیه (2), نیستی (2), دوستدارم (2), لامصب (2), همچین (2), خستم (2), بخیر (2), حسی (2), موقع (2), محلی (2), بوسه (2), blogfa, com, حرفای, دختره, پریاmp, غریبه, اشناها, انسانم, آرزوس, پیوندها, بهانه, کودکانه, موضوعی, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مدیر, مطالب, قدیمی, کــجا, قسمت, روزای, زندگیمو, ســـــادگیمـــو, آشپزی, بریزم, برایت, بهترین, ببهترین, بگویید, بنویسند, قبری, بنویس, برسنگ, عدد, ۱تا۹, استوره, خوشت, میاد, آدما, نمیتونن, دلیل, ناراحتی, شون, بگن, گیره, نپرسید, جمله, تنهایی, ذره, نزدیکمون, میسوزوند, اسمش, وجودمو, میسوزونه, پیش, اسمت, گوشیم, سوخت, تنهاییام, چاه, مکن, نظربدین, بادلیل, سوال, تصاویر, پوچ, دختري, توي, خيابون, خلوت, تاريک, ميرفت, چیست, تواراک, زنگی, میکنم, مایه, ۲تاشوهر, یکیشون, نامزدشه, واون, ازیکیشون, ۳تا, وازاون, پارسال, نامزدش, عروسی, مادره, هاشو, نمیده, هاگفته, نمیتونم, خاطر۳تا, جلو, خوشبختیمو, بزرگه, وسطیه, وبهش, میخوابم, پارک, بخوابی, هرجور, ۵ساله, دارن, قبلا, باداداشم, میکردنوخیلی, داداشش, کوچمون, وغمگینیه, همش, واقعییته, بخون, بیاییم, بندیم, فرد, زحمتکشی, میبینیم, عنوان, پشتوانه, محکم, فرزندانش, احترام, ساده, شهرداری, دستفروش, پرستار, کفِ, شهرو, میزنه, نزنن, تقسیم, غصه, دود, سیگارش, خاکی, کثیف, میره, کارگری, سیر, شکم, خجالت, میکشه, دوستاش, پدرمه, سلامتی, زخم, هایت, بخرم, عابری, خطاب, پسرک, فروش, عینک, دودی, دیدند, کودکی, پدرش, بیچاره, اداهایی, بدهند, خوشم, ادا, رقصید, شبیه, پسري, هاي, مچاله, شدش, اروم, جلوي, براي, کمربند, خوام, جنسي, کوچولو, فرقي, نميکنه, دردش, تصمیم, خودم, لالایی, میخوانم, اغوش, دیگری, خوابش, هفدهم, معذرت, تواین, بالاخره, تونستم, خودمو, ماجرایی, وفق, تقدیم, مخاطب, خواصم, ک1رفته, بارانیه, ابر, چتر, خواندی, خندیدی, طعم, رویایی, نخواندی, نوشتم, سرودم, بخوانی, بیایی, هیچوقت, نخواهی, جاده, دوختن, انتظار, کشیدن, بلد, مدت, براتون, شکلات, کوچک, جیبش, خردهایش, میزها, عده, منتظر, شدن, ایستاده, بودند, حوصلگى, سکه, بیاورید, نیز, برداشت, پولش, صندوق, پرداخت, هنگامى, تمیز, بشقاب, انعام, گذاشته, ششم, سخن, زبان, راند, دیدگانش, نهاد, هرگز, برنگش, جسمش, رنج, جهان, رهایی, یافت, نکن, اصلاً, دردی, هشتمین, مقام, دلداری, جگرم, آتشی, همهء, اعضاء, زاند, لاغر, مادری, شناختم, چشمم, عزیزم, شهری, دیدارش, شتافتم, بستر, رقّت, تبسّمی, پیر, سالخ, ردگی, سرطان, ملع, دچار, مراقبت, انستم, هفتمین, گذرانی, راحت, تماس, تنگنا, دهد, رؤیاهایم, آغازی, جدید, بدیعی, سراسر, سفرها, درسم, کیل, ارتقاء, رتبه, یافتم, شرکت, آلمانی, خدمت, ضعیتم, بهتر, معا, رئیس, رسیدم, مالت, اندازهء, درآمد, ششمین, خرید, فرشی, ترک, ظیفهء, اگذار, سلامتش, خطر, سبزی, مختلف, فارغ, التّحصیل, استراحت, نیازی, محبّت, پنجمین, نرفت, فرستاد, مشاهده, ضعیت, بدتر, نصیحت, مردی, رسیدگی, برآ, رده, اکثراً, دیم, منزلش, غذای, نمیری, برایمان, درگذشت, پدرم, عهده, زنی, شانهء, بایستی, نیازها, چهارمین, عرق, لاجرعه, کشیدم, سیراب, بغل, جان, ارای, نگاهم, رتش, افتاد, بشارت, فیق, تعالی, انی, خریده, منتظرم, ایستاد, قعی, زنگ, پایان, آخر, رسیدیم, اتمام, اصرار, ارد, بیر, آفتاب, زان, کارها, بگذار, جستج, پرداختم, اجناس, ندا, دادم, بیا, برگردیم, شبی, زمستان, باران, بارید, منتظرش, مجا, افق, خانم, بفر, ازاء, مبلغی, دستمزد, ناچار, بساط, نداشتیم, سایل, بخریم, بازار, گذاشتم, میل, برگر, ذرّات, شتی, استخ, تیغ, چسبیده, جدا, مشغ, بازگشت, غذا, آماده, ّلی, تدریجاً, ردم, رشد, فضل, سرعت, زمان, کارهای, نهر, چکی, منزلمان, برنج, ّلین, واقعی, روزیست, نمیدونید, اینترنت, دنبالش, نباشی, ببینید, خودتون, بعدا, جوابشو, بتون, میگم, چراااااااا, پنجشنبه, هشتم, دراخر, بدبختی, واین, همان, 