Meta tags:
description= مذهب عشق - ;
keywords= مذهب عشق,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Description= ای آزادی تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشوار است.
ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد، بیزارم.
ای آزادی، ای مرغک پر شکسته ی زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریکی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندانها و قلعه ها رهایت کنم، کاش قفست را می شکستم و در هوای پاک بی ابر بی غبار بامدادی پروازت میدادم... اما... دستهای مرا شکسته اند، زبانم را بریده اند، پاهایم را در غل و زنجیر کرده اند...
معلم شهید، دکتر علی شریعتی. دوزخیان زمین-مذهب عشق-دکتر علی شریعتی-دکتر الهی قمشه ای;
Keywords= دوزخیان زمین-مذهب عشق-دکتر علی شریعتی-دکتر الهی قمشه ای;
Headings (most frequently used words):
مذهب, عشق, هر, کجا, خواهی, باش, بحثی, پیرامون, آیه, 34, سوره, نساء, از, برای, ری, را, اسراء, ناکثین, مارقین, قاسطین,
Text of the page (most frequently used words):
است (52), این (34), شده (17), برای (16), خود (14), جبهه (13), قرآن (13), اجتماعی (12), های (12), دشمن (11), اگر (11), هستند (10), شهید (9), سهیل (9), حال (9), تاریخی (9), زنان (9), اند (8), توسط (8), همه (8), راه (8), دارد (8), برابر (8), نیز (8), کند (8), انسان (8), صحنه (8), مردان (8), آیه (8), معلم (7), علی (7), شریعتی (7), نوشته (7), نظرات (7), معنی (7), یعنی (7), نمی (7), ایمان (7), بودن (7), زندگی (6), بیزارم (6), باید (6), دکتر (6), صورت (6), مردم (6), آنها (6), شخصی (6), بلکه (6), کرد (6), ازدواج (6), جامعه (6), سنت (6), همین (6), زمان (6), باشد (6), جمعه (5), معنای (5), نظر (5), وقتی (5), فاصله (5), خارجی (5), تمام (5), دهد (5), خویش (5), دست (5), نهضت (5), نسبت (5), شود (5), عصر (5), تاریخ (5), بود (5), میکنم (5), هیچ (5), مترقی (5), طور (5), ضرب (5), حسین (5), باطل (5), آزادی (4), دوست (4), اما (4), صبح (4), قاسطین (4), آید (4), بین (4), کردن (4), کسانی (4), حقوق (4), شان (4), کاملا (4), ایجاد (4), میکنند (4), نیمه (4), قرار (4), خواهی (4), وجود (4), میشود (4), مسجد (4), خواهد (4), بزرگ (4), اتصال (4), اسلام (4), مذهب (4), کننده (4), برده (4), دوباره (4), تنبیه (4), ارث (4), نزول (4), خشونت (4), زنی (4), پیشرفت (4), رابطه (4), البته (4), فقط (4), تجاوز (4), شاید (4), نشان (4), داد (4), توجه (4), جدایی (4), نباشد (4), دارم (3), عشق (3), تاریکی (3), کرده (3), ریشه (3), قسط (3), عدل (3), برابری (3), دستور (3), باب (3), میدهد (3), کلمه (3), همان (3), جهت (3), آثار (3), انتخاب (3), زمینه (3), سازی (3), خیانت (3), غرض (3), دین (3), درست (3), بودند (3), ولی (3), اینکه (3), کار (3), پشت (3), نیست (3), عقیده (3), همراه (3), خصوصی (3), احساس (3), عدم (3), حتی (3), حرکت (3), میکند (3), جنگ (3), بهترین (3), اسراء (3), الاقصی (3), توحیدی (3), دنیا (3), سرزمین (3), زمین (3), بنا (3), جان (3), هنوز (3), ادامه (3), محدود (3), احکام (3), انقلابی (3), جاهلی (3), قبیله (3), تنها (3), محسوب (3), حقوقی (3), مرحله (3), درجه (3), سوم (3), تکالیف (3), گرفته (3), حاضر (3), صرفا (3), خداوند (3), جویی (3), نیستی (3), شهادت (3), بازدید (2), بند (2), زنجیر (2), شکسته (2), کاش (2), سازندگان (2), کنم (2), وبلاگ (2), افعال (2), حفره (2), انفاق (2), بردن (2), اینجا (2), قاسط (2), بنابراین (2), منظور (2), پرست (2), قدرت (2), طلب (2), مشخص (2), بدون (2), ساده (2), اثر (2), اندیشی (2), آگاهی (2), تبلیغات (2), شرایط (2), داخلی (2), عقده (2), حسد (2), درستی (2), شوند (2), فعل (2), راستی (2), باشند (2), مسیر (2), کنار (2), روی (2), عین (2), صحیح (2), فکر (2), خوب (2), ناکثین (2), دوستان (2), راهی (2), خنجر (2), بحث (2), طبیعتا (2), هایی (2), زند (2), خاطر (2), روانی (2), ضعف (2), شخصیت (2), طلبی (2), رهبری (2), فکری (2), رشد (2), سیاسی (2), مسئولیت (2), مسائل (2), ندارد (2), اندازد (2), خطر (2), نیروها (2), کشاکش (2), غیر (2), نقش (2), پیامبر (2), مسجدالحرام (2), مذاهب (2), اعلام (2), خودش (2), بدهد (2), رمزی (2), پیغمبر (2), وحدت (2), شرک (2), وراثت (2), آری (2), مشترک (2), کنند (2), سلامی (2), مهر (2), دوستی (2), معرفت (2), صلح (2), ماست (2), سال (2), میان (2), مفهوم (2), بگویم (2), سوی (2), سایر (2), خدایان (2), نگه (2), دارند (2), زنده (2), وقت (2), امید (2), نشویم (2), نغمه (2), یاد (2), باشیم (2), طلوع (2), داشت (2), جانب (2), همچنان (2), پنج (2), نوشت (2), چون (2), زیرا (2), مشروط (2), قصاص (2), شارع (2), مقایسه (2), بازهم (2), بسیار (2), عرب (2), فرد (2), مقابل (2), بسنده (2), نفس (2), آزاد (2), اصلاح (2), میشد (2), اساسا (2), ذیحق (2), شمار (2), میرفت (2), بردگان (2), پیش (2), داشتن (2), متذکر (2), شوم (2), میداند (2), دوم (2), جایگاه (2), جدید (2), نبوده (2), پیشرونده (2), حکم (2), دادن (2), مدنظر (2), قابل (2), قوانین (2), جنایت (2), علیه (2), انجام (2), برد (2), آنهم (2), ارتباط (2), عاطفی (2), گمانم (2), مقام (2), تبیین (2), عرض (2), مورد (2), باعث (2), بزرگوار (2), خدا (2), همسرانش (2), مستند (2), سوره (2), قضیه (2), چنان (2), حفصه (2), عمر (2), اعتراض (2), امر (2), موقتی (2), هدف (2), برداشت (2), پایان (2), ترجمه (2), حفظ (2), طریق (2), آنان (2), داده (2), میزان (2), تحقیر (2), سلطه (2), اسرار (2), مشروع (2), خانواده (2), شاهد (2), هرکجا (2), باشی (2), حضور (2), گرد (2), خانه (2), مساوی (2), طواف (2), باش (2), امروز, دیروز, بازدیدها, 436043, ایمیل, نویسنده, صفحه, نخست, نیازمندم, ورزم, دشوار, ستم, زندان, کشد, مرغک, زیبای, توانستم, چنگ, پاسداران, وحشت, سرما, دیوارها, مرزها, زندانها, قلعه, رهایت, قفست, شکستم, هوای, پاک, ابر, غبار, بامدادی, پروازت, میدادم, دستهای, مرا, زبانم, بریده, پاهایم, مدیر, نویسندگان, لئون, زهرا, 1ساعت, زبان, عربی, گاهی, صیغه, دیگر, ضدش, مانند, عجمه, گنگ, اعجام, رفع, گنگی, ابهام, مثلا, نفق, میرود, مبارزه, طبقاتی, ستمگر, استثمارگر, ظلمه, آشکارا, ستمکار, جبار, جلاد, زور, منفعت, متجاوز, مستبد, چهره, روششان, گذشته, شعارشان, جملگی, معلوم, تردیدی, میشناسند, عبارت, تری, رویاروی, 218, 8ساعت, اشتباه, فهمی, شعوری, تعصب, سمپاشی, شایعه, کاران, بدآموزی, مغرضان, فریبکاران, منافقان, مسموم, فکریی, دشمنان, خودخواهی, خارج, دشمنی, آغاز, آلت, مزدور, خرد, مغرض, حالیکه, قبلا, آگاه, حقیقت, میروند, راست, برمی, گردانند, بالاخره, منحرف, میشوند, منشعب, خیال, گیری, 219, مارقین, 16ساعت, نکث, شکستن, عهد, اصطلاح, همرزمان, ایمانان, وسط, زنند, سخن, طبقه, سخنن, پیمان, علتی, علت, ورزی, معمولا, تغییر, شعار, پیوندد, برنمی, گیرد, مکتب, ایستد, غالبا, وسوسه, نفع, حقارت, عظمت, همگام, کمبود, سستی, اراده, تمایل, کسب, گرفتن, شهرت, کینه, قدیم, یاران, عقب, ماندگی, جریان, کوتاه, عجز, ارزیابی, دقیق, بسیاری, عوامل, پیچیده, گاه, پوشیده, عمیق, مبهم, روشنی, اغفال, توجیه, سنگ, انحراف, انشعاب, تفرقه, آورد, تضعیف, رسالت, امت, درگیر, تهدید, اختلاف, فرعی, گشاید, طرح, مقدم, داخل, کشاند, زرگری, تسویه, حسابهای, تضاد, جناحی, تصادم, مشغول, مستقیم, ساز, فرصت, امکانات, استهلاک, انحرافی, نابهنگام, هدر, بزرگترین, ضربه, پیکر, میزند, عناصر, ناکث, 220, 298, یکشنبه, 