Meta tags:
description= در مسیر باد ............... عمری دیوار بودیم وتکیه گاه رفقا ............................... حالا که خراب شدیم هم خاک پای رفقا;
Headings (most frequently used words):
رفقا, هم, اسیر, من, در, مسیر, باد, عمری, دیوار, بودیم, وتکیه, گاه, حالا, که, خراب, شدیم, خاک, پای, اواز, با, بهار, شوق, چند, کاریکلماتور, جدید, محرم, حسرت, 20, ساله, او, فقط, است, داستانی, جالب, احساس, دل, شهر, باران, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (28), mso (18), این (17), کرده (16), ۱۳۹۱ (15), شده (13), نوشته (12), ساعت (12), گفت (12), کنم (11), محمد (11), توسط (10), دارد (10), ۱۳۹۰ (8), چند (8), آیینه (8), font (8), عشق (7), فقط (7), دیر (7), برای (6), خود (6), بود (6), اسیر (6), مرداد (5), فروردین (5), خانه (5), دریا (5), دلم (5), باران (5), احساس (5), روی (5), توی (5), افغانی (5), شوهرش (5), style (5), 0cm (5), مهر (4), بهتر (4), جمعه (4), توو (4), هایی (4), دست (4), صفایی (4), درخت (4), شوقی (4), چرا (4), سالی (4), تنها (4), سمت (4), بیست (4), قرار (4), زیر (4), انگار (4), لبخند (4), گفتم (4), کرد (4), para (4), margin (4), family (4), اسفند (3), وبلاگ (3), همیشه (3), دوستان (3), لحظه (3), نیست (3), عجیب (3), مثل (3), یاد (3), زیبا (3), بهار (3), زده (3), برگردم (3), کارم (3), وقتی (3), سیر (3), اگر (3), حالا (3), بدون (3), شود (3), غذا (3), گیرد (3), منتظر (3), آدم (3), پاک (3), پرسید (3), داد (3), یادته (3), آره (3), اون (3), یادمه (3), حالی (3), دیوار (3), false (3), size (3), calibri (3), theme (3), minor (3), bidi (3), آبان (2), ۱۳۹۲ (2), ۱۳۹۳ (2), های (2), تشکر (2), دعا (2), شنبه (2), خاطره (2), نازک (2), بشکستن (2), تماشایی (2), بوی (2), کاه (2), ریزش (2), حوصله (2), سبز (2), بغض (2), آهسته (2), خاکی (2), اندازه (2), دورم (2), حوض (2), حیاط (2), شستن (2), پنجره (2), رنگ (2), شقایق (2), برگ (2), وسعت (2), بنویسم (2), قلم (2), بردارم (2), سوی (2), باز (2), شاید (2), روزن (2), کسی (2), داند (2), گوشه (2), سینه (2), شکند (2), ترین (2), تنهایم (2), آشوب (2), درب (2), چوبی (2), آمدی (2), بپرسی (2), حالم (2), سراشیبی (2), بستن (2), نیزار (2), زمان (2), نام (2), نشان (2), ایستاده (2), ساندویچی (2), دفتر (2), خوردن (2), شدن (2), چیزی (2), لذت (2), موتر (2), کنی (2), خیر (2), بنگری (2), مقبول (2), جلوی (2), اند (2), آقای (2), فروشندهء (2), خندان (2), تیز (2), خواب (2), بیدار (2), بعدش (2), دهم (2), پیسه (2), گوید (2), خنده (2), شما (2), هنوز (2), پیدا (2), سلو (2), راه (2), گویم (2), راست (2), نباش (2), مرا (2), پیر (2), نگاه (2), خوابی (2), سالها (2), چنین (2), سخن (2), مگوی (2), زنجیر (2), سادگیم (2), خندید (2), دقایقی (2), تاخیر (2), خندیدم (2), نکند (2), دیگری (2), مرد (2), رفته (2), زندان (2), ادامه (2), پدرت (2), سال (2), عزیزم (2), هایش (2), اشک (2), آشپزخانه (2), بودیم (2), هشتم (2), ماه (2), محرم (2), نمی (2), کنند (2), normal (2), table (2), tstyle (2), 4pt (2), 0pt (2), ascii (2), latin (2), hansi (2), رفقا (2), مسیر (2), باد (2), blogfa, com, نازنین, هرات, ساره, افغان, دلشکسته, مسافر, پیوندها, تیر, شهریور, آذر, بهمن, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, سلام, دوست, دارم, بهترین, عرضه, شرطی, نظرات, سودمند, مارا, زمینه, ساختن, وارائه, یاری, رسانیده, واز, هیچگونه, کمک, دریغ, نکنند, مدیر, مطالب, قدیمی, سیزدهم, صحبتیم, مهونی, شکوهی, بارونو, آسمون, دعوتیم, بارون, زدم, چون, روشنه, اجابت, بشه, ببین, دنیا, منه, سفره, معجزه, دور, دری, بگذری, خوونته, مسیری, بری, رسی, بال, خوای, روو, شوونته, حال, غریب, سزاوار, زیباترین, رحمتی, درست, همین, ثانیه, امشبو, دعوتی, منم, مات, قصه, شهر, هفدهم, چهارم, غذای, امروزم, زودتر, بخورم, میخوری, ببری, بیزارشده, اعتقاد, حتی, میخواهی, پطرول, چنان, لذتی, برد, توانست, بگوید, حداقلش, خودم, کدام, گپی, نوبتم, فروشنده, لبخندی, صورتش, سفارش, کاغذی, دستم, بدهد, رود, سراغ, نفر, بعدی, بغل, سایهء, ایستاد, میشوم, جمعیتی, اغذیه, فروشی, خورد, جمع, سیل, آیا, اینها, آمده, واقعا, ساندویچ, معمولی, برند, صدایم, کند, غذایم, دهد, حرفی, پول, بزند, سرپا, همان, خورم, شرکت, شاتل, هوا, دقیقه, برسم, پروژه, مملکت, کما, روند, روم, روبروی, گیروبارگ, فهرست, همراه, اضافه, خورده, خاطر, سپرده, باقی, شوم, میدهد, میگویم, میده, ندارم, اندازهء, بزن, بیشتر, باید, بدهم, خداحافظی, وقت, رفتن, شوند, معتقدند, زدن, گرفتن, ارزشمند, زنان, دستانم, جیبم, گردم, بازگشت, آرام, داستانی, جالب, چهاردهم, پنجشنبه, بیستم, نتوانست, گریه, بگیرد, اگه, بودم, امروز, آزاد, میشدم, بغضش, قورت, تفنگ, نشونه, گرفت, دختر, ازدواج, فرستمت, خنک, بخوری, رفتیم, محضر, چشم, فکر, کردیم, مسافرته, اتاقت, غافلگیر, صندلی, کنار, نشست, دیروز, حسابی, تحت, تاثیر, گرفته, داخل, موقع, اینجا, نشستی, نگاهش, برداشت, هیچی, وقتها, میارم, پیش, تازه, همدیگرو, ملاقات, نشسته, فکری, عمیق, فرو, فنجانی, قهوه, نوشید, نصف, دید, رختخواب, دنبال, گشت, حسرت, ساله, یکشنبه, انشا, الله, عزاداریتان, درگاه, فرارسیدن, پیروزی, خون, برشمشیر, وایام, سوگواری, حضرت, ابا, عبدالله, الحسین, علیه, السلام, تمامی, تسلیت, عرض, مینمایم, دوشنبه, پنجم, چهارشنبه, سوم, کوچه, رویاها, داشتیم, اما, خیالش, قولی, حساب, ریاضی, بلد, نیستند, خودتان, زدید, مواظب, باشید, نشوید, کاسه, سرم, داغ, افکارم, فوت, سایه, هوای, ابری, خستگی, کاریکلماتور, جدید, دوم, شوق, none, definitions, msonormaltable, name, rowband, colband, noshow, yes, priority, parent, padding, alt, top, right, bottom, left, line, height, 115, pagination, widow, orphan, sans, serif, arial, فروغ, فرخزاد, خوش, رفتم, چیست, دانم, اندوهم, صدا, نالم, هست, دیده, دوزم, پریشان, اواز, عمری, وتکیه, گاه, خراب, شدیم, خاک, پای,
Text of the page (random words):
در مسیر باد در مسیر باد عمری دیوار بودیم وتکیه گاه رفقا حالا که خراب شدیم هم خاک پای رفقا هم اواز با بهار من پریشان دیده می دوزم به او بی صدا نالم که این است آن چه هست خود نمی دانم که اندوهم ز چیست زیر لب گویم چه خوش رفتم ز دست فروغ فرخزاد normal 0 false false false en us x none fa style definitions table msonormaltable mso style name table normal mso tstyle rowband size 0 mso tstyle colband size 0 mso style noshow yes mso style priority 99 mso style parent mso padding alt 0cm 5 4pt 0cm 5 4pt mso para margin top 0cm mso para margin right 0cm mso para margin bottom 10 0pt mso para margin left 0cm line height 115 mso pagination widow orphan font size 11 0pt font family calibri sans serif mso ascii font family calibri mso ascii theme font minor latin mso hansi font family calibri mso hansi theme font minor latin mso bidi font family arial mso bidi theme font minor bidi نوشته شده در جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 