Meta tags:
description= امیر حسین گوشه ای از لحظات ناب و تکرار نشدنی زندگی بهترین ستاره ی اسمان ما امیرحسین;
Headings (most frequently used words):
امیرحسین, از, ای, اولین, برای, قند, شیرین, تا, تولد, سالگی, با, بعد, امیر, حسین, گوشه, لحظات, ناب, تکرار, نشدنی, زندگی, بهترین, ستاره, اسمان, ما, عزاداری, حسینی, مجله, شکر, ریزون, خوشحال, شدم, بزرگ, قصه, هم, دوست, داره, منم, دوستت, دارم, بیان, ساله, است, یا, بیشتر, لحظه, دیدار, دست, پخت, عمه, زهرا, دستای, معجزه, گر, این, پازل, همیشه, ناقصه, دو, یه, شعر, مخصوص, صدا, میرسه, خانوم, حنا, مروری, بر, خاطره, اغاز, خنده, سرانجامی, غم, انگیز, سه, ماه, كلي, تعريف, اتفاق, هاي, ناگوار, تولدت, مبارك, چند, ديدار, عسل, بالاخره, راه, رو, شد, مدتها, تاخير, اميرحسين, بازي, هاش, اسباب, كشي, دردسر, پست, گذاشتنش, تو, مهربونی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
اما (71), عمه (69), بود (69), شده (67), اون (60), جون (50), روز (49), ساعت (43), همه (36), خیلی (35), خلاصه (34), امیرحسین (34), نوشته (32), توسط (30), خونه (30), این (29), براي (28), مامان (27), بعد (27), دست (26), برات (26), وقتی (26), توي (26), اين (25), برای (25), دوباره (25), اينكه (25), خيلي (24), وقتي (24), بزرگ (23), دلم (23), لیدا (23), #اميرحسين (23), ميكردي (23), ۱۳۸۹ (22), بازی (22), راه (22), خودت (21), شنبه (20), دیگه (20), توی (20), ديگه (20), ۱۳۹۱ (19), پست (19), حرف (19), چند (19), همون (17), البته (16), دوست (16), بازي (16), گفت (16), بودی (15), ذوق (15), ولی (15), میشه (15), كلي (15), پيش (15), كردي (15), کردیم (15), نمی (15), امروز (14), داشت (14), روي (14), خدا (14), داره (13), درست (13), کرد (13), هات (13), نگاه (13), كنم (13), قند (13), کردی (13), حسین (12), سلام (12), مثل (12), داری (12), چیزی (12), بهت (12), خنده (12), كردم (12), الان (12), مرداد (11), شهریور (11), هاي (11), همین (11), میکردی (11), متوجه (11), باز (11), ازت (11), پیش (11), چقدر (11), دستت (11), بیست (11), ولي (11), ميخواستي (11), کنم (11), های (10), بعدش (10), میگی (10), کار (10), اینکه (10), میاد (10), بگم (10), اگر (10), توپ (10), کرده (10), شدم (10), همين (10), فكر (10), تعريف (10), فقط (10), تولد (10), بابایی (10), تیر (9), وبلاگ (9), دارم (9), بیشتر (9), کنی (9), حالا (9), اخه (9), شدی (9), روی (9), هفته (9), بايد (9), رفت (9), خودم (9), سمت (9), خوشحال (9), رفتيم (9), كمي (9), گريه (9), بودي (9), وقت (9), ماشالله (9), تنگ (9), بار (9), چرا (9), شعر (9), ۱۳۹۰ (8), لحظه (8), رفته (8), چون (8), همیشه (8), باشی (8), حسابی (8), هست (8), چیز (8), گفتم (8), حال (8), شما (8), بالا (8), بغلت (8), اونجا (8), كار (8), عسل (8), بابا (8), اينا (8), كني (8), جمعه (8), بودن (8), گفتی (8), کنیم (8), صبح (7), جوری (7), داشتی (7), انگار (7), هستی (7), میکنی (7), باید (7), یکی (7), ادامه (7), موقع (7), سرت (7), بذارم (7), دوشنبه (7), باهات (7), نميدونم (7), دادم (7), هنوز (7), بوده (7), حوصله (7), غذا (7), ميخواست (7), پسر (7), زمين (7), جان (7), خواب (7), كردن (7), كرديم (7), قاشق (7), ميشد (7), ميكني (7), است (7), ساله (7), گربه (7), اینقدر (7), هایی (7), دادیم (7), دونم (7), خرداد (6), مهر (6), عصر (6), دهنت (6), بازم (6), قصه (6), میشد (6), خوشمزه (6), بغل (6), دلت (6), میره (6), خودمون (6), نشده (6), اومديم (6), ماشين (6), طرف (6), ميره (6), يادم (6), شيرين (6), گفتن (6), درد (6), خوب (6), بهش (6), ظرف (6), شروع (6), گرفته (6), تولدت (6), شام (6), بودم (6), اول (6), سال (6), راستی (6), پوریا (6), آمه (6), بگو (6), تخم (6), هیچ (6), آخر (6), امام (6), امیر (5), نشسته (5), کردم (5), باشه (5), استخر (5), نبود (5), کاملا (5), تعجب (5), منم (5), داشتم (5), نشون (5), گوش (5), جلو (5), میشی (5), خاطر (5), چيزي (5), حسابي (5), اومد (5), سريع (5), ليدا (5), قبل (5), بزرگتر (5), ميكنه (5), كوچولو (5), وجود (5), شدي (5), ميشدي (5), بشه (5), حتي (5), اخرش (5), خونمون (5), مامانت (5), بري (5), دستات (5), خوشت (5), پات (5), داشتيم (5), بخوري (5), اصلا (5), وقته (5), ببرمت (5), زنگ (5), اخر (5), دوتا (5), اتفاق (5), یکشنبه (5), داده (5), فکر (5), داد (5), ماه (5), کمی (5), عکس (5), کاری (5), کتاب (5), آذر (4), فراموش (4), فردا (4), یکم (4), ایشالله (4), خوش (4), اینجا (4), فعلا (4), شبیه (4), ضبط (4), صدای (4), صورتت (4), صورت (4), یاد (4), خودش (4), نمیدونم (4), شاید (4), فیلم (4), بذار (4), خوبی (4), میخواستم (4), بهم (4), چشمات (4), یدفعه (4), پنجشنبه (4), عقب (4), افتاد (4), بشی (4), زود (4), دوم (4), ثبت (4), ديدم (4), واي (4), اقا (4), وسايل (4), جديد (4), دهن (4), عكس (4), گرفتم (4), تموم (4), بريم (4), دور (4), بره (4), پشت (4), ناهار (4), مرغ (4), احتمالا (4), دايي (4), بيدار (4), خوابت (4), صدا (4), دونه (4), ميرفتي (4), انجام (4), بشي (4), مجبور (4), بستني (4), مرتب (4), ميزدي (4), هاش (4), زنده (4), خورده (4), ميزني (4), همچنان (4), ميگي (4), قربون (4), ندارم (4), راستش (4), فيتيله (4), مدت (4), ادم (4), بيرون (4), وحيد (4), رفتي (4), بلند (4), ميز (4), بچه (4), اومده (4), مال (4), دنبال (4), گوشی (4), جیغ (4), کلمه (4), تکرار (4), گریه (4), عادت (4), کیف (4), میخواست (4), اولین (4), میگه (4), خانوم (4), حنا (4), بیا (4), کنه (4), همدیگه (4), هیچی (4), میای (4), محبتی (4), میخوام (4), دید (4), بیرون (4), کردن (4), بودیم (4), مجله (4), عمو (3), اردیبهشت (3), خاطره (3), باشي (3), کنار (3), گذشت (3), میزدی (3), صدات (3), گاهی (3), محبت (3), اینم (3), نداری (3), ریزه (3), دیده (3), پسرمون (3), فرداش (3), امتحان (3), بدم (3), اومدید (3), مدام (3), پایین (3), میخواستی (3), سریع (3), میکردم (3), سوم (3), ناز (3), باهاش (3), دعا (3), دلش (3), گذشته (3), ذهنم (3), اومدم (3), وبلاگت (3), نيست (3), باد (3), يدفعه (3), ميكردم (3), صفحه (3), بازش (3), نگو (3), بدون (3), چهارشنبه (3), اسباب (3), ببريم (3), رسيديم (3), شديم (3), همچين (3), كنيم (3), هايي (3), تازه (3), باباش (3), داشتن (3), هفت (3), ميري (3), وسط (3), نباشه (3), هندوانه (3), نمياد (3), طول (3), عزي (3), غريبي (3), خاله (3), محبوب (3), زدن (3), بوديم (3), ميشي (3), قول (3), كردنت (3), ميداديم (3), لباس (3), كثيف (3), دستي (3), ميخنديدي (3), تكرار (3), ميخواد (3), بغلمون (3), بيچاره (3), مون (3), ناراحت (3), نداشتم (3), گذاشتن (3), بامزه (3), بالاخره (3), هجدهم (3), گفتي (3), ديدار (3), نبودن (3), باعث (3), خسته (3), نزديك (3), ظهر (3), جور (3), خورد (3), ديدي (3), پنجره (3), نمي (3), ميكرد (3), كويلا (3), اونم (3), جالب (3), كاهو (3), احساس (3), گفته (3), بابات (3), شیرین (3), نظر (3), توپه (3), بدنی (3), اضافه (3), حتی (3), بزنم (3), نمیشه (3), انسان (3), راضی (3), دیدار (3), میگفت (3), میگفتی (3), وضعیت (3), ببینیم (3), اومدی (3), زدی (3), زیاد (3), دیدن (3), یادم (3), دوستش (3), زهرا (3), میاره (3), میگم (3), بدی (3), پیدا (3), مطمئن (3), سالگی (3), تغییر (3), دادی (3), دقیق (3), میشم (3), توانایی (3), بیستم (3), عطر (3), خراب (3), برداشتی (3), بادکنک (3), کیک (3), بگیریم (3), نداشتی (3), زده (3), برو (3), چندتا (3), شکر (3), منگنه (3), دختر (2), اسفند (2), فروردین (2), آبان (2), خبر (2), دوستت (2), نگاهت (2), سلامت (2), فرصت (2), کلی (2), میشدی (2), میدادی (2), محبتت (2), خوشحالی (2), نمیدونی (2), میکنیم (2), مهم (2), اینه (2), هرکسی (2), شیوه (2), نشدنی (2), چهارتا (2), دندون (2), ازمون (2), اونو (2), گاز (2), میگیری (2), یکمی (2), باری (2), میزه (2), جدید (2), عالمه (2), تخت (2), مینشستی (2), نگاهمون (2), برم (2), مهربونی (2), شادی (2), میخوندم (2), پاهام (2), بیایی (2), میرفتی (2), کاش (2), نشد (2), خوشکل (2), میخواد (2), اهنگ (2), نوشتم (2), زدم (2), خبري (2), بلاگفاي (2), پاك (2), اشتباه (2), خيال (2), ريخته (2), ميكنم (2), كشي (2), ديديم (2), وارد (2), راست (2), داري (2), ترين (2), ميخوري (2), اينم (2), عكسش (2), گوشه (2), كنه (2), اينجا (2), تفاوت (2), ديدن (2), پسره (2), دستش (2), گاگله (2), ازش (2), ميگيره (2), برده (2), ذوقت (2), باهاشون (2), اينجوري (2), گرما (2), روت (2), شستن (2), رخت (2), ميخوابوندمت (2), ميرفتم (2), جلوت (2), زودتر (2), واقعا (2), حيفه (2), اومديد (2), كمرم (2), گرفت (2), موافقي (2), بقيه (2), بعدي (2), اندازه (2), قبلا (2), اينبار (2), ميگفت (2), رسيدي (2), كرد (2), تونستي (2), ميومد (2), نميدوني (2), شدن (2), گذاشتيم (2), كاري (2), بكني (2), ريزه (2), ميزه (2), بده (2), فرق (2), دستم (2), امان (2), بازيه (2), چيزايي (2), قيافه (2), چهره (2), بيشتر (2), شيطنت (2), گاهي (2), كلمه (2), مهمتر (2), باغ (2), هشت (2), ميشه (2), صورتش (2), بهتر (2), نميره (2), مدتها (2), هشتم (2), قدم (2), استوار (2), بذاري (2), الهي (2), لازم (2), خاصي (2), شدنت (2), نوشتن (2), نشدي (2), داشتي (2), توجه (2), ماليدي (2), شلوار (2), بشوريم (2), چيز (2), نازي (2), پاهات (2), سوخت (2), ازم (2), نميشد (2), برگشتيم (2), بيايين (2), شادي (2), فيلم (2), فاصله (2), حياط (2), اخي (2), جدا (2), ميدادي (2), برميگشتيم (2), چمن (2), نشونت (2), قشنگ (2), دقت (2), دنبالت (2), فرار (2), چشمت (2), پنج (2), دفعه (2), جنابعالي (2), سرويس (2), خودتون (2), دراومد (2), خنديدي (2), نگران (2), بيايي (2), اولش (2), برداري (2), امير (2), حسين (2), اصرار (2), چكار (2), مجيد (2), پاهاش (2), دوتاتون (2), افتاده (2), رفتارهات (2), مياد (2), مبارك (2), زبون (2), ميخواستم (2), ميخواييم (2), پيشت (2), سخت (2), تبليغه (2), شنيدم (2), گلي (2), ميو (2), زدي (2), مگه (2), ميذاشتي (2), تكه (2), حاضر (2), راحله (2), راستي (2), سرماخورده (2), هفتم (2), امیرعلی (2), بیشتری (2), کلاه (2), میکرد (2), گذاشتی (2), الو (2), دیدمت (2), رفتی (2), ترتیب (2), بعدی (2), خودمم (2), میام (2), میگفتن (2), نمیخواد (2), میخواستیم (2), بریم (2), یعنی (2), خوردی (2), بگیره (2), زیر (2), اهمیت (2), خوندم (2), قلو (2), گذاشتیم (2), وای (2), هفدهم (2), تنها (2), تجربه (2), کودک (2), نشاط (2), کوچولو (2), بذاری (2), قدا (2), میزنه (2), بینم (2), اشک (2), شنیدم (2), لاغر (2), حتما (2), بزنی (2), پیشمون (2), دونی (2), دونستی (2), بیاد (2), مطمئنم (2), بگی (2), میزنی (2), فشار (2), شنوی (2), پرید (2), پوست (2), میکنه (2), مادر (2), هرچی (2), ناراحتی (2), ببینم (2), تقریبا (2), کلا (2), پدر (2), زمان (2), پازل (2), خاطرات (2), امیرحسینی (2), چیزا (2), وقتها (2), فهیمی (2), شیشه (2), دستای (2), حساب (2), شدیم (2), معجزه (2), میدونی (2), روزای (2), اولی (2), تفنگ (2), فندکی (2), شعله (2), فشارش (2), داشته (2), تاب (2), حیاط (2), نشدی (2), سوارش (2), کوچیک (2), بریدی (2), بری (2), شمع (2), خوشکلت (2), میذاشتی (2), چرخوندم (2), دوسش (2), وحید (2), چهارم (2), باشیم (2), گله (2), نمیاد (2), قرار (2), داشتیم (2), هلولا (2), خمیر (2), پریروز (2), نمونه (2), ماچ (2), بگه (2), پنجم (2), عزی (2), علاقه (2), باباییت (2), عاقل (2), عزاداری (2), blogfa, com, هلیا, امین, پیوندها, ۱۳۸۸, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, خانه, مينويسم, زيرا, ميدانم, كوچك, راحتي, ميشوند, نميخواهم, شيريني, دنياي, كودكي, روزي, كتاب, ميسپارم, صدايت, طنين, مردانگي, دارد, بهار, جواني, موج, ميزند, شاخه, اقاقي, بپروراني, مطالب, قدیمی, دومون, همچنین, دیگر, اعضای, خانواده, نماز, میخونم, دسته, کنارم, تسبیح, دولوپی, میخوره, صداست, غنیمت, شمردم, میذاشتیم, میخندیدی, جوابش, ابراز, جالبه, اوج, صورتمون, میچسبونی, خیس, میخوای, بوس, مشکل, اینجاست, ببندی, گرفتی, تمرین, همینش, خوبه, بدل, شیطون, بلا, ساختن, عاطفه, وصف, دندونت, دراومده, میگن, پنجمی, میخوایی, ندیم, دستمون, فسقلی, دلیلش, شکلی, منظوری, باورش, سخته, برایت, فضایی, قشنگی, گرفتیم, فیلمش, میبینی, ساعتی, برگشتم, دیدم, ارومه, ارامشی, سشوار, قراری, شیطنت, خبری, مشخص, بزرگه, حسودیش, برق, میزد, بقیه, درس, میامدی, لباسم, میکشیدی, علی, رغم, مهربونیت, دوچندان, هرجور, میخواستن, گرم, کنن, درگیر, امتحانات, عربی, کجایی, چکار, موبایلم, میدادم, خداست, یادمون, حافظه, باش, اينه, روزا, درگيره, پستم, خالي, زحمت, هام, رسيد, رفتم, بلـــــــــــه, همزمان, دوتاش, اشتباهي, انتقال, پاكش, بلاگفا, بستم, سرم, وقفه, درسته, وااااااي, اعصابم, ماجراي, قبلتريش, داشتيد, سري, روروكش, جيگر, مدتي, تسبيح, فانتزي, كوچولويي, كيفم, ميبردي, ملچ, مولوچ, يادگاري, كمكي, بگيريم, موندن, شيرش, بخوره, بخوابه, ميرفت, چيزاي, پراكنده, ريختگي, كاملا, مشخصه, خبره, خوشكلي, شنيديم, ميرفتن, ببينن, ساكنين, قبلي, سفيد, بور, سياه, سبزه, زانوت, نميذاري, پسرش, بياره, ماشيني, مياره, ميدوه, وان, نازنازي, ببرم, پاشون, بهتره, غذاهايي, خوردي, سينه, شير, بيسكويت, موز, سيب, همينا, زور, ساعتي, خوابيدي, خوابش, ذوقش, اتفاقا, رحيم, ميكردن, اينقدر, اخراش, نميكردي, طرفاي, ميامد, كلافه, نميخوابيدي, نميبرد, حميد, برد, دقيقه, ميخوابيدي, روال, ربع, ساعتش, نشي, سنگين, نور, چراغ, مينشستم, زماني, برگردوني, جبران, ميدونستم, نشه, ياد, كاشي, صبحانه, خوري, داغ, گرمت, ميشده, كمر, نقطه, بنويسم, كافي, طولاني, دردسر, گذاشتنش, مامانم, شكل, عوض, ميموند, قلش, داديم, دنبالش, بگيريش, ميرسيدي, هلش, برسي, حسن, كچل, بچينيم, برميداشتيم, مينداختي, پريد, تونستن, ببرنت, نرفتن, پافشاري, جوري, بكنم, توپش, برين, كلك, مرغابي, سوار, حدس, بزني, شلوارت, لذتش, ارزيد, چسبناكي, گرفتي, ميديدي, چسبناك, پيشنهاد, زير, پهن, نشونديم, روش, ميخورديم, ميخورم, اوني, بذاريد, بگيري, استقلال, طلب, مياوردي, مياي, ميكنيم, كله, پريشب, صورتم, يكي, ترك, گريون, ميگيريم, نميكني, دقيقا, تغيير, اذيت, ميشن, افزايشه, مفهوم, ماما, دَدَ, ماجراها, جزئيات, رمقش, بانواني, چندم, خداي, قدمي, هول, ميخوره, كشيده, ديروز, پريروز, تنهايي, بالاش, نگه, ميداري, زانوهات, وقتايي, تعادلت, ميدي, ميشيني, مدتيه, هيچ, موكول, تاخير, ايشالله, گام, نيك, خير, خوبي, امين, ذكره, خوردني, لذت, ميبري, ميدادم, شايدم, ديدمت, ميذارم, سراغم, نديدمت, ذره, مخصوصا, هزار, پاي, صورتي, عموهاي, سين, لام, الف, ميم, نازنين, مجزا, براش, سفره, نگاهم, حواسم, منو, جلب, دَدي, حالتت, دستاي, خيس, خورشتي, زندگي, استين, تميز, ميرفتيم, سرمون, ميافتادي, قرمز, ديدنش, ريش, اونقدر, كاش, نبودم, اشكات, نميديدم, حموم, ميدونستي, دردي, تحمل, ميگرفتي, بدو, ورود, برگرديم, جدايي, صداي, هاتو, پايين, شنيده, بميرم, ناارومي, دوري, بردمت, دادمت, حركت, قراري, تعطيله, پارك, يكم, بگرديم, گلها, درخت, فواره, چرخ, فلك, بشينيم, نميخواستي, گردش, يشتر, ميكرديم, ميذاشتيم, جيغ, فدات, بعي, وقتا, ديوار, قايم, يواشكي, سرك, ميكشيديم, عسلي, اشتياق, دادي, گناوه, نوبت, دكتر, دنبالمون, بابايي, اومدين, اورد, درهم, متعجب, فداي, اومدي, خداحافظي, خواستي, دستمال, كاغذي, اينجور, رفتار, ميخواستيم, گذاشتم, بياي, گذاشته, لبه, پيشمون, همسايه, ماهي, تونست, بايسته, برسه, زبونش, بسته, هيچي, نميكرد, ميچيد, اونا, ميفهميدن, طرفش, ارتباط, برقرار, نيم, مثقال, كيلومتر, پياده, پيشامدهايي, راحت, ميريم, سراغ, سالگيت, چندين, موقعيت, واگذار, 1389, يعني, حسي, ناباوري, عجيب, نااشنا, هميشه, ميخوام, بهترين, بذاره, صحت, سلامتي, نعمت, نگيره, ميافته, زبوني, كشيدن, اولين, نفس, كشيد, اروم, چشم, چهاردهم, ماجرا, بيام, بيايم, بعدا, ميام, ناگوار, ميگيرن, وقتيه, سالگي, برنامه, مارك, زيتون, اويلا, ميذاره, گويلا, اهان, جديدي, ايناست, بيا, بله, پيشش, ببينيش, كفشت, خنديديم, نكرد, ترسيد, برديمت, ايت, كفيت, غذاها, ميبرديم, برگ, شون, دهنم, رحم, تربيت, نخورده, بخورم, تقويت, اعتماد, نفست, كمك, باقي, مونده, شرايطي, فراهم, سپرديم, نميتونستي, ولش, سعي, غذاهاي, توش, دماغ, طبق, روانشناسان, بديم, بتوني, مستقل, باور, ميتوني, وهاب, بودين, قربونت, ميشناسي, دلبري, ميگن, ميپرسيدن, اقاهه, درباره, عكست, عكاسي, گرفتن, قندعسلمون, زودي, ببينيم, حالش, چطوره, هوات, بياييم, ميپرسي, پريروزش, استخري, هديه, ابه, سرد, گرفتيم, سرماخوردگيت, عموت, بپري, اعتراض, اشاره, زياده, كجا, تاج, رفتاری, بزرگتری, کلمات, اطلاعات, حده, ندیدیم, برامون, عموها, پخش, گوشت, اَدُ, هوا, حرکت, مقاوم, عمل, تعدادی, گنجینه, غاتت, زیادی, دوبار, ندیدمت, نپرس, کشیده, ســـــــــــــــــــلام, ســــــــــــــــــــلام, امدی, روزگار, امد, هاست, میشن, دچار, دگرگونی, نمیکنن, امید, رفتن, بغلم, ببرید, پله, بشیم, عجیب, بدیه, میدوی, جلوش, باباجی, دوپه, شنیده, گُبه, میاوردی, میبردیش, میاوردیش, جوره, میداد, برمیگردوند, میگفتم, میگفته, برمیگشت, ذوقی, میدونه, مینداخت, میدید, بندازید, نیومد, خواسته, ندم, سنگین, زورم, نمیرسید, بندازمش, مینشستم, میپرسیدم, میخندیدید, نخند, بخند, موقعی, میذاشتم, عدالت, رعایت, کیفور, مامانش, موبایل, اومدیم, خونتون, استقبال, دیدی, دار, شادم, اغاز, سرانجامی, انگیز, یادگاری, روزهای, داریم, جالبی, هیجان, گوشمه, کلک, اذیت, پاشیدن, کودکانه, تبدیل, تکون, دادن, ماجراجویانه, فضا, همهمه, شازده, مروری, کمه, ببین, غذای, سیر, املت, نمیرو, پزه, جونش, میداره, میذاره, صبحای, ریتمش, میبردی, بزن, آدمایی, دلاشون, دلشون, بلکه, چشمشونه, گوششونه, شنیدن, دونیم, دلامون, غافل, شیم, سرحال, قدت, نداشت, تونی, کجاست, گمونم, گیرت, دنیا, تنگته, ندیدتت, طور, برام, بکن, هامو, حرفت, میده, نکنه, هنوزم, گلومه, خواد, بترکه, چیه, نمیگی, صدامو, زیاده, میرسه, خریده, رسیده, خوابیده, ترسید, دونست, چرخید, سبز, رسید, دانه, هندونه, مخصوص, فرقی, حروم, آخرش, شکستگی, هرچند, وجودمون, جوونه, زنه, نگاهش, ادمای, خواهند, تکه, آورد, نشونمون, اشکم, سعی, نداشته, باشم, دایه, مهربون, مسئله, نمود, اطرافیانش, خوان, اشکالی, نداره, موضوع, بین, خریدار, هستم, رفتارش, بزرگی, دلسرد, شدنم, بابام, جورایی, ندیدن, یازدهم, آقا, زدنت, شیرینه, کلماتی, مسباک, محبطه, نخچال, شباب, قدیم, رفتارهای, مستقلانه, پیشرفت, فداکاری, ظریفی, عملکردهات, همراهی, تبع, نیازهای, اجازه, میدیم, بیاری, جای, امکان, دارایی, شرایط, قبول, آشنا, دنیای, آوردی, دورانی, زندگیت, نیمی, سرمست, میشدیم, یکدفعه, خوردیم, میگشتم, عکسش, دریغ, جثه, بلندت, میساخت, پدرجون, ناقصه, میتونی, کارها, کوچولوی, داشتنی, برداشته, خواستی, اسپری, بشکنم, دیجیتالی, دکمه, تنظیم, اشتی, فندک, شکل, نمیزد, چهار, انگشتی, خرابه, اطمینان, درستش, حقیقتا, نصب, چندین, روزه, میبینم, آخه, همراش, نمیرسه, یعضی, حیوون, میشناسی, کارت, شناخت, حیوانات, نیاز, گذر, فکری, بپزم, خودمونی, مبارک, خداکنه, اجرا, مراسم, همکاری, حباب, سازی, کادو, شکوندی, چسبش, چیزای, جدیدی, میدیدی, حدود, نیم, افطار, آوردیم, روشن, جنابعالی, فوتش, نمیشدی, بودمت, قلق, عکسهای, پوشیدی, نتونستیم, جمعی, کارش, همزن, شکوندم, آرد, الک, احتساب, تزیینش, کشید, پخت, میپریم, جلوی, آیفن, کیه, لاغرت, میبینیم, انتظارهایی, کشیدیم, فراموشمون, مادرت, ماها, نگهداره, روزها, خدایا, پیشم, خاطراتش, ارزشه, استخری, کادوی, بیاره, آبش, یادآوریش, حداقل, بهونه, ساعتای, چهارمین, روزهاست, نیای, نمیای, رمضونه, افطاره, میزنم, معمولا, نیاد, هستن, نپرسیدم, خداحافظی, میری, مرور, فیلمی, صدایی, ششم, سلامتی, خدای, جدیدا, حضور, میسوزه, گناه, مقصر, میدونستم, مهدکودک, همراه, بیارش, خواشتی, ببرش, بکنه, دنیایی, میسوخت, معصوم, گناهی, مورد, بگیری, تقصیر, نگذشته, سرازیر, نمیریم, اصل, انسانی, استعدادهاش, محتاط, درک, کارهای, یدی, مهارت, واقع, هستیم, بینیم, چسب, زدیم, انگشت, نازنینت, دعوات, نکردم, توقع, گونه, حرفی, نهایت, کمال, دیدیم, بریده, فشاری, رفتیم, مار, کارد, میوه, خوری, کمد, ببری, پشتت, قایم, نبودیم, برسیم, رفتید, بزنید, بیاید, دوازدهم, بیگیر, ملثث, نادن, کولل, انگول, حله, کنید, بیان, بودید, خوردن, آبگوشت, لوبیا, پرسید, لیلا, ناگفته, معلومه, آبدار, غیر, هرکی, بنده, خدان, دیشب, بخونتش, بزرگتره, نهم, فیتیله, بردین, اونایی, گرگ, اردک, ماهی, آلبوم, توجهت, وافعا, بذاریم, بیام, حرفامو, نمیشد, قولی, نمیداد, عکست, دوستم, یاسمن, خودته, نازی, ریزان, نویسم, وسایل, میریختی, نگاهشون, قطب, نما, ساعته, سوزن, نیست, جونه, نریز, وگوی, تعریفمی, مهتابی, ریزون, درود, میتونستی, آخرین, رابین, چیزایی, بهشون, سرگرم, سرگرمی, نگیریم, قیمت, مناسب, چاپ, نکنم, پیگیرش, بشن, اونجایی, خوندن, یادگرفتن, داستان, توصیه, بخرن, نظرشون, نمیومد
Text of the page (random words):
ديدي ميخواستي از پنجره بياي بيرون اخي نازي يه پات رو گذاشته بودي لبه ي پنجره ميخواستي بيايي پيشمون اما چكار ميشد كرد بايد ميرفتي خلاصه كه بعد از اون روز يه دفعه رفتيم خونه ي عزي جان اينا ما زودتر رفتيم و چون بابايي جنابعالي سرويس داشت شما بعد از سرويس خودتون اومدين به خاطر همين ما نشسته بوديم كه زنگ در به صدا دراومد خاله محبوب سريع به سمت در رفت و تو رو بغل زد اورد پيش ما قيافه ي تو همين جور درهم و متعجب بود كه تا چشمت به من خورد خنديدي فداي خنده هات و تا تو رو گذاشتن روي زمين با وجود اينكه خيلي ها نشسته بودن يك راست اومدي پيش خودم و اخرش هم موقع خداحافظي باز هم چشمات نگران ميشد و دوتا دستت رو به سمت ما بلند ميكردي و ميخواستي بيايي بغلمون و حالا نزديك ترين ديدار كه همين پنج شنبه و جمعه ي گذشته بود مامان اينا رفته بودن گناوه صبح پنج شنبه من و بابا و مامانت نوبت براي يه دكتر داشتيم چون مامان اينا نبودن وحيد صبح اومد دنبالمون و ظهر وقتي داشتيم برميگشتيم مامان اميرحسين گفت بيايين ظهر بريم خونه ي ما خلاصه اومديم پيش قند عسل نميدوني چقدر شيرين بودي ماشالله روز به روز عسلي تر ميشي تا چشمت به ما افتاد بعد از تعجب اشتياق نشون دادي و از همون اول شروع كردي به بازي كردن يشتر بازي كه ميكرديم اين بود كه ما ميذاشتيم دنبالت و تو هم با خنده و ذوق و جيغ فرار ميكردي الهي فدات شم بعي وقتا ميرفتي پشت ديوار و قايم ميشدي بعد يواشكي از اون پشت نگاه ميكردي يا اينكه ما هي سرك ميكشيديم و تو ذوق ميكردي و ميخنديدي شب هم رفتيم شام توي پارك و بعد از اينكه كمي روي چمن ها براي خودت راه رفتي بغلت كردم تا بريم يكم بگرديم هي باهات حرف زدم و گلها و درخت ها و اب و فواره ها و چرخ فلك رو نشونت دادم و تو هم خيلي قشنگ فقط با دقت نگاه ميكردي و با دقت گوش ميدادي و وقتي برگشتيم تا بشينيم گريه كردي و نميخواستي تموم بشه اما من كه ديگه كمرم درد گرفته بود و خسته بودم تو رو دادم به ليدا و اينبار اميرحسين با يه عمه ي ديگه اش رفت گردش اخر اون شب بايد ما برميگشتيم خونه اخه فرداش جمعه بود و فيتيله جمعه تعطيله و دوباره ناارومي اميرحسين به خاطر دوري از ما دم در ماشين كه ازم جدا نشدي مجبور شدم ببرمت كمي تا دم در خونه اما بازم نشد بردمت تا توي حياط و دم راه رو دادمت به وحيد اما يادم نميره وقتي ماشين ميخواست حركت كنه گريه ميكردي و بي قراري نشون ميدادي روز جمعه وحيد زنگ زد كه براي ناهار بيايين اينجا و باز ديدار اميرحسين با عمه ها تازه شد و از همون بدو ورود ما بازي و شادي اميرحسين هم شروع ميشد بعد از ناهار مجبور شديم كه براي ضبط كردن تكرار فيلم فاصله ها براي مامان اينا كه نبودن با وحيد برگرديم خونه و دوباره اين جدايي باعث شد صداي گريه هاتو تا پايين از توي حياط هم شنيده بشه اخي بميرم اما بعد از و سه ساعت دوباره برگشتيم پيش شيرين عسل خودمون نازي پاهات همچين دونه ريخته بود بيرون و قرمز شده بود كه با ديدنش دل ادم ريش ميشد و موقع شستن پاهات اونقدر گريه ميكردي كه دوست داشتم كاش اصلا نبودم و اشكات رو نميديدم كلي دلم برات سوخت وقتي وارد حموم ميشدي ديگه خودت ميدونستي كه الان بايد دردي رو تحمل كني و دستات رو بالا ميگرفتي و