25ساعت, شبانه, سفر, پیوستگی, قبله, معنوی, طول, مسیحیت, یهود, عیسی, موسی, چنین, زیربنای, الحرام, رمز, پیوستن, سمبلی, بیان, 30ساعت, کردم, بنویسم, دلنوشته, مخاطب, خاصم, مهربانم, سلام, فراخنای, مودت, محبت, سرشار, موهبت, حدت, کثرت, ارادت, غلظت, اخلاص, شدت, عطوفت, دانی, راستش, کمی, مشکل, ورود, دارالسلام, سلم, زمانی, کلبه, احزان, ماتمکده, حرمانزده, نسل, ندارم, حوالی, گویی, هاست, گمشده, خوبی, مدفون, تخم, پلشتی, ریا, فریبکاری, غرس, مشمئز, زندگانی, نابخردان, شبزدگان, پرستان, منزجر, رجحان, دهنده, شادی, عبث, خدایی, قهقه, دختران, موی, زینت, هایشان, گریزان, اسف, برانگیز, مکتبی, ماتم, گریه, تعظیم, شعائر, پوسیده, پوک, خالی, محتوا, صواب, شمرده, ثواب, مترتب, سخت, تحملِ, مومن, نمایان, بگذریم, انیس, ژرفنای, کور, ایمانی, غیب, یابم, شعله, شراره, روشنایی, بخش, رها, خدای, پرومته, رغم, میل, خواستند, زمستان, جهل, زمهریر, غفلت, قله, پارناس, سرقت, بخشید, نهاد, قدر, قطره, مهتاب, میخواهم, وانفسای, مروتی, مردمان, مغموم, مملکت, خراب, آباد, قول, بدهیم, یکدیگر, دلزده, همرنگ, جماعت, چرا, یکتای, هنرمندی, هرکسی, خواند, رود, پیوسته, جاست, خرم, بسپارند, بیا, برگزیده, ایم, ثابت, قدم, شنعت, زنندگان, هراسی, نداشته, خورشید, واقفم, زیستن, فصل, سرد, آفتاب, بهار, کاری, شوق, دیدن, وهمداستان, زیبایی, دانایی, نیکویی, خواندن, سرود, برادری, کنون, اعماق, قلم, فرسایی, چشم, شعشعه, نوری, روزنی, دور, دوخته, نیل, دارت, شنبه, 9ساعت, بیش, آشنایی, میگذره, بزرگان, دیگری, قمشه, سروش, دینانی, شدنم, همواره, مدیون, خواهم, اندیشیدن, آموخت, نظیر, اسرای, جنگی, غیره, نوع, نگاه, خاص, مدلول, کنیم, نگاهی, پیشرو, پاره, موارد, جوامع, تمدن, خونخواهی, فردی, قومی, کشتن, نمیکرد, ازبین, تعداد, قسم, میکرد, توان, اهتمام, میورزید, شکنی, ویک, متد, تقلیل, محیطی, آکنده, سیستم, نمیشد, درشمار, اشیا, کالاها, میشدند, اکنون, قوانینی, کالا, ارتقا, یافته, تعلق, میگیرد, همینطور, بردگانی, دقیقا, تحقیقا, عداد, حیوانات, چهارپایان, احصا, آمدند, مطلقا, بیشمار, کوچکترین, حقی, محروم, گروه, جهش, چشمگیری, پذیرفته, آنجا, جمله, چند, ترجیحا, همشان, همطبقه, رسمیت, شناخته, صریحا, نژادی, انسانها, تمایز, ذاتی, مرد, میدارد, ملاک, برتری, تقوا, منظورم, تسامحا, بردم, ناظر, ساحت, اجتماع, ابدی, همیشگی, راستای, توازن, تعادل, منوال, اسیرگرفتن, دارالحرب, جواز, آسانی, اقتضائات, مکان, بررسی, میبینیم, اینبار, حکمی, هدفمند, روبرو, هستیم, خصوص, نسبتا, سنگین, زایی, اسارت, مسلمانان, درمی, آمد, بعد, روز, مسلمان, مجاز, نزدیکی, قرن, بیستم, واقعا, حیرت, انگیز, مثال, خلال, بوسنی, طبق, آمار, سازمان, ملل, 44000, بوسنیایی, چقدر, بوده, همانطور, گفتم, زدن, ناشزه, واجبی, برگردن, عمد, کوتاهی, صحبت, مذاکره, قطع, جنسی, شدیدا, مردسالار, مسلح, گفتمان, لحاظ, عرفی, عنوان, ضدارزش, جزو, بیچون, چرای, منطقی, موجه, هنگام, عرف, استدلالات, تفسیر, سنتی, قرائت, بکنم, چیزی, ترک, ترجیح, بدهم, اول, سیره, شخص, پیامبراکرم, همچنین, امامان, میباشد, اینها, آینه, تجلی, واقعی, کتاب, حقیقتا, پایه, اساسی, شناسی, اسلامی, تشکیل, آنطور, هیچگاه, اعم, اخص, صورتی, بدنی, نکرده, گزارشی, نشده, ماجرای, اختلافی, ارتقای, سطح, معیشتی, کیفیت, پیدا, عکس, العملی, قهری, ماهه, احزاب, نازل, فیصله, اتفاقا, مقابله, زنانش, رفتاری, شکنانه, هضم, پیروانش, جایی, دختر, تندخو, بداخلاق, آنقدر, نرمی, ملاطفت, ملامت, واکنش, کنش, ثانیا, بعدی, بیم, دائمی, زوجین, تفویض, حکمیت, معنایی, لغت, حمل, میرسد, روح, مطابقت, بیشتری, نکته, ذهن, خواننده, متبادر, بشود, طرز, استدلال, بنده, رنگ, بوی, اصطلاحا, نسخ, کارکردی, ندارند, نسبی, معترف, هستم, توضیح, معتقدم, تشریعی, میتوان, تسریع, اصول, کلیاتی, کشف, مقصد, تقنین, الهی, اینکار, فقها, متولیان, جدی, نپذیرفته, زعم, شما, احاله, محال, کسی, آینده, بپذیرد, آخر, نظرم, معجزه, معانی, گسترده, براقتضائات, درعین, تفاوت, فاحشی, ممکن, الصدق, مقصود, میپندارم, آقای, کاملترین, ذکر, شوهران, مادی, امنیتی, شوهردار, مسئول, آنچه, دیگران, فضیلت, حمایت, بستگی, توانایی, حقیقی, بطوریکسان, درهمه, انتظارنیست, هزینه, اموالشان, اهل, زنانی, فروتن, اقدام, حافظان, اسراری, خواهان, حفظشان, شامل, امور, ضداخلاقی, حفاظت, حوزه, فعالیت, خوف, ترس, نگرانی, شواهد, نشوز, مخاصمه, ناشی, تقویت, حدی, حیات, زنانتان, رسیدید, ابتدا, پند, دهید, سپس, کارگرنشد, معلق, کنید, نشانه, باز, موثر, نیافتاد, مدتی, ایشان, گزینید, هشتم, انداختن, هرچند, وضوح, تواند, دائم, موقت, همراهی, بازگشتند, انصاف, نکنید, عالی, مرتبه, تمامی, مطالب, ذیل, پندار, استنباط, امیدوارم, مخالف, موافق, افاده, نماید, بحثی, پیرامون, نساء, 17ساعت, 191, خودت, نماز, ایستاده, شراب, نشسته, یکی, همیشه, درس, ازشهادتش, گذاشتن, رفتن, حجی, اسلافش, اجدادش, جدش, پدرش, احیای, جهاد, کردند, گذارد, مراسم, گزاران, نمازگزاران, مؤمنان, ابراهیم, بیاموزد, امامت, یزید, چرخیدن, لحظه, گذاشت, آهنگ, کربلا, غیبت, دادند, کاخ, سبز, معاویه, جهادهای, ظلم, حضورش, پیام, غایبی, کجا, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
رش تبلیغ صبا ویژن مذهب عشق هر کجا خواهی باش حسین ع یک درس بزرگ تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است حجی که همه اسلافش اجدادش جدش و پدرش برای احیای این سنت جهاد کردند این حج را نیمه تمام می گذارد و شهادت را انتخاب می کند مراسم حج را به پایان نمی برد تا به همه حج گزاران تاریخ نمازگزاران تاریخ مؤمنان به سنت ابراهیم بیاموزد که اگر امامت نباشد اگر رهبری نباشد اگر هدف نباشد اگر حسین ع نباشد و اگر یزید باشد چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانه بت مساوی است در آن لحظه که حسین ع حج را نیمه تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد کسانی که به طواف هم چنان در غیبت حسین ادامه دادند مساوی هستند با کسانی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند زیرا شهید که حاضر نیست در همه صحنه های حق و باطل در همه جهادهای میان ظلم و عدل شاهد است حضور دارد می خواهد با حضورش این پیام را به همه انسان ها بدهد که وقتی در صحنه نیستی وقتی از صحنه حق و باطل زمان خویش غایبی هرکجا که خواهی باش وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی هرکجا که می خواهی باشد چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است شهادت حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ است معلم شهید دکتر علی شریعتی م آ 19 ص 191 نوشته شده در جمعه 92 8 17ساعت 6 1 عصر توسط سهیل نظرات بحثی پیرامون آیه 34 سوره نساء پیش نوشت تمامی مطالب ذیل پندار و نظر و استنباط شخصی من می باشد امیدوارم که برای دوستان مخالف و موافق افاده معنی نماید ضرب تنبیه یا جدایی اگر این تنبیه محدود و مشروط را با سایر احکام اجتماعی قرآن نظیر قصاص و ارث و ازدواج و اسرای جنگی و غیره که نوع نگاه خاص شارع به آنها مدلول تاریخی بودن قرآن است مقایسه کنیم و با نگاهی اجتماعی به آنها بازهم این احکام بسیار مترقی پیشرو و انقلابی هستند به نسبت جامعه عرب جاهلی و حتی در پاره ای موارد از جوامع و تمدن های هم عصر نزول قرآن چه اگر عرب جاهلی در خونخواهی فردی از قبیله خود بنا بر سنت قومی و قبیله ای نه تنها به کشتن یک فرد از قبیله مقابل بسنده نمیکرد بلکه به ازبین بردن هر تعداد که قسم یاد میکرد و یا در توان داشت اهتمام میورزید و قصاص نفس در برابر نفس آزاد در برابر آزاد برده در مقابل برده یک سنت شکنی انقلابی و یک اصلاح اجتماعی ویک متد تقلیل خشونت در محیطی