100نفربپرسیم, صاحب, سکوتی, مبهم, فرا, میگیرد, از100جوان, ونوجوان, امروزی, بپرسیم, افتخار, جواب, میدهند, ممنون, نظراتتون, برا, خودمون, مقابل, ستون, ننوشته, زاد, بزرگ, بنیان, گذار, حقوق, بشر, کدامین, رونهاده, ایم, بیگانگان, بیش, ارج, مینهند, نیستیم, انها, ترند, ازماجدا, ماک, ارامگاه, باستانمان, میبندیم, فراموشی, مصلحتی, روزیهم, سان, خوردن, زندست, قمار, باختم, برید, جریمه, عمر, حسرت, باخت, زیبایی, رفته, یارش, هستم, حریفش, نبندم, نکنم, جایش, نکنند, بزن, اندیشه, سپردن, گرفتن, هردو, بکن, دلت, میکنیم, دلهایمان, بیافتاد, حاکم, بیاندازد, وسط, بارآخر, ورق, رابادلم, میزنم, دیگرحکم, امانه, بادلت, وقته, خوش, گذره, میگذره, مـَــــــــرد, بـاشـَد, حتـی, زشـت, تـرین, بـودی, تـورا, بـا, دنیـــــــا, عـوض, نکنـد, خـود, حـَل, گـریـه, هایـت, گـوش, بـدون, اینـکه, بـروَد, سـَر, اصـل, مطلـب, آغـوشـَش, لـَم, دَهـی, لبخنـدش, بـرای, تـو, باشـد, تـَه, ریـش, داشتـه, بـاشـد, قـول, دهـد, همشـان, زنـد, کسـی, اذیتـت, کـرد, نیــاز, آغـوش, غـَرق, شـود, گـاهـی, اوقـات, خانوما, شانزدهم, زجرم, نده, ساعت۵, ۳صبحه, مینویسم, ساعت۳جاتون, پسرداییم, رضا, رفتیم, بهشت, زهرا, وااای, چقد, وحشناکه, وحشتناک, ترش, میکرد, فیلمای, تخیلبی, میوفتاد, جامونو, خیص, کردیم, ارزششو, ادمو, روانی, قبرش, میوفته, عمری, وجب, اونجا, بخوابه, ابد, وبم, زده, ساعت۲۳بعدشم, دومه, هستیم, سیم, اذر, بفهمون, کفشارو, زبون, شوهر, ندارن, ندیدن, خودشون, بگین, پسرا, خوبید, واس, تلگرام, اینستا, چیزای, باشمو, چندتا, رفیق, مجازی, بشیم, جدیدا, چیزا, عوض, شوروحال, راضی, تنگه, امشب, اونی, بنویسم, درمواقع, سختی, سپری, محبت, میساخت, دستاش, پراز, ارامش, دیدنش, امید, بودیم, نفرت, تبدیل, زندگیت, بودم, میگه, کارات, گونس, این2سال, جدایی, داغون, هردری, زدم, نظرشو, بتونم, برگردونم, نشددیگه, نمیدونسم, چکارا, حسم, باعث, کارا, بزنم, بگی, میگی, بچگی, اینده, میترسم, نمیترسیدم, بودی, دستاتو, کنارت, پیگیر, کابوس, شبام, استرس, کابوسا, حالی, بدونن, قلبم, عقلمم, فکرمو, مرده, متحرک, شهرش, واسش, هیجانی, شهر, پرشده, منفی, میتونستم, کابوسام, نترسم, باره, تغییر, روزاس, بازیم, میده, بخدا, گناهی, عذابی, لایقم, نظرم, بدی, تویی, بودن, مشخص, کنی, کوچه, حلال, احمر, عباس, اباد, دیشبش, خواستم, میتونم, اجازه, نداد, منم, صبحش, نگرفتم, دستمو, دراومد, بیخیالی, میخواستم, دستام, داروندارمو, لمس, بدش, میومد, میکشیدم, سرگرمی, قبول, کسیه, دوسش, نکردم, عجب, خاطره, نامردن, بیاد, خاطراتمو, قانع, عشقمو,
Text of the page (random words):
