Meta tags:
description= مینودشت - ;
keywords= مینودشت,htt???/mohammedan.ParsiBlog.com,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Description= مینودشت;
Keywords= مینودشت;
Headings (most frequently used words):
به, را, در, ای, دیده, بان, گوش, اسیر, ما, فرمانده, کل, سپاه, کتاب, کالک, های, خاکی, خاطره, درباره, چگونگی, اعزامش, جنگ, همان, ماههای, اولیه, هجوم, ارتش, بعث, ایران, بیان, می, کند, وقتی, با, عصبانیت, تمام, سیلی, محکمی, عراقی, زد, حاج, بصیر, برخاست, کشید, رو, او, گفت, دین, چنین, اجازه, نمی, دهد, سپس, داخل, سنگر, آورد, مورد, محبت, قرار, داد,
Text of the page (most frequently used words):
بود (53), سید (42), این (40), های (29), مینودشت (24), علی (22), گفت (22), برای (22), است (21), کرد (16), سال (16), بعد (15), بصیر (15), شده (14), وقتی (14), نظر (13), همه (13), حاج (12), داد (12), سپاه (12), کار (11), خود (11), حاجی (11), کردیم (11), تحویل (11), نویسنده (10), طورانی (10), کرده (10), بودند (10), نمی (10), ساعت (10), دیگر (10), خانواده (10), خانه (10), مردم (9), قرار (9), روز (9), شهید (9), آنجا (9), اسیر (9), پدر (9), خیلی (9), منطقه (8), کردند (8), بچه (8), باید (8), حضور (8), اسلامی (8), ایران (8), سفر (8), مهدی (8), گفتم (8), جواب (8), رفتیم (8), دعا (8), دکتر (7), شرکت (7), گوش (7), گزارش (7), اسفند (7), درصد (7), یکی (7), دانشگاه (7), چند (7), آنها (7), امام (7), کند (7), ایشان (7), عملیات (7), شدیم (7), مهر (7), کردم (7), نقل (6), اگر (6), هستند (6), گذشته (6), عصر (6), شهرستان (6), رئیس (6), استان (6), فروردین (6), منصف (6), افزود (6), کنند (6), شروع (6), حسین (6), دیده (6), بودم (6), همان (6), داشت (6), عراقی (6), عندلیب (6), برویم (6), جنگ (6), درست (6), مان (6), کنید (6), دوباره (6), برایش (6), لحظه (6), شهریور (6), 1394 (5), مسعود (5), زیر (5), کنار (5), آقای (5), رضا (5), مورد (5), خاطر (5), کارگران (5), ماه (5), پیدا (5), صبح (5), گلستان (5), دور (5), سفید (5), افتتاح (5), داخل (5), نفر (5), قبل (5), رزمنده (5), جبهه (5), کانال (5), دست (5), راه (5), فرمانده (5), تنها (5), بودیم (5), لشکر (5), اینکه (5), پرونده (5), حال (5), خودمان (5), گفتند (5), عید (5), دوست (5), اهواز (5), بدون (4), وبلاگ (4), قول (4), کردن (4), شما (4), تصمیم (4), هفته (4), شنبه (4), بهمن (4), فرماندار (4), معدن (4), داشتند (4), اما (4), سرزمین (4), طلای (4), همچنین (4), بازدید (4), ادامه (4), کمی (4), اجازه (4), کنیم (4), بنده (4), بیان (4), محبت (4), بین (4), زمان (4), دستور (4), دوران (4), لباس (4), کشید (4), کربلا (4), اسلام (4), پیش (4), فرهنگ (4), شهادت (4), خرداد (4), انجمن (4), پاسداران (4), تهران (4), داشتیم (4), خیابان (4), باشیم (4), ستاد (4), مرکزی (4), شدن (4), دارم (4), دادیم (4), تازه (4), خواهرش (4), مشهد (4), بهترین (4), کردی (4), پدرم (4), تیر (4), عشق (4), آذر (4), آبان (4), مرداد (4), همراه (3), خوب (3), اول (3), بار (3), فشار (3), میر (3), دلیر (3), اطلاع (3), داشته (3), گرفته (3), دنبال (3), انتخابات (3), ساده (3), حتی (3), دلیل (3), گالیکش (3), امروز (3), مانده (3), شود (3), سالن (3), سپس (3), برگزار (3), فریاد (3), میزان (3), شهرهای (3), جمعه (3), داده (3), بهشت (3), بهداشت (3), بیمارستان (3), حسن (3), هاشمی (3), عده (3), جمع (3), باز (3), وارد (3), بطری (3), مشروب (3), سمت (3), برادر (3), بزرگ (3), سرلشکر (3), انقلاب (3), دفاع (3), مقدس (3), آخرین (3), بسیار (3), گرفت (3), ایست (3), کربلای (3), قلبی (3), آموزش (3), خاکی (3), ناراحت (3), بدهیم (3), اسرا (3), سیلی (3), بان (3), دهد (3), رزمندگان (3), همیشه (3), تسنیم (3), درباره (3), معنوی (3), رفتار (3), تلاش (3), گرفتیم (3), سریع (3), کوله (3), ارتباط (3), مقیم (3), زندگی (3), خارج (3), سنجقی (3), بگیریم (3), طرف (3), راضی (3), 1359 (3), مراجعه (3), صدام (3), علیه (3), رفت (3), باشد (3), فعلاً (3), صبر (3), سوریه (3), برگشته (3), برگشت (3), کنم (3), حضرت (3), خلاصه (3), شدم (3), خانم (3), دلم (3), هستم (3), عوض (3), اولین (3), ازدواج (3), رنگ (3), عیدی (3), خداوند (3), مادر (3), اردیبهشت (3), مطالب (2), منبع (2), ابزار (2), قالب (2), بدهید (2), قلب (2), دوام (2), بیاره (2), کشور (2), نفع (2), رسانی (2), نداشته (2), پنبه (2), اند (2), یعنی (2), خدا (2), آریانپور (2), رفته (2), ویقین (2), بدانید (2), احساس (2), سیاسی (2), اوضاع (2), مملکت (2), مهمترین (2), خبر (2), طرح (2), اعلام (2), انصراف (2), اریان (2), پور (2), باشند (2), مطالبات (2), طریق (2), خصوص (2), جلسه (2), حقوق (2), گفته (2), نیز (2), آخر (2), افراد (2), فرمانداری (2), اداره (2), اجتماعی (2), مقابل (2), مسئولان (2), دفتر (2), نمایندگی (2), کارگر (2), ندارد (2), گرگان (2), کلاله (2), کنندگان (2), مشارکت (2), دوره (2), کنندهگاه (2), دشت (2), دارد (2), برنامه (2), وزیر (2), تختخوابی (2), مختلف (2), شدند (2), قصد (2), تخریب (2), همین (2), شیشه (2), کافه (2), خواستند (2), بلند (2), نباید (2), شویم (2), روی (2), حالی (2), خواهند (2), اتفاق (2), بابلسر (2), سوم (2), خاطره (2), حدوداً (2), باران (2), آمده (2), چندین (2), عملیاتی (2), آرام (2), نزدیک (2), دشمن (2), اعزام (2), جان (2), مشغول (2), سنگین (2), خلبان (2), تیراندازی (2), رعایت (2), پوتین (2), آنان (2), اهل (2), عصبانیت (2), تمام (2), محکمی (2), صحنه (2), برخاست (2), دین (2), چنین (2), سنگر (2), آورد (2), علمدار (2), تربیت (2), ناب (2), محمدی (2), ایثار (2), برابر (2), هجوم (2), منظور (2), تهاجم (2), فرهنگی (2), بررسی (2), خبرگزاری (2), حاجبصیر (2), دیدهبان (2), خوش (2), آمدی (2), یکشنبه (2), خودم (2), نامه (2), محمد (2), جعفری (2), کالک (2), سلام (2), وسیله (2), معرفی (2), داری (2), بده (2), کوچک (2), حاشیه (2), دانشجوی (2), علیرضا (2), دانشجویان (2), کوی (2), خرمشهر (2), آستانه (2), سقوط (2), خواهیم (2), شاهد (2), مثل (2), هنوز (2), خاک (2), امیدوار (2), گروه (2), شهریورماه (2), فراگیری (2), تشکیل (2), گرفتن (2), پیگیر (2), ولی (2), کتاب (2), گفتیم (2), مربوط (2), سیدم (2), غافلگیر (2), برادرش (2), شام (2), بیا (2), برایم (2), بلیت (2), کیش (2), مدام (2), برام (2), توفیق (2), بروم (2), بله (2), خیالت (2), راحت (2), بگو (2), دقیقاً (2), گفتی (2), رضاست (2), کنجکاوی (2), واقعاً (2), توانستم (2), برادرم (2), پسر (2), انجام (2), معنای (2), واقعی (2), البته (2), پیراهن (2), یاسی (2), وضو (2), زهرا (2), عیدانه (2), مدرسه (2), معرف (2), آقا (2), ولادت (2), الرضا (2), نوجوانی (2), کامپیوتر (2), دغدغه (2), جشن (2), وهابیت (2), الله (2), عمان (2), همسایه (2), خواستم (2), جامع (2), عالم (2), پایگاه (2), کپی, برداری, تصاویر, ویرایش, ذکر, بلامانع, copyright, 2012, http, mohammedan, parsiblog, com, all, rights, reserved, developed, ashoora, مرجع, دریافت, رفتن, برا, نجیب, کاش, بودی, میشدین, باشی, نباشی, مایی, واقعا, فرض, کردید, اولا, کاندیدی, نتونه, اربابان, زرو, میتونه, ثانیا, بره, بیانیه, میکرد, ثالثا, دلیلی, برتری, گالکیشی, شتر, خواب, بیند, دانه, ودروغ, گویی, دشمنی, بدان, اصلح, مهره, سوخته, ودکتر, شهمرادی, وزنه, فردی, شجاع, دارای, علم, بالا, ومردم, ازاین, شگردها, آگاهند, samad, عجب, فیلمی, کاندیداها, قصه, غصه, تکلیف, کسانی, تحلیل, ناتوان, بعضی, نمیدانند, چیست, فرق, ولایحه, دانند, برسر, امده, ساسان, اقای, اریانپور, کنارگیرتون, فرمایید, کمتربهتر, پادلدل, تاکید, پشتیبان, قشر, کارگری, هستیم, نشان, عزیز, سعه, صدر, بیشتری, قانونی, قانون, پیگیری, نمایند, اسرافیل, وزیری, پرداخت, باقی, واریز, دعوت, اجتماعات, دادگستری, دادستان, صنعت, تجارت, تعاون, رفاه, تامین, اعتراض, ربط, برسانند, تجمع, ذغالسنگ, تخت, مانند, مینوخبر, بندرگز, گنبد, کاووس, کردکوی, قلا, ترکمن, گمیشان, رامیان, آزادشهر, مراوه, تپه, ابادکتول, تفکیک, شهرها, عنوان, دهمین, مجلس, شورای, اسفندماه, آباد, کتول, وگرگان, بیشترین, کمترین, اختصاص, وزارت, مناطق, تاریخی, حجم, بالای, کشت, چندان, شهرت, سرپوشیده, ورزشی, علوم, پزشکی, مرکز, عروق, صیاد, شیرازی, متمرکز, پروژه, تحول, سلامت, فخرالدین, اسعد, گرگانی, تجلیل, خیرین, رسول, اکرم, کلینیک, 