Meta tags:
description= آرامش مشارطه مراقبه محاسبه;
Headings (most frequently used words):
آرامش, مشارطه, مراقبه, محاسبه, 88, مشتی, مادر, عمو, ولی, مریم, هفتمین, روز, اسد, دریای, آرام, رومینا, پروانه, چشمهای, من, مادرم, پاک, کن, های, زیبا, تولدم, آمارگیر, وبلاگ, آرشیو, وب,
Text of the page (most frequently used words):
بود (17), ۱۴۰۴ (15), قاسمی (13), برای (12), بودم (12), گوابری (11), زبیده (11), فریبا (9), گفت (9), حاج (8), دیدم (8), یاد (8), بهمن (7), دریا (7), کردم (7), اما (7), ولی (7), صبح (6), میکنم (6), همه (6), باشه (6), حسن (6), دیگه (6), کلی (6), پیش (6), مادرم (6), اون (6), امروز (6), ۱۴۰۳ (5), زیبا (5), شنبه (5), خودم (5), های (5), میخوام (5), این (5), آرزو (5), هایی (5), حرف (5), خونه (5), بعد (5), است (4), خرداد (4), سلام (4), خوش (4), سال (4), چند (4), خدا (4), میشه (4), هیچ (4), حتی (4), بابا (4), رفتم (4), کرد (4), نگار (4), روز (4), بهش (4), کلا (4), دلم (4), واقعا (4), پنجشنبه (4), خواب (4), عمو (4), #پروانه (4), مریم (4), آرامش (3), مهر (3), ۱۴۰۵ (3), دارم (3), شما (3), خانواده (3), لحظه (3), چیز (3), کنم (3), بیشتر (3), داشته (3), لذت (3), وقتی (3), کنه (3), صفا (3), راستی (3), مامان (3), فقط (3), زدیم (3), خیلی (3), دوست (3), حیاط (3), مسجد (3), گفتم (3), شده (3), محمد (3), چشم (3), کرده (3), بودن (3), داشت (3), اصرار (3), موقع (3), دراگون (3), رازی (3), ماشین (3), کبرا (3), برم (3), امیر (3), شاد (3), خویشتن (3), میکرد (3), مشتی (3), وبلاگ (2), مرداد (2), شهریور (2), آرشیو (2), اول (2), پیام (2), بهترین (2), باشید (2), اولین (2), خوندم (2), یکم (2), عاشق (2), فرزندان (2), عزیزان (2), بدون (2), دلواپسی (2), زیادی (2), میخواد (2), ازش (2), دوستی (2), آرزوها (2), بزنه (2), بیشتری (2), ساحل (2), چیزی (2), روی (2), نمونه (2), میدونه (2), قربان (2), خشم (2), مکه (2), گردنبند (2), بزرگ (2), اونو (2), میکردن (2), حال (2), عمه (2), میشم (2), نشستیم (2), نمیشه (2), عکس (2), خواهر (2), همسایه (2), یعنی (2), همین (2), میکو (2), برده (2), قبل (2), والدینم (2), خریده (2), خوراکی (2), دست (2), مرمر (2), دوران (2), کاکائو (2), چرا (2), فوت (2), داد (2), مانند (2), پاک (2), رحمت (2), کند (2), همان (2), مهربان (2), مدرسه (2), تعریف (2), کلوچه (2), بیدار (2), شدم (2), بریم (2), وقت (2), میفتم (2), نوع (2), لباس (2), همینطور (2), دکتر (2), نیست (2), پزشک (2), دیروز (2), بنویسم (2), خوب (2), هفتم (2), پیشی (2), حنایی (2), مثل (2), فوق (2), العاده (2), داخل (2), شون (2), نشست (2), اومد (2), بدم (2), برگشت (2), خریدم (2), آتی (2), تازه (2), دور (2), چون (2), بازنشسته (2), خانم (2), داشتیم (2), هست (2), تمیز (2), همراه (2), حالم (2), نفس (2), بکشم (2), باور (2), کردیم (2), اسد (2), انگشت (2), بامیه (2), دستکش (2), عالی (2), داری (2), افتادم (2), فرانسه (2), میگفت (2), زندگیش (2), دنیا (2), اشک (2), قربون (2), مادر (2), جنگ (2), توئیت (2), تمامی, حقوق, محفوظ, آمارگیر, تیر, آبان, فروردین, مطالب, قدیمی, متشکرم, شرافتمند, گیتی, خیر, زادروزتان, تقارن, پاییز, آغاز, تحصیلی, آور, زندگی, شور, نشاط, تبریکات, مرا, پذیرا, ارادتمند, ffm, فریدون, میرزا, پیامی, بازکردم, تولدم, داره, بارون, میباره, بارانم, ریزه, موجهای, خدایا, دوستت, دعا, آرامی, سپری, کنند, دغدغه, رفیقمو, کشف, میدونید, قدرت, ذکاوت, صبوری, فراااوااان, رویا, شروع, تلاش, مراقبت, میگذره, مراقبش, اساسا, دسرها, غذاها, تندی, تیزی, فلفلی, تلخی, دوسش, باران, بباره, رعد, برق, دوستم, بادام, درختی, تماشای, ببره, دستهای, کرم, بزنم, ماسه, برخورد, تیره, پشیمانی, برامون, برنامه, بچینه, اهمال, کاری, کنیم, انگیزه, ایم, موضوع, چیه, سکوت, بعضا, لوچی, هنوزم, یادگاری, دبستانی, آمده, آورده, زنجیر, نداشت, آویزان, چرخ, خیاطی, خوشگل, بشه, عالمه, همولایتی, هایم, احوال, عموجانم, عالیه, رقیه, مهم, آقاجان, نقدی, توقف, تند, زود, سریع, خلوت, اونجا, میشینم, میزنم, شلوغی, لال, برگشتیم, رفتیم, تحمل, میبینم, چای, خوردیم, میزد, سفارشی, منه, آیند, همش, خوشمزه, محکم, بسته, باید, مراقب, اندازها, اذیت, نشم, دوباره, کله, گیجی, نگیرم, شلوغ, کودکی, دادم, ببر, دخترت, میخوره, اوتیسمی, هستند, خوردن, انرژیشون, سوخت, زربانو, دلخورم, بابت, زنگ, نزدی, گیح, اصلا, نمیدونستم, پدرش, داده, دوساله, شیخ, صفر, نمیتونم, مزار, پیدا, گیجم, نشونم, فاتحه, گرفتم, بفهمید, کولبار, زدم, دبیر, عربی, دبیرستانم, پاکن, گرفت, عشوری, آشوری, مهدی, فرزند, آشور, البته, جذاب, خاطره, برایش, نوشین, آقای, جعفریان, روخانه, باره, حول, محور, چرخید, عشق, منی, اگر, بار, متولد, بشم, بازم, دختر, باشم, متوجه, هستی, قربانش, رَوَش, یعتی, خوابم, نبرد, قراربود, برادرم, لیله, الرغائب, واااای, قرار, بیارم, خوسدله, امشب, آروزهاست, دامن, میبنم, نظرم, مدل, میاد, رامشت, چهارم, اشکهام, قطره, چشمم, ریخت, قاطی, یادش, حداقل, سالی, بیخبر, عجیب, بدجوری, آورد, پزشکی, پریشب, خواست, اوضاع, چشمهای, میتونید, حدس, برنید, دلیلش, دکتری, بهتر, میدونم, اینطوری, نشسته, یهو, زیر, پایم, خالی, پلک, چشمام, خسته, آلود, وای, زبل, فرز, هوشیار, خندیدن, قلب, بلبل, زدن, کنفیلید, تنگ, آدم, خوشش, آید, تصمیم, سیمانی, کلر, بشوره, تمیزی, اونقدر, کردن, درست, بچه, عاقل, دروازه, نیومد, باسلق, بردم, نهم, رومینا, عصر, پارک, ملت, اناناس, دونه, همسر, معازه, خداحافظ, غول, پیکرش, بهم, بوق, سوارم, بزنیم, خریدهامو, دید, اگه, نمیذاشتم, بخری, مزه, راست, میگه, اووکادو, میوه, بدمزه, اند, خدایی, خوسگله, هرحال, اراذل, اوباش, عبادت, طلب, بنده, جعفری, میکردیم, جلومون, متوقف, اراذلی, اسمش, کبراست, داشتنی, کبرای, خاله, سخت, آغوشم, کشید, تیروییدم, عود, اومدم, بخار, الله, اکبر, مجدد, بغلم, خوبابو, کنی, اره, دلش, نمیخواست, بره, لبه, قول, ندادم, حوصله, باشگاهی, ندارم, بقیه, باورشون, نشد, مریض, خداحافظی, دوشنبه, سیزدهم, دریای, آرام, پنج, دنیاشو, عوض, هیج, نرفته, میگفتن, بودند, کربلا, کربلایی, روحش, شانزدهم, تماشاگر, فودوش, خوررن, خوردنش, افکار, خوده, فروشنده, بستن, جعبه, انگشتانه, فودوشت, اختنالا, نوک, نازک, پاره, خرید, تصور, میکردم, هرکسی, اینو, برداره, حتما, انگشته, فودوشه, لیس, میزنه, خواستم, هیجان, سوم, توت, توتی, نان, قندی, بیست, هفتمین, میخواست, نیمه, ویدیویی, ساختم, مقابل, یاری, نمیدونم, خوابو, دخترش, آلمان, اینکه, دلواپس, نبود, گریه, اینارو, درحالی, باهم, ترب, میشستیم, پرسیدم, میبری, خواهرم, ساعت, دیده, قائدی, توصیه, حوابهامونو, بنویسیم, روح, شوخ, طبع, خوشرو, بخشنده, تمام, پستی, بلندی, براش, بازی, جدی, نمیگرفت, فردا, چهلم, روحت, نازنین, برات, نریخت, چادری, کمرت, میبستی, تاپ, میخریدی, مهربون, رفت, عکسش, اعلامیه, اشکم, زنی, داستان, تراژدی, بوده, خودش, سرشار, طنز, پردازی, جمع, شدن, چشمان, لبخند, پنجم, میناب, لامرد, یحیی, کاشت, درختان, مثمر, میدان, خیابان, دیپلماسی, جویندگان, گنج, روزگار, تنگه, هرمز, موشک, صورتی, پشم, حماسی, زده, پاکدستان, غبار, پاکبانان, عروس, سرود, گیلکی, شرق, گیلانی, جیدر, حیدر, کلمه, جمله, بشدت, ذهنم, سید, مجید, نقطه, سندرم, مکرر, ذهن, معیوب, زبان, شلخته, thank, you, for, your, attention, this, matter, open, the, fucking, strait, ترغیبم, اندگی, انگلیسی, بگیرم, گذشت, اینترنت, وصل, باز, وبلاگم, انتخاب, جملاتی, کوتاه, چهارشنبه, ششم, عناوین, نوشته, صفحه, اصلی, مشارطه, مراقبه, محاسبه,
Text of the page (random words):
آرامش آرامش مشارطه مراقبه محاسبه صفحه اصلی آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها 88 چهارشنبه ششم خرداد ۱۴۰۵ 1 39 زبیده قاسمی گوابری 88 روز گذشت اینترنت وصل شد باز هم وبلاگم را انتخاب کردم تا جملاتی هر چند کوتاه بنویسم توئیت هایی که ترغیبم میکرد اندگی انگلیسی یاد بگیرم open the fucking strait thank you for your attention to this matter ذهن معیوب و زبان شلخته سندرم توئیت مکرر سید مجید نقطه زن کلمه ها و جمله هایی که بشدت در ذهنم جا خوش کرده سرود گیلکی شرق گیلانی جیدر حیدر عروس خوش تعریف پاکدستان در غبار جنگ پاکبانان پشم خشم حماسی زده شد موشک صورتی تنگه هرمز جویندگان گنج در روزگار جنگ میدان خیابان دیپلماسی کاشت درختان مثمر میناب لامرد یحیی مشتی مادر عمو ولی سه شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵ 22 37 زبیده قاسمی گوابری امروز مشتی مادر از دنیا رفت عکسش روی اعلامیه اش بود اشکم در اومد زنی که داستان زندگیش تراژدی بوده اما خودش سرشار از طنز پردازی از نوع جمع شدن اشک در چشمان همراه با لبخند روحت شاد نازنین نمیشه برات اشک نریخت قربون اون چادری که به کمرت میبستی قربون اون تی تاپ و کلوچه هایی که میخریدی مهربون من راستی فردا میشه چهلم عمو ولی یا مشتی ولی یا محمد