Meta tags:
keywords= , وبلاگ ، پارسی بلاگ;
Description= شهادت
عبارت است از زندگی در حال هشیاری، و آزادی در راه وصول به هدف عالی تر از زندگی طبیعی بواسطه شهادت.
این خصیصه و پدیده ای است که همه شهدا دارای آن می باشند. ;
Keywords= ;
Headings (most frequently used words):
شهید, نامه, به, ای, شهادت, باشد, هدف, التیام, زخم, دختر, علمدار, پدر, شهیدش, بهشت, خاطرات, صیاد, شیرازی, مثل, شمع, خاطره, از, همت, بدون, شرح, دورکن, دارد, یکی, این, که, در, راه, خدا, فی, سبیل, الله, مقدس, انسان, بخواهد, جان, خود, را, فدای, نماید,
Text of the page (most frequently used words):
این (31), شهید (25), گفت (24), همت (22), شما (21), آخر (21), است (21), بود (21), عشق (20), همه (18), برای (17), شهادت (13), شهدا (13), بعد (12), عاشق (11), روز (11), خدا (11), نمی (11), خون (11), نویسنده (10), شقایق (10), خود (10), های (10), بچه (10), کرد (10), وقتی (9), نظرات (8), ساعت (8), الله (8), باشد (8), فقط (8), اما (8), خوب (8), 1387 (8), صبح (7), رئیس (7), اگر (7), حاج (7), پیش (7), شنبه (6), جان (6), فروردین (6), مقابل (6), کارمند (6), مرد (6), مثل (6), روی (6), کار (6), کنیم (6), نامه (6), خواهم (6), دست (5), عصر (5), یکی (5), راه (5), کند (5), اند (5), خانواده (5), دفن (5), شهدای (5), قربان (5), مادر (5), ولی (5), تمام (5), چند (5), بابا (5), شده (5), بودند (5), گریه (5), هیچ (5), صیاد (5), هدف (4), هستی (4), دیگه (4), بقیه (4), کمک (4), بله (4), نیست (4), حرف (4), متوجه (4), آقا (4), خیلی (4), دیگری (4), همین (4), صحبت (4), بودم (4), طرف (4), دید (4), گفتیم (4), علی (4), زندگی (4), سلام (4), زهرا (4), پای (4), زخم (4), گودال (4), مقدس (3), حقیقت (3), انقلاب (3), آنکه (3), ضمنا (3), مسئولیم (3), هرچه (3), پدر (3), اداره (3), دارم (3), داری (3), نداریم (3), شدم (3), اصلا (3), بدون (3), داشت (3), زمان (3), جالب (3), لحظه (3), گرفتند (3), عملیات (3), ندارد (3), دوست (3), پاسدار (3), شوم (3), دیگر (3), حالا (3), حرفها (3), پرسید (3), آنها (3), آمدی (3), جلو (3), آمد (3), بیا (3), بلند (3), محل (3), خودش (3), بگیرد (3), منطق (3), اجتماع (3), وارد (3), قطره (3), شمع (3), محفل (3), نوع (3), آنان (3), ملت (3), خاک (3), یاد (3), یادش (3), بهشت (3), درجه (3), راضی (3), امام (3), هزار (3), داشتند (3), مهمات (3), نشان (3), لاله (3), باشند (3), باشم (3), علمدار (3), کنار (3), باند (3), داخل (3), امدم (3), وبلاگ (3), بازدید (3), پنج (2), اسفند (2), دارد (2), سبیل (2), انسان (2), خاطر (2), مطهری (2), تعریف (2), مفهوم (2), فرماید (2), اسلامی (2), الهی (2), شهیدان (2), زنده (2), زود (2), قبل (2), باید (2), سنگهای (2), بودجه (2), مگه (2), اومده (2), وام (2), الا (2), میان (2), بفرمائید (2), عمل (2), وضعیت (2), مشکل (2), کاری (2), نکن (2), کنم (2), انقلابها (2), میخواهم (2), سنگ (2), قبر (2), کنید (2), میکنم (2), بیشتر (2), اول (2), کجا (2), داده (2), خورده (2), کردند (2), مدتی (2), محمد (2), شرکت (2), پاسدارباش (2), میکردم (2), هستیم (2), مصلح (2), قبلا (2), قهر (2), امان (2), کشید (2), آمده (2), رفته (2), هستم (2), گرفت (2), هستید (2), رسید (2), بردیم (2), شدیم (2), خودمان (2), قرار (2), شاید (2), رسیدیم (2), خواهی (2), بودیم (2), رساند (2), کلمه (2), امید (2), هستند (2), پیکر (2), کنند (2), وقت (2), شود (2), بشریت (2), ادامه (2), شدن (2), خامنه (2), دفاع (2), برابر (2), نام (2), امروز (2), اسلام (2), آزادی (2), ایران (2), بزرگ (2), نشانه (2), نماز (2), کسی (2), انگار (2), مزد (2), جنگ (2), پول (2), حقوق (2), داد (2), بیرون (2), دختر (2), نیز (2), باز (2), چطور (2), گلوله (2), نیاز (2), داشتیم (2), برادر (2), مسئول (2), آتش (2), پناه (2), بگویم (2), موقع (2), امداد (2), جلسه (2), بنی (2), صدر (2), بسم (2), توی (2), قنوت (2), خاطرات (2), درد (2), فرزندان (2), یکشنبه (2), سیده (2), صدای (2), گوید (2), آیت (2), دستان (2), مهر (2), همیشه (2), بند (2), حال (2), مهد (2), کودک (2), تفحص (2), بهمن (2), سرافرازان (2), کیف (2), برزنتی (2), پایم (2), التیام (2), سال (2), هنوز (2), اولیه (2), زدشتی (2), لوگوی (2), شماره (2), powered (2), شیخ (2), هیئت (2), محب (2), حرم (2), بریده, دورکن, بخواهد, فدای, نماید, مرگی, توجه, خطرات, احتمالی, ظنی, تعیین, هدفی, انسانی, تعبیر, قرآن, استقبال, متفکر, استاد, چنین, اندیشه, اصلالت, اهمیت, واقع, محقق, کننده, مقام, همانا, انگیزه, نیت, غایت, وجه, آگاهانه, اختیاری, تفکر, معنای, گذشتن, سرمایه, آرمان, اکبر, گندش, آوردی, گفتم, مسئولم, هایشان, برو, ترتیب, گرانقدر, بده, گیرمون, نیاد, سنگهاش, گرانتر, باشه, نگران, نباش, فرمودید, مسئولید, حسابی, اینجا, بانکه, بگیره, صندوق, قرض, الحسنه, یارو, بدی, فردا, مشکلاتشون, میخواهند, جراحی, مقداری, میخواست, ظاهرا, خوبی, مطمئن, میشم, معرفیت, کارگزینی, میزنی, اینو, منطور, بگذاری, گرانقیمت, تهیه, مراسم, سنگینی, برگزار, بشن, منظورم, میفهمی, چشم, اینکه, شهیدا, بهت, اینها, استخوان, طبقه, بردارید, علاوه, حیاطی, ساختمان, آپارتمانی, بفرمائی, بهانه, نیارید, نمیدونم, پشت, بام, چندتائی, بینی, ادارات, شهر, دارن, حیاط, نداره, ترتیبی, بدهید, تائی, گمنام, بیاریم, داریم, عقب, میافتیم, شرح, شخص, شنیدن, خوشحال, رفتار, برخورد, چنان, تاثیر, عمیقی, گذاشت, نیروهای, متعهد, حضور, فعال, لقب, ماجرا, تعداد, انقلابیون, فریب, آمدند, تسلیم, ورود, سراغ, الرسول, اشکالی, اینطوری, فکرش, برگشته, عیب, گذشته, مورد, فکرهایی, محو, جملات, شنید, افتاد, کنی, راستش, تبلیغات, میگویند, پاسدارها, میکشند, میبرند, خلاصه, سعی, ماهیت, فاش, اجاز, هنداد, اسلحه, بگیریم, خیال, راحت, نشست, کرده, بودی, خوش, میدهیم, آغوش, بوسید, فعلا, سایر, برادرهایمان, استراحت, پناهنده, اشتباه, پشیمانم, خودم, پرید, ببوسد, دستش, اجازه, نداد, دوباره, کمال, ناباوری, ارتشی, سپاهی, پاسداریم, ترس, دلهره, احتیاط, نزدیک, جاخورد, فکر, کارش, برخود, کمی, آرام, ببریمت, سریع, رساندیم, ببینیم, قضیه, کلکی, خواخند, کمین, بزنند, فریاد, زدیم, بیایی, نترس, مقر, عجله, نفر, بالا, صدا, زند, بیایم, کیست, خاطره, حریم, خلوت, جای, گیرد, تواند, وجود, ارزش, ابدیت, جاودانگی, بخشد, منطقی, آمیخته, اصلاح, حماسه, هماهنگی, روح, موافقت, نشاط, حرکت, موج, اوست, خیری, برایش, معنی, تزریق, پیکراجتماع, رگهای, جدید, هدر, رود, تبدیل, صدها, هزارها, بلکه, دریایی, گردد, روشن, تاریک, ماند, دستگاهی, توانست, آغازکند, دهد, خدمتش, سوخته, فانی, پرتوافکندن, دیگران, پرتو, بهای, نیستی, بنشینند, آسایش, بیابند, خویش, انجام, دهند, سیّدعلی, جوانانِ, مؤمن, فداکاری, کشور, متجاوزان, گرفته, میدان, نبرد, قدم, نهادند, بویژه, جوانان, مدیون, شهیدانند, گذشتگی, پاکبازان, استقلال, هدیه, ادای, تکریم, وفاداری, ارزشهای, والاست, بسمه, تعالی, دلها, صلوات, روحش, شاد, گرامی, خاکسپاری, خواندند, رفتند, آماده, دلم, صیادم, تنگ, ازش, دور, عید, غدیر, برود, خدمت, سرلشگری, تبریک, گفتند, گرفتن, ارتقای, سازمانی, قتی, دوشم, بگذارند, ازم, ایشان, برایم, سالهای, یکجا, بهم, کثافت, فرقی, الان, باور, ازپیوستن, دانشگاه, افسری, جور, گلیم, کشم, پسر, دارید, البته, ازدواج, بخشی, حقوقش, فرستاد, مقرری, قطع, ناچیز, بازنشستگی, تازه, 120, تومان, توان, شلوغ, رفت, بچرخاند, طریق, القدس, ارتش, سپاه, لشگر, اندی, حمله, دشمن, 110, سیزده, برآورد, علمی, نفهمیدیم, بکنید, رسد, بلافاصله, خدایا, موقعی, بستان, غیبی, اوایل, شروع, زدن, نوبت, اعتراض, فرماده, قوا, اولین, سخنرانش, نامی, ببرد, بزند, سخنی, گویم, نگقتن, اشکش, نگه, چشمش, همسرش, یکبار, رحلت, دوستش, میگیریم, خواهیم, خیر, دنیا, آخرت, اعطا, حاجت, قنوتش, چیزی, خواست, بارها, شنیدم, اللهم, احفظ, قاعدنا, الخامنه, دعای, شیرازی, مطلب, مطالعه, فرمایید, گفته, نماند, استوانه, مقاومت, وایثار, وصبورانه, نارساییها, ایستاده, وبرهمه, مشکلات, ومصائب, استقامت, ورزند, نظاره, شکفتن, غنچه, وانسانیت, اینک, رفتی, مصمم, مدد, پروردگارم, پاک, ویارانت, پاسداری, نمایم, ونیات, عزیزان, جامه, بپوشانم, سرخ, وای, پدرم, لبیک, ندای, رهبر, گفتی, ودر, گلستان, انسانیت, گرفتی, وبرمن, آموختی, بدن, ومسلمین, فداکار, وراه, افتخار, جدیت, وتلاش, گیر, خدانگهدار, دخترت, راستی, چقدر, نوشتن, برایت, عکس, ایستادن, خواندن, آدم, سبک, مهربان, مهربانتر, بنویسم, اصلاً, باهاش, نکنم, موفق, بخواه, مردم, حضرت, مهدی, محافظت, پدرانه, سرِ, مستدام, ماندنی, سرم, گذاشتی, کفشهایم, بستی, بسوی, خانه, آمدیم, مامان, سفره, ناهار, نشستیم, بامزه, امیدوارم, حالت, بخیر, روزها, ظهر, دنبالم, خبر, آمدنت, خانم, مربی, بابات, دنبالت, پله, نشستی, آغوشت, مقنعه, سفیدم, دادم, حوصله, بیاد, مجتبی, شهیدش, برگرفته, پایگاه, تخصصی, جمله, اوردم, بستم, تعجب, دیدم, سریعا, امد, جایی, مان, اعتقاد, فراوانی, نسبت, قضایا, مجددا, جراحات, مشغول, گونه, دردی, احساس, نکردم, استفاده, دارو, قرص, آمپول, کردم, کاملا, جوش, یافته, رغم, گذشت, بعضی, وسایل, سالم, متر, زده, مانده, زدند, حقیر, جهت, بیل, مکانیکی, پائین, رسم, برهنه, تکه, شیشه, شکسته, مرا, پاره, لوازم, همراهمان, نبود, زخمی, شدید, ریزی, الی, بخیه, اکثر, تجهیزات, انفرادیشان, همراه, لای, همان, حاوی, یافتم, شور, عرفانی, چراغانی, زیر, باران, انتهای, جنون, منقلب, کردیم, گوشه, برده, وبا, صادق, اهنگران, ازضبط, صوت, پخش, اشگ, ریخت, طلائیه, 1373, گوری, دسته, جمعی, مربوط, عزیز, خیبر, وپای, سیم, تلفن, بسته, aah50, parsiblog, com, دیروز, 