Meta tags:
author= مصطفی;
description= رفیق بی کلک - داستان - رفیق بی کلک;
keywords= رفیق بی کلک,24000, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs;
Headings (most frequently used words):
کد, آمارگیر, مترجم, سایت,
Text of the page (most frequently used words):
بود (48), کرد (33), گفت (30), بیدنتا (27), کار (24), کنم (24), بیمار (23), این (22), هست (22), نمی (19), اون (19), شده (18), پریانسین (18), اومد (16), کنه (16), اما (14), بعد (14), رفت (14), کردم (14), باید (13), کنی (13), رفتم (12), آره (12), داد (12), دکتر (12), دارم (11), تاريخ (10), نویسنده (10), مصطفی (10), درخت (10), روز (10), فشار (10), سار (10), شدم (9), روی (9), شما (9), سیب (9), اسم (9), داری (9), باز (9), درست (9), ۱۴۰۳ (8), ۱۴۰۴ (8), شنبه (8), دست (8), امیردودو (8), دادم (8), اگه (8), کرگدن (8), داشت (8), وارد (8), وبلاگ (7), نگاه (7), خوب (7), برجک (7), منم (7), برا (7), برکه (7), اونجا (7), تریاژ (7), خیلی (7), گفتم (7), پزشکی (7), کاف (7), حال (6), برای (6), توی (6), بیرون (6), پایین (6), صبح (6), خبر (6), بابا (6), موقع (6), بشه (6), دیگه (6), حرف (6), چرا (6), کاری (6), انجام (6), اول (6), سمت (6), بلند (6), دستگاه (6), زاگ (6), کرده (6), اینجا (6), بیماری (6), شهربازی (6), قالب (5), اسفند (5), هنرمند (5), فرمانده (5), برده (5), خواهر (5), بزرگتر (5), همه (5), زندگی (5), کردند (5), بار (5), تخت (5), جمع (5), یکی (5), داره (5), ولی (5), ساعت (5), بره (5), برج (5), فیل (5), اونم (5), تشخیص (5), بعثت (5), زرافه (5), مرداب (5), برگه (5), برام (5), بهش (5), درصد (5), گاومیش (5), برنامه (5), کلانتر (5), مسافر (5), های (4), فروردین (4), اردیبهشت (4), مطالب (4), هنوز (4), دخترک (4), نیست (4), بالا (4), تحویل (4), کپلناز (4), مادر (4), همین (4), بخش (4), رضانتی (4), رفته (4), داستان (4), قبول (4), تمرین (4), خونه (4), وقت (4), خیابان (4), کجاست (4), لونه (4), گرفتم (4), اصن (4), چطور (4), امروز (4), بچه (4), بوفالو (4), دوست (4), برانکارد (4), کجا (4), رفتن (4), جلو (4), روان (4), دقیقه (4), اسکیژن (4), کنند (4), خاطر (4), درد (4), بیمه (4), برو (4), گله (4), خرج (4), فردا (4), دار (4), ثبت (4), گذاشت (4), وقتی (4), آشپز (4), آمد (4), لقمان (4), خریداری (4), خرید (4), لینک (3), شکن (3), سیاس (3), کند (3), دور (3), مسئله (3), میان (3), خلوت (3), نباید (3), چهارشنبه (3), آهو (3), جواب (3), هوای (3), اتاق (3), پتو (3), سفید (3), آورد (3), کشید (3), رفتیم (3), بازم (3), کردن (3), استراحت (3), مثل (3), نشست (3), اومده (3), سلام (3), حالا (3), شرکت (3), بله (3), ارشد (3), فیژیک (3), بیشتر (3), مطالعه (3), حدود (3), بری (3), علوفه (3), زرد (3), ملک (3), کارت (3), پول (3), مشکل (3), دیدبانی (3), خوش (3), ستومتون (3), زده (3), سیستم (3), مشغول (3), بوی (3), مکثی (3), فیله (3), دوتا (3), خندهکج (3), ببینش (3), نداره (3), باهم (3), بابون (3), تونی (3), فرستاده (3), بابونه (3), اینه (3), سوار (3), طبق (3), بستری (3), برامون (3), چقدر (3), شروع (3), الان (3), پشت (3), خوبه (3), قبل (3), مراجعه (3), سابقه (3), زور (3), ازش (3), پسر (3), همون (3), کانگرو (3), خودم (3), ویزیت (3), هشت (3), گرم (3), آقای (3), فقط (3), بقیه (3), برم (3), زیادی (3), درس (3), لوله (3), بده (3), هیکلی (3), شکم (3), جوان (3), پرسیدم (3), نام (3), قرار (3), قیچی (3), فشارسنج (3), پیش (3), بختیری (3), شیفت (3), هایدی (3), بیا (3), نیم (3), کالسکه (3), جانشین (3), لشکر (3), آشپزخونه (3), تمیز (3), آنها (3), خریدار (3), دوکلاب (3), weblog (2), themes (2), pichak (2), پیچک (2), مفید (2), آرشیو (2), تیر (2), ۱۴۰۲ (2), آپلو (2), آخرین (2), بهبودی (2), رود (2), برگ (2), نقاش (2), شود (2), تنه (2), پزشک (2), کوچکتر (2), طبقه (2), گرفت (2), زنگیدیم (2), نداد (2), باردار (2), کارش (2), بیدار (2), شدیم (2), مطبوع (2), کاور (2), حالی (2), مسواک (2), لبخندی (2), چشمان (2), بهم (2), ماخاد (2), چشاش (2), صندلی (2), زبان (2), بگیره (2), دوباره (2), سرمسرا (2), بزرگ (2), خانوم (2), نیستی (2), کسب (2), کردی (2), خونی (2), مگه (2), گذاره (2), سیاه (2), البته (2), فیلم (2), یاد (2), چیکار (2), مشت (2), پولی (2), داشتم (2), خودرو (2), رسه (2), راست (2), بگو (2), مکنی (2), طولانی (2), کامل (2), چراغ (2), قرمز (2), پست (2), دمش (2), جلوی (2), بونامی (2), اذیت (2), خدا (2), کله (2), پیدا (2), دیدم (2), گشتم (2), بودم (2), چند (2), داشتی (2), مزه (2), پذیرش (2), فوریت (2), زودی (2), بردم (2), شاکی (2), براش (2), خودش (2), برید (2), مدتی (2), تزریق (2), سیتی (2), خراب (2), بیمارستان (2), زدنش (2), بسیار (2), همراه (2), بشی (2), تشنج (2), حالش (2), برگشتم (2), کنید (2), ببین (2), اوردانس (2), تکه (2), رسیدم (2), نیمه (2), کمک (2), سریع (2), چون (2), ازم (2), پرسید (2), سرش (2), ماده (2), برداشتم (2), سطح (2), علاوه (2), قلبی (2), زمان (2), اسب (2), رفتند (2), رشته (2), تجربی (2), آپاندیسته (2), شترمرغ (2), واحد (2), سنج (2), سرماخورده (2), توله (2), آورده (2), خواهش (2), دوم (2), میز (2), خانومش (2), انتخاب (2), دارند (2), بخونه (2), دندوق (2), دنیا (2), تهرون (2), تعیین (2), حساب (2), شایدم (2), بدم (2), ریاضی (2), آنقدر (2), زدی (2), خود (2), آزمون (2), بوکس (2), بودند (2), بیماران (2), تحول (2), وگرنه (2), بهت (2), حمله (2), باش (2), حساسیت (2), قلب (2), تاریخ (2), مهاجرت (2), هستم (2), خاصی (2), روتین (2), بعدی (2), بستم (2), متوجه (2), فیت (2), جدید (2), جدا (2), پایینه (2), فشارت (2), کشور (2), بگیرم (2), اینو (2), ممنون (2), دید (2), خون (2), پیام (2), جات (2), اسمس (2), گرفتند (2), باشه (2), بیام (2), مسیر (2), زیبا (2), داخل (2), کارشناسی (2), بخونی (2), بتونی (2), درک (2), مبحث (2), خوندی (2), ممکنه (2), تلفونی (2), دانشگاه (2), تمام (2), دوتاش (2), باشی (2), پرستاری (2), توجه (2), کارا (2), گوله (2), مونده (2), بازار (2), حضرت (2), سیاره (2), بهترین (2), محل (2), سوسیس (2), تند (2), دهن (2), بقش (2), جهاد (2), دانشگاهی (2), کانون (2), طرح (2), یاهو (2), سامان (2), سازمان (2), سنجش (2), آموزش (2), دشت (2), زیباست (2), رفیق (2), کلک (2), net, طراح, مترجم, سایت, آمارگیر, امکانات, ابزارهای, خرداد, بهمن, قدیمی, یازدهم, زمستان, فرا, رسیده, تنها, خودنمایی, چشم, نقش, برگی, نقاشی, گذارد, اینکه, بدتر, حیاط, همسایه, هرگاه, بیفتد, خواهم, مرد, گوید, خواهرت, برود, پاییزی, شهر, ژیگوریا, پانزدهم, پرمودل, مبوبیل, کسی, خیالش, خیالی, عالمی, دارد, آدرس, ننوشتی, حجتکودیل, نیومده, بکن, زدن, نبود, راحت, مسافرتی, آوردم, بالش, کشیدم, میرکوب, کود, پرستاره, باهاش, خوابی, خوای, قطعاً, سحریموندرو, خوردیم, وای, امیر, دودو, نظرت, تمیزند, مشایعتش, ببختری, بیدارمان, جانم, درادر, آهسته, درب, همیشه, اخم, ملموسی, مالوندن, خمیازه, گنده, جوری, پنجاه, دندان, تیز, دعا, کوچک, نمایان, فتحینالین, رفقاش, نساریلا, زاینده, لقب, کروکودیل, مریلان, یعنی, باور, یادوم, بور, اوا, بیدنتام, خوابت, مخت, هنگ, مکنه, بید, بیدی, سرم, نشانه, مثبت, تکون, نویسی, آخه, زدنم, شخصیت, عجییی, شناخته, زنی, قبولی, آخیه, دلم, سوخت, نشدم, مقام, قوچیت, تمومش, تموم, حقوق, سخته, بترکان, یگو, یبینم, خونده, بودی, اتم, شکاف, چطرنج, مامان, مهربونی, عصر, تونم, بخوابم, مامانمم, بزنم, حداکثر, خوابم, مخم, ملاتونین, گاهی, پنجشنبه, معدن, هنر, دورهمی, نگاهدمی, کنیم, بزی, تفسیرش, اهل, اوقات, فراغتت, متری, متره, شلغم, رسی, میدان, قزقان, چپت, دیه, کوجاست, وام, فروختم, فروغون, گازی, فرغون, دوگانه, سوز, فزوختم, یخرم, ارز, طلا, بهتر, اووه, دذسته, سرمایه, گذاری, باهش, خری, گند, ییدنتا, بینم, زاک, پولات