If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: aabee.blogfa.com - ....

site address: aabee.blogfa.com redirected to: aabee.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Friday 19 June 2026 20:29:09 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=... طفیل هستی عشق !...ارادتی بنما تا سعادتی ببری;

Headings (most frequently used words):

است, خوب, تو, های, تا, غزل, این, من, پرسه, نگاه, آسمان, طفیل, هستی, عشق, ارادتی, بنما, سعادتی, ببری, فعلا, باران, شبیه, دغدغه, ای, شاعرانه, گریه, روی, شانه, کز, می, کند, کنج, خودش, سایه, بدبخت, فحشی, ست, در, دلم, که, شدیداً, مؤدّب, آن, جا, بدون, حالم, تشنج, ها, از, پنهان, بماند, لحظه, رفتنی, فرافکنی, یک, ذهن, بیمار, پرســـــــــــــــــــــــ, خدا, نوشت, یارانه, سکوت, درو, مثنوی, رویای, تلخ, حس, تجربه, عروس, مردگان, دختر, ایلی, غروب, صحرا, حراج, رویا, خط, فاصله, 14, 89, بی, چاره, سماع, ماه, حالت, مستانه, 88, نوشته, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
نوشته (38), های (37), شده (36), ساعت (34), روح (33), توسط (30), حمیده (30), غفاریان (30), پرور (30), بود (28), این (26), چشم (25), ۱۳۸۹ (22), است (19), ۱۳۹۰ (18), درد (18), کرد (16), کنم (16), همه (16), نگاه (15), دلم (15), شود (15), کند (14), مثل (13), ماه (13), روی (13), کرده (12), بغض (12), لبخند (11), آید (11), اما (10), شنبه (10), سکوت (10), غزل (10), آسمان (9), شهریور (9), حالا (9), باز (9), بدم (9), میان (9), خانه (8), مرا (8), هایم (8), دیشب (8), عشق (8), دوباره (8), صبح (8), خدا (8), ادامه (8), کردم (8), خیس (8), گریه (7), ۱۳۸۸ (7), اردیبهشت (7), خواهم (7), شانه (7), دست (7), گاهی (7), جمعه (7), کنند (7), بهمن (6), فروردین (6), تمام (6), یکشنبه (6), باران (6), چشمم (6), سرم (6), هِی (6), پرسه (6), خیلی (6), وقتی (6), زنم (6), کبود (6), قحطی (6), آبان (5), اسفند (5), مهر (5), حرف (5), نگاهت (5), روز (5), حال (5), پنجره (5), خودم (5), پشت (5), دوست (5), روزها (5), آتش (5), سرخ (5), روزگار (5), برای (5), لحظه (5), نمی (5), زنی (5), خوب (5), زخم (5), ۱۳۹۱ (4), وبلاگ (4), باشد (4), همیشه (4), موازات (4), اشک (4), پنجشنبه (4), نگاهم (4), راه (4), دور (4), امشب (4), خود (4), چشمانم (4), گرفته (4), نیست (4), قلب (4), خورشید (4), دارم (4), شعر (4), باد (4), گونه (4), همین (4), خورد (4), وقت (4), روزهای (4), فردا (4), شهر (4), هایی (4), هنوز (4), صدای (4), آغوش (4), پنهان (4), حتی (4), شبیه (4), دانم (4), سوزد (4), ندارم (4), مامان (4), تنم (4), هجوم (4), بودن (3), مهدی (3), دخترک (3), آذر (3), تیر (3), خرداد (3), بودم (3), شدن (3), تنها (3), بهاری (3), سرت (3), یاد (3), مست (3), دار (3), لحن (3), خیره (3), دیده (3), سرش (3), داشت (3), گیر (3), کافیست (3), دلیل (3), پیر (3), بعد (3), هستی (3), زیر (3), غروب (3), ایلی (3), هایت (3), تیره (3), سرد (3), سیاه (3), انگشتان (3), دادم (3), خواب (3), قرار (3), یکی (3), چیزی (3), رویای (3), سیب (3), کاسه (3), مرهم (3), پاره (3), زند (3), دستان (3), نشسته (3), بوی (3), كلّه (3), آرام (3), بماند (3), خیالت (3), تشنج (3), کنی (3), کنار (3), پاییزی (3), حلقه (3), بغلم (3), تنهام (3), تکه (3), ابر (3), تنهایی (3), علی (2), محمد (2), مرداد (2), ۱۳۹۲ (2), مدیر (2), عمر (2), شاعر (2), مطالب (2), چشمان (2), نکن (2), چشمانت (2), بلند (2), گوشه (2), زنده (2), عاشق (2), قدم (2), ساده (2), بودی (2), گره (2), جانم (2), ناز (2), حالت (2), مستانه (2), خواهد (2), انگار (2), سماع (2), بار (2), پیکر (2), آمد (2), ماند (2), چله (2), قبضه (2), چهارشنبه (2), چاره (2), بالا (2), دارد (2), ابری (2), بهانه (2), زدم (2), بالای (2), فاصله (2), دوشنبه (2), رویاهایم (2), فروختم (2), خیالی (2), رویا (2), موهام (2), گردنم (2), بهتر (2), آفتاب (2), نور (2), لرزش (2), صحرا (2), گرمای (2), تار (2), نخست (2), آدم (2), فقط (2), ممتد (2), دلی (2), نیزه (2), مرد (2), قالی (2), جهان (2), سیاهی (2), دختر (2), چادر (2), یعلم (2), سلام (2), آخرین (2), الان (2), شدم (2), کوچک (2), تکیه (2), کمی (2), دستانم (2), شکم (2), خیال (2), داداش (2), صبحونه (2), لقمه (2), باید (2), حتما (2), مینا (2), درست (2), حرفی (2), احترام (2), گندم (2), طاووس (2), خاک (2), شکسته (2), افسرده (2), سنگ (2), تلو (2), مویه (2), دسته (2), جفت (2), بازم (2), اندام (2), خیانت (2), مثنوی (2), تلخ (2), وسط (2), کلاغ (2), کلبه (2), بیدار (2), چوبه (2), زمان (2), لعنتی (2), بازنده (2), حسرت (2), بدون (2), زنند (2), خوشه (2), بهار (2), دشوارست (2), درگیر (2), سردم (2), گذارم (2), سید (2), دهد (2), پرده (2), بارانی (2), زندگی (2), گویند (2), گاه (2), حالم (2), هیجان (2), موسوی (2), اند (2), کشند (2), وزد (2), عروسک (2), خورم (2), خون (2), ذره (2), آدمک (2), خودش (2), خواهی (2), گیج (2), لهجه (2), حدیث (2), خیسِ (2), دغدغه (2), شاعرانه (2), عزیز (2), طفیل (2), blogfa, com, تاملات, فلسفی, پدر, خودشیفته, رنگين, كمان, سياه, مالک, بسطامی, قلم, سیدعلی, رضایی, جنجال, مستقل, حمید, برزخ, دردها, باقری, لذت, مینویی, تراژدي, نعیمیان, پيرنگ, مرتضی, بهداد, مصی, جونم, روان, شناسان, جوان, تانترا, زهرا, فدوی, بهبودی, نیا, كفشدوزك, مریم, مهسا, آخرتی, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, دنبال, وزن, قافیه, حواس, پرت, خواننده, گرامی, هرگونه, کپی, برداری, اجازه, ذکر, منبع, مجاز, قدیمی, نوای, برگ, ریزان, ابرهای, دلت, بگو, بودنم, بزن, پایین, نیار, حنجره, بادهای, زای, مدیترانه, لبخندت, کهکشان, ستاره, شرط, بستم, پیشانیت, ببند, امروز, آوای, غریبانه, آوایت, دیوانه, چهارده, خرابم, سلانه, برسی, تابم, حَد, صمیمانه, غریبه, زلف, برکش, زلفم, یارا, طرز, ادای, مهربانانه, ادا, جوانی, شادی, بردی, جام, شراب, دُرد, پیمانه, وای, سامانم, کشت, عصیانم, قهقهه, خراب, سرگردانم, شریکِ, لرزانم, گرمی, استوای, دستت, نبود, رفت, عمیق, ریشه, تبر, درخت, مذهب, ایمانم, برقی, ديشب, بارون, قشنگي, اومد, سکوتت, حالی, تماشا, روین, زهره, انصاف, جای, خسته, تحقیر, عمرش, فدای, ناله, شبگیر, تدبیر, چشمانِ, بگذریم, دوری, زنجیر, مهتاب, حیا, ابرها, کوه, دیر, چوبی, چرخ, بابامو, خواد, احساساتمو, جار, بزنم, کار, بدیه, تقدیم, واقعی, بمیرم, بگریم, اندوهی, پوچی, فریب, برایم, مانده, بشکنم, ترک, کفش, ریزد, برگی, زرد, حراج, دستاش, داشتم, زبر, اذیتم, گیره, ریخت, دورم, پوشوند, سوخته, قرمز, غمگین, نمود, بینی, عقابی, چهره, مردانه, هاش, اون, آروم, بلندم, گذاشت, قاطر, نگهم, نیفتم, زمختش, گذاشته, پشتم, انگشتش, نوازش, آسمون, نارنجی, آبجی, فهمیده, ختر, بافتم, پود, حوّا, دید, چشمهایت, مژه, غبار, لشکر, جنگل, ماتم, بافت, گشت, پناه, آرامم, پلک, نظرت, چیه, یبعد, قلوب, العارفین, یری, بکاء, الخائفین, یسمع, انین, الواهنین, ضمیرالصامتین, مرادالمریدین, تون, پرتقالی, نوشتمه, ویرایشش, تموم, کلیک, مطلب, تونید, داستان, بخونید, خوشحال, نظرتون, بدونم, گنگ, نوک, پاهایم, مقابلم, تخت, دراز, بودند, ابروهایم, بردم, حرکتی, تکان, بپرد, بالشی, کمرم, نشستن, مداوم, آزرده, نگاهی, کتابی, انداختم, مقابل, سرباز, سیاهپوست, ضربت, گرز, مغز, تهوت, متلاشی, جلوی, دیدگان, سیاهپوستان, خواستند, مریت, مورد, اهانت, دهند, چون, شدت, مقاومت, سینه, فرو, نمودند, کمک, دویدم, عروس, مردگان, دیروز, پراز, بغضم, راحت, برن, مامانا, چایی, سردش, کوچولو, بخوره, آماده, واسش, گرفتم, نمیخوره, براش, بگیره, بعدشم, فرستادمش, سرکار, سالی, ازم, بزرگتره, هرحال, کوچیکه, دیگه, خونه, جمع, قوری, شستم, غذا, نگفته, مرغ, داریم, میزنه, میگه, مـــــــــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــــان, قدر, وطولانی, تجربه, نگو, شبم, کودکم, گذاشتم, آزادی, عاطفه, نثار, سلیقه, حدی, مشهود, گویی, دلخواه, راهی, دیگر, انتخاب, ابتدا, اجتماعی, سروده, ابیات, شماره, سرود, رفتنت, گرده, سیه, چُرده, رفتن, نبودنت, خورده, حمل, غصّه, مرده, سردِ, سیاهِ, زخمم, نمک, شبِ, روزی, مرتبه, زنگ, خمارت, مستِ, زمین, بخت, بینوای, رنگ, موی, چنگ, گرم, وجدان, شرم, پاکِ, سیل, سرشک, زلزله, کمر, قتل, شباهنگ, بسته, حالش, خمیده, تکیده, شنیده, لباسی, کهنه, مزرعه, ایستاده, قهوه, زردی, ساقه, ذرت, دوخته, مدام, پرواز, کردند, شبانه, نشده, چشمش, افتاد, گفت, بروم, بیدارشان, منصرف, گذشته, اگه, خواستن, ذاشتن, گلوی, خروس, بیچاره, درو, یلدا, مبارک, چشمانتان, هدفمند, هدفم, كرده, نعشم, هديه, قديمي, اعدام, بچگي, بند, لرزه, هاي, اعتنا, آبيّ, روزهاي, خوشم, گند, زمين, كشد, سير, سركه, اسپند, سوهان, سبزتر, شوي, هِي, لبت, قند, روياي, غرقه, یارانه, نوشت, جسم, طناب, مستی, دنیای, تاب, پیراهن, چروک, مجلسی, اعجاز, ماندگار, نشاند, شاهکار, غرور, خودت, مقدمه, گدار, زردتر, قبل, سوگ, قمار, دروپیکر, سرما, سوز, خاطرات, سوت, قطار, پرســـــــــــــــــــــــ, فرافکنی, ذهن, بیمار, مسافری, زنانی, خوانند, عطر, اقاقی, رفتنی, پای, رسوا, نفس, شنود, داشتن, اندازه, نبودن, مهربان, هایش, کشدم, گیرد, نشیند, رویم, کشم, بهتراست, رقص, لاغرم, دلگیجه, بازی, خطرناکی, ایم, چندثانیه, نفسی, حبس, پیشانی, دارت, صالحی, باور, مکن, نوبرایت, نویسم, ابهام, آینه, نامه, کوتاه, جان, خبر, آرامش, بیاوری, یادت, رفته, نام, کسان, فراز, کوچه, گذرد, فوج, کبوتر, سپید, فال, نیک, گرفت, نمانده, ساله, بگویمت, بخند, دیوار, خریده, راستی, خبرت, بدهم, شمایل, شقایق, ببین, انعکاس, تبسم, لااقل, وهله, هراز, حیاط, آنجا, هوای, تازه, نیامدن, حوالی, سال, یادم, نرفته, بنویسم, ناماندگار, درمان, زانوی, آهوی, بلرزد, طوری, گذرم, عمری, اگر, باقی, مردم, شادمانی, سبب, ملالی, بیزارم, هرچه, بینمان, انداخت, تابستان, آمدنت, نزدیک, عصاره, پنجه, نرم, شوق, درباره, منم, داوری, پانوشت۳, خاله, زنک, پانوشت۲, زین, جلسات, پنج, راس, تا۵, حوزه, هنری, پانوشت۱, فرزندم, عدم, زایندگی, روانی, خوشترم, دروغ, دردهامان, خاموش, لاغر, آستانه, فصلی, ساق, عریانم, داغ, بزنی, کودکانگی, اندامم, سوی, رفتنم, برایت, انگیزتر, دلگیرم, زودتر, نیامد, بافی, پیچی, گیس, بریدگی, زحمت, موهایم, دوش, روسری, فحشی, شدیداً, مؤدّب, بداست, فهمند, طاقتش, پرسوال, توست, بچه, قهر, اتاق, زانوانم, بغل, مریضم, سرگیجه, هیچ, درمانی, برایش, سراغ, پرخوری, حرص, غصه, چیزهایی, فروخورده, فکر, آغشته, سوزاند, سوزم, انتظار, بارانیم, لبخندهای, مشترک, زبان, بستری, خوش, باهر, خاطره, زخمی, افتد, طبیعیست, درموردشان, بدانم, درعرض, چند, دقیقه, تقریبا, هرشب, اتفاق, مشام, تحریک, پیدا, برقصند, چیزهای, زیادی, مثلا, هایشان, همسرانشان, بکشند, آتشی, نشینند, خنده, ریز, سیخ, آنقدری, هست, توی, کلاه, قرمزشان, گذارند, فرار, روند, اتاقم, آورند, هرکدام, قسمتی, وجودم, تبرهای, کوچکشان, درزهای, کانال, کولر, لوله, بخاری, پریز, برق, نماد, دخترکانی, غرق, آرزوی, گاز, شیرینی, ظرف, بلور, گران, قیمت, چینم, کنج, سایه, بدبخت, انگیز, طلوع, خلوت, صبحانه, ریزی, قِبَلِ, گردان, لبریزی, زمانی, همان, انگیزی, خستگی, سربراهی, بوسه, سیاهیِ, قسم, هرروز, عادتم, گلدان, صورتم, کنمت, هزار, ترفند, احاطه, عین, آهسته, بین, جنون, بامن, سلیس, جاری, طومار, گنجید, گیسوان, حریص, مدت, موهای, کودکی, شکل, مادرم, لبم, قطره, جهانی, جهت, کام, زهر, شوم, فهمیدم, دربه, درش, فرش, محل, آقایون, روشون, اونور, کامنتدانی, پاسخ, کامنت, مهربونتون, داد, اواخر, نخواهم, چسبم, درسم, گردم, میرم, سفر, فعلا, زینب, سادات, نسب, منتظرتم, میتونیم, همو, ببینیم, آدرسی, پیام, گذاشتن, نذاشتی, ارادتی, بنما, سعادتی, ببری,


