Meta tags:
description= روح خورشید به تماشا سوگند وبه آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای درقفس است;
Headings (most frequently used words):
من, به, روح, خورشید, تماشا, سوگند, وبه, آغاز, کلام, پرواز, کبوتر, از, ذهن, واژه, ای, درقفس, است, یاد, پدر, میلاد, شوکران, را, جام, اندوه, بریز, بهار, باتو, زیباست, روز, احساس, پدرم, هنوزم, آیه, عشق, خواهم, بود, نه, هستم, دل, غربت, عاشقانه, غریبانه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (30), است (28), ۱۳۹۰ (23), شده (19), نوشته (17), مجتبی (17), ساعت (15), توسط (15), همه (15), های (13), وقتی (13), این (12), عشق (12), بودن (11), برای (9), نگاهت (9), جان (8), توست (8), نمی (8), هنوزم (8), آنکس (8), پدرم (8), بهار (8), ۱۳۹۱ (7), کنار (7), جمعه (7), مست (7), روح (7), خورشید (7), تمام (7), مهر (6), رهم (6), دلم (6), دیگر (6), بیا (6), روز (6), خوش (5), یاد (5), دارم (5), خدایا (5), کند (5), باتو (5), چشم (5), زمان (5), سخت (5), خود (5), پدر (5), #زیباست (5), نیست (5), باران (4), تیر (4), مرداد (4), غریبانه (4), روی (4), فریاد (4), تنها (4), دوری (4), توی (4), آرامش (4), لحظه (4), نگاه (4), خواهم (4), نیازم (4), خواهد (4), عاشق (4), شاد (4), آمده (4), احساس (4), زند (4), رود (4), شکوفه (4), مادرم (4), گوید (4), مرا (4), فصل (4), حال (3), بهمن (3), اسفند (3), اردیبهشت (3), شوق (3), دوستان (3), غربت (3), ازاین (3), گوش (3), عاشقانه (3), خنده (3), حضورت (3), زندگی (3), هستم (3), آسمان (3), صحبت (3), برایم (3), آتش (3), گرمی (3), تویی (3), ترا (3), جانم (3), صفای (3), مردمانش (3), چرا (3), کلام (3), همدم (3), ماند (3), پاک (3), کنم (3), طعنه (3), کنی (3), شود (3), ایام (3), دست (3), بهاری (3), یاس (3), اما (3), زمستان (3), آتشی (3), تنهایی (2), سوگماد (2), ۱۳۸۹ (2), شهریور (2), آبان (2), آذر (2), خانه (2), پنجشنبه (2), توای (2), دوست (2), سوی (2), شمع (2), پروانه (2), برم (2), دیوانه (2), پیش (2), ترک (2), فراق (2), تکرار (2), رفاقت (2), سینه (2), سکوت (2), زنم (2), نبودن (2), انتهای (2), برق (2), حرف (2), هرگز (2), رسیدن (2), همره (2), بدان (2), اسم (2), برد (2), اوج (2), دنیا (2), کاش (2), زبان (2), کرده (2), شیرین (2), آرام (2), تداعی (2), نفس (2), هرم (2), قلبم (2), هستی (2), زندگیم (2), میکنم (2), وجود (2), قرار (2), عزیزم (2), خاطر (2), یار (2), هایم (2), کردن (2), یکشنبه (2), قدر (2), گرفتار (2), داشت (2), رنگ (2), خدا (2), دوشنبه (2), درخت (2), تماشا (2), حسرت (2), بوسه (2), دستم (2), بینی (2), سختی (2), درمانده (2), سخن (2), شنبه (2), دهد (2), ماه (2), خویش (2), آیه (2), هاتم (2), واسه (2), همون (2), همیشه (2), نوشتن (2), اون (2), روحش (2), تازه (2), آغوشی (2), سال (2), امروز (2), خاطره (2), هزاران (2), وبه (2), باغ (2), پرواز (2), روزگار (2), برگ (2), سرو (2), عشوه (2), آواز (2), جام (2), گرامی (2), روزهای (2), میلاد (2), رفتی (2), blogfa, com, ساتن, آبی, چشمهایت, کافر, جنوب, مغموم, حمید, چینی, نازک, گنجینه, واژگان, پارسی, وحید, غنچه, نیمه, باز, افسون, مسعود, دلتنگتر, سنگ, شیشه, خوابگرد, پیوندها, فروردین, خرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, ادیبی, اصفهان, سده, لنجان, مطالب, قدیمی, بیاوبنگر, ببین, نباشی, کنارم, نگار, رندانه, فرسخم, یکی, افروزی, میان, انجمن, دیار, عاشقان, جاناته, دنیای, آتشم, اینک, برهید, بلا, خیزد, ومن, راهی, ومستانه, بصیرتم, شناخت, صبرم, مردمان, لطفی, وصال, خسته, ملال, آور, عزیزان, دلگیرم, مسموم, ازمردمانی, رحمانه, شکنند, فراخم, وصدایی, رسا, داد, غوغای, درونم, انعکاسش, خودم, مرگ, زتو, آخر, عمر, درک, فدای, دستای, مهرو, محبت, داشتن, بهانه, گفتگوی, قراری, سیاهت, صادقانه, شاعرانه, نرسیدن, یعنی, یادم, دلواپسی, فکرتو, ویک, دلخواه, جاده, وتنها, راه, تقدیم, کسی, حضورش, معنی, دیگری, پیدا, کرد, پرستت, پرستم, مستم, مستعار, نامت, وسعتی, دارد, بعد, خواندم, چشمش, همان, باشد, اوست, زشرم, نجابت, ساکت, ضربان, نوای, صدایت, موسیقیای, آهنگیست, ضرب, بیرون, آید, کشد, هایی, وجودم, دیدنت, بسان, خواهمت, جاویدوار, دوستت, قلب, دهنده, لحظات, آرزوهایم, ستایم, جانکاه, نازنینم, وآن, گنگ, نافهم, جسم, واله, بیگانست, حیرانی, ویرانیم, دور, دلگیر, فهمم, هوای, خیس, بارانی, داردوبارانی, اینجا, هوا, ابری, تاب, دوریت, تنگ, دستان, پرمهرت, دیدن, چشمان, زیبایت, باتوست, سلامم, پاسخ, محتاجم, سلام, بهترینم, جایگهت, داند, خواند, زرویای, دلخوش, مستت, بند, کامل, دلداری, لایق, صادق, آگه, موهبت, الهی, خداوند, دلمان, گذاشت, وعشق, میوه, خوشبختی, عشقمان, بچینیم, دونفره, مان, بنشینیم, بدانم, حالا, آخرین, لبم, دراز, فاصله, چینم, کشم, مسافت, تابلوی, پایان, محدودیت, رادرکنارجاده, دلت, میرسی, سرخوشی, آیم, بگویی, باشی, تحمل, خری, فارغ, وتمام, دورنگی, ودورویی, زیبایی, لمس, وجودت, سرشار, مقدس, بیان, مقصود, آنجایی, زیر, بار, رسالتش, ابتدای, نهانخانه, گویم, عاشقانی, هستند, عشاق, بزنند, نجوا, رودمان, باد, بسپاریم, بدانند, یادهایمان, رادر, خلیج, بزنیم, واز, گرمای, حضور, یکدیگر, ملتهب, شویم, دستانت, ترنم, نوازش, تفسیر, ترین, نغمه, چشمانت, بکشم, مهتاب, ننازد, نماز, برپا, خجل, زیباییت, وفا, وام, دار, گیرد, سوزنده, گویا, دلواپس, دقیقه, رفیقی, پاتم, شکستن, وگذشتن, بازنده, ماتم, بازی, شطرنج, جون, فداتم, چیدن, خال, لبونت, فرهاد, کوه, قصه, دفتر, خوندن, نگاتم, چشمون, ابروی, سیاتم, همسر, شریک, میدانم, دلی, آکنده, چشمی, نمناک, بغضی, گلوگیر, سکوتی, سنگین, دادن, عزیزت, تسلیت, میگویم, ابرازهمدردی, کردند, کمال, تشکر, دعایش, غرورش, جوان, استاد, ادب, ندانسته, باخبرازحال, نگاهش, نگران, بابت, قدمی, رفته, ومی, افتادم, وقتیکه, کودک, نوباب, آهسته, وآرام, شیطنت, وناز, خریدار, آغوش, وصفای, نوزاد, راحت, وقت, ناآرامی, گریه, وبی, تابی, اولین, گفتم, پیشاپیش, تبریک, میگم, وامیدوارم, خوبی, داشته, باشید, باقی, ابدیت, روزیست, کنان, بودنم, نخواهم, ذهنم, رسیم, میبینم, وباهم, پروازکنان, هایمان, مرور, کنیم, پریدنم, شاخه, نارنج, میزبان, هزاره, خوشخوان, عشقست, عطر, بال, گشایم, روم, پرنده, کوچه, دهم, گردش, سبزی, آسودگی, بلبل, وباران, هزار, دانه, یاقوت, هرقطره, بوی, عاشقی, ابر, منت, وبا, سخاوت, سفره, رحمتش, گستراند, سبز, باهزارامیدبه, جوانه, سروستان, آسودگیش, ایستادگیش, برابر, نمایان, دربسترخویش, وپرمتانت, خرامدوجولانگاه, مرغان, مهاجرشده, بلبلان, گلهای, اند, شنوم, نگرم, قلمم, برمی, وگردو, غبار