Meta tags:
description= ...;
Headings (most frequently used words):
حسین, پناهی, متفاوت, می, شوم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (13), ۱۳۸۷ (11), ۱۳۹۰ (11), ۱۳۸۸ (10), شده (10), ساعت (10), توسط (10), زری (10), مهر (7), آبان (7), های (6), شهریور (6), ۱۳۸۹ (6), ۱۳۹۱ (6), بیست (6), است (6), نمی (5), آذر (5), شنبه (4), زندگی (3), برای (3), سوم (3), چیزی (3), بهمن (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), مرداد (3), شوم (3), چهارشنبه (3), بود (3), همیشه (3), چرا (3), آرام (2), مدیریت (2), پیچک (2), ۱۳۸۶ (2), اسفند (2), تیر (2), پدر (2), دوشنبه (2), هشتم (2), ندارم (2), نیست (2), تلاش (2), دلم (2), همه (2), زمین (2), کنم (2), خوب (2), گیری (2), فاصله (2), بیشتر (2), تنهام (2), دوری (2), روزی (2), بودم (2), کجای (2), زندگیتم (2), وجودم (2), اگه (2), بودند (2), رفتم (2), blogfa, com, طوبی, دوست, اتاق, تمام, فلزی, صالح, راننده, تاکسی, نقطه, سرو, hmmm, وحشی, مجردی, مرثیه, رویا, بین, خودمون, باشه, انسان, ریخت, سیاوش, سوریالیست, وتو, باهم, عمو, سبزی, فروش, عاشقانه, هزاره, خلوت, مولانا, هست, هرگز, پیر, شود, سیستم, کیفیت, طاهر, گاه, سروقد, هوا, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, مطالب, قدیمی, دوم, رختخواب, گره, خورده, خوابیدم, پشت, بغلم, میکنی, دچار, حسی, ترس, امید, صدای, خرو, پفت, رامی, شنوم, حالا, رویت, میگردانی, وضوح, حالم, نیاز, آغوشی, مستمر, دارم, بغل, محکم, بغضم, بترکانم, متفاوت, سرم, روی, بازویت, میگذارم, آرزو, میکنم, بچه, شوی, هیچ, انتظاری, کسی, نشاندهندهء, قدرت, بازتابِ, خستگیم, ازاعتمادهایی, شکسته, نوزدهم, گریه, کردن, عشق, دیرینه, آسان, ولی, دست, نرفتن, مشکل, میخاد, خاطرات, بودن, بندازم, پنجه, پای, راستم, لهشون, پامو, بردارم, نثارشون, جلوی, چشای, خودت, خورد, نهم, خود, پرِ, پرواز, دادم, اما, گفتم, درب, قفسش, باز, پرید, هجدهم, واحد, اندازه, مــتــر, اشتیاق, مشتاقش, باشی, حتی, قـدم, دور, جایی, خواندم, ششم, نشونه, بدونم, شاید, همینه, سرانجام, دلخوشیم, صبح, فرداست, انگار, مانع, خوشبختی, ماست, گذشت, عاشق, تونم, بمیرم, طاقت, بیارم, دیگه, بیرون, روح, عاشقت, فرصتی, نمونده, ذاری, مثل, گذشته, احساسی, نداری, یکشنبه, یکم, معنای, خداحافـظ, فردا, تنـها, میشکست, اسباب, بـازیهایم, بـود, تنــها, دردم, زانو, زخمـی, بدتـرین, دشمنانم, خواهر, برادر, خودم, بالاترین, نــقطه, شــانه, پـدر, بــود, عشــق, تنـــها, آغوش, مادر, خلاصه, میشد, تنها, قهرمان, خواهم, برگردم, روزهای, کودکی, زمان, حسین, پناهی, اینجا, اونجا, واست, خونده,
Text of the page (random words):
یه روزی رفتم که رفتم رو واست خونده بودم یه دل اینجا یه دل اونجا نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12 49 توسط زری حسین پناهی می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشــق تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین شــانه های پـدر بــود بدتـرین دشمنانم خواهر و برادر های خودم بودند تنــها دردم زانو های زخمـی ام بودند تنـها چیزی که میشکست اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ تا فردا بود نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 9 14 توسط زری اگه که مثل گذشته به من احساسی نداری اگه فرصتی نمونده چرا تنهام نمی ذاری چرا روح عاشقت رو از وجودم نمی گیری چرا از زندگی من از دلم بیرون نمی ری من کجای زندگیتم که دیگه تو رو ندارم که نه می تونم بمیرم نه می شه طاقت بیارم من کجای زندگیتم که تو دوری از وجودم من که هر روزی که می گذشت بیشتر عاشق تو بودم همیشه یه چیزی انگار مانع خوشبختی ماست همیشه تو دوری و من دلخوشیم به صبح فرداست زندگی شاید همینه یه تلاش بی سرانجام یه نشونه که بدونم بیشتر از همیشه تنهام نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ ساعت 19 58 توسط زری جایی می خواندم واحد اندازه گیری فاصله مــتــر نیست اشتیاق است مشتاقش که باشی حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12 33 توسط زری من خود به تو پرِ پرواز دادم اما به همه گفتم درب قفسش باز بود و پرید نوشته شده در دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10 38 توسط زری دلم میخاد همه خاطرات با تو بودن رو بندازم زمین با سر پنجه پای راستم لهشون کنم پامو بردارم و یه تف نثارشون کنم جلوی چشای خودت تا خوب خوب خورد شی نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 9 12 توسط زری گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 52 توسط زری هیچ انتظاری از کسی ندارم نشاندهندهء قدرت من نیست بازتابِ خستگیم ازاعتمادهایی شکسته است نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 8 56 توسط زری سرم را روی بازویت که میگذارم آرام می شوم و آرزو میکنم پدر بچه ام شوی نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 13 55 توسط زری متفاوت می شوم در رختخواب گره خورده خوابیدم از پشت بغلم میکنی دچار دو حسی می شوم یک ترس و یک امید صدای خرو پفت رامی شنوم حالا رویت را هم بر میگردانی به وضوح حالم بد است نیاز به آغوشی مستمر دارم یه بغل محکم تا بغضم را بترکانم نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 13 57 توسط زری مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ آذر ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ تیر ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ فروردین ۱۳۸۷ اسفند ۱۳۸۶ بهمن ۱۳۸۶ آرشيو پیوندها پیچک سر به هوا سروقد گاه نوشته های من طاهر سیستم های مدیریت کیفیت پیچک چیزی هست که هرگز پیر نمی شود خلوت مولانا مدیریت در هزاره سوم یک عاشقانه آرام عمو سبزی فروش من وتو باهم سوریالیست سیاوش انسان ریخت بین خودمون باشه هم سو با تو مرثیه ای برای یک رویا زندگی مجردی زن وحشی hmmm نقطه سرو ته می شه نمی شه راننده تاکسی صالح اتاق تمام فلزی طوبی دوست من blogfa com
|