Meta tags:
description= سلول هایم انفرادی است اکبر خدادادی ع.اکبر خدادادی;
Headings (most frequently used words):
اکبر, خدادادی, سلول, هایم, انفرادی, است, گروتسک, پستجی, امین, پیامبر, خبر, چکیده, ای, از, جلسه, نقد, سوگ, مغان, چمدان, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
است (32), این (31), ۱۳۹۲ (17), شده (16), داستان (15), اکبر (14), #خدادادی (14), نوشته (12), های (10), ساعت (10), توسط (10), مغان (10), تاریخی (10), اسطوره (9), اثر (9), چون (8), نویسنده (7), سوگ (7), ۱۳۹۱ (6), کند (6), توان (6), آذر (5), نمی (5), شود (5), بهمن (4), پنجشنبه (4), علومی (4), آید (4), فضایی (4), شخصیت (4), مخاطب (4), دهد (4), گفت (4), چند (4), اما (4), دوشنبه (3), باغ (3), مانده (3), افزودی (3), روز (3), بیست (3), مورد (3), قرار (3), آثار (3), خود (3), هویت (3), عنوان (3), نگاه (3), موفق (3), بوف (3), کور (3), هدایت (3), باشد (3), استفاده (3), نماد (3), داستانها (3), پردازد (3), یادآوری (3), شدی (3), شبیه (3), ۱۳۹۰ (2), مرداد (2), شهریور (2), دست (2), دوست (2), آنکه (2), هستی (2), دارند (2), دچار (2), چمدان (2), هشتم (2), گذشته (2), شهرستان (2), رفسنجان (2), کتاب (2), ارجمند (2), چکیده (2), جلسه (2), احیای (2), تنها (2), سراسر (2), زمان (2), گردد (2), حمله (2), فاجعه (2), هفتواد (2), خان (2), مواردی (2), سخن (2), سرگردان (2), آرامش (2), زایش (2), تعادلی (2), افسردگی (2), نماید (2), سعی (2), دارد (2), گونه (2), نکته (2), دغدغه (2), تراژدی (2), برای (2), القای (2), امیدی (2), طرز (2), منظر (2), شکل (2), گویند (2), روایت (2), نوعی (2), نیست (2), بند (2), کشمکش (2), بشری (2), بررسی (2), یاد (2), شاهنامه (2), طور (2), مردم (2), شعر (2), حافظ (2), روشن (2), روانی (2), دانند (2), مرگ (2), زندگی (2), یادآور (2), هستند (2), تخریب (2), هایی (2), فوبیای (2), آگاهانه (2), سرزمینی (2), حکمت (2), خسروانی (2), همان (2), شنبه (2), اطرافمان (2), آدم (2), مرد (2), نامه (2), کنند (2), سلول (2), هایم (2), انفرادی (2), blogfa, com, اسفند, فروردین, اردیبهشت, خرداد, تیر, مهر, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, همین, مطالب, قدیمی, چهارم, کودکی, گلوله, میخک, روییده, هزار, مترسک, بذر, محبت, دلش, پاشیدم, عروسک, چهاردهم, جهل, دانایی, سال, تنهایی, فقط, نشستم, خلوت, رویایی, هجدهم, کلاغی, زندانی, کسی, رازت, بداند, دانه, باران, شماری, گاهی, کنار, ریل, قطار, موجود, دنیا, دیده, اضافه, وزنت, هرگز, هجران, شوی, باشی, هفته, اهالی, میزبان, محمد, علی, نام, آشنای, کشور, بودند, اسوگ, واکاوی, گرفت, نطرات, درباره, انجمن, نویسان, شهر, سرچشمه, زیر, ابراز, ارادتی, کاشف, فروتن, یگانه, باید, ارجمندش, نگاهی, دوباره, انداخت, رود, برمی, اردشیر, نالد, اسکندرو, آغامحمد, محلی, گوید, زمین, مهد, دنبال, بار, یابدو, نتیجه, پلشت, جوهره, وحشت, نظر, راوی, آوردن, حقیقی, بسطامی, دین, پژوه, شناسی, میرچا, الیاده, مستند, متذکر, خطر, بیگانگی, ملی, جدی, نباید, سوژه, داستانی, کرد, اعتقاد, بخش, پایانی, دلیل, تلخی, اتفاق, عمیق, غرق, علیرغم, تلاشی, محسوس, خسته, اندوه, حاکم, فضای, جدا, شتاب, زده, زهن, قابل, تحمل, جلوه, چندان, راه, رسیدن, هدف, فارغ, توجه, فرمیک, شکلی, اجرای, نسبت, نقطه, اضطراب, تفاوت, رسند, بحران, انسانی, نیز, معطوف, وضعیت, عدم, فردیت, مربوط, حتی, روشنفکری, متاثر, جریانات, ادبی, قرن, بیستم, اروپا, اشاره, عوامل, بیرونی, زلزله, نگران, سراسیمه, دعوت, رجوع, خصوص, زادبوم, باور, مهم, آیا, پست, مدرن, خیر, اساسا, تفاخر, هنری, دانم, فکر, کنم, حرفها, وضعیتی, حادث, سبک, صورتی, تلفیقی, رمان, درگیری, ستیزه, تلفیق, اندیشمندانه, طبیعت, رویاهای, آنسان, کشمکشی, درون, نامش, نهاد, توانش, زوایای, مختلفی, گیرد, روابط, بینامتنی, خواننده, آثاری, فردوسی, اخص, کوژپشت, نوتردام, بلبل, سرگشته, داستاهای, پرومته, زنجیر, سوفوکل, کتب, معتبر, فارسی, مولوی, افسانه, واقعی, اندازد, اصرار, قصه, کمتر, اثری, یافت, اینهمه, ارجاع, جای, نقل, کننده, سرگذشت, قدسی, مینوی, پدیده, سوی, صاحب, نظران, صورت, گرفته, گروهی, سلبی, فرافکنی, نمادین, تجربیات, سرخورده, درونی, بشر, مانند, روان, شناسانی, یونگ, فروید, گروه, دیگری, نشانگر, دگرگونی, بنیادین, پویش, بالابرنده, ذهن, پیوند, زاویه, اندیشیدن, شگرف, بدایت, مهیبی, نزدیک, برج, باروها, زیرساخت, فرهنگی, تعمیم, رهگذر, ایجاد, موهوم, فاقد, امنیت, محنت, طول, تاریخ, طریق, حاکمان, مستبد, مردمان, خطه, سرزمین, روا, داشته, تلویحی, خواستگاههای, بوده, درصدد, خیلی, نامهایی, مثال, اسپندار, نزدیکان, مفهوم, پاکان, بردباری, فروتنی, مقدس, پشنگ, دیهیم, برادر, فریدون, پیشدادی, مار, خرد, اهریمنی, ضحاک, ماردوش, انتخاب, نامها, خرده, بیانی, مهیب, تاثیر, گذار, رونمایی, وجوه, نخست, متنی, روبرو, عقبه, دهند, مقایسه, قشری, روساخت, اند, دیگرگونه, آشنا, نورپردازی, خردمندانه, ظلمت, روشنایی, تصویر, کشد, فرم, وجهی, نقد, پنجم, دلتنگم, خبر, هفدهم, حسین, پناهی, نیازی, نفری, باشند, کافی, نوزدهم, مژده, بهتری, زنده, گور, دختری, سیاهی, برگشت, خبران, پیمبری, اید, پیامبر, یکشنبه, نهم, اگر, خسرو, پرویز, پاسخ, گویی, زرد, درخت, پاییز, ترس, پرهیز, امین, دوازدهم, همسایگی, دارالمجانین, هنرمندان, پستچی, همیشه, هایش, اشتباه, آورد, آقای, ونگوک, نقاشی, حالم, خورد, مرا, صدا, زنند, بیزارم, خطابم, بدم, پستجی, حیوانات, زیادی, تاویل, پذیرم, بینی, فیل, دستها, درنا, چشمها, آهو, عکس, جدیدم, گروتسک,
Text of the page (random words):
سلول هایم انفرادی است اکبر خدادادی سلول هایم انفرادی است اکبر خدادادی ع اکبر خدادادی گروتسک در عکس های جدیدم چشمها شبیه یک آهو دستها شبیه یک درنا بینی ام شبیه یک فیل است تاویل پذیرم یا در من حیوانات زیادی زندگی می کنند نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23 56 توسط ع اکبر خدادادی پستجی از شعر بدم می آید حافظ خطابم می کنند از داستان بیزارم مرا هدایت صدا می زنند از نقاشی حالم به هم می خورد به من می گویند آقای ونگوک پستچی همیشه نامه هایش را اشتباه می آورد در همسایگی ما دارالمجانین هنرمندان است نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22 37 توسط ع اکبر خدادادی امین ای آنکه دچار ترس و پرهیز شدی رخ زرد تر از درخت پاییز شدی در پاسخ نامه اش چه می گویی مرد یک روز اگر خسرو پرویز شدی نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 12 42 توسط ع اکبر خدادادی پیامبر صد مژده که روز بهتری می آید بر بی خبران پیمبری می اید آن مرد که از سیاهی شب برگشت از زنده به گور دختری می آید نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 10 توسط