, نشسته, دفترم, وبدان, پایانی, رسم, قونیه, وار, رقص, سما, گرد, لبریز, شراب, چشمانش, ومست, نکهت, گیسویش, قرعه, نیک, دانم, ولی, ممکن, آزاد, رها, رسته, بنداین, روزگارپرملال, عزیزانم, امیدوارم, چیزی, لاجرم, جریان, زندگیست, وگذر, امید, آینده, یادونامشان, وجاودان, هنوز, داغ, عموی, بزرگوارم, ازبین, رفت, عزیزانی, دادم, حتی, تصور, نبودنشان, مشکل, سپری, کردم, چند, شوکران, اندوه, بریز, اندیشیدن, افزاست, میلادت, مبارک, نیلوفرهای, سرمای, انگیز, برایت, گرمابخش, ناکام, ازنبرد, وزمستان, شلاق, زنان, سرمایش, صورتت, حسودان, بزنم, گفتن, وچه, دلپذیر, لبخندت, نظاره, سالگرد, مهربانم, یادش, گفتی, کاشانه, صفحه, جزعشق, جفاهای, مکرر, شانه, باورم, نکنی, شکوه, عالم, امکان, بیگانه, نشود, سرد, وخموش, بلاهای, غرورانه, برفتی, هست, مرحمی, کنون, ویرانه, عجبا, دگر, همراز, دید, چنین, حالت, مستانه, دهر, غدار, تلخی, بداد, انیس, درد, محنت, مانوس, منند, ذکر, کردی, شکرانه, جوانی, پیری, کهنسالی, زبرم, چمن, گلستان, بینم, سفر, همواره, نقاب, کندی, حیف, طرب, مستی, پیمانه, توندارم, درون, سرور, افرو, خته, پیک, اجل, سوگند, آغاز, کبوتر, ذهن, واژه, درقفس,
Text of the page (random words):
روح خورشید روح خورشید به تماشا سوگند وبه آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای درقفس است یاد پدر پدر آن روز که شد پیک اجل همدم تو آتشی بود که افرو خته شد خانه من چه کنم بی توندارم به درون شوق و سرور حیف شد آن طرب و مستی و پیمانه من چه غریبانه نقاب از رخ جان بر کندی ای سفر کرده ی همواره غریبانه من چمن و باغ و گلستان همه خس می بینم از چه رفتی زبرم ای گل و پروانه من به جوانی و به پیری و کهنسالی خویش همه دم ذکر خدا کردی و شکرانه من بی تو درد و غم و محنت همه مانوس منند ای انیس دل درمانده و دیوانه من دهر غدار مرا تلخی ایام بداد کاش می دید چنین حالت مستانه من عجبا نیست دگر همدم و همراز دلم مرحمی نیست کنون بر دل ویرانه من تو برفتی و غم دوری تو هست مرا ای گرفتار بلاهای غرورانه من آتش مهر تو هرگز نشود سرد وخموش بس که این عالم امکان شده بیگانه من باورم نیست که دیگر نکنی شکوه پدر ز جفاهای مکرر که شده شانه من نیست در صفحه قلبم به جزعشق تو چرا ترک ما گفتی و رفتی تو ز کاشانه من پ ن سالگرد پدر مهربانم روحش شاد و یادش گرامی نوشته شده در جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱ ساعت ۶ ۷ ب ظ توسط مجتبی میلاد روح خورشید چه شیرین است به تو اندیشیدن و چه روح افزاست با تو بودن چه زیباست از تو گفتن وچه دلپذیر است لبخندت را نظاره کردن می خواهم فریاد بزنم خدایا گوش حسودان زمان را کر کن دی ماه است وزمستان شلاق زنان سرمایش را به صورتت می زند اما ناکام ازنبرد با گرمی عشق که در جان من است آتشی از روح خورشید که گرمابخش زندگیم است آتشی که در این سرمای زمستان بهار دل انگیز را برایت تداعی می کند و زمستان برای من بهار است فصل باران فصل عشق فصل نیلوفرهای شاد فصل میلاد روح خورشید میلادت مبارک نوشته شده در جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱ ۴۶ ق ظ توسط مجتبی شوکران را به جام اندوه بریز قلمم را برمی دارم وگردو غبار نشسته بر روی دفترم را پاک میکنم چند وقتی است دستم نه دلم به نوشتن نمی رود روزهای سختی را سپری کردم روزهای غم در این ایام عزیزانی را از دست