Meta tags:
description= 2CC شکارچی، تا کی کبک و گوزن؟ عزم شکار ناب کن...;
Headings (most frequently used words):
بی, 2cc, شکارچی, تا, کی, کبک, گوزن, عزم, شکار, ناب, کن, چپ, راست, بلاگفا, پیرزنی, 34, ساله, سرور, catastrophe, کَتَسروفی, افولِ, حاج, مهدی, حکایت, میجو, بادینلو, حکم, حکومتی, پای, پرانتزی, سوتین, شیردهی, توماج, جان, پاییز, زیبا, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (78), این (35), خیلی (31), اون (25), همون (25), شده (24), یکی (23), چند (22), ولی (21), همه (21), دلم (20), خوب (19), خونه (19), بچه (19), اگه (19), کرد (18), برای (18), فقط (17), روز (17), نوشته (16), باشه (16), ماهی (16), داره (15), میکنم (15), میشه (15), میکردم (15), سال (14), دختر (14), ساعت (13), خودش (13), گفت (13), همین (13), مامان (13), اینکه (13), میخواهد (13), ۱۳۹۱ (12), ۱۳۹۳ (12), دارم (12), بوده (12), باید (12), ۱۳۹۲ (11), های (11), توسط (11), بودم (11), پیش (11), بازی (11), میگفت (11), دیگه (11), یاورخان (10), کار (10), اند (10), بودن (10), روغن (10), داشت (10), بعدش (10), یارو (10), اول (9), الان (9), بهم (9), اونجا (9), مثل (8), پست (8), دوست (8), وقتی (8), اصلا (8), دست (8), موقع (8), سید (8), آخر (8), شاید (8), شروع (8), داشتم (8), اومد (8), کسی (8), دیدم (8), است (8), کنید (8), اوج (8), آبان (7), میاد (7), نیست (7), کرده (7), تنها (7), صورتم (7), منم (7), حالا (7), کنم (7), حال (7), آدم (7), زوج (7), گربه (7), عمه (7), بهمن (6), فروردین (6), مهر (6), اسم (6), فشار (6), دوباره (6), زودتر (6), راه (6), خودم (6), دور (6), اونقدر (6), احتمالا (6), زندگی (6), فکر (6), پای (6), نمیدونم (6), تخم (6), میکرد (6), چقدر (6), بودیم (6), چیزی (6), براش (6), پسره (6), همهء (6), قول (6), اینها (6), مهدی (6), هوای (6), نون (6), بهار (6), نزدیک (6), بهاری (6), مرداد (5), ۱۳۹۴ (5), باز (5), بارون (5), البته (5), بیشتر (5), سعی (5), انگشتم (5), تمام (5), بدم (5), کاری (5), بعد (5), گفتم (5), ممکنه (5), باهاش (5), دنبال (5), خودمو (5), میکنه (5), دقیقه (5), کویر (5), بهش (5), رفت (5), کنه (5), بهروز (5), دریا (5), مرغ (5), ازش (5), قبل (5), بشه (5), بریم (5), عکس (5), گرفته (5), میرفتم (5), یعنی (5), خانوم (5), عشق (5), کردم (5), درست (5), رفتن (5), غذا (5), بخورم (5), عدس (5), بریزید (5), فلفل (5), کشک (5), اتفاق (5), حاج (5), انرژی (5), بین (5), مادر (4), فیلم (4), پاییز (4), آذر (4), قدیمی (4), بیرجند (4), ندارم (4), بخاطر (4), میگیره (4), قسمت (4), برم (4), تازه (4), عمل (4), میخواستم (4), دستم (4), داشته (4), حدود (4), شون (4), هیچ (4), نگاه (4), میبینم (4), شبها (4), بعضی (4), زیاد (4), پسرِ (4), خوش (4), چشم (4), دوشنبه (4), بیست (4), جواد (4), منو (4), خونهء (4), کلی (4), ماه (4), اونها (4), یاد (4), زده (4), میخوایم (4), دار (4), زیادی (4), یادمه (4), بار (4), بچهء (4), مون (4), شما (4), برنامه (4), زیر (4), جان (4), یکم (4), پسر (4), افتاد (4), اینه (4), عوض (4), کلا (4), صحبت (4), قضیه (4), بده (4), خواهر (4), هستید (4), شدم (4), بنویسم (4), قرمه (4), سبزی (4), پیاز (4), زرد (4), بزرگ (4), کدوم (4), مثلا (4), خنده (4), رضا (4), بادینلو (4), نبود (4), یکشنبه (4), افول (4), سالگی (4), وجود (4), بدن (4), حریف (4), خاله (4), آباد (4), دانشگاه (4), داشتن (4), عروس (4), ممکن (4), هوا (4), راست (4), اسفند (3), اینجا (3), اینطوری (3), چیز (3), سرما (3), روی (3), مال (3), شدن (3), قطع (3), مطمئن (3), انگشتمو (3), چون (3), زخم (3), میشد (3), میومد (3), داده (3), میکنید (3), بخوره (3), بهترین (3), جای (3), ماشین (3), زود (3), پرویز (3), استاد (3), اکثر (3), حتما (3), میکردن (3), اومده (3), برد (3), یادم (3), میگم (3), آبی (3), لباس (3), صورتی (3), وقت (3), خورده (3), اونهمه (3), بهتر (3), دستشو (3), پاشو (3), صدای (3), زهره (3), رفتیم (3), سالم (3), داداشهام (3), داماد (3), شلوار (3), مورد (3), باشم (3), کوچه (3), غیر (3), جلو (3), پاش (3), خدا (3), مراسم (3), زنده (3), نکرد (3), میگفتم (3), بیرون (3), گُه (3), زنها (3), مرد (3), پاک (3), حداقل (3), کنار (3), هنوز (3), اونجاش (3), گرفتم (3), جوون (3), رابطه (3), ساله (3), هایی (3), گذشته (3), تخته (3), گوشت (3), خود (3), پخت (3), بذارید (3), قابل (3), تقریبا (3), مقداری (3), مواد (3), بجنورد (3), حرف (3), خوشگل (3), لحظه (3), عمرم (3), خیابون (3), سرد (3), صبح (3), بیاد (3), بدتر (3), نبوده (3), کشتی (3), میتونه (3), ارتشی (3), واسه (3), روستا (3), خواستگار (3), نقش (3), شیرینی (3), ممنون (3), اومدن (3), رنگ (3), برف (3), نوار (3), کاست (3), مشکی (3), فروغ (3), بلاگفا (3), محمد (2), آقا (2), شیراز (2), ۱۳۹۰ (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), تیر (2), شهریور (2), ۱۳۹۵ (2), زیبا (2), معنی (2), رفته (2), نگید (2), اونم (2), ملایم (2), انگار (2), طویلهء (2), پیاده (2), خیس (2), کنن (2), گذاشتن (2), درمونگاه (2), دادم (2), زنگ (2), روش (2), پرسیدم (2), بشاش (2), قبلا (2), کردن (2), نداشتم (2), رفتم (2), نباشه (2), مجبور (2), روزی (2), اینو (2), حتی (2), سرویس (2), وقتها (2), 300 (2), تومن (2), کارکردن (2), کنیم (2), نیاز (2), اجاره (2), توش (2), ایران (2), میده (2), شام (2), باهاشون (2), دیده (2), آدمهای (2), تنگ (2), اونموقع (2), خونده (2), کثیف (2), مونده (2), نشد (2), دلیل (2), خرید (2), یساری (2), قدیممون (2), نوشت (2), سوم (2), توماج (2), میخوام (2), چطور (2), شدتی (2), بوی (2), میزد (2), نکنم (2), خواب (2), قبلش (2), بیدار (2), لوس (2), کجا (2), اولین (2), ذهنم (2), ماسه (2), بابا (2), پیکان (2), کارا (2), کردیم (2), باهام (2), میشدم (2), تخس (2), آخرین (2), دیدمش (2), میگفتن (2), گفته (2), پایین (2), خواجه (2), ربیع (2), مشهدی (2), همسایهء (2), سمت (2), آقای (2), قرمز (2), تلویزیون (2), گذاشته (2), همونجا (2), میرفتن (2), میزدن (2), مدرسه (2), علی (2), باشن (2), برام (2), گرم (2), تشنه (2), توی (2), داغ (2), چهارشنبه (2), مرتضی (2), پاشایی (2), جماعت (2), جمع (2), شدند (2), کنند (2), شرکت (2), ایرانی (2), کمی (2), نظر (2), دختری (2), زنش (2), مردهای (2), قدیما (2), دوران (2), نگاهم (2), چشمهاش (2), تَهِ (2), سرم (2), سنگ (2), بوجود (2), قدیم (2), روحی (2), جسمی (2), هرکسی (2), مخصوصا (2), میگن (2), اسارت (2), داشتیم (2), چهار (2), کلافه (2), بودند (2), توضیحیه (2), بگم (2), مادرتون (2), غلبه (2), همراه (2), نوشتن (2), امسال (2), عاشورا (2), هفدهم (2), کردید (2), نمیکنم (2), پلاستیکی (2), چوبی (2), جلوی (2), رشد (2), درز (2), دانید (2), خشک (2), سبوس (2), نوشابه (2), میگه (2), پخته (2), کوب (2), دانشجوها (2), قابلمه (2), بپزه (2), نداشته (2), کوچیک (2), چوبه (2), نریزید (2), نمک (2), بکشه (2), ساب (2), معطر (2), اضافه (2), سیب (2), زمینی (2), نفر (2), خوبه (2), اشکنه (2), غذایی (2), میجو (2), اهل (2), خسته (2), بسم (2), هیکل (2), میگفتیم (2), میخندیدیم (2), پاهاش (2), پرانتزی (2), شوهرم (2), کارگاه (2), انجام (2), مشکلی (2), بردارم (2), کنترل (2), افتادم (2), ثابت (2), جیگر (2), میکردیم (2), قُروط (2), جوش (2), شمال (2), خراسانی (2), آورده (2), بیرجندی (2), قرار (2), داستان (2), پیشرفت (2), عملا (2), تموم (2), زدن (2), معلوم (2), کُنده (2), ببره (2), بگیره (2), حرکت (2), زمین (2), دهنش (2), دقیقا (2), سنی (2), قلهء (2), خوبی (2), سیزدهم (2), روستای (2), شوکت (2), شهر (2), حاجی (2), اونروز (2), خونواده (2), زاهدانی (2), هاشون (2), چوب (2), فحش (2), جمله (2), خواستگاری (2), گاهی (2), میشدن (2), معرفی (2), بهمون (2), میداد (2), مهمون (2), پذیرایی (2), بدیم (2), میوه (2), برداریم (2), تعارف (2), بگیم (2), اونهم (2), دوم (2), مامانم (2), اعتماد (2), صرف (2), نفس (2), امروز (2), باقلوا (2), سرور (2), باقلوای (2), دیر (2), باعث (2), تعطیلات (2), عید (2), ذوق (2), ساحل (2), آفتاب (2), سفید (2), ترین (2), نتونم (2), منتظر (2), بزنه (2), علیرغم (2), هیچکدوم (2), تولدم (2), کشیده (2), تاریکند (2), مرا (2), نخواهد (2), پرواز (2), خاطر (2), بسپار (2), گوش (2), هام (2), پرید (2), هوایی (2), قهوه (2), پیدا (2), مجازی (2), مازوچ (2), 2cc (2), blogfa, com, یازیچی, صبحدل, صبا, سطری, یادگار, شهید, میچکا, لالهء, میم, پیوندها, مردساز, رفاقت, سلطان, برچسب, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, خانه, مطالب, شنبه, پنجم, ابو, تراب, مزخرف, نوشتم, ادبیه, اولشه, تابستون, میشوره, میاره, میان, فصلی, میبارید, وحید, میرفتیم, بشیم, جوونی, سالها, دیدن, لذت, ببرم, خبری, پام, قانقاریا, بکَنَن, هفته, جونمو, سَر, رستوران, کیفم, کمد, ورق, فولادیِ, عمیق, بُرید, پوشت, گوشتم, بودو, خونش, بندنمیومد, نمیخواستم, بخیه, مفتی, بزنن, پانسمان, اعتقادی, نگه, میداره, دیرتر, دوطرف, گذاشتم, رویهم, محکم, میدادم, برمیداشتم, خون, زدم, ادرار, کنی, اینکارو, جواب, شنیده, جرات, دستشویی, نشستم, فرداش, زخمم, باد, دروغ, ترسیدم, پیه, تنم, مالیدم, کارو, بکنن, نشم, بِبُرن, صبرکردم, آثار, تاخر, شاشیدن, یادتون, بندازم, هرکاری, سالیان, اثر, آیندهء, دردتون, گفتن, رانندهء, رستورانه, منهم, میرم, میرسونه, امثال, نتونیم, ساعتِ, ِشب, بگیریم, هامون, همت, نداریم, نیازمند, نیستیم, نیازمندتر, مشهد, روزها, خودرو, کارمیکنه, نظرهم, کارگرا, برسه, آدمها, ذاتا, استثناهایی, معدود, استادهایِ, واقعا, گروه, ریاضی, بودنش, مذاق, نمیومد, مغضوب, پسرش, بسکتبال, نمیخوام, زنم, کویری, جوونای, کتاب, شریعتی, سرشاز, پاکی, لطافت, احساسه, کدومشون, طعم, چشیدن, چشمای, دلهای, ذهنیتی, براشون, باقی, شاشیدم, هشتم, امیر, یادآوریِ, بازیهام, دنبالم, میچرخیدیم, آهنگ, دورا, اورد, دیشب, دکتره, همجنس, عوضی, انگول, چنگول, حکایتش, سالگرد, خواد, آبِ, تمییز, عکسی, کلاهِ, چشمم, ورم, ورمِ, بهِم, داغون, دماغم, دستِ, گرمِ, کرچک, اشتباه, قاطی, مرغش, نیستم, بپرسم, میمالید, وَرَمش, کبود, نمونه, بیدارم, شایدم, میکشید, خوشگلم, نمیشدم, بچگانه, آلود, عزیزم, تصویری, همونه, بیلچه, سطل, کوچولو, شورت, شرت, کلاه, لبه, سرمه, رنگی, دوربینِ, یاشیکا, عکسها, چیزهای, محوی, مسافرت, عمّه, آبیِ, کارلوکس, کجاها, پیشی, قایم, موهام, بورِ, بور, لَختِ, لخته, صداش, شبیه, آهنگهاش, میخوند, سالی, بزرگتر, شیرین, غایت, خیاطی, میدوزه, بدنیا, اومدم, نگفتم, مایینهام, اَکسِنتِ, خاج, رِبِی, ابریشمی, سالگیِ, خاطرات, تصاویر, پراکنده, اکرم, راستی, چپی, کلاهان, کچل, زیرزمین, پله, میره, بالا, بخونید, دوبلکس, طبقه, بالاش, کودک, پخش, مجری, خامنه, ایه, بست, دومتری, کلاس, ژیمناستیک, میومدن, بالانس, جفتک, وارو, کلّه, ملّاق, نگاش, خورد, داداش, بزرگم, ترسیده, دعوا, سکینه, همسایه, همبازی, هفت, آسمون, باغ, زیبای, بهشت, حوریه, خوشگلا, سخن, غمه, دنیا, جهنمه, صحرای, برهوت, لوت, آفتابِ, تحمل, سنبل, اللهم, اِنّی, أسألک, ترینی, أمرک, ظاهرا, نافذالأمر, مُرد, خواننده, نمیشناختمش, طبق, معمول, احمق, کارهای, حاشیه, پُزهای, روشنفکرانه, شهرها, بگیرن, یادش, نیت, رفتند, فاتحه, فیلمه, زوجی, چالش, بارداری, میگذروندن, احساسی, ریخته, آشفته, حین, فیل, داداشمون, هندوستان, ریخت, فهمید, شوهرشو, انداخت, خوری, پدرِ, دختره, دامادشو, نصیحت, بِدن, ذهنش, خیانت, مهم, چکار, نوجوونی, جوونیم, پسرا, میدیم, میزدم, ببینم, چشماش, اطرافیان, ماورایی, کتابهایی, میخوندم, بوف, کور, صبور, شرق, بنفشه, هیس, مردها, شوهرشون, میکنن, متاهل, متهد, یکیه, مرحوم, آخرشه, زمانها, روزم, متعهدی, مزاحم, نمیشم, نرنجونم, روابط, قداست, دارند, هرکی, خوشم, میودم, هرطور, اتصالی, برخوردی, بیارم, حوصلهء, جدیدی, دوستهای, باکره, ترتیب, جفت, سایز, وزن, بالای, میفهمم, اونهایی, متاءهل, همچین, مصداق, ضرب, المثل, گشنه, بگیر, سیر, خاصیت, ازدواجه, ازدواج, عشقی, میبنده, برا, نگاهش, دربیاد, جاش, بدجور, دراومده, وبچه, احوال, خلاف, نمیکنی, لَست, کیس, ماجرای, روایت, چهارتا, هرکدوم, ارتباط, تصویرکشیده, شوهری, زندگیش, ازدواجشونه, میلولن, میفهمن, باردار, درگیر, استرس, میشن, وقتیه, رفقا, دارن, شبیهِ, حسی, عجیب, کدوممون, دلیلی, میاوردیم, اجماع, نتیجهء, خاصی, نرسیدیم, بذارین, توضیح, بعنوان, افکار, احساسات, متعلق, منه, پوشیده, هرگونه, بدی, اشکال, مبرا, ذهنیتا, فوران, فیلمی, بوسهء, پتهء, بریزم, نفسم, ننوشتم, روزا, بیخیال, چیزایی, براتون, تعریف, محرم, شبهای, غریب, تاسوعا, 5سی, سوتین, شیردهی, اصرار, دعوتتون, لعنت, پدر, وارد, بازار, دید, کاربری, جهت, اطلاع, تختهء, باکتری, مرزاش, سنگک, تنوری, ضمنا, نانوایی, آرد, کامل, سنگکه, بربری, بهیچ, وجه, نداره, خوردن, سیاه, انار, نارنگی, گرمانتین, اصل, بذاری, بخوری, توجه, پولی, اقتصاد, مقاومتی, کنسله, دارید, میتونید, نکته, آبش, برقی, میکسر, تهِ, شیشه, عدسها, کوچیکه, مخلوط, برداشتن, بشکنید, داخلش, بزنید, حاضره, طرز, تهیه, جدا, گشادی, نکنید, ریزه, دونه, چرخوندنی, بگیرید, بسابید, عطرش, قیاس, تفت, تیکه, ریز, نشاسته, قوام, فعلا, مدت, همونقدر, عدسی, مشت, کره, حیوانی, گوسفندی, دونفر, کافیه, مرزه, دویت, نعنا, تلخ, نشه, خودتون, زیره, ادویه, زردچوبه, میریزم, متوسط, اولیه, ریختین, سلیقه, شماست, نرمال, داریم, غذاهای, سنتی, ترید, کردنِ, سبزواری, اهلش, اله, زشت, دخترهای, شهرهای, مختلف, معیارهای, خودمون, میدادیم, خوشگله, چشمِ, دخترِ, موی, ترک, لهجهء, تهران, پکیج, ایده, تِز, آوردم, خانم, منشی, پرسید, پیمانکاری, برداشته, کارگره, ساختمون, نفله, میپرسید, نمیاد, دردسر, نمیشه, خونسرد, صاحب, بیمه, نکرده, بدبخت, میشین, گرفت, جدی, تریپ, ناراحتی, همدردی, العمل, بقیه, نسبت, مهمتر, نمیتونم, یادِ, شرکته, رئیسمون, مردی, فصول, دارترین, مدیری, مدیر, اینترنت, دخترا, نازک, دخترونه, مانند, کنده, تناقض, ذاتی, میاورد, ادای, حرکات, انگلیسی, زدنِ, درمیاورد, بدبختی, استخدام, اولِ, استخدامش, پِرِس, لِه, میمرد, مسوولیتی, ببرید, میکرده, مُردیم, زدیم, آمبولانس, همکار, تربت, جام, زمستون, برنامهء, میخوردم, صبحونه, خوردین, عالیه, ظهر, طوری, تهرونی, کال, کله, قُروطی, جنوب, اِشکِنه, مشیّت, ولایتش, سیاها, کشکم, میسابیدم, حکایت, حکم, حکومتی, چله, خداکنه, ناراحت, کنندهء, افولم, فیزیکی, روجی, عقلی, معنوی, جوره, سقوط, بیام, همینه, گردن, کمر, آره, رفتنش, بردن, مسابقه, میخواسته, افولش, نشده, کشی, فنی, هست, مشترک, فرنگی, آزاد, حمله, دفاع, استفاده, طرف, دستهاش, قفل, ویا, مخالف, بچرخونه, پُل, سرعت, میخواد, چشمش, میوفته, اونور, مقاومت, پشتش, نخوره, بدونم, خالم, طرفهای, چهارراه, لشکر, فلکه, عدل, خمینی, ورزشکار, لازم, میبرد, جور, درمونده, کشیدن, نمیدونستم, چیه, فهمیدم, کُشتی, حریفش, سیرمیکنه, اوجِ, سرحالی, تیپی, خوشگلی, فکری, مسلما, تبعاتی, افسردگی, هدفی, خالی, افولِ, رویِ, سکهء, نزدیکه, فاصلهء, کمه, بدیش, امر, اندازه, میشیم, میومدم, چندش, آورترین, اتفاقهای, زندگیم, تجربه, طویله, نزدیکِ, خارج, روبروی, ساخته, تعدادی, ارزون, عظیم, خان, سوئیت, ازخونه, توله, روزه, باربنددار, واستاده, چایی, میخوردن, دوتا, پوستشون, تیره, خودشون, میچرخیدن, درختستان, همونجایی, دستش, سیخ, سرش, ترکوند, مغز, سریع, خُشکم, بکشم, باباش, برمیومد, مقدار, مناسبی, مادرشو, حالتِ, خوشحال, شادان, حساب, راحتی, پایِ, پیشه, حدود25, خونوادهء, بیان, ببینن, اونوقت, جورایی, مقرر, گردهمایی, فامیل, رابط, بابام, دایی, داییِ, محسوب, وسط, تکتم, سارا, لیدر, نگران, آفت, تخسی, رده, نباید, صَرف, تراژیک, بندی, مدل, ارائهء, ادب, سخت, نخوردن, رَد, سختی, سوتی, مایه, نخورم, دعوام, نُمُخوام, نُمُخورُوم, بهر, ترتیبی, خواستگارا, انداختن, حیاط, اتاقی, هِی, اشاره, چادرشو, بِره, عقب, نشینه, نیستن, شوهر, فعلیِ, نفسمون, نکنیم, بدترین, حالت, بگن, پررو, فرار, مواجهه, شجاعت, مطمئنم, جملهء, catastrophe, کَتَسروفی, شانزدهم, دیروز, سادگی, پیری, مغزی, یزدی, میونِ, باقلواهای, نارگیلی, زعفرونی, گردویی, بادومی, انتخابِ, بادومیه, دوسش, میمونه, بشن, افتاده, پنجشنبه, جمعه, چهاردهم, دلگیریِ, کمتر, احساس, بارونهای, روزهای, اخیر, بالاخره, نیما, مهمونی, سوری, اتفاقهایی, میتونستن, جدید, وصل, قند, استرسِ, توءام, خوشحالی, امیدوارم, ساری, فرح, ابری, ابر, شوقِ, سرِصبح, عالی, همونی, ماهیگیر, افق, جلوتر, جوونه, سَرهمی, تنش, تیوپ, طناب, پیچش, نشسته, کیسه, هاش, دَهَنک, خریدم, نگیر, نشون, دادچکار, بکنم, آبشش, دهن, میگرفتم, قلاب, بزرگتره, سفیدها, تبدیل, شکم, مشتی, دورز, کفشت, پات, نوک, انگشتای, گند, زمون, شوق, بیاره, نتونی, بمونی, همهمهء, مردم, بپیوندی, هیچکدون, اتفاقا, نیفتاد, سمنو, امید, دیماه, سنیل, لاله, کاشتم, دوشون, بخرم, دردی, دوا, لحظهء, تحویل, حرم, تهرون, ششم, مواقع, بدون, خودِ, مینوشتم, اینبار, اما, نمیتونستم, هوالطیف, ایوان, روم, انگشتانم, پوست, کشم, چراغ, چراغهای, میهمانی, گنجشک, زردِ, خردلی, رَدهای, مصاحبهء, ایرج, گرگین, فرخزاد, نسبتا, بَم, نشست, شعر, میخوندکه, هیچوقت, اونو, فراموش, سنگین, شنیدن, شعرخوانی, پیرزنی, چهارم, سلام, بیایین, شرکنده, نبودم, دلیلش, تنبلی, میدونید, سایت, پکیده, دسترسی, خوشبختانه, برگشت, اکثرش, نظرهای, اکثرشون, پریده, شدت, ناراحتم, الله, یاحق, التماس, دعا, شیوه, کتک, پیام, کاپیتان, سیلی, بسیار, آهنگین, کمک, دودست, تنظیم, نواخته, مداحی, فخری, شنیدم, شاعرش, کیه, روان, کشتهء, دستخط, دفتر, مشق, دبستان, علمنی, حرفا, فقد, صیرنی, عبدا, عقل, چاپ, نهج, البلاغه, سعدیه, بستان, باران, سوز, دوستت, ریا, عطر, نرگس, چفیهء, متبرک, پوتین, مخمل, اورکت, سبز, امریکایی, چای, بخاری, نفتی, نگهدار, میارم, سنگینه, کوری, نمی, بینی, پستی, بقول, امام, حسین, آخرای, عینا, میذارم, اسمش, سازش, چشمک, پوش, دیزلی, اشکل, ریش, بلندها, لاغرماغرها, مثیف, روراستها, کیبوردبازها, پلیرها, حسینی, بانده, خورها, مرام, فداشونم, هستم, سوسول, زنک, پوشها, خاکستری, سبزها, عینک, پنسی, چاق, روها, مثبت, دستمال, بدست, باتری, دزدها, کینه, هررری, تلگرامی, محبت, نمیفهمه, دیوار, جاده, انتقال, افشین, surviver, دووم, اورده, نوعی, جون, راضی, برگشتم, وبلاگم, کامنت, خوندم, حرفهای, اضافی, حذف, نبودن, ننوشتن, سخته, شکارچی, کبک, گوزن, عزم, شکار, ناب,