155, فاطمه, الزهرا, سفرهای, کاری, خواهد, مشرق, مدت, کوتاهی, زیادی, پرتاب, سنگ, نوعی, خرابکاری, صدای, خطاب, دَرِ, میز, بشکنیم, خالی, سرجایش, دهیم, دستش, مشت, شکنیم, شکن, نیستیم, آنهایی, مغازه, هدف, جلوه, دهند, دوستان, حرکت, تظاهرات, فلکه, میدان, شهربانی, سابق, حوالی, سینمای, قدیم, فروخته, پاتوق, قید, بند, مطلع, طریقی, بدنام, اکبر, تظاهراتی, تسخیر, صورت, بگیرد, مرتبه, نسبت, عمیق, برخوردی, روزی, تندی, باریدن, موجب, گرفتگی, مقدم, تخلیه, حین, باخبر, سرکشی, نظارت, پاسگاه, بازرسی, عبور, رسیدیم, بدو, ورود, دیدم, برخلاف, آنچه, حساسیت, نیروهای, وضوح, بیشتر, اجرای, محور, یادگار, پسری, پیاده, اربعین, آفرین, تسلیم, روایتی, اروندرود, آبی, بتوانند, موفقیت, عرض, اروند, بگذرند, هواپیمای, میگ, سرنگونی, هواپیمایش, بیرون, پرید, چتر, پایین, آمد, نکنید, بردند, غنیمت, گرفتند, دیگری, کفش, نماند, پارتی, بازی, شلمچه, هوا, سرد, پتویی, پیچیده, پتوها, پتوی, مرا, بگیرید, کشم, استوار, ترجیح, تابع, مدارا, یادآور, غلام, بانی, بهشهر, دید, چنان, روایت, باره, سوی, پیروز, دانستند, مثلاً, والفجر, راهی, کارخانه, نمک, پیک, مأموریت, انتقال, پیام, گردان, شان, برعهده, آزاده, سرافراز, محمدحسین, وگو, خبرنگار, اظهار, یافته, اسرای, لحظاتی, جنگیدند, نگاه, تفاوت, آمریکایی, متعجب, سلسله, رفتارهای, حسنه, مشروحی, احوالات, قائم, مقام, ویژه, نظرتان, گذرد, تبیین, شناساندن, مکانیزم, دفاعی, تسلیح, جامعه, غیرخودی, ترویج, احیای, مقابله, موضوعی, نیازمند, ابعاد, فریدونکنار, چهارشنبه, کوبیدم, خلاص, امضا, بدین, برادران, تأیید, جهت, همکاری, شوند, جنوب, بسمه, تعالی, کارها, بیفتیم, دوستانم, تلفن, پشتی, هرچه, بیاور, بدجوری, لازمم, سربازی, خودش, رفتم, متن, نوشتم, مطلب, بگویم, روزها, بسیج, شناختیم, چندانی, شهرستانی, اجاره, خوابگاه, انتهای, امیرآباد, غیرت, الان, دارند, چیز, نابود, آیند, جلو, آبادان, سوسنگرد, مرزی, بهانه, بشویم, تماشاچی, وضعیت, بمانیم, جنایات, بعثی, مملکتمان, بدهند, بهتر, منتظر, نمانیم, اشتیاق, سراغ, قطعی, دفعات, کوچه, مشرف, قدم, زنان, بحث, حلی, گشتیم, نشستیم, جدول, چهار, دلمان, غیرتمان, بگذاریم, همینطور, حمله, کشورمان, کارمان, سران, توطئه, انقلابی, سزای, اعمالشان, برسانیم, رسانه, اواسط, لازم, آقایی, نام, مدارک, بروید, مشخصی, همزمان, گیری, حاصل, سراسری, رژیم, تکریتی, جنگی, نابودی, جمهوری, طراحی, ابتدای, امر, گونه, مدعیان, نبوغ, استنباطی, نداشتند, خمینی, مسلحانه, دادند, فرمود, الخیر, وقع, باور, سخنان, دیوانه, سنگی, انداخته, فرار, آنچنان, بزنیم, قدرت, سردی, آتش, اعصاب, عواطف, ملتهب, ملت, ریخته, خبرتان, چرا, قدر, عجله, حساب, بابا, ببینیم, حداقل, بجنگیم, مهرماه, دیدیم, آقایان, قبلی, چگونگی, اعزامش, ماههای, اولیه, ارتش, بعث, میشود, نمیدانستم, آدم, آمدنش, نگفت, هماهنگ, چیزی, نگویند, برگشتش, نیت, البنین, حسابی, سوپرایز, میدانست, ایام, چقدر, سخت, تقریبا, پنج, آژانس, هواپیما, ببرمت, حیف, نباشیم, قبول, زمانیکه, مادرش, خواهر, تنهایی, گذاشتمش, بماند, حقیقتش, داشتم, آرزویش, برسد, دیگرنمی, جلویش, بگیرم, نکنم, اثبات, میرساندم, دعایش, قبولم, خدمتتان, سعی, شلوغ, گذاشتیم, خواستیم, اصفهان, پیشنهاد, روحیه, مامانم, ببریم, مرحوم, دوقلو, شوکی, مشکل, چشم, مادرم, کارهای, درمانشان, وابسته, همدم, نفس, زندگیم, علاقه, خاصی, شوک, داغ, برایشان, زنده, خوشحال, سفره, هفت, سین, انداختم, وسایل, آماده, پوشیدم, شلوار, پوشید, غافلگیرکننده, چون, بنفش, بدانم, بلافاصله, تبریک, تولد, رساندیم, بدترین, عمرم, مواجه, داغش, گذاشت, لحظات, تلخ, وجود, کنارم, مرهم, یکدیگر, دایی, فوت, نداشتیم, سالگرد, مادربزرگ, منزل, خانوادگی, گذراندم, بازنشسته, پرورش, غیرانتفاعی, مدیر, کاملا, سنتی, السلام, مثبت, مبعث, عقد, حلقه, ازدواجمان, نقره, برداشت, برلیان, برنداشتد, قابل, ستایش, معصومه, سقف, عروسی, مراسم, کاملاساده, زیارت, موسی, همسر, تابستانهای, کودکی, کلاسهای, مسجد, محل, رسید, مسائل, دینی, پایبند, خلاف, شرع, مخالف, دیپلمش, سربازس, رشته, تحصیل, بسیجی, انگار, مدیریت, وجودش, نهادینه, دانشجویی, مفهوم, ولایت, حدود, روابط, مرد, بصیرت, افزایی, آشنا, کارهایی, زمینه, دوستانش, غدیر, هزار, نفری, مبارزه, مداحان, معروف, باعث, خشم, واکنش, فراوانی, شبکه, هایشان, دلواپسی, همیشگی, غریب, ماندن, شهدا, فراموش, اهداف, آرامان, فوق, دیپلم, کارشناسی, دانشگاهی, فارغ, التحصیل, معدلی, عالی, فرزندی, متولد, شادمانی, هدیه, عطا, نامش, گذاشتند, فرزند, بارداری, دورانی, شیرخواره, اولاد, علیها, مراقبت, خمس, معلمی, روزگار, سپری, کلاس, اولش, مابقی, مقاطع, شغل, دبیر, فرزندان, شاغل, سفارت, واقع, گیرد, نزد, زبان, انگلیسی, بفرستد, نبسته, برمی, گردد, گله, ناراحتی, گوید, مناسب, نپوشیده, روم, دلداری, همدردی, جملاتی, تکراری, شنیده, گذر, حدی, آرامت, خودت, فرصت, گذشت, صبورت, حماسه, مقاومت, رجانیوز, کبری, خدابخش, مدافع, حرم, موسوی, دوشنبه, https, minudashti, لطفا, بزنید, دیروز, تعداد, پست, 841, 516593, مهدویت, قرآن, عترت, اندیشه, target, _blank, معماری, خرید, عینک, ریبن, انسان, رضانژاد, فهادانـ, مناجات, vagte, raftan, بهاره, دلــــــــگیــــــر, ردپای, اخبار, موبایل, شاید, شود٠, حرفهای, نگفته, بهار, هرچی, دلت, بخواد, اینجا, عاشقانه, شیاطین, سرخ, ترنم, آتیه, سازان, دنیای, بارانی, غزلیات, محسن, نصیری, هامون, جدید18, دهکده, دختره, مشکات, نور, ارواحنا, فداک, زینب, عشقی, پاکیه, شیرین, آبتین, کاسل, پیامنمای, تراوشات, ذهن, زیبا, طراوت, دوربین, مداربسته, برترین, کلکسیون, تمبرخانواده, محمدسخنی, وجمیله, رمضان, بجنورد, اشک, شوق, محفل, آشنایان, iman, بلوچستان, عاشقم, اوست, اصغربامری, کودکان, آسمانی, سایت, رحمت, سخنی, rahmat, sokhani, روش, درمان, سنتی2, خبری, تحلیلی, فرزانگان, جاده, آلود, عاشورا, آرشیو, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
الله علیها بهترین مراقبت و بهترین تربیت را داشته باشد پدر سید مهدی اهل خمس بود و با زندگی ساده معلمی روزگار سپری می کردند کلاس اولش را در عمان و مابقی مقاطع را در اهواز ادامه داد شغل پدر سید مهدی که دبیر فرزندان شاغل در سفارت ایران واقع در عمان بود چند وقتی را آنجا بودند مادر سید مهدی تصمیم می گیرد که ایشان را نزد یکی از خانم های همسایه برای فراگیری زبان انگلیسی بفرستد هنوز مادر در خانه را نبسته بود که سید به خانه برمی گردد و با گله و ناراحتی می گوید زن همسایه لباس مناسب نپوشیده بود و من دیگر پیش این زن نمی روم تابستانهای کودکی اش را در کلاسهای مسجد محل سر کرد تا اینکه به نوجوانی رسید در نوجوانی اش به مسائل دینی بسیار پایبند بود و با رفتار خلاف شرع مخالف دیپلمش را که گرفت به سربازس رفت و بعد از اینکه برگشت رشته کامپیوتر دانشگاه اهواز ادامه تحصیل داد سید مهدی یک بسیجی بود که انگار مدیریت در وجودش نهادینه شده بود در دوران دانشجویی هم دغدغه فرهنگی داشت و دوست داشت دانشجویان را با مفهوم درست ولایت و همچنین رعایت حدود روابط زن و مرد و بصیرت افزایی و آشنا کند و البته کارهایی هم در این زمینه انجام داد با دوستانش در یکی از عید های غدیر خم در حاشیه های اهواز جشن چند هزار نفری برگزار می کنند به منظور مبارزه با وهابیت و با حضور مداحان معروف و این جشن باعث خشم وهابیت و واکنش های فراوانی در شبکه هایشان داشت دغدغه و دلواپسی همیشگی سید غریب ماندن خانواده شهدا بود و فراموش شدن اهداف و آرامان های آنها سید فوق دیپلم کامپیوتر و دانشجوی کارشناسی بود که در دانشگاهی دیگر فارغ التحصیل با معدلی عالی شد همسر شهید پدر من و پدر سید