Meta tags:
description= پر سوخته مطالب;
Headings (most frequently used words):
های, پر, سوخته, مطالب, شعری, از, خدا, جکهای, خنده, اور, لطيفه, هاي, ملا, نصرالديني, بهترین, روش, مردم, آزاری, شهریار, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
ميگه (41), بود (25), گفت (25), اين (23), روز (23), است (23), تركه (22), شده (21), بعد (20), ميره (19), خدا (19), كسي (17), ميشه (16), خانه (15), مثل (15), نوشته (14), ملا (14), کنين (14), ميزنه (14), ۱۳۸۸ (13), ساعت (13), بهش (13), وقتي (13), ميگن (13), آخه (12), كنين (12), توي (12), خلاصه (12), همه (11), این (11), يكي (11), دوستتون (11), داد (11), طرف (11), مرد (11), مرده (11), يارو (11), مياد (11), ميكنه (11), توسط (10), غزل (10), دست (10), راه (10), خود (10), بهروز (10), داره (9), براي (9), چرا (9), جهنم (9), های (8), نيست (8), بذارين (8), بچه (8), هاي (8), ديگه (8), ماشين (8), نمي (8), کند (8), كنه (8), ميبينه (8), اون (8), نگاه (8), بار (7), خوب (7), شما (7), داشت (7), زير (7), حرف (7), بلند (7), خيلي (7), باز (7), کرد (7), مردي (7), برو (7), اسب (7), بابا (7), توان (7), برای (6), بهمن (6), رفت (6), روزي (6), كند (6), موقع (6), كار (6), بزنين (6), دوباره (6), بگين (6), کار (6), چند (6), جواب (6), نشسته (6), مگس (6), ميده (6), كرد (6), عقب (6), حال (6), قهر (6), ميخوره (6), ساندويچ (6), مغز (6), لره (6), ۱۳۸۷ (5), مرداد (5), خیلی (5), چون (5), وسط (5), سلام (5), ازش (5), چراغ (5), مرتب (5), تعريف (5), فقط (5), خواب (5), سرش (5), اگر (5), تابوت (5), اما (5), پرسيد (5), دوست (5), دفعه (5), داشته (5), غذا (5), خالي (5), بند (5), ساندويچيه (5), پسره (5), ماه (4), سالم (4), اسم (4), دلم (4), نظر (4), بشين (4), زنگ (4), فروشي (4), کسي (4), مدت (4), روي (4), تازه (4), پيش (4), پياده (4), بگه (4), جاده (4), زود (4), عقل (4), شود (4), گويد (4), ولي (4), آقا (4), بيه (4), قطار (4), بودن (4), پسر (4), آسمان (4), ميكنن (4), اينجا (4), ناخدا (4), خروج (4), کنار (4), خشايار (4), چيه (4), ميپرسن (4), هفته (4), داري (4), سوسك (4), ننه (4), ملت (4), رشتيه (4), تومن (4), شاكي (4), پدر (4), كشيشه (4), داداش (4), گاو (4), ريش (4), خنده (4), پیش (4), ساده (4), دوستی (4), مهربان (4), نیست (4), خشم (4), اینجا (4), فروردین (3), آذر (3), نداره (3), روی (3), برنامه (3), بیست (3), ششم (3), منزل (3), ياد (3), ديد (3), دارد (3), شعر (3), نشود (3), يار (3), زار (3), جان (3), كاش (3), تون (3), عوض (3), جاي (3), جمع (3), دهان (3), اونطرف (3), مختلف (3), بزرگ (3), هميشه (3), ببرين (3), ديگران (3), بلافاصله (3), نوع (3), تمام (3), محل (3), پنجاه (3), جلوي (3), نفر (3), مردم (3), اند (3), همين (3), بال (3), کنند (3), نداشت (3), شخصي (3), خيابان (3), گردن (3), ضعيف (3), جدي (3), غضنفر (3), گوسفند (3), بوا (3), خيابون (3), رود (3), زرد (3), دهد (3), يهو (3), ازون (3), دور (3), جلو (3), ميندازه (3), ميشن (3), دهقان (3), بيمارستان (3), پسرم (3), زنده (3), صبح (3), اوره (3), ياسروك (3), كشتي (3), شدند (3), اينكه (3), سفره (3), ايراني (3), بوده (3), اصغر (3), پشت (3), بايد (3), پرويز (3), حساب (3), گوشه (3), ميگيره (3), ايران (3), دارو (3), قطره (3), سوسكها (3), نوبت (3), اتاق (3), ميپرسه (3), سفارش (3), نميگه (3), كجاست (3), پرسه (3), بدبخت (3), باباش (3), اینها (3), خواند (3), خدای (3), نزدیک (3), خداست (3), خشمگین (3), زمین (3), سخت (3), هرچه (3), آتش (3), برق (3), برایت (3), محمد (2), سکوت (2), خداحافظ (2), ۱۳۸۶ (2), اردیبهشت (2), ۱۳۸۹ (2), ۱۳۹۱ (2), وبلاگ (2), انسان (2), خرش (2), قبول (2), هنوز (2), مطالب (2), قدیمی (2), چهارشنبه (2), دعا (2), انگیز (2), همتون (2), شهر (2), خانواده (2), منم (2), جای (2), دوشنبه (2), كرده (2), مرا (2), ببخشيد (2), افتادم (2), نصرالدين (2), حكيم (2), رسيد (2), بسيار (2), برداشت (2), شانزدهم (2), دانشجو (2), نحیف (2), پول (2), گوجه (2), شنبه (2), دارم (2), داخل (2), دیدم (2), خودم (2), عشق (2), دادن (2), معني (2), ديوار (2), سرم (2), خار (2), باد (2), هوس (2), خاطر (2), شدم (2), آيد (2), آزار (2), بازار (2), شهریار (2), قاطي (2), مشتري (2), كليد (2), خاموش (2), چهار (2), بخواين (2), معلم (2), سرعت (2), روزهاي (2), ماشينتون (2), سوسكه (2), شونصد (2), گير (2), تلفن (2), پيتزا (2), بپرسين (2), دقيقه (2), كوك (2), بازي (2), كردن (2), صداي (2), جويده (2), نيمه (2), خودش (2), آپارتمان (2), بياد (2), خودتون (2), موهاي (2), کنه (2), لباس (2), بده (2), خارج (2), کنيد (2), سعي (2), دکمه (2), بستني (2), براتون (2), مشغول (2), تموم (2), صدا (2), شدن (2), صورت (2), چشمش (2), ميخواين (2), سبز (2), روش (2), یکشنبه (2), یازدهم (2), راست (2), گفته (2), هستم (2), عقلت (2), اتاقش (2), گيرد (2), پرد (2), گوش (2), زند (2), داده (2), قبرستان (2), کرده (2), داني (2), جنگ (2), چگونه (2), اتفاق (2), افتد (2), قوي (2), هيكل (2), شوخي (2), كردي (2), گله (2), اومد (2), خرما (2), مار (2), رسه (2), يادش (2), گفتند (2), آمريكا (2), حمله (2), خواهد (2), كمك (2), زمين (2), درمياره (2), آتيش (2), نارنجك (2), گريه (2), خبر (2), بالا (2), پايين (2), داريم (2), پسرش (2), ميرن (2), تهران (2), برميگرده (2), ببين (2), درِ (2), بيا (2), اولي (2), صندوق (2), تقدم (2), هاست (2), غرق (2), مردها (2), زنان (2), پنج (2), اندازه (2), بدون (2), زنه (2), گذاشت (2), يکي (2), خارجي (2), داغ (2), بيچاره (2), قير (2), جريان (2), قيرش (2), هست (2), گذاشته (2), فرقون (2), اينا (2), ايلده (2), ميله (2), كارنميكنه (2), تراشيدن (2), سلمان (2), برادر (2), شورت (2), قدم (2), حميد (2), دوان (2), ناظم (2), كنيد (2), الان (2), اونو (2), زندان (2), بان (2), زنداني (2), اومده (2), مادر (2), اگه (2), جديد (2), بابايي (2), خودشون (2), فكر (2), ميگذاره (2), بره (2), هفت (2), داريوش (2), داشتن (2), اِبـــي (2), مسابقه (2), برج (2), ايفله (2), رشتيا (2), ميرسه (2), اتوبوس (2), لحظه (2), استين (2), بالاخره (2), ساندويچش (2), چيزي (2), عزيز (2), 100 (2), پاك (2), عيسي (2), خيس (2), شامپو (2), آخر (2), تورو (2), مارو (2), اول (2), دوني (2), نمياره (2), گفتم (2), بيرون (2), گود (2), مورنينگ (2), هيچي (2), عليكم (2), اينطرف (2), بگو (2), پنجشنبه (2), فکر (2), آشنا (2), درباره (2), شعری (2), خیال (2), پرواز (2), چکه (2), باران (2), راز (2), نقش (2), برد (2), نام (2), یاد (2), هیچ (2), معنی (2), اوست (2), مهربانی (2), پرسیدم (2), کردم (2), ترس (2), طنین (2), قصه (2), میان (2), ابرها (2), نبود (2), هیچکس (2), پیراهن (2), تاج (2), خشتی (2), بمیرم (2), مردی (2), سوخته (2), blogfa, com, هرچیز, عروسی, عاشقانه, کیوان, مهابادی, شکسته, گالری, فشن, rain, زیبای, رفیق, دوشیزه, هستی, پیشونی, نیلوفر, عزیزم, پیوندها, آبان, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, کلاً, موجودیه, وقتی, بگذره, یادش, میره, اونی, اینو, پله, چهاردهم, فعلا, کنم, هیجان, خوش, حالم, آخرین, رفتم, امید, وارم, نصیب, بشه, مقدس, بروید, قرار, بریمیک, مشهد, تابستون, احتمال, زیاد, قرارمون, فراموش, بودم, آمدم, مشاهده, كردم, قرارمان, آمد, شتاب, نادان, ابله, گويند, حكيمي, ملانصرالدين, قراري, مناظره, بنشينند, هنگامي, نيافت, خشمگين, تكه, گچي, نوشت, مبارک, تعریف, موجودى, عصبى, شبیه, تخم, مرغ, نیكوتین, تغذیه, دشمنى, عجیبى, كتاب, پانزدهم, وقت, نیومدم, تنگ, امتحانات, ومنم, کلی, اضطراب, حالا, قشنگ, کسی, وبه, قشنگه, ماندن, ورزيدن, ضمانت, تنها, نشدن, زمان, آموخت, رفاقت, بوسيدن, قول, سرفتدم, ساية, شهريارا, كاخ, ستم, شكر, ايزد, نبوديم, نفكنديم, بسر, سايه, باركسي, لطف, دورة, هوادار, آنكه, وفا, الها, عزيزي, خوار, رشكم, عزيزان, مبادا, گرفتار, غير, نديدم, گرفتارم, نكوشيد, گرمي, سود, محبت, سرد, باقيمت, خريدار, سودش, هيچش, بفروشند, برافروخت, شبِ, تارِ, آخرش, محنت, جانكاه, چاه, اندازد, نپسنديد, دلِ, آزارِ, منِ, پسنديدولي, يارب, نيفتد, دياري, دهم, بدين, صفحه, دوستتونكه, گرفتين, زيراكس, پاتي, ۳۰۰, ورقهاي, جزوه, توالتي, چراغش, بيرونه, مهموني, ساله, بلده, بخونه, پايه, صندلي, استادتون, برچسبهاي, قرمز, آبي, شيرهاي, توالت, هتل, چوب, كبريت, فرو, كارت, دستگاههاي, عابر, بانك, آبهاي, باروني, داستان, خاله, دستگاه, پيغام, بسته, ظرفهاي, آجيل, مهموناتون, پسته, فندقهاي, شاخ, عكس, رسمي, انداختن, جلوتونه, فرنگي, فلفل, شيشه, روبروييش, خيابونه, تماس, بگيرين, شماره, جهات, بچرخونين, درجه, ۲۷۰, اجراي, حداقل, پيچهاي, گيتار, عكسهاي, عروسي, دستهاي, چرب, تماشا, پاش, گچه, فوتبال, دعوت, نصف, شبها, خيستون, قنددون, حبه, قند, دستكش, بهتره, جايي, تونين, آدامس, هنري, كنسرتهاي, موسيقي, فورواردي, فوروارد, ايميل, رسيدين, يادتون, کليد, طبقه, سيزدهم, جيغوي, سينما, جيغ, کوتاه, ميکنه, موي, بيشتر, گرامري, هنگام, صحبت, گوشزد, بخندين, اشتباه, لغوي, بادکنک, بترکونين, يادآوري, چاقي, شکم, قديمي, جمعي, جوک, طولاني, بينين, چقدر, پير, ازيه, بوقهاي, شيپوري, نصب, صابون, وان, حموم, خريده, کلاه, رفته, خره, گرون, آرايشگرتون, طاسه, شمع, کيک, تولد, فوت, نشونتون, هيچ, کدوم, جالب, سريع, بوتيک, وادار, رنگ, پيراهنهاشو, ايده, داشتين, تاب, ناهارتوي, جزئيات, تهوع, وگلاب, روتون, استفراغي, فکري, اونها, آسانسور, ميشين, طبقات, ترک, دندون, مصنوعي, بلال, تعارف, سوپ, چايي, هورت, کشيدن, نوش, کانال, عده, زيادي, تماشاي, تلويزيون, هستند, کيلومتر, حرکت, اتوبان, لاين, منتهي, اليه, سمت, جدول, همسرتون, همسر, قبليتون, گشتن, جيبهاتون, اسکناس, هزاري, پرداخت, کرايه, تاکسي, دادنش, آدرسي, پرسين, اطلاع, برسونين, برين, جلويي, بيفتند, چهارراه, دستتون, بوق, بپرن, تعطيل, بقيه, روزها, ساعتتون, بهترین, آزاری, نازيد, شوهرش, داراي, درستي, درست, هرگز, بري, دليل, مانده, مگسي, مزاحم, استراحتش, بالش, کمي, ديگرش, بپر, تجربه, ثابت, بکنيد, کندن, طلبکاران, مردن, شستشو, کفن, نهاده, گورستان, برند, دفن, تشييع, کنندگان, گردند, موفق, شوند, يافتن, طاقت, خنگي, ميان, کشيده, محکم, اينطوري, علت, لطيفه, نصرالديني, درشت, اندام, محكم, لاغري, برگشت, زدي, شانس, آوردي, اصلاً, خوشم, گوسفندانش, روزگوسفند, محله, خيرات, دونه, سيني, فاتحه, خوند, چنگ, مشت, ناراحت, اوي, گوسفندم, نمرده, زنگي, بوآ, عروس, بچيند, شهرداري, ميگرشر, موش, مردگي, گربه, ميخوردش, مرغش, روزنامه, آگهي, آقايي, نمره, عسل, خانمش, ببرد, خواست, كشي, كنار, دمپايي, خوابه, يكروز, ساندويجي, بپيچم, مستقيم, كسى, ميكنى, ميزنم, 110, بيند, سوسمار, گدايي, مارمولك, بابائي, برف, بوراني, برميگشته, خونه, يكجا, كوه, ريزش, جنگي, لباساشو, واميسته, رانندة, قطاره, آتيشو, ترمز, ميسته, همچين, واستاد, چهل, آدم, پار, ميگيرن, ميبيرن, بازجويي, اونجا, بازجوه, ميتوپه, مرتيكة, زدنت, انداختنت, مرگت, جناب, سروان, بچگي, فداكار, حسين, فهميده, ميكردم, ديوانه, اتاقي, آوردن, دوتاشون, پرن, سيب, زميني, هستيم, روغن, سرخ, ميشيم, سومي, ساكت, رييس, طبق, معمول, ديوونه, مرخص, كنهه, دوستات, نيستي, ماهيتابه, چسبيدم, دهقاني, مريض, مريضي, شديد, دستانش, سوي, خدايا, الاغم, بردار, بگذار, بماند, فردا, 60سال, خدايي, كني, فرق, الاغ, بلوچه, فولكس, قورباغه, ميخرن, برميگردن, بلوچستان, نزديكاي, زاهدان, فولكسه, هركار, روشن, نميشه, يكيشون, مرگش, زده, كاپوتو, تعجب, كَريموك, موتور, ابزار, بيار, درستش, ميكنم, كريموك, دنده, اومديم, فرمان, صادر, هجوم, آورده, بودند, مانع, شدوگفت, خجالت, بكشيد, خوشحال, وضمن, تشكر, رعايت, خانم, آقايان, بفرما, ئيد, شويد, كوسه, كافي, سير, اولين, سواري, زين, سوار, همينطور, يورتمه, خوره, مدتي, انتهاي, ناكهان, ديكه, بيارين, گریه, مادرش, مقداری, ظرفی, ریخت, ظرف, نمیخورم, ولی, دیگری, گداشتی, ميبرن, آوانس, ميديم, فرقش, قيـر, ميريزن, دهنتون, ميرم, خارجيا, ايرانيا, ماهه, ناجوره, خلاص, رفيقاش, نشستن, دارن, ميکنن, چاخان, خبري, خشاياره, مگن, قيفش, تاش, بلوك, سيماني, دوشش, برده, بالاي, ساختمون, صاب, كارش, احمق, گذاري, كولت, بردم, هاش, پشتم, اذيت, دوستش, قربون, دستت, راهنما, كارميكنه, نزد, سلماني, زخم, پنبه, بتواند, گرم, هستيد, ليكن, دقيقة, ديگر, آنها, كشته, زدن, زني, مگر, نشنيدي, ميليونر, عبارتي, اجازه, دروغ, محض, تشيع, جنازه, باشي, بهتر, دومي, فرقي, بكني, نباشي, يوسف, دفتر, مدرسه, وارد, آقاي, نزديك, نيم, بردارم, دعوا, زودتر, نيامدي, بگويي, سري, خاراند, اخه, داداشم, ميزد, ملاقاتي, ملاقاتم, زنت, وای, خداي, ديروز, اعدام, كرديد, قلو, ميزاد, حاج, ارزون, هردوشو, ببرم, اشولاش, داشتم, موتورم, ميرفتم, تريلي, ميرفت, تونگو, ميومده, شمشير, جمله, بساز, فولاد, فدات, شير, بخور, مهران, مديري, دزد, 