, خندید, بلاخره, گرفتی, کلاودیانا, دیمترو, دوب, فست, کولاب, روزای, دونستم, تلفظ, آخرش, نگفتی, ازت, راضی, جای, خالی, گذره, نفسی, تازه, وجود, جنگل, مجاورش, جایگاه, دادند, چنبره, چرتکه, بنداز, چرت, سنجاب, سالن, بیزون, خرت, پرت, دیشب, جور, کشیدن, کلر, استخر, شوینده, کننده, بنده, اینپبو, تحمل, لونامی, محلول, نفس, یند, یونجه, خانم, بازتوله, هژبر, تندر, کاه, موکونی, ننوشته, دنبالش, اسمشون, صدای, تلفن, آغبوقلاسی, کیسه, آجیل, بادوماش, دادی, اهمیت, نده, دردسراشم, مال, فهمیدم, زیرکانه, شوت, گذاشتند, زرنگی, کوبیده, بخیر, خنده, کجکی, بهشون, پیشنهاد, بدیمکه, بهتره, اسکن, پیشمون, اینجور, مورد, ۲۴۷, بیارم, آنژو, تاییدش, ندیدی, بودیم, چاله, دباغ, ظرف, غذا, فروشه, مودب, عاقل, آقاجون, شکایتی, مهر, خورده, پیگیر, مسئولیتش, ایشونه, بایه, موبیل, گزارش, مدبانه, مسئولش, نهایت, سکته, مغزی, جناب, بردی, اونور, اینا, بدیش, پدرش, همینجا, مارم, بریم, شوکولات, ساعتی, سیر, تومن, کجامون, شرح, هیزم, سال, کمر, نمونده, بزارم, اومدند, جام, اورژانس, خوبت, رفلکس, چهار, اندام, مناسب, کاملی, زبانش, چرخید, آوردندت, روال, اندازه, گیری, هوشیار, صدا, جان, فورا, همراهش, کشیدمش, تعجب, میلی, دنبال, پرکاری, جاش, قسمت, کرگدنای, ببینند, مریض, خوبیه, آرامش, حالشو, ببرین, دیده, چطوره, کلاه, پاییزه, موییش, برجش, الاغ, گوشی, بفرسته, عکاس, بوده, افت, آدم, طرفه, ریه, تنگش, بامداد, تقسیم, خواب, ناگهان, آغبوقلاس, خسته, آوردند, متورمش, سرازیر, ناف, صدایی, نیومد, کارشون, خواندم, اسبه, فهمیدی, ناحیه, نافش, احساس, پور, برگشت, عصبانی, تکمیل, گیرند, لامب, بصبا, بزن, شیم, تپل, کنجکاو, فشارش, چهارده, قدری, ناراحت, نظرم, نیازه, افراد, فربه, غربال, باشند, پسرم, همکارمون, آزمایشگاه, خوبی, بحالش, تبریک, شام, خارج, برداشتن, کنار, دوران, دانشجویی, توسط, پدربزرگش, خانواده, منسجم, همو, حیواناتی, رئیس, احترام, گذارند, مشکلاتشون, موفق, ترند, عموی, ترکویه, روسویه, کسایی, برنگشتند, پسرخاله, قاچاقی, استرالیلا, خرس, دانا, توقع, میزان, است, وضعیت, بای, متاهل, فهمی, افشرده, متخصص, روده, موده, نفر, شهره, رسم, خونم, هرچی, مربوط, عمومی, بودنمه, زمانت, بکنی, بالاست, زنگی, متاهلی, علاقه, خواستم, نحوه, خواندنش, طرز, جالبی, نمایی, بدون, کلاس, خصوصی, کتاب, سبز, تونسته, کتل, هپلکو, ماها, کابوس, صدمات, بازی, کنکوری, جالب, هاون, کیماگری, پارو, زیست, چادر, قابلی, هفته, جوونه, دیدار, پیشرفت, مشهود, تراکتور, خانومشم, گونه, جانوری, یافته, بنایی, نجاری, کشی, بلده, کمی, پیشم, وفاداری, اعصاب, حسابی, ندارند, باهاشون, بحث, کنن, ازشون, ترسیدی, هار, تیراژ, هنگام, قلاده, نوک, پژوهش, صاحبش, ترمیم, پارس, زود, طولش, ترب, دچار, تپش, داروی, غذایی, سیصد, هفت, شونزده, تولید, فصل, آواز, قوی, ریش, زنش, شماره, تولیدت, زودتر, راه, انداختم, بوفالوی, پیر, آسی, جون, مزمنی, تجربه, هوبره, تازگی, دردش, مسکن, پردنیزلولون, پودر, سوسک, سنجابی, توانم, دستام, دارو, مصرف, آهوی, درگیر, التهاب, مزمن, مفاصل, علائم, حیاتش, بارداری, مجردم, دختر, زیبایی, مادرش, سرماخوردگی, چاپ, لطفاً, گوره, انقدر, همراهاشم, حساس, یودند, مادربچه, باباش, بازو, بند, سرخ, مخصوص, حمل, شیشه, پای, جلوییش, سومش, گلابی, شلوغ, دقیق, گشادتر, زدم, نسبش, قرضی, گذاشتم, سوکت, فلزی, اجازه, شدن, رابط, محکم, درستش, بیار, اطلاع, بدیم, گاو, میش, بگم, چهارپایه, چقدره, نوجه, کمه, ضلعی, منتظم, پاچه, جلویی, کنان, دعوا, نشده, آبنبات, آماده, بذار, دستی, رئیسش, شند, شینه, بگیر, وصل, دکمه, آتش, زنم, کافی, شیلنگ, کشو, ترتورلی, پرستار, میده, بانی, دوربین, رصد, اشباع, پردازیم, نیاد, نبند, تونستم, تلاشت, ادامه, نصف, متاسفانه, گوشیش, حالت, هواپیما, ندونی, یابد, خبرتون, ماه, آینده, وارسی, دوپینگم, بگذاذ, بگه, ماره, بزاره, بررسی, داشتن, تویا, چشمش, افتاد, سمتم, جابه, جایی, امیدوارم, سلامی, دذخت, کردوکدیل, متریه, شنا, ذره, قوز, بیشتری, هاش, یرسه, سرعتش, ویژه, منحصر, فرد, سفیدی, چشمانش, چرخش, برق, زنه, قدرت, قات, کمتر, فرقی, پیاده, دوس, پیچ, نزدیک, ساختمان, ورودی, رید, آها, موسسه, گوسفندان, شریف, کتاباش, ارشدش, مالی, خودت, اقیانوسه, شاید, گوشه, مثلا, کودکان, جداگانه, احسنت, خوام, دکتری, بشم, جواز, بدی, گسترده, کاربردیه, مرکز, مشاوره, نزدی, نکن, مدیریت, اخت, شرایط, جوریه, تحصیلی, خرجت, درآری, بخوای, تحصیل, سنگین, اینجاست, کارم, اقبال, داشته, تحصبل, بکنم, جرمان, مقصد, بهشتی, راننده, ورزش, باستین, واقع, تبدیل, مرادب, رسید, هجدهم, هستش, میاد, کیه, سرباز, بدین, وردست, زمینی, پوست, همکاری, کفش, آقا, بیکاری, زیاد, خدمت, بیست, پنجم, چیه, طور, کلاهش, گرفته, تیراندازی, سنگی, پناه, دزد, مذاق, روزی, بردگان, صحبت, کلام, فهمید, جنب, جوش, عارضم, توانید, تون, ترساندن, استفاده, پدر, درماندگی, فروخت, زشت, فروشنده, باد, یوسف, نوجوان, خریداران, شکستند, دائم, قیمت, نصیب, عزیز, مصر, نهم, همانطور, نگاهش, مغازه, دوید, عطار, مشتری, خواهی, یافت, عطرآگین, بوته, دکان, عطاری, جلب, عبور, شانزدهم, شانسش, کشف, امتحان, شاخه, بندیل, علارقم, خاک, غنی, اکسیژن, پرورش, عاشق, باغبانیه, کاشتن, بذرها, نتیجه, کوچولو, آپلوش, خندان, ترک, ششم, لیسیدن, سوزش, مالیدن, خورد, سومی, مقداری, برداشت, مالید, بوش, عقب, دومی, آغشته, اولی, زورش, نازید, خواست, بریزه, دهنش, صاحب, رستوران, مزاحم, منه, بتونید, گوجه, خوردش, بدید, غذاتون, مجانی, پرس, مهمون, اید, سگی, روبه, روشون, دراز, هتل, پیادرو, داشتند, ساندویچ, خوردند, دهم, داگلاس, همسرم, داروشناس, جویا, فکه, ماسک, بندش, تکلیف, ضربانش, چلغزی, آمپول, دیرگوکسین, تجویز, اجراش, دفتر, بهمنشونش, پنج, سرکوفی, بزرگش, دوره, پوکی, استخوان, درخواست, مرخص, حاضر, کمکی, مون, شریانتینا, هستی, دیر, جنس, استقلال, جمعه, دوازدهم, یاری, باری, سنجابه, سنگ, بیسیم, سمور, زمین, بیل, مشخصات, تصفیه, دنیای, اقتصاد, تولد, دات, ساحل, فیتنس, تلویزیون, تار, هوش, مصنوعی, بلیط, اتوبوس, دانلود, اینستاگرام, ایران, نوین1, نوین, اسپات, بسته, کامران, treid, کرمانی, bit, معلم, دون, بورس, معاملات, آزاد, شطرنج, ترجمه, گوگل, دیوار, شیپور, دیجی, کالا, تامین, شارز, شیر, آپلود, بانک, دوستان, تفاوت, هاست, کوتاه, درباره, پروفایل, تماس, عناوین, صفحه, اصلی,
Text of the page (random words):
ه گل رو اونجا گذاشت و بار بندیل رو جمع کرد و رفت تاريخ شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۴ 11 23 نویسنده مصطفی دل دل از بازار عبور می کرد بوی عطرآگین بوته ی قلبی از دکان عطاری توجه ش را به خود جلب کرد همانطور که نگاهش در مغازه می دوید عطار جلو آمد و گفت مشتری که باشی قلب را خواهی یافت تاريخ شنبه نهم فروردین ۱۴۰۴ 23 48 نویسنده مصطفی برده حضرت یوسف نوجوان ی سفید رو و زیبا بود که وقتی برده شد و بر سر خرید او خریداران سر و دست می شکستند و دائم قیمت بالا می رفت تا نصیب عزیز مصر شد پدر حضرت لقمان هم از سر درماندگی لقمان سیاه را به برده داری فروخت او آنقدر زشت بود که خریداری سمت آن نمی آمد و سر دست فروشنده باد کرد روزی خریداری به بازار بردگان آمد و مشغول صحبت با برده دار شد لقمان از کلام خریدار فهمید که او دو پسر پر جنب و جوش داره حرف آنها که تمام شد جلو رفت و به خریدار گفت به شما عارضم با خریداری من می توانید هر وقت بچه ها تون اذیت کردند از من برای ترساندن آنها استفاده کنید این حرف به مذاق خریدار خوش آمد و لقمان خریداری شد تاريخ شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ 2 49 نویسنده مصطفی هنوز دزد ها به کالسکه حمله کردند کلانتر و مسافر پشت سنگی پناه گرفتند آنها به سمت هم تیراندازی می کردند مسافر همون طور که کلاهش و گرفته بود به کلانتر گفت چه خبر کلانتر یه خبر خوب و یه خبر بد مسافر خبر بد رو اول بده کلانتر فقط یک گوله برامون مونده مسافر خب خبر خوب چیه کلانتر هنوز یه گوله برامون مونده تاريخ شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ 15 0 نویسنده مصطفی