ولی دنیا براش فقط بازی بود و کلا هیچ چیز رو جدی نمیگرفت شوخ طبع خوشرو مهربان بخشنده و تمام زندگیش با کلی پستی بلندی روح تو هم شاد باشه عمو ولی مریم پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴ 10 38 زبیده قاسمی گوابری سلام ساعت 3 شب بیدار شدم خواب دیده بودم یاد دکتر قائدی افتادم که توصیه میکرد حوابهامونو بنویسیم خواب مریم رو دیدم گریه میکرد و میگفت من میخوام برم فرانسه اینارو درحالی میگفت که داشتیم باهم ترب ها رو میشستیم پرسیدم خانواده رو هم میبری گفت نه میخوام برم پیش خواهرم نمیدونم چرا این خوابو دیدم خواهر مریم فرانسه نیست دخترش آلمان هست و اینکه مریم دیگه دلواپس مدرسه هم نبود دلم میخواست نیمه شب بهش پیام بدم اما خویشتن داری کردم یاد ویدیویی افتادم که تازه ساختم خویشتن داری مقابل خویشتن یاری یا هفتمین روز سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۴ 23 37 زبیده قاسمی گوابری برای سوم توت خریده بودم چه توتی عالی عالی و نان قندی برای هفتم خواستم هیجان داشته باشه بامیه خریدم موقع خرید تصور میکردم هرکسی در مسجد اینو برداره حتما خو انگشته فودوشه و لیس میزنه تو همین افکار بودم که خوده فروشنده بعد از بستن جعبه خو انگشتانه فودوشت اون دستکش داشت اختنالا نوک انگشت اون دستکش نازک پاره بود امروز در مسجد کلی تماشاگر انگشت فودوش هایی بودم که لذت خوررن بامیه رو قبل از خوردنش حس میکردن اسد پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ 18 47 زبیده قاسمی گوابری امروز یعنی پنج شنبه حاج امیر دنیاشو عوض کرد هیج وقت مکه نرفته اما بهش میگفتن حاج امیر چند سال پیش به اصرار اونو برده بودند کربلا حاج امیر یا همان کربلایی اسد روحش شاد دریای آرام دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۴ 22 49 زبیده قاسمی گوابری دیروز عصر موقع برگشت از پارک ملت یه اناناس خریدم با یه دونه دراگون همسر آتی رازی معازه بود تازه ازش خداحافظ کردم که رازی با ماشین غول پیکرش بهم بوق زد سوارم کرد و گفت بریم دریا دور بزنیم خریدهامو دید و گفت اگه من بودم نمیذاشتم دراگون بخری چون خیلی بد مزه است راست میگه اووکادو و این میوه هر دو بدمزه اند اما خدایی دراگون خوسگله و زیبا به هرحال ساحل رو کلی دور زدیم و موقع برگشت اراذل و اوباش های بازنشسته رو دیدم خ عبادت طلب خانم بنده خانم جعفری داشتیم گفت و گو میکردیم که یه ماشین دیگه جلومون متوقف شد یک اراذلی که اسمش کبراست و واقعا دوست داشتنی هست کبرای تمیز واقعا تمیز همراه خاله اش بود کبرا سخت در آغوشم کشید و گفت حالم بد بود تیروییدم عود کرده بود اومدم دریا نفس بکشم ید رو نفس بکشم بخار ید دریا رو الله اکبر مجدد بغلم کرد گفت زبیده حالم خوب شد می حال خوبابو باور کنی گفتم اره باور میکنم کبرا دلش نمیخواست بره لبه ماشین آتی رازی نشست و کلی گفت و گو کردیم اصرار داشت یو گا برم قول ندادم چون واقعا حوصله هیچ باشگاهی رو ندارم کبرا هم مانند آن چند بازنشسته و بقیه ها باورشون نشد که من هم مریض میشم