آکنده از خشونت محسوب میشد همین طور ارث زنی که در سیستم حقوقی جاهلی اساسا ذیحق محسوب نمیشد و درشمار اشیا و کالاها که خود به ارث برده میشدند به شمار میرفت اکنون دوباره با قوانینی انقلابی نه تنها ذیحق شده بلکه با پیشرفت و رشد اجتماعی از کالا بودن به مرحله انسان درجه دو بودن ارتقا یافته و یک سوم ارث نیز به او تعلق میگیرد همینطور بردگان بردگانی که در جامعه پیش از اسلام دقیقا و تحقیقا در عداد حیوانات و چهارپایان به احصا در می آمدند و مطلقا با داشتن تکالیف بیشمار از داشتن کوچکترین حقی محروم بودند دوباره در قرآن در رابطه با این گروه نیز جهش و پیشرفت حقوقی چشمگیری صورت پذیرفته است تا آنجا که آنها نیز انسان درجه سوم محسوب شده و حقوقی از جمله ازدواج هر چند ترجیحا با همشان و همطبقه خود برای آنها به رسمیت شناخته شده است البته باید متذکر شوم که قرآن صریحا برابری نژادی انسانها و عدم تمایز ذاتی زن و مرد را اعلام میدارد و تنها ملاک برتری را تقوا میداند و منظورم از انسان درجه دوم و سوم که تسامحا به کار بردم فقط ناظر به جایگاه جدید زنان و بردگان در ساحت اجتماع است که ابدی و همیشگی نبوده بلکه در همین راستای توازن و تعادل تکالیف و حقوق پیشرونده است با همین منوال حکم اسیرگرفتن زنان در دارالحرب و جواز دادن به ازدواج با آنها نیز به آسانی با مدنظر قرار دادن اقتضائات تاریخی اجتماعی زمان و مکان نزول قرآن قابل بررسی است میبینیم که اینبار نیز با حکمی مترقی و هدفمند و پیشرونده روبرو هستیم چه اینکه دستور به ازدواج با دستور به تجاوز بسیار فاصله دارد به خصوص با قوانین نسبتا سنگین و مسئولیت زایی که در همین قرآن برای مردان در ازدواج مدنظر قرار گرفته است هر زنی که به اسارت مسلمانان درمی آمد بعد از 45 روز آن فرد مسلمان مجاز با ازدواج و نزدیکی با او میشد در همین قرن بیستم تجاوز ها و جنایت هایی که در جنگ ها علیه زنان انجام شده است واقعا حیرت انگیز است برای مثال فقط در خلال جنگ بوسنی طبق آمار سازمان ملل به 44000 زن بوسنیایی تجاوز شد حال میشود پی برد که این حکم در زمان نزول چقدر مترقی بوده پس همانطور که گفتم این زدن محدود و مشروط آنهم فقط برای زن ناشزه زنی که در انجام تکالیف واجبی که برگردن دارد به عمد کوتاهی میکند و پس از دو مرحله صحبت و مذاکره و قطع ارتباط عاطفی و جنسی و در جامعه ای شدیدا مردسالار و مسلح به گفتمان خشونت که از لحاظ عرفی خشونت علیه زنان به هیچ عنوان ضدارزش نبوده و اساسا جزو حقوق بیچون و چرای مردان به شمار میرفت به گمانم منطقی و موجه و دوباره مترقی البته مترقی در مقایسه با هنگام نزول نه عرف و زمان در حال حاضر به نظر می آید این استدلالات در مقام تبیین تفسیر سنتی از این آیه بود حال در مقام تبیین قرائت جدید از این آیه باید عرض بکنم که چیزی که شاید در این مورد باعث میشود ترک کردن را به تنبیه کردن ترجیح بدهم اول سیره و زندگی شخص پیامبراکرم و همچنین امامان بزرگوار میباشد چه اینها آینه تمام قد قرآن و تجلی واقعی کتاب خدا هستند که حقیقتا دو پایه اساسی معرفت شناسی اسلامی را قرآن و سنت تشکیل میدهد آنطور که از تاریخ اسلام مشخص است پیامبر اسلام هیچگاه زنی به طور اعم و همسرانش را به طور اخص به هیچ صورتی تنبیه بدنی نکرده است و هیچ گزارشی در این رابطه مستند نشده است چه اینکه در ماجرای اختلافی که با همسرانش در رابطه با ارتقای سطح معیشتی و کیفیت زندگی پیدا کرد عکس العملی که از خود نشان داد این بود که فقط به قهری یک ماهه بسنده کرد تا آیه 28 سوره احزاب نازل شد و به قضیه فیصله داد و اتفاقا در مقابله با زنانش چنان رفتاری از خود نشان داد که کاملا سنت شکنانه و غیر قابل هضم برای پیروانش بود تا جایی که در رابطه با حفصه دختر تندخو و بداخلاق عمر آنقدر از خود نرمی و ملاطفت نشان داد که باعث شد خود عمر او را مورد ملامت قرار دهد و به خاطر