فرمانده 2 سلام آقا من وقت بیکاری زیاد دارم می سه بیام خدمت شما کمک کنم آشپز آره بیا ـ خب چیکار کنم آشپز آشپزخونه کفش رو تمیز کن او با توجه به کاری که داشت یک خط در میان می اومد و آشپزخونه رو تمیز می کرد سیب زمینی پوست می کند و تو بقیه کارا همکاری می کرد آشپز پس از مدتی می ره پیش جانشین فرمانده لشکر بهش گفت من یه سرباز پیدا کردم می آد یه روز در میان می آد آشپزخونه رو تمیز می کنه اگه ممکنه اینو بدین وردست من باشه جانشین فرمانده این کیه آشپز اون فردا میاد بیا ببینش جانشین لشکر فردا رفت دید آن جوان فرمانده لشکر هستش تاريخ شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ 14 29 نویسنده مصطفی خط شکن 45 ورزش باستین رو انجام دادم در واقع اون تبدیل به یه روتین قبل رفتن به مرادب برام شده کالسکه تلفونی رسید و سوار شدم راننده یه سار بود گفت مقصد زدی مرداب بهشتی ازم پرسید پرستاری آره سار دوست من به جرمان مهاجرت کرده خانوم هم بود من اگه اینجا کارم درست نمی شد می رفتم اونجا یا باید کار کنی یا درس بخونی دوتاش باهم نمی شه ولی اینجا باز اقبال این رو داری دوتاش رو داشته باشی من دوست دارم تحصبل هم بکنم سار اون می گه کار اونجا سنگین تر از اینجاست سار اونجا هم اگه بخوای می تونی تحصیل کنی می شه اما تمام وقت نمی شه بعد باید بتونی خرجت رو درآری سار خب تحصیلی برو شرایط من جوریه که باید کار کنم اخت که شدیم ازش پرسیدم شما چی خوندی سار نگاه نکن من تو کالسکه تلفونی کار می کنم دوتا ارشد دارم روان و مدیریت دانشگاه تهرون چطور ممکنه روان یک مبحث گسترده و کاربردیه مرکز مشاوره نزدی سار می خوام دکتری ش رو شرکت کنم بعد وارد کار بشم برا کسب جواز باید آزمون بدی احسنت کارشناسی ش هم خوندی سار نه کارشناسی ش مالی نیست خودت می تونی بخونی روان یه اقیانوسه که شما شاید در یه گوشه ش بتونی درک کنی مثلا کودکان به مبحث جداگانه ست چطور می شه ارشدش رو قبول شد سار کاری نداره می ری موسسه گوسفندان شریف ثبت نام می کنی و کتاباش رو می خونی آها چه خوب ممنون از شما سار خواهش می کنم داخل مرداب می رید بله سر اون پیچ نزدیک ساختمان ورودی پیاده شدم و رفتم داخل پریانسین دیدم و گفت دوس داری بری برج دیدبانی برام فرقی نداره پریانسین یه کردوکدیل دو و نیم متریه که وقتی شنا می کنه یه ذره از نیم تنه قوز می کنه تا اسکیژن بیشتری به شش هاش یرسه و سرعتش در طی مسیر بیشتر بشه ویژه منحصر به فرد اون اینه که سفیدی چشمانش موقع چرخش برق زیبا و خاصی می زنه قدرت قات زدنش فقط نیم واحد از بیدنتا کمتر هست گفتم باشه ولی اول یه سلامی به بچه های برکه دذخت سیب بدم و و بیام بختیری و بیدنتا داشتن تحول می گرفتند و هایدی هم تویا می داد که چشمش به من افتاد اومد سمتم و گفت زاگ یه جابه جایی دارم امیدوارم قبول کنی خب بگو بررسی می کنم بختیری بابا باز ای ماخاد بگه قرار کاری دارم ماره بزاره سر کار هایدی روز دوپینگم شیفت صبح رو بیا منم بگذاذ برنامه رو نگاه کنم مکثی کرد و باز برنامه رو وارسی کرد هایدی ببین تو می شی صبح و شب و منم یه شیفت ماه آینده جات می آم یابد برنامه م رو نگاه کنم با اسمس خبرتون می کنم بختیری بابا این می گه برنامه رو نگاه کنم که نیاد بهش می گم آقای زاگ این شیفت کار برام پیش اومده می گه دل به من نبند اما اگه تونستم بهت پیام می دم که جات می آم تو به تلاشت ادامه بده بعد ساعت چراغ قرمز نصف شب اسمس می ده متاسفانه قرار کاری دارم بعد گوشیش رو می گذاره روی حالت هواپیما که ندونی اصن از کجا پیام اومد وارد برجک می شم در برج دید بانی پشت دوربین به رصد فشار خون و اشباع اسکیژن بیماران می پردازیم پرستار با سابقه ای برجک رو تحویل میده قیچی کجاست اونم قیچی رو برام از تو کشو ترتورلی می آره ـ ممنون و می ره به گاومیش هیکلی وارد با گله ش وارد برج می شند می شینه روی صندلی و م گه فشار مو بگیر کاف فشار رو وصل می کنم وقتی دکمه آتش رو می زنم همین که فشار کافی بالا می ره شیلنگ ش در می ره گاومیش می گه این که در رفت این خراب شده رئیسش کجاست ـ فردا صبح می آد بذار با فشارسنج دستی