159320, بسیجی, عبدی, راهی, آسمان, کاش, طوفانی, یگانه, بصائر, بندر, آرزویم, کتابخانه, باقرالعلوم, عامر, وحدت, تفرقه, محبین, الائمه, شاهرود, استاذنا, جواد, مروی, ذاکر, عاشورایی, کمترین, دانشجویی, انصارالحسین, بسیجیان, شکن, خواهد, دعا, زودتر, خادم, اهل, بیت, بانوی, عاشقان, برمحبان, حسین, نـو, امیدزهرا, omidezahra, مسافر, چفیه, کبوتر, حزب, تخریبچی, عــــــــــروج, کوی, سجاده, یاس, گروهی, فصل, انتظارsina12, plb, آرشیو, رقص, گلها, 221, کربلایی110, 182, 190, صوراسرافیل, اردیبهشت, 1388, آذر, آبان, شهریور, مرداد, تماس, عبارت, هشیاری, وصول, عالی, طبیعی, بواسطه, خصیصه, پدیده, دارای, درباره, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
سفارش تبلیغ صبا ویژن درباره نویسنده آخر عشق شقایق عاشق شهادت عبارت است از زندگی در حال هشیاری و آزادی در راه وصول به هدف عالی تر از زندگی طبیعی بواسطه شهادت این خصیصه و پدیده ای است که همه شهدا دارای آن می باشند powered by آخر عشق تماس با نویسنده مرداد 1387 شهریور 1387 مهر 1387 آبان 1387 آذر 1387 دی 1387 بهمن 1387 اسفند 1387 اردیبهشت 1388 صوراسرافیل 82 سرافرازان 190 کربلایی110 182 رقص گلها 221 آرشیو 4 وبلاگ گروهی فصل انتظارsina12 plb ir سجاده ای پر از یاس در کوی بی نشان ها عــــــــــروج تخریبچی حزب الله کبوتر حرم شهدای دفاع مقدس چفیه مسافر عاشق امیدزهرا omidezahra به یاد لاله ها نـو ر و ز حرم دل سلام محب برمحبان حسین ع عاشقان شهادت بانوی بی نشان آل طه خادم اهل بیت او خواهد آمد ولی با دعا زودتر بسیجیان خط شکن هیئت دانشجویی انصارالحسین ع کمترین محب امام زمان عج ذاکر عاشورایی استاذنا آیت الله حاج شیخ جواد مروی هیئت محبین الائمه شاهرود وحدت و تفرقه کتابخانه باقرالعلوم ع شیخ عامر آرزویم شهادت بصائر بندر گز یگانه کاش طوفانی بگیرد راهی به آسمان بسیجی شهید محمد عبدی لوگوی شماره یک وبلاگ لوگوی شماره دو وبلاگ کل بازدید ها 159320 بازدید امروز 5 بازدید دیروز 4 powered by aah50 parsiblog com التیام زخم طلائیه بودیم سال 1373 و به گوری دسته جمعی رسیدیم که مربوط به شهدای عزیز عملیات خیبر بود دست وپای همه بچه ها را با سیم تلفن بسته بودند همه منقلب شدیم و گریه می کردیم هر کس به گوشه ای پناه برده وبا صدای حاج صادق اهنگران که ازضبط صوت پخش می شد اشگ می ریخت من از انتهای جنون امدم من از زیر باران خون امدم زدشتی که با خون چراغانی است زدشتی که پر شور و عرفانی است بیشتر از سه متر خاک روی بچه ها بود که همه را کنار زده بودند و ته مانده خاک ها را کنار می زدند این حقیر جهت کمک به بچه های داخل گودال از بیل مکانیکی پائین امدم و به رسم بچه های تفحص با پای برهنه وارد گودال شدم اما ته گودال تکه ای شیشه شکسته بود و پای مرا پاره کرد لوازم کمک های اولیه همراهمان نبود پای زخمی ام نیز شدید خون ریزی می کرد و شاید 7 الی 8 بخیه نیاز داشت اکثر شهدای داخل گودال هنوز تجهیزات انفرادیشان را همراه داشتند و از لا به لای همان ها بود که کیف برزنتی حاوی کمک های اولیه را یافتم جالب این جا بود که علی رغم گذشت 12 سال بعضی از وسایل هنوز سالم بودند از جمله باند ی که داخل کیف برزنتی بود باند را بیرون اوردم و روی