220, پرتقال, خوني, ايدز, فلسطين, اشغاله, آقای, خياباني, افغانستان, عربستان, بگيره, كره, چين, تكليف, خيابانی, جام, جهاني, مامان, داروخونه, مغازه, مينويسه, خونة, گرفته, جديده, بازدهيش, تضمينيه, ميريزيد, چكون, كشيك, ميكشيد, بگيريد, گرفتيد, ظهر, ازين, ميچكونيد, كور, گشنگي, ميميرن, بگيريم, همونجا, درجا, كشيمشون, آره, راهم, مِشه, ميخواستن, شكنجه, روحي, بدن, ميفرستنش, گــرد, كليدش, ساز, بياره, بچش, چندتا, انگشت, كوچيكشو, نشون, يكيه, دادم, mp3شون, عمري, اجرا, استاديوم, آزادي, خفه, ميكردن, بخونم, بـخـــون, بـخـون, بيست, سوالي, رفقاش, صحنه, ميرسونن, نگو, ضايع, شروع, جيب, حتماٌ, جوك, گفتن, تركا, نميخواد, بگي, ميپرن, حرفش, نميذارن, ميرفته, ميخندن, بلندش, ميبينن, رشتي, ميلة, ولو, چشماشو, ملتي, واستادن, گرفتن, ولش, ببينم, روزی, الو, راهی, عبور, ميکرد, جمعی, بانگ, برايشان, گفتيد, چيست, الويی, بزرگتر, ميدهم, يکی, انها, بدهد, يقينا, علم, غيب, ميداند, چوپان, پرسند, چوپاني, کردي, اخلاقت, تاثير, نگذاشته, جزيره, آدمخورا, عصباني, يعني, مگه, سَرِ, گردنست, تهرونيه, كلاس, خاص, خودشو, مردك, خبرته, كلي, فسفر, ميكوبه, ميز, مسخره, بازيه, دراوردي, ساندوچيه, كله, بشكنيم, دربياد, ميگويند, پسرت, سريعا, نداشته, دختر, مسيحي, كليسا, مسيح, شوهر, برام, پسري, حرفاي, شنوه, پيوسته, هولم, نده, حمام, موهايش, پرسيدند, خشك, برادره, آخره, درآورده, هروقت, هرجا, خراب, كاريي, ميشده, ميدونستن, دوتاست, ننشون, كشيشِ, يكم, نصيحت, درآوردن, باشه, زورم, جفتِ, نميده, بياريدشون, كوچيكه, ميارن, جوابشو, جور, پسرجان, همينو, بروش, بهت, پشتش, بنده, بزرگه, شديم, كنن, برش, داشتيم, انگليس, پاشد, زنش, كنارشون, جواد, اوا, جعفر, انگليسيه, عاقلتر, معلومه, خواد, عين, سرشو, ميفرستن, جبهه, شيش, كوچيكش, تپه, درو, هول, داداشش, نگاهِ, جفت, بزرگش, شلوارشو, اصغرجون, داش, سراسيمه, رسيده, نافش, دستي, بلايي, سرمون, ننت, بوات, تراشو, بردي, جکهای, اور, یادتون, نره, میکردم, روان, چیز, علف, زبانی, الفبا, تصنیفی, الفبای, آواز, صمیمی, یاران, هزاران, صاف, بلبل, برایش, توانم, باشم, پاک, ریا, حبابی, ازمن, فهمیدم, خدایم, آشناست, دشمن, نشان, آشتی, شیرین, نامی, نشانی, حالتی, عادت, دشمنی, نور, نشانش, روشنی, کینه, نوری, دردل, آیینه, آری, ریاست, فرش, هایش, گلیم, بوریاست, گفتمش, اینجاست, وضویی, رویی, گویی, ماند, خلوت, نمازی, کجاست, درمیان, روستا, دیدیم, قصد, سفر, تکلیف, ریاضی, صرف, فعل, ماضی, صدها, مسئله, تلخ, حوصله, کردن, درس, نیت, نماز, وحشت, محو, نعرهایم, اژدهایی, گرز, آتشین, آتشم, شعله, سرکشم, باهمین, خوابهایم, دیو, غول, خطا, کردی, عذابت, آبت, گشودی, سنگت, نهادی, پای, لنگت, ببندی, چشم, کورت, شدی, دورت, پرسی, جوابش, خوردی, عذابش, پرس, کاری, خطاست, جایی, معنایی, زیبا, رحم, خاطرم, دلگیر, ذهنم, تصویر, آگاه, حضورش, آفتاب, تیغ, خنجر, ماهتاب, رعد, سیل, توفان, نعره, توفنده, اطلس, دامن, کهکشان, کوچکی, ستاره, پولکی, پایه, برجش, عاج, بلور, تختی, غرور, الماس, طلا, قصر, پادشاه, قیصر, امین, پور, بمیری, قسم, خوردن, خسته, مردنی, لاغر, مردیم, صبرمان, نمردیم, افتاد, نمی, دهی, انجام, ندادی, میرم, عاشقتم, سوزد, بمیر, گمشو, کاربردهای, مُردن, فرهنگ, بیانی,
Text of the page (random words):