فشارت رو بگیرم رضانتی داشت آبنبات آماده می کرد اینو کجا می بری فشارسنج رو از کشور برداشتم برم یه فشار بگیرم تا دعوا نشده به برجک تریاژ برگشتم کاف رو دور پاچه ی جلویی ش بستم و فس فس کنان فشار اون رو گرفتم فشارت هشت ضلعی منتظم هست زن گاومیش پایینه ـ خوبه یه نوجه کمه گاومیش فشار پایینه چقدره مکثی کردم و گفتم اونم حدود چهارپایه و نیمه گاو میش و گله شه رفتن بیرون کاف رو بردم پیش رضانتی گفتم دستگاه فشار سنج مشکل داره به کی بگم رضانتی برو حالا از برکه درخت سیب یکی از روی دستگاه جدا کن بیار تا صبح اطلاع بدیم رفتم و از سر تخت هشت یه کاف جدا کردم توی را برجک گاومیش ما ما کرد و بلند گفت د برو اون دستگاه ت رو درست کن محکم جواب دادم الان درستش می کنم کاف جدید رو گذاشتم اما سوکت فلزی ش اجازه مچ شدن به لوله رابط دستگاه فشارسنج نمی داد دقیق تر نگاه کردم متوجه شدم همون کاف خودم لوله ش گشادتر شده پس سرش رو قیچی زدم نسبش کردم فیت فیت شد کاف قرضی رو پس دادم حدود ساعت دست و گلابی دقیقه برجک شلوغ شد بیمار بعدی یه ماده گوره خر باردار بود که درد شکم زیادی داشت انقدر بی قرار بود که همراهاشم خیلی حساس شده یودند برگه مادربچه دار رو پر کردم و دادم دست باباش بازو بند سرخ مخصوص حمل بار شیشه رو دور پای جلوییش بستم شکم سومش بود برگه رو چاپ کردم گفتم لطفاً برید لونه شترمرغ ها تا ثبت نام ت کنند بعدی آهو دختر جوان و زیبایی بود که با مادرش به خاطر سرماخوردگی مراجعه کرده بودند طبق روتین از ش پرسیدم بارداری نه مجردم علائم حیاتش رو که گرفتم ازش پرسیدم بیماری خاصی هم داری آهوی جوان بله درگیر التهاب مزمن مفاصل هستم دارو چی مصرف می کنی آهو پردنیزلولون و پودر پر سوسک سنجابی رو باش تزریق کنم وگرنه نمی توانم دستام رو جمع کنم آسی جون وارد برجک شد او درد شکم مزمنی رو تجربه می کرد او هوبره ای هست که تازگی ها مراجعه ش هم بیشتر شده و می آد به خاطر دردش مسکن بگیره و بره اون رو زودتر از بقیه راه انداختم وقتی رفت یه بوفالوی پیر هیکلی اومد تو ـ خب آقای بوفالو شماره ثبت و تاریخ تولیدت رو می گی زنش کارت ثبت ش رو گذاشت روی میز سیصد و هفت و شونزده و تاریخ تولید می شه فصل مهاجرت آواز قوی ریش دار حساسیت داروی و غذایی داری بوفالو آره به آب ترب حساسیت دارم و دچار تپش قلب می شم سابقه بیماری چی در این هنگام سگ قلاده دار که نوک پژوهش رو صاحبش ترمیم کرده بود شروع به پارس کردن کرد زود باش دیگه چقدر طولش می دی اه بوفالو گفت چی می گی این باید کارش رو درست انجام بده دیگه بعد بلند شد و رفت سگ خانومش رو آورده بود و اونم سرماخورده بود تیراژ شد و اونم رفت سگ ها وفاداری زیادی دارند اما اعصاب درست حسابی ندارند نباید باهاشون بحث کرد و نباید حس کنن ازشون ترسیدی وگرنه هار می شن و بهت حمله می کنند کمی خلوت که شد زرافه اومد پیشم دکتر شهربازی دکتر شهربازی یه گونه جانوری تحول یافته ست که علاوه بر پزشکی بنایی و نجاری لوله کشی هم بلده او دو جا مثل تراکتور کار می کنه خانومشم دکتر هست اون یه زرافه ی جوونه که در تشخیص بیماری ها در خط اول دیدار ویزیت بیماران هست و هر روز در تشخیص بیماری پیشرفت ش مشهود هست او بوکس باز قابلی هم هست و سه روز از هفته خودش تمرین می کنه نحوه ی درس خواندنش به طرز جالبی خود نمایی می کنه او بدون کلاس خصوصی و با مطالعه کتاب تمرین کله سبز تونسته بود در یه آزمون کتل هپلکو که برای ماها مثل یه کابوس هست دندوق پزشکی و پزشکی رو باهم قبول شده اما به خاطر صدمات بوکس بازی پزشکی رو انتخاب کرده درصد های کنکوری خیلی جالب بودند او مچ درصد حساب هاون درصد کیماگری پارو درصد زیست و چادر درصد فیژیک زده بود دکتر ریاضی رو چطور آنقدر بالا زدی شهربازی من علاقه زیادی به حل مسئله ها دارم اصن می خواستم برم رشته ریاضی اما بابا گفت تجربی ـ دکتر زنگی متاهلی خوبه شهربازی آره ولی خرج بالاست و من فردا هم باید برم سر ویزیت ـ نمی شده یه جا کار کرد و بقیه زمانت مطالعه بکنی شهربازی متاهل بشی می فهمی زندگی خرج داره دکتر افشرده متخصص سیستم روده موده که نفر اول شهره