هر دو بازنشسته آموزش و پرورش بودند و در یک مدرسه غیرانتفاعی مشغول به کار بودند و مدیر مدرسه معرف من به خانواده آقا سید و معرف ایشان به ما بودند و ما یک ازدواج کاملا سنتی داشتیم ولادت امام علی علیه السلام جواب مثبت دادیم و تیر ماه سال 88 عید مبعث عقد کردیم سید حلقه ازدواجمان را نقره برداشت حتی طلای سفید و یا برلیان هم برنداشتد و این رفتار سید برای من قابل ستایش بود و ولادت حضرت معصومه هم زیر یک سقف رفتیم برای عروسی مان یک مراسم کاملاساده و بعد از آن به مشهد الرضا رفتیم و زندگی مان را با زیارت آقا علی بن موسی الرضا شروع کردیم عیدانه ای با سید اولین عیدی که من و سید با یکدیگر بودیم دایی سید تازه فوت کرده بود و ما به معنای واقعی عیدی نداشتیم و همچنین سالگرد مادربزرگ خود من هم بود تحویل سال در بهشت زهرا بودیم و بعد از آن به منزل پدر سید رفتیم و اولین جمع خانوادگی پر از مهر و محبت را من در کنار خانواده سید گذراندم بعد از ازدواج مان خیلی خوشحال بودم خانه خودمان سفره هفت سین انداختم و وسایل را آماده کردم لباس سفید پوشیدم و سید هم کت و شلوار و یک پیراهن یاسی رنگ پوشید پیراهن یاسی اش برایم غافلگیرکننده بود چون من رنگ بنفش خیلی دوست دارم سید این رنگ را بدون اینکه من بدانم گرفته بود و خلاصه سال تحویل غافلگیر شدم بعد از آن بلافاصله لباس عوض کردیم و با وسیله به سمت خانه پدر سید رفتیم و عید را تبریک گفتیم و عیدی دادیم و به سمت خانه پدرم رفتیم آنجا قرار بود تولد پدرم را هم بگیریم سریع خودمان رساندیم خانه پدرم که با بدترین صحنه عمرم مواجه شدم برادرم لحظه سال تحویل بعد از گرفتن وضو ایست قلبی می کند و داغش را در دل مان برای همیشه گذاشت در آن لحظات تلخ وجود سید کنارم واقعاً مرهم بود هم برای من و هم برای خانواده برادرم پسر بزرگ خانواده بود سید به خانواده ام می گفت سید مسعود رفت من هستم اگر قبولم کنید در خدمتتان هستم وقتی می رفتیم خانه پدرم خیلی سعی می کرد جو آنجا را عوض کند خیلی شلوغ می کردیم نمی گذاشتیم تنها باشند اولین سفر بعد از ازدواج مان می خواستیم برویم اصفهان و مشهد سید پیشنهاد داد برای عوض شدن روحیه مامانم آن را هم با خودمان ببریم خیلی برایش ناراحت بود به جز مرحوم سید مسعود من دو برادر دیگر که دوقلو هستند هم دارم که به خاطر فشار و شوکی که به آنها وارد شده بود آنها هم از نظر قلبی مشکل پیدا کردند من و سید دور از چشم پدر و مادرم کارهای درمانشان را انجام می دادیم سید به معنای واقعی یک برادر و یک پسر بزرگ برای خانواده ام شده بود خیلی به سید وابسته شده بودند برای من هم که یک همدم یک هم نفس و همه زندگیم بود کل خانواده ما علاقه خاصی به سید داشتند وقتی سید شهید شد یک شوک دوباره به همه وارد شد داغ سید مسعود دوباره برایشان زنده شد و البته این بار خیلی خیلی سنگین تر آخرین سال تحویل مربوط میشود به سال 92 سید تازه از سفر اول سوریه برگشته بود بعد از 58 روز سیدم برگشت نمیدانستم چه کار کنم سید همیشه آدم را غافلگیر می کرد آمدنش را به من نگفت در حالی که با خواهرش و برادرش هماهنگ کرده بود که به من چیزی نگویند خواهرش برای برگشتش به نیت حضرت ام البنین شام درست کرده بود به من گفت بیا شام درست کردم با هم باشیم خلاصه حسابی سوپرایز شدم سیدم میدانست که این ایام چقدر برایم سخت بود به من گفت که به سفر برویم نزدیک عید بود تقریبا پنج روز قبل از عید برگشته بود رفتیم آژانس که بلیت هواپیما بگیریم گفت برویم کیش دوست دارم ببرمت کیش گفتم نه تو مشهد خیلی دوست داری تازه حیف است که سال تحویل آنجا نباشیم سید هم قبول کرد زمانیکه سید برگشت پدر و مادرش کربلا بودند خواهر و برادرش تنها بودند با اینکه خواهرش تازه از سفر مشهد برگشته بود و از آنجا که خواهرش کمی احساس تنهایی می کرد به او گفت بیا با ما همراه شو خلاصه برایش بلیت گرفتیم لحظه سال تحویل بهترین حس و حال معنوی را داشتیم بعد سال تحویل سید مدام به من می گفت خانم دعا کردی برام دعا کردی که توفیق پیدا کنم دوباره به سوریه بروم گفتم بله دعا کردم خیالت راحت گفت بگو دقیقاً چی گفتی گفتم بین من و