زخم پایم بستم و با تعجب دیدم که خون سریعا بند امد از ان جایی که همه مان اعتقاد فراوانی نسبت به این قضایا و امداد ها داشتیم من مجددا مثل قبل از جراحات مشغول به کار شدم و هیچ گونه دردی احساس نکردم و از همه جالب تر این که بدون استفاده از دارو و قرص و آمپول بعد از چند روز وقتی باند را از روی زخم پایم باز کردم محل زخم کاملا جوش خورده و التیام یافته بود برگرفته از وب سرافرازان پایگاه تخصصی شهدا نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 4 39 صبح روز یکشنبه 88 بهمن 11 آخر عشق خاطرات تفحص نظرات شما نامه دختر شهید علمدار به پدر شهیدش بابا مجتبی سلام امیدوارم حالت خوب باشد حال من خوب است خوب خوب یادش بخیر آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم می آمدی همیشه خبر آمدنت را خانم مربی ام به من می رساند سیده زهرا علمدار بیا بابات آمده دنبالت و تو در کنار راه پله مهد کودک می نشستی و لحظه ای بعد من در آغوشت بودم اول مقنعه سفیدم را به تو می دادم و با حوصله ای بیاد ماندنی آن را بر سرم می گذاشتی و بعد بند کفشهایم را می بستی و در آخر دست در دستان هم بسوی خانه می آمدیم و با مامان سر سفره ناهار می نشستیم و چه بامزه بود راستی بابا چقدر خوب است نامه نوشتن برایت و بعد از آن با صدای بلند رو به روی عکس تو ایستادن و خواندن انگار آدم سبک می شود مادر می گوید بابا خیلی مهربان بود اما خدا از او مهربانتر است و من می خواهم بعد از این نامه ای برای خدا بنویسم و به او بگویم که می خواهم تا آخر آخر با او دوست باشم و اصلاً باهاش قهر نکنم اگر موفق شوم به همه بچه ها خواهم گفت که با خدا دوست باشند و فقط با او درد دل کنند مادر بزرگ می گوید هرچه می خواهی از خدا بخواه و من از خدا می خواهم که پدر مردم ایران حضرت آیت ا خامنه ای را تا انقلاب مهدی عج محافظت فرماید و دستان پر مهر پدرانه اش همیشه بر سرِ ما فرزندان شهدا مستدام باشد ان شا ا خدانگهدار دخترت سیده زهرا نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 1 52 عصر روز سه شنبه 88 فروردین 25 آخر عشق شهید علمدار نظرات شما نامه ای به بهشت سلام ای لاله سرخ وای پدرم که لبیک به ندای رهبر گفتی ودر گلستان انسانیت جا گرفتی وبرمن آموختی که تا جان در بدن دارم بر اسلام ومسلمین فداکار باشم وراه پر افتخار تو را با جدیت وتلاش بی امان پی گیر باشم اینک که تو رفتی مصمم هستم تا پای جان با مدد پروردگارم خون پاک تو ویارانت را پاسداری نمایم ونیات شما عزیزان را جامه عمل بپوشانم نا گفته نماند که خانواده های شهدا استوانه های مقاومت وایثار ند وصبورانه در برابر همه نارساییها ایستاده اند وبرهمه مشکلات ومصائب استقامت می ورزند تا نظاره گر شکفتن غنچه های لاله های عشق وانسانیت باشند بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 8 58 صبح روز یکشنبه 88 فروردین 23 آخر عشق نامه فرزندان شهید درد و دل نظرات شما خاطرات شهید صیاد شیرازی دعای قنوت خیلی اشکش را نگه می داشت توی چشمش همسرش فقط یکبار گریه اش را دید وقتی امام رحلت کرد دوستش می گفت ما که توی نماز قنوت میگیریم از خدا می خواهیم که خیر دنیا و آخرت را به ما اعطا کند و یا هر حاجت دیگری که برای خودمان باشد اما صیاد تو قنوتش هیچ چیزی برای خودش نمی خواست