این واکنش نسبت به کنش حفصه به او اعتراض کند و ثانیا با توجه به آیه بعدی بحث بیم جدایی دائمی زوجین و امر به تفویض به حکمیت مفهوم جدایی موقتی که کاملا از نظر معنایی بر لغت ضرب حمل میشود به گمانم صحیح تر به نظر میرسد و با روح تاریخی و اجتماعی زمان ما مطابقت بیشتری دارد نکته ای که شاید به ذهن خواننده متبادر بشود این است که با این طرز استدلال بنده صرفا احکام اجتماعی قرآن رنگ و بوی تاریخی گرفته و اصطلاحا در حال حاضر نسخ شده هستند و برای زمان ما کارکردی ندارند باید عرض کنم که به طور نسبی به این قضیه معترف هستم با این توضیح که معتقدم که در جهت اصلاح و پیشرفت صورت گرفته در قوانین تشریعی قرآن میتوان حرکت کرد و این پیشرفت را تسریع کرد آنهم با توجه به اصول و کلیاتی که در همین قرآن وجود دارد و با کشف مقصد و هدف تقنین الهی البته چون تا به حال اینکار از جانب فقها و متولیان دین به طور جدی صورت نپذیرفته است شاید به زعم شما احاله به محال باشد ولی خب چه کسی میداند شاید در آینده صورت بپذیرد و در آخر باید بگویم که به نظرم معجزه این آیه در این است که با توجه به معانی گسترده فعل ضرب بنا براقتضائات تاریخی اجتماعی هر دو برداشت درعین تفاوت فاحشی که دارند ممکن الصدق هستند البته بازهم متذکر می شوم که من برداشت دوم را مقصود شارع میپندارم در پایان ترجمه آقای آل حسین که فکر میکنم کاملترین و بهترین ترجمه از این آیه باشد را ذکر میکنم مردان مردان جامعه نه صرفا شوهران در حفظ حقوق مادی و امنیتی زنان زنان جامعه نه صرفا زنان شوهردار مسئول هستند از طریق آنچه که خداوند به آنان نسبت به دیگران فضیلت داده میزان حمایت بستگی به میزان توانایی حقیقی مردان دارد یعنی از همه مردان بطوریکسان درهمه شرایط انتظارنیست و از طریق هزینه کردن از اموالشان زنان اهل صلح زنانی فروتن به تحقیر و سلطه جویی اقدام نمی کنند و حافظان اسراری می باشند که خداوند خواهان حفظشان است شامل اسرار جنایت یا امور ضداخلاقی مردان نمی شود بلکه منظور حفاظت از حوزه خصوصی زندگی و فعالیت های مشروع مردان یا خانواده است پس اگر به مرحله خوف ترس و نگرانی مستند به شواهد از نشوز سلطه جویی مخاصمه جویی و تحقیر و عدم حفظ اسرار مشروع ناشی از این تقویت جایگاه اجتماعی زنان تا حدی که حیات مشترک خانواده ها را به خطر اندازد توسط زنانتان رسیدید آنان را ابتدا پند دهید سپس اگر کارگرنشد ارتباط عاطفی خویش را معلق کنید به نشانه اعتراض اگر باز موثر نیافتاد برای مدتی از ایشان جدایی گزینید با توجه به معنی هشتم از ضرب در قرآن به معنی فاصله انداختن هرچند این معنی از کلمه ضرب موقتی بودن را به همراه ندارد اما ادامه آیه به وضوح نشان می دهد که این امر نمی تواند دائم باشد بلکه موقت و محدود است پس اگر به همراهی بازگشتند از حد انصاف تجاوز نکنید که خداوند عالی مرتبه بزرگوار است پس نوشت بیش از پنج سال از آشنایی ام با معلم شهید میگذره و در ادامه با بزرگان دیگری چون قمشه ای سروش دینانی و همچنان در حال شدنم و همواره مدیون شریعتی خواهم بود زیرا که اندیشیدن را به من آموخت نوشته شده در پنج شنبه 92 8 9ساعت 11 51 صبح توسط سهیل نظرات از برای ری را مهربانم سلام سلامی پر مهر به فراخنای مودت و محبت و سرشار از موهبت دوستی سلامی به حدت معرفت و به کثرت ارادت و به غلظت اخلاص و به شدت عطوفت می دانی راستش کمی مشکل است ورود به سرزمین دارالسلام سرزمین سلم و صلح و دوستی در زمانی که زمین کلبه احزان و ماتمکده ای حرمانزده از برای نسل ماست کار با آن ور دنیا ندارم اینجا در این حوالی گویی سال هاست که انسان یت گمشده است خوبی ها در زمین مدفون شده و تخم پلشتی و ریا و فریبکاری بر روی زمین غرس شده اند آه چه مشمئز کننده است زندگانی در میان نابخردان و شبزدگان و شب پرستان چه منزجر کننده است عقیده ای که رجحان دهنده غم به شادی است چه