دیدیم خوب و آشنا زود پرسیدم پدر اینجا کجاست گفت اینجا خانه ی خوب خداست گفت اینجا می شود یک لحظه ماند گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند با وضویی دست و رویی تازه کرد با دل خود گفت و گویی تازه کرد گفتمش پس آن خدای خشمگین خانه اش اینجاست اینجا در زمین گفت آری خانه ی او بی ریاست فرش هایش از گلیم و بوریاست مهربان و ساده و بی کینه است مثل نوری دردل آیینه است عادت او نیست خشم و دشمنی نام او نور و نشانش روشنی خشم نامی از نشانی های اوست حالتی از مهربانی های اوست قهر او از آشتی شیرین تر است مثل قهر مهربان مادر است دوستی را دوست معنی می دهد قهر هم با دوست معنی می دهد هیچ کس با دشمن خود قهر نیست قهر او هم یک نشان از دوستی است تازه فهمیدم خدایم این خداست این خدای مهربان و آشناست دوستی ازمن به من نزدیک تر از رگ گردن به من نزدیک تر آن خدای پیش از این را باد برد نام او را هم دلم از یاد برد آن خدا مثل خیال و خواب بود چون حبابی نقش روی آب بود می توانم بعد از این با این خدا دوست باشم دوست پاک و بی ریا می توان با این خدا پرواز کرد سفره ی دل را برایش باز کرد می توان درباره ی گل حرف زد صاف و ساده مثل بلبل حرف زد چکه چکه مثل باران راز گفت با دو قطره صد هزاران راز گفت می توان با او صمیمی حرف زد مثل یاران قدیمی حرف زد می توان تصنیفی از پرواز خواند با الفبای سکوت آواز خواند می توان مثل علف ها حرف زد با زبانی بی الفبا حرف زد می توان درباره هر چیز گفت می توان شعری خیال انگیز گفت مثل این شعر روان و آشنا پیش از اینها فکر میکردم خدا نظر یادتون نره نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 16 13 توسط غزل جکهای خنده اور لره رو ميفرستن جبهه بعد شيش هفت ماه برميگرده در ميزنه داداش كوچيكش با يك تپه ريش درو وا ميكنه لره هول ميكنه ميگه چي شده ننه مرده بوا مرده داداشش هيچي نميگه فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو لره جفت ميكنه ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه ميگه اصغرجون تورو خدا بگو چي شده كي مرده داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش لره دو دستي ميزنه تو سرش ميگه بوا بگو آخه چه بلايي سرمون اومده ننه مرده باباش ميگه اي كاش ننت مرده بي كاش بوات مرده بي پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي به يه تركه مي گن خر عاقلتر است يا گاو مي گه خوب معلومه ديگه گاو مي گن چرا مي گه ايلده وقتي گاو مي خواد از اينطرف جاده بره اونطرف اول يه نگاه به اينطرف مي كنه بعد يه نگاه به اونطرف مي كنه بعد از جاده رد مي شه ولي خر عين گاو سرشو مي اندازه پايين و از جاده رد مي شه تركه مي ره انگليس صبح پاشد با زنش رفت بيرون توي خيابون يه مرده از كنارشون رد شد و گفت گود مورنينگ سر تركه جواد داد سر مورنينگ گود زن تركه پرسيد اوا آقا جعفر چي شد تركه گفت هيچي اين يارو انگليسيه گفت سلام عليكم و منم بهش گفتم عليكم سلام دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن ميرن پيش كشيشِ محل ميگن تورو خدا يكم اين بچه هاي مارو نصيحت كنيد پدر مارو درآوردن كشيشه ميگه باشه ولي من زورم به جفتِ اينا نميده بايد يكي يكي بياريدشون خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن كشيشه ازش ميپرسه پسرم مي دوني خدا كجاست پسره جوابشو نمي ده همين جور در و ديوار ر و نگاه مي كنه باز يارو مي پرسه پسرجان مي دوني خدا كجاست دوباره پسره به روش نمياره خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي پرسه و پسره هم بروش نمياره آخر كشيشه شاكي ميشه داد ميزنه بهت گفتم خدا كجاست پسره مي زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش در رو هم پشتش مي بنده داداش بزرگه ازش مي پرسه چي شده پسره ميگه بدبخت شديم خدا گم شده همه فكر مي كنن ما برش داشتيم شخصي به حمام رفت بدون اينكه موهايش را خيس كند به آن شامپو زد از او پرسيدند چرا اين كار را كردي جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود براي موهاي خشك يه روز يه دختر مسيحي ميره كليسا مي گه يا عيسي مسيح يه كار كن يه شوهر خوب برام بياد يه پسري كه حرفاي اونو مي شنوه جلو مياد و پيوسته مي گه عيسي بابا هولم نده به ملا نصرالدين ميگويند پسرت عقلت را از دست داده است ملا سريعا به طرف خانه مي رود اما جلوي خانه به يادش مي افتد كه پسرش عقل نداشته است تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي يك ساندويچ مغز سفارش ميده ساندويچيه ميگه ميشه 2 تومن مرده عصباني