دادم که حتی تصور نبودنشان هم برایم مشکل بود هنوز داغ پدرم برایم تازه بود که عموی بزرگوارم هم ازبین ما رفت یادونامشان گرامی وجاودان به هر حال تنها چیزی که لاجرم در جریان است زندگیست وگذر زمان و امید به آینده که من در کنار عزیزانم به آن امیدوارم می دانم سخت است ولی ممکن آزاد شو رها رسته از بنداین روزگارپرملال حال که قرعه نیک در پیش روی توست جام عشق را لبریز کن از شراب چشمانش ومست شو از نکهت گیسویش و قونیه وار رقص سما کن بر گرد یار وبدان پایانی نیست بر رسم روزگار نوشته شده در سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱ ۱۱ ق ظ توسط مجتبی بهار باتو زیباست شکوفه های یاس را می نگرم آواز بلبلان مست که مست از عشوه های گلهای بهاری شده اند را می شنوم رود را که دربسترخویش آرام وپرمتانت می خرامدوجولانگاه مرغان مهاجرشده است سرو سروستان را که آسودگیش از ایستادگیش در برابر زمستان نمایان است برگ سبز درخت که باهزارامیدبه زندگی جوانه می زند ابر بهاری که بی منت وبا سخاوت سفره رحمتش را می گستراند وباران این هزاران هزار دانه یاقوت که هرقطره اش بوی عاشقی می دهد بهار زیباست بهار اما باتو زیباست شکوفه یاس آواز بلبل عشوه گل آرامش رود آسودگی سرو سبزی برگ باران و همه گردش روزگار است برای من اما بهار باتو زیباست نوشته شده در جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۱ ۵۳ ق ظ توسط مجتبی روز احساس وقتی که پرنده خاطره را در کوچه باغ عشق پرواز می دهم مست از عطر خوش بهار بال می گشایم وبه اوج می روم از لحظه پریدنم از شاخه پر شکوفه بهار نارنج که میزبان هزاران هزاره خوشخوان عشقست ترا در کنار خود میبینم وباهم رو به آسمان پروازکنان خاطره هایمان را مرور می کنیم تا به امروز می رسیم و امروز روزیست که تکرار کنان آن را تا بودنم از یاد نخواهم برد چرا که حک شده در ذهنم باقی خواهد ماند تا ابدیت روز احساس روز عشق روز تو روز ما پ ن سال نو را پیشاپیش به همه دوستان تبریک میگم وامیدوارم سال خوبی داشته باشید نوشته شده در جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ۳۳ ب ظ توسط مجتبی پدرم مادرم می گوید اولین حرف که گفتم پدرم بود وقت ناآرامی گریه وبی تابی آغوشی که مرا راحت جان بود آغوشی که برای من نوزاد آرامش جان بود آغوش وصفای پدرم بود مادرم می گوید همه شیطنت وناز مرا خریدار پدرم بود وقتیکه من کودک نوباب آهسته وآرام یک دو قدمی رفته ومی افتادم خنده هایم همه از برق نگاه پدرم بود مادرم می گوید آنکس که همیشه نگران بابت من بود آنکس که نگاهش همه جا در پی من بود آنکس که ندانسته ی من باخبرازحال دلم بود آنکس که من تازه جوان را استاد ادب بود آنکس پدرم بود مادرم می گوید آنکس که غرورش همه از بودن من بود آنکس که دعایش همه جا همره من بود آنکس پدرم بود پ ن از تمام دوستان که با من ابرازهمدردی کردند کمال تشکر را دارم نوشته شده در یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۵۸ ق ظ توسط مجتبی همسر عزیزم مجتبی جان با دلی آکنده از حسرت و چشمی نمناک و بغضی گلوگیر و سکوتی سنگین غم از دست دادن پدر عزیزت را تسلیت میگویم و خود را شریک این غم میدانم روحش شاد نوشته شده در جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۵ ۲۲ ب ظ توسط مجتبی هنوزم هنوزم مست اون چشمون و ابروی سیاتم هنوزم عاشق خوندن عشق از اون نگاتم واسه نوشتن اسم تو توی