Text of the page (random words):
ه می دهد تنهایی ام زنی وسط شهر می شود گم می شود میان جهانی که بی جهت درگیر این سکوت و یا یک بهانه است گاهی میان این همه تنهایی و سکوت باران شبیه دغدغه ای شاعرانه است آرام روی گونه ی من قطره می شود می آید و کنار لبم خانه می کند حالا شبیه کودکی ام شکل مادرم موهای خیسِ خیسِ مرا شانه می کند نوشته شده در یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور گریه روی شانه ی غزل پس از مدت ها یک غزل مثنوی و ابر چشم تو را خیس و خیس تر می کرد و گیسوان مرا هی حریص تر می کرد حدیث عشق به طومار در نمی گنجید که شعر حرف زمان را حدیث تر می کرد که حرف های تو از چشم تا دلم جاری شود نگاه تو را غم سلیس تر می کرد صدای شعر خدا و من و تو باران بود و ابر چشم مرا خیس و خیس تر می کرد غزل تر از دل من حرف می زنی بامن سکوت از شب خیس است یا جنون یا من سکوت می وزد آهسته بین لهجه ی تو و بغض می کنم آرام عین لهجه ی تو احاطه می کنی ام با نگاه با لبخند نگاه می کنمت با هزار و یک ترفند و دست های تو گلدان صورتم می شد قسم به لحن تو هرروز عادتم می شد به بوسه های تو بر چادر سیاهیِ من به خستگی دل گیج و سربراهی من به روز و شب شدن لحظه های پاییزی هنوز مثل همان روزها غم انگیزی هنوز مثل زمانی که پیر خواهی شد از آتش غم این روزگار لبریزی هنوز از قِبَلِ آفتاب گردان ها برای خلوت صبحانه نور می ریزی و صبح رو به نگاهم طلوع خواهی کرد و باز روز غم انگیز خیس پاییزی نوشته شده در یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور کز می کند کنج خودش این سایه ی بدبخت بغض می کنم و بی دلیل میان خانه پرسه می زنم بغض می کنم و لبخند می زنم بغض می کنم و شیرینی ها را در ظرف های بلور گران قیمت می چینم بغض می کنم و لبخند می زنم به نماد همه دخترکانی که غرق در آرزوی خود سیب سرخ گاز می زنند و همه پنجره های بارانی را زندگی می کنند من اما بغض می کنم آدمک ها یکی یکی از در و درزهای پنجره و کانال کولر و لوله بخاری و پریز برق به اتاقم هجوم می آورند و هرکدام قسمتی از وجودم را با تبرهای کوچکشان تکه می کنند و توی کلاه های قرمزشان می گذارند و فرار می کنند و می روند شب دور آتش می نشینند و با خنده هایی ریز چشمانم را به سیخ می کشند و من می دانم آنقدری هست که شکم هایشان را پر کنند و تا صبح همسرانشان را در آغوش بکشند و دور آتشی که ذره ذره ام را سرخ می کند برقصند من چیزهای زیادی از آدمک ها می دانم مثلا می دانم که بوی بغض مشام آن ها را تحریک می کند آن وقت خانه ی آدم را پیدا می کنند و فقط درعرض چند دقیقه تکه تکه اش می کنند تقریبا هرشب برای من اتفاق می افتد و طبیعیست که این همه درموردشان بدانم تنم از هجوم این همه زخم می سوزد باهر خاطره زخمی را مرهم می گذارم تنم از هجوم زخم ها می سوزد و قحطی مرهم دارم قحطی روزهای خوش قحطی لبخندهای مشترک تنم از هجوم زخم های زبان می سوزد زخم نگاه زخم بستری که تنم را می سوزاند می سوزم از همه صبح هایی که در انتظار شب های بارانیم به خون آغشته اند تمام دلم درد می کند و به بغض های فروخورده ام فکر می کنم به خون دلی که می خورم به حرص ها غصه ها غم ها حسرت ها به همه چیزهایی که این روزها می خورم و حالا دلم درد می کند از این پرخوری های بی در و پیکر تمام دلم درد می کند و هیچ درمانی برایش سراغ ندارم آخ مامان بغلم کن که خیلی مریضم که تب دارم که دل درد و سرگیجه دارم مامان بغلم کن که با همه بچه ها قهر کرده ام و حالا در گوشه اتاق زانوانم را بغل گرفته ام و گریه می کنم و دل می زنم که خیلی تنهام خیلی تنهام خیلی تنهام مامان بغلم کن که تنها چیزی که طاقتش را ندارم نگاه های پرسوال توست