Meta tags:
Description= فردا که بیاید;
Keywords= فردا که بیاید;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
همه (25), شود (16), باشد (14), هایِ (14), یکی (14), یادم (12), این (12), وقتی (12), شما (10), کنم (9), همان (9), هیچ (8), کوله (8), راه (8), است (7), زندگی (7), برایِ (7), برای (6), دست (6), خیلی (5), بلند (5), الی (5), ماما (5), شوم (5), آدم (5), بعضی (5), نشسته (5), نمی (4), رویِ (4), خوب (4), فردا (4), دلم (4), جوابِ (4), کنی (4), خودت (4), سخت (4), سوال (4), بعد (4), مثلِ (4), جایی (4), چشم (4), ترسم (4), تمامِ (4), تمدید (3), پسرک (3), طوسی (3), نارنجی (3), همین (3), آید (3), معمایِ (3), مرا (3), کرده (3), رازی (3), زمین (3), آفرینشت (3), چند (3), باور (3), کرد (3), چیز (3), خواست (3), نام (3), مثل (3), حرف (3), فقط (3), تویِ (3), وجودم (3), بیشتر (3), آینه (3), ناشکری (3), پیش (3), وبلاگ (3), بازدید (3), پارسی (2), بلاگ (2), اولین (2), دیدگاه (2), بگذارید (2), بنویسم (2), وقت (2), کُپی (2), برابرِ (2), اصل (2), بزنم (2), برگ (2), ورق (2), هایشان (2), بالایِ (2), انتهایِ (2), دارم (2), سال (2), دوست (2), همیشه (2), سراغِ (2), هایم (2), بروم (2), هایی (2), بود (2), اندازه (2), روزهایِ (2), رسید (2), نفس (2), اتفاق (2), قبل (2), بعدِ (2), دستانم (2), نظر (2), منِ (2), قضاوت (2), نشستن (2), ناچار (2), حکمت (2), چهارزانو (2), بندگی (2), بنده (2), بلندایِ (2), تکراری (2), آفرین (2), دارد (2), غیر (2), خودِ (2), نیستید (2), بار (2), عمر (2), تازه (2), فروغ (2), نبودن (2), کارشناسِ (2), مجرب (2), متخصصِ (2), سرد (2), تنگ (2), درست (2), دور (2), کسی (2), نیست (2), برخی (2), خواسته (2), کمتر (2), رفتنِ (2), آقایِ (2), رویم (2), شیشه (2), لحظه (2), چشمش (2), تنها (2), شدن (2), نفره (2), اینکه (2), هستی (2), کند (2), میترسم (2), عناوین (2), یادداشتها (2), آمار (2), بیاید (2), ترجمه, www, persiangfx, com, توسط, تیم, مطلبِ, مستقل, موضوعِ, زود, قرمز, سندهایِ, تحتِ, کنترلم, آنها, مهرِ, سند, معتبر, دعایِ, باران, طلبِ, برکت, نیت, خانه, چهار, بین, جایشان, دهم, مراقبِ, باشم, برگه, خودکار, آبی, کاربنی, محبوبم, اوّلین, نشانه, بهار, زمستان, جوانه, زند, پُست, مقصد, گیرنده, منتظرِم, دوستت, پیغام, نخوانده, دوباره, دقّت, بخوانم, خاطر, بسپارم, ترتیب, روز, ماه, مرتب, خاطراتِ, نداشتنی, اخراج, هیچوقت, ویزایشان, نکنم, اصلاً, ممنوع, الورودشان, اوّل, کودکی, شور, شادیِ, شعف, دغدغه, داشتنی, گذشت, متصلند, فلاسکِ, غذایِ, آویزانی, قدش, قدم, کلیدی, دوتایی, دستم, رسیدنِ, قفل, چرخاندنش, نبود, مهد, کودک, بازی, بچگی, عددم, پایِ, لاله, گوش, چپش, بوسِ, کوچکِ, مادرانه, بکارم, صندلی, بگذارم, پایین, آوردنِ, قبلش, بخوابانم, تماشایش, هایش, بشمارم, عددِ, برسد, سرِ, انگشتانم, رها, جایِ, چالِ, خنده, تصوِّر, صدا, خندیدنش, کمدِ, دیوار, راهم, بردارم, انبوهِ, نخورده, فردایِ, کَمکَی, حالِ, توانند, خواهد, نـــــــــــــــــــــه, کجایِ, خلقتت, رسم, خودی, هنگامه, درباره, خداییت, گذاری, تناقض, گریزی, بالا, پایینِ, هایت, دچارش, اختیار, های, طولانی, مستاصل, بینِ, خدایی, وارم, گمانم, بالاها, دورهایِ, نیافتنی, هفت, آسمانت, نظم, تدبیر, قاعده, قانون, هوشمندانه, عَلم, مخوف, بعید, پنهان, بهانه, خلقت, چون, چراییش, شده, رنگ, طعم, مزه, کنار, چینی, شکل, آفرینی, برانگیز, درد, کشند, رنج, جنگ, لرزد, سونامی, رسد, ماهه, خود, برد, سرطان, نشیند, تارو, پودِ, وجودِ, عزیزترین, دراز, همت, حفظش, سلامتیش, نگهداریش, شوی, بردنش, نماندنش, اینسان, دهند, علامت, کنند, جواب, بعــــــــــــد, توِ, شمایی, مرخصی, حداکثر, قابل, فرایِ, نرسیده, بهشتِ, موعودتان, شاد, کردنِ, عمیقِ, جریانِ, خونِ, تزریقِ, نگاه, ازدیادِ, توان, گَلو, کردن, گرفتن, یعنی, رفتن, برگشتن, روزی, اجازه, داشتند, گَواهی, معتمدتان, دستی, غیبِ, برون, آمد, کاری, دلهایشان, غمگین, نگاهشان, توانشان, گلویشان, خشک, نفسشان, کار, قصه, میانِ, جاهایِ, باریک, زمانی, روزها, مُردن, رسیدند, روزمرگی, آزاردهنده, شدند, رنجِ, دنیا, برایشان, مضاعف, عرصه, روزگار, برخوردش, هایتان, ناجور, اصابتِ, یکدیگر, کاش, خودتان, انتخاب, کردید, معتمد, کائناتتان, فکر, اید, نگاهتان, نمانده, راستی, رئوف, مهربانید, بست, آرزوها, فریاد, نامِ, همیشگـــــــــــــــی, امّـــــــــــــــــــــــا, کمند, شوند, گفت, راستش, کسِ, دیگر, اتفاقی, وزنه, تقصیر, سنگین, سهم, ماجرا, یُمنِ, حضور, لطفِ, دایمی, خسته, همکارِ, ساله, گیرد, کارِ, اداره, دلیلِ, عدم, تصمیم, گیریِ, رییس, انباشته, اتاق, گردانم, چشمت, نشوم, انعکاسِ, صدایت, گوشم, رقصد, قدرِ, داشته, دانی, لباسِ, عوض, زلالی, نهایتِ, استفاده, بری, برایم, تکان, دهی, لبْ, زنی, حواست, نیز, بگذرد, بزرگ, پایش, فکرش, نگاهش, آماده, میهمانی, ناخواسته, مقابلم, مدام, تکرار, خیالِ, حالی, تدارکِ, پیازِ, داغِ, بینم, گاز, نشینی, کدورتم, گویی, برچسبِ, متوقع, بودنم, گرفته, پیشانیم, چسبانی, روی, ماشین, بحثِ, دلخوریِ, آمده, فُلانی, مطرح, صبری, متهم, ماندن, دقایقِ, شدنمان, جایِِ, بدانی, دقایق, حواسش, توست, دایمِ, مترصدِ, فرصتی, محکمه, خودش, نقش, شاهد, دادستان, قاضی, بنشیند, اشدّ, مجازات, برایت, بنویسد, افکارت, بخواند, مُدام, ایماء, اشاره, تذکراتش, ملاحظه, سویت, روانه, طور, بهتر, رفتارت, بشناسد, حرکاتت, بینی, صبح, زنبیلِ, سپیده, پشتِ, دیوارِ, مشکی, خاکستری, سحر, خیز, کلی, کِش, قوس, صدایِ, استخوا, بدنم, آورم, ترسِ, رسیدن, نگاهم, چَشمت, پیشِ, روشویی, اند, صورتم, زلالِ, فرو, برم, نگاهت, رحمانه, گریزم, یادداشتهای, پاییز, بایگانی, خبر, مایه, مشخصات, مدیروبلاگ, امروز, دیروز, 18095, تعداد, یاداشته, اطلاعات, دسته, بندی, موضوعی, لوگوی, اوقات, شرعی, پست, الکترونیک, پیام, رسان, صفحه, نخست, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