ميشه ميگه يعني چي مگه سَرِ گردنست هفته پيش يك تومن بود ساندويچيه ميگه آخه اين مغز تهرونيه بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده اين دفعه ساندويچيه ميگه شد 10 تومن يارو خيلي شاكي ميشه ميگه بابا چه خبرته ساندويچيه ميگه آخه عزيز من اين دفعه مغز رشتيه كلي فسفر داره به جان تو باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده اين دفعه ساندويچيه ميگه ميشه 100 تومن يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه اين چه مسخره بازيه دراوردي ساندوچيه ميگه آخه عزيز من اين يكي مغز تركه بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد روزي از يک چوپان مي پرسند اين همه چوپاني کردي رو اخلاقت تاثير نگذاشته مي گه نع نع نع روزی ملا چند زرد الو در استين داشت و از راهی عبور ميکرد جمعی را ديد نشسته اند بانگ بر برايشان زد که هر يک از شما گفتيد در استين من چيست زرد الويی که از همه بزرگتر است به او ميدهم يکی از انها گفت هر کس خبر بدهد يقينا علم غيب ميداند يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس بعد از چند لحظه چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن ميگه ولش كنين ببينم چي ميگه تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن رشتيا براي تركا جك ميگن نوبت تركه كه ميشه تا مياد بگه يه روز رشتيه همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه باز تا مياد بگه يه روز يه رشتيه ميپرن وسط حرفش نميذارن بگه بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه ميگه يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده تركه ميره مسابقه بيست سوالي رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه جواب برج ايفله فقط تو زود نگو كه ضايع شه خلاصه مسابقه شروع ميشه تركه ميپرسه تو جيب جا ميگيره ميگن نه تركه ميگه ها پس حتماٌ برج ايفله بعد از عمري داريوش مياد ايران اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن داريوش هم مياد خيلي حال بده از ملت ميپرسه چي ميخواين براتون بخونم يك تركه ازون پشت داد ميزنه اِبـــي بـخـــون اِبـــي بـخـون از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري انگشت كوچيكشو نشون ميده ميگه هفت تا ملت كف ميكنن ميگن بابا اين كه فقط يكيه ميگه آخه دادم mp3شون كردن طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن ميفرستنش تو يك اتاق گــرد ميگن برو يك گوشه بشين مامان بهروز داروخونه داشته يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه سوسك كش جديد رسيد خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه ببخشيد جريان اين سوسك كش جديد چيه اين خونة ما رو سوسك سر گرفته ننه بهروز ميگه اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد هر سوسك رو كه گرفتيد در روز سه نوبت صبح و ظهر و شب تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن يارو كف ميكنه ميگه خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي كشيمشون طرف ما ميره تو فكر بعد يك مدت ميگه آره خوب ازون راهم مِشه از آقای خياباني ميپرسن به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه خيابانی ميگه چي ميشه نداره كه ايران ميره جام جهاني بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين ميبينه اشغاله بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره ايدز ميگيره مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ميگه فولاد فدات شم شير بخور يه روز يه تركه اشولاش گوشه بيمارستان بوده ازش ميپرسن چي شده مي گه تو خيابون داشتم با موتورم ميرفتم يه تريلي هم داشت ميرفت تونگو داشته ميومده زن تركه دو قلو ميزاد تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه به يارو ميگه حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم زندان بان بلند شو ملاقاتي داري زنداني كي اومده ملاقاتم زندان بان مادر زنت زنداني وای خداي من بگين ديروز من را اعدام كرديد يوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقاي ناظم كمك كنيد الان نزديك به نيم ساعت است كه پرويز با بردارم دعوا مي كند و داره اون و ميزنه ناظم در