حالم بداست مامان و حتی عروسک هایم مرا نمی فهمند حتی عروسک هایم نوشته شده در یکشنبه ۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور فحشی ست در دلم که شدیداً مؤدّب است روسری را از سر باز می کنم زحمت موهایم بر دوش خیالت حلقه حلقه می پیچی میان سیاهی گیس بریدگی هایم خیال می بافی روی سرم دلگیرم از پاییزی که زودتر نیامد تا رفتنم را برایت غم انگیزتر کند تا زل بزنی به باد وقتی که کودکانگی های اندامم را سوی تو می وزد به ساق های عریانم که داغ از نگاهت بر گ ها را به آتش می کشند به هیجان خاموش انگشتان لاغر زنی تنها در آستانه فصلی سرد به دردهامان خیانت می کنم کلاغ ها دروغ نمی گویند که من این روزها با خیالت خوشترم پانوشت۱ آخرین فرزندم پس از ۹ ماه عدم زایندگی روانی پانوشت۲ زین پس جلسات گره پنج شنبه ها راس ساعت ۳ تا۵ حوزه هنری پانوشت۳ در کل شهر خاله زنک ها نشسته اند درباره ی زنی که منم داوری کنند سید مهدی موسوی نوشته شده در جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور آن جا بدون من با شوق با هیجان با لبخند دست و پنجه نرم می کردم با عصاره ی گل های بهاری وقتی که آمدنت نزدیک بود حالا تابستان را دوست ندارم هرچه را که بینمان فاصله انداخت دوست ندارم و گاهی دلم برای خودم می سوزد که از خودم بیزارم نوشته شده در شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور حالم خوب است خوب خوب سلام حال همه ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است اما تو لااقل حتی هر وهله گاهی هراز گاهی ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست راستی خبرت بدهم خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده بی پنجره بی در بی دیوار هی بخند بی پرده بگویمت چیزی نمانده است من سی ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خواهم گرفت دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید از فراز کوچه ی ما می گذرد باد بوی نام های کسان من می دهد یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری نه ری را جان نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آینه از نوبرایت می نویسم حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن سید علی صالحی نوشته شده در سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور تشنج ها تشنج می کنی دستان سردم را روی پیشانی تب دارت می گذارم لبخند می زنی چندثانیه سکوت به احترام نفسی که در حبس است تشنج می کنی دستان سردم لبخند سکوت درگیر بازی خطرناکی شده ایم نوشته شده در جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور از تو پنهان بماند از خدا که پنهان نیست از تو پنهان بماند بهتر است دلگیجه های بهاری ام و غروب هایی که خدا روی گونه های من گریه می کند و حتی رقص انگشتان لاغرم بر اندام خیالت از تو پنهان بماند بهتراست نوشته شده در پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور درد که می کشم خدا می نشیند رو به رویم زل می زند به چشمانم دستانم را می گیرد در آغوش می کشدم و آرام سر بر شانه هایش گریه می کنم خدا به اندازه ی همه ی نبودن های تو مهربان است نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور چه دشوارست دوست داشتن تو وقتی باد صدای نفس هایم را می شنود وقتی خاک جا پای قدم هایم را رسوا می کند چه دشوارست نوشته شده در سه شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور لحظه های رفتنی مثل عطر اقاقی ها که خوشه خوشه بهار را به گونه های تو می خوانند لبخند می زنم مثل همه ی زنانی که با بغض لبخند می زنند و مسافری در راه نوشته شده در شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور فرافکنی های یک ذهن بیمار ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۵ فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور پرسه پرسه پرســـــــــــــــــــــــ هی روزهای تلخ من و سوت یک قطار سرما و سوز لعنتی و خاطرات تار شب های شهر بی دروپیکر بدون تو شب های سوگ حسرت بازنده ی قمار من پرسه پرسه زردتر از روزهای قبل من درد بی مقدمه من اشک بی گدار درد از غرور چشم خودت آب می خورد دیشب صدای تو که غزل های شاهکار هی می نشاند بر دل و من درد من سکوت بازنده ی صدای تو اعجاز ماندگار پیراهن چروک غزل های مجلسی بر چوبه ی نگاه تو بی تاب و بی قرار یک شب میان مستی دنیای لعنتی از ماه جسم سرد من و یک طناب دار نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور خدا نوشت ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور یارانه ی نگاه تو روياي شب كه غرقه ي لبخند مي شود هِي كلّه كلّه كلّه لبت قند مي شود سوهان روح بي كس من سبزتر شوي من بي تو سير و سركه و اسپند مي شود من بي تو هي زمين و زمان درد مي كشد آبيّ روزهاي خوشم گند مي شود دل لرزه هاي ممتد بي اعتنا به من شب با دلم و بغض تو هم بند مي شود با چوبه ي قديمي اعدام بچگي نعشم دوباره هديه به اسفند مي شود در خانه اي كه بي هدفم كرده روزها چشمانتان دوباره هدفمند مي شود یلدا مبارک نوشته شده در سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور سکوت تا درو با لباسی کهنه تر از همیشه درست وسط مزرعه ایستاده بود کت قهوه ای اش در میان زردی ساقه های ذرت به چشم می خورد به کلاغ هایی چشم دوخته بود که مدام بالای سرش بی دلیل پرواز می کردند و کلبه که هنوز از سکوت شبانه بیدار نشده بود چشمش که به کلبه افتاد گفت بروم بیدارشان کنم اما باز منصرف شد مثل همیشه مثل همه ی شش ماه گذشته اگه می خواستن بیدار شن که نمی ذاشتن گلوی خروس بیچاره تا الان پاره شه ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور غزل مثنوی رویای تلخ رویای سیب و گندم و طاووس دیده ام از روزگار بوی خیانت شنیده ام اندام ماه مثل تن من تکیده است حالش بد است و رو به نگاهت خمیده است انگار پشت پنجره بازم نشسته ای بازم کمر به قتل شباهنگ بسته ای سیل سرشک و زلزله ی قلب و شهر درد فردا دوباره قحطی دستان پاکِ مرد فردا دوباره قحطی وجدان و عشق و شرم فردا دوباره قحطی یک جفت دست گرم هی دسته دسته موی من و چنگ روزگار هی مویه مویه روی من و رنگ روزگار هی سرخ سرخ چشم و دل بینوای من هی تیره تیره بخت من و روزهای من هی مستِ مست روح زمین و نگاه تو ساعت به وقت چشم خمارت تلو تلو ساعت به وقت بودن غم زنگ می زند هِی بر دل شکسته ی من سنگ می زند ساعت به وقت چشم تو روزی دو مرتبه زخمم نمک و دست تو با یاد آن شبِ سردِ سیاهِ ابری افسرده ی کبود خورشید روی دست تو یک مرده ی کبود امشب غزل به حال دلم غصّه می خورد این قلب پاره پاره ی افسرده ی کبود این شانه بار عشق تو را حمل می کند این شانه ی شکسته ی غم خورده ی کبود چشمم به راه رفتن و درد نبودنت چشمم به روی خاک سیه چُرده ی کبود یک کاسه آب پشت سرت روی چشم من یک کاسه آب مرهم این گرده ی کبود یک کاسه آب و یک غزل و درد رفتنت رویای سیب و گندم و طاووس می سرود پ ن ۱ این شعر در ابتدا قرار بود اجتماعی سروده شود این حس در ابیات شماره 1 4 5 و 6 تا حدی مشهود است اما گویی به دلخواه خود راهی دیگر را انتخاب کرد به سلیقه ی کودکم احترام گذاشتم و آزادی در عاطفه را نثار او کردم پ ن ۲ امشب دلم گرفته که حرفی نمی زنم چیزی نگو تمام شبم را سکوت کن نوشته شده در جمعه ۳۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور حس تجربه از دیروز تا حالا پراز بغضم دیشب بغض کردم بعد لبخند زدم تا با خیال راحت برن صبح پا شدم مثل مامانا چایی دم کردم سردش کردم دادم داداش کوچولو بخوره صبحونه آماده کردم واسش لقمه گرفتم صبحونه نمیخوره باید حتما یکی براش لقمه بگیره بعدشم فرستادمش سرکار خب 4 سالی ازم بزرگتره اما به هرحال داداش کوچیکه ست دیگه خونه رو جمع کردم قوری رو شستم به مینا غذا دادم نگفته بودم یه مرغ مینا داریم که حرف میزنه همه