فردا که بیاید سفارش تبلیغ صبا ویژن فردا که بیاید صفحه نخست پیام رسان پست الکترونیک اوقات شرعی لوگوی وبلاگ دسته بندی موضوعی یادداشتها حرف دل آمار و اطلاعات بازدید امروز 1 بازدید دیروز 0 کل بازدید 18095 تعداد کل یاداشته ها 7 05 6 1 3 19 ع آمار مشخصات مدیروبلاگ الی ماما 72 خبر مایه بایگانی وبلاگ پاییز 92 13 عناوین یادداشتهای وبلاگ من از تویِ نشسته در وجودم میترسم یکی به نام شما جوابِ معمایِ زندگی کوله ی ِ طوسی نارنجی راه راه عناوین یادداشتها 7 من از تویِ نشسته در وجودم میترسم الی ماما همین که صبح زنبیلِ سپیده به دست از پشتِ دیوارِ مشکی خاکستری ِ شب چشم در چشم ِ آدم هایِ سحر خیز می شود همان وقتی که بعد از کلی کِش و قوس صدایِ تمامِ استخوا هایِ بدنم را در می آورم از ترسِ رسیدن نگاهم به دو چَشمت که پیشِ از من در آینه یِ روشویی نشسته اند تمامِ صورتم را در زلالِ آب سرد فرو می برم و از تو از نگاهت از قضاوت هایِ بی رحمانه ات می ترسم می گریزم باور کن سخت است خیلی سخت است که یکی این طور بهتر از خودت بیشتر از خودت تمامِ رفتارت را بشناسد و همه یِ حرکاتت را قبل از تو پیش بینی کند این که یکی افکارت را بخواند و مُدام از راه دور با ایماء و اشاره تذکراتش را بی ملاحظه ات به سویت روانه کند اینکه بدانی یکی در همه یِ دقایق تمامِ حواسش پیش توست و دایمِ مترصدِ فرصتی است که در یک محکمه یِ دو نفره خودش در نقش شاهد و دادستان و قاضی بنشیند و اشدّ ِ مجازات را برایت بنویسد من از تنها ماندن با تو از دقایقِ دو نفره شدنمان می ترسم از اینکه همه جا هستی همه جایِِ همه جا هستی می ترسم در آینه یِ ماشین بحثِ دلخوریِ پیش آمده با فُلانی را مطرح و مرا به کم صبری متهم می کنی تدارکِ پیازِ داغِ رویِ آش را که می بینم چهارزانو رویِ شیشه یِ بی لک گاز می نشینی و از کدورتم با آقایِ خوب می گویی و برچسبِ متوقع بودنم را درست وقتی دلم خیلی خیلی گرفته به پیشانیم می چسبانی و می روی آماده یِ میهمانی ناخواسته که می شوم همان جایی رو در رویم مقابلم در آینه نشسته ای و مدام ناشکری ناشکری ناشکری را تکرار می کنی بی خیالِ من و حالی که در آن لحظه دارم لباسِ پسرک را که عوض می کنم از زلالی چشمش نهایتِ استفاده را می بری و از انتهایِ چشمش برایم دست تکان می دهی و لبْ می زنی که حواست به این نیز بگذرد ها باشد به تنها شدن هایم به رفتنِ پسرک بزرگ شدن دست و پایش فکرش نگاهش خسته که می شوم دلم که از رفتنِ همکارِ چند ساله ام می گیرد کارِ اداره به دلیلِ عدم تصمیم گیریِ آقایِ رییس که رویِ هم انباشته می شود رویم را از شیشه ی اتاق بر می گردانم که چشم در چشمت نشوم انعکاسِ صدایت در گوشم می رقصد که قدرِ لحظه هایِ داشته ات را نمی دانی در هر اتفاقی وزنه یِ تقصیر ِ من سنگین تر و سهم من از ماجرا بیشتر است به یُمنِ حضور و لطفِ دایمی تو راستش من از تویِ نشسته در وجودم بیشتر از هر کسِ دیگر می ترسم 92 12 19 11 14 ص نظر یکی به نام شما الی ماما بعضی حرف ها را فقط می شود به بعضی ها گفت برخی خواسته ها را فقط می شود از بعضی ها خواست همان بعضی ها که کمند و کمتر و کمتر هم می شوند امّـــــــــــــــــــــــا بعضی حرف ها و برخی خواسته ها را فقط می شود از یکی خواست یکی که مثل هیچ کس نیست مثل هیچ کس هم نمی شود یکی مثلِ شما مثل نه یکی به نام شما همان نامِ همیشگـــــــــــــــی از آن یکی می شود همه چیز خواست می شود چشم ها را بست و آرزوها را بلند بلند فریاد کرد راستی شما که این همه خوب و رئوف و مهربانید شما که مثلِ هیچ کسی نیستید و هیچ کسی هم مثلِ شما نیست شما که بر بلندایِ کائناتتان فکر همه چیز و همه کس را کرده اید و هیچ چیز از نگاهتان دور نمانده است کاش می شد برایِ خودتان یک کارشناسِ مجرب انتخاب می کردید یک متخصصِ معتمد بعد درست وقتی که روزگار برخوردش با بنده هایتان ناجور می شد و اصابتِ آدم ها و زندگی به یکدیگر سخت آن وقتی که رنجِ دنیا برایشان مضاعف می شد و عرصه ی بندگی تنگ آن زمانی که روزها به مُردن می رسیدند و روزمرگی ها آزاردهنده می شدند وقتی کار ِ قصه یِ آدم ها یک جایی میانِ زندگی به جاهایِ باریک می رسید وقتی نفسشان تنگ و گلویشان خشک توانشان کم و نگاهشان بی فروغ دست هایشان سرد و دلهایشان غمگین دستی از غیبِ برون می آمد و کاری می کرد با گَواهی همان کارشناسِ مجرب و متخصصِ معتمدتان چند روزی اجازه یِ نبودن داشتند این جا نبودن یعنی جایی بود برایِ رفتن و برگشتن برایِ نفس گرفتن گَلو تازه کردن ازدیادِ توان تزریقِ فروغ به نگاه جریانِ خونِ تازه در دست ها شاد کردنِ عمیقِ دل ها یک جایی فرایِ زمین و نرسیده به بهشتِ موعودتان بعد می شد این مرخصی را حداکثر 3 بار در عمر تمدید کرد 3 بار غیر قابل تمدید برایِ همه ی عمر می شود می شود برایِ شمایی که مثلِ هیچ کس نیستید می شود 92 11 29 9 19 ص اولین دیدگاه را شما بگذارید جوابِ معمایِ زندگی الی ماما بعــــــــــــد توِ خودِ خودِ خودت خودی که منِ همیشه ام را هنگامه ی ِ به قضاوت نشستن درباره ی ِ خداییت ناچار می کنی مرا وا می گذاری با تناقض هایِ نا گریزی که از بالا و پایینِ حکمت هایت دچارش می شوم مرا این منِ کم اختیار را ناچار می کنی به نشستن های طولانی و چهارزانو و مستاصل بینِ خدایی خودت و بندگی بنده وارم به گمانم که آن بالاها آن دورهایِ دست نیافتنی بر بلندایِ هفت آسمانت که با نظم و تدبیر و قاعده و قانون هوشمندانه عَلم کرده ای رازی سخت و مخوف و بعید پنهان کرده ای رازی که بهانه ی خلقت و این همه چون و چراییش شده رازی که جوابِ این همه سوال هایِ تکراری است بعدِ این همه سال زندگی در زمین آفرینشت آفرین دارد وقتی این همه