بعد هم خداحافظی کردیم رومینا و پروانه پنجشنبه نهم بهمن ۱۴۰۴ 22 15 زبیده قاسمی گوابری امروز میکو و باسلق رو بردم بدم خونه پروانه پیشی حنایی همینطور با من اومد تا دم در خونه شون درست مثل یه بچه عاقل نشست دم دروازه و داخل حیاط نیومد اونقدر اصرار کردن که دیگه رفتم داخل خونه شون و نشستیم و حرف زدیم پروانه زن فوق العاده تمیزی است فوق العاده آدم خوشش می آید او تصمیم داشت حیاط سیمانی اش را با کلر بشوره وای پروانه دلم برای زبل بودن و فرز بودن و هوشیار بودن و خندیدن از ته قلب و مثل بلبل حرف زدن از جک کنفیلید و تنگ شده من که حتی وقتی نشسته ام یهو زیر پایم خالی میشه و پلک چشمام خسته و خواب آلود چی شد که اینطوری شد خودم دلیلش را از هر دکتری بهتر میدونم راستی میتونید حدس برنید پیشی حنایی چی شد چشمهای من و مادرم سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴ 23 3 زبیده قاسمی گوابری امروز اوضاع نت خوب شده دلم خواست چیزی بنویسم پریشب خواب مادرم و زن عمو رو دیدم دیروز رفتم چشم پزشکی چشم پزشک مادرم رو به یاد آورد عجیب نیست مادرم بدجوری تو دل چشم پزشک جا کرده حداقل ده سالی بود که از مادرم بیخبر بود اما یادش بود اشکهام با قطره ای که به چشمم ریخت قاطی شد پاک کن های زیبا پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ 20 13 زبیده قاسمی گوابری سلام امروز 4 صبح بیدار شدم یعتی دیگه خوابم نبرد قراربود با برادرم بریم پیش مامان و بابا شب اول لیله الرغائب بود واااای شب آرزوها و من که قرار بود هر سال به یاد فریبا بیارم که خوسدله من امشب شب آروزهاست هر وقت دامن میبنم یاد فریبا میفتم به نظرم همه نوع لباس و همه مدل لباس بهش میاد همینطور یاد دکتر رامشت میفتم آرزو میکنم دوستی مانند فریبا داشته باشید تا لذت لحظه ها رو بفهمید صبح یه کولبار با فریبا حرف زدم و به یاد دبیر عربی دوران دبیرستانم یک پاکن داد و سه تا پاک کن گرفت خدا رحمت کند عشوری آشوری می ده رو و خدا رحمت کند حاج حسن و گل صفا را صبح من همان مهدی فرزند آشور بودم فریبا هم حاج حسن صد البته فریبا زیبا تر و جذاب تر و مهربان تر حتی خاطره اولین روز مدرسه ام را برایش تعریف کردم کلوچه نوشین و آقای جعفریان و آب روخانه و و کلا دو باره همه چیز حول محور بابا چرخید عشق منی محمد قاسمی اگر صد بار متولد بشم بازم میخوام دختر تو باشم متوجه هستی محمد قاسمی قربانش رَوَش از روز قبل هر آن چه برای والدینم خوش آیند بود را خریده بودم همش هم خوراکی های خوشمزه بود گردنبند را محکم بسته بودم و باید مراقب بودم تا در دست اندازها اذیت نشم و دوباره کله گیجی نگیرم حیاط مسجد خیلی شلوغ بود مرمر را دیدم دوست دوران کودکی ام را بهش خوراکی بیشتری دادم گفتم ببر برای دخترت ولی اون گفت فقط کاکائو میخوره اوتیسمی ها عاشق کاکائو هستند و بعد از خوردن هم انرژیشون بیشتر میشه و کلا دلم برای مرمر سوخت زربانو را دیدم گفت از تو دلخورم چرا بابت فوت والدینم حتی یک زنگ به من نزدی و من واقعا گیح بودم اصلا نمیدونستم که پدرش را