Meta tags:
Description= لیلی هستم عاشق گل و موسیقی و لبخند
تنها و دلشکسته ام دو تا پسرناز دارم که تنها بهانه نفس کشیدنم هستند .. ُسرسختان;
Keywords= ُسرسختان;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
بود (55), این (31), است (31), روی (24), همه (22), شده (21), برای (20), سرد (19), هیچ (18), حتی (18), بودند (15), روز (14), ولی (14), اند (14), برادرم (14), خانه (13), همین (13), های (13), ویلان (13), کنی (12), سال (12), مرده (12), میشود (12), باز (11), اگه (11), دست (11), بچه (11), گفت (11), دیگر (11), اگر (11), حالا (11), تهران (11), بودم (11), وقتی (10), زندگی (10), تمام (10), خدایا (10), گویا (10), فقط (10), بعد (10), کار (10), برادر (10), دارند (10), شدم (10), پشت (10), خدا (9), خود (9), کرده (9), همیشه (9), گفتم (9), بار (9), میکنی (9), باید (9), تنها (9), دلم (8), روزی (8), خیلی (8), گریه (8), دوباره (8), زمین (8), آنهایی (8), میکنند (8), زده (8), راهی (8), بهشت (8), جلوی (7), یاد (7), چقدر (7), لیلی (7), ایکاش (7), نیست (7), ساعت (7), مثل (7), کردم (7), جواب (7), صبح (7), خودت (7), میگیری (7), مرا (7), گاهی (7), شانه (7), کاری (7), قلبت (7), بیمارستان (7), سفید (7), گذاشته (7), خاک (7), آمبولانس (7), دنیا (7), دیدم (7), داده (6), خدای (6), حتما (6), خسته (6), یاسمن (6), نگاه (6), بخدا (6), زنگ (6), جالب (6), میروی (6), کرد (6), کشیدند (6), ماه (6), خبر (6), نمیدانم (6), ضجه (6), مرگ (6), چهره (6), لحظه (5), سلام (5), امروز (5), قلبم (5), انسان (5), میزدم (5), کنار (5), آرام (5), سیاه (5), کنارش (5), یکباره (5), عزیز (5), نام (5), بستگان (5), نمی (5), صدای (5), شاید (5), پول (5), هایت (5), اول (5), آخر (5), گاه (5), خوابیده (5), شان (5), خواب (5), ندارد (5), زیر (5), ثانیه (5), چاقو (5), غسالخانه (5), خودم (5), آخرین (5), اینچنین (5), داخل (5), ندیده (5), آیا (5), میدید (5), نظر (4), اشگ (4), منم (4), آهسته (4), کسی (4), چون (4), قرار (4), اصلا (4), خوش (4), روزهای (4), نمیکنی (4), درمانده (4), دارم (4), بیرون (4), شنیدم (4), داری (4), بیا (4), زدم (4), داد (4), خودش (4), دوستان (4), سینه (4), میرود (4), هزار (4), شهر (4), غریبی (4), دسته (4), چند (4), جای (4), خوب (4), شما (4), سرپرست (4), طفلکان (4), خدایی (4), نصف (4), نداری (4), میخواهی (4), هنوز (4), جوانی (4), رفته (4), باشی (4), نگاههای (4), کنم (4), دفترچه (4), راه (4), صاحبخانه (4), عزیزت (4), میکند (4), وارد (4), بدون (4), آنقدر (4), زهرای (4), اینجا (4), بیچاره (4), اینهمه (4), دقیقه (4), براستی (4), گلایول (4), زهرا (4), بزرگ (4), کشیده (4), زدن (4), میزدند (4), هایی (4), مال (4), کردند (4), چگونه (4), آنجا (4), فرار (4), باور (4), میدیدند (4), میکردند (4), سمت (4), کشید (4), حقوق (4), سیگار (4), عاشق (4), بوده (3), بغل (3), پاک (3), اون (3), ندارم (3), پناهی (3), پناه (3), تغییر (3), بسته (3), هست (3), داشته (3), فکر (3), مایه (3), بگذارید (3), نیمه (3), قبر (3), باد (3), تیر (3), سختی (3), خونه (3), بالای (3), شکستی (3), برادرت (3), رفتم (3), صدایش (3), شنبه (3), سادگی (3), افتاده (3), اندک (3), حرف (3), ماهها (3), تلفن (3), آمده (3), خشک (3), چشم (3), بروند (3), درد (3), باشد (3), دهان (3), همان (3), ساعته (3), بدهی (3), میدانی (3), وضع (3), میزنی (3), لباس (3), سفیدی (3), آنها (3), میگذارند (3), نیستی (3), قبل (3), تاریکی (3), کدام (3), تورا (3), میسوزاند (3), دکتر (3), میشکند (3), نمیدهد (3), سنگین (3), میفتی (3), مسیر (3), سرمای (3), میاورد (3), درمانگاه (3), میدهد (3), میشوی (3), کودکی (3), گوشه (3), گرفته (3), اورژانس (3), دلت (3), بسیار (3), بودی (3), نداشته (3), پزشکی (3), قانونی (3), سنگهای (3), گذاشتند (3), داشت (3), بارها (3), هرگز (3), عزیزشان (3), برده (3), خون (3), مرداد (3), نمیکردم (3), چهار (3), کفن (3), میکرد (3), گرفت (3), نداشتند (3), کنند (3), زیپ (3), صورتش (3), افتادم (3), نمیکردند (3), ذلیل (3), سخت (3), زندگیم (3), فیلمهای (3), آبی (3), قلب (3), اداره (3), برگ (3), طور (3), جمله (3), کردی (3), وبلاگ (3), بازدید (3), پارسی (2), بلاگ (2), سپاس (2), جونم (2), زار (2), میزنم (2), میکنم (2), آروم (2), میلرزه (2), واسه (2), مهربونم (2), بگیری (2), میبینی (2), بده (2), استراتژی (2), نمیدونم (2), دیگه (2), میگن (2), دری (2), جایی (2), پیش (2), چیز (2), لبخند (2), بدشانسی (2), بدبیاری (2), کوچولو (2), هوا (2), هوای (2), سردی (2), تلخ (2), اولین (2), نگاهی (2), بساط (2), محبت (2), کنید (2), فراموش (2), عشق (2), داشتم (2), کوچکم (2), ایستادم (2), بیدار (2), انجام (2), خواهر (2), تضمینی (2), روزانه (2), عادت (2), معمول (2), موقع (2), مادرم (2), سری (2), راهرو (2), هال (2), پدرم (2), دختر (2), میامد (2), میوه (2), عجله (2), هستند (2), خداحافظی (2), دوان (2), پله (2), بالا (2), هری (2), رسیدم (2), سرش (2), فامیل (2), میاید (2), صدایشان (2), نمیشنیدی (2), دور (2), کمی (2), آوردن (2), قطره (2), تعجب (2), میخواهند (2), بند (2), رها (2), خطاب (2), نزدیکت (2), نوشته (2), تازه (2), یادت (2), پیامی (2), میرسی (2), تعطیل (2), دیدنت (2), مزار (2), یکی (2), دیدن (2), احساس (2), عین (2), میروند (2), حالم (2), زمان (2), باشم (2), سرپناه (2), تنهایی (2), نان (2), پست (2), میخواند (2), ماهی (2), بیفتد (2), چاره (2), نمیتوانی (2), برق (2), بهانه (2), کوچک (2), زمستان (2), باشند (2), میزند (2), نشده (2), مینگری (2), وقت (2), ندارند (2), بدانند (2), درخانه (2), زود (2), یتیمت (2), خالی (2), چرا (2), دیگری (2), آدم (2), ریز (2), میکشد (2), میگویی (2), روزنامه (2), بیکارم (2), توست (2), برمیداری (2), میدهی (2), میایی (2), کوچیکه (2), ناله (2), آغوشت (2), پایت (2), خیس (2), اذان (2), درحالیکه (2), میز (2), نشسته (2), سلامت (2), اینکه (2), میگوید (2), معنی (2), نایی (2), کودک (2), دارد (2), شروع (2), کلمه (2), زنده (2), محقر (2), درگوشه (2), اشگت (2), سرازیر (2), صورت (2), سردش (2), پیدا (2), اجاره (2), بدتر (2), پاورچین (2), بلند (2), اوج (2), نمیدانی (2), حداقل (2), شود (2), روح (2), سرپرستان (2), قدر (2), خورد (2), سپرده (2), کهریزک (2), گودی (2), سرازیری (2), گور (2), لحد (2), مزارش (2), مردی (2), میگریستند (2), میگریستم (2), میبردند (2), حمام (2), دامادیش (2), میگفتند (2), شهرستان (2), نمازم (2), بدو (2), برایم (2), رقم (2), طول (2), زدند (2), میگفتم (2), معمولی (2), حدود (2), عرض (2), تسلیت (2), خاطر (2), زیبایی (2), عزیزی (2), بردند (2), نکردند (2), ردیف (2), لباسهای (2), موره (2), زنهایی (2), خودشان (2), نفر (2), عده (2), داشتند (2), ترمه (2), کربلا (2), میگویند (2), ذلت (2), قادر (2), بزنی (2), توان (2), نفس (2), جان (2), زودتر (2), آنان (2), گول (2), شناسایی (2), کاور (2), خونین (2), مالین (2), دهانش (2), میکردم (2), ناتوان (2), رمق (2), محوطه (2), گریستم (2), پاهایی (2), میبینم (2), کجاست (2), الان (2), میشوم (2), حال (2), صحنه (2), مخیله (2), علت (2), کاملا (2), دهها (2), بخش (2), تبدیل (2), مرگشان (2), کشته (2), زانوانم (2), بدهد (2), سینمایی (2), چشمهای (2), روبرو (2), واقعا (2), سردخانه (2), سالن (2), بوضوح (2), کشو (2), پاهایش (2), چنین (2), هستم (2), پاره (2), زخمی (2), چپش (2), ضربه (2), اینجنین (2), فرصت (2), نکرده (2), ببندد (2), چشمی (2), باورش (2), روزهایی (2), خاص (2), چاقوی (2), واژه (2), مـاه (2), کـه (2), دبیرخانه (2), کلی (2), پرسیدم (2), سعی (2), کند (2), پرسید (2), ادامه (2), دادم (2), تاکسی (2), عناوین (2), لوگوی (2), ُسرسختان (2), ترجمه, www, persiangfx, com, توسط, تیم, درتقسیم, آنچه, بندگانت, نصیبم, بیش, میشینم, صورتمو, میزارم, لطف, مرحمتت, انقدر, صدات, صدامو, مطمئنم, میشنوی, جوابمو, بدی, منو, بوسم, اشگامو, نفسام, دستات, شونه, هامو, بلندم, میدونی, پناهنده, چکارکنم, هردری, روت, ناامید, نشو, نشه, نمیساختن, ودیوار, میکشیدند, میشه, خوندم, کارتان, نمیتوانید, ببرید, درجا, میزنید, دهید, بهترینها, ممکن, خواهد, باشید, بهترین, کوچکترین, اعمالتان, هوش, روحتان, رمز, موفقیت, بزنید, شانسی, میخواد, ابری, روزایی, ابریه, چشمام, داره, قبرستون, سردیه, آرزوهام, میوزه, میکشه, میگذرونم, تقدیرم, راحت, ننوشتی, حکمتتو, شکر, عقل, منکه, نمیده, سختیهاش, امتحان, میکنه, آدمو, تولدم, جلسه, امتحانم, بسه, آهی, عمری, نداشتم, دوستون, عزیزانتون, عمر, کوتاهه, نخی, دستمان, ببندیم, نکنیم, کردن, آفریده, میومدم, پسر, خواستم, ببوسمش, نیومد, بشه, میبوسیدمش, میری, کارای, تمومت, عزیزاتو, ببوس, مادرتو, دلتو, دلشو, بیار, پدرتو, دلخورکردی, دلخورت, عذرخواهی, تربیتی, بوسش, همسرت, قهری, تقصیر, اوناست, آشتی, ببینیشون, دوم, شهریور, برگشتن, پدر, مان, گشود, کفش, بلندی, اتاقی, نمیدیدم, بروم, بخورم, هایم, منتظر, آمد, ریخت, نماز, ساکت, دمر, رنگش, کبود, سکته, قلبی, مینشتم, دستانش, دردست, میگرفتم, فرصتی, حداحافظی, حرفها, درمورد, دوست, آشنا, صدا, سالی, فامیلی, شهرستانهای, نزدیک, نگران, مورد, میزنند, دوستت, لبخندهاو, خوبیهایت, میاورند, بااحساس, ترند, نامت, اشگی, میریزند, خواهرت, چاک, جوری, سردر, پلاکاردهای, اینطرف, آنطرف, مسرانه, برهانند, درآسمان, شوند, پلاکاردها, میخوانی, بلکه, دلیل, شدنت, میفهمی, موبایلت, گوشیتو, تماس, پاسخی, پیغام, گیر, غیر, غروب, میمانی, آید, نمیشنوی, خبری, ندارید, پنج, عزیزانت, گذری, اتفاقی, مشترک, قبرستان, ببینی, عیادت, مشترکی, میکنید, تعارفات, وخالی, میان, بستگانت, عید, شیرینی, آجیل, تمیز, منتظری, نزده, بیایند, تبریک, بگویند, عیدی, میایند, باعجله, خداست, نباشه, شاکی, وبی, مسئولی, زنان, یتیم, دریابید, نمازهایت, مینالی, یوسف, چاه, یونس, رهاندی, دلخوشیم, اینست, مهربانت, اشگم, سرانگشتان, نورانیت, نمیگذاری, میچسبی, دمار, روزگارت, درآورده, دستمزد, گوشت, مرغ, بخری, گاز, میایستی, مالیشان, هایشان, بروی, گاپشن, چادر, سیاهت, قرمزی, میدوزی, میهمانی, نمیروی, سراغت, نمیگیرد, موهایت, میشماری, ساله, شقیقه, پرکرده, حصار, آینه, کودکان, معصومت, آغوش, محنت, وفا, مچاله, معادله, پایاپای, بلد, وظیفه, میشناسی, استانداری, فرمانداری, هرجایی, نشانی, فرد, خیری, صدقه, نمیخواهی, نباشند, دیر, ظلمات, همدیگر, میترسند, زمستانها, میرسد, پروا, جسور, مسئولیت, هیز, وزشت, نصیحتهای, الکی, ازدواج, جانت, روحت, میخراشد, گویی, کره, پارتی, کلفت, بالابالاها, میزی, تکیه, بینند, دردش, نوک, انگشتانت, بیکارید, میخوانید, حقوقتان, میگیرید, حرفم, بیمارستانو, نظافت, پزشک, مملکت, مجالت, نمیگویی, گامهای, پاهایت, سوز, سرما, استامینوفن, میرسانی, بخاری, اندهردو, خورده, لپهای, انداخته, همیشگی, داغ, وحشت, شدیدی, آخرهای, برجه, پولی, بیمه, رایگان, ویزبت, دارو, مسافت, زیادی, کفشهایت, چادرت, نزدییکیهای, خلوت, مسئول, باجه, پذیرش, راهنمایی, دراتاق, احترام, اجازه, ورود, دکتری, درشت, هیکل, چاق, زور, میگذاری, سرتا, برانداز, بگشاید, میپرسد, چشونه, میگی, آقای, خوردن, دارن, ابروهایش, تشر, خانم, سواد, دهانت, زحمت, بله, دادن, بیماران, تصادفی, بدحال, بکنم, ندای, ذهن, وجودت, تکرار, گمرگ, شوی, عرق, اتاق, موکت, مجالی, نزول, مییابد, سالشه, موهای, بلوند, گرد, پوست, نرم, لطیف, مینشینی, میبوسی, میگشاید, آغوشی, فرط, گرفتنش, محکم, میفشاری, ضربان, کوچکش, میگیرد, سنگینند, نفست, مسئولیتی, شدت, نحیفت, میفشارد, مدرسه, بفرستی, خوراک, عقب, کلید, میاندازی, نفسهای, حبس, درش, اجل, معلق, میریزد, بالایی, تته, پته, میلرزاند, بیگناه, معصوم, دامان, دردامن, تهیدستت, تقدیر, دستهای, مسکن, درآمدی, خور, میشوید, اجتماع, میبابی, جوان, سردرگم, آشفته, پریشان, آورده, درک, سقفی, شکم, قول, امکان, بریزد, سیاهی, اتاقک, محقرت, کودکانت, طرفت, آسوده, آسودگیشان, قبطه, میخوری, دوران, خوبی, آوردنش, قندی, تلخی, ذهنت, بکاهد, برایش, طلب, آمرزش, فاتحه, بخوانید, بیست, یکم, مراسم, ختمش, گذاشتم, رفت, لقمان, شهرمان, لحدی, چیدند, گونیهای, خاکی, رویش, ریختند, سنگی, خواهم, نوشتم, ایستاد, افتاد, زانو, نزد, درگیرمرده, مردم, میشدم, عمرش, بکند, بپوشد, لباسش, عسالخانه, ندادند, شکسته, وضو, گرفتم, نمازخانه, خواهران, بخوانم, گرمی, سرصبح, رمضان, گشته, تشنه, مسافر, مقابل, واقعه, نکشید, ببین, بمیرم, بزرگتر, میروم, بعدش, پیچ, یخچالی, گرمای, بابت, چهارصد, تومان, گلی, داماد, پوشم, مثلا, میتواند, تسلی, عزیزش, گناه, چیست, آفرینش, گفته, رسالت, مزارهای, خواهی, نجابت, سکوت, شاهد, وضجه, وقار, بویی, گریسته, دماغشان, گیپ, حتماحس, بویاییشان, نمیکند, اصرار, همراهش, برویم, قبول, آباد, قطعه, درختان, سربفلک, نامی, هراس, اندوه, متوالی, مردهایی, نیفتد, جلویشان, دوش, برویش, لااله, الله, گویان, طرف, گورستان, میرفتند, دنیای, مغازه, کارو, کاسبی, سکه, مشتری, درشان, جوشن, کبیر, انواع, وتربت, پلاکارد, آْگهی, ترحیم, درعرض, میمیری, سریع, کارها, حرص, میخورند, عزیزانشان, کلاه, زنا, دروغ, تهمت, غیبت, ترور, شخصیت, یکبار, بزنند, ببینند, بیچارگی, تباهی, وفایی, مورچه, برانی, پلک, دستها, دستهایی, برایت, کردنت, اکنون, کارهایت, مشکلی, میکشی, هستی, محلت, نمیگذارد, احتیاجی, تماست, نمیدهند, بسیج, ودل, گورت, بیشتر, نمانی, کسانی, نمیزدند, پیشنهاد, کمک, مالی, بروندو, خستگی, رستوران, غذا, خوری, مناسبت, ترتیب, بیاورند, ولع, بخورند, نوشابه, هورت, بکشند, میگذاشتند, تنگی, حشرات, بتنی, تلقین, میت, همسایه, عجبم, غفلت, درعجبم, صدایم, عزیزم, ذلیلم, چشمانش, شنیده, حالت, میماند, امانم, برید, ندیدمش, دیدار, آخرمان, شدیم, پایینش, آوردند, توی, مشکی, آنرا, نگذاشتند, بنشینم, میدویدم, فریاد, ببرد, بیکس, حیاط, باورم, ایستادن, اینجاها, بیدارشدنی, درکار, نبود, گوش, فلک, مردانی, رویشان, سربازش, ربعی, بودیم, نمیشود, کالبد, شکافی, مرگش, معلوم, دربرگه, دستم, لزومی, بشکافند, بنویسند, هزینه, تحمیل, خانواده, عزاداری, بمیرند, جسد, بگذاری, نزار, قدرت, گرفتن, خودکار, دستت, فرم, اثر, انگشت, فرمها, سوالهای, تکراری, مغز, استخوانت, تریبونها, اعلام, متوفی, میخوانند, خواندن, نامش, میلرزد, صبور, کارمندان, آرامشی, تفاوتی, سنگ, خونسردی, بهم, میخورد, انسانها, نما, آمدن, بدنشان, هزارم, کاه, میشوند, نای, اعتراض, هزگز, وهرگز, ظلم, نمیخوردند, دروغی, نمیگفتند, هیج, حقی, ناحق, قاتلش, روشن, خیابان, خوار, خفیف, داس, خواندم, سکانس, نگذاشته, جوابم, کارگرهایی, بیل, کلنگ, زنهای, همانطور, مینگریست, روحش, تالار, عروسیش, عروسش, بریزم, اینگونه, میشد, هشت, استیل, طبقه, تایی, کوچکی, کاشیهای, قدیمی, فرش, گفتند, کشوی, جلو, لرزید, جلوتر, هیکلش, عریان, لخت, دیدگان, رمقم, مجال, نمیداد, روحم, تنم, شکست, شکستنش, نمیدانستم, کجا, دهانی, دندانهایی, چشمهایی, بیروح, مینگریستند, لبهایی, ضربات, قفسه, درست, ریه, بازوی, قلبش, مامور, دستکش, جفت, بدنش, ازخو, پهنی, بدرد, آورد, نمیتوانم, بفهمم, تحمل, وجودم, نمردم, نایستاد, مظلوم, مردنش, کریه, لبهای, برادم, ادعایش, میداشت, چشمش, نیم, ساعتی, مراحل, اداری, خواستند, رفتن, سست, ماموری, دستکشهای, سفیدش, بیخیال, پیشاپیش, میرفت, آهنی, رسیدیم, قفل, بزرگی, میترسیدند, میتوانستند, شبانه, دراز, جاده, نالان, منتظرم, غریب, بیمارستانی, جسدش, معنای, واقعی, اشتباه, بستری, سرم, انتظارم, میخندد, دیدی, چطوری, گولت, کشاندم, پنجشنبه, ظهر, موبایلم, آشنایی, گوشی, میلرزید, وقوع, حادثه, ناگوار, میداد, موبایل, تداعی, بدترین, خبرهای, بدترینی, فاجعه, کوتاه, تصور, بودنشان, نمیگنجد, درمکانهایی, تلویزیونی, دیده, مکان, تلنگر, اینجایم, دیدگاه, pichak, design, زیبا, حیفم, اومد, نخونیدش, برم, واقع, گذشته, همیشـه, بازنشستگی, دریافت, افتم, پتی, کارمند, کارمندی, عایدی, نداشت, جیبش, هنگامی, بانک, برمی, گشت, راحتی, برآمدگی, جیب, تشخیص, حقوقش, چپانده, پانزدهم, پولش, نیمی, نیمـی, مست, سرخوش, یازده, بعدها, آزگار, نحو, گذران, روزگار, منتقل, سکوی, سراغش, نشستم, مفت, عاقبت, سامان, نجات, یادم, رود, سوال, برگشت, متعجب, تعجبی, طبیعی, اصیل, بهت, حرکتی, اشرافی, گدایی, شنیدن, اصل, کشیدی, دربست, گرفتی, کنسرت, عالی, رفتی, غذای, فرانسوی, خوردی, پولتو, عشقت, هدیه, خریدی, سورپرایزش, هفته, مسکو, موندی, بگذرونی, سرت, درماندگی, آره, دونم, نگاهم, تحقیرآمیز, نگاهش, جذاب, سالم, آمدم, جلویم, ایستاده, رسیده, برگی, تعارفم, عوض, دونی, یادداشتها, یادداشتهای, جوادقدرتی, آمدید, javadghodrati, بفرماییدچایی, نظریادت, نره, اندیشه, دهاتی, نبض, شاه, تور, دربدر, ستاره, خاموش, گروه, اینترنتی, جرقه, داتکو, سروده, فضل, قاسمی, پیوند, بایگانی, موسیقی, دلشکسته, پسرناز, کشیدنم, مشخصات, مدیروبلاگ, دیروز, 15380, تعداد, یاداشته, آمار, اطلاعات, اوقات, شرعی, الکترونیک, پیام, رسان, صفحه, نخست, گفتگو, دانشمندان, بهره, مندی, ازایشان, فضیلتهای, امام, علی, علیه, السلام, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