ع اکبر خدادادی حسین پناهی نیازی نیست اطرافمان پر از آدم باشد همان چند نفری که اطرافمان هستند آدم باشند کافی ست نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 0 57 توسط ع اکبر خدادادی خبر دلتنگم نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 59 توسط ع اکبر خدادادی چکیده ای از جلسه ی نقد سوگ مغان در هفته ی گذشته اهالی داستان شهرستان در رفسنجان میزبان محمد علی علومی نویسنده ی نام آشنای کشور بودند و کتاب ارجمند اسوگ مغان مورد واکاوی قرار گرفت چکیده ای از نطرات من درباره ی کتاب سوگ مغان در جلسه ی انجمن داستان نویسان شهرستان رفسنجان و شهر سرچشمه در زیر می آید که ابراز ارادتی است به این کاشف فروتن سو گ مغان نوعی رونمایی از یک فوبیای تاریخی است وجوه اسطوره ای این اثر مخاطب این اثر را از همان نخست با متنی روبرو می کند که شخصیت هایی با عقبه ی تاریخی داستان را شکل می دهند و این داستان در مقایسه با آثار قشری که در بند روساخت مانده اند مخاطب را با فضایی دیگرگونه آشنا می کند نویسنده با نورپردازی خردمندانه کشمکش تاریخی ظلمت و روشنایی را به تصویر می کشد و به این فرم وجهی اسطوره ای می دهد سراسر این اثر با یادآوری سرزمینی که از آن به عنوان حکمت خسروانی یاد شده است و انتخاب آگاهانه نامها و خرده داستانها با بیانی مهیب تاثیر گذار و اسطوره ای به روایت می پردازد و اسطوره نقل کننده ی سرگذشت قدسی و مینوی است این پدیده از سوی صاحب نظران به دو صورت مورد بررسی قرار گرفته است گروهی با نگاه سلبی آن را فرافکنی نمادین تجربیات سرخورده ی درونی روانی بشر می دانند مانند روان شناسانی چون یونگ و فروید و گروه دیگری که اسطوره را نشانگر یک دگرگونی بنیادین در پویش بالابرنده ی ذهن بشری می دانند علومی در سوگ مغان به پیوند مرگ و زندگی از زاویه ی اسطوره می پردازد و یادآور می شو که اندیشیدن به زمان شگرف بدایت و مرگ به هم به طرز مهیبی نزدیک هستند او تخریب برج و باروها را به تخریب زیرساخت های فرهنگی تعمیم می دهد و از این رهگذر با ایجاد فضایی موهوم فضایی که فاقد امنیت روانی است به یادآوری محنت هایی می پردازد که در طول تاریخ از طریق حاکمان مستبد بر سر مردمان این خطه از سرزمین روا داشته شده است به گونه ای در پی القای تلویحی این فوبیای تاریخی است او آگاهانه با یادآوری سرزمینی که از خواستگاههای حکمت خسروانی بوده است درصدد احیای این هویت تاریخی است و خیلی روشن از نامهایی استفاده می کند که شخصیت تاریخی دارند به طور مثال اسپندار که از نزدیکان به مغان در مفهوم پاکان و از شخصیت های شاهنامه است و نماد بردباری و فروتنی مقدس است و یا پشنگ دیهیم که برادر فریدون پیشدادی است و مار که نماد خرد اهریمنی است و داستان ضحاک ماردوش را یادآور می شود سوگ مغان این توانش را دارد که از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار گیرد این اثر از منظر روابط بینامتنی خواننده را به یاد آثاری چون بوف کور هدایت و شاهنامه ی ارجمند فردوسی به طور اخص کوژپشت نوتردام بلبل سرگشته که از داستاهای مردم است پرومته در زنجیر سوفوکل کتب معتبر شعر فارسی چون آثار حافظ و مولوی داستانها و افسانه های واقعی مردم چون داستان هفتواد و می اندازد هر چند در مواردی اصرار نویسنده در استفاده از این داستانها و قصه ها روشن می نماید اما کمتر اثری می توان یافت که موفق شده باشد اینهمه ارجاع را در خود جای دهد کشمکش درگیری و