امام رضاست کمی کنجکاوی اش گل کرده بود من هم گذاشتمش به همان حال بماند من حقیقتش از ته دلم برایش دعا کرده بودم دوست داشتم به آرزویش برسد واقعاً دیگرنمی توانستم جلویش را بگیرم نمی توانستم برایش دعا نکنم درست است راضی بودم ولی باید به اثبات میرساندم که از ته دلم راضی هستم برای همین دعایش کردم نظر نویسنده مینودشت علی طورانی یکشنبه 96 فروردین 6 ساعت 12 37 صبح وقتی به فرمانده کل سپاه گفتند فعلاً باید صبر کنید فرمانده کل سپاه در کتاب کالک های خاکی خاطره ای را درباره چگونگی اعزامش به جنگ در همان ماههای اولیه هجوم ارتش بعث به ایران بیان می کند به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم به خاطر دارم اواسط شهریورماه 1359 من و آقای عندلیب برای فراگیری آموزش های لازم به ستاد مرکزی سپاه در خیابان پاسداران تهران مراجعه کردیم و پیش آقایی به نام سنجقی تشکیل پرونده دادیم بعد از گرفتن مدارک و تشکیل پرونده مسئولان سپاه به ما گفتند بروید تا به شما اطلاع بدهیم از آن روز به بعد کار من و علی رضا این شده بود که هر روز برویم ستاد مرکزی سپاه و پیگیر پرونده مان باشیم ولی جواب مشخصی از طرف سپاه به ما داده نمی شد همزمان با این پی گیری های بی حاصل در 31 شهریورماه 1359 جنگ سراسری رژیم صدام حسین تکریتی علیه ایران شروع شده بود جنگی که به قصد نابودی جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود و در ابتدای امر هم اوضاع به گونه ای پیش می رفت که همه مدعیان نبوغ سیاسی از آن جنگ جز این استنباطی نداشتند همه به جز یک نفر و آن امام خمینی بود که وقتی خبر تهاجم مسلحانه صدام به خاک ایران را به ایشان دادند فرمود الخیر فى ما وقع باور کنید سخنان امام به خصوص آنجا که گفت دیوانه ای آمده و سنگی انداخته و فرار کرده و ما آنچنان سیلی به صدام بزنیم که دیگر قدرت بلند شدن نداشته باشد مثل آب سردی بود که بر آتش اعصاب و عواطف ملتهب ملت ایران ریخته شد همه را آرام کرد دو هفته پس از شروع جنگ بنده و آقای عندلیب دوباره به ستاد مرکزی سپاه مراجعه کردیم و پیگیر پرونده خودمان شدیم گفتند چه خبرتان است چرا این قدر عجله می کنید کار حساب و کتاب دارد گفتیم بابا دو هفته است جنگ شروع شده ما می خواهیم ببینیم اگر این کار ما درست نمی شود حداقل برویم جبهه و علیه عراقی ها بجنگیم باز گفتند فعلاً باید صبر کنید 17 مهرماه 1359 دوباره به آنجا مراجعه کردیم و باز دیدیم جواب آقایان همان جواب قبلی است همان جا با عندلیب نشستیم کنار جدول خیابان و بین خودمان دو دو تا چهار تا کردیم از یک طرف دلمان راضی نمی شد غیرتمان را زیر پا بگذاریم و همینطور شاهد حمله دشمن به خاک کشورمان باشیم از طرف دیگر هم امیدوار بودیم با درست شدن کارمان سران توطئه گر ضد انقلابی مقیم خارج را به سزای اعمالشان برسانیم هفته سوم جنگ وقتی خرمشهر در آستانه سقوط قرار گرفت و اشتیاق ما برای حضور در جبهه دو برابر شد رفتیم سراغ آقای سنجقی تا جواب قطعی را از او بگیریم ایشان مثل دفعات قبل گفت پرونده شما دو نفر هنوز هم در حال بررسی است این جواب را که از آقای سنجقی گرفتیم از ستاد مرکزی سپاه خارج شدیم و داخل یکی از کوچه های مشرف به خیابان پاسداران قدم زنان با هم بحث کردیم و دنبال راه حلی گشتیم من به عندلیب گفتم علی رضا غیرت تو اجازه می دهد الان که عراقی ها دارند همه چیز را نابود می کنند و می آیند جلو و شهرهای خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و دیگر شهرهای مرزی ایران را در آستانه سقوط قرار داده اند ما به بهانه اینکه می خواهیم به خارج از کشور اعزام بشویم تماشاچی این وضعیت بمانیم و شاهد جنایات بعثی ها در مملکتمان باشیم علیرضا گفت کی می خواهند به ما جواب بدهند بهتر است دیگر منتظر جواب آنها نمانیم و برویم جبهه در حاشیه این مطلب را هم باید بگویم که در آن روزها ما نه بسیج را می شناختیم و نه با سپاه ارتباط چندانی داشتیم دو تا بچه شهرستانی دانشجوی مقیم تهران بودیم من در خانه اجاره ای زندگی می کردم علیرضا هم در خوابگاه دانشجویان کوی دانشگاه انتهای خیابان امیرآباد مقیم بود تصمیم گرفتیم