ساعت۳جاتون خالی با پسرداییم رضا رفتیم بهشت زهرا وااای چقد وحشناکه همه جا رو مه گرفته بود وحشتناک ترش میکرد ادم یاد اون فیلمای تخیلبی میوفتاد خلاصه خیلی جامونو خیص کردیم ولی ارزششو داشت ادمو روانی میکنه ولی ادم یاد عذاب اول قبرش میوفته و ی عمری ک میخواد تو ی وجب جا اونجا بخوابه تا ابد چرا تو وبم ساعت نوشته رو زده ساعت۲۳بعدشم امروز دومه دی هستیم نوشته سیم اذر باید چ کار کنم نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 46 توسط عاشقتم دیوونه زجرم نده z نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 54 توسط اینو ب خاطر شما خانوما d گـاهـی اوقـات آدم نیــاز دارد در آغـوش مـَردی غـَرق شـود مـَردی کـه اگـر کسـی اذیتـت کـرد قـول دهـد همشـان را می زنـد مـردی کـه تـَه ریـش داشتـه بـاشـد و لبخنـدش فقـط و فقـط بـرای تـو باشـد مـردی کـه ساعت ها در آغـوشـَش لـَم دَهـی بـدون ِ اینـکه بـروَد سـَر ِ اصـل ِ مطلـب مـردی کـه گـریـه هایـت را گـوش کنـد و در خـود حـَل کنـد مـردی کـه تـورا بـا دنیـــــــا عـوض نکنـد حتـی اگـر زشـت تـرین آدم ِ روی ِ زمین بـودی مـردی کـه مـَــــــــرد بـاشـَد نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12 54 توسط خیلی وقته دیگه زندگی خوش نمی گذره فقط میگذره بارآخر من ورق رابادلم بر میزنم بار دیگرحکم کن امانه بی دل بادلت دل حکم کن حکم دل هر که دل دارد بیاندازد وسط تا که ما دلهایمان را رو کنیم دل که روی دل بیافتاد عشق حاکم میشود پس به حکم عشق بازی میکنیم این دل من رو بکن حالا دلت را دل نداری بر بزن اندیشه ات را حکم لازم دل سپردن دل گرفتن هردو لازم ولی قمار زندگی را به کسی باختم که تک دل را با خشت برید جریمه اش یک عمر حسرت شد باخت زیبایی بود یادش رفته بود که من یارش هستم نه حریفش یاد گرفتم به دل دل نبندم یاد گرفتم از روی دل حکم نکنم دل را باید بر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بری نکنند نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 28 توسط کوروش کبیر زندست تا وقتی دنیا وجود داره مگر اینجا ایران نیست چرا در مقابل ستون هفتم ابان چیزی ننوشته اند مگر هفتم ابان زاد روز کوروش کبیر نیست مگر کوروش بزرگ پدر ایران زمین نیست مگر پدر ایران زمین کوروش کبیر بنیان گذار حقوق بشر نیست مارا چه شده ب کدامین سو رونهاده ایم ک چنین روزی را بیگانگان بیش از ما ارج مینهند ما ایرانی نیستیم یا اینجا ایران نیست یا انها از ما ایرانی ترند یا کوروش مارا ازماجدا و مال خود کرده اند ماک ارامگاه باستانمان را ب اب میبندیم پس فراموشی مصلحتی چنین روزیهم ب سان اب خوردن است در نزد ما ممنون از نظراتتون برا خودمون خیلی متاسفم اگر روزی از100جوان ونوجوان امروزی بپرسیم این تصویر کیست با افتخار جواب درست را میدهند اما اگر از همان 100نفربپرسیم صاحب این تصویر کیست سکوتی مبهم مارا فرا میگیرد واین یعنی افسوس این یعنی بدبختی این یعنی غربت دراخر یعنی مرگ برچسب ها براخودمون خیلی متاسفم نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21 30 توسط چراااااااا روز هفتم ابان چ روزیست خواهش اون چیزی ک میدونید بگید اگر هم نمیدونید بگید نمیدونم تو اینترنت دنبالش نباشی خواهش ببینید خودتون میدونید یا نه تا بعدا من جوابشو بتون میگم برچسب ها چرااا رفتی چرا با کلی درد نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15 40 توسط داستان دردناک یک مادر یک داستان واقعی و دردناک فرزندم برنج بخ و ر من گرسنه نیستم و این ا و ّلین در و غی ب و د که به من گفت زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم مادرم کارهای منزل را تمام می کرد و بعد برای صید ماهی به نهر ک و چکی که در کنار منزلمان ب و د می رفت مادرم د و ست داشت من ماهی بخ و رم تا رشد و نم و ّ خ و بی داشته باشم یک دفعه ت و انست به فضل خدا و ند د و ماهی صید کند به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و د و ماهی را جل و ی من گذاشت شر و ع به خ و ردن ماهی کردم و ا و ّلی را تدریجاً خ و ردم مادرم ذرّات گ و شتی را که به استخ و ان و تیغ ماهی چسبیده ب و د جدا می کرد و می خ و رد دلم شاد ب و د که ا و هم مشغ و ل خ و ردن است ماهی د و م را جل و ی ا و گذاشتم تا میل کند امّا آن را ف و راً به من برگر دان د و گفت بخ و ر فرزندم این ماهی را هم بخ و ر مگر نمی دان ی که من ماهی د و ست ندارم و این در و غ د و می ب و د که مادرم به من گفت قدری بزرگتر شدم و ناچار باید به مدرسه می رفتم و آه در بساط نداشتیم که و سایل درس و مدرسه بخریم مادرم به بازار رفت و با لباس فر و شی به ت و افق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل مراجعه کرده به خانم ها بفر و شد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد شبی از شب های زمستان باران می بارید مادرم دیر کرده ب و د و من در منزل منتظرش ب و دم از منزل خارج شدم و در خیابان های مجا و ر به جستج و پرداختم و دیدم اجناس را ر و ی دست دارد و به در منازل مراجعه می کند ندا در دادم که مادر بیا به منزل برگردیم دیر و قت است و ه و ا سرد بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح لبخندی زد و گفت پسرم خسته نیستم و این دفعه س و می ب و د که مادرم به من در و غ گفت به ر و ز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام می رسید اصرار کردم که مادرم با من بیاید من و ارد مدرسه شدم و ا و بیر و ن زیر آفتاب س و زان منتظرم ایستاد م و قعی که زنگ خ و رد و امتحان به پایان رسید از مدرسه خارج شدم مرا در آغ و ش گرفت و بشارت ت و فیق از س و ی خدا و ند تعالی داد در دستش لی و انی شربت دیدم که خریده ب و د من م و قع خر و ج بن و شم از بس تشنه ب و دم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم مادرم مرا در بغل گرفته ب و د و ن و ش جان گ و ارای و ج و د می گفت نگاهم به ص و رتش افتاد دیدم سخت عرق کرده ف و راً لی و ان شربت را به س و یش گرفتم و گفتم مادر بن و ش گفت پسرم ت و بن و ش من تشنه نیستم و این چهارمین در و غی ب و د که مادرم به من گفت بعد از درگذشت پدرم تأمین معاش به عهده مادرم ب و د بی و ه زنی که تمامی مسئ و لیت منزل بر شانهء ا و قرار گرفت می بایستی تمامی نیازها را برآ و رده کند زندگی سخت دش و ار شد و ما اکثراً گرسنه ب و دیم عم و ی من مرد خ و بی ب و د و منزلش نزد یک منزل ما غذای بخ و ر و نمیری برایمان می فرستاد و قتی مشاهده کرد که و ضعیت ما ر و ز به ر و ز بدتر می ش و د به مادرم نصیحت کرد که با مردی ازد و اج کند که بت و اند به ما رسیدگی نماید چه که مادرم هن و ز ج و ان ب و د امّا مادرم زیر بار ازد و اج نرفت و گفت من نیازی به محبّت کسی ندارم و این پنجمین در و غ ا و ب و د درس من تمام شد و از مدرسه فارغ التّحصیل شدم بر این با و ر ب و دم که حالا و قت آن است که مادرم استراحت کند و مسئ و لیت منزل و تأمین معاش را به من و اگذار نماید سلامتش هم به خطر افتاده ب و د و دیگر نمی ت و انست به در منازل مراجعه کند پس صبح ز و د سبزی های مختلف می خرید و فرشی در خیابان می انداخت و می فر و خت و قتی به ا و گفتم که این کار را ترک کند که دیگر و ظیفهء من ب دان د که تأمین معاش کنم قب و ل نکرد و گفت پسرم مالت را از بهر خ و یش نگه دار من به اندازهء کافی درآمد دارم و این ششمین در و غی ب و د که به من گفت درسم را تمام کردم و و کیل شدم ارتقاء رتبه یافتم یک شرکت آلمانی مرا به خدمت گرفت و ضعیتم بهتر شد و به معا و نت رئیس رسیدم احساس