هم از دست داده دوساله فوت شده شیخ صفر را دیدم گفتم نمیتونم مزار حاج حسن و گل صفا رو پیدا کنم کلا گیجم نشونم داد هم فاتحه خوندم هم عکس گرفتم دریا میدونه فریبا هم میدونه که موضوع چیه من به قربان سکوت حاج حسن و بعضا خشم او من به قربان لوچی های گل صفا راستی من هنوزم یادگاری حاج حسن را دارم دبستانی بودم از مکه آمده بود یه گردنبند بزرگ آورده بود که زنجیر نداشت و اونو آویزان میکردن به چرخ خیاطی تا خوشگل بشه یه عالمه دیگه از همولایتی هایم را دیدم کلی حال و احوال و حسن عموجانم عمه عالیه و عمه رقیه و از همه مهم تر آقاجان نقدی پیش این عزیزان بیشتر توقف کردم اما پیش مامان بابا نه تند زود سریع در رفتم خلوت باشه اونجا میشینم حرف میزنم ولی تو شلوغی لال میشم برگشتیم رفتیم خونه بابا یه کم نشستیم دیگه نمیشه تحمل کرد وقتی فقط عکس این دو تا رو میبینم بعد خونه خواهر بزرگ چای خوردیم و کلی حرف زدیم بعد رفتم پیش همسایه مامان یعنی نگار نگار به مادرم خیلی سر میزد برای همین نگار را دوست دارم برای نگار میکو برده بودم هر چه باشه اون همسایه سفارشی منه آرزو میکنم چیزی روی دل من و شما نمونه هیچ دلواپسی و هیچ پشیمانی نمونه و خدا برامون برنامه بچینه حتی ما رو هی کنه هی هی کنه برای لحظه هایی که اهمال کاری می کنیم یا بی انگیزه ایم آرزو می کنم به دستهای دریا کرم بزنم وقتی که به ساحل ماسه ای برخورد می کنه و تیره میشه آرزو میکنم باران بیشتری بباره و رعد و برق بزنه تا دوستم بادام درختی از تماشای آن لذت ببره آرزو میکنم اساسا همه دسرها و غذاها به تندی و تیزی فلفلی و تلخی بزنه تا فریبا بیشتر دوسش داشته باشه من بهترین رفیقمو خودم کشف کردم میدونید قدرت زیادی میخواد ذکاوت زیادی میخواد و صبوری فراااوااان هر چند همه چیز از یه رویا شروع شد اما من خودم تلاش کردم میخوام ازش مراقبت کنم 25 سال از دوستی ما میگذره در این شب آرزوها از خدا میخوام مراقبش باشه دعا میکنم برای فرزندان شما و فرزندان خودم برای خانواده شما عزیزان و خانواده خودم که لحظه های آرامی رو سپری کنند بدون دغدغه بدون دلواپسی داره بارون میباره و من عاشق بارانم می ریزه تو دل دریا دریا با موجهای زیبا خدایا دوستت دارم تولدم سه شنبه یکم مهر ۱۴۰۴ 7 0 زبیده قاسمی گوابری اولین پیامی که صبح بازکردم خوندم سلام و صبح به خیر اول مهر زادروزتان و تقارن آن با پاییز زیبا و آغاز سال تحصیلی پیام آور زندگی و شور و نشاط است بهترین تبریکات مرا پذیرا باشید ارادتمند ffm فریبا فریدون میرزا 6 02 سلام و صبح خوش متشکرم شرافتمند g gh g گیتی قاسمی گوابری 6 35 مطالب قدیمی تر آرشیو وب خرداد ۱۴۰۵ بهمن ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۴ مهر ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۴ مرداد ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ فروردین ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۳ شهریور ۱۴۰۳ مرداد ۱۴۰۳ تیر ۱۴۰۳ آمارگیر وبلاگ b l o g f a c o m تمامی حقوق برای آرامش محفوظ است
|