چی می گه گاهی درست با لحن خودم میگه مـــــــــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــــان همین قدر کش دار وطولانی ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور عروس مردگان 2 برای لحظه ای گنگ به نوک انگشتان پاهایم خیره شدم که مقابلم روی تخت دراز شده بودند ابروهایم را بالا بردم و با حرکتی کوچک سرم را تکان دادم تا خواب از سرم بپرد بالشی که به آن تکیه کرده بودم کمی کج شده بود و کمرم از نشستن مداوم کمی آزرده نگاهی به کتابی که در دستانم بود انداختم مقابل چشم من یک سرباز سیاهپوست با یک ضربت گرز مغز تهوت کوچک را متلاشی کرد و باز جلوی دیدگان من سیاهپوستان خواستند که مریت را مورد اهانت قرار دهند و چون آن زن به شدت مقاومت می کرد در یک لحظه ده نیزه در شکم و سینه اش فرو نمودند و وقتی من به کمک وی دویدم سلام این آخرین نوشتمه همین امشب ویرایشش تموم شد همین الان با کلیک روی ادامه مطلب می تونید ادامه ی داستان رو بخونید و خیلی خوشحال می شم نظرتون رو بدونم روزگار همه تون پرتقالی ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور یا من یعلم مرادالمریدین یا من یعلم ضمیرالصامتین یا من یسمع انین الواهنین یا من یری بکاء الخائفین یا من لا یبعد عن قلوب العارفین نظرت چیه نوشته شده در جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور دختر ایلی نگاه تو پلک هایت سیاه چادر شد زیر گرمای آتش چشمم قلب من گشت دختر ایلی در پناه نگاهت آرامم دخترک قالی سیاهی بافت چشم هایت سیاه تر می شد قالی او سیاه و چشم تو چشم من سرخ و یک جهان ماتم مژه نیزه غبار لشکر مرد جنگل خیس چشم تیره ی سرد لرزش ممتد دلی پر درد دخترک پیر می شود کم کم چشم هایم فقط تو را می دید چشمهایت پر از نگاهم شد مثل روز نخست عشق نخست مثل حوّا که عاشق آدم چشم هایت و من نگاهت را بافتم تار و پود و هِی بی تو د ختر ایلی نگاه تو زیر گرمای آتش چشمم نوشته شده در جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور غروب صحرا آروم بلندم کرد گذاشت پشت قاطر نگهم داشت که نیفتم دست زمختش رو گذاشته بود پشتم و انگشتش گاهی پشت گردنم رو نوازش می کرد آسمون نارنجی شده بود خورشید مثل چشم های آبجی صحرا شده بود وقتی فهمیده بود که چشم های خورشید مثل اون روزها بود گونه های آفتاب سوخته ش زیر نور قرمز غروب غمگین تر می نمود بینی عقابی ای که چهره ش رو مردانه تر می کرد لرزش لب هاش دستاش رو دوست داشتم اما زبر بود اذیتم می کرد گیره ی موهام رو باز کردم موهام ریخت دورم و گردنم رو پوشوند حالا بهتر شد ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور حراج رویا دیشب تمام رویاهایم را فروختم به باد به برگی زرد که می ریزد کفش هایم کو می خواهم تو را ترک کنم می خواهم هستی خیالی ام را بشکنم و بعد با اندوهی که از پوچی و فریب برایم مانده بگریم بمیرم دیشب تمام رویاهایم را فروختم پ ن ۱ تقدیم به شاعر واقعی این شعر پ ن ۲ من خیلی بابامو دوست دارم گاهی دلم می خواد احساساتمو جار بزنم کار بدیه نوشته شده در دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور خط فاصله 14 2 89 چوبی میان چرخ دلم گیر کرده بود خورشید پشت کوه خدا دیر کرده بود مهتاب بی حیا از بالای ابرها خود را به چشم ناز تو زنجیر کرده بود چشمم به ماه و ماه نگاه و نگاه و آه دوری و درد و اشک مرا پیر کرده بود دیشب میان روح خودم پرسه می زدم یک دل میان قلب و سرم گیر کرده بود یک دل که هِی بهانه ی چشمانِ بگذریم کافیست هر چه چشم تو تدبیر کرده بود کافیست هر چه پنجره ی بغض ابری ام عمرش فدای ناله ی شبگیر کرده بود کافیست هر چه آسمان تا صبح بی دلیل چشمان خسته ام را تحقیر کرده بود انصاف نیست چشم تو اما به جای من پ روین و ماه و زهره را در گیر کرده بود نوشته شده در شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور بی چاره آسمان بی شک آسمان دیشب داشت تو را تماشا