بارها می شنیدم که می گفت اللهم احفظ قاعدنا الخامنه ای بلند هم می گفت از ته دل نگقتن بسم الله اوایل جنگ بود در جلسه ای بنی صدر بدون بسم الله شروع کرد به حرف زدن نوبت که به صیاد رسید به نشانه ی اعتراض به بنی صدر که آن زمان فرماده کل قوا بود گفت من در جلسه ای که اولین سخنرانش بی آنکه نامی از خدا ببرد حرف بزند هیچ سخنی نمی گویم امداد غیبی در عملیات طریق القدس ارتش و سپاه که با هم دو لشگر و اندی داشتند برای حمله به دشمن به 110 هزار گلوله فقط از یک نوع مهمات نیاز داشتند و ما از این نوع گلوله فقط سیزده هزار تا داشتیم وقتی آن برادر مسئول آتش این برآورد علمی را به ما نشان داد اصلا نفهمیدیم چطور شد که گفتیم شما بقیه کار ها را بکنید مهمات در راه است و می رسد بلافاصله به خدا پناه بردیم که خدایا این چه بود که ما گفتیم فقط همین را بگویم تا موقعی که بچه ها بستان را گرفتند تا آن موقع آن برادر مسئول آتش یادش رفته بود که مهمات چه شد پول می گفت پول برای من با کثافت فرقی نمی کند الان کسی این حرفها را باور نمی کند اما علی بعد ازپیوستن به دانشگاه افسری همه حقوق خود را به من می داد می گفت مادر من یک جور گلیم خود را از آب بیرون می کشم اما شما 5 تا پسر و 2 تا دختر دارید البته بعد از ازدواج نیز باز بخشی از حقوقش را برای ما می فرستاد و تا وقتی شهید شد ای مقرری قطع نمی شد علی می گفت بابا چطور با این حقوق ناچیز بازنشستگی که تازه همین چند وقت پیش شد 120 هزار تومان می توان این خانواده شلوغ و پر رفت و آمد را بچرخاند مزد قرار بود صبح روز عید غدیر برود به خدمت آقا و درجه ی سرلشگری اش را بگیرد همه تبریک گفتند خودش می گفت درجه گرفتن فقط ارتقای سازمانی نیست و قتی آقا درجه را روی دوشم بگذارند حس می کنم ازم راضی هستند وقتی ایشان راضی باشد امام عصر عج هم راضی اند همین برایم بس است انگار مزد تمام سالهای جنگ را یکجا بهم داده اند بهشت زهرا س صبح روز بعد از خاکسپاری خانواده اش نماز صبح را خواندند و از آن طرف رفتند بهشت زهرا س سر قبر صیاد اما پیش از آنها کسی دیگری هم آماده بود آقا که گفت دلم برای صیادم تنگ شده مدتی است ازش دور شده ام روحش شاد و یادش گرامی صلوات نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 7 46 صبح روز پنج شنبه 88 فروردین 20 آخر عشق صیاد دلها نظرات شما شهید مثل شمع بسمه تعالی شهیدان جوانانِ مؤمن و فداکاری بودند که برای دفاع از کشور و ملت در برابر متجاوزان به این آب و خاک جان خود را در کف دست گرفته و با نام و یاد خدا به میدان نبرد قدم نهادند ملت ما و بویژه جوانان امروز مدیون شهیدانند از خود گذشتگی آن پاکبازان بود که اسلام و استقلال و آزادی را به ملت ایران هدیه کرد و ادای حق بزرگ آنان و تکریم یاد و نام آنان نشانه ی وفاداری به ارزشهای والاست سلام خدا بر آنان سیّدعلی خامنه ای مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند شهدا شمع محفل بشریت اند و محفل بشریت را روشن کردند اگر این محفل تاریک می ماند هیچ دستگاهی نمی توانست کار خود را آغازکند یا ادامه دهد هیچ وقت خون شهید هدر نمی رود خون شهید هر قطره اش تبدیل به صدها قطره و هزارها قطره بلکه به دریایی از خون می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود شهادت تزریق