Meta tags:
description= شاپرك آبی شعرها و دست نوشته های من;
Headings (most frequently used words):
من, نوشته, های, كه, از, شب, شاپرك, آبی, شعرها, دست, سمج, رهايم, كن, چه, مقدار, اعتبارم, هست, اگر, مي, خواهيد, بيشتر, مرا, بشناسيد, واي, بر, چو, نيست, اينجا, مرادي, دليلِ, ماندنم, باشد, سر, آن, ندارد, امشب, صداي, سخن, عشق, نديدم, خوشتر, يادگاري, دراين, گنبد, دوار, بماند, مرد, نما, مجنون, سیب, انعکاس, کلاه, پایت, را, روی, دم, بردار, لطفا, گوسفند, نباشید, سیاه, سفید, خاکستری, هزار, یک, کارت, پستال, کرم, تاب, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (44), نمي (41), است (40), بود (37), كنم (31), نوشته (30), اين (30), اما (24), دست (23), های (21), این (21), ساعت (21), هست (21), توسط (20), شهرزاد (20), باشد (19), شود (18), همه (17), مثل (17), خودم (17), دارم (16), ۱۳۹۰ (15), گاهی (15), چيزي (14), ۱۳۹۳ (13), حالا (13), مرا (13), براي (13), ۱۳۸۹ (12), خيلي (12), تیر (11), تمام (11), ندارم (11), اينكه (11), اون (11), هاي (11), توي (11), شاید (10), خیلی (10), برای (10), تنها (10), نيست (10), جور (10), فکر (9), وقت (9), نمی (9), فقط (9), هايم (9), داشت (9), ۱۳۹۱ (8), روی (8), خواهم (8), دانم (8), کنیم (8), بودم (8), خودش (8), ياد (8), روي (8), اردیبهشت (7), خرداد (7), دیگر (7), داشته (7), باشم (7), بار (7), آدم (7), بودن (7), شنبه (7), واسه (7), توانم (7), ديگر (7), كني (7), كرد (7), ۱۳۹۲ (6), بیست (6), نور (6), انگار (6), باز (6), اگر (6), کردم (6), نگاهم (6), شدم (6), حال (6), طرف (6), گوشه (6), حرف (6), چند (6), خواب (6), ديگه (6), كردم (6), بيشتر (6), زندگي (6), دوست (6), هيچ (6), كتاب (6), يكي (6), اسفند (5), هیچ (5), کوچک (5), خوش (5), زیر (5), دارد (5), لبخند (5), کرده (5), همیشه (5), بوده (5), روز (5), آسمان (5), کنم (5), میشود (5), لحظه (5), دوشنبه (5), حداقل (5), کسی (5), آرام (5), کرد (5), تلخ (5), پشت (5), ذهن (5), خواهد (5), جمعه (5), اند (5), دور (5), خود (5), خنده (5), آخر (5), دستم (5), سرم (5), سري (5), فكر (5), كار (5), بايد (5), چندتا (5), گاهي (5), جايي (5), شايد (5), گرفت (5), باشي (5), وقتي (5), عجيب (5), هميشه (5), برايم (5), رفت (5), كوچيك (5), بهمن (4), فروردین (4), مرداد (4), مهر (4), آذر (4), ندارد (4), دلم (4), نمیدانم (4), برایم (4), نیست (4), چشمم (4), رنگ (4), بگذار (4), خشک (4), ماهی (4), جمع (4), پوچ (4), بالا (4), هستند (4), تنگ (4), خسته (4), میگویم (4), نبود (4), چشم (4), نرمال (4), داد (4), بعضی (4), نگاهش (4), دنبال (4), درونم (4), اگه (4), كسي (4), خودت (4), كشم (4), درس (4), حتي (4), هايش (4), مدت (4), کنه (4), یکی (4), آنقدر (4), چون (4), غريب (4), دوره (4), همين (4), كرده (4), پيدا (4), كردن (4), احمقانه (4), سيگار (4), كودك (4), همون (4), عاشق (4), اتاقش (4), مطالب (3), وبلاگ (3), گونه (3), لطفا (3), هفتم (3), درست (3), بیرون (3), همان (3), کرم (3), تاب (3), کند (3), زندگی (3), اوضاع (3), آید (3), یکشنبه (3), کارت (3), هزار (3), اعتماد (3), نفس (3), دفعه (3), کار (3), درون (3), سبز (3), اتاق (3), سیاه (3), ناحق (3), ترین (3), تقویم (3), خوب (3), خبر (3), قرار (3), نشود (3), چیز (3), باید (3), دسته (3), کاری (3), بودی (3), حالش (3), دوم (3), کلاه (3), شانه (3), منم (3), سیب (3), گردم (3), مجنون (3), تنم (3), خورم (3), قضيه (3), اهميتي (3), نكردم (3), بره (3), واي (3), اينجا (3), پيش (3), كردنش (3), اعصاب (3), خورد (3), روزي (3), رفتن (3), بينم (3), برو (3), بعد (3), ديد (3), حريف (3), خواهيد (3), بشناسيد (3), مشكلات (3), كنار (3), كند (3), مقدار (3), چشمانم (3), پتو (3), بچگي (3), عذاب (3), آور (3), گيرم (3), مدام (3), تحمل (3), انگيز (3), خواهي (3), چيز (3), آدمي (3), بلد (3), فلسفه (3), مختلف (3), بعدا (3), باهاش (3), كافه (3), عجيبي (3), ليوان (3), دونه (3), بوي (3), مشهد (2), آرشیو (2), آرشيو (2), ۱۳۸۸ (2), شهریور (2), آبان (2), خانه (2), نویسنده (2), سیاسی (2), استفاده (2), قدیمی (2), میان (2), نقطه (2), دیدم (2), نشد (2), اول (2), پنجره (2), مهم (2), قبلا (2), امید (2), نقاشی (2), صورتم (2), احوال (2), صدایی (2), بزنم (2), میکنی (2), شما (2), پستال (2), زرت (2), راه (2), افتد (2), نیشخند (2), کجای (2), داری (2), گویم (2), اسمش (2), کاذب (2), بهتر (2), دنیا (2), بشود (2), بیفتد (2), چنان (2), حوض (2), سایه (2), کودک (2), دریا (2), هشتم (2), نفر (2), عجیب (2), گفت (2), نیستی (2), میدهم (2), فراموشت (2), نکردم (2), ثانیه (2), برم (2), کودکی (2), زودرس (2), جوانی (2), عید (2), کشیدم (2), ضلع (2), پایین (2), پاره (2), کوفتی (2), خاطره (2), امسال (2), زده (2), زور (2), بزرگ (2), پاک (2), کشیدیم (2), عکس (2), صورت (2), هنوز (2), بودیم (2), سفید (2), خاکستری (2), رود (2), ارتباط (2), هایی (2), هایمان (2), سادگی (2), شدن (2), داند (2), گند (2), میزنم (2), انجام (2), خوبند (2), روشن (2), سری (2), افتاده (2), بین (2), پنجم (2), نامردی (2), نداشتم (2), پایت (2), بردار (2), پیش (2), دستانم (2), میگیرم (2), فشار (2), بده (2), خواهش (2), سخت (2), بزند (2), دوستی (2), هایش (2), جوان (2), مردی (2), مرده (2), خوشی (2), نگاه (2), لامروت (2), رسم (2), افسانه (2), هاست (2), بچگی (2), نبودم (2), دماغم (2), آمد (2), چانه (2), جانم (2), آهسته (2), چهره (2), محض (2), نخواهم (2), قصه (2), لرزش (2), هوای (2), ابر (2), آسمانت (2), نقش (2), رویای (2), آغوش (2), حسرت (2), خیره (2), گرم (2), چشمان (2), عطر (2), آنچه (2), یازدهم (2), هرشب (2), دیوانه (2), ازین (2), بسته (2), ششم (2), صداي (2), زنگ (2), خيال (2), گذره (2), بلند (2), معمولا (2), بدو (2), بابا (2), جمله (2), بيرون (2), لباساي (2), جدا (2), اندازم (2), لباس (2), اتو (2), شام (2), آخه (2), آشغال (2), مرد (2), افتم (2), بهم (2), شدي (2), بالاخره (2), بلندي (2), كال (2), توجه (2), هايي (2), نشده (2), ببينم (2), كابوس (2), يكشنبه (2), تهران (2), كدوم (2), قطار (2), مسير (2), نما (2), چهارشنبه (2), عجب (2), چقدر (2), نباشد (2), جديدا (2), مگر (2), چگونه (2), حواسم (2), صحبت (2), پايين (2), گذارم (2), فرو (2), روم (2), بگويم (2), خدا (2), دوستش (2), يادگاري (2), بماند (2), بذاره (2), وقتا (2), جنگ (2), نمیاد (2), عینک (2), میاد (2), وجدان (2), حساب (2), بهش (2), اونم (2), گوش (2), نشه (2), بعدش (2), داره (2), دونم (2), مرادي (2), دليلِ (2), ماندنم (2), شادي (2), دوباره (2), نداري (2), برايت (2), لرزد (2), تكان (2), نبيني (2), مسئله (2), وجود (2), مقابله (2), لامصب (2), فهمد (2), هرچقدر (2), فراواني (2), چنگ (2), انداخته (2), آمده (2), نخواستم (2), تلاش (2), عوض (2), نگراني (2), فراتر (2), احساس (2), تجربه (2), بصورت (2), شرايط (2), جزئي (2), ديگران (2), كمك (2), شوم (2), نهم (2), اعتبارم (2), هستي (2), موجود (2), تقصيري (2), خواستم (2), نداشته (2), گفته (2), زدن (2), احمق (2), هايت (2), حوصله (2), دار (2), اينگونه (2), زمان (2), شوي (2), گذاشته (2), سال (2), رهايم (2), بچه (2), جان (2), باشه (2), تظاهر (2), سيني (2), دستش (2), آدما (2), اينقدر (2), جلب (2), نظر (2), بخاطر (2), يارو (2), انرژي (2), گذاشت (2), بررسي (2), بجاي (2), نظريه (2), پرداز (2), مثلا (2), ساز (2), روس (2), آشنا (2), روسي (2), داري (2), كلي (2), ايجاد (2), خواست (2), ازش (2), فهميدم (2), رفته (2), رفتم (2), هاش (2), اومد (2), تيكه (2), پرسيد (2), شخصيت (2), قهوه (2), آلبوم (2), پرت (2), خالي (2), ميز (2), سمج (2), شبها (2), خجالت (2), تابستانِ (2), عجيبْ (2), گرمِ (2), شاپرك (2), آبی (2), blogfa, com, انجمن, ادبی, یلدا, دانشگاه, خیام, پیوندها, سهراب, سپهری, شعرهای, خواندنی, موضوعی, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, شعر, وابستگی, عقیدتی, گروه, برداشت, نفرمائید, ذکر, نام, مانعی, پنجشنبه, ظریفی, باورم, راحتی, امیدی, سختی, گفتم, نمیشوم, فرقی, اسمی, ظاهر, ماندگار, دقیقا, همچین, حالتی, مصنوعی, واقعی, خاصی, میچرخد, سمتی, پلکی, کرختی, خیال, خلا, ساکت, تحرک, برسد, آهای, شمایی, کارتان, گذرید, نیشتان, بناگوش, خدایی, سقف, تاریک, پیکر, سوراخ, پیدا, زمین, چکار, بگذاریم, واهی, اری, بگوییم, قپی, وارونه, یکم, شبم, حکایت, تکراری, مشقّت, سامان, اندوه, اجباری, نمانده, رخوتی, رزم, هراس, تنهایی, هوشیاریم, ابهام, آکنده, گلویی, افکاری