Meta tags:
description= باب الحوائج فقیرو خسته به درگاهت آمده ام رحمی ----- که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز;
Headings (most frequently used words):
های, در, عباس, حضرت, محرم, شهادت, به, آیین, سنتی, ماه, دیار, گروس, عکس, روز, عاشورا, باب, الحوائج, منابع, فقیرو, خسته, درگاهت, آمده, ام, رحمی, که, جز, ولای, توام, نیست, هیچ, دست, آویز, کنار, علقمه, کرامات, العباسیه, علیه, السلام, تاسوعا, یا, نحوه, مبارزه, زهرا, چگونه, رسید, علامت, زیبا, آمد, معذرت, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (85), عباس (76), حضرت (50), این (47), امام (46), محرم (44), #السلام (41), علیه (40), حسین (38), بود (37), سلام (36), اين (36), های (35), روز (35), خود (33), کرد (30), دست (27), عاشورا (26), ابوالفضل (23), شهادت (22), شده (21), فرمود (18), حسين (18), نوشته (17), مشک (17), جان (17), اما (17), علی (16), چشم (14), آنها (14), تیر (13), توسط (13), داشت (13), ماه (13), دشمن (13), اكنون (13), بیجار (12), ۱۳۹۱ (12), امیر (12), راه (12), خدا (12), اسب (12), عمر (12), نام (11), زمین (11), برادرش (11), برای (11), کنار (11), رفت (11), کرده (11), ساعت (10), کربلا (10), سینه (10), گفت (10), برادر (10), پدر (10), گرفت (10), علي (10), مهر (9), همه (9), آمد (9), خسته (9), صادق (9), دیگر (9), کوفه (9), مردم (9), مشك (9), شمشير (9), كرد (9), براي (9), ۱۳۹۰ (8), ۱۳۹۲ (8), ۱۳۹۵ (8), ۱۳۹۷ (8), دارد (8), زینب (8), العباس (8), داغ (8), اشک (8), کند (8), داد (8), اوست (8), فریاد (8), خواند (8), سپاه (8), فرات (8), یکی (8), بدن (8), شمر (8), امان (8), تاسوعا (8), شود (8), توان (8), مراسم (8), قلم (7), خون (7), حال (7), پاره (7), خیمه (7), پیامبر (7), زندگی (7), افتاد (7), کردند (7), جدا (7), مرگ (7), میدان (7), اثر (7), وقتی (7), قرار (7), پيش (7), مرداد (6), اگر (6), عزاداری (6), ایشان (6), اند (6), تشنگی (6), اهل (6), فاطمه (6), قمر (6), هاشم (6), بودند (6), آورد (6), عمویش (6), شجاعت (6), تمام (6), خاطر (6), فرو (6), رجز (6), نفس (6), پشت (6), هنگامی (6), سوار (6), کتاب (6), دفاع (6), كنم (6), كند (6), هاي (6), علم (6), سنتی (6), بهمن (5), خرداد (5), چرا (5), ادامه (5), بسته (5), بزرگ (5), مهدی (5), لحظه (5), حزن (5), آمده (5), البنین (5), چهره (5), بنی (5), فرزند (5), نور (5), الله (5), برد (5), جهاد (5), نشان (5), یاد (5), نزد (5), برادرم (5), کنم (5), راست (5), شمشیر (5), سپاهیان (5), مرا (5), صدا (5), دیدن (5), نشست (5), گاه (5), مبارکش (5), آتش (5), محاصره (5), کودکان (5), ولی (5), سوی (5), کنند (5), خواهد (5), پایان (5), داستان (5), علقمه (5), كرده (5), خويش (5), تشنگي (5), گروس (5), بچه (4), آبان (4), چند (4), هستی (4), یکشنبه (4), برخی (4), ترین (4), عجیبش (4), بوی (4), زیر (4), نیزه (4), قاسم (4), اصغر (4), سکینه (4), مقابل (4), رقیه (4), پرچم (4), بیست (4), منابع (4), رسید (4), سال (4), زنی (4), کردن (4), چنین (4), امیرالمؤمنین (4), قطع (4), شهیدان (4), بدان (4), ایمان (4), استوار (4), هاى (4), شهید (4), رحمت (4), فرشتگان (4), پسر (4), بعد (4), عمودی (4), آهنین (4), فرق (4), تیری (4), ریخت (4), مدتی (4), حامی (4), خواهم (4), آیا (4), دهی (4), نفر (4), وارد (4), عالم (4), یاران (4), گوش (4), سعد (4), جنگ (4), عنوان (4), باشد (4), چاپ (4), پرده (4), رخسار (4), همچنان (4), درست (4), كني (4), زده (4), زينب (4), خودش (4), حلقه (4), شريعه (4), حيات (4), صداي (4), تشنه (4), بايد (4), خانواده (4), مراسمات (4), پخت (4), نذری (4), برگزاری (4), شهر (4), دیار (4), آیین (4), خوانی (4), وبلاگ (3), حرم (3), باب (3), الحوائج (3), كربلا (3), عصر (3), باشیم (3), خبر (3), گرامی (3), عاشورایی (3), علمدار (3), مذهبی (3), نیز (3), بازوی (3), شوق (3), رویش (3), ختم (3), عطر (3), انتظار (3), پای (3), انساب (3), انتخاب (3), شجاع (3), میان (3), نمی (3), دنیا (3), داده (3), الحسین (3), براى (3), سرور (3), بهشت (3), تاریخ (3), صفات (3), بیان (3), سالار (3), یافت (3), همین (3), تیزبینى (3), عمیق (3), همواره (3), عمویم (3), همراه (3), گریه (3), گریست (3), آنان (3), شما (3), اکنون (3), شکست (3), خورده (3), روی (3), دندان (3), خورد (3), بعضی (3), راویان (3), باش (3), درخت (3), سوگند (3), لشگر (3), زند (3), هرگز (3), هنگام (3), عباسم (3), چهار (3), هزار (3), بیت (3), باز (3), شانه (3), راهی (3), چون (3), لشکر (3), نامه (3), انجام (3), برادرانش (3), کودکی (3), اساس (3), انسانی (3), گردید (3), لطف (3), نقش (3), قبل (3), عظمت (3), تعطیل (3), بوده (3), دلیل (3), درخشان (3), آغاز (3), انتشارات (3), تولد (3), بستر (3), فصل (3), اسرار (3), حضور (3), ادب (3), جای (3), کرامات (3), العباسیه (3), آيد (3), اوج (3), حادثه (3), نيست (3), تير (3), نشسته (3), انگار (3), قلب (3), كردن (3), همين (3), سكوت (3), رسد (3), جلو (3), وقتي (3), عبور (3), هديه (3), يعني (3), واجب (3), عليرغم (3), عقيل (3), حسيني (3), ایام (3), حلیم (3), حسینی (3), برگزار (3), هفتم (3), زيبا (2), شهریور (2), آذر (2), اسفند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), ۱۳۹۴ (2), خودت (2), حسرت (2), ديدن (2), هفته (2), امید (2), عنایت (2), خاك (2), منتظر (2), مرد (2), آنقدر (2), بدهید (2), گمانم (2), نیست (2), مطالب (2), بیستم (2), دوستان (2), باشم (2), خیلی (2), مثل (2), تازه (2), خدای (2), مراجعه (2), سنت (2), سیب (2), غریبش (2), غصه (2), کاسه (2), شال (2), ماتم (2), جلالش (2), غرق (2), درد (2), ملالش (2), بینهایت (2), شکسته (2), ناامیدی (2), سقا (2), سوز (2), قامت (2), اکبر (2), خشک (2), اذان (2), گوی (2), خنجر (2), شهد (2), حنای (2), گیسوی (2), گاهواره (2), خجلت (2), شاه (2), گلوی (2), احترام (2), ملیکه (2), ندیده (2), مدینه (2), عاشقی (2), زهیرش (2), بازگشتن (2), خروج (2), خیرش (2), مسلم (2), حبیبش (2), سپیدی (2), عون (2), زنگ (2), محمل (2), رینب (2), آبله (2), تار (2), شور (2), عیانش (2), زنانش (2), نغمه (2), هایش (2), سیاهی (2), عزایش (2), پنجم (2), زیبا (2), زهرا (2), وقایع (2), تنها (2), موثق (2), چگونه (2), چهارشنبه (2), سوم (2), ابی (2), عقیل (2), اعراب (2), حزام (2), کسی (2), ازدواج (2), سبب (2), عبدالله (2), جعفر (2), الدارین (2), رساندن (2), رسیدن (2), خاندان (2), حفاظت (2), برادران (2), جوانان (2), هدایت (2), همگامى (2), سید (2), سخت (2), آنجا (2), ریشه (2), بنى (2), شمارد (2), زمان (2), درباره (2), ساخت (2), گشت (2), خداوند (2), لعنت (2), محمد (2), عهده (2), آزمایش (2), درآمد (2), مانند (2), نشانه (2), استوارى (2), متعال (2), تیز (2), بدین (2), قله (2), شرف (2), کرامت (2), پایدار (2), شخصیت (2), فکر (2), مورد (2), نافذ (2), محکم (2), سجاد (2), نمود (2), بال (2), شهدا (2), آمدند (2), بودی (2), برم (2), کجا (2), فرار (2), کنید (2), سپس (2), بازگشت (2), عزای (2), مبارک (2), فرود (2), فریادزنان (2), بالینش (2), رساند (2), کمرم (2), چاره (2), رویم (2), طپیده (2), سپرد (2), اصابت (2), گفته (2), چشمش (2), زدند (2), چسباند (2), کافران (2), نهراس (2), شاد (2), اینان (2), ستمگرانه (2), چپم (2), پروردگارا (2), لهیب (2), بسوزان (2), خرما (2), کمین (2), دوش (2), چپش (2), نهاد (2), راستم (2), کردید (2), دینم (2), امامی (2), ایمانش (2), امین (2), والله (2), قطعتم (2), یمینی (2), انّی (2), احامی (2), ابداً (2), دینی (2), نحن (2), الیقین (2), نجل (2), النبّی (2), الطّاهر (2), الامین (2), نوفل (2), ازرق (2), بستند (2), طرف (2), پیکار (2), هراسم (2), مقابله (2), شجاعان (2), افکنم (2), نگهبان (2), سقایی (2), ملاقات (2), بیم (2), ندارم (2), تنهایی (2), مشاهده (2), رخصت (2), روم (2), شدیدی (2), پرچمدار (2), تنگ (2), منافقان (2), خونخواهی (2), کمی (2), مهیا (2), موعظه (2), عذاب (2), ترساند (2), نکرد (2), برگشت (2), ماجرا (2), العطش (2), شنید (2), گمارده (2), هدف (2), دادند (2), پراکنده (2), هشتاد (2), کشت (2), خواست (2), مشتی (2), بنوشد (2), کودکانش (2), نوشیدن (2), ذلت (2), انداخت (2), نحوه (2), رشادت (2), بقیه (2), گذشته (2), چنان (2), اجازه (2), دفن (2), مرقد (2), مطهر (2), عطش (2), عرب (2), محل (2), امّ (2), دادن (2), رود (2), نخواهم (2), حالی (2), دوران (2), رشد (2), امر (2), معروف (2), پاک (2), حکمت (2), اخلاقی (2), نوازش (2), بار (2), صاحب (2), مقام (2), هیچ (2), اصحاب (2), اتفاق (2), جمعه (2), دوازدهم (2), نون (2), قسم (2), لوح (2), محفوظ (2), عقل (2), پردازد (2), پیشگفتار (2), وفا (2), مختلف (2), آورده (2), ابن (2), پیش (2), هفت (2), آسمان (2), ابوالفضائل (2), برداریم (2), ناگفته (2), فاصله (2), فلسفه (2), روایت (2), مبادا (2), بماند (2), بخشی (2), خوانیم (2), سقای (2), مقدمه (2), داشته (2), برادرت (2), هستي (2), آخرين (2), آغوش (2), جبهه (2), آرزوي (2), عشق (2), عاشقي (2), نخلستان (2), دور (2), نمي (2), ناگهان (2), نشيند (2), دليل (2), لشكر (2), نوشيدن (2), گيرد (2), نخل (2), هيچكس (2), فضاي (2), زانو (2), كدام (2), آفتاب (2), رمق (2), اطراف (2), بلند (2), بوسيد (2), خنديد (2), زبان (2), ساله (2), بالا (2), دوباره (2), روي (2), عزيز (2), شيرين (2), مسجد (2), پيشتر (2), زانوان (2), غيب (2), خلقت (2), خوش (2), قبيله (2), بني (2), هايي (2), ظهر (2), منطقه (2), صفر (2), شروع (2), گندم (2), میکنند (2), مخلوط (2), تهیه (2), عزاداران (2), سوگ (2), نشینند (2), باقی (2), مانده (2), شدند (2), تاریخی (2), برگرفته (2), عاشورای (2), شهرستان (2), خاکی (2), گردانی (2), مختص (2), تعزیه (2), تکایا (2), حسینیه (2), روستاهای (2), خیابان (2), بام (2), ایران (2), عکس (2), blogfa, com, آشپزي, كارش, حرف, نداره, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, خانه, لبانت, شرمگین, _________________, آقا, خوب, ميدوني, يكبار, صفاتم, منو, نزار, میام, میکنم, کرامتهات, مینویسم, کریم, گناه, کار, بگم, بنویسم, تنگم, عقده, گوئيا, ميل, مريض, عشقتم, ارباب, اسيرم, كربلاي, شفا, ميگيرم, لاف, مدعی, ظهور, یار, نیامد, نثارش, سالها, سیصد, اندی, نبودیم, یارش, رفتن, بنا, کنارش, قدیمی, بزرگوار, وقتیست, سعادت, شدم, کنارتون, بلکه, نامهربانی, معنی, قسمت, طلبیدن, فهمیدم, وقته, دستم, نمیره, معذرت, مـطـلب, فــــرماييد, نهم, الحرام, بنابر, متعلق, ساقي, تشنگان, ابالفضل, حتی, اقلیت, نمادهای, ایثار, شنبه, هفدهم, علامت, دوشنبه, مطلب, فرماييد, وفات, شیعی, طالب, هجری, متولد, مادرش, اجداد, آگاه, فرزندانی, بیاورد, دختر, معرفی, پدران, شناسم, اولین, فرزندی, زیبایی, لقب, کنیه, عثمان, بحارالانوار, وسیلة, مقتل, مقرم, ذریعه, النجاة, ابصار, العین, قصه, کوشش, بیتش, هنگامى, نیروهاى, ستمگر, ظالم, مانع, قطره, مظلومش, فدا, فرزندانش, فرستادن, توشه, آخرت, تقوا, خویشتندارى, یارى, همدردى, الشهداء, دشوارترین, شرایط, همدلى, ضرب, المثل, عجل, تعالى, فرجه, والاى, دار, مایه, افتخار, عدنان, ستاید, حجت, بقیة, الاعظم, بخشى, سخنان, زیباى, گوید, همدرد, جانش, فداى, دیروز, بهره, فردایش, برگزید, آنکه, فدایى, کوشید, دستانش, قاتلانش, یزید, رقاد, حیکم, طفیل, طایى, المزار, مشهدى, بزرگان, قرن, ششم, فضیلت, دیگرى, قهرمان, تحت, فرماندهى, سبط, گرامى, اکرم, آله, آقاى, آرمان, بزرگترین, فضیلتى, نیک, قهرمانی, هایى, دنیاى, دلاورى, یکى, بارز, پولادین, هدفش, جلب, رضایت, پروردگار, شمار, همانطور, رجزهایش, جانبازى, کمترین, انگیزه, مادى, نداشت, دلیلى, گویاست, بینى, آشکارترین, ویژگی, تفکر, تبعیت, سیدالشهداء, برخاست, گونه, صفحات, جاودانه, وقتى, ارزشهاى, انسانى, انسان, برابر, انسانیت, یافته, ساید, کرنش, پیامد, رأى, اصالت, کسى, پیدا, نمى, مگر, پالودگى, روان, خلوص, نیت, راندن, غرور, هواهاى, نفسانى, عدم, سلطه, درون, آدمى, برترین, مجسم, شگفتى, تجلیل, عمل, درود, ستایش, عطرآگین, مواضع, قهرمانانه, جمله, سخنانى, فرموده, اینکه, على, بصیرتى, ایمانى, خوبى, بوته, بیرون, ذخیرة, 123, نقل, عمدة, الطالب, بصیرتی, ایمانی, رکاب, جهادی, نیکو, فدای, گذشت, دستش, همانند, طیّار, عطا, پرواز, مقامی, قیامت, غبطه, خورند, کلام, ائمه, علیهم, سراغ, زنان, اشعاری, مضمون, تنم, تکیه, گاهی, مطمئن, پدرم, خالصانه, رزمیدی, پیمانه, رحیق, بهشتی, نوشیدی, منیر, مصائب, سختیها, یاورم, تلخ, فردا, همدیگر, خواهیم, شکایت, صبر, سختی, پناه, حمله, مقابلش, گریخت, کشتید, شکستید, خالی, آنچنان, گریید, حالت, ریز, بارید, قول, اشعار, خواری, نمانی, ببینی, شربت, نوشد, سرد, گوارا, نوشی, چهارده, پدرش, خویش, شریفش, نظیر, بلندبالا, مبارزه, تدفین, اسد, یاری, علیهما, مشارکت, نداد, پرسیدند, توانی, معی, یعیننی, هست, کمکم, غیب, یاریم, آیند, نزدیکی, قبر, کربلاست, شکوِه, آوردند, فرط, نالیدند, چگونگی, حضرا, آوازه, دلاورمردی, روزگار, طنین, افکنده, اقدامی, جسورانه, لشکریان, سازد, جریان, شُرَحْبیل, الجوشن, فردی, عبداللّه, عمه, عبیداللّه, زیاد, فرستاد, امانی, دریافت, غلام, کَرْمان, عرفان, ببرید, دانست, تلاش, نتیجه, توبیخ, زیرا, انگاشت, طفره, بگو, کنی, فرمان, جنگی, کناری, وامی, گذاری, تسلیم, سرداری, پیاده, ستاند, اردوگاه, برآورد, أَیْنَ, بَنُوا, أُخْتِنَا, خواهرزادگان, کجایند, سکوت, پاسخش, فاسق, رفتند, گفتند, رسول, ندارد, قاطعیت, خشمگین, سرافکنده, خصوص, سنین, نصیحت, اصرار, فرصتی, ذهن, فرزندش, سازنده, بارور, همچون, لقمان, حکیم, کودک, مواعظ, ژرف, نواخت, توصیه, عاطفی, لحنی, صمیمانه, توأم, جوان, هاشمی, برازنده, پرهیزگار, دانشور, مبارز, سخاوت, آیینه, نمای, جمال, کمال, محیط, پرورشی, چشمه, توحید, جاری, دلی, لبریز, ازعشق, الهی, ملکوتی, تربیت, مملو, ابراز, محبت, برادرانی, پرورش, والا, غافل, نبودند, آفرینی, واقعه, فضایل, بگوییم, بشنویم, رشادتهای, دیده, بنگریم, بزرگواری, بسیار, والای, فرصت, مناسبی, خودرا, آماده, صبح, اباعبدالله, نــشده, بزرگداشت, عبدالصالحی, شـد, حاضر, زندگینامه, شخصیتی, وصفش, عاجز, قلمی, جانب, بخش, حمایت, معبود, بشر, خداي, میدارد, سوره, قرآن, مجیدش, شکوه, آثار, والقلم, یسطرون, أنت, بنعمۀ, ربک, بمجنون, ناصر, خداست, آنچه, ابد, نگاشت, توبه, پروردگارت, کامل, نعمت, نبوت, یافتهاي, مجنون, نیستی, قومی, صاحبان, قوم, ملت, ناپذیر, ربانی, خلخالی, مکتب, موضوع, میلاد, ماجرای, قضایایی, تولّد, شرحی, مختصر, سفارش, معنوی, اسوه, زمینه, قبیل, عبادت, زنده, داری, اخلاص, آگاهی, تاکید, دهد, نویسنده, دوازده, تنظیم, فهرستی, تحقیق, جواد, محدثی, بوستان, راوی, قدم, بگذارد, فرض, میشماریم, بگذاریم, پیداست, معناست, قادریم, جلوه, جلوات, عیان, جنس, جوهری, علوم, معارف, پنهان, حضورمان, سطور, آتی, خواهید, امّا, کردیم, مقطع, شدیم, نیامدیم, توقع, داشتیم, سایه, شبحی, حضرتش, لابه, لای, خطوط, ببینیم, دیدیم, اتمام, بیرؤیت, آستانه, ترسیدیم, نقطه, بنشیند, حرفهای, اصلی, اصلیترین, حرفها, اثری, داستایی, نیستان, تصویری, نثری, تاثیر, گذار, اقیانوس, ناپیدا, کرانه, خورشید, همهی, معیارهای, نهر, طالع, درس, انشان, ساز, جهانیانیان, زمزمه, سرزمین, آمیزی, شاهد, صحنه, ماندنی, دلاوری, جانبازی, فداکاری, روشنگریها, جوییها, عدالت, خواهی, برازندگها, شایستگی, بسیاری, خاطرات, برجسته, بشری, محمودی, نشر, نصایح, درياب, مادرمان, فرزندي, قبول, فداي, ديدارت, فرياد, پسرم, ضربه, شرمساري, كودكانت, رهاند, زهراي, مرضيه, گشوده, دامن, بگيرد, ببخشا, نشد, برايت, بجنگم, حريم, آسماني, اميدم, دريده, آرزوهايم, هدر, بايست, دستهايم, بريزم, معشوق, خودم, هايم, كار, شعله, متراكمي, بودم, توانستم, بكشم, خاكستر, نطفه, شكستم, عنفوان, اشتعال, نشستم, رسيدن, زيستم, نينوا, تمرين, سقايت, كردم, زدم, حواسم, ايفا, آداب, مودب, شاخسار, دستانم, ريخت, دانم, رفتنم, شكست, خميده, جانم, فدات, بگيريد, تتمه, آبرويش, گرانبهاتر, حكيم, طفيل, عمود, آهنين, سكينه, زرهي, سرخ, بدنش, پوشانده, هيچ, زخمي, احساس, تيري, جگر, كشد, اميد, شكند, مچاله, باريدن, گرفته, حايل, جوارح, كتف, بازو, پهلو, تيرها, خرد, نگه, متمركز, حيثيت, لگدمال, گمان, بسان, محتضري, برمي, خيزد, دمار, روزگارشان, درمي, پيداست, جنين, طفل, طوفاني, سنگين, حتي, گاهي, پابه, شدن, ناخواسته, صفحه, خراش, اندازد, چندهزار, پايد, سكوتي, مرموز, سرشار, التهاب, سايه, افكنده, ديگر, ديدار, كسي, تصويرش, ديده, حمل, شتابناك, رفتي, كنار, زدي, همچنانكه, خفته, گذاشت, زودي, روشني, قيامت, خواهي, شدي, بنوشي, واپسين, لحظات, آنگاه, آرميده, وصاياي, اطرافيان, جنبيد, زودتر, مهلكه, هرم, كشيده, رگها, دشوار, ملتهب, شيهه, سوارها, لابلاي, تجهيز, بازسازي, وسواسي, آميز, كمر, بست, گريه, وديعت, بيا, چشمم, بله, قربان, دلتان, دلش, جاري, دوست, داري, بلافاصله, هشت, رعنا, برنداشت, فراوان, عاشقان, لحظاتي, چرخاند, نگاه, خبري, پيرمرد, خوشحال, توست, دلم, ارجمندت, پذيرم, مليح, آنچنانكه, سپيدش, نمايان, لهجه, جمع, شكافت, بوسه, زانوي, خيلي, دوستت, دارم, دليلش, عزيزم, بيست, پنج, كمي, بيشتر, گرد, ياران, پيرمردي, بياباني, محاسني, سپيد, سوخته, نمكين, قبضه, سمت, فشارد, غلاف, بيرون, بيايد, تسلط, اندازه, خنكاي, طراوت, بخشيده, رانهاي, تماماً, آبديده, نيمه, طلبد, مادرم, برادرانم, پديدآوردن, ياوراني, آمدم, مهمترين, مساله, بزرگترين, معجزه, ميان, كشيد, داشتن, بالهاي, كرامت, پاهاي, عادت, زمين, آفريني, كودكان, جهان, تكلم, دكان, مشتري, بضاعت, دكه, خريد, كارهاي, عجيبي, مظهرالعجايب, بماكان, مايكون, كائن, جايگاهي, تقدير, انگشتانش, باذن, رقم, سرشت, آينده, خلايق, آينه, وضوح, ديد, مامور, جستجو, اقوام, قبايل, ماموريت, خطير, گرداند, كلاب, معرفي, رشيده, زيسته, امروز, نتواني, بجنگي, محبوبت, باد, ورودي, كمال, زني, شهامت, نمونه, فرزنداني, رشيد, دلاور, سلحشور, باك, بياورد, جگري, تاول, هجوم, ترغيب, بماني, محافظ, باشي, تكيه, نبايد, بريزي, جرعه, هزارباره, رسالتت, دريغ, آبي, شكم, خالي, ترك, تني, ناتوان, گرسنه, داغديده, مصيبت, تنهايي, درآوردن, مردي, كافي, چندين, برادرزاده, خواهرزاده, همدل, خستگي, گرسنگي, هيچكدام, تاب, نربوده, نفرسوده, طاقتش, سوزانده, راهي, یکم, ادای, نذورات, توانایی, تمکن, مالی, ویژه, آئیین, هیئت, میشود, بیجاری, خرید, مرغوب, آسیاب, بلغوری, آورند, پخش, بین, کوچه, مظلومیت, غربت, اباعبد, نوایی, زدن, نمادی, فرزندان, عزادار, مقدمات, دشت, الك, مخصوص, داخل, ظرف, گلاب, اختیار, ابا, خطه, باور, گذشتگان, نیاکان, دورشان, معتقدند, روزی, رسیدند, اجدادشان, کمک, صحرای, میانه, متوجه, رسیده, مالیدن, خاک, شان, رسم, کهن, تمدن, غنی, اسلامی, مسلمان, کردستان, علاقه, باوفایش, سوگواری, گیری, روستای, دارغیاث, تعزیزیه, دهم, دستجات, اجرا, همان, بازمانده, پختن, بانوان, برنامه, دهه, آیئین, بیشتر, گردد, دسته, اجتماع, مساجد, ساعات, اقدام, زنجیرزنی, مرثیه, خوان, مداحان, شرح, مناقب, یارانش, مداحی, روضه, زنجیر, حرکت, همزمان, فرا, اندوه, بیرق, غزا, برافراشته, فرهنگ, فرهنگی, برخاسته, متن, اسلام, ناب, حیاتی, استحکام, شاخه, برهای, ایفا, نوای, گزارش, خبرنگار, روزها, گذرند, نزدیک, تریین, مهمترین, رسومات, فقیرو, درگاهت, رحمی, ولای, توام, آویز,
Text of the page (random words):
و عطش عبور خون را در رگها دشوار كرده است اما اما پدر در واپسين لحظات حيات آنگاه كه در بستر شهادت آرميده بود و آخرين وصاياي خويش را به اطرافيان مي فرمود ناگهان تو را صدا زد تو شتابناك پيش رفتي و در كنار بستر او زانو زدي پدر همچنانكه خفته بود دست بر شانه هاي تو گذاشت و فرمود عباس من به زودي سبب روشني چشم من در قيامت خواهي شد در عاشورا وقتي وارد شريعه شدي مبادا كه آب بنوشي و برادرت حسين تشنه باشد اكنون ديگر او تشنه آب نيست تشنه ديدار كسي است كه تصويرش را در آب ديده است و انگار او نه مشك كه آب حيات عالم را با خود حمل مي كند هيچكس پيش رو نيست سكوتي مرموز و سرشار از التهاب بر فضاي نخلستان سايه افكنده است چندهزار چشم از پشت نخل ها سوار را مي پايد اما هيچكس جلو نمي آيد سكوت آنقدر سنگين است كه حتي صداي نفس اسب ها به گوش مي رسد و گاهي صداي پابه پا شدن ناخواسته اسب ها بر صفحه اين سكوت خراش مي اندازد پيداست كه از جنين اين سكوت طفل طوفاني در شرف تولد است همين يك مشك آب تمام حيثيت دشمن را لگدمال كرده است دشمن گمان مي كند كه جبهه حسين ع اكنون بسان محتضري است كه با نوشيدن آب حيات تازه مي گيرد از جا برمي خيزد و دمار از روزگارشان درمي آورد به همين دليل همه لشكر خود را حلقه حلقه دور شريعه متمركز كرده است اكنون تير از همه سو باريدن گرفته است اما عباس با حايل كردن جوارح خود از كتف و بازو و پا و پهلو و پشت تيرها را به جان مي خرد و مشك را همچنان در امان نگه مي دارد و بر بال هاي قلب خويش آن را پيش مي برد ده ها تير بر بدن عباس نشسته است و خون چون زرهي سرخ تمام بدنش را پوشانده است اما عباس انگار هيچ زخمي را بر بدن خويش احساس نمي كند چرا كه مشك همچنان اما نه ناگهان تيري بر قلب مشك مي نشيند و جگر عباس را به آتش مي كشد تير بر مشك نه كه بر قلب اميد عباس مي نشيند و عباس در خود فرو مي شكند و مچاله مي شود زينب زينب زينب زينب س اكنون با دل خودش چه مي كند با دل سكينه چه مي كند اين حكيم بن طفيل است كه نخلستان را دور زده و از مقابل با عمود آهنين پيش مي آيد بگيريد اين تتمه جان عباس را كه از آبرويش گرانبهاتر نيست حسين جان جانم به فدات تو از اين پس چه مي كني مي دانم كه با رفتنم پشت تو خواهد شكست از اين پس تو با پشت خميده چه مي كني حسين جان يك عمر در آرزوي رسيدن به كربلا زيستم يك عمر به عشق نينوا تمرين سقايت كردم يك عمر به شوق عاشورا شمشير زدم يك عمر همه حواسم به اين بود كه نقش عاشقي را درست ايفا كنم و به آداب عاشقي مودب باشم اما درست در اوج حادثه شاخسار دستانم از درخت بدن فرو ريخت مشك اميدم دريده شد و آب آرزوهايم هدر رفت درست در لحظه اي كه مي بايست هستي ام را در دستهايم بريزم و از معشوق خودم دفاع كنم دست هايم از كار افتاد من شعله متراكمي بودم كه مي توانستم تمام جبهه دشمن را به آتش بكشم و خاكستر كنم اما در نطفه اتفاق شكستم و در عنفوان اشتعال فرو نشستم حسين جان مرا ببخشا كه نشد برايت بجنگم و از حريم آسماني ات دفاع كنم اين آخرين ضربه دشمن است كه پيش مي آيد و مرا از شرمساري كودكانت مي رهاند اي خدا اين فاطمه س است اين زهراي مرضيه است كه آغوش گشوده است تا سر مرا به دامن بگيرد اين فاطمه است كه فرياد مي زند پسرم عباسم من كي ام جان هستي فداي لحظه ديدارت فاطمه جان برادرم حسين جان مادرمان فاطمه مرا به فرزندي قبول كرده است اكنون برادرت را درياب برادرم نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 12 1 توسط امیر در کنار علقمه کرامات العباسیه علیه السلام در کنار علقمه کرامات العباسیه علیه السلام کتاب در کنار علقمه کرامات العباسیه علیه السلام اثر سید محمد حسین محمودی است که نشر نصایح چاپ آن را بر عهده داشته است در بخشی از مقدمه این اثر می خوانیم علقمه سرزمین اسرار آمیزی که شاهد صحنه های به یاد ماندنی از دلاوری ها جانبازی ها فداکاری ها و روشنگریها حق جوییها عدالت خواهی