ستیزه در این داستان تلفیق اندیشمندانه ای از طبیعت به عنوان نماد زایش و رویاهای بشری است آنسان که می توان کشمکشی درون تاریخی نامش نهاد به باور من این نکته مهم نیست که آیا این اثر یک اثر پست مدرن است یا خیر اساسا من این را تفاخر ی برای یک اثر هنری نمی دانم و فکر هم نمی کنم علومی در بند این حرفها باشد اما در وضعیتی که این اثر حادث شده است می توان گفت از سبک ها به صورتی تلفیقی در این رمان استفاده شده است از منظر من فارغ از توجه به نگاه فرمیک و شکلی و شکل اجرای داستان سوگ مغان نسبت و بوف کور هدایت این دو در نقطه ی اضطراب به تفاوت می رسند هر چند هر دو اثر از بحران هویت انسانی سخن می گویند اما می توان گفت هر چند بوف کور نیز چون سوگ مغان معطوف به وضعیت تاریخی نویسنده است اما عدم تعادلی را روایت می کند که به فردیت مربوط است و حتی می توان گفت از سر نوعی دغدغه ی روشنفکری متاثر از جریانات ادبی قرن بیستم اروپا است و سوگ مغان با اشاره به عوامل بیرونی چون زلزله نگران و سراسیمه مخاطب را دعوت به رجوع به گذشته ی تاریخی به خصوص اسطوره های زادبوم خود می کند به اعتقاد من در بخش پایانی داستان به این دلیل که نویسنده در تلخی و افسردگی اتفاق های یک تراژدی عمیق غرق می شود و علیرغم تلاشی محسوس برای القای امیدی که در نا امیدی است خسته و سرگردان موفق نمی شود که از اندوه حاکم بر فضای داستان جدا شود و به طرز شتاب زده ای سعی می کند این تراژدی را در زهن مخاطب قابل تحمل تر جلوه دهد که نمی توان گفت چندان در راه رسیدن به این هدف موفق شده است به نظر من راوی با آوردن شخصیت های حقیقی چون بسطامی و دین پژوه و اسطوره شناسی چون میرچا الیاده به داستان سعی دارد به گونه ای مستند این نکته را متذکر شود که خطر از خود بیگانگی از هویت ملی جدی است و نباید به این دغدغه در این داستان تنها به عنوان یک سوژه ی داستان یا داستانی تاریخی نگاه کرد نویسنده در سراسر داستان در زمان می رود و برمی گردد از حمله ی اردشیر و فاجعه ی هفتواد می نالد از حمله ی اسکندرو فاجعه یی که آغامحمد خان و خان های محلی و مواردی از این دست سخن می گوید و سرگردان در زمین که مهد آرامش و زایش است به دنبال آرامش می گردد و این بار در بی تعادلی می یابدو در نتیجه ی این افسردگی در فضایی پلشت جوهره ی هستی را وحشت می نماید علومی در احیای اسطوره نویسنده ای یگانه و تنها است و باید به آثار ارجمندش نگاهی دوباره انداخت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 18 توسط ع اکبر خدادادی چمدان چمدان که باشی هرگز دچار هجران نمی شوی اضافه وزنت را دوست دارند موجود دنیا دیده ای هستی که گاهی کنار ریل قطار جا مانده ای و دانه های باران را می شماری بی آنکه کسی رازت را بداند در تو کلاغی زندانی است نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 35 توسط ع اکبر خدادادی با جهل به دانایی من افزودی بر خلوت رویایی من افزودی یک روز فقط با تو نشستم ای دوست صد سال به تنهایی من افزودی نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 6 توسط ع اکبر خدادادی از کودکی ام گلوله میخک در باغ جا مانده دو تا دست عروسک در باغ من بذر محبت به دلش پاشیدم روییده هزار تا مترسک در باغ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 29 توسط ع اکبر خدادادی مطالب قدیمی تر ع اکبر خدادادی همین خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ blogfa com
|