, پراکنده, ذرات, ریز, فواره, ریزد, تردید, عمیقی, بیداری, سردم, شکایت, گریزانم, پاید, هردم, خیالم, خیس, نازک, مثال, قایقی, کاغذ, رنگی, بازیگوش, سپارندش, دیوارهای, خیابانی, غمگینی, سرطان, ریشه, مهمم, بیهوده, اشک, دنبالم, میاید, آغوشش, حقا, مطبوع, بگیرم, معروفش, مهمی, قول, خاطراتم, بگیر, بلوغ, خستگی, ندیدی, کابوسی, بلعید, نزدیک, همهٔ, هواپیماهای, شمردم, ازای, اریب, مربع, راست, موعود, انتظار, نیفتد, هواپیما, تلنگری, شبی, بریدم, شهری, روزی, زادگاه, سرخوشی, تعطیلات, نفره, سمنوی, کپک, سنجد, خورده, سیبی, زردی, قایم, سنبل, پلاسیده, پیر, حتی, سبزه, مادر, میخواهیم, فراموش, اشتباه, ایم, برداشتیم, آرامی, شدند, فهمید, خاص, کیست, لگد, پرتش, فکرمان, اتاقمان, کوچه, مان, شهرمان, آنکه, بدانیم, امیدش, اوج, گرفتاری, لعنتی, خونی, رگهایمان, نسب, میگردد, فراموشش, عامیانه, پته, پوته, داریم, سالی, همدیگر, ملاقات, تصویری, صوتی, درگیر, تعلق, خاطرات, کودکیش, دیگری, رنگتر, خاطرش, نوعی, دلیلی, عزیزتر, تفاوت, غول, شاخ, دمی, خوره, جزام, زالو, کشد, جارو, برقی, محکم, حریف, دلگیر, واژه, ترکیبی, توقعی, چیزی, بیند, ببیند, بینمشان, دنیایی, درکشان, خواهیم, قدر, همین, بهترین, ساده, بدترین, کافی, بزنید, هفت, خان, رستم, پیچ, عادی, شناخت, نکرد, زحمت, کشید, تکلیف, چاره, زنند, گوسفند, نباشید, نامرد, پرسی, دنج, کافه, مینشینم, نمیایی, نمیگویی, پیشم, میشوم, رویاهای, خرّم, وقتی, بغضم, قورت, کجی, میزند, حسّ, نمیکنم, ناجوان, مردانه, غرور, پدری, ببینم, حرفی, شرم, تکنولوژی, دین, ایمون, پیامک, مزه, گرفتن, کهنه, گریه, پیری, روحش, شاد, نارفیق, هایم, شریک, هایت, تنهایت, نگذاشتم, انبوه, مشکلات, کمرم, اعتنا, پلک, زدی, بدنم, گذشتی, قدم, کشیده, شدی, اصلا, خوبی, قصّه, مادرم, دوران, قطعا, خردسالی, نوجوانی, خجول, خیری, ندیدم, جنبیدم, میذاری, لبه, نگاهت, موذی, مانند, موریانه, آرزوهای, بلعد, سکوتم, بغل, سوغاتی, زیبایی, تماشا, راضی, بهت, بازی, بویی, برد, دانی, هراست, ناباوری, نمیدانی, خویش, خوانم, وقفه, ماند, بیستم, دوری, دستی, کشم, حریم, کناری, اندیشه, غوطه, تزریق, خماری, خیالی, منبسط, صبحش, نعشه, تشویق, ستاره, چشمکی, خورشیدی, سپید, کهکشان, میگیری, کجا, پیداست, انعکاس, میشد, جاذبه, اثر, میکرد, جای, سنگینم, مشامم, چرخم, ناب, سقوطت, منتظر, ماندم, هزاران, افسوس, بادی, سوی, خیزد, رسد, حوّا, آرزو, سرخ, ممنوعه, تماشایی, تصویر, شاخه, میکند, لانه, پیراهنت, بازوان, میذارم, سنگین, افکار, آرامم, لیک, بیدار, هامو, سريع, ذهنم, پيچوندن, هيج, كلك, قديمي, همشونو, برن, صبحونه, هوس, ناهار, غذاي, الكي, ميخورم, مريض, بشم, سركار, ميرم, درمانگاه, درب, داغون, دكتر, التماس, آمپول, قال, بكنه, مامان, ميزنم, حالشون, پرسم, كليشه, عنوان, خواين, بگيرم, نون, ماست, آبليمو, ختم, شبا, كثيف, ماشين, شويي, پهن, خشك, همونطوري, چروكش, بشه, كنه, نميشه, آره, دختر, مردنماي, غمگين, بابام, تمسخر, يادآوري, استقلالي, ميگه, مردي, ميام, دراز, ايميل, ميس, هام, كتابايي, خيره, فيلم, شغل, اهميتم, بيراه, ناراحت, مثبتي, هفته, قبرستوني, بند, خوابم, ترافيك, طولاني, تاريك, مترو, گروني, صدا, خوابي, هفدهم, باراني, بارد, دلتنگم, بينمش, مرتب, هنگامي, ترم, يعني, آنوقت, صدايش, قطع, مهربانش, كلمه, نشنيدم, نصيحت, حريص, دستهايم, كاش, سرفه, كلافه, نگفته, بين, چيزهايي, شنيده, گفتني, بفهمد, سخن, عشق, نديدم, خوشتر, دراين, گنبد, دوار, شانزدهم, نکنه, دلواپسی, کردن, قضایا, بشو, چشمام, سومی, آفتابی, میزنه, خوشش, امو, راهنمایی, دادبه, موثر, گذشت, دعوامون, اونوقت, محلی, کردیم, برخورد, باهامون, قهر, جدامون, جلو, دهن, گیره, اینکه, شینه, چایی, ریزه, سیگارشو, دودی, معلوم, میشه, عمیقا, قهره, توضیح, توی, کله, بینم, یواشکی, میز, اینجا, اونجا, میذاره, چمدونش, دنیام, آشوب, صدای, بیداد, هوار, جیغ, بیراه, بعضا, فحش, ناموسی, دیگه, کمر, دعوا, کشت, کشتار, روزه, سکوت, گرفته, امشب, بيمارت, دگر, بافم, وبال, گردنم, تقاضا, ببخشي, ايام, ليكن, گماني, هواي, ناآرام, ذكرِ, احوالم, كلامي, لبم, قدرتي, بلكه, نگهبانِ, آشوبم, چنته, كفم, دلِ, هرچه, نسيمي, خوردم, نخواني, نكني, مدرنيزه, ابزار, نوشتار, پاركينسون, شديد, تواني, پوشاندنش, مخاطب, بلرزد, بيد, باد, طوفان, سرش, پنبه, ببُري, خون, غوغا, غوغايي, بدهد, درخت, جاي, بياورد, واقع, آساني, لرزم, محكم, اصطلاحي, باب, گاها, نكرد, روحي, بسامان, ناراحتم, ناراحتي, چرخه, روزگارم, ريل, سابقش, بچرخد, ديگري, بودنش, هرگز, نقشه, نكشيدم, راحت, بودنم, شرايطي, نحوه, آمدن, سختي, اهل, بزك, مُد, بُعد, لغوي, معنا, نبوده, پاك, آرايشي, غليظ, برق, خوشي, نوعي, لذت, بخش, شريك, گريه, همچنان, كمد, رضايت, گرفتم, هيچوقت, انتظاراتمان, كمتر, لياقتم, راضي, شدنم, كودكي, داشتم, ريسك, جذابيت, سني, وحشت, هراسي, واقعيات, كشيدنم, درك, اكثر, مواقع, واقعيت, بندم, بيني, داروهاي, بروي, آورم, بُت, روبرويم, آيينه, جلوي, ماليخوليايي, بشوم, بدبختي, سجده, چيزها, زكام, اندكي, آزرده, دوام, آورد, حلاج, تيمار, بقيه, اندازد, انگشت, محبت, منت, الكتريسيته, عبور, چندان, عشقي, وجودم, مست, پريشانم, حواست, هراسانم, افكارم, غلط, ندانم, چشمانت, قلبي, نبضش, آتش, لبانم, آيم, گويم, عكسي, عوضي, غيرقابل, گذرد, درونت, متنفرتر, خودخواه, تصورش, فهم, ناگوار, رويا, بسيارم, درهم, كوبيده, تسكين, دردهاي, بيشترش, فعلا, عزيزانم, رنج, درد, رعب, خوراك, سردرد, سردرگم, فهمي, بهترين, منتي, بخاطرش, آزادي, دندان, چسبم, زماني, استقلالم, آرامش, نياز, تويي, ناخن, ديوار, گچي, اعصابم, كشي, روزها, خصوصا, شيطنت, مجبور, لذتي, فكرم, گير, رخدادهاي, اينروزها, سپري, باور, فشاري, بله, زودرنج, اخموتر, بداخلاق, رقت, بگذرد, كوفتي, بسازم, اصرار, بريزم, وحشيانه, ديوانه, وار, لاي, بدهم, بكشم, دلت, خنك, جنون, بزور, بكشي, انگيزتر, مسخره, قبل, همبازي, هوا, دنبالش, بگردم, هياهو, مبادا, گرگ, شغال, بيفتد, طفل, خردسال, مانده, انبوهي, بالغي, رضاي, وسط, دهم, نوشت, بازگو, جنسيت, اجتناب, جنسيتي, تونه, بلاتكليف, هيچي, ديدم, چرا, اينطوري, نصفه, نيمه, بگيرن, شون, هدر, بدن, سطحي, جنس, مخالف, اينش, وحشتناك, تره, استاد, هرمان, هسه, تلنبار, اينهمه, خوند, نمايش, مشت, بخره, الان, حرفه, فلان, انگولك, موقع, حفظ, سفر, زبونو, كشور, اينو, درمون, بيوگرافيش, رژه, حسابي, كلا, مخالفم, تحت, تاثير, هدف, علاقه, مشخصي, موضوع, گيري, بگير, فرمون, نپيچوني, سمت, حروم, دير, سامانش, برداشته, چاله, چوله, روزمره, بازه, خلأ, برزخ, غير, قابل, ازين, بلاتكليفي, بياد, بعدها, چيزا, دروه, استاداش, داده, موزيسين, جوون, يارويي, حرم, مسافرتش, تركيه, توريست, پارك, ملت, تورش, مربي, تنيس, قديما, بيا, عقيده, سيگاري, فروشِ, بازار, شعرهاي, دانشكده, شركت, عكاس, اكيپ, پول, دارهاي, شهر, حاضر, شرط, ببندم, كتابارو, نخونده, نصف, ترانه, آرشيوشم, نداده, دقيق, روش, حالت, داشتن, شخصيتي, ازشون, خوشم, نيومد, نتونستم, برقرار, پيچ, كيفش, درآورد, بلغور, بعدم, مشغول, آورده, توش, ليمو, كنارش, نبات, گلاب, شناختم, هركاري, بگي, رشته, بعضاً, نظرشم, جالبي, نبايد, تونم, بشناسمش, اونقدر, پيچيده, آناليزش, بوديم, بدون, شكرش, سفارش, مورد, مسائل, كاري, ازم, خونشون, قبول, كنجكاوي, رسيديم, خونه, نوشيدني, برام, بياره, طبق, عادت, شروع, حالتي, كاملا, مودبانه, كتابخونه, نويسنده, همشون, نخورده, آهنگ, موزيك, اشونو, بندي, كهنه, پوسترهاي, نيچه, چگوارا, شناختمشون, خرت, وارنگ, وسايل, ورزشي, تنش, نديده, بوم, نقاشي, قفس, تمبر, خودنمايانه, زاويه, عسلي, جانماز, دعا, تسبيح, عقيق, قرمز, ماهي, تختش, فنجون, تهش, ماسيده, قوطي, آلبالو, خوراكي, ريخته, زمين, كاسه, فندك, رنگي, فهميد, همزمان, عود, توتون, پيپ, پيراهن, كوتاه, بپوشم, حاضرم, قسم, بخورم, پرده, زني, سفت, پيچم, معذبم, نگران, گرمم, رويم, انصاف, گرمي, تنهايم, هرجا, روبرو, ديروز, كناري, كله, خريد, بازارچه, چطوري, بودي, موذي, دوختي, هلو, رسيده, كردي, آشپزخانه, نيا, پياز, سرمه, ريزند, ريز, زشت, سياه, اشك, آلود, شوند, ببيني, گرما, شعرها,
Text of the page (random words):