خون است به پیکراجتماع و این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگهای اجتماع خون جدید وارد می کنند علی ع به امید شهادت زنده بود اگر این امید را از او می گرفتند خیری در زندگی نمی دید و زندگی برایش بی معنی و بی مفهوم بود گریه بر شهید شرکت در حماسه ی او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست منطق شهید منطقی است آمیخته با منطق عشق از یک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف دیگر شهید به خون خود و در حقیقت به تمام وجود و هستی خود ارزش و ابدیت و جاودانگی می بخشد شهید شهید کلمه ی دیگری جای این کلمه را نمی گیرد و نمی تواند بگیرد شهید مطهری نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 3 31 عصر روز شنبه 88 فروردین 15 آخر عشق حریم خلوت الهی نظرات شما خاطره ای از شهید همت یک شب که در مقر بودیم یکی از بچه ها با عجله خودش را به ما رساند و گفت یک نفر از بالا صدا می زند که من می خواهم بیایم پیش شما حاج همت کیست سریع بلند شدیم و خودمان را به محل رساندیم تا ببینیم قضیه از چه قرار است گفتیم که شاید کلکی در کار است و آن ها می خواخند کمین بزنند وقتی به محل رسیدیم فریاد زدیم اگر می خواهی بیایی نترس بیا جلو گفت من حاج همت را می خواهم گفتیم بیا تا ببریمت پیش حاج همت با ترس و دلهره و احتیاط جلو آمد وقتی نزدیک رسید و دید که همه پاسدار هستیم جاخورد فکر کرد که دیگر کارش تمام است ولی وقتی برخود خوب بچه ها را دید کمی آرام گرفت او را پیش همت بردیم پرسید حاج همت شما هستید همت گفت بله خودم هستم آن مرد کرد پرید جلو و دست همت را گرفت که ببوسد همت دستش را کشید و اجازه نداد آن مرد دوباره در کمال ناباوری پرسید شما ارتشی هستید یا سپاهی همت گفت ما پاسداریم او گفت من آمده ام پیش شما پناهنده شوم قبلا اشتباه میکردم رفته بودم طرف ضد انقلابها و با آنها بودم ولی حالا پشیمانم همت گفت قبلا از ما قهر کرده بودی حالا هم که آمدی خوش آمدی ما با تو کاری نداریم و به تو امان نامه میدهیم و بعد همت او را در آغوش کشید و بوسید و گفت فعلا شما پیش سایر برادرهایمان استراحت کن تا بعد با هم صحبت کنیم ان مرد مصلح بود همت اجاز هنداد که اسلحه اش را از او بگیریم و او با خیال راحت در میان بچه ها نشست شب همت با او صحبت کرد از وضعیت ضد انقلاب گفت و سعی کرد از تا ماهیت آنها را برای او فاش کند آن مرد گفت راستش خیلی تبلیغات میکنم میگویند که پاسدارها همه را میکشند همه را سر میبرند خلاصه از این حرفها همت گفت نه اصلا این حرفها حقیقت ندارد همه ما پاسدار هستیم و صحبت می کنیم آن مرد محو صحبت های همت شده بود وقتی این جملات را شنید به گریه افتاد همت پرسید برای چه گریه می کنی گفت به خاطر این که در گذشته در مورد شما چه فکرهایی میکردم همت گفت دیگر فکرش نکن حالا که برگشته ای عیب ندارد او گفت من هم میخواهم پاسدار شوم همت گفت اشکالی ندارد پاسدارباش اگر اینطوری دوست داری از همین لحظه به بعد تو پاسدارباش آن شخص با شنیدن این حرف خیلی خوشحال شد رفتار و برخورد همت چنان تاثیر عمیقی بر او گذاشت که یکی از نیروهای خوب و متعهد شد و در همه جا حضور فعال داشت او بعد از مدتی در عملیات محمد الرسول الله ص شرکت کرد و شهید شد بچه ها به او لقب حر زمان داده