13 12 توسط محمد شوق سمت نیزار زمان روی سر تا سر نام و نشان در سراشیبی دل بستن و عشق آمدی تا که بپرسی حالم درب چوبی دلم را زده ای چند سالی ست که در این خانه ی دل آشوب است چند سالی ست که من تنها ترین تنهایم چه کسی می داند دل من گوشه ی این سینه چرا می شکند شاید این روزن دل سوی دریا باز است بهتر است تا که قلم بردارم روی برگ دل پر وسعت خود بنویسم دل من رنگ شقایق دارد و چه شوقی دارد شستن پنجره ی دل و چه شوقی دارد حوض پر آب حیاط من خاکی به چه اندازه ز دریا دورم چه صفایی دارد بغض آهسته ی باران بهار بر تن حوصله ی سبز درخت چه صفایی دارد خانه در ریزش یک دم باران بوی آب و گل و کاه و چه زیبا و تماشایی تر یاد آن خاطره ها و لحظه ی نازک بشکستن احساس دلم نوشته شده در جمعه دوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 5 22 توسط محمد چند کاریکلماتور جدید سایه ها در هوای ابری خستگی در می کنند وقتی کاسه سرم داغ می شود افکارم را فوت می کنم اگر خودتان را به آن راه زدید مواظب باشید گم نشوید اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند ریاضی بلد نیستند در کوچه رویاها قرار داشتیم اما خیالش بد قولی کرد نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6 19 توسط محمد اسیر من آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را اسیر کرده است خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است آیینه به سادگیم خندید و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی سالها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می کنم آه عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 7 3 توسط محمد محرم فرارسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون برشمشیر وایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را به تمامی دوستان تسلیت عرض مینمایم انشا الله عزاداریتان مقبول درگاه حق نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 6 14 توسط محمد حسرت 20 ساله زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک هایش را پاک می کرد و فنجانی قهوه می نوشید پیدا کرد در حالی که داخل آشپزخانه می شد پرسید چی شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم یادته زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود چشم هایش پر از اشک شد و گفت آره یادمه شوهرش ادامه داد یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت آره یادمه انگار دیروز بود مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت یا با دختر من ازدواج می کنی یا ۲۰ سال می فرستمت زندان آب خنک بخوری زن گفت آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت اگه رفته بودم زندان امروز آزاد میشدم نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 4 42 توسط محمد او فقط اسیر من است آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را اسیر کرده است خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است آیینه به سادگیم خندید و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی سالها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می کنم آه عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 5 32 توسط محمد داستانی جالب ایستاده ام توی صف ساندویچی که غذای امروزم را زودتر بخورم و برگردم دفتر کارم از وقتی که خوردن فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از چیزی که میخوری لذت ببری بیزارشده ام به اعتقاد من حتی وقتی میخواهی تا موتر را پر پطرول کنی موتر چنان لذتی می برد