دوشنبه نهم تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲ ۵۰ ق ظ توسط شهرزاد اگر مي خواهيد بيشتر مرا بشناسيد اگر مي خواهيد بيشتر مرا بشناسيد بايد بگويم كه چند وقتي مي شود كه مشكلات عجيب و غريب فراواني چنگ در زندگي ام انداخته است و اوضاع روحي ام خيلي بسامان نيست ناراحتم از ناراحتي هايي كه پيش آمده است و دوست دارم اين دوره هم تمام بشود و چرخه روزگارم دوباره در ريل سابقش بچرخد با اين حال زندگي ام را دوست دارم همين گونه كه هست دوستش دارم هيچ وقت نخواستم جور ديگري باشد براي بهتر بودنش تلاش كرده ام اما هرگز براي عوض كردنش نقشه اي نكشيدم راحت بودنم را در هر شرايطي دوست دارم نحوه ي كنار آمدن با سختي هاي فراواني كه داشته ام و هنوز هم هست و هميشه خواهد بود را دوست دارم خيلي اهل بزك و لباس هاي جور وا جور و مُد كه فقط و فقط برايم در بُعد لغوي معنا پيدا مي كند نبوده ام تنها چيزي كه از صورت من پاك نمي شود لبخند است و تنها آرايشي كه در من غليظ مي شود مقدار بلندي خنده هايم است و برق خوشي در چشمانم اينكه تو ِ نوعي هيچ وقت نگراني هايم را نبيني برايم لذت بخش است و از اينكه در شادي ها دنبال شريك مي گردم اما گريه هايم هميشه و همچنان در كمد پتو هاست رضايت دارم از بچگي خودم بودم و ياد گرفتم خودم باشم هيچوقت چيزي نخواستم كه فراتر از انتظاراتمان باشد و هيچ وقت به كمتر از آنچه كه لياقتم هست راضي نبودم بزرگ شدنم را خيلي احساس نكردم شايد چون در كودكي هم خيلي بچگي نكردم هميشه تجربه كردن را دوست داشتم و دارم ريسك كردن عجيب برايم جذابيت دارد و از هر چيزي كه هر كسي بصورت نرمال بايد در هر سني از آن وحشت داشته باشد هراسي ندارم واقعيات را مثل نفس كشيدنم درك مي كنم مي دانم كه اكثر مواقع واقعيت تلخ و عذاب آور است اما در اين شرايط هم چشمانم را مي بندم بيني ام را مي گيرم و مثل داروهاي تلخ بچگي آن را سر مي كشم و بروي خودم نمي آورم نگراني هايم را مثل بُت روبرويم نمي گذارم كه مثل آيينه دق مدام جلوي چشمم باشد و آخر مثل خيلي ها ماليخوليايي بشوم و به بدبختي ها سجده كنم نه مي دانم اين چيزها مثل يك زكام جزئي اندكي آزرده ام مي كند و بيشتر از چند روز در من دوام نمي آورد دنبال حريف هم نمي گردم تا ببينم ديگران چند مرده حلاج اند كمك مي كنم و كمك نمي خواهم و خودم خودم را تيمار مي كنم و دست بقيه را مي گيرم مي دانم خنده هاي بلند و احمقانه من ديگران را به خنده مي اندازد تا جايي كه انگشت نما مي شوم و مي دانم محبت بي منت من وقتي دست كسي را مي گيرم مثل الكتريسيته از من به او عبور مي كند اين منم اگر مي خواهيد بيشتر مرا بشناسيد نوشته شده در جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ ساعت ۶ ۱۵ ق ظ توسط شهرزاد واي بر من يك اصطلاحي هست كه باب شده از جايي و گاها نمي شود از آن استفاده نكرد دست است ديگر دل است ديگر گاهي مي لرزد هرچقدر هم كه محكم باشي تا غوغا نشود غوغايي كه پنجره را تكان بدهد و درخت را از جاي در بياورد در واقع به آساني نمي لرزم هرچه بود نسيمي بود روي صورتم تكان خوردم اما اين بار انگار بعد از مدت ها شايد اين لرزش را در نوشته هايم نخواني يا نبيني يا حس نكني اين هم مسئله مدرنيزه شدن ابزار نوشتار است با وجود پاركينسون شديد هم مي تواني با آن و براي پوشاندنش از ديد مخاطب مقابله كني اما لامصب دل كه بلرزد آن هم دل من كه بيد نيست كه حريف باد و طوفان نباشد مي رود آرام مثل كسي كه سرش را با پنبه ببُري خون به پا مي شود و نمي فهمد دست است ديگر دلِ من است ديگر حالا كه شده مي لرزد واي بر من ا نوشته شده در دوشنبه دوم تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲ ۸ ق ظ توسط شهرزاد چو نيست اينجا مرادي كه دليلِ ماندنم باشد براي ذهن بيمارت دگر قصه نمي بافم كه روزي نا به حق آن هم وبال گردنم باشد خبر از حال آشوبم نداري و منم چيزي در اين چنته نمي بينم برايت در كفم باشد مرا در حال خود بگذار برو از ذهن و جانم چون ندارم قدرتي بلكه نگهبانِ تنم باشد در اين اوضاع ناآرام براي ذكرِ احوالم نمي بينم براي تو كلامي بر لبم باشد دلم آنقدر از اين ايام پر است ليكن گماني نيست هواي شادي و خنده دوباره در سرم باشد تقاضا مي كنم اين بار ببخشي رفتن من را چو نيست اينجا مرادي كه دليلِ ماندنم باشد نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۵ ۵۰ ق ظ توسط شهرزاد سر آن ندارد امشب تو دنیام آشوب شده جنگ شده بین خودم و خودم از یک طرف صدای داد و بیداد و هوار و جیغ و بد و بیراه و بعضا فحش ناموسی میاد از طرف دیگه هیچ صدایی نمیاد اون یکی کمر به دعوا و کشت و کشتار بسته اون یکی روزه ی سکوت گرفته یک نفر سومی ام هست همیشه عینک آفتابی میزنه خوشش میاد آخه وجدان امو می گم قبلا خیلی راهنمایی می کرد و تز می دادبه حساب خودش بد هم نبود گاهی موثر بود یه مدت که گذشت ما دعوامون گاهی خیلی بالا می گرفت اونوقت خیلی وقتا بهش بی محلی کردیم و اونم بهش برخورد و باهامون قهر کرد حالا گاهی فقط از هم