Text of the page (random words):
نون صرف شد با اینکه به نفسمون غلبه نکنیم و شیرینی و میوه برداریم و تو بدترین حالت بهمون بگن تخس یا پررو که خیلی هم خوب بود حداقل بهتر از فرار و مواجهه با مهمون بود شاید شجاعت ما همون موقع از بین رفت شاید اعتماد به نفس ما همون موقع از بین رفت چیزی رو که ازش مطمئنم اینه که همین جملهء ممنون صرف شد زندگی ما رو عوض کرد 2 یک روز صبح که از روستای شوکت آباد میومدم یکی از چندش آورترین اتفاقهای زندگیم رو تجربه کردم روستای شوکت آباد یک طویله ای بود نزدیکِ طویلهء دانشگاه بیرجند از اونجا که دانشگاه خارج شهر و روبروی همین روستا ساخته شده بود یک تعدادی از دانشجوها تو روستا خونه اجاره کرده بودن که هم ارزون باشه و هم نزدیک به دانشگاه حاجی و عظیم خان اونجا خونه داشتن من تو شهر یک سوئیت کوچیک داشتم و تنها بودم و خیلی میرفتم پیش بچه ها اونروز صبح داشتم ازخونه حاجی میرفتم دانشگاه که تو راه یک گربه با 5 6 تا توله گربه دیدم معلوم بود چند روزه اند خیلی خوشگل بودن و منم داشتم باهاشون بازی میکردم یک خونواده با ماشین باربنددار واستاده بودن و داشتن چایی میخوردن یکی دوتا زن و مرد و چند تا بچه پوستشون خیلی تیره بود یا بیرجندی بودن و یا زاهدانی بچه هاشون داشتن برای خودشون میچرخیدن تو درختستان ِ روستا همونجایی که من داشتم با بچه گربه ها ور میرفتم یکی از بچه هاشون اومد نزدیک یکی از بچه گربه ها یک چوب دستش بود یکم گربه هه رو سیخ کرد بعدش با پاش زد تو سر بچه گربه هه و سرش رو ترکوند مغز گربه زد بیرون و همونجا یک کم دست و پا زد و مرد خیلی سریع اتفاق افتاد خُشکم زده بود دوست داشتم پسره رو بکشم ولی اگه بهش نزدیک میشدم باباش چوب تو میکرد تنها کاری که از دستم برمیومد این بود که به بچه هه فحش خواهر مادر بدم یه مقدار مناسبی خواهر مادرشو آباد کردم پسره در همون حالتِ خوشحال و شادان رفت همه چیز و از جمله من رو به اونجاش حساب کرد و رفت به همین راحتی پایِ پسرِ زاهدانی زندگی ما رو عوض کرد دو رویِ سکهء بچه ها خیلی نزدیکه بهم فاصلهء گُه بودن و خوب بودن بچه خیلی کمه بدیش اینکه که آخر امر همه مون به یک اندازه گُه میشیم حق نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 7 33 توسط یاورخان افولِ حاج مهدی هرکسی تو یه سنی تو قلهء اوج سیرمیکنه این قلهء اوج میتونه اوجِ خوبی اوج سرحالی اوج خوش تیپی و خوشگلی اوج خوش فکری یا اوج لش بودن باشه مسلما قبل از اوج همه در حال رشد اند و بعد از اوج افول هر کسی شروع میشه این افول به دنبال خودش تبعاتی داره افسردگی بی هدفی و خالی شدن روحی و جسمی فک کنم بدونم افول حاج مهدی کی شروع شد خونهء ما و خونهء خالم اینها نزدیک هم بود هر دو طرفهای چهارراه لشکر و فلکه عدل خمینی زندگی میکردیم حاج مهدی ارتشی بود یک ورزشکار ارتشی حاج مهدی بعضی وقتها از سر کار با همون لباس ارتشی میومد خونه ما و اگه خاله جان چیزی لازم داشت واسه اش میبرد ولی اون روز یه جور دیگه اومد خونه ما خسته و درمونده میگفت کُنده ام رو کشیدن دقیقا نمیدونستم معنی اش چیه 5 6 سال بیشتر نداشتم ولی فهمیدم که تو کُشتی اینطوری شده میگفت حریفش خیلی جوون بوده کُنده کشی یک فنی تو کشتی هست از فن های مشترک بین کشتی فرنگی و کشتی آزاد که هم تو حمله و هم تو دفاع ازش استفاده میشه طرف میتونه یک دستشو از زیر و یکی رو از روی بدن حریف و بین پاهاش ببره و دستهاش رو بهم قفل کنه ویا اینکه مچ پای مخالف حریف و بگیره و با فشار بدن یا پا کل بدن یارو رو بچرخونه و حریف رو ببره رو پُل تو همین حرکت که سرعت و انرژی زیادی میخواد خواهر مادر حریف میاد جلو چشمش و در یک حرکت میوفته اونور و چون یارو باید مقاومت کنه که پشتش به زمین نخوره عملا دهنش سرویس میشه احتمالا حاج مهدی همون روز کلی بهش فشار اومده فشار به گردن و کمر و پا عملا انرژی آدم تموم میشه آره از همون حرف زدن و راه رفتنش معلوم بود چه همه انرژی از دست داده احتمالا این انرژی گذاشتن از تمام وجود فقط بخاطر بردن تو یک مسابقه نبوده شاید بخاطر این بوده که میخواسته به خودش ثابت کنه که هنوز افولش شروع نشده قسمت ناراحت کنندهء داستان اینه که افول هر کسی دست خودش