می کرد آسمان دیشب حالی داشت که که هر شب دارد سرش را بالا گرفته بود سکوتت باران بی چاره آسمان زنده می ماند تا صبح پ ن ديشب چه بارون قشنگي اومد نوشته شده در چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور سماع ماه برقی که دوباره خیره بر چشمانم نا دیده گرفته مذهب و ایمانم یک قبضه تبر دو قبضه چشم تو درخت یک درد ِ عمیق ریشه کن بر جانم یک درد که چله چله هی آمد و رفت هی آمد و ماند و خیره شد چشمانم بر گرمی استوای دستت که نبود این بار شریکِ پیکر لرزانم امشب که سماع ماه را تا خود صبح تا صبح به دور ماه سرگردانم هِی قهقهه هِی نگاه هِی مست و خراب ـ انگار دوباره در پی عصیانم جز چشم تو ماه هم مرا خواهد کشت ای وای دلم دلم سرم سامانم نوشته شده در سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۹ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور این حالت مستانه از جام و شراب و دُرد و پیمانه بدم می آید از عشق از این حالت مستانه بدم می آید با ناز و ادا جوانی و شادی من را بردی از طرز ادای مهربانانه بدم می آید دست از دل من برکش و از جانم و زلفم یارا از زلف گره کرده و از شانه بدم می آید یک عمر غریبه با دلم بودی و اما حالا حَد دار که از لحن صمیمانه بدم می آید چشمم که به راه و راه تا کی برسی بی تابم حال از قدم ساده ی سلانه بدم می آید از ماه چهارده که هی مست و خرابم می کرد از عشق من از عاشق دیوانه بدم می آید هر روز دل و چشم و نگاهم پی آوایت بود امروز ز آوای غریبانه بدم می آید هر گوشه ی این خانه ی دل یاد نگاهت زنده ست از یاد نگاه تو از این خانه بدم می آید نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور آسمان من 9 9 88 چشمانت را ببند سرت را به آسمان بلند کن بلند تر می خواهم پیشانیت به موازات ماه باشد من دیشب با ستاره ها شرط بستم می خواهم لبخندت به موازات کهکشان و حنجره ات به موازات بادهای باران زای مدیترانه ای چشمانت را باز نکن سرت را پایین نیار لبخند بزن به موازات اشک هایم حالا مثل همیشه بودنم را حس نکن و حرف دلت را بگو هم نوای برگ ریزان ابرهای چشمان بهاری ام نوشته شده در یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت توسط حمیده غفاریان روح پرور مطالب قدیمی تر دنبال وزن و قافیه بودم تمام عمر شاعر شدن حواس م...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 57 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-57


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Fri, 19 Jun 2026 20:29:08 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/aabee.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=w%2FJqobwVrzVkOiwJI6zoxxAmIxzPOCIzNljlEqC9Df96fHqef0R2sjI27qp16kn%2FT%2BYa9n6gd%2BESHgg5nimY3SfGuUHtnib0R3et0n3M40Vz59fRFeHsdgOnnz1a5YyCX8Su ]
CF-RAY a0e548c18f1e41aa-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Fri, 19 Jun 2026 20:29:09 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=xNb0IuhieCsa61A%2BSF9HugxIEeEbST126bc1LGmWVQmWIZxhAwEzP0Xj6gpr5jw%2B7s2WAeY%2Fr0%2FTqECDsrUfUgrwNNI6ru%2FeOetmbtvfPhUbc5sleKo24csTFDkdosSwllCn ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0e548c26d36e0ad-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title="..."
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="... طفیل هستی عشق !...ارادتی بنما تا سعادتی ببری"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="... طفیل هستی عشق"
property="og:site_name" content="... طفیل هستی عشق"
property="og:description" content="... طفیل هستی عشق !...ارادتی بنما تا سعادتی ببری"

Load Info

page size17233
load time (s)0.444504
redirect count1
speed download38813
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"