کردم خ و شبختی به من ر و ی کرده است در رؤیاهایم آغازی جدید را می دیدم و زندگی بدیعی که سراسر خ و شبختی ب و د به سفرها می رفتم با مادرم تماس گرفتم و دع و تش کردم که بیاید و با من زندگی کند امّا ا و که نمی خ و است مرا در تنگنا قرار دهد گفت فرزندم من به خ و ش گذرانی و زندگی راحت عادت ندارم و این هفتمین در و غی ب و د که مادرم به من گفت مادرم پیر شد و به سالخ و ردگی رسید به بیماری سرطان ملع و ن دچار شد و لازم ب و د کسی از ا و مراقبت کند و در کنارش باشد امّا چط و ر می ت و انستم نزد ا و بر و م که بین من و مادر عزیزم شهری فاصله ب و د همه چیز را رها کردم و به دیدارش شتافتم دیدم بر بستر بیماری افتاده است و قتی رقّت حالم را دید تبسّمی بر لب آ و رد در و ن دل و جگرم آتشی ب و د که همهء اعضاء در و ن را می س و زاند سخت لاغر و ضعیف شده ب و د این آن مادری نب و د که من می شناختم اشک از چشمم ر و ان شد امّا مادرم در مقام دلداری من بر آمد و گفت گریه نکن پسرم من اصلاً دردی احساس نمی کنم و این هشتمین در و غی ب و د که مادرم به من گفت و قتی این سخن را بر زبان راند دیدگانش را بر هم نهاد و دیگر هرگز برنگش و د جسمش از درد و رنج این جهان رهایی یافت نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13 42 توسط پسر پرسید بستنى با شکلات چند است خدمتکار گفت ۵٠ سنت پسر کوچک دستش را در جیبش کرد تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد بعد پرسید بستنى خالى چند است خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده اى بیرون کافی شاپ منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند با بی حوصلگى گفت ٣۵ سنت پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت براى من یک بستنى بیاورید خدمتکار یک بستنى آورد و صورت حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت پسر بستنى را تمام کرد صورت حساب را برداشت و پولش را به صندوق دار پرداخت کرد و رفت هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12 17 توسط شرمنده همتون تو این مدت کامنتی براتون نذاشتم تا همیشه خداحافظ بخاطر اینکه انتظار کشیدن را بلد نیستم نه بخاطر اینکه خسته شده باشم از چشم به جاده دوختن بخاطر اینکه تو دیگر هیچوقت بر نخواهی گشت باور کن هرچه نوشتم هرچه گفتم و هر چه سرودم برای این بود که بخوانی و شاید روزی بیایی اما نخواندی و اگر هم خواندی فقط خندیدی به دلتنگی هایی که همیشه طعم روزهای رویایی من و تو را میداد خداحافظ خداحافظ روزهای بارانیه پر از ابر و چتر و دلتنگی خداحافظ برای همیشه تقدیم ب مخاطب خواصم ک1رفته از همه معذرت میخوام ک تواین چند روز کامنتی نذاشتم براشون بالاخره امروز تونستم خودمو با ی ماجرایی وفق بدم شرمنده همتون نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11 22 توسط افسوس لالایی هایش را من میخوانم ولی در اغوش دیگری خوابش برد چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت مثه یه آدم عاشق یه دیوونه همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد هیچ کس اونو نمی دید همه همه آدمایی که می اومدن و می رفتن همه آدمایی که جفت جفت دور میز میشستن و با هم راز و نیاز می کردن فقط براشون شنیدن یه موسیقی مهم بود از سکوت خوششون نمیومد اونم می زد غمناک می زد شاد می زد واسه دلش می زد واسه دلشون می زد چشمش بسته بود و می زد صدای موسیقی براش مثه یه دریا بود بدون انتها وسیع و آروم یه لحظه چشاشو باز کرد و در اولین لحظه نگاهش