کرده بود دهانش را ببندد خدایا اگر انسانها یک ثانیه بعد از مرگشان را میدیدند اگر یک نما از چهره شان را بعد از در آمدن روح از بدنشان را میدیدند اگر یک هزارم ثانیه از ذلت بعد از مرگشان را میدیدند و حس میکردند اگر میدیدند که چگونه مثل پر کاه در دست این و آن اینجا و آنجا کشیده میشوند و حتی نای اعتراض ندارند هزگز هرگز وهرگز به هیچ کس ظلم نمیکردند حق هیچ کس را نمیخوردند هیچ دروغی نمیگفتند و هیج حقی را ناحق نمیکردند برادر بیچاره من بیچاره و درمانده و کشته شده من که قاتلش هم در روز روشن در خیابان جلوی چشم ده ها نفر چاقو زده بود و فرار کرده بود اینچنین خوار و خفیف و ذلیل افتاده بود گویا زانوانم را با داس زدند کنارش به روی زمین افتادم زار زدم ضجه زدم خدا را خواندم خدایی که مرا میدید خدایی که روزهای اینچنین سخت را در زندگیم رقم زده بود خدایی که یک سکانس خوش در زندگیم نگذاشته بود و من درمانده و ناتوان با ضجه صدایش میکردم که جوابم را بدهد کارگرهایی که داخل محوطه بیمارستان با بیل و کلنگ به دست داشتند کار میکردند فقط نگاه میکردند و من مثل زنهای فیلمهای سینمایی خودم را میزدم و ضجه میزدم و برادر بیچاره ام همانطور با دهان باز و چشمهای باز به روبرو مینگریست آیا براستی روحش مرا میدید آیا میدید که واقعا چگونه مرا ذلیل و درمانده کرده است آیا میدید به جای تالار عروسیش که با ید پشت سر خودش و عروسش گل بریزم اینگونه کف سردخانه افتاده ام و دارم تمام میشوم نمیدانم شاید هم میدید پایینش آوردند و توی کاور مشکی گذاشتند و زیپ بزرگ آنرا کشیدند و گذاشتند داخل آمبولانس و بردند پزشکی قانونی نگذاشتند حتی کنارش بنشینم پشت سر آمبولانس میدویدم و فریاد میزدم و صدایش میکردم که مرا هم با خودش ببرد تنها و بیکس و ناتوان و بی رمق کف حیاط محوطه بیمارستان به زمین افتادم و میگریستم دیگر باورم شده بود که باد سرد مرگ برادرم را برده گریستم و گریستم و با پاهایی که قدر ت ایستادن نداشتند راهی پزشکی قانونی کهریزک شدم خدای من آیا من خواب میبینم خدای من اینجا کجاست من اینجاها چه میکنم نه حتما خواب میبینم و الان بیدار میشوم ولی بیدارشدنی درکار نبود صدای ضجه و ناله و گریه گوش فلک را کر میکرد لباسهای سیاه مردانی که از حال رفته بودند زنهایی که به سر و رویشان میزدند و دختر جوانی که برادر سربازش مرده بود و ضجه و موره میکرد و دلم را میسوزاند و درد خودم را از یاد برده بودم سه ربعی آنجا بودیم و صحنه هایی دیدم که هیچ گاه از مخیله ام پاک نمیشود برادرم را کالبد شکافی کردند درحالیکه علت مرگش در بیمارستان کاملا معلوم بود و دربرگه ای که دستم بود نوشته شده بود دیگر چه لزومی داشت که سینه اش را بشکافند و علت مرگ بنویسند نمیدانم نمیدانم برای چه اینهمه هزینه را تحمیل خانواده های عزاداری میکنند اگر پول نداشته باشند باید بروند و خودشان هم بمیرند براستی اگر پول نداشته باشی باید جسد عزیزت را بگذاری و فرار کنی چون سلام که میدهی باید پول بدهی با حال نزار که قدرت گرفتن خودکار در دستت را نداری باید دهها فرم را پر کنی دهها اثر انگشت بزنی فرمها و سوالهای تکراری که مغز استخوانت را میسوزاند و نام عزیزت که دیگر نیست بارها از تریبونها اعلام میشود و بستگان متوفی را میخوانند و با هر بار خواندن نامش قلبت میلرزد و اشگت سرازیر میشود چهره های سرد صبور و آرام کارمندان این بخش ها و آرامشی که دارند که به بی تفاوتی تبدیل شده را باور نمیکردم گویا سنگ شده بودند حتی به چهره ات نگاه نمیکردند از اینهمه خونسردی حالم بهم میخورد دوباره شناسایی دوباره صدایم کردند و من برای آخرین بار عزیزم را ذلیلم را دیدم تو ی آمبولانس زیپ کاور را کشیدند و صورتش را دیدم خونین و مالین و لی دهانش و چشمانش بسته شده بود نمیدانم چگونه آخر شنیده بودم که مرده خشک میشود و به همان حالت میماند گریه امانم را برید زیپ را کشیدند و من دیگر ندیدمش دیدار آخرمان بود و پشت سر آمبولانس راهی بهشت زهرا شدیم بهشت زهرا ی تهران یک شهر برای خودش یک شهر بزرگ حدود 20 سال بود که بهشت زهرای تهران را ندیده بودم خدای من چقدر آدم در این 20 سال مرده بودند چقدر بهشت زهرا آباد شده بود با قطعه های ردیف و درختان بزرگ و سربفلک کشیده غسالخانه نامی که همیشه از آن هراس داشتم دوباره اندوه دوباره لباسهای سیاه دوباره گریه ضجه و موره دوباره به سر زدن های متوالی زنهایی که خودشان را میزدند مردهایی که چند نفر او را گرفته بودند که به زمین نیفتد در گوشه ای عده ای عزیزشان را جلویشان گذاشته بودند و میگریستند درگوشه ای دیگر عده ای عزیزشان را به دوش داشتند و برویش ترمه کشیده بودند و لااله