جدامون می کنه یا جلو دهن اون یکی رو می گیره یا گوش های اون یکی رو اونم واسه اینکه اعصاب خودش خورد نشه بعدش می شینه یک گوشه چایی می ریزه سیگارشو روشن می کنه و عینک دودی شو بر می داره و به یک نقطه ی نا معلوم خیره میشه و انگار فکر می کنه عمیقا به چی نمی دونم حالا که قهره توضیح هم نمی ده که توی اون کله اش چی می گذره فقط گاهی می بینم یواشکی یه سری چیز میز ازین اینجا اونجا جمع و جور می کنه و میذاره تو چمدونش نکنه بذاره بره گاهی وقتا از دلواپسی و فکر کردن به این قضایا و جنگ اعصاب و بل بشو خواب به چشمام نمیاد نوشته شده در جمعه شانزدهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲ ۱۹ ب ظ توسط شهرزاد از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري كه دراين گنبد دوار بماند عجب باراني مي بارد اينجا كه تمام نمي شود انگار و من چقدر دلتنگم نه كه پيش من نباشد ها نه هست مي بينمش مرتب اما هنگامي كه هست حتي دل تنگ ترم حق هم دارم خب نگاهش نمي كنم خيلي نمي شود يعني مي شود نه كه نشود من نمي توانم جديدا نمي توانم مگر اينكه حرف بزند با من كه نگاهش كنم كم حرف هم هست لامروت آنوقت نمي دانم چگونه حواسم هم به صحبت هايش باشد هم به خودش صدايش قطع مي شود باز سرم را پايين مي اندازم و فكر مي كنم به چهره ي مهربانش و حسرت مي خورم كه يك كلمه هم نشنيدم از نصيحت هايش را بس كه در نگاه كردنش حريص بودم در آن لحظه دستهايم را روي هم مي گذارم و به فكر فرو مي روم ياد حرف هايش مي افتم كاش مي شد بگويم بس كه سرفه كردم كلافه ام اين حرف ها را جايي نگفته ام بين خودم هست و شايد خدا هم چيزهايي شنيده باشد گفتني نيست خودش شايد بفهمد كه دوستش دارم نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱ ۱۱ ق ظ توسط شهرزاد مرد نما چشم هامو به زور باز مي كنم با صداي زنگ ساعت يه سري فكر و خيال سريع از ذهنم مي گذره واسه پيچوندن كار به هيج جا نمي رسم همه ي كلك ها قديمي شده و همه همشونو از برن تف بلند مي شم معمولا صبحونه نمي خورم اگه ام هوس كنم خودم بايد يه چيزي دست و پا كنم ناهار يه غذاي الكي ميخورم اگه مريض بشم از سركار بدو بدو ميرم يه درمانگاه درب و داغون و به دكتر التماس مي كنم با چندتا آمپول قال قضيه رو بكنه گاهي به مامان بابا زنگ ميزنم و حالشون و مي پرسم و اين جمله ي كليشه اي رو عنوان مي كنم كه اگه از بيرون چيزي مي خواين بگيرم معمولا به نون ماست يا آبليمو ختم مي شه شبا لباساي كثيف و جدا مي كنم و مي اندازم تو ماشين لباس شويي جمع مي كنم پهن مي كنم خشك كه شد همونطوري تنم مي كنم تا خودش چروكش باز بشه نه كسي هست اتو كنه نه حالش هست كه اتو كنم شام نمي گم نمي خورم اما آخه آت و آشغال اسمش شام نميشه كه بالاخره ميام و دراز مي كشم و آه بلندي مي كشم با بي اهميتي چندتا ايميل چك مي كنم و به اس ام اس و ميس كال هام خيلي توجه نمي كنم به كتابايي كه لا شو باز نكردم خيره مي شم به فيلم هايي كه وقت نشده ببينم فكر مي كنم به شغل پوچ و بي اهميتم بد و بيراه مي گم و ناراحت مي شم كه كار مثبتي انجام نمي دم و با اين كابوس كه شنبه يكشنبه هفته ديگه كه مي رم تهران كدوم قبرستوني خودم رو بند كنم خوابم مي بره واي شنبه يكشنبه قطار تهران ترافيك مسير طولاني و تاريك مترو بي آر تي گروني سر و صدا درس درس درس بي خوابي و قطار مشهد كار كار كار ياد بابام مي افتم كه با تمسخر براي يادآوري استقلالي كه دارم بهم ميگه تو ديگه واسه خودت مردي شدي آره بابا مرد شدم يه دختر مردنماي غمگين نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۵ ۵۵ ب ظ توسط شهرزاد مجنون دو دستم را به زیر چانه میذارم سرم سنگین ازین افکار که آرامم که که خواهد کرد دو چشمم بسته لیک هرشب دلم تنگ و تنم بیدار ندارد تاب آغوش تو را دستم هوای شانه ات هرشب درونم میکند لانه تب پیراهنت در بازوان من شدم مجنون و دیوانه شدم مجنون و دیوانه نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۳ ۵۳ ب ظ توسط شهرزاد سیب نمیدانم نمیدانم چه می خواهم هر آنچه آرزو کردم چو سیب سرخ ممنوعه تماشایی ترین تصویر بر بالا ترین شاخه هزاران آه و صد افسوس نه بادی سوی تو خیزد نه دستم می رسد آخر نه حوّا در درونم می کند خانه چه میشد جاذبه بر تو اثر میکرد به جای شانه ی خسته و یا چشمان سنگینم به زیر سایه ات با دست های باز برای لحظه ی ناب سقوطت منتظر ماندم مشامم پر ز عطر تو چو در رویای تو آهسته