دفتر عشق هنوزم من همون فرهاد کوه قصه هاتم برای چیدن تک بوسه از خال لبونت هنوزم بی قرار و جون فداتم توی بازی شطرنج نگاهت هنوزم من همون بازنده همیشه ماتم واسه شکستن وگذشتن از تنهایی و غم هنوزم من رفیقی پا به پاتم توی دقیقه های بی تو بودن هنوزم عاشق و دلواپس هر لحظه هاتم نوشته شده در دوشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۴۹ ق ظ توسط مجتبی آیه عشق وقتی که چشم طعنه می زند به خورشید وقتی که نگاه گویا تر از هر سخن است وقتی که هرم نفس سوزنده تر از هر آتش است وقتی که مهر از تو رنگ می گیرد وقتی که وفا وام دار تو می شود وقتی که گل خجل می شود از زیباییت من آیه عشق را فریاد می زنم و نماز شوق را برپا می دارم بیا بیا تا چشمانت را به رخ ماه بکشم تا دیگر به مهتاب خویش ننازد بیا تا نگاهت را تفسیر کنم که عاشقانه ترین نغمه های عشق را سر می دهد بیا تا دستانت را با ترنم باران های بهاری به نوازش شکوفه های گل یاس برم بیا تا یادهایمان رادر گوش خلیج فریاد بزنیم واز گرمای حضور یکدیگر ملتهب شویم بیا تا نجوا های کنار رودمان را به دست باد بسپاریم تا بدانند که در این ایام هم عاشقانی هستند که طعنه به عشاق زمان بزنند نوشته شده در سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱ ۱۳ ب ظ توسط مجتبی من خواهم بود نه من هستم من از نهانخانه جانم با تو سخن می گویم از انتهای سکوت از ابتدای جان از آنجایی که کلام زیر بار رسالتش نمی رود و درمانده است از بیان مقصود وقتی که وجودت سرشار از احساس پاک و مقدس می شود زیبایی آن را با تمام وجود لمس می کنی و خود را فارغ می بینی از دنیا وتمام دورنگی ها ودورویی ها دوری را تحمل می کنی سختی را به جان می خری تا که باشی تا که بگویی من می آیم نه من آمده ام من خواهم بود نه من هستم چه سرخوشی وقتی دوری ها را تمام می کنی و به رسیدن میرسی وقتی تابلوی پایان تمام محدودیت ها رادرکنارجاده دلت می بینی دیگر مسافت به تو طعنه نمی زند دیگر زمان را نمی کشم برای کنار تو بودن دیگر وقتی دستم را دراز می کنم فاصله نمی چینم دیگر حسرت آخرین بوسه بر لبم نمی ماند حالا آمده ام آمده ام قدر بدانم آمده ام احساس پاک دونفره مان را به تماشا بنشینیم و میوه خوشبختی را از درخت عشقمان بچینیم وعشق این موهبت الهی که خداوند در دلمان گذاشت نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۶ ۳۳ ب ظ توسط مجتبی دل من دل من از دل من آگه بود دل من با دل من صادق بود دل من رنگ خدا با خود داشت دل من یاد تو را لایق بود دل من مهر تو را در دل داشت دل من با رخ تو عاشق بود دل من بی خود دلداری ها دل من با دل تو کامل بود دل من سخت گرفتار تو بود دل من شاد ازاین بند تو بود دل من دلخوش چشم مستت دل من مست زرویای تو بود دل من عشق ترا می خواند دل من عاشق تو خواهد بود دل من با دل تو می ماند دل من همدم تو خواهد بود دل من قدر تو را می داند دل من جایگهت خواهد بود نوشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۵۹ ق ظ توسط مجتبی غربت سلام ای بهترینم سلامم را تو پاسخ گو که محتاجم نیازم بودن باتوست نیازم دیدن چشمان زیبایت نیازم گرمی دستان پرمهرت نیازم خنده های توست دلم از دوریت تنگ است دلم بی تاب صحبت کردن با توست هوا ابری است آسمان غم داردوبارانی است اینجا هوای چشم هایم خیس و بارانی و این هم از فراق توست نگاه مردمانش را نمی خواهم نمی فهمم