با نگاه یه دختر تلاقی کرد یه دختر با یه مانتوی سفید که درست روبروش کنار میز نشسته بود تنها نبود با یه پسر با موهای بلند و قد کشیده چشمای دختر عجیب تکونش داد یه لحظه نت موسیقی از دستش پرید و یادش رفت چی داره می زنه چشماشو از نگاه دختر دزدید و کشید روی دکمه های پیانو احساس کرد همه چیش به هم ریخته دختر داشت می خندید و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می زد سعی کرد به خودش مسلط باشه یه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن نمی تونست چشاشو ببنده هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می کرد سعی کرد قشنگ ترین اجراشو داشته باشه فقط برای اون دختر غرق صحبت بود و مدام می خندید و اون داشت قشنگ ترین آهنگی رو که یاد داشت برای اون می زد یه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه ولی نتونست چشاشو که باز کرد دختر نبود یه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد ولی اثری از دختر نبود نشست غمگین ترین آهنگی رو که یاد داشت کشید روی دکمه های پیانو چشماشو بست و سعی کرد همه چیزو فراموش کنه شب بعد همون ساعت وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می کرد دوباره اونو دید با همون مانتوی سفید با همون پسر هردوشون نشستن پشت همون میز و مثل شب قبل با هم گفتن و خندیدن و اون برای دختر قشنگ ترین آهنگشو مثل شب قبل با تموم وجود زد احساس می کرد چقدر موسیقی با وجود اون دختر براش لذت بخشه چقدر آرامش بخشه اون هیچ چی نمی خواست فقط دوس داشت برای گوشای اون دختر انگشتای کشیده شو روی پیانو بکشه دیگه نمی تونست چشماشو ببنده به دختر نگاه می کرد و با تموم احساسش فضای کافی شاپ رو با صدای موسیقی پر می کرد شب های متوالی همین طور گذشت هر روز سعی می کرد یه ملودی تازه یاد بگیره و شب اونو برای اون بزنه ولی دختر هیچ وقت حتی بهش نگاه هم نمی کرد ولی این براش مهم نبود از شادی دختر لذت می برد و بدترین شباش شبای نیومدن اون بود اصلا شوقی برای زدن نداشت و فقط بدون انگیزه انگشتاشو روی دکمه ها فشار می داد و توی خودش فرو می رفت سه شب بود که اون نیومده بود سه شب تلخ و سرد و شب چهارم که دختر با همون پسراومد احساس کرد دوباره زنده شده دوباره نت های موسیقی از دلش به نوک انگشتاش پر می کشید و صدای موسیقی با قطره های اشکش مخلوط می شد اونشب دختر غمگین بود پسربا صدای بلند حرف می زد و دختر آروم اشک می ریخت سعی کرد یه موسیقی آروم بزنه دل توی دلش نبود دوست داشت از جاش بلند شه و با انگشتاش اشکای دخترو از صورتش پاک کنه ولی تموم این نیازشو توی موسیقی که می زد خلاصه می کرد نمی تونست گریه دختر رو ببینه چشماشو بست و غمگین ترین آهنگشو به خاطر اشک های دختر نواخت همه چیشو از دست داده بود زندگیش و فکرش و ذکرش تو چشمای دختری که نمی شناخت خلاصه شده بود یه جور بغض بسته سخت یه نوع احساسی که نمی شناخت یه حس زیر پوستی داغ تنشو می سوزوند قرار نبود که عاشق بشه عاشق کسی که نمی شناخت ولی شده بود بدجورم شده بود احساس گناه می کرد ولی چاره ای هم نداشت هر شب مثل شب قبل مثل شب اول فقط برای اون می زد یک ماه ازش بی خبر بود یک ماه که براش یک سال گذشت هیچ چی بدون اون براش معنی نداشت چشماش روی همون میز و صندلی همیشه خالی دنبال نگاه دختر می گشت و صدای موسیقی بدون اون براش عذاب آور بود ضعیف شده بود با پوست صورت کشیده و چشمای گود افتاده آرزوش فقط یه بار دیگه دیدن اون دختر بود یه بار نه برای همیشه اون شب بعد از یه ماه وقتی که