ها برازندگها شایستگی های بوده و بسیاری از خاطرات برجسته تاریخ بشری را در خود جای داده است شهید علقمه آن اقیانوس ناپیدا کرانه ای که خورشید همهی معیارهای انسانی در کنار این نهر طالع گردید و عمیق ترین درس های انشان ساز خود را در گوش جهانیانیان زمزمه کرد سقای آب و ادب سقای آب و ادب عنوان اثری داستایی از زندگی علمدار کربلا است که انتشارات نیستان آن را چاپ کرده است و تصویری زیبا با نثری تاثیر گذار دارد در بخشی از این اثر می خوانیم پیش از آن که راوی این داستان قدم به فصل پایان بگذارد ما فرشتگان فرشتگان هفت آسمان بر خود فرض میشماریم که پا به میدان بگذاریم و پرده از رخسار حضرت ابوالفضائل برداریم و ناگفته پیداست که این نه بدان معناست که ما قادریم پرده از اسرار حضرت ابوالفضائل برداریم چرا که رخسار جلوه ای از جلوات حضور عیان است و اسرار جنس و جوهری از علوم در پرده و معارف پنهان و فاصله میان این دو فاصله میان زمین است تا آسمان دلیل یا فلسفه حضورمان در این میدان را در سطور آتی در خواهید یافت و امّا چرا این فصل را برای حضور انتخاب کردیم و در این مقطع از روایت داستان وارد میدان شدیم پیش از این نیامدیم چون امید یا انتظار یا توقع داشتیم که سایه و شبحی از رخسار حضرتش را در لابه لای خطوط داستان ببینیم ولی وقتی دیدیم که روایت رو به اتمام است بیرؤیت رخسار حضرت و داستان در آستانه فصل پایان ترسیدیم که مبادا نقطه ختم بر پایان داستان بنشیند و حرفهای اصلی و اصلیترین حرفها همچنان ناگفته بماند عباس ابن علی ع کتاب عباس ابن علی ع اثر جواد محدثی است که انتشارات بوستان کتاب قم آن را چاپ کرده است نویسنده کتاب را در یک پیشگفتار و دوازده عنوان تنظیم کرده و در پایان فهرستی از منابع تحقیق خود را آورده است وی در پیشگفتار به عظمت معنوی وفا و شجاعت حضرت ابوالفضل ع می پردازد و اسوه قرار دادن حضرت عباس را در زمینه های مختلف از قبیل عبادت و شب زنده داری شجاعت و وفا اخلاص و آگاهی و را مورد تاکید قرار می دهد کتاب با موضوع میلاد فرزند شجاعت به ماجرای ازدواج امیرالمؤمنین ع با امّ البنین تولد حضرت ابوالفضل علیه السلام و قضایایی که بعد از تولّد ایشان رخ داد آغاز می شود و به شرحی مختصر از شخصیت آن حضرت در کودکی و سفارش امیرالمؤمنین ع در بستر شهادت به حضرت ابوالفضل تا پایان زندگی آن حضرت می پردازد چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام اثر علی ربانی خلخالی است که انتشارات مکتب الحسین علیه السلام آن را چاپ کرده است کتاب حاضر که با نام چهره ي درخشان قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در مقابل شما قرار دارد زندگینامه ي شخصیتی می باشد که قلم از وصفش عاجز است قلمی که از جانب هستی بخش حمایت می شود معبود بشر خداي بزرگ قلم را گرامی میدارد و در آغاز سوره ي نون از قرآن مجیدش به عظمت قلم و شکوه آثار آن سوگند می خورد ن والقلم و ما یسطرون ما أنت بنعمۀ ربک بمجنون قسم به نون که نام نور و ناصر حق یا لوح نور خداست و قسم به قلم و آنچه تا ابد در لوح محفوظ خواهد نگاشت که توبه لطف و رحمت پروردگارت عقل کامل و نعمت نبوت یافتهاي و هرگز مجنون نیستی هر قومی که قلم و صاحبان قلم را گرامی داشت آن قوم و ملت شکست ناپذیر خواهد بود نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 12 0 توسط امیر روز شهادت حضرت عباس تاسوعا یا عاشورا روز شهادت حضرت عباس عاشورا بوده است در این روز شهادت حضرت عباس اتفاق افتاد و روز تاسوعا به دلیل رد امان نامه دشمن توسط ایشان معروف شده است خیلی ها فکر می کنند که روز شهادت حضرت عباس روز تاسوعا بوده است و بدین خاطر تاسوعا تعطیل است در حالی که حضرت ابوالفضل ع در روز عاشورا شهید شـد تا صبح عاشورا هیچ کس از اصحاب و یاران و خاندان حضرت اباعبدالله ع که با ایشان به کربلا آمدند شهید نــشده بودند و روز تاسوعا به خاطر بزرگداشت مقام عبدالصالحی ابوالفضل العباس ع تعطیل است اگر کل محرم را هم از فضایل ابوالفضل بگوییم و بشنویم و رشادتهای او را به دیده جان بنگریم باز هم کم است به خاطر عظمت و بزرگواری و مقام بسیار والای حضرت ابوالفضل ع روز تاسوعا را به یاد آن حضرت تعطیل کرده اند روز تاسوعا فرصت مناسبی است که مردم برای عزای روز عاشورا خودرا آماده کنند حضرت عباس ع قبل از واقعه کربلا امام علی ع عباس ع را به خصوص در سنین کودکی و دوران رشد نصیحت و امر به معروف می نمود و بر این امر اصرار داشت در هر فرصتی ذهن پاک فرزندش را با حکمت ها و مطالب سازنده و عمیق بارور می کرد و همچون لقمان حکیم جان کودک خود را با مواعظ و حکمت های ژرف می نواخت و این توصیه های اخلاقی یا نوازش های عاطفی با لحنی صمیمانه توأم بود بر همین اساس این جوان هاشمی انسانی برازنده