الله گویان به طرف گورستان میرفتند در گوشه ای کودکی را بر روی شانه ها میبردند و به سر میزدند دنیای غریبی است بهشت زهرای تهران مغازه هایی که کارو کاسبی شان سکه است و همیشه مشتری دارند و بر سر درشان کفن کربلا کف جوشن کبیر انواع ترمه وتربت کربلا پلاکارد تسلیت در عرض 2 دقیقه جالب است فقط دو دقیقه آْگهی ترحیم درعرض 20 دقیقه وقتی میمیری چقدر سریع همه کارها انجام میشود آنهایی که حرص مال دنیا را میخورند آنهایی که به خاطر مال دنیا سر عزیزانشان هم کلاه میگذارند آنهایی که زنا میکنند دروغ میگویند تهمت میزدند غیبت میکنند ترور شخصیت میکنند ایکاش حداقل ماهی یکبار سری به بهشت زهرا و غسالخانه تهران بزنند بروند و ببینند ذلت انسان را بیچارگی انسان را تباهی انسان را بی وفایی دنیا را که حتی قادر نیستی مورچه ای را از خودت برانی حتی قادر نیستی پلک بزنی و میروی به روی دستها میروی دستهایی که شاید در دنیا برایت کاری نکردند شاید توان بلند کردنت را نداشتند ولی اکنون همه عجله دارند تا کارهایت را ردیف کنند جالب است در دنیا اگر مشکلی داشته باشی تا وقتی نفس میکشی تا وقتی هستی کسی محلت نمیگذارد اگر بدانند احتیاجی داری حتی گاهی به تماست جواب نمیدهند ولی حالا همه بسیج شده اند با جان ودل و مال خود حتی تا زودتر راهی گورت کنند تا دیگر بیشتر روی زمین نمانی کسانی که سال به سال حتی به تو سر نمیزدند حالا پیشنهاد کمک مالی میکنند تا مرده ات را زودتر راهی خاک کنی تا بروندو خستگی شان را در رستوران غذا خوری که تو به مناسبت مرگ عزیزت ترتیب داده ای در بیاورند و با ولع غذ بخورند و نوشابه هورت بکشند و گویا اصلا گودی قبر را ندیده اند گویا وقتی همین یک ساعت پیش عزیزی را داخل سرازیری قبر میگذاشتند تنگی و تاریکی و حشرات گور سرد را ندیده اند گویا اصلا سنگهای سرد و بتنی لحد را ندیده اند گویا تلقین میت را ندیده اند گویا مرگ همیشه برای همسایه است و با آنان کاری ندارد در عجبم از این همه غفلت از این همه گول زدن خود درعجبم خدایا جالب است آنقدر درگیرمرده های مردم بودم که برادر خودم را فراموش کرده بودم گاه با این دسته که مرده شان را روی زمین گذاشته بودند و میگریستند میگریستم و گاه با دسته که بر روی دست عزیزشان را میبردند هم گریه میشدم و گاه برادر بیچاره ام را به غسالخانه برده بودند و تا آخرین حمام عمرش را بکند و از خاک و خون پاک شود تا لباس سفیدی دامادیش را بپوشد آخرین لباسش را مرا به عسالخانه راه ندادند اذان میگفتند از شهرستان آمده بودم و نمازم شکسته بود وضو گرفتم و به نمازخانه خواهران رفتم تا نمازم را بخوانم گرمی هوای مرداد اینهمه بدو بدو از سرصبح ماه رمضان هم بود و گشته و تشنه هر چند که مسافر بودم مقابل خدای خود ایستادم که اینچنین روز واقعه ای را برایم رقم زده بود ده دقیقه ای طول نکشید که زنگ زدند که بیا حمام دامادیش تمام شده و داخل آمبولانس گذاشته اند بیا و برای آخرین بار ببین هرگز فکر نمیکردم روزی من قبل از برادرم بمیرم آخر من چهار سال از او بزرگتر بودم و میگفتم روی شانه های او به خاک میروم ولی انسان از یک ثانیه بعدش خبر ندارد برادرم را کفن پیچ کرده بودند و داخل آمبولانس معمولی بدون یخچالی گذاشته بودند که باید 10 ساعت را ه از تهران تا شهرستان در گرمای مرداد طی میکرد و بابت این آمبولانس معمولی حدود چهارصد هزار تومان از من پول گرفته بودند دسته گلی هم روی داماد سفید پوشم بود برای مثلا عرض تسلیت براستی چه چیز میتواند تسلی خاطر کسی باشد که عزیزش را از دست داده است گلایول های سفید نمیدانم گناه گلایول چیست که همیشه روی مرده میگذارند گویا خدا روز آفرینش گلایول سفید گفته رسالت تو این است تو بر روی کفن ها و مزارهای سرد قرار خواهی گرفت تا با زیبایی و نجابت و سکوت شاهد گریه ها وضجه ها باشی جالب است که این همه زیبایی و وقار گلایول بویی ندارد چون آنهایی که عزیزی از دست داده اند آنقدر گریسته اند که دماغشان گیپ شده و حتماحس بویاییشان کار نمیکند برادرم را بردند هر چه اصرار کردم که همراهش باشم تا برای آخرین بار این مسیر را با هم برویم قبول نکردند برادرم شب اول قدر چاقو خورد شب بیست و یکم به خاک سپرده شد و مراسم ختمش را گذاشتم و تمام به همین سادگی برادرم رفت به همین سادگی من بیمارستان لقمان تهران من پزشکی قانونی کهریزک من غسالخانه و بهشت زهرای تهران من غسالخانه و بهشت زهرای شهرمان من برادرم و گودی و سرازیری گور من و