می چرخم نگاهم رو به تو آرام به دنبال تو و آن سیب می گردم نوشته شده در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲ ۲۷ ق ظ توسط شهرزاد انعکاس چه دوری از هوای من چو خواب ماهی کوچک که دریا را نمی داند اگر که آن ستاره چشمکی هم زد تو خورشیدی و با ابر سپید و کهکشان ها گرم میگیری کجا در آسمانت نقش من پیداست در این اندیشه هر شب غوطه ور گاهی به خود رویای آغوش تو را تزریق می کردم خماری و خیالی منبسط از تو و صبحش نعشه ی حسرت نگاهم را به نور خیره ات تشویق می کردم منم آن ماهی کوچک و حوض است آسمان من چو دستی می کشم روی حریم آب کناری میزنم عکس تمام ابر های آسمانت را که شاید نقش تو یک دست بیفتد روی آب در دست های من نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱ ۴۰ ق ظ توسط شهرزاد کلاه سر من کلاه میذاری لبه اش از چانه ام افتاده است پایین لبخند بر لب های خود داری نگاهت می کنم آن خنده ی موذی به جانم افتد و مانند موریانه تمام آرزوهای مرا آهسته می بلعد نگاهم میکنی با اعتماد محض که بویی هم نخواهم برد چه می دانی که می دانم هراست نیست از ناباوری اما نمیدانی که هر شب قصه ای از تو برای شانه های خویش می خوانم برای لرزش بی وقفه ی دستم نگاهم خشک می ماند تماشا می کنم آرام تمام چهره ات راضی از این بهت عجیب در من از این بازی سکوتم را بغل میگیرم و آخر به خود آرام میگویم چه سوغاتی زیبایی چه خوب است این کلاه بر سر نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱ ۳۶ ق ظ توسط شهرزاد پایت را از روی دم من بردار سخت است لامروت رسم زندگی را میگویم جوان مردی انگار در همان افسانه هاست حالا دیگر به افسانه ها هم شک دارم به قصّه های مادرم هم شک دارم به بچگی ها و دوران خوش کودکی شک دارم نه من قطعا کودک نبودم بچگی نکردم در خردسالی دوستی نداشتم در نوجوانی خجول و تنها بودم در جوانی هم خیری ندیدم از خوشی تا به خودم جنبیدم از دماغم در آمد جوان مردی مرده است روحش شاد به تو که نارفیق بودی کاری ندارم به تو که در خوشی هایم شریک بودی در غم هایت تنهایت نگذاشتم اما زیر انبوه مشکلات خم شد کمرم و تو فقط چند بار بی اعتنا پلک زدی بر نگاه خسته تر از بدنم و گذشتی و با قدم های کشیده دور شدی نه به تو کاری ندارم اصلا تو خوبی این تکنولوژی بی دین و ایمون تنها برای پیامک های دست دوم و بی مزه نیست برای خبر گرفتن از احوال دوستی کهنه است شاید که دیگر گریه هایش هم در پیری زودرس چشم هایش خشک شده است سخت تر و ناجوان مردانه تر این است که غرور پدری را ببینم که در نگاهش خشک میشود و شاید دیگر نمی خواهد حرفی بزند شاید از شرم دور میشوم از رویاهای خوش و خرّم وقتی دست بی حس و حالش را در دستانم میگیرم بغضم را قورت میدهم میگویم فشار بده دست کوفتی ام را خواهش می کنم لبخند کجی میزند و حسّ نمیکنم تو نامرد نیستی که حال مرا نمی پرسی که گوشه دنج کافه تنها مینشینم و پیش من نمیایی نمیگویی پیشم بودی همیشه می خواهم پیش تو باشم نه این ها هم نامردی نیست تو نامردی دنیا من کاری به کارت نداشتم پایت را از روی دم من بردار نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۴ ۵ ق ظ توسط شهرزاد لطفا گوسفند نباشید بعضی ها خیلی خوبند بعضی ها خوبند بعضی ها خیلی بد اند و بعضی ها فقط بد اند تکلیف این دسته از آدم ها روشن است یک سری از آدم ها هستند که افتاده اند بین این دو دسته و بی چاره ها دست و پا می زنند بهترین بودن ساده است و برای بدترین بودن کافی ست پشت سر هم گند بزنید این نرمال بودن است که مثل هفت خان رستم پیچ و خم دارد برای عادی بودن باید خیلی چیز ها را شناخت باید خیلی کار ها را نکرد و خیلی کار ها را انجام داد برای نرمال بودن باید زحمت کشید از نرمال بودن خسته ا م نمی خواهم خوب باشم کسی قدر نمی داند شاید برای همین است که پشت سر هم گند میزنم نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۳ ۲۱ ق ظ توسط شهرزاد سیاه و سفید و خاکستری دلگیر شدن گاهی به سادگی در واژه ی ترکیبی کم توقعی جا میشود فکر کنیم گاهی نه به چیزی که چشم هایمان می بیند یا می خواهد که ببیند فکر کنیم به چیز هایی که هستند و ما نه می بینمشان و نه در هیچ دنیایی درکشان خواهیم کرد عامیانه تر میگویم گاهی از پته و پوته ی هم خبر داریم گاهی سالی یک بار همدیگر را ملاقات می کنیم شاید ارتباط تصویری و صوتی بر قرار نشود اما ذهن همیشه درگیر طرف بوده که بوده همیشه