که اگر می توانست چیزی بگوید حداقلش یک خیر بنگری بود حالا من ایستاده ام توی صف ساندویچی فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون کدام گپی برگردم سر کارم نوبتم که می شود فروشنده با لبخندی که صورتش را مقبول تر کرده سفارش غذا را می گیرد و بدون آن که کاغذی به دستم بدهد می رود سراغ نفر بعدی یک بغل زیر سایهء یک درخت ایستاد میشوم و به جمعیتی که جلوی این اغذیه فروشی خورد جمع شده اند سیل می کنم که آیا اینها هم مثل مه فقط برای سیر شدن آمده اند یا واقعا از خوردن یک ساندویچ معمولی لذت می برند آقای فروشندهء خندان صدایم می کند و غذایم را می دهد بدون آن که حرفی از پول بزند تیز تیز غذا را سرپا و زیر همان درخت می خورم انگار که قرار است برگردم شرکت و شاتل هوا کنم انگار که اگر چند دقیقه دیر برسم کل پروژه های این مملکت از خواب بیدار و بعدش به کما می روند می روم روبروی آقای فروشندهء خندان که در آن گیروبارگ فهرست غذا به همراه اضافه گی هایی که خورده ام را به خاطر سپرده است می شود 72 افغانی یک صد افغانی می دهم و منتظر باقی پیسه ام می شوم 30 افغانی به من میدهد میگویم پیسه میده ندارم می گوید اندازهء ٢٠ افغانی لبخند بزن خنده ام می گیرد خنده اش می گیرد و می گوید این که بیشتر شد حالا من ١٠ افغانی به شما باید بدهم تشکر و خداحافظی می کنم و وقت رفتن با او دست می دهم انگار هنوز هم از این آدم ها پیدا می شوند آدم هایی که هنوز معتقدند لبخند زدن زیبا و لبخند گرفتن ارزشمند است لبخند زنان دستانم را می کنم توی جیبم و سلو سلو به سمت دفتر کارم بر می گردم و در راه بازگشت آرام زیر لب می گویم خیر بنگری نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 4 30 توسط محمد احساس دل سمت نیزار زمان روی سر تا سر نام و نشان در سراشیبی دل بستن و عشق آمدی تا که بپرسی حالم درب چوبی دلم را زده ای چند سالی ست که در این خانه ی دل آشوب است چند سالی ست که من تنها ترین تنهایم چه کسی می داند دل من گوشه ی این سینه چرا می شکند شاید این روزن دل سوی دریا باز است بهتر است تا که قلم بردارم روی برگ دل پر وسعت خود بنویسم دل من رنگ شقایق دارد و چه شوقی دارد شستن پنجره ی دل و چه شوقی دارد حوض پر آب حیاط من خاکی به چه اندازه ز دریا دورم چه صفایی دارد بغض آهسته ی باران بهار بر تن حوصله ی سبز درخت چه صفایی دارد خانه در ریزش یک دم باران بوی آب و گل و کاه و چه زیبا و تماشایی تر یاد آن خاطره ها و لحظه ی نازک بشکستن احساس دلم نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 3 48 توسط محمد شهر باران منم مثل تو مات این قصه ام تو هم مثل من امشبو دعوتی درست توو همین ساعت و ثانیه سزاوار زیباترین رحمتی توو این حس و حال عجیب و غریب دو تا بال می خوای که روو شوونته تو از هر مسیری بری می رسی تو از هر دری بگذری خوونته از این سفره ها معجزه دور نیست ببین دست دنیا توو دست منه دعا می کنم تا اجابت بشه دعا می کنم چون دلم روشنه من از عشق بارون به دریا زدم به بارونو به آسمون دعوتیم چه مهونی با شکوهی شده توو این لحظه هایی که هم صحبتیم نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 3 21 توسط محمد مطالب قدیمی تر با سلام دوست دارم همیشه بهترین ها را برای دوستان عرضه کنم به شرطی که دوستان هم با نظرات سودمند خود مارا در زمینه بهتر ساختن وارائه بهتر وبلاگ یاری رسانیده واز هیچگونه کمک دریغ نکنند تشکر مدیر وبلاگ محمد خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین فروردین ۱۳۹۳ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ پیوندها مسافر دلشکسته ساره افغان نازنین هرات blogfa com
|