نیست برای همین ممکنه برای یکی تو 40 سالگی شروع بشه برای یکی تو 50 سالگی یا یکی تو 30 سالگی برای بعضی ها هم زودتر مثلا من فکر میکنم افولم از 19 سالگی شروع شده از اونموقع تا حالا نه پیشرفت فیزیکی روجی عقلی معنوی داشتم و نه حس کردم که رو به پیشرفت ممکنه باشم حس میکنم همه جوره در سقوط ام بدتر اینه که اصلا نمیدونم باید چطور باهاش کنار بیام شاید برای همینه که همه اش تو گذشته زندگی میکنم قرار بوده برای شب چله بنویسم نشد تا الان خداکنه زودتر بهار بیاد حق نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ ساعت 9 19 توسط یاورخان حکایت میجو بادینلو حکم حکومتی و پای پرانتزی 1 وقتی تو اون شرکت با رضا همکار بودیم همون موقع ها که کارگاه تو تربت جام بود تو زمستون و تو هوای سرد یک برنامهء غذایی تقریبا ثابت داشتم صبح میرفتم جیگر میخوردم تا حالا صبحونه جیگر خوردین عالیه و ظهر رو یه طوری رد میکردیم و شب برنامه قُروط داشتیم به قول تهرونی ها کال جوش یا کله جوش به قول شمال خراسانی ها قُروطی به قول جنوب خراسانی ها قُروط و به قول ما مشهدی ها اِشکِنه کشک مشیّت از ولایتش کشک آورده بود از اون کشک بیرجندی سیاها به همراه کشک ساب منم کشکم رو میسابیدم 2 خانم منشی اومد و از یکی از بچه ها پرسید من شوهرم کار پیمانکاری برداشته میگفت یکی رو گذاشته تو کارگاه که کارا رو انجام بده کارگره هم تو ساختمون زده دستشو نفله کرده میپرسید شوهرم براش مشکلی پیش نمیاد براش دردسر نمیشه پسره هم خیلی خونسرد گفت اگه صاحب کار بیمه نکرده باشه و اگه دست یارو قطع شده باشه بدبخت میشین خنده ام گرفت اصلا من تو همهء لحظه های جدی و لحظه هایی که باید تریپ ناراحتی و همدردی بردارم خنده ام میگیره برای من عکس العمل های بقیه نسبت به یک اتفاق از خود اتفاق مهمتر میشه نمیتونم خودمو کنترل کنم یادِ وقتی افتادم که تو همون شرکته بودیم با رضا رئیسمون بادینلو بود بادینلو مردی برای تمام فصول خنده دارترین مدیری که تو عمرم دیدم اصلا مدیر نبود یا پای اینترنت بود یا ور رفتن با دخترا یک صدای نازک دخترونه مانند داشت که با هیکل کنده اش یک تناقض ذاتی بوجود میاورد رضا ادای حرکات و انگلیسی حرف زدنِ یارو رو درمیاورد و میخندیدیم یه روز یه بدبختی اومد اونجا استخدام شد همون ساعت اولِ استخدامش پِرِس افتاد رو پای یارو و پاش لِه شد داشت میمرد بادینلو برای اینکه مسوولیتی براش نداشته باشه گفت یارو رو ببرید بذارید سر خیابون به کسی نگید اینجا کار میکرده من و رضا مُردیم از خنده زنگ زدیم آمبولانس اومد 3 باهاش صحبت میکردم حرف دختر خوشگل و زشت شد دخترهای شهرهای مختلف هر کدوم معیارهای خودمون رو برای آدم خوشگل و خوش هیکل میگفتیم میگفتیم و میخندیدیم هر کدوم تز میدادیم مثلا من میگفتم دختر بجنورد خوشگله میگفتم اگه دختر بجنورد چشمِ دخترِ شیراز و داشته باشه و موی دختر ترک با لهجهء تهران یک پکیج خیلی خوبه اونم بعد از کلی ایده و تِز گفت که دختر باید پاهاش پرانتزی باشه من دیگه کم آوردم 4 اینها رو گفتم که بگم تو بجنورد یک غذایی داریم به اسم میجو این اسم از کجا اومده رو نمیدونم دیگه بعضی ها بهش میگن اشکنه عدس اگه اهل غذاهای خسته و سنتی هستید اگه اهل ترید کردنِ نون خشک سبزواری هستید کلا اگه اهلش هستید بسم اله مواد اولیه تقریبا همون مواد اشکنه کشک مواد رو هر چقدر که ریختین به سلیقه شماست ولی نرمال برای 3 نفر پیاز 2 تا متوسط سیب زمینی یکی بزرگ ادویه نمک و فلفل و زردچوبه من یکم فلفل قرمز هم میریزم سبزی معطر مقداری من مرزه رو دویت دارم نعنا یک کم زیاد نریزید که تلخ نشه سبزی دیگه هم هر چی خودتون حال میکنید چهار زیره هم خوبه تخم مرغ 2 تا برای هر دونفر یک تخم مرغ کافیه روغن یا کره اگه روغن زرد یا همون روغن حیوانی گوسفندی باشه که عشق است عدس همونقدر که برای یک نفر یا یک کم بیشتر عدسی درست میکنید یک مشت عدس تقریبا مدت پخت 45 دقیقه طرز تهیه اول عدس ها رو جدا بذارید بپزه گشادی نکنید چک کنید سنگ ریزه نداشته باشه تو یک قابلمه کوچیک دیگه پیاز داغ درست کنید زرد چوبه رو همون اول نریزید جان مادرتون نمک بریزید که آب پیاز رو بکشه فلفل رو بریزید یک دونه از این فلفل ساب چرخوندنی ها بگیرید تا تازه تازه فلفل رو بسابید عطرش قابل قیاس نیست زرد چوبه رو بریزید حتما تفت بخوره بعدش سبزی معطر رو اضافه کنید و بعدش آب اضافه کنید زیاد نه سیب زمینی رو تیکه های ریز کنید هم نشاسته اش در میاد و به غذا قوام میده هم زودتر پخته میشه بذارید بپزه فعلا اون عدس ها رو که پخته و آبش کم شده رو باید له کنید یا با گوشت کوب برقی یا بریزید تو میکسر یا مثل