عبث است خدایی که از قهقه دختران و از موی و زینت هایشان گریزان است چه اسف برانگیز است مکتبی که بر ماتم و گریه و غم بنا شده و تعظیم شعائر پوسیده و پوک شده و خالی شده از مفهوم و محتوا را عین صواب شمرده و ثواب بر آن مترتب میکند چه سخت است تحملِ مومن نمایان بی ایمان از چه بگویم بگذریم انیس جان هنوز در ژرفنای وجود خویش کور سوی ایمانی به غیب می یابم هنوز شعله ای از آن شراره روشنایی بخش و رها کننده آن خدای انسان دوست پرومته که علی رغم میل سایر خدایان که می خواستند انسان را در زمستان جهل و زمهریر تاریکی و غفلت نگه دارند از قله پارناس و سرزمین خدایان به سرقت برده و به انسان بخشید را در نهاد خود حس میکنم هنوز به قدر قطره ای ایمان دارم مهتاب جان میخواهم که در این وانفسای بی مروتی مردمان و در این کشاکش مغموم کننده زنده بودن و در این مملکت خراب آباد قول بدهیم به یکدیگر که هیچ وقت از خوب بودن و ساده بودن نا امید و دلزده نشویم هیچ وقت ما نیز همرنگ جماعت نشویم چرا که زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد بیا که در راهی که برگزیده ایم ثابت قدم باشیم و از شنعت زنندگان هراسی نداشته باشیم خورشید جان من نیز واقفم به زیستن در فصل سرد ولی ایمان دارم که از برای طلوع آفتاب بهار می شود کاری کرد می شود شوق دیدن طلوع را در دل زنده نگه داشت می شود هم دست وهمداستان زیبایی و دانایی و نیکویی از برای خواندن دوباره سرود مهر و برادری و برابری شد آری کنون از اعماق تاریکی قلم فرسایی میکنم اما چشم به شعشعه نوری که از جانب روزنی در دور دست می آید دوخته ام که به امید نیل به آن همچنان زندگی میکنم دوست دارت سهیل پ ن حس کردم که باید بنویسم دلنوشته ای بود برای مخاطب خاصم نوشته شده در جمعه 92 1 30ساعت 9 28 عصر توسط سهیل نظرات اسراء نقش تاریخی پیامبر است در اسراء که شبانه از مسجدالحرام به مسجد الاقصی سفر می کند می خواهد پیوستگی بین دو قبله مذاهب بزرگ توحیدی را اعلام کند یعنی در وجود خودش می خواهد مسجدالحرام را به مسجد الاقصی اتصال بدهد و این اتصال رمزی است از اتصال معنوی که پیغمبر می خواهد اسلام خودش را در طول تاریخ به نهضت مسیحیت و یهود یعنی به عیسی و موسی اتصال دهد هم چنین یک زیربنای رمزی است برای ایجاد یک وحدت بین همه مذاهب توحیدی در برابر شرک وراثت تاریخی آری وراثت تاریخی و جبهه مشترک در برابر شرک در وحدت بین سه مذهب بزرگ توحیدی دنیا اسراء یعنی حرکت پیغمبر از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رمز این نقش سیاسی تاریخی است پیوستن دو سمبلی است که که سه مذهب بزرگ دنیا را بیان می کنند معلم شهید دکتر علی شریعتی نوشته شده در یکشنبه 92 1 25ساعت 9 14 عصر توسط سهیل نظرات ناکثین نکث به معنی شکستن عهد است و به اصطلاح ما خیانت ناکثین تمام دوستان و همرزمان و هم ایمانان نیمه راهی هستند که در وسط راه از پشت خنجر می زنند و بنابراین سخن از دشمن خارجی نیست بحث از طبقه ای که طبیعتا در جبهه ضد مردم و عقیده مردم قرار دارد نیست سخنن از دوست است از هم پیمان و همراه است که به علتی که طبیعتا علت های شخصی است و غرض ورزی هایی خصوصی از پشت خنجر می زند معمولا تغییر شعار نمی دهد به جبهه دشمن نمی پیوندد از ایمان و عقیده خویش دست برنمی گیرد در برابر مردم و در برابر نهضت و در برابر مکتب حق نمی ایستد بلکه غالبا به خاطر وسوسه های روانی ضعف شخصیت نفع طلبی خود خواهی حسد احساس حقارت در برابر عظمت همگام و همراه خویش کمبود شخصیت سستی ایمان یا اراده تمایل به کسب قدرت و به دست گرفتن رهبری نهضت شهرت طلبی کینه های شخصی قدیم نسبت به یاران فکری و احساس عقب ماندگی از جریان عدم رشد سیاسی و اجتماعی ضعف احساس مسئولیت کوتاه فکری و عجز از ارزیابی دقیق مسائل و بسیاری عوامل پیچیده شخصی که حتی گاه بر خود وی نیز پوشیده است و نسبت به ریشه های