داشت بازم با چشمای بسته و نمناکش با انگشتاش به پیانو جون می داد دختر با همون پسراز در اومد تو نتونست ازجاش بلند نشه بلند شد و لبخندی از عمق دلش نشست روی لباش بغضش داشت می شکست و تموم سعیشو می کرد که خودشو نگه داره دلش می خواست داد بزنه تو کجایی آخه دوباره نشست و سعی کرد توی سلولای به ریخته مغزش نت های شاد و پر انرژی رو جمع کنه و فقط برای ورود اون و برای خود اون بزنه و شروع کرد دختر و پسرهمون جای همیشگی نشستن و دختر مثل همیشه حتی یه نگاه خشک و خالی هم بهش نکرد نگاهش از روی صورت دختر لغزید روی انگشتای اون و درخشش یک حلقه زرد چشمشو زد یه لحظه انگشتاش بی حرکت موند و دلش از توی سینه اش لغزید پایین چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد و خودشو زیر نگاه سنگین آدمای دور و برش حس کرد سعی کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقی کرد ببخشید اگه میشه یه آهنگ شاد بزنید به خاطر ازدواج من و سامان امکان داره صداش در نمی اومد آب دهنشو قورت داد و تموم انرژیشو مصرف کرد تا بگه حتما یه نفس عمیق کشید و شاد ترین آهنگی رو که یاد داشت با تموم وجودش فقط برای اون مثل همیشه فقط برای اون زد اما هیچکس اونشب از لا به لای اون موسیقی شاد نتونست اشک های گرم اونو که از زیر پلک هاش دونه دونه می چکید ببینه پلک هایی که با خودش عهد بست برای همیشه بسته نگهشون داره دختر می خندید پسر می خندید و یک نفر که هیچکس اونو نمی دید آروم و بی صدا پشت نت های شاد موسیقی بغض شکسته شو توی سینه رها می کرد چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت مثه یه آدم عاشق یه دیوونه همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد هیچ کس اونو نمی دید همه همه آدمایی که می اومدن و می رفتن همه آدمایی که جفت جفت دور میز میشستن و با هم راز و نیاز می کردن فقط براشون شنیدن یه موسیقی مهم بود از سکوت خوششون نمیومد اونم می زد غمناک می زد شاد می زد واسه دلش می زد واسه دلشون می زد چشمش بسته بود و می زد صدای موسیقی براش مثه یه دریا بود بدون انتها وسیع و آروم یه لحظه چشاشو باز کرد و در اولین لحظه نگاهش با نگاه یه دختر تلاقی کرد یه دختر با یه مانتوی سفید که درست روبروش کنار میز نشسته بود تنها نبود با یه پسر با موهای بلند و قد کشیده چشمای دختر عجیب تکونش داد یه لحظه نت موسیقی از دستش پرید و یادش رفت چی داره می زنه چشماشو از نگاه دختر دزدید و کشید روی دکمه های پیانو احساس کرد همه چیش به هم ریخته دختر داشت می خندید و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می زد سعی کرد به خودش مسلط باشه یه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن نمی تونست چشاشو ببنده هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می کرد سعی کرد قشنگ ترین اجراشو داشته باشه فقط برای اون دختر غرق صحبت بود و مدام می خندید و اون داشت قشنگ ترین آهنگی رو که یاد داشت برای اون می زد یه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه ولی نتونست چشاشو که باز کرد دختر نبود یه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد ولی اثری از دختر نبود نشست غمگین ترین آهنگی رو که یاد داشت کشید روی دکمه های پیانو چشماشو بست و سعی کرد همه چیزو فراموش کنه شب بعد همون ساعت وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می کرد دوباره اونو دید با همون مانتوی سفید با همون پسر هردوشون نشستن پشت همون میز و مثل شب قبل با هم گفتن و خندیدن و...
|