گوشه هایی از ذهن به کسی تعلق دارد که خاطرات کودکیش با تو از هر نقاشی دیگری پر رنگتر است و خاطرش به هر نوعی و به هر دلیلی از هر کسی عزیزتر گاهی تفاوت هایمان غول بی شاخ و دمی میشود و مثل خوره یا جزام مثل زالو تمام رنگ ها را در هم می کشد مثل جارو برقی ما محکم تر از این حرف ها بودیم کسی حریف نبود به این سادگی پاک کن را برداشتیم به آرامی کشیدیم روی عکس ها نوشته ها و خاطره ها کشیدیم روی صورت ها پاک شدند اما نه خیلی هنوز میشود فهمید این آدم بی آب و رنگ خاص در ذهن ما کیست و گاهی پاره اش می کنیم و یا با لگد پرتش می کنیم بیرون از فکرمان اتاقمان کوچه مان شهرمان بی آنکه بدانیم شاید تنها امیدش بودیم در اوج گرفتاری های سیاه و سفید و خاکستری اما از فکر بیرون نمی رود لعنتی به هر حال انگار که خونی هست در رگهایمان که دی ان ای آن به یک نسب بر میگردد گاهی فراموشش می کنیم نزدیک عید همهٔ هواپیماهای آسمان را می شمردم تمام تقویم ها را خط می کشیدم به ازای هر روز یک خط اریب روی مربع روز از ضلع راست بالا به ضلع پایین چپ روز موعود تقویم را پاره می کردم تا چشمم به انتظار کوفتی که کشیدم نیفتد حالا تقویم ها و هواپیما های آسمان برایم تلنگری هستند از خاطره ی شبی که بریدم از شهری که روزی زادگاه سرخوشی ها و تعطیلات تک نفره ی من بود عید تلخ شده بود امسال مثل یک سمنوی کپک زده یا سنجد کرم خورده یا سیبی که به زور زردی اش را قایم کرده بود پشت یک سنبل پلاسیده و تنگ پیر ماهی های خسته تر امسال حتی سبزه مادر بزرگ هم خوب سبز نشد گاهی میخواهیم فراموش کنیم اشتباه کرده ایم به تو قول میدهم فراموشت نکردم ثانیه به ثانیه تو را از برم مهم ترین خاطراتم با تو بود از کودکی بگیر تا بلوغ و خستگی زودرس جوانی ام اما به ناحق فراموشت شدم به ناحق ندیدی کابوسی را که مرا بلعید و هیچ و پوچ شدم ته خیابانی که برایم سیاه بود آن لحظه که غمگینی مثل سرطان در من ریشه کرده بود آن لحظه که فکر می کردم برای حداقل یک نفر مهمم کسی که بیهوده فکر کردم اشک های مرا زیر نور شب جمع می کند و به دنبالم میاید تا در آغوشش که حقا عجیب برایم مطبوع بود آرام بگیرم به ناحق نگاهم کرد و با نیشخند معروفش گفت چه فکر کرده ای آدم مهمی نیستی این نوشته سبز است مثل دیوارهای اتاق تو نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۳ ۱۱ ق ظ توسط شهرزاد هزار و یک شب خیالم خیس و بس نازک مثال قایقی از کاغذ رنگی که کودک های بازیگوش به دریا می سپارندش چه تردید عمیقی دارد این بیداری سردم شکایت می کنم از شک گریزانم از این سایه که می پاید مرا هر لحظه و هردم گلویی خشک و افکاری پراکنده چنان ذرات ریز آب فواره که می ریزد درون حوض بی ماهی نمانده رخوتی هم رزم این شب ها هراس از حس تنهایی و هوشیاریم از ابهام آکنده هزار و یک شبم دیگر حکایت های تکراری مشقّت های بی سامان چه گویم دیگر از اندوه اجباری نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ۳۲ ق ظ توسط شهرزاد کارت پستال خیلی وقت ها می دانم که نمی شود اما می گویم می شود اسمش را بگذاریم امید واهی اعتماد به نفس کاذب اری بهتر است بگوییم اعتماد به نفس کاذب چه می شود یک بار هم ما قپی در کنیم کجای دنیا وارونه میشود اگر یک دفعه هم بشود که کار ما راه بیفتد حالا که از سقف این آسمان تاریک و بی در و پیکر یک سوراخ کوچک نور پیدا شده کجای آسمان به زمین می آید که من هم دلم خوش باشد بگذار خوش باشد چکار داری من هم فکر می کنم می شود آهای شمایی که زرت و زرت کارتان راه می افتد و از من که می گذرید نیشتان تا بناگوش باز است من هم خدایی دارم یک بار هم در میان هزار بار من به شما نیشخند خواهم زد آن روز می آید که از من به شما کارت پستال برسد نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ۳۴ ب ظ توسط شهرزاد کرم شب تاب خیال کن در یک خلا زندگی میکنی همه جا یک رنگ یک دست ساکت بی تحرک زندگی من دقیقا همچین حالتی دارد انگار که یک لبخند مصنوعی را نقاشی کرده باشم روی صورتم حس واقعی و خاصی به اوضاع و احوال ندارم دیگر گاهی چشمم میچرخد به سمتی که صدایی می آید و شاید پلکی بزنم اما کرختی همان است که همیشه بوده است نا امیدی قبلا با سر سختی می گفتم نا امید نمیشوم اما حالا چه فرقی می کند چه اسمی داشته باشد این حس قدیمی به ظاهر ماندگار درست در میان شب نقطه ظریفی از نور را دیدم باورم نشد اول اما دیدم که هست نور کوچک بیرون پنج...
|