رنگ و طعم و مزه را کنار هم می چینی آفرینشت آفرین دارد وقتی این همه آدم هایِ غیر هم شکل می آفرینی آفرینشت سوال برانگیز می شود وقتی آدم ها درد می کشند وقتی رنج می آید جنگ می شود زمین می لرزد سونامی از راه می رسد و چند ماهه ها را با خود می برد وقتی سرطان می آید و می نشیند در تارو پودِ وجودِ عزیزترین ها بعد دستانم دراز می شود همه همت می شوم برایِ حفظش سلامتیش نگهداریش همه حکمت می شوی برای بردنش برای نماندنش باور کن باور کن من خیلی کم می شوم وقتی اتفاق ها اینسان رخ می دهند و همه ی اندازه ام را علامت سوال می کنند سوال هایِ بی جواب و تکراری کجایِ خلقتت می رسم به جوابِ معمایِ زندگی 92 10 17 11 42 ص نظر کوله ی ِ طوسی نارنجی راه راه الی ماما همین فردا نـــــــــــــــــــــه همین فردایِ بعدِ فردا که یک کَمکَی حالِ دلم به راه می آید و دستانم می توانند و دلم می خواهد یادم باشد که بروم سراغِ آن کمدِ بالایِ دیوار کوله ی ِ طوسی نارنجی راه راهم را بردارم و یکی یکی انبوهِ اتفاق هایِ تا نخورده یِ همه یِ روزهایِ قبل را ورق بزنم یادم باشد قبلش پسرک را بخوابانم خوب تماشایش کنم نفس هایش را یکی یکی بشمارم تا به عددِ صد برسد سرِ انگشتانم را رها کنم جایِ چالِ خنده اش و تصوِّر کنم با صدا خندیدنش را یادم باشد عددم به صد که رسید پایِ لاله یِ گوش چپش یک بوسِ کوچکِ مادرانه بکارم و صندلی را بگذارم برای پایین آوردنِ کوله یادم باشد اوّل سراغِ کودکی هایم بروم همان هایی که در شور و شادیِ و شعف بی دغدغه و دوست داشتنی گذشت همان هایی که متصلند به فلاسکِ غذایِ آویزانی که قدش برای قدم بلند بود و همان کلیدی دوتایی که دستم برایِ رسیدنِ به قفل و چرخاندنش اندازه نبود همان روزهایِ مهد کودک و بازی هایِ بچگی یادم باشد همه یِ پیغام هایِ نخوانده یِ زندگی را دوباره با دقّت و خوب بخوانم و به خاطر بسپارم یادم باشد کوله ام را به ترتیب روز و ماه و سال از نو مرتب کنم و خاطراتِ دوست نداشتنی را برای همیشه از کوله اخراج کنم یادم باشد هیچوقت ویزایشان را تمدید نکنم اصلاً ممنوع الورودشان کنم یادم باشد مراقبِ ورق هایشان باشم بالایِ همه ی برگه ها با خودکار آبی کاربنی محبوبم بلند بلند دوستت دارم بنویسم و با اوّلین نشانه هایِ بهار که از انتهایِ زمستان جوانه می زند همه را پُست کنم به مقصد گیرنده هایِ منتظرِم یادم باشد دعایِ باران را برای طلبِ برکت به نیت همه ی خانه ها چهار تا کنم و بین ِ همه ی برگ برگ هایِ کوله ام جایشان دهم یادم باشد سندهایِ کوله ام تحتِ کنترلم باشد یادم باشد رویِ همه یِ آنها مهرِ سند معتبر است و هیچ وقت کُپی برابرِ اصل نمی شود را قرمز بزنم پ ن یادم باشد یک مطلبِ مستقل با موضوعِ هیچ وقت کُپی برابرِ اصل نمی شود را خیلی زود بنویسم 92 10 8 1 56 ع اولین دیدگاه را شما بگذارید ترجمه از www persiangfx com به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ
|