حال خروج از پرويز پرسيد چرا زودتر نيامدي بگويي پرويز سري خاراند و گفت اخه تا الان داداشم داشت اونو ميزد اولي به نظر تو موقع تشيع جنازه جلوي تابوت باشي بهتر است يا پشت تابوت دومي فرقي نمي كند فقط بايد سعي بكني داخل تابوت نباشي معلم حميد من يك ميليونر هستم چگونه عبارتي است حميد آقا اجازه يك دروغ محض مردي با شورت در خيابان در حال قدم زدن بود شخصي از او پرسيد چرا با شورت در خيابان قدم مي زني مرد گفت مگر نشنيدي كه ميگن شهر ما خانه ما مردي براي تراشيدن سر خود به نزد سلماني رفت مرد سلمان موقع تراشيدن سر آن بيچاره را زخم مي كرد و پنبه مي گذاشت سلمان براي اينكه بتواند سر مشتري خود را گرم كند به او گفت شما چند برادر هستيد مرد جواب داد ما پنج برادر و ليكن تا ده دقيقة ديگر يكي از آنها زير دست شما كشته خواهد شد تركه به دوستش ميگه اصغر قربون دستت برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار مي كنه يا نه اصغر ميره عقب ماشين ميگه كار ميكنه كارنميكنه كارميكنه كارنميكنه تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش داشته مي برده بالاي ساختمون صاب كارش بهش ميگه احمق تو كه فرقون داري چرا اينا رو مي گذاري رو كولت تركه ميگه ايلده اون دفعه با فرقون بردم اين ميله هاش پشتم رو اذيت مي كرد خشايار و بهروز خالي بند را ميبرن جهنم اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ميگن چيه ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ميپرسن فرقش چيه ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان خبري هم از قير داغ نيست خشاياره ميگه جريان چيه مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست يک روز قيرش هست قيفش نيست يه روز دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار بچه ای سر سفره غذا قهر کرده و کنار سفره نشسته بود و گریه می کرد مادرش مقداری غذا در ظرفی ریخت و برای او کنار گذاشت بچه نگاه به ظرف غذا کرد و گفت من که غذا نمیخورم ولی این غذا را برای هر کس دیگری هم که کنار گداشتی کم است يه روز به يه مرد يه اسب مي دن كه براي اولين بار اسب سواري كنه اون هم بدون زين خلاصه مرد سوار اسب ميشه و اسب همينطور كه يورتمه مي ره مرد به طرف عقب سر مي خوره تا اينكه بس اؤ مدتي به انتهاي اسب دم اسب مي رسه ناكهان داد مي زنه اين اسب تموم شد يكي ديكه بيارين حق تقدم با زن هاست كشتي در حال غرق شدن بود ناخدا فرمان خروج از كشتي را صادر كرد مردها براي خروج هجوم آورده بودند ناخدا مانع خروج مردها شدوگفت خجالت بكشيد حق تقدم با زنان است زنان بسيار خوشحال شدند وضمن تشكر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يكي يكي از كشتي خارج شدند پنج دقيقه بعد ناخدا آقايان بفرما ئيد پياده شويد كوسه ها به اندازه ي كافي سير شدند دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن برميگردن طرف بلوچستان نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه هركار ميكنن ديگه روشن نميشه يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه اوره ياسروك برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه اوره كَريموك بيا كه ماشين موتور ا نداره خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه ميگه برو از صندوق عقب ابزار بيار خودم درستش ميكنم خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه يهو داد ميزنه اوره كريموك بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم روزي دهقاني پسرش مريض شد و هر روز مريضي او شديد تر مي شد مرد دستانش را به سوي خدا بلند كرد و گفت خدايا من همين يك پسر را دارم اگر مي شود الاغم را به جاي پسرم از سر راه بردار و بگذار پسرم زنده بماند صبح فردا پسر دهقان مرد و دهقان سر را به طرف آسمان بلند كرد و گفت 60سال است خدايي مي كني هنوز فرق الاغ و پسر مرا نمي داني سه ديوانه هم اتاقي بودن يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه پرسيد تو چرا با دوستات نيستي اون هم گفت آخه من كف ماهيتابه چسبيدم یه بابائي تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده يك قطار هم داره ازون دور مياد خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه ميره اون جلو واميسته رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته همچين كه قطار واستاد يارو يك نارنجك درمياره ميندازه زير قطار چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن خلاصه يارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه مرتيكة خر نه به اون لباس آتيش زدنت نه به اون نارنجك انداختنت آخه تو چه مرگت بود طرف ميزنه زير گريه ميگه جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم يك روز يك عروس ميره گل بچيند شهرداري مي آد ميگرشر يه بار يكي خودش رو به موش مردگي ميزنه گربه ميخوردش طرف مرغش گم ميشه تو روزنامه آگهي ميده بيه بيه بيه بيه يه روز يه آقايي از خيابون رد شد دو نمره بهش دادن قبول شد يك روز مردي مي رود م اه عسل خانمش را يادش مي رود ببرد سوسكه مي خواست خود كشي كنه ميره كنار دمپايي مي خوابه يكروز يك نفر ميره ساندويجي يارو ميگه بپيچم ميگه نه مستقيم برو به كسى گفتند اگر آمريكا حمله كرد چه كار ميكنى گفت زنگ ميزنم 110 یك روز مردي مي بيند كه چراغ زرد است به آن آب مي دهد چراغ سبز ميشه يك روز يك سوسمار مي خواهد گدايي كند مي گويد به من مارمولك كمك يه روز يه مار زنگي مي رسه به يه مار بوآ و مي گه سلام بوا غضنفر از گله گوسفندانش یک گوسفند را خیلی دوست می داشت یک روزگوسفند غضنفر مرده و داشت تو محله خيرات مي داد هر كسي مي اومد يه دونه خرما از توي سيني بر مي داشت و برای گوسفند او فاتحه مي خوند و مي رفت يه دفعه يكي اومد و چنگ زد و يه مشت خرما برداشت غضنفر ناراحت شد و داد زد اوي يه گوسفند مرده گله گوسفندم که نمرده در خيابان مردي درشت اندام و قوي هيكل محكم بر پس گردن مردي ضعيف و لاغري زد مرد ضعيف برگشت و گفت آقا شوخي كردي يا جدي زدي مرد قوي هيكل جدي جدي بود مردي ضعيف شانس آوردي چون من اصلاً از شوخي خوشم نمي آيد نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 17 54 توسط غزل لطيفه هاي ملا نصرالديني علت جنگ شخصي از ملا پرسيد مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد ملا بلافاصله کشيده اي محکم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد اينطوري راه گم کرده ملا خود را از دست طلبکاران به مردن مي زند او را شستشو داده کفن مي کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن کنند اما تشييع کنندگان راه قبرستان را گم مي کنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه ملا که طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است کندن بال مگس ملا در اتاقش نشسته بود که مگسي مزاحم استراحتش مي شود مگس را مي گيرد و يک بالش را مي کند مگس کمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي کند او مي گويد بپر ولي مگس نمي پرد به خود مي گويد به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنيد گوش او کر مي شود عقل سالم زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي کرد روزي گفت مردم راست گفته اند که داراي عقل سالم و درستي هستم ملا جواب داد درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمي بري به همين دليل سالم مانده است نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 17 21 توسط غزل بهترین روش های مردم آزاری 1 روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن 2 سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند 3 وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين 4 وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين 5 کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد 6 همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين 7 جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين 8 روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين 9 وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين 10 از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه 11 در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين 12 به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين 13 وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين 14 وقتي با بچه ها بازي فکري م...
|