بودند پس از این ماجرا تعداد دیگری از ضد انقلابیون فریب خورده هم آمدند و خود را تسلیم کردند جالب این که آن ها هم در لحظه ورود سراغ حاج همت را می گرفتند نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 3 20 عصر روز شنبه 88 فروردین 8 آخر عشق شهید همت عاشق شقایق نظرات شما بدون شرح رئیس زود تر ترتیبی بدهید چند تائی شهید گمنام بیاریم تو اداره دفن کنیم که داریم از بقیه عقب میافتیم کارمند قربان ولی اداره ما که حیاط نداره کجا دفن کنیم رئیس برای من بهانه نیارید من نمیدونم اگر رو پشت بام هم شده باید چندتائی دفن کنیم مگه نمی بینی الا همه ادارات شهر شهید دارن جز ما این برای ما خوب نیست کارمند اما قربان ما علاوه بر آنکه حیاطی برای این کار نداریم ساختمان ما آپارتمانی است شما بفرمائی کجا دفن کنیم رئیس ای بابا مثل اینکه تو اصلا با شهیدا مشکل داری کم کم دارم بهت شک میکنم اینها که فقط چند تا استخوان بیشتر نیست یکی از سنگهای طبقه اول را بردارید و ما در مقابل این شهدا مسئولیم آقا جان متوجه هستی کارمند بله متوجه شدم چشم هرچه شما بفرمائید رئیس ضمنا میخواهم سنگ تمام بگذاری چند تا سنگ گرانقیمت برای روی قبر ها تهیه کنید مراسم سنگینی هم برگزار کنید که همه متوجه بشن منظورم را که میفهمی کارمند بله قربان ولی ما بودجه ای برای این منطور نداریم رئیس دیگه دارم مطمئن میشم که تو با شهدا مشکل داری کاری نکن که معرفیت کنم به کارگزینی تو مثل ضد انقلابها حرف میزنی ما در مقابل شهدا مسئولیم اینو متوجه هستی کارمند بله قربان هرچه شما بفرمائید ضمنا پدر یکی از شهدای اداره اومده بود برای عمل جراحی مادر شهید مقداری وام میخواست ظاهرا مادر شهید در وضعیت خوبی نیست رئیس مرد حسابی مگه اینجا بانکه که اومده وام بگیره یا صندوق قرض الحسنه است اگر الا به این یارو رو بدی پس فردا بقیه خانواده های شهدا هم میان و برای مشکلاتشون کمک میخواهند کارمند اما قربان شما فرمودید که در مقابل شهدا مسئولید رئیس دیگه گندش را در آوردی ضد انقلاب من گفتم در مقابل شهدا مسئولم نه در مقابل خانواده هایشان زود برو و ترتیب دفن شهدای گرانقدر را بده قبل از آنکه دیگه گیرمون نیاد ضمنا سنگهاش باید از همه سنگهای دیگه گرانتر باشه نگران بودجه اش هم نباش ما در مقابل شهدا مسئولیم نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 11 18 صبح روز شنبه 88 فروردین 1 آخر عشق شهیدان زنده اند الله اکبر نظرات شما شهادت شهادت در تفکر اسلامی به معنای گذشتن از سرمایه جان و هستی خود در راه یک هدف و آرمان الهی است در تعریف شهادت در اندیشه اسلامی آن چه که اصلالت و اهمیت دارد و در واقع محقق کننده ی حقیقت مقام شهادت می باشد همانا انگیزه و نیت و غایت آن و وجه آگاهانه و اختیاری اش می باشد متفکر شهید استاد مطهری در تعریف مفهوم شهادت و شهید چنین می فرماید مرگی شهادت است که انسان با توجه به خطرات احتمالی یا ظنی یا تعیین فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن فی سبیل الله از آن استقبال کند شهادت دورکن دارد یکی این که در راه خدا و فی سبیل الله باشد هدف مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید نویسنده آخر عشق شقایق عاشق ساعت 5 14 عصر روز پنج شنبه 87 اسفند 29 آخر عشق دست بریده نظرات شما
|