گريه ميكردي و ازم ميخواستي ببرمت بيرون اما نميشد كه ولي خيلي بامزه بودي وقتي ميرفتيم دست بشوريم يا چيز ديگه پشت سرمون راه ميافتادي يادم رفت بگم سر ناهار هم همه اش با ذوق نگاهمون ميكردي و هي سرت رو كج ميكردي و ميخنديدي حالتت خيلي خيلي خوشمزه ميشد اما دستاي خيس و خورشتي و رو مي ماليدي به لباس و شلوار و همه زندگي ادم كثيف ميشد حتي يه بار دهنت رو هم با استين لباس من تميز كردي يه بار كه داشتي سر سفره نگاهم ميكردي من حواسم نبود و تو براي اينكه توجه منو جلب كني گفتي دَدي قربون صدات خيلي بامزه شده بودي خلاصه كه كلي خوش گذشت هم به ما هم به تو و اما امروز موافقي يه پست مجزا براش بذارم اخه حيفه پس پست تولد توي پست بعدي نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 14 57 توسط عمه جون قند عسل بالاخره راه رو شد دوباره سلام به قول عموهاي فيتيله اي سين لام الف ميم سلام سلام نازنين يك هفته اي ميشه كه نديدمت دلم برات يه ذره شده مخصوصا كه ديگه ماشالله هزار ماشالله روي پاي خودت راه ميري راه رو شدي در صورتي كه هنوز يه ساله نشدي راستش حوصله ي درست و حسابي نداشتم و پيش خودم گفتم اين بار هم كه ديدمت بعد پست ميذارم اما نميدونم چي شد كه يدفعه حس نوشتن براي اميرحسين اومد سراغم حرف خاصي ندارم جز اينكه بايد خبر راه رو شدنت رو ميدادم البته خيلي وقته دو هفته است يا شايدم يه خورده بيشتر خلاصه كه خيلي دوست داري همه اش راه بري راه بري لذت ميبري و ذوق ميكني و لازم به ذكره كه خوردني تر از قبل شيرين تر و بامزه تر هم شدي چقدر دلم برات تنگ شده ايشالله كه زنده باشي و قدم هات روز به روز استوار تر و با گام هاي استوار قدم در راه هاي بزرگ و نيك و خير و خوبي بذاري الهي امين نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 11 43 توسط عمه جون بعد از مدتها تاخير سلام عمه جون مدتيه حال و حوصله ي درست و حسابي ندارم دست و دلم به هيچ كاري نميره خلاصه كه هي پست گذاشتن رو به امروز و فردا موكول ميكردم خيلي ماجراها رو دلم ميخواست با جزئيات تعريف كنم اما اصلا رمقش رو نداشتم از باغ بانواني كه نميدونم چندم خرداد بود رفتيم از بستني بازي اميرحسين خداي من يادم نمياد از هفت هشت قدمي كه اميرحسين راه ميره و وقتي هول ميشه ميخوره زمين از اينكه بزرگ تر شده و صورتش كمي كشيده شده تا ديروز پريروز كه ديديم به به گل پسر قند عسل ديگه به تنهايي راه ميره قربون قد و بالاش دستات رو كمي باز نگه ميداري زانوهات رو هم كم خم ميكني و يه وقتايي تعادلت رو از دست ميدي و ميشيني روي زمين اما ديگه تا شب تولدت خيلي بهتر راه ميري و اينكه حرف هم ميزني كلمه هايي رو كه ميگي بابا ماما دَدَ و از همه مهمتر گل گه گاهي هم يه عمه ي نا مفهوم ميگي اما همچنان خنده هات شيرين و شيطنت هات رو به افزايشه و امان از چيزي كه تو فكر ميكني بازيه ولي نيست وقتي مياي بغلمون يه خورده كه باهات بازي ميكنيم شروع ميكني دو دستي ميزني به سر و كله ي عمه ي بيچاره به خدا پريشب صورتم درد گرفته بود و اين يكي از اون چيزايي هست كه از الان بايد ترك كني البته فكر ميكني بازيه اما وقتي ميزني بعد ما قيافه مون رو ناراحت و گريون ميگيريم تو ديگه اون كار رو نميكني و دقيقا متوجه تغيير چهره ي ما ميشي بايد بيشتر روي تو كار كنيم تا متوجه بشي كه اگر اين كار رو بكني بقيه اذيت ميشن سلامت باشي و سر زنده نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 10 8 توسط عمه جون اميرحسين و بازي هاش دو سه روز پيش اومديد خونمون و به قول مامانم شكل ذوق كردنت عوض شده بود قبلا ذوق هات صدا داشت اما اينبار فقط دهنت از ذوق باز ميموند خلاصه وقتي داشتيم بستني ميخورديم تو ريزه ميزه هم هي ميخواستي و مامانت ميخواست بهت بده اما مرتب به من نگاه ميكردي فكر ميكردي اين چيزي كه من ميخورم با اوني كه تو ميخوري فرق ميكنه خلاصه گفتم بذاريد من از ظرف خودم بهش بدم اما همه اش ميخواستي قاشق رو از دستم بگيري و خودت بخوري ماشالله از همين الان استقلال طلب اما ميخواستي قاشق رو هي ميزدي توي ظرف و مياوردي بالا و بازي ميكردي تا اينكه به پيشنهاد مامان چيزي زير پات پهن كرديم و تو رو نشونديم روش و يه ظرف بستني رو گذاشتيم جلوت تا هر كاري كه دلت ميخواد بكني واي نميدوني كه چقدر خوشمزه بودي تو دستي ميرفتي توي بستني ها بعد كه ميديدي دستات چسبناك شدن كلي ميخنديدي و هي به ما نگاه ميكردي و همين كار هي تكرار ميشد فكر كنم از چسبناكي دستات خوشت ميومد اينم عكسش كه قاشق به دهن گرفتي البته كل لباس و شلوارت رو كثيف كردي اما به لذتش مي ارزيد نه بعدش هم كه دوباره اميرحسين و استخر توپش كه حتي وقتي مامانت بغلت كرد تا ديگه برين گريه كردي و ميخواستي بري وسط توپ ها و بازي كني تا اينكه مجبور شديم كلك مرغابي سوار كنيم اگر تونستي حدس بزني يه دونه از توپ ها رو هي روي زمين قلش داديم و تو هم دنبالش ميرفتي تا بگيريش و وقتي بهش ميرسيدي دوباره هلش ميداديم تا