که غربت سخت دلگیر است همه حیرانی و ویرانیم دور از نگاه توست زبان مردمانش با دل من سخت بیگانست چرا که جسم جانم واله و مست از کلام توست صفای مردمانش گنگ و نافهم است صفای خاطر من خاطر یار است وآن هم از صفای توست عزیزم نازنینم بی تو بودن سخت جانکاه است بدان ای گل که جانم بی قرار توست نوشته شده در جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۲۹ ق ظ توسط مجتبی عاشقانه ترا می ستایم ای آرامش جان تویی که در تک تک آرزوهایم هستی تویی که با تمام وجود حضورت را در لحظه لحظه لحظات زندگیم حس میکنم تویی که با حضورت آرامش دهنده قلبم هستی می خواهمت جاویدوار و دوستت دارم با تمام قلب دیدنت بسان هرم گرمی است که آب می کند تمام یخ های وجودم را و به آتش می کشد نفس هایی که از سینه ام بیرون می آید و صدایت موسیقیای خوش آهنگیست که با ضرب دلم ضربان خوش نوای زندگی را برایم تداعی می کند و نگاهت نگاهت ساکت و آرام نگاهت پر زشرم است و نجابت نگاهت که شیرین است و تنها اوست که با من کرده صحبت خدایا کاش زبان صحبت چشمش همان باشد که من خواندم نگاهت وسعتی دارد به کل بعد این دنیا نگاهت می برد من را به اوج آسمان ها کنار مستعار اسم خوش نامت کنار روح خورشید زمان ها بدان ای گل که تنها با تو هستم باتو مستم می پرستم چشم مست می پرستت تقدیم به کسی که با حضورش زندگی معنی دیگری برای من پیدا کرد نوشته شده در جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ۴۰ ق ظ توسط مجتبی من و من و یک جاده وتنها توی این راه من و فکرتو ویک همره دلخواه من و دلواپسی با تو نبودن من و یادم همه با یاد تو بودن من و تو کنار هم یعنی رسیدن من و بی حضورت هرگز نرسیدن من و خنده های تو چه شاعرانه من و حرف دل تو چه صادقانه من و بی قراری چشم سیاهت من و گفتگوی آن برق نگاهت من و دوست داشتن تو چه بی بهانه من و مهر تو به دل چه عاشقانه من و دستای تو پر مهرو محبت من و دل فدای این همه رفاقت من و درک همه عشق همه باتو من و تا آخر عمر بودن با تو من و دوری زتو انتهای بودن من و بی روی تو مرگ است و نبودن نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ۳۰ ب ظ توسط مجتبی غریبانه بی داد می کند غوغای درونم سکوت را فریاد می زنم و تنها انعکاسش گوش خودم را کر می کند خدایا سینه ای فراخم ده وصدایی رسا خدایا دلگیرم از این تکرار بودن ها ازاین رفاقت های مسموم و ازمردمانی که بی رحمانه دل می شکنند خسته ام ازاین فراق ملال آور از عزیزان خدایا بصیرتم ده برای شناخت دوستان صبرم ده برای بودن با مردمان و لطفی برای ترک غربت و وصال راهی به پیش دارم ومستانه در رهم از ره بلا خیزد ومن دیوانه در رهم دنیای آتشم اینک برهید از برم سوی دیار عاشقان جاناته در رهم تو شمع شب افروزی در میان انجمن من سوی توای شمع چو پروانه در رهم از شوق روی تو صد فرسخم یکی است با یاد توای دوست رندانه در رهم وقتی که نباشی کنارم ای نگار من بیاوبنگر ببین جه غریبانه در رهم نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۸ ۰ ب ظ توسط مجتبی مطالب قدیمی تر مجتبی ادیبی اصفهان سده لنجان خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ پیوندها خوابگرد سنگ و شیشه دلتنگتر از باران سوگماد مسعود افسون خوش به حال غنچه های نیمه باز سوگماد وحید گنجینه واژگان پارسی چینی نازک تنهایی من مغموم حمید کافر جنوب با ساتن آبی چشمهایت blogfa com
|