سنگهای لحدی که بر روی برادرم چیدند و گونیهای سفیدی که بر روی سنگهای لحد کشیدند و خاک و خاک و خاکی که بر رویش ریختند و سنگی که بر مزارش گذاشتند و برادرم تمام شد او تنها 36 سال داشت بر روی مزارش خواهم نوشتم اینجا مردی خوابیده است که بارها ایستاد بارها افتاد ولی هرگز زانو نزد برایش طلب آمرزش کنید و فاتحه ای بخوانید سپاس 90 6 2 12 29 ع نظر سرپرستان بی سرپرست لیلی یاسمن در اوج جوانی روزی به خود میایی که دو بچه بیگناه و معصوم را در دامان داری نمیدانی خدا آنها را دردامن تهیدستت گذاشته یا دست تقدیر نمیدانی به یکباره با دستهای خالی بدون مسکن و سرپناه بدون درآمدی اندک با دو نان خور که با خودت سه میشوید خود را رها شده در این اجتماع میبابی جوانی آنقدر جوان که سردرگم و آشفته و پریشان نمیتوانی اوج این بدبیاری و بدشانسی را که به تو روی آورده درک کنی شب است درخانه ای بسیار محقر زیر سقفی که شکم داده و به قول صاحبخانه ات هر آن امکان دارد روی تو و بچه هایت بریزد خوابیده ای خواب که نه در سیاهی اتاقک محقرت به کودکانت مینگری که دو طرفت خوابیده اند چه آسوده به آسودگیشان قبطه میخوری ایکاش کودک بودی مثل آنها دوران کودکی خوبی هم نداشته ای که با به یاد آوردنش حداقل قندی در دلت آب شود و تلخی روح و ذهنت را برای ثانیه ای بکاهد شانه هایت چقدر سنگینند نفست سنگین تر بار مسئولیتی به این شدت شانه های نحیفت را میفشارد باید کاری پیدا کنی اجاره خانه بدهی بچه به مدرسه بفرستی لباس و خوراک میخواهند و از همه بدتر صاحبخانه که اگر دو روز اجاره اش عقب بیفتد دیگر جواب سلامت را نمیدهد کلید که به در میاندازی و پاورچین پاورچین با نفسهای حبس که از راهرو و جلوی درش رد میشوی مثل اجل معلق از تاریکی سر در میاورد و دلت هری میریزد و سلام بلند بالایی میکنی و به تته پته میفتی و نگاه سرد و جواب سردش دلت را میلرزاند تا از گمرگ صاحبخانه رد شوی هزار بار مرده ای و زنده شده ای خیس عرق پله های محقر را بالا میروی طفلکان یتیمت هر کدام درگوشه ای از اتاق روی موکت سرد به خواب رفته اند قلبت میشکند اشگت مجالی برای نزول مییابد و سرازیر میشود کوچیکه فقط 4 سالشه با آن موهای بلوند و صورت گرد سفید و پوست نرم و لطیف آهسته کنارش مینشینی و صورت سردش را میبوسی چشم میگشاید و با دیدنت به آغوشت پناه میاورد آغوشی که خود پناهی ندارد که از فرط کار 10 ساعته روزانه نایی برای گرفتنش ندارد محکم به سینه اش میفشاری ضربان قلبت آرام میشود وقتی سر کوچکش روی قلبت قرار میگیرد باید کاری کرد باید کاری بکنم این ندای ذهن توست که هر آن در وجودت تکرار میشود شب سرد زمستان به خانه میایی طفلکان عزیزت کنار هم جلوی بخاری خوابیده اندهردو سرمای سختی خورده اند هر دو تب دارند کوچیکه با لپهای گل انداخته از تب با ناله به عادت همیشگی به آغوشت پناه میاورد چقدر داغ است وحشت میکنی هر دو تب شدیدی دارند آخرهای برجه پولی نداری به یاد دفترچه بیمه شان میفتی که درمانگاه رایگان ویزبت میکند و دارو میدهد خیلی زود هر دو را برمیداری و راهی میشوی مسافت خیلی زیادی را با کفشهایت که اب میدهد و تا مچ پایت خیس میشود با بچه ای در بغل و کودکی که گوشه چادرت را گرفته وارد درمانگاه میشوی نزدییکیهای اذان است و درمانگاه خلوت مسئول باجه پذیرش تورا به اورژانس راهنمایی میکند میروی دراتاق دکتر را میزنی و با احترام اجازه ورود میگیری دکتری درشت هیکل و چاق درحالیکه روزنامه میخواند پشت میز نشسته سلامت را به سردی و به زور جواب میدهد شاید هم نمیدهد دفترچه ها را روی میز میگذاری از سرتا پایت را برانداز میکند قبل از اینکه دفترچه را بگشاید سرد میپرسد چشونه میگی آقای دکتر سرمای سختی خوردن تب دارن ابروهایش در هم میرود با تشر میگوید خانم سواد داری دهانت خشک میشود با زحمت آهسته میگویی بله معنی اورژانس را میدانی دیگر نایی برای جواب دادن نداری کودک روی شانه ات دارد شانه هایت را میشکند و او شروع میکند به معنی کلمه اورژانس که به بیماران تصادفی و خیلی بدحال و آهسته میگویی ولی دکتر این بچه ها تب دارند شما هم که بیکارید و روزنامه میخوانید از بیمارستان هم که حقوقتان را میگیرید هنوز حرفم تمام نشده داد میزند بیکارم میخواهی چون بیکارم پا شم بیمارستانو نظافت کنم قلبت میشکند این پزشک مملکت توست گریه مجالت نمیدهد هیچ نمیگویی هیچ دفترچه را برمیداری و با گامهای سنگین راه میفتی پاهایت یخ زده تمام مسیر راه تا خانه را