بره جلو تر و تا تو كوچولو برسي دم در اين كار رو كرديم مامانت ميگفت مثل حسن كچل بايد از اين توپ ها تا دم در بچينيم بعد كه رسيدي دم در يه بازي كه قبلا هم باهات انجام ميداديم رو كرديم كه ما توپ رو از روي زمين برميداشتيم و بهت ميداديم و تو دوباره اون رو مينداختي روي زمين خلاصه اينجوري فكر استخر توپ از سرت پريد و تونستن ببرنت واي وقتي بزرگتر بشي و اون وقت براي نرفتن پافشاري كني اون وقت من چه جوري ازت دل بكنم نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9 59 توسط عمه جون اسباب كشي و دردسر پست گذاشتنش سلام عمه جون بايد برات بگم كه چي شد نميدونم شنبه ي گذشته بود يا دوشنبه حافظه ي ما رو باش به خاطر اينه كه اين روزا خيلي ذهنم درگيره اومدم برات پست بذارم كلي نوشتم و نوشتم و ثبت زدم ثبت شد اما وقتي وبلاگت رو باز كردم ديدم خبري از پستم نيست و اونجا توي دلم خالي شد كه واي همه ي زحمت هام به باد رفت يدفعه چيزي به ذهنم رسيد و رفتم وبلاگ خودمون رو باز كردم ديدم بلـــــــــــه پست اقا اميرحسين اونجا ثبت شده اخه بلاگفاي وبلاگ تو و وبلاگ خودمون همزمان باز بود و داشتم با دوتاش كار ميكردم براي همين فكر كنم اشتباهي شد خلاصه اون پست رو انتقال دادم به وبلاگ تو و از توي وبلاگ خودمون پاكش كردم صفحه ي بلاگفا رو بستم و وقتي دوباره بازش كردم ديدم واي مثل اينكه اون پست هنوز پاك نشده حالا نگو بلاگفاي وبلاگ تو بوده و از بس من همه چي به سرم هست اشتباه كردم و بدون وقفه اون پست رو پاك كردم و به خيال خودم كه همه چي درسته ولي وقتي صفحه ي وبلاگت رو باز كردم ديدم كه وااااااي بازم از پست خبري نيست و خلاصه كه حسابي اعصابم ريخته بود به هم به هر حال از دوباره ماجراي چهارشنبه و پنجشنبه ي هفته ي پيش نه هفته ي قبلتريش رو تعريف ميكنم شما اسباب كشي داشتيد و عصر چهارشنبه ما اومديم تا با ماشين يه سري از وسايل رو خونه ي جديد ببريم تا رسيديم خونه ي شما ديديم كه اقا اميرحسين نشسته روي روروكش و براي خودش هي اين طرف ميره هي اون طرف ميره و وقتي از در وارد شديم به سمت ما اومد و البته خيلي هم خوشحال شد خونه ي جديد كه رسيديم جيگر عمه بعد از مدتي حوصله اش سر رفت و من هم تسبيح فانتزي و كوچولويي كه توي كيفم بود رو بهت دادم و تو هم يك راست اون رو توي دهن ميبردي و همچين ملچ مولوچ هم ميكردي كه انگار داري خوشمزه ترين غذا رو ميخوري و منم سريع ازت عكس گرفتم تا يادگاري بذارم تو وبلاگت اينم عكسش خلاصه اون روز تموم شد و دوباره روز پنجشنبه ما اومديم تا كمكي كنيم و يه گوشه ي وسايل رو بگيريم و ببريم ولي اون روز ليدا و اميرحسين توي خونه موندن تا اميرحسين شيرش رو بخوره و بخوابه و ما رفتيم تا وسايل رو ببريم البته تا قبل از اينكه بريم اميرحسين دوباره هي زود حوصله اش سر ميرفت و دلش ميخواست با چيزاي جديد بازي كنه و همه اش ميخواست سمت وسايل هايي كه دور و بر پراكنده بود بره و اينجا هم ازت عكس گرفتم و از به هم ريختگي پشت سرت كاملا مشخصه كه چه خبره تازه اونجا تعريف هاي خوشكلي از اميرحسين هم شنيديم كه وقتي با مامان و باباش ميرفتن تا خونه رو ببينن ساكنين قبلي خونه ي جديد يه پسر داشتن كه هفت روز از قند عسل ما بزرگتر بوده با اين تفاوت كه گل پسرمون سفيد و بور اما اون سياه و سبزه خلاصه اميرحسين با ديدن اون پسره و توپ توي دستش سريع گاگله ميكنه از همون گاگله ها كه زانوت رو زمين نميذاري و سريع ميري جلو و توپ پسره رو ازش ميگيره مامان اون پسر ميره كه يه اسباب بازي ديگه براي پسرش بياره و ماشيني رو مياره اما اميرحسين با ديدن اون ماشين هم سريع ميدوه جلو و وان رو هم ازش ميگيره تا اينكه روز شنبه من و بابا اومديم خونه ي شما تا من اميرحسين نازنازي رو ببرم خونه ي خودمون تا شب براي اينكه اونجا وسط دست و پاشون نباشه چون هم براي خودش بهتره هم براي مامان و باباش خلاصه اون روز كلي به ما و اميرحسين خوش گذشت غذاهايي كه اون روز خوردي رو بذار برات بگم براي ناهار سينه ي مرغ شير هندوانه يه كوچولو بيسكويت موز يه كمي سيب و ديگه يادم نمياد ولي احتمالا فقط همينا بود و به زور دو ساعتي در طول اون روز خوابيدي عصر شنبه ما رفتيم خونه ي عزي جان اينا اما تا رسيديم شيرين عسل خوابش برده بود و البته با وجود اينكه خواب بود همه كلي ذوقش كردن اتفاقا دايي رحيم هم اونجا بود و كلي ذوقت رو كردن اما وقتي بيدار شدي يه كوچولو باهاشون غريبي ميكردي اينجوري كه اگر بغلت ميكردن گريه ميكردي اما خاله جان محبوب اينقدر باهات حرف زدن و بازي كردن كه ديگه اخراش يه كمي باهاشون غريبي نميكردي و اونجا هم ما كلي باهات بازي كرديم و توپ هت رو برده بوديم و تا اينكه طرفاي ساعت 9 خوابت ميامد اما كلافه شده بودي و نميخوابيدي فكر كنم از گرما خوابت نميبرد تا اينكه دايي حميد دست و روت رو با اب شستن و بعدش توي بغل خودم خوابت برد ولي بعد از اينكه توي رخت خواب ميخوابوندمت 5 دقيقه بعدش بيدار ميشدي و دوباره بغلت ميكردم