می گه من فقط می رسم خرج خونم رو بدم هرچی دارم مربوط به زمان پزشک عمومی بودنمه دکتر راست می گه منم هر چی حساب می کنم باید دو جا کار کنی شایدم با این وضعیت بد پولی شایدم سه جا بای کار کنی حال مسئله این است چه باید کرد خرس دانا می گه سطح توقع ما از زندگی میزان خرج کردن رو تعیین می کنه دکتر شهربازی یه عموی دکتر داره که یکی از توله ها رو فرستاده ترکویه تا پزشکی بخونه و اون یکی رم فرستاده روسویه تا دندوق پزشکی بخونه اون می گه همه کسایی که رفتند برنگشتند جز پسرخاله ش که قاچاقی رفته بود استرالیلا اون ور دنیا حالا رو تو یه شرکت در تهرون مشغول به کار هست خانومش م در دوران دانشجویی ش توسط پدربزرگش انتخاب شده بود یک خانواده منسجم و کار درست که هوای همو دارند حیواناتی که گله ای زندگی می کنند به رئیس گله خیلی احترام می گذارند و تو حل مشکلاتشون خیلی موفق ترند بعد شام از اتاق استراحت خارج شدم برای برداشتن برگه کنار میز رفتم به کپلناز گفتم آقای تو هم دو جا کار می کنه گفت نه گفتم نه خیلی خوش بحالش دمش گرم تبریک می گم بهش کپلناز چی چی می گی دم من گرم که کار می کنم و بهش نمی گم بره یه جا دیگه کار کنه ـ ا آره دوم تو گرم چقدر تو خوبی کپلناز خواهش می کنم برو تریاژ بیمار داری رفتم یه کانگرو همکارمون تو آزمایشگاه بود که توله ش رو آورده بود سلام زاگ پسرم سرماخورده یه پسر تپل و کنجکاو فشارش چهارده روی هشت بود قدری ناراحت شدم به نظرم یه واحد سنج بی ام آخ نیازه تا افراد فربه غربال باشند کانگرو رفت لونه شترمرغ ها و برگشت عصبانی گفت من اینجا کار می کنم بیمه ام تکمیل هست اما بازم پول می گیرند لامب بصبا یه برگه برا خودم بزن به اسم خودم ویزیت می شیم همون موقع یه اسب اومد تو از درد ناحیه پایین سمت چپ نافش احساس درد می کرد پور کانگرو گفت آپاندیسته اسبه گفت از کجا فهمیدی پسر چون من رشته تجربی خواندم آپاندیسته ناف اسب رو فشار دادم تو صدایی ازش در نیومد کارشون رو انجام دادم و رفتند ساعت یک بامداد بود تقسیم زمان خواب انجام شده بود ناگهان آغبوقلاس فوریت اومد و دوتا بابون یه فیل خسته ی بیمار رو آوردند فیل بر روی برانکارد به زور جا شده بود و هی دست متورمش از روی تخت به پایین سرازیر می شد بیمار روز قبل در مرداب بعثت بستری بوده و الان با افت سطح اسکیژن و آدم دو طرفه ریه مراجعه کرده بود علاوه بر این سابقه تشنج داشت و بیماری قلبی هم تنگش زده بود بیمار یه کلاه پاییزه به خاطر کم موییش سرش داشت وارد برجش کردند داشتم یه الاغ ماده رو تریاژ می کردم سریع گوشی رو برداشتم زنگیدیم به بخش درخت سیب به بیدنتا گفتم ستومتون رو بفرسته گفت رفته عکاس خونه چون من بیمار رو از پشت دیده بودم فک کردم حالش خوبه بیدنتا ازم پرسید بیمار چطوره ـ مریض خوبیه الان می آرامش حالشو ببرین بیمار رو سریع تریاژ کردم بیمار بسیار پرکاری بود همه جاش مشکل داشت بعد زرافه هم گفت بره قسمت درخت سیب تا کرگدنای برکه اونجا فیله رو ببینند سر برانکارد فورا رو گرفتم و با همراهش کشیدمش سمت برکه درخت سیب برام تعجب داشت چرا بابونه ها کمک نمی کنند و با بی میلی دنبال ما می آن به برکه رسیدم بچه کرگدن طبق روال اندازه گیری فشار و اسکیژن رو رو شروع کرد بیمار نیمه هوشیار بود کرگدن اون شب خندهکج بود اومد و صدا زد بابا جان اینجا کجاست فیل چشمان ش رو باز کرد و با بی حالی گفت اوردانس کرگدن برا چی آوردندت جواب درست و کاملی نداد زبانش درست نمی چرخید رفلکس چهار اندام مناسب بود اما تکه تکه حرف می زد بیدنتا زاگ بیمار خوبت اینه ـ آره دیگه ببین می گه اومده اوردانس بیدنتا اورژانس کرگدن بیمار رو بستری کنید برگشتم سر جام ده دقیقه بعد بابونه ها شاکی اومدند جلو تریاژ رفتم جلو بابونه بزرگتر گفت جناب چرا برانکارد رو بردی اونور که اینا ببینش کار شما اینه بیمار رو تریاژ کنی و بدیش پدرش و همینجا سوار تخت روان بشه بره مارم بریم اه شوکولات ساعتی سیر تومن به کجامون می رسه این بیمار طبق این برگه شرح حالش اینجا باید بستری بشه من هیزم سال کار می کنم کمر برامون نمونده چقدر باید بار بلند کنم و بزارم