در سوز سرما گریه میکنی از صاحبخانه قطره استامینوفن میگیری و به بچه ها میدهی و شب را به صبح میرسانی اول صبح به استانداری فرمانداری و هرجایی که نشانی از فرد خیری هست میروی صدقه نمیخواهی فقط کار نیمه وقتی میخواهی تا بچه هایت تا شب درخانه تنها نباشند آخر گاهی که شب دیر به خانه میرسی و برق میرود در ظلمات خانه همدیگر را بغل میکنند و میترسند میخواهی قبل از تاریکی هوا که زمستانها خیلی زود هم میرسد کنار طفلکان یتیمت باشی فقط همین نگاههای سرد نگاههای گاه بی پروا و جسور نگاههای خالی از احساس مسئولیت نگاههای هیز وزشت نصیحتهای الکی که چرا ازدواج نمیکنی جانت را روحت را قلبت را میخراشد گویی از کره دیگری آمده ای هیچ کس را با هیچ کس کاری نیست آنهایی که پارتی کلفت دارند آدم دارند آن بالابالاها هر کدام پشت میزی تکیه داده اند و از آن پشت تورا ریز می بینند خیلی ریز قلبت تیر میکشد و دردش تا نوک انگشتانت را میسوزاند کاری نیست همان کار خودت را میچسبی کار 10 ساعته ای که دمار از روزگارت درآورده با نصف دستمزد ولی چاره ای نداری هیچ چاره ای گاهی ماهها نمیتوانی گوشت و مرغ بخری تا پول آب و برق و گاز را بدهی ولی باز میایستی به دوستان که میدانی وضع مالیشان خوب است زنگ میزنی و به بهانه ای میخواهی اگر لباس کوچک شده بچه هایشان را هنوز دارند بروی بگیری تا بچه هایت زمستان گاپشن داشته باشند چادر سیاهت را که دیگر به قرمزی میزند پشت و رو میکنی و دوباره میدوزی به میهمانی های فامیل نمیروی جالب است کسی هم سراغت را نمیگیرد هر روز صبح سفیدی موهایت را میشماری که هنوز سی ساله نشده ای شقیقه ات را پرکرده به جوانی از دست رفته ات مینگری پشت حصار آینه ولی هر وقت که کودکان معصومت را در آغوش میگیری یادت میرود این همه محنت این همه درد میدانی آنها هم وفا ندارند و روزی تو را مچاله میکنند و میگذارند و میروند ولی تو که معادله پایاپای بلد نیستی تو وظیفه میشناسی همین و بس حالا چه بدانند و چه و سر نمازهایت مینالی ای خدایی که یوسف را از چاه یونس را از دهان ماهی رهاندی تنها دلخوشیم اینست که با نگاه مهربانت مرا میبینی گاهی که شانه های خسته ام را لحظه ای میگیری و اشگم را با سرانگشتان نورانیت میگیری و نمیگذاری به زمین بیفتد قلبم آرام میشود همین برای من بس است شما را به خدا زنان بی سرپرست ولی خود سرپرست طفلکان یتیم را دریابید بگذارید درد یک زن تنها وبی سرپناه فقط غم تنهایی و بی پناهی باشد نه غم نان ایکاش مسئولی این پست را میخواند ایکاش 90 4 21 1 23 ع نظر به یکباره عزیز شدم لیلی یاسمن سلام امروز یک روز خوب خداست هر چند که حالم من خوب نباشه و من از زمین و زمان شاکی باشم مثل همیشه روزی هزار بار به موبایلت نگاه میکنی هیچ پیامی نیست روزی هزار بار گوشیتو چک میکنی هیچ تماس بی پاسخی نیست به خانه که میرسی پیغام گیر تلفن را چک میکنی هیچ پیامی نیست روزهای تعطیل و غیر تعطیل تا غروب در خانه میمانی هیچ کس به دیدنت نمی آید ماهها صدای خواهر و برادرت را نمیشنوی خبری از هم ندارید پنج شنبه سر مزار عزیزانت میروی شاید گذری و اتفاقی یکی از بستگان مشترک را در قبرستان ببینی که به عیادت مزار مشترکی آمده از دیدن هم تعجب میکنید تعارفات معمول و خشک وخالی از احساس در شهر خودت در میان بستگانت غریبی موقع عید که میشود میوه و شیرینی و آجیل میگیری خانه را عین دسته گل تمیز میکنی چشم به ساعت منتظری که بستگان دو ر و نزدیکت که یک سال تمام است زنگ خانه ات را نزده اند بیایند و تبریک بگویند عیدی را که حس نمیکنی میایند باعجله که باید چند جای دیگر هم بروند میروند به یکباره تمام حرفها درمورد تو میشود زنگ همه فامیل دوست و آشنا به صدا میاید حتی آنهایی که سالی یک بار صدایشان را نمیشنیدی حتی دوستان و فامیلی که در شهرستانهای دور و نزدیک بودند جالب است همه نگران تو شده اند همه در مورد تو حرف میزنند به یکباره عزیز همه شده ای همه دوستت دارند همه فقط لبخندهاو خوبیهایت را به یاد میاورند آنهایی هم که کمی بااحساس ترند با آوردن نامت قطره اشگی هم میریزند تعجب میکنی خواهرت و برادرت آنهایی که ماهها صدایشان را هم نمیشنیدی سینه چاک میکنند خانه ات یک جوری است سردر خانه ات پلاکاردهای سیاه با باد به اینطرف و آنطرف میرود و مسرانه میخواهند خود را از بند برهانند و درآسمان رها شوند نام خودت را که روی پلاکاردها میخوانی که نه خطاب به خودت بلکه خطاب به بستگان نزدیکت نوشته ش...
|