پرهیزگار دانشور مبارز شجاع و اهل سخاوت بار آمد و آیینه تمام نمای جمال و کمال پدر پاک خود گردید در محیط پرورشی عباس ع چشمه توحید جاری بود و او با دلی لبریز ازعشق الهی و مهر ملکوتی تربیت می گردید دوران کودکی او مملو از عنایت و لطف ابراز محبت پدر و برادرانی بود که لحظه ای از پرورش وی به عنوان انسانی والا و صاحب کرامت های اخلاقی غافل نبودند نقش آفرینی حضرت عباس ع در عاشورا آوازه دلاورمردی های حضرت عباس ع چنان در گوش عرب آن روزگار طنین افکنده بود که دشمن را بر آن داشت تا با اقدامی جسورانه وی را از صف لشکریان امام جدا سازد در این جریان شمر بن شُرَحْبیل ذی الجوشن فردی به نام عبداللّه بن ابی محل را که حضرت امّ البنین س عمه او می شد به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس ع و برادران او امانی دریافت دارد سپس آن را به غلام خود کَرْمان یا عرفان داد تا به نزد لشکر عمر سعد ببرید روز شهادت حضرت عباس شمر امان نامه را گرفت و به عمر سعد نشان داد عمر سعد که می دانست این تلاش ها بی نتیجه است شمر را توبیخ کرد زیرا امان دادن به برخی نشان از جنگ با بقیه است شمر که می انگاشت او از جنگ طفره می رود گفت اکنون بگو چه می کنی آیا فرمان امیر را انجام می دهی و با دشمن می جنگی و یا به کناری می روی و لشکر را به من وامی گذاری عمر سعد تسلیم شد و گفت نه چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد تو امیر پیاده ها باش شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد وقتی رسید فریاد برآورد أَیْنَ بَنُوا أُخْتِنَا خواهرزادگان ما کجایند حضرت عباس ع و برادرانش سکوت کردند امام به آن ها فرمود پاسخش را بدهید اگر چه فاسق است حضرت عباس ع به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند خدا تو و امان تو را لعنت کند آیا به ما امان می دهی در حالی که پسر رسول خدا ص امان ندارد شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس ع و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت چگونگی شهادت حضرا عباس ع در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یاران او سخت گشت کودکان به امام ع شکوِه آوردند و از فرط عطش می نالیدند عباس بن علی ع هنگامی که تنهایی امام حسین ع را مشاهده کرد نزد او رفت و گفت آیا رخصت می دهی تا به میدان روم امام حسین ع گریه شدیدی کرد و آن گاه فرمود ای برادر تو پرچمدار من هستی عباس گفت سینه ام تنگ شده و از زندگی خسته شده ام می خواهم از این منافقان خونخواهی کنم امام حسین ع فرمود برای این کودکان کمی آب مهیا کن عباس به میدان رفت و سپاه کوفه را موعظه کرد و آنها را از عذاب خدا ترساند ولی اثر نکرد از این رو برگشت و ماجرا را به برادر گفت و وقتی فریاد العطش کودکان را شنید مشک و نیزه خود را بر گرفت و بر اسب سوار شد و به سوی فرات رفت چهار هزار نفر از سپاه دشمن که بر فرات گمارده شده بودند او را محاصره کردند و هدف تیر قرار دادند عباس آنها را پراکنده کرد و هشتاد نفر از آنها را کشت تا وارد فرات شد وقتی خواست مشتی آب بنوشد یاد تشنگی حسین و اهل بیت و کودکانش او را از نوشیدن آب باز داشت آب را ریخت و مشک را از آب پر کرد و بر شانه راست خود انداخت و راهی خیمه ها شد لشگر کوفه راه را بر او بستند و از هر طرف او را محاصره کردند روز شهادت حضرت عباس عباس با آنها پیکار می کرد و این رجز را می خواند هنگامی که مرگ فریاد زند از مرگ هرگز نمی هراسم تا هنگام مقابله با شجاعان دشمن آنان را با شمشیر به زیر افکنم من نفس خود را نگهبان پسر پیامبر کرده ام من عباسم که سقایی می کنم و در روز ملاقات بیم از مرگ ندارم یکی از سپاهیان کوفه به نام نوفل ازرق دست راست او را از بدن جدا کرد عباس ع مشک را بر دوش چپش نهاد و پرچم را به دست چپ گرفت و این رجز را خواند والله ان قطعتم یمینی انّی احامی ابداً عن دینی و نحن امام صادق الیقین نجل النبّی الطّاهر الامین به خدا سوگند اگر دست راستم را جدا کردید همواره حامی دینم خواهم بود و حامی امامی که در ایمانش صادق است و فرزند پیامبر امین است پس از مدتی یکی از سپاهیان کوفه که در پشت درخت خرما کمین کرده بود با شمشیر مچ دست چپ او را جدا کرد عباس ع مشک را به سینه خود چسباند و این رجز را خواند ای نفس از کافران نهراس و به رحمت خدا شاد باش اینان ستمگرانه دست چپم را قطع کردند پروردگارا آنها را به لهیب آتش بسوزان پس مشک را به دندان گرفت آن گاه تیری بر مشک خورد و آب های آن ریخت اما پس از مدتی تیری دیگر بر سینه مبارکش اصابت کرد بعضی راویان گفته اند تیر بر چشمش نشست و برخی نوشته اند عمودی آهنین بر فرق مبارکش زدند که از اسب بر زمین افتاد و فریاد بر آورد و امام ع را صدا زد در روز عاشورا پس از آن که عمودی