Meta tags:
description= دلگير دلگير;
Headings (most frequently used words):
دلگير, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (19), بود (19), کرد (15), این (14), ۱۳۹۲ (13), نوشته (13), ۱۳۹۳ (12), ساعت (11), توسط (10), منم (10), برای (9), گفت (9), دختر (8), وقتی (8), عصبانی (8), بیسکوئیت (8), مرد (7), پیرزن (7), مهر (6), خود (6), کار (6), انجام (6), های (5), تیر (5), خانه (5), کرده (5), داخل (5), خانم (5), ۱۳۹۱ (4), راه (4), دیگر (4), روزی (4), هنگام (4), است (4), کنم (4), یکشنبه (4), خیلی (4), ولی (4), خواست (4), خودش (4), بالش (4), جوان (4), اون (4), هرگز (3), مرداد (3), شهریور (3), دوشنبه (3), نشو (3), اولین (3), زمانی (3), زنده (3), اینکه (3), جمعه (3), بیستم (3), کند (3), شروع (3), داشت (3), خورد (3), فکر (3), دهد (3), روی (3), قرار (3), نبود (3), خاطر (3), داد (3), کاملا (3), فراوان (3), نزد (3), خردمند (3), پسر (3), هیچوقت (3), قلب (3), نامه (3), دکتر (3), ششم (3), دلگير (3), وبلاگ (2), قطره (2), فاطیما (2), سكوت (2), اشک (2), سنگ (2), آبان (2), آذر (2), بهمن (2), سلام (2), نمیخواهم (2), مرا (2), شرمنده (2), نکن (2), بده (2), همانگونه (2), هستم (2), خسته (2), کردم (2), فرزند (2), دارم (2), عزیزم (2), زمان (2), افتاده (2), اگر (2), لباسهایم (2), باش (2), مجبور (2), میشدم (2), چند (2), بار (2), بارها (2), عشق (2), فرودگاه (2), پروازش (2), چون (2), باقی (2), مانده (2), صندلی (2), نشست (2), دهان (2), برداشت (2), چیزی (2), پیش (2), ناراحت (2), شاید (2), باشد (2), ماجرا (2), حسابی (2), دیگه (2), اعلام (2), آنجا (2), سمت (2), ساکش (2), باز (2), هایش (2), توضیح (2), نتیجه (2), بهترین (2), دوستش (2), گفته (2), گشت (2), حال (2), مرحله (2), دوم (2), پرها (2), همه (2), چیز (2), اما (2), میدونی (2), باد (2), داده (2), تلاش (2), خوب (2), شتافت (2), شهر (2), طلوع (2), آفتاب (2), میکنی (2), دقت (2), کنی (2), تمام (2), شرح (2), جبران (2), چنین (2), آرام (2), اسم (2), باور (2), کارو (2), نباش (2), بهت (2), اگه (2), قلبمو (2), بدم (2), موفقیت (2), هوایت (2), blogfa, com, قاتی, پاتی, سوز, دار, واژگون, ghalam74, دلتنگ, شرشربارون, چشمان, ابی, علی, یاسمی, aبی, تنهایی, اسمایل, یکا, hasti, مهدی, نادمی, مریم, الیاسی, jok2, jok, استاد, فرزاد, حسنی, عزیز, خليج, فارس, شكلك, ابوالفضل, ویگن, یادم, نیست, بچه, منفی, حسرت, pakzad, سيمرغ, كوثر, بغض, پیوندها, اسفند, فروردین, اردیبهشت, خرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, دانش, آموخته, پایگاه, هوایی, شهید, بابایی, اصفهان, مطالب, قدیمی, حمام, بروم, سرزنش, خبر, پیشرفتها, دنیای, امروز, سوالاتی, میکنم, تمسخر, ننگر, ادای, کلمات, مطلبی, حافظه, یاری, نمیکند, فرصت, پاهایم, توان, رفتن, ندارند, دستانت, قدمهایت, کنار, برمیداشتی, میگویم, بمانم, میخواهم, بمیرم, میفهمی, کنارت, مزاحم, یاریم, یاریت, کمک, نیرو, شکیبایی, پایان, برسانم, دلبندم, دوستت, پیر, یافتی, غذا, خوردن, کثیف, ویا, نتوانستم, بپوشم, صحبت, هایم, تکراری, کننده, صبور, درکم, یادت, بیاور, کوچک, بودی, لباسهایت, عوض, سرگرمی, خواباندنت, داستانی, برایت, تعریف, سیزدهم, جلوی, تلفن, عمومی, کشیدند, ارزش, روزها, پشت, خطی, کشند, جوانی, سالن, منتظر, هنوز, تصمیم, گرفت, گذراندن, وقت, کتابی, خریداری, بسته, نیز, خرید, برروی, درآرامش, خواندن, کتاب, مردی, کنارش, نشسته, روزنامه, خواند, نخستین, گذاشت, متوجه, نگفت, بهتر, نشوم, اشتباه, تکرار, برمی, همین, نمی, واکنش, نشان, تنها, حالا, ببینم, ادب, چکار, خواهد, آخرین, نصف, نصفش, پرروئی, بلندگوی, سوار, شدن, هواپیماست, کتابش, بست, چیزهایش, جمع, جور, نگاه, تندی, انداخت, دور, دروازه, رفت, هواپیما, دستش, عینکش, ساک, ناگهان, کمال, تعجب, دید, جعبه, بیسکوئیتش, آنجاست, نشده, دست, نخورده, بدش, آمد, یادش, رفته, بیسکوئیتی, خریده, گذاشته, تقسیم, بدون, برآشفته, صورتی, موقع, دارد, متاسفانه, رفتارش, معذرت, خواهی, اخلاقی, زود, قضاوت, نکنید, خانمی, سخنی, زبان, آورد, مورد, رنجش, بلافاصله, پشیمان