Meta tags:
keywords= آتش عشق, وبلاگ ، پارسی بلاگ;
Description= بیان شوق چه حاجت که شرح آتش دل /
توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد ... آتش عشق;
Keywords= آتش عشق;
Headings (most frequently used words):
من, از, تو, دور, نیستم, باور, کن,
Text of the page (most frequently used words):
توی (7), باور (6), کنم (6), دور (5), نمی (5), نویسنده (4), روز (4), این (4), نیستم (4), است (3), تمام (3), گذشته (3), فراموش (3), کدامشان (3), قطره (3), وبلاگ (3), بازدید (3), روستائی (2), شهریور (2), فقط (2), خودم (2), شکسته (2), نیست (2), دانی (2), خواهم (2), هنوز (2), هست (2), بود (2), راه (2), هیچ (2), توانم (2), های (2), ذره (2), حرارت (2), عشق (2), اما (2), باشد (2), خدا (2), آمار (2), فروردین (2), آتش (2), نظرات, شما, ساعت, عصر, پنج, شنبه, دورم, دوری, دیوار, بزرگی, بین, دیگران, دیگرانی, چقدر, نزدیکم, باشندفاصله, شان, قدر, بغض, هایی, خلوتم, فاصله, خوب, همه, آدم, تویی, حال, خراب, دست, رفته, زخمش, روی, دلم, مانده, یاداوری, فرار, باشم, عذاب, وجدان, لعنتی, گرمای, سرد, وجودم, نکرده, کسی, سختی, بالارفتن, برایم, آسان, کرد, بودی, زیبا, نشانم, دادی, معجزه, داشتن, همراه, همسفر, دوست, یادت, قاصدک, قرار, جایی, بروند, گوششان, گفتیم, فکر, کنی, رسیدند, مثل, ماندند, آوردند, نشستند, نمازی, آسمان, یادم, رود, ولی, ایکاش, توانستم, اشک, گلستان, حرف, خنده, گریه, شور, یاد, ببرم, حالا, خیلی, خسته, حتی, نگاهم, قله, برسد, حرکتم, ناشکری, داند, اگر, اشکی, حسرتی, شاکرم, خاطر, بودنش, دیگر, مرد, اولش, نبودم, گوهر, پاک, بباید, شود, قابل, فیض, سنگ, گلی, لؤلؤ, مرجان, نشود, آرشیو, موسیقی, عضویت, خبرنامه, لوگوی, 243864, امروز, rss, آبان, مرداد, تیر, خرداد, اردیبهشت, اسفند, بهمن, تماس, بیان, شوق, حاجت, شرح, توان, شناخت, سوزی, سخن, درباره, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
آتش عشق سفارش تبلیغ صبا ویژن درباره نویسنده م روستائی بیان شوق چه حاجت که شرح آتش دل توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد آی دی نویسنده تماس با نویسنده آرشیو وبلاگ دی 86 بهمن 86 اسفند 86 فروردین 87 اردیبهشت 87 خرداد 87 تیر 87 مرداد 87 شهریور 87 آبان 87 دی 87 فروردین 89 موسیقی وبلاگ عضویت در خبرنامه لوگوی وبلاگ آمار بازدید بازدید کل 243864 بازدید امروز 0 rss آمار من از تو دور نیستم باور کن من فقط از خودم دورم باور کن و این دوری دیوار بزرگی است بین من و دیگران دیگرانی که هر چقدر هم نزدیکم باشندفاصله شان تا من قدر تمام بغض هایی است که توی خلوتم شکسته کم نیست این فاصله کم نیست خوب می دانی که توی همه ی این آدم ها فقط تویی که می دانی حال خراب من از گذشته ای است که از دست رفته و زخمش روی دلم مانده من از یاداوری گذشته فرار می کنم نه از تو می خواهم از گذشته دور باشم نه از تو می خواهم این عذاب وجدان لعنتی را از خودم دور کنم نه تو را من از تو دور نیستم باور کن هنوز هم گرمای آن روز سرد را توی وجودم حس می کنم فراموش نکرده ام کسی که سختی بالارفتن را برایم آسان کرد تو بودی فراموش نمی کنم که چه زیبا نشانم دادی معجزه ی داشتن یک همراه یک همسفر یک دوست را یادت هست قاصدک ها را قرار بود هر کدامشان جایی بروند که توی گوششان گفتیم فکر می کنی رسیدند یا آن ها هم مثل ما توی راه جا ماندند کم آوردند و نشستند و نمازی که توی دل آسمان بود یادم نمی رود باور کن هیچ کدامشان را نمی توانم فراموش کنم ولی ایکاش می توانستم قطره قطره اشک های آن روز توی گلستان ذره ذره حرارت حرف های آن روز تمام خنده ها و گریه ها تمام شور و حرارت و عشق هیچ کدامشان را نمی توانم از یاد ببرم اما حالا شکسته ام خیلی خسته تر از آن که حتی نگاهم به قله باشد چه برسد به حرکتم باور کن ناشکری نمی کنم خدا می داند اگر هنوز هم قطره اشکی هست و حسرتی خدا را شاکرم به خاطر بودنش اما من دیگر مرد راه نیستم از اولش هم نبودم گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود من از تو دور نیستم باور کن نویسنده م روستائی ساعت 7 49 عصر روز پنج شنبه 87 شهریور 7 نظرات شما
|