آهنین بر فرق مبارک عباس ع فرود آمد و او از اسب بر زمین افتاد و فریادزنان برادرش را صدا زد امام حسین ع خود را بر بالینش رساند و با دیدن حال او فرمود اکنون کمرم شکست و راه چاره به رویم بسته شد و با دیدن چشم تیر خورده و تن در خون طپیده عباس بر روی زمین در کنار فرات خم شد و در کنار او نشست و گریست تا عباس جان سپرد مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس ع حضرت سجاد ع هنگامی که برای تدفین شهدا به کربلا آمده بود با این که به بنی اسد اجازه داد در دفن شهیدان او را یاری کنند ولی برای دفن امام حسین و حضرت عباس علیهما السلام به آنها اجازه مشارکت نداد وقتی پرسیدند تو تنها چگونه می توانی فرمود ان معی من یعیننی با من کسی هست که کمکم کند فرشتگان عالم غیب به یاریم می آیند مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس در نزدیکی قبر برادرش امام حسین ع در کربلاست نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 19 33 توسط امیر نحوه مبارزه و شهادت حضرت عباس ع در روز عاشورا عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام در سال 26 هجری متولد شد مادرش ام البنین بود امام علی علیه السلام به برادرش عقیل که به انساب و اجداد اعراب آگاه بود فرمود برای من زنی را انتخاب کن که فرزندانی شجاع بیاورد عقیل فاطمه دختر حزام را معرفی کرد و گفت در میان اعراب شجاع تر از پدران او کسی را نمی شناسم علی علیه السلام با او ازدواج کرد و اولین فرزندی که از ام البنین به دنیا آمد عباس علیه السلام بود که او را به سبب زیبایی چهره اش قمر بنی هاشم لقب داده بودند کنیه او ابوالفضل بود و ام البنین پس از او سه فرزند به نام های عبدالله بن علی و عثمان بن علی و جعفر بن علی به دنیا آورد عباس بن علی چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین و بقیه عمر خویش را در کنار دو برادرش زندگی کرد و هنگام شهادت سی و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود او در شجاعت بی نظیر بود و چنان بلندبالا بود که هنگامی که بر اسب سوار می شد پای مبارکش به زمین می رسید نحوه رشادت و شهادت عباس بی علی ع در روز عاشورا عباس بن علی علیه السلام هنگامی که تنهایی امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد نزد او رفت و گفت آیا رخصت می دهی تا به میدان روم امام حسین علیه السلام گریه شدیدی کرد و آن گاه فرمود ای برادر تو پرچمدار من هستی عباس گفت سینه ام تنگ شده و از زندگی خسته شده ام می خواهم از این منافقان خونخواهی کنم امام حسین علیه السلام فرمود برای این کودکان کمی آب مهیا کن عباس به میدان رفت و سپاه کوفه را موعظه کرد و آنها را از عذاب خدا ترساند ولی اثر نکرد از این رو برگشت و ماجرا را به برادر گفت و وقتی فریاد العطش کودکان را شنید مشک و نیزه خود را بر گرفت و بر اسب سوار شد و به سوی فرات رفت چهار هزار نفر از سپاه دشمن که بر فرات گمارده شده بودند او را محاصره کردند و هدف تیر قرار دادند عباس آنها را پراکنده کرد و هشتاد نفر از آنها را کشت تا وارد فرات شد وقتی خواست مشتی آب بنوشد یاد تشنگی حسین و اهل بیت و کودکانش او را از نوشیدن آب باز داشت آب را ریخت و به قول بعضی راویان این اشعار را خواند ای نفس زندگی بعد از حسین خواری و ذلت است و بعد از او نمانی تا این ذلت را ببینی این حسین است که شربت مرگ می نوشد و تو آب سرد و گوارا می نوشی و مشک را از آب پر کرد و بر شانه راست خود انداخت و راهی خیمه ها شد لشگر کوفه راه را بر او بستند و از هر طرف او را محاصره کردند عباس با آنها پیکار می کرد و این رجز را می خواند هنگامی که مرگ فریاد زند از مرگ هرگز نمی هراسم تا هنگام مقابله با شجاعان دشمن آنان را با شمشیر به زیر افکنم من نفس خود را نگهبان پسر پیامبر کرده ام من عباسم که سقایی می کنم و در روز ملاقات بیم از مرگ ندارم یکی از سپاهیان کوفه به نام نوفل ازرق دست راست او را از بدن جدا کرد عباس علیه السلام مشک را بر دوش چپش نهاد و پرچم را به دست چپ گرفت و این رجز را خواند والله ان قطعتم یمینی انّی احامی ابداً عن دینی و نحن امام صادق الیقین نجل النبّی الطّاهر الامین به خدا سوگند اگر دست راستم را جدا کردید همواره حامی دینم خواهم بود و حامی امامی که در ایمانش صادق است و فرزند پیامبر امین است پس از مدتی یکی از سپاهیان کوفه که در پشت درخت خرما کمین کرده بود با شمشیر مچ دست چپ او را جدا کرد عباس علیه السلام مشک را به سینه خود چسباند و این رجز را خواند ای نفس از کافران نهراس و به رحمت خدا شاد باش اینان ستمگرانه دست چپم را قطع کردند پروردگارا آنها را به لهیب آتش بسوزان پس مشک را به دندان گرفت آن گاه تیری بر مشک خورد و آب های آن ریخت پس فرو باری...
|