سریع کارها را رو به راه کنیم و راه بیفتیم همان روز به یکی از دوستانم تلفن کردم و گفتم اگر کوله پشتی دم دست داری هرچه سریع تر آن را بیاور و بده به من بدجوری کوله لازمم آن بنده خدا هم کوله کوچک سربازی خودش را داد به من صبح روز بعد به دفتر انجمن اسلامی دانشگاه رفتم و یک معرفی نامه برای خودم و یکی هم برای علی رضا عندلیب با این متن نوشتم بسمه تعالی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جبهه جنوب با سلام بدین وسیله برادران محمد علی جعفری و علی رضا عندلیب که مورد تأیید انجمن اسلامی دانشگاه تهران هستند جهت همکاری به حضور شما معرفی می شوند امضا انجمن اسلامی دانشگاه تهران بعد هم مهر انجمن اسلامی را که دست خودم بود کوبیدم زیر نامه و خلاص سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران کالک های خاکی منبع میزان نظر بدهید نویسنده مینودشت علی طورانی یکشنبه 95 مهر 18 ساعت 2 9 عصر خوش آمدی نظر نویسنده مینودشت علی طورانی چهارشنبه 95 خرداد 26 ساعت 8 22 صبح وقتی حاجبصیر گوش دیدهبان را کشید وقتی دیده بان با عصبانیت تمام سیلی محکمی به گوش اسیر عراقی زد حاج بصیر برخاست و گوش دیده بان را کشید و رو به او گفت دین ما چنین اجازه ای را به ما نمی دهد سپس اسیر را به داخل سنگر آورد و مورد محبت قرار داد به گزارش خبرگزاری تسنیم از فریدونکنار تبیین و شناساندن فرهنگ ایثار و شهادت از مکانیزم های دفاعی اسلام برای تسلیح جامعه در برابر هجوم فرهنگ های غیرخودی است ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و تلاش برای احیای آن به منظور مقابله با تهاجم فرهنگی موضوعی است که نیازمند بررسی ابعاد مختلف آن است در گزارش پیش رو مشروحی بر احوالات قائم مقام لشکر ویژه 25 کربلا سرلشکر شهید حاج حسین بصیر از نظرتان می گذرد سلسله رفتارهای حسنه حاج بصیر آزاده سرافراز محمدحسین منصف از رزمندگان لشکر 25 کربلا در دوران دفاع مقدس در گفت وگو با خبرنگار تسنیم درباره حاج حسین بصیر پدر معنوی رزمندگان این لشکر اظهار داشت وقتی به شهید حاج حسین بصیر تربیت یافته اسلام ناب محمدی و رفتار اسلامی او با اسرای عراقی که تا لحظاتی قبل با او می جنگیدند نگاه می کنیم از تفاوت اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی متعجب می شویم وی افزود چندین روایت در این باره از سوی رزمندگان لشکر همیشه پیروز 25 کربلا که حاج بصیر را علمدار این لشکر می دانستند نقل شده مثلاً در ادامه عملیات والفجر 8 در سه راهی کارخانه نمک یک پیک عراقی که مأموریت انتقال پیام به یکی از گردان های شان را برعهده داشت راه را گم کرد و به دست بچه های ما اسیر شد منصف یادآور شد غلام که دیده بانی اهل بهشهر بود با عصبانیت تمام سیلی محکمی به گوش اسیر عراقی زد حاج بصیر وقتی این صحنه را دید چنان ناراحت شد که برخاست و گوش دیده بان را کشید و رو به او گفت دین ما چنین اجازه ای را به ما نمی دهد سپس اسیر را به داخل سنگر آورد و مورد محبت قرار داد وی بیان کرد در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه اسیر گرفته بودیم هوا بسیار سرد بود و من پتویی را به دور خود پیچیده بودم حاج بصیر دستور داد که پتوها را به اسرا بدهیم گفتم اگر پتوی مرا بگیرید من اسیر را می کشم اما ایشان بر تصمیم خود استوار بود و اسرا را ترجیح داد و ما هم تابع شدیم حاجی گفت آنان اسیر ما هستند و باید با آنان مدارا کنیم این رزمنده دوران دفاع مقدس افزود خلبان یک هواپیمای میگ پس از سرنگونی هواپیمایش بیرون پرید و با چتر پایین آمد بچه ها تیراندازی می کردند حاجی داد می زد که تیراندازی نکنید بچه ها به لباس او دست بردند حاجی ناراحت شد و دستور داد حقوق اسیر رعایت شود و وقتی که بچه ها پوتین خلبان را غنیمت گرفتند حاجی دستور داد که پوتین دیگری بدهیم تا بدون کفش نماند حاجی پارتی بازی نمی کرد منصف گفت مهدی بصیر تنها یادگار پسری حاج بصیر که در پیاده روی اربعین سال گذشته به دلیل ایست قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد در روایتی نقل می کرد قبل از عملیات کربلای 4 بچه های رزمنده در کنار اروندرود