, بدنبال, چاره, بتواند, بدست, آورده, کدورت, حاصله, برطرف, پاسخ, بازگرد, مجددا, حالت, اولش, برگردد, سرآسیمگی, امر, غیر, ممکنه, اینک, بیشتر, محلی, قرارشان, پراکنده, قطعا, هرچقدر, دوباره, مثل, اول, نخواهد, کلامی, تامل, برانگیز, درسته, فراموش, کلماتی, بکار, میبری, همچون, پرهائیست, مسیر, میگیرند, آگاه, فارغ, میزان, صممیت, صداقت, گفتارت, سخنان, بازنخواهند, بنابراین, حضور, کسانی, آنها, میورزی, کلماتت, انتخاب, بشدت, احساس, خستگی, میکرد, آسوده, تلاشش, رسیده, خشنودی, خالی, بسرعت, اتمام, کارهای, روزمره, طاقت, فرسائی, پیشنهاد, نموده, رنج, زحمت, تاریکی, هوای, سرد, سوزناکی, انگشتانش, فرط, زده, بودند, توانست, کارش, رسانده, درست, بازگشت, ادامه, امشب, پری, داری, برداشته, سوراخ, کوچکی, ایجاد, سپس, بیرون, آمده, قدم, زدن, کوچه, محلات, اطراف, آستانه, درب, منازل, همسایگان, دوستان, بستگانت, رسیدی, عدد, درآورده, آرامی, میدهی, بایستی, قبل, فردا, صبح, برگردی, دومین, دهم, شوق, حلها, برایش, مشورت, حوصله, گوش, مدتی, اندیشه, سخنانت, لازمست, دهی, فوق, العاده, سختتر, دومیست, صدا, صورتش, جاری, چرا, حرفاشو, نکردم, نمیتوانست, قلبشو, دستم, نزدم, میدونستم, بیام, نمیذاری, نیومدم, بتونم, امیدوارم, عملت, آمیز, باشه, عاشقتم, بینهایت, الان, میخونی, اثری, پاکت, دیده, نمیشد, بازش, درون, چشمانش, بالای, سرش, اتفاقی, نگران, نباشید, پیوند, قلبتون, شما, باید, استراحت, کنید, درضمن, شماست, روز, اتفاق, افتاد, نیاز, فوری, خبری, میگفت, نمیذاشتم, قلبتو, بدی, خودتو, فدا, حرفات, حتی, دیدنم, نیومدی, نباشم, گریست, نفهمید, احتیاج, داشته, باشی, نفری, میام, وجودم, تقدیمت, لبخندی, ممنونم, دوست, هفتم,
Text of the page (random words):
دلگير دلگير دلگير نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر ۱۳۹۳ ساعت 11 22 توسط من نه منم نوشته شده در یکشنبه ششم مهر ۱۳۹۳ ساعت 12 45 توسط من نه منم نوشته شده در یکشنبه ششم مهر ۱۳۹۳ ساعت 12 28 توسط من نه منم دوست دارم سنگ نباش نوشته شده در یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 21 16 توسط من نه منم بی هوایت در هوایت نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 20 37 توسط من نه منم پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد حال دختر خوب نبود نیاز فوری به قلب داشت از پسر خبری نبود دختر با خودش میگفت میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی ولی این بود اون حرفات حتی برای دیدنم هم نیومدی شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید چشمانش را باز کرد دکتر بالای سرش بود به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده شما باید استراحت کنید درضمن این نامه برای شماست دختر نامه رو برداشت اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود سلام عزیزم الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه عاشقتم تا بینهایت دختر نمیتوانست باور کند اون این کارو کرده بود اون قلبشو به دختر داده بود آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم نوشته شده در جمعه بیستم تیر ۱۳۹۳ ساعت 14 27 توسط من نه منم روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که مورد رنجش خاطر بهترین دوستش شد او بلافاصله از گفته خود پشیمان شده و بدنبال راه چاره ای گشت که بتواند دل دوستش را بدست آورده و کدورت حاصله را برطرف کند او در تلاش خود برای جبران آن نزد پیرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا از وی مشورت خواست پیرزن با دقت و حوصله فراوان به گفته های آن خانم گوش داد و پس از مدتی اندیشه چنین گفت تو برای جبران سخنانت لازمست که دو کار انجام دهی و اولین آن فوق العاده سختتر از دومیست خانم جوان با شوق فراوان از او خواست که راه حلها را برایش شرح دهد پیرزن خردمند ادامه داد امشب بهترین بالش پری را که داری برداشته و سوراخ کوچکی در آن ایجاد میکنی سپس از خانه بیرون آمده و شروع به قدم زدن در کوچه و محلات اطراف خانه ات میکنی و در آستانه درب منازل هر یک از همسایگان و دوستان و بستگانت که رسیدی یک عدد پر از داخل بالش درآورده و به آرامی آنجا قرار میدهی