عمیق و مبهم آن خود آگاهی کاملا روشنی ندارد و خیانت خود را حتی برای اغفال خود توجیه می کند در مسیر حرکت نهضت سنگ می اندازد انحراف ایجاد می کند به انشعاب دست می زند تفرقه به وجود می آورد جبهه را تضعیف می کند در کنار رسالت اجتماعی امت و در آن حال که نهضت با دشمن خارجی درگیر است و با خطر قاسطین تهدید می شود اختلاف داخلی ایجاد میکند جبهه فرعی می گشاید عقده های روانی و مسائل شخصی را طرح می کند نیروها را از صف مقدم جبهه به داخل می کشاند و به جنگ های زرگری و تسویه حسابهای خصوصی و تضاد ها و کشاکش های جناحی و تصادم های پشت جبهه ای مشغول می دارد غیر مستقیم زمینه ساز دشمن میشود بهترین فرصت ها و بهترین نیروها و امکانات را در استهلاک های انحرافی و نابهنگام به هدر می دهد و بزرگترین ضربه ها را به پیکر ایمان و جبهه ایمان میزند این ها عناصر ناکث اند معلم شهید دکتر علی شریعتی م آثار 26 ص 220 و 298 9 نوشته شده در جمعه 92 1 16ساعت 11 17 صبح توسط سهیل نظرات مارقین کسانی هستند که که در اثر اشتباه بد اندیشی کج فهمی بی شعوری تعصب کم آگاهی انتخاب راه بد تبلیغات خارجی سمپاشی و زمینه سازی دشمن شایعه سازی خیانت کاران بدآموزی مغرضان و فریبکاران و منافقان و شرایط اجتماعی و جو مسموم فکریی که دشمنان داخلی و خارجی ایجاد کرده اند عقده حسد و غرض شخصی و خودخواهی از راه دین راه درستی و درست اندیشی خارج می شوند و با حق به دشمنی آغاز میکنند آلت فعل دشمن می شوند و مزدور بی خرد و مغرض بی غرض اند در حالیکه قبلا در راه دین در راه درستی و راستی بودند و در جبهه حق ولی در اثر این زمینه سازی ها و تبلیغات سو دشمن بدون اینکه آگاه باشند کم کم از مسیر حقیقت و جبهه راستی کنار میروند از راه راست روی برمی گردانند و بالاخره از جبهه حق منحرف میشوند و منشعب و در عین حال خیال میکنند که جبهه حق و راه درست و جهت گیری صحیح را انتخاب کرده اند و درست فکر میکنند و خوب کار میکنند معلم شهید دکتر علی شریعتی م آثار 26 ص 219 نوشته شده در جمعه 91 10 8ساعت 11 59 صبح توسط سهیل نظرات قاسطین قاسطین از ریشه قسط به معنای عدل و برابری است از نظر دستور زبان عربی گاهی ریشه ای در باب یا صیغه ای دیگر معنی ضدش را میدهد مانند عجمه به معنای گنگ اما وقتی که به صورت اعجام در باب افعال در می آید به معنای رفع گنگی و ابهام است یا مثلا کلمه نفق به معنای حفره یا فاصله است به باب افعال که میرود به صورت انفاق در می آید و از بین بردن حفره و فاصله معنی میدهد انفاق کردن یعنی همان مبارزه با فاصله طبقاتی در اینجا هم کلمه قاسط به معنای ضد قسط یعنی ستمگر استثمارگر حق کش دشمن قسط و دشمن عدل است بنابراین منظور از قاسطین همان ظلمه هستند یعنی کسانی که آشکارا ستمکار جبار و جلاد و دشمن آزادی و حقوق مردم زر پرست زور پرست قدرت طلب منفعت طلب متجاوز و مستبد هستند و جبهه شان چهره شان جهت شان روششان گذشته شان شعارشان و و و جملگی کاملا معلوم و مشخص است و مردم هم بدون شک و تردیدی همه آنها را میشناسند به عبارت ساده تری قاسط دشمن رویاروی خارجی است معلم شهید دکتر علی شریعتی م آثار 26 ص 218 نوشته شده در جمعه 91 10 1ساعت 10 16 صبح توسط سهیل نظرات 1 2 3 4 5 مدیر وبلاگ سهیل 66 نویسندگان وبلاگ لئون 16 زهرا 3 ای آزادی تو را دوست دارم به تو نیازمندم به تو عشق می ورزم بی تو زندگی دشوار است ای آزادی من از ستم بیزارم از بند بیزارم از زنجیر بیزارم از زندان بیزارم از باید بیزارم از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم ای آزادی ای مرغک پر شکسته ی زیبای من کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت سازندگان شب و تاریکی و سرما سازندگان دیوارها و مرزها و زندانها و قلعه ها رهایت کنم کاش قفست را می شکستم و در هوای پاک بی ابر بی غبار بامدادی پروازت میدادم اما دستهای مرا شکسته اند ز...
|