ما با گوشت کوب یا مثل دانشجوها با تهِ شیشه نوشابه نمیدونم فقط له کنید بعدش این عدسها رو بریزید تو همون قابلمه کوچیکه وقتی مخلوط شو و پخت چند دقیقه قبل از برداشتن تخم مرغ رو بشکنید داخلش و هم بزنید 2 3 دقیقه دیگه غذا حاضره چند نکته یک مامان میگه در اصل باید کنار این غذا قرمه باشه یعنی بذاری تنگ هم و بخوری ولی با توجه به بی پولی ما همون اقتصاد مقاومتی قضیه قرمه کنسله اگه دارید و میتونید که قرمه هم درست کنید دو من دوست دارم با این غذا سبزی خوردن و پیاز بخورم بعدش هم نوشابه سیاه بخورم و بعدش هم انار یا نارنگی گرمانتین بخورم شما رو نمیدونم سه من این غذا رو با نون سنگک یا نون خشک تنوری دوست دارم فقط ضمنا تنها نون ای که تو ایران و تو نانوایی ها پخت میشه و آرد کامل سبوس دار داره فقط و فقط نون سنگکه نون بربری بهیچ وجه سبوس نداره حالا خود دانید توضیحیه لعنت خدا بر پدر و مادر کسی که تخته گوشت پلاستیکی رو وارد بازار کرد تخته باید چوبی باشه من از دید کاربری میگم ولی جهت اطلاع اینکه تختهء چوبی جلوی رشد باکتری هایی که توی درز مرزاش رفتن رو میگیره ولی تخته پلاستیکی نه حالا خود دانید اگه قرمه هم درست کردید و خیلی هم اصرار کردید دیگه دعوتتون رو رد نمیکنم حق نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ساعت 7 33 توسط یاورخان سوتین ِ شیردهی 1 دوباره امسال محرم تو شبهای غریب تاسوعا و عاشورا مثل این 2 3 سال گذشته میخواستم یک پست بنویسم به اسم 5سی سی و پتهء خودمو بریزم رو آب ولی باز بر اون نفسم غلبه کردم و ننوشتم دوباره حال و هوای اون شب و روزا منو با خودش همراه کرد و نوشتن رو بیخیال شدم در عوض با خودم گفتم که یه چیزایی رو که این چند روز تو سرم بوده رو براتون تعریف کنم 2 چند وقتیه وقتی با رفقا صحبت میکنم میبینم که اونها هم حس هایی دارن شبیهِ من حسی عجیب که هر کدوممون براش یه دلیلی میاوردیم ولی به اجماع و نتیجهء خاصی براش نرسیدیم بذارین قضیه رو در مورد خودم توضیح بدم فقط قبلش بعنوان توضیحیه بگم که این افکار و احساسات فقط متعلق به منه و بر من پوشیده نیست که شما و خواهر مادرتون از هرگونه بدی و اشکال مبرا هستید و این ذهنیتا از یه فیلم که چند روز پیش دیدم فوران کرد فیلمی به اسم بوسهء آخر فیلم به اسم دِ لَست کیس ماجرای 4 تا زوج جوون بود روایت چهارتا پسر که هرکدوم رو در ارتباط با زوج شون به تصویرکشیده بود چهار تا زوج که همه شون مثل همهء زوج های ایرانی از رابطه شون کلافه اند یکی زن و شوهری بودند با یک بچهء یک ساله که پسره از دست زن و زندگیش کلافه است یکی یک زوج که روز ازدواجشونه و داماد تو فکر یک دختر دیگه است یکی یک زوج که با هم فقط دوست اند و تو هم میلولن و یکی هم یک زوج جوون که میفهمن زن باردار شده و درگیر استرس اون دوران میشن 3 قدیما تو دوران نوجوونی و جوونیم نگاهم پاک ِ پاک بود پسرا که هیچ ولی هر دختری رو که میدیم ذل میزدم تو چشمهاش که ببینم تَهِ چشماش چی داره دنبال یه چیزی تو نگاه اطرافیان بودم یه حس و حال ماورایی که شاید از کتابهایی که خونده بودم و میخوندم تو سرم مونده بود از بوف کور و سنگ صبور و شرق بنفشه و هیس و فک میکردم همهء زنها و مردها پاک و یک دل اند فک میکردم همهء زنها فقط به شوهرشون فک میکنن و م ی د ن و همهء مردهای متاهل متهد اند فک میکردم عشق اول و آخر همه یکیه یا به قول اون مرحوم اگه یکی عشق اول یارو نباشه حداقل عشق آخرشه حالا اینها همه به کنار الان بعد از 10 15 سال از اون زمانها اصلا حال و روزم به کلی عوض شده الان کلا آدم متعهدی ام مزاحم کسی نمیشم و سعی میکنم کسی رو نرنجونم الان هنوز روابط برام قداست دارند قدیما از هرکی خوشم میودم چه پسر و چه دختر سعی میکردم که هرطور شده اتصالی برخوردی چیزی با یارو بوجود بیارم ولی الان حوصلهء هیچ آدم جدیدی رو ندارم بیشتر دوست دارم با دوستهای قدیم ام باشم من که به قول مهدی باکره روحی و جسمی بودم الان با نگاهم میخوام ترتیب یارو رو بدم من که قبلا از هر آدم فقط یه جفت چشم می دیدم الان با یک نگاه سایز قد و وزن و پایین و بالای هرکسی رو میفهمم با بچه ها که صحبت میکردم مخصوصا اونهایی که متاءهل اند اونها هم همچین چیزی میگفتن یکی میگفت که این قضیه مصداق همون ضرب المثل است که میگن از گشنه بگیر بده به سیر یا اون یکی میگفت این خاصیت ازدواجه میگفت چون ازدواج تَهِ زندگی عشقی آدم رو میبنده برا همین آدم دوست داره حداقل با نگاهش از اسارت دربیاد هر چند مورد داشتیم که یارو نه تنها با چشمهاش که با همه جاش مخصوصا اونجاش خیلی بدجور از اسارت دراومده مثل یکی از بچه های قدیمی که چند وقت پیش