بایستی دقت کنی که این کار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام کرده و نزد من برگردی تا دومین مرحله را توضیح دهم خانم جوان بسرعت به سمت خانه اش شتافت و پس از اتمام کارهای روزمره خانه شب هنگام شروع به انجام کار طاقت فرسائی کرد که آن پیرزن پیشنهاد نموده بود او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاریکی شهر و در هوای سرد و سوزناکی که انگشتانش از فرط آن یخ زده بودند توانست کارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پیرزن خردمند بازگشت خانم جوان با اینکه بشدت احساس خستگی میکرد اما آسوده خاطر شده بود که تلاشش به نتیجه رسیده و با خشنودی گفت بالش کاملا خالی شده است پیرزن پاسخ داد حال برای انجام مرحله دوم بازگرد و بالش خود را مجددا از آن پرها پر کن تا همه چیز به حالت اولش برگردد خانم جوان با سرآسیمگی گفت اما میدونی این امر کاملا غیر ممکنه اینک باد بیشتر آن پرها را از محلی که قرارشان داده ام پراکنده است قطعا هرچقدر هم تلاش کنم دوباره همه چیز مثل اول نخواهد شد پیرزن با کلامی تامل برانگیز گفت کاملا درسته هرگز فراموش نکن کلماتی که بکار میبری همچون پرهائیست که در مسیر باد قرار میگیرند آگاه باش که فارغ از میزان صممیت و صداقت گفتارت دیگر آن سخنان به دهان بازنخواهند گشت بنابراین در حضور کسانی که به آنها عشق میورزی کلماتت را خوب انتخاب کن نوشته شده در جمعه بیستم تیر ۱۳۹۳ ساعت 14 27 توسط من نه منم زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و برروی یک صندلی نشست و درآرامش شروع به خواندن کتاب کرد مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می خواند وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت پیش خود فکر کرد بهتر است ناراحت نشوم شاید اشتباه کرده باشد ولی این ماجرا تکرار شد هر بار که او یک بیسکوئیت برمی داشت آن مرد هم همین کار را می کرد این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود پیش خود فکر کرد حالا ببینم این مرد بی ادب چکار خواهد کرد مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد این دیگه خیلی پرروئی می خواست او حسابی عصبانی شده بود در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست آن زن کتابش را بست چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست باز نشده و دست نخورده خیلی شرمنده شد از خودش بدش آمد یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود آن مرد بیسکوئیت هایش را با او تقسیم کرده بود بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد در صورتی که خودش آن موقع که فکر می کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت هایش می خورد خیلی عصبانی شده بود و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت خواهی نبود نتیجه اخلاقی زود قضاوت نکنید نوشته شده در جمعه بیستم تیر ۱۳۹۳ ساعت 14 27 توسط من نه منم زمانی که جلوی تلفن های عمومی صف می کشیدند عشق ها با ارزش تر بود از این روزها که پشت خطی ها صف می کشند نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 3 توسط من نه منم فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند دستانت را به من بده همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم عصبانی نشو روزی خود میفهمی از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم خسته و عصبانی نشو یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم فرزند دلبندم دوستت دارم نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت 22 56 توسط من نه منم مطالب قدیمی تر سلام دانش آموخته پایگاه هوایی شهید بابایی اصفهان خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۳ شهریور ۱۳۹۳ مرداد ۱۳۹۳ تیر ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ پیوندها كوثر _ك بغض سنگ سيمرغ سكوت اشک حسرت pakzad دختر کرد بچه منفی یادم نیست ویگن ابوالفضل شكلك وه ره سو خليج فارس سكوت استاد فرزاد حسنی عزیز jok jok2 مریم الیاسی مهدی نادمی فاطیما فاطیما hasti اسمایل یکا تنهایی aبی تو هرگز علی یاسمی چشمان ابی من دلتنگ شرشربارون ghalam74 قطره های واژگون وبلاگ سوز دار قاتی پاتی blogfa com
|