و هي راه ميرفتم و ميخوابيدي و همين روال تا يك ساعت ادامه داشت از اون يك ساعت سه ربع ساعتش توي بغل من بودي و هي راه ميرفتم تا بيدار نشي و خوابت سنگين بشه حتي وقتي توي رخت خواب ميخوابوندمت براي اينكه نور چراغ توي صورتت نباشه جلوت مينشستم تا زماني كه روت رو برگردوني اون طرف اون موقع خاله جان محبوب گفتن وقتي بزرگ شد جبران ميكنه و من توي دلم كلي ذوقت رو كردم و ميدونستم كه خيلي زودتر از يه لحظه بزرگ ميشي و واقعا اگر اين لحظه ها ثبت نشه از ياد ميره و خيلي حيفه خلاصه اخرش متوجه شدم از گرما زود بيدار ميشدي و كاشي هاي صبحانه خوري عزي جان اينا داغ بوده و گرمت ميشده و خلاصه بگم از اينكه عمه از همون شب تا دو سه روز بعدش كمر درد داشت حتي همين دو سه روز پيش هم كه اومديد و بغلت كردم باز هم همون نقطه از كمرم درد گرفت اما حالا ديگه فكر كنم خوب شده موافقي بقيه اش رو توي پست بعدي بنويسم فكر كنم اين پست به اندازه ي كافي طولاني شد نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9 2 توسط عمه جون برای تو امیر حسین ناز ناز من خوشکل من کجایی چکار میکنی دلم میخواد بودی باهات بازی میکردم موبایلم رو میدادم دستت اهنگ گوش کنی باهاش عقب و جلو بشی چون خیلی دوست داری امیرحسین خیلی زود بزرگ میشی همه چیز از یادمون میره هم من هم تو امیر حسین برای عمه ات دعا کن عمه دلش با تو هست تو هم دلت با خداست لیدا نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13 49 توسط عمه جون مهربونی سلام امیر حسین میخواستم هفته ی پیش پست بذارم اما درگیر امتحانات شدم و نشد و یه هفته ای عقب افتاد البته همین فردا هم امتحان عربی دارم ولی خب پنجشنبه ی اون هفته خیلی خوشمزه شده بودی وقتی من درس میخوندم مدام میامدی پایین لباسم رو میکشیدی و از روی پاهام میخواستی بیایی بالا ولی خب منم علی رغم اینکه امتحان داشتم سریع بغلت میکردم خلاصه مهربونیت دوچندان شده بود و بغل هرکسی که میرفتی و هرجور میخواستن سرت رو گرم کنن بازم به من نگاه میکردی و میخواستی بیایی پیش من کاش میشد اون لحظه ها رو به خودت هم نشون بدم خلاصه که فرداش که میخواستم برم امتحان بدم شما از صبح اومدید اینجا و بازم همون قصه ی مهربونی تو ادامه داشت جوری که عمه بزرگه تعجب کرده بود و یکمی هم داشت حسودیش میشد وقتی بهم نگاه میکردی چشمات یدفعه از ذوق و شادی برق میزد این رو همون موقع هم به بقیه گفتم اون روز تا شب پیش ما بودی وقتی بعد از چند ساعتی برگشتم خونه دیدم گل پسرمون چقدر ارومه و چه ارامشی داره روی تخت مینشستی و با یه چیزی بازی میکردی و با خنده نگاهمون میکردی بذار بگم که با چی بازی میکردی سشوار و دیگه از اون بی قراری و شیطنت ها خبری نبود و پر از حس های خوبی بودی که از خنده هات کاملا مشخص بود و عصر اون روز که مامان برایت استخر توپ درست کرد و حس و حال تو در فضایی جدید و با یه عالمه توپ هم چیز قشنگی بود که ازت فیلم گرفتیم و فیلمش هست ایشالله وقتی بزرگ شدی خودت میبینی و از اینکه چهارتا دندونت دراومده و میگن دندون پنجمی هم داره در میاد البته اینم بگم که وقتی یه چیزی ازمون میخوایی اگر اونو بهت ندیم دستمون رو میکنی تو دهنت و با همون چهارتا دندون فسقلی گاز میگیری ولی درست نمیدونم شاید دلیلش چیز دیگه ای باشه و به این شکلی که من گفتم منظوری هم نداری اخه یکمی باورش هم سخته ولی خب یکی دو باری این کار از تو ریزه میزه دیده شده اما ابراز محبتت هم خیلی جالبه وقتی توی اوج خوشحالی و ذوق خودت هستی صورتت رو به صورتمون میچسبونی و دهنت رو باز میکنی و حسابی سر و صورت ها رو خیس میکنی ولی با این کار میخوای بوس کنی اما مشکل اینجاست که نمیدونی باید دهنت رو ببندی ایشالله وقتی یاد گرفتی با هم حسابی تمرین میکنیم ولی همینش هم خوبه مهم اینه که محبت رد و بدل میشه حالا هرکسی به شیوه ی خودش مهم اون چیزی هست که تو شیطون بلا رو از اون ساختن عاطفه ای وصف نشدنی عصر همون روز همین جوری که داشتی با خودت بازی میکردی حرف هم میزدی فعلا بیشتر شبیه سر و صداست و من هم فرصت رو غنیمت شمردم و صدات رو ضبط کردم بعدش که صدای ضبط شده رو برات میذاشتیم کلی ذوق میکردی و میخندیدی انگار که خودت متوجه میشدی چی داری میگی و گاهی جوابش رو هم میدادی و اینجا که دیگه شب شده و دارم نماز میخونم و امیرحسین هم مثل یه دسته گل کنارم نشسته و تسبیح رو هم داره دولوپی میخوره خلاصه که اون روز از صبح در کنار ما بودی حسابی به هر دومون خوش گذشت و همچنین به دیگر اعضای خانواده ایشالله که همیشه سلامت باشی نوشته شده در شنبه یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9 43 توسط عمه جون مطالب قدیمی تر مينويسم براي تو زيرا امروز ميدانم كه لحظه هاي رفته خاطره هاي كوچك به راحتي فراموش ميشوند و نميخواهم كه فردا از شيريني دنياي كودكي ات بي خبر باشي چون دوستت دارم و اما روزي اين كتاب بزرگ را به دست خودت ميسپارم ان روز كه صدايت طنين م...
|