پایین کرگدن بایه موبیل اومد و اون رو داد به بابون او گزارش رو کامل و مدبانه به مسئولش داد و در نهایت بیمار با تشخیص تشنج و سکته مغزی دوباره به بیمارستان بعثت فرستاده شد بابون موقع رفتن به همراه فیل گفت آقاجون اگه شکایتی داشتی مهر این کرگدن اینجا خورده می تونی پیگیر بشی مسئولیتش با ایشونه من و امیردودو باهم بیدار بودیم امیردودو توی چاله دباغ خونه هم کار می کنه و ظرف غذا می فروشه بسیار مودب و عاقل هست خندهکج اومد پیشمون و به من گفت زاگ اینجور بیمار ها چرا پذیرش می کنی این مورد ۲۴۷ هست اصن برا این من از کجا سیتی بیارم بیمارستان سی تی آنژو نداره زرافه چرا تاییدش کرده مگه حرف زدنش رو ندیدی مدتی هست دستگاه تزریق سیتی اسکن خراب هست امیردودو این موقع ها باید بهشون پیشنهاد بدیمکه بهتره برید مرداب بعثت بعد یه خنده کجکی کرد و رفت فیله هر تشخیص براش می گذاشتند درست بود و دکتر زرنگی کرد و بیمار کوبیده شده رو تحویل مرداب بعثت داد البته خدا خودش بخیر کنه زرافه هم این ور از کرگدن شاکی شد که چرا بیمار رو پست کرد رفت اون موقع فهمیدم چه خوب شد با برانکارد فوریت بیمار رو زودی بردم تا خندهکج ببینش اونم یه تشخیص زیرکانه داد و بیمار شوت شد سمت بعثت اون که رفت امیردودو گفت تو کار درست رو انجام دادی اهمیت نده اگه پذیرش نمی کردی همه دردسراشم مال تو بود امیردودو کیسه آجیل ش رو باز کرد و یه مشت بهم داد بادوماش خیلی مزه می داد بخش خلوت شده بود صدای تلفن تریاژ بلند شد بیدنتا بود چند تا بیمار آغبوقلاسی داشتی ـ دوتا بیدنتا اسمشون چی بود مکثی کردم اسم فیله رو ننوشته بودم توی سیستم دنبالش می گشتم بیدنتا پ شب شد بازم گشتم بیدنتا شی موکونی ـ یه فیل با اسم هژبر شب شکن یه بوفالو به اسم تندر کاه دوست یه مادر بار هم بود به اسم یونجه خانم بازتوله بونامی سنجاب وارد سالن شد طی ش رو بیزون آورد خرت و پرت ای دیشب رو رو جمع و جور کرد و مشغول طی کشیدن شد بوی کلر استخر می اومد بوی شوینده اذیت کننده هست بنده خدا بونامی که هر دو روز باید اینپبو رو تحمل کنه رفتم تو برج دیدبانی باز لونامی با محلول و طی سر کله ش پیدا شد دیدم دارم نفس یند می شم بلند شدم و رفتم بیرون ساعت تیر چراغ قرمز و شده بود به سمت برکه درخت سیب رفتم تا نفسی تازه کنم هوای اونجا با وجود جنگل مجاورش مطبوع تر هست بیدنتا و پریانسین با یه بچه کرگدن توی جایگاه پست می دادند ستومتون هم دمش رو چنبره زده بود و داشت جلوی سیستم چرتکه بنداز چرت می زد پریانسین توی برج دیدبانی خوش می گذره جای شما خالی بیدنتا ازت راضی ام امروز کارت خوب بود پریانسین آخرش نگفتی اسم کامل من چی هست اسم پریانسین طولانی و مشکل هست روزای اول نمی دونستم اصن چطور تلفظ می شه اسم شما کلاودیانا دیمترو پریانسین دوب فست کولاب هست پریانسین خندید و گفت بلاخره یاد گرفتی ییدنتا بگو بینم زاک تو پولات شی مکنی می گن تو خوب پول جمع مکنی آره راست می گند پریانسین تو باهش چی می خری من تو ملک سرمایه گذاری می کنم پریانسین اووه کارت دذسته ولی پول ما که به ملک نمی رسه بیدنتا ارز و طلا بهتر نیست خودرو چی داری یه فرغون دوگانه سوز داشتم فزوختم تا یه لونه بزرگتر یخرم بیدنتا فروغون گازی پولی نمی ده که یه وام گرفتم و یه ملک کوچکتر هم فروختم بیدنتا لونه ت کوجاست خیابان علوفه ی زرد بیدنتا خیابان علوفه ی زرد دیه کجاست از همین خیابان شلغم بری پایین می رسی به میدان قزقان دست چپت خیابان علوفه زرد بیدنتا چن متره حدود مشت یا مسواک متری هست پریانسین تو اوقات فراغتت چیکار می کنی تمرین مطالعه پریانسین اهل فیلم نیستی نه البته گاهی وقت کنم پنجشنبه ها معدن هنر می رم دورهمی یه فیلم نگاهدمی کنیم و بعد یه بزی می یاد هم تفسیرش می کنه پریانسین می ری خونه استراحت هم می کنی حداکثر سه ساعت اگه بشه بیشتر خوابم نمی بره مخم ملاتونین کم می آره پریانسین من تا عصر می تونم بخوابم مامانمم نمی گذاره دست به سیاه و سفید بزنم چه مامان مهربونی داری بیدنتا تمرین شی انجام می دی چطرنج بیدنتا یگو یبینم تو چی خونده بودی فیژیک اتم شکاف نه من ارشد فیژیک بتر...
|