مشغول آموزش های سنگین آبی و خاکی بودند تا بتوانند در شب عملیات با موفقیت از عرض اروند بگذرند وی افزود حدوداً یک ماه مانده بود به اجرای عملیات که بنده به همراه چند نفر از بچه ها به دستور فرمانده محور شهید حاج حسین بصیر به منطقه عملیاتی اعزام شدیم منصف گفت در بین راه از چندین پاسگاه و ایست و بازرسی عبور کردیم تا به منطقه عملیاتی کربلای 4 رسیدیم در بدو ورود منطقه را آرام دیدم اما برخلاف آنچه که دیده بودم هر چه به زمان عملیات نزدیک تر می شدیم حساسیت نیروهای دشمن در منطقه به وضوح بیشتر می شد وی بیان کرد چند روزی مانده بود به شروع عملیات باران تندی باریدن گرفت که موجب آب گرفتگی کانال های خط مقدم شد من به اتفاق چند نفر از رزمنده ها برای تخلیه آب داخل کانال دست به کار شدیم در حین کار باخبر شدیم که حاج بصیر برای سرکشی و نظارت به منطقه آمده است این رزمنده دفاع مقدس افزود از آخرین مرتبه ای که ایشان را دیده بودم حدوداً یک ماه گذشته بود با این که محبت ایشان نسبت به خانواده بسیار عمیق بود اما در جبهه همان برخوردی را با من داشت که با دیگر رزمنده ها داشتند منصف گفت علی اکبر بصیر برادر بزرگ سرلشکر شهید حاج حسین بصیر در خاطره ای بیان می کند قبل از انقلاب قرار بود تظاهراتی برای تسخیر دانشگاه در بابلسر صورت بگیرد وی افزود بنده و حاجی به اتفاق چند نفر از دوستان به سمت بابلسر حرکت کردیم شروع تظاهرات از فلکه سوم تا میدان شهربانی سابق بود در حوالی سینمای قدیم کافه ای بود که در آن مشروب فروخته می شد آن جا شده بود پاتوق افراد بی قید و بند آن روز عده ای از آنها که از حضور حاجی در آن جمع مطلع شده بودند خواستند به طریقی حاجی را بدنام کنند وی گفت به همین خاطر با پرتاب سنگ به شیشه های کافه خواستند به نوعی خرابکاری کنند حاجی با صدای بلند به آنها خطاب کردند که اگر دَرِ آنجا هم باز شد ما نباید بدون اجازه وارد شویم حتی بطری های مشروب روی میز را هم نباید بشکنیم به گفته امام باید مشروب داخل بطری را خالی کنیم و بطری را سرجایش قرار دهیم در حالی که دستش را مشت کرده بود با فریاد گفت ما بت شکنیم شیشه شکن نیستیم آنهایی که مغازه مردم را تخریب می کنند می خواهند هدف ما را گم کنند و ما را بد جلوه دهند منصف افزود بعد از مدت کوتاهی عده زیادی دور حاجی جمع شدند و آن عده کمی که قصد تخریب حاجی را داشتند از آنجا دور شدند نظر نویسنده مینودشت علی طورانی جمعه 95 فروردین 27 ساعت 8 22 عصر سفر هاشمی به سرزمین طلای سفید به گزارش مشرق سید حسن هاشمی وزیر بهداشت در ادامه سفرهای کاری خود به استان های مختلف به استان گلستان سفر خواهد کرد از مهمترین برنامه های این سفر افتتاح بیمارستان 90 تختخوابی رسول اکرم ص در کلاله و بازدید از کلینیک این بیمارستان و همچنین افتتاح بیمارستان 155 تختخوابی فاطمه الزهرا س در مینودشت است همچنین از دیگر برنامه های وزیر بهداشت در گرگان افتتاح سالن سرپوشیده ورزشی دانشگاه علوم پزشکی گلستان افتتاح مرکز قلب و عروق شهید صیاد شیرازی افتتاح متمرکز چند پروژه طرح تحول سلامت در سالن فخرالدین اسعد گرگانی و تجلیل از خیرین این استان اعلام شده است به گزارش وزارت بهداشت استان گلستان یکی از مناطق تاریخی سرزمین ایران است که به دلیل حجم بالای کشت پنبه در گذشته نه چندان دور به سرزمین طلای سفید شهرت دارد نظر نویسنده مینودشت علی طورانی سه شنبه 94 اسفند 18 ساعت 8 10 صبح دشت بهشت مینودشت نظر نویسنده مینودشت علی طورانی سه شنبه 94 اسفند 11 ساعت 10 57 عصر درصد شرکت کنندهگاه مینودشت در انتخابات 7 اسفند ماه علی آباد کتول با 93 درصد وگرگان با 56 درصد بیشترین و کمترین درصد شرکت کنندگان را به خود اختصاص داده است به گزارش گلستان ما دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی 7 اسفندماه یعنی جمعه گذشته برگزار شد در این دوره میزان مشارکت مردم استان گلستان 81 درصد عنوان شده است اما خوب است میزان مشارکت شهرهای دیگر را نیز بدانید درصد کل شرکت کنندگان استان به تفکیک شهرها علی ابادکتول 93 27 مراوه تپه 91 52 گالیکش 87 20 آزادشهر 86 76 مینودشت 85 9...
|