دیدمش و از زن وبچه اش احوال گرفتم و ازش پرسیدم دیگه خلاف نمیکنی گفت نه فقط یه خورده زیادی خانوم بازی میکنم از فیلمه میگفتم تو فیلم همون زوجی که چالش بارداری رو میگذروندن یک کمی از نظر احساسی بهم ریخته و آشفته بودن و تو همین حین فیل ِ داداشمون یاد هندوستان کرد و با یه دختری ریخت رو هم باهاش برنامه پیاده کرد بعدش هم زنش فهمید و شوهرشو از خونه انداخت بیرون و پسره هم افتاد به گُه خوری دست آخر پدرِ دختره اومد و دامادشو نصیحت کرد و گفت که خیلی زنها ممکنه به خیلی مردهای زن دار پا بِدن یا ممکنه یه مرد تو ذهنش به زنش خیانت کنه ولی مهم اینه که در عمل چکار میکنه ما ایرانی جماعت در عمل فاتحه مرتضی پاشایی مُرد خواننده ای که من نمیشناختمش و طبق معمول این جماعت احمق که فقط دنبال کارهای حاشیه ای و پُزهای روشنفکرانه اند تو اکثر شهرها دور هم جمع شدند تا براش مراسم بگیرن و یادش رو زنده کنند هیچ کس هم اصلا به نیت خانوم بازی و دختر بازی و پسر بازی تو این مراسم شرکت نکرد اصلا همه فقط و فقط بخاطر مرتضی پاشایی اونجا رفتند اللهم اِنّی أسألک أن ترینی ولی أمرک ظاهرا نافذالأمر حق نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ ساعت 8 49 توسط یاورخان توماج جان امیر دلیل یادآوریِ جواد و جواد بازیهام بود چند روز پیش اومده بود دنبالم و با هم میچرخیدیم یه چند دقیقه ای رفت خرید کنه و تو ماشین تنها بودم آهنگ جواد یساری شروع شد و منو با خودش برد به دور دورا برد به خونهء قدیممون و بهروز رو اورد به یادم اگه هفت تا آسمون زیر پای من باشه باغ زیبای بهشت اگه جای من باشه اگه هر چی حوریه همه دور من باشن یا که خوشگلا باهام همه هم سخن باشن به خدا بی تو دلم پر از غمه همه دنیا برام جهنمه با تو در صحرای گرم برهوت روز و شب تشنه توی کویر لوت آفتابِ داغ و تحمل می کنم اونجا رو پر گل و سنبل می کنم بهروز پسرِ سکینه خانوم همسایه خونه قدیممون و همبازی داداشهام بود صداش خیلی شبیه جواد یساری و آهنگهاش رو خیلی خوب میخوند البته یکی دو سالی بزرگتر داداشهام خیلی شیرین و به غایت تخس بود آخرین بار که دیدمش داماد شده بود و خیاطی داشت میگفتن خوب کت و شلوار میدوزه فکر نکنم تا حالا در مورد اون خونه که توش بدنیا اومدم چیزی گفته باشم نگفتم که بچهء اون پایین مایینهام بچه خواجه ربیع با اَکسِنتِ مشهدی خاج رِبِی خواجه ربیع کوچه ابریشمی تا 5 6 سالگیِ من اونجا بودیم یعنی حدود 30 سال قبل برای همین هم خیلی خوب یادم نیست غیر از یه خاطرات دور و تصاویر پراکنده یادمه با بچهء اکرم خانوم همسایهء سمت راستی مون بازی میکردم همسایهء سمت چپی مون آقای کلاهان کچل بود و پیکان قرمز داشت خونه از اون قدیمی ها بود که زیرزمین داره و از تو خونه چند تا پله میره بالا حالا شما بخونید دوبلکس همون طبقه بالاش تلویزیون رو گذاشته بودیم یه عکس دارم همونجا جلو تلویزیون که داره برنامه کودک پخش میکنه مجری برنامه خانوم خامنه ایه خونه تو یه کوچه بن بست ِ دومتری بود که همون سه تا خونه رو داشت داداشهام و بهروز کلاس ژیمناستیک میرفتن بعدش میومدن تو خونه بالانس و جفتک و وارو میزدن یه بار که مامان مدرسه بود و بهروز داشت کلّه ملّاق میزد و منم داشتم نگاش میکردم پاش خورد تو صورتم علی داداش بزرگم ترسیده بود یادم نیست که مامان باهاش دعوا کرد یا نه یه عکس دارم با شورت و تی شرت صورتی و یک کلاه لبه دار صورتی رو سرمه از اون عکس رنگی ها که بابا با دوربینِ یاشیکا ش گرفته بود عکسها رو که نگاه میکنم یه چیزهای محوی میاد تو ذهنم تو اون مسافرت زهره دختر عمّه ام هم با ما بود با اون پیکان آبیِ کارلوکس بابا رفته بودیم از اینکه کجاها رفتیم و چه کارا کردیم چیز زیادی به یاد ندارم 4 یا 5 سالم بوده یادمه زهره باهام بازی میکرد بهم میگفت پیشی منم هی میرفتم قایم میشدم و لوس میکردم خودمو تو عکس موهام بورِ بور و لَختِ لخته چقدر همه چی بهتر بوده تو همون عکسی که با لباس و کلاهِ صورتی ام دور چشمم ورم داره ورمِ صورتم مال همون وقت بود که پای بهروز خورده بود تو صورتم نمیدونم چطور و با چه شدتی بهِم خورده بود که اونهمه داغون شده بودم وقتی بهش فکر میکنم بوی روغن میاد تو دماغم و دستِ گرمِ مامان رو حس میکنم شبها مامان به صورتم روغن کرچک میزد اگه اشتباه نکنم روغن رو با تخم مرغ قاطی میکرد از این تخم مرغش مطمئن نیستم باید ازش بپرسم شبها قبل از خواب به صورتم روغن میمالید که وَرَمش زودتر خوب بشه و کبود نمونه اینو از همه بهتر به یاد دارم یه روز مامان بیدارم کرد شب قبلش به صورتم روغن زده بود روغن یا شایدم روغن و تخم مرغ مامان دستشو به سر و صور...
|