Meta tags:
description= شاهـپرکی روی ذوق من نــمی رقـصد ..;
Headings (most frequently used words):
من, شاهـپرکی, روی, ذوق, نــمی, رقـصد, با, هم, تلخ, ســــیزده, باید, زن, بماند, امپراطوری, خورشید, خواهش, ــــــــــــــــــــر, به, مـُــهر, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (31), شده (27), است (25), این (25), های (23), نوشته (23), ساعت (23), توسط (20), بهمن (17), نمی (11), توی (9), کنم (9), اگر (9), برای (8), دست (8), کسی (7), همان (7), شنبه (7), شوند (7), باید (7), هیچ (7), ذوق (7), دوشنبه (6), پنجره (6), نفس (6), اند (6), روی (6), هایی (6), کند (6), درد (6), شود (6), باشد (5), وقتی (5), تنها (5), گذشته (5), راه (5), چشم (5), باز (5), اما (5), خوب (5), دیوانه (5), تمام (5), خاطره (5), عاشق (4), سرد (4), رسیده (4), هنوز (4), هوای (4), آدم (4), بازی (4), همه (4), مثل (4), زده (4), کتاب (4), دانه (4), کار (4), اهل (4), شبهایی (4), دادن (4), دارد (3), دوره (3), کمی (3), نیست (3), فکر (3), دیگر (3), پشت (3), جمعه (3), زمستانی (3), فرهاد (3), هستم (3), حتی (3), باهم (3), جور (3), نشدن (3), راهی (3), خواهش (3), #امپراطوری (3), تازه (3), ندارد (3), بعد (3), شبیه (3), مانده (3), بودم (3), نشسته (3), مرا (3), شدن (3), زندگی (3), دور (3), هاست (3), ماه (3), کویر (3), ستاره (3), صبح (3), رنج (3), داستانی (3), تکرار (3), تلخ (3), خیلی (3), خستگی (3), شعر (2), بلند (2), کاش (2), وبلاگ (2), خانه (2), لازم (2), آمدی (2), بندم (2), گوشم (2), فنجان (2), قهوه (2), ایستاده (2), خیابان (2), نگاه (2), دوستانم (2), گویند (2), انگار (2), نرسیده (2), بوی (2), زمستان (2), نزدیک (2), دیگه (2), بزنه (2), خودش (2), اگه (2), هوا (2), چهار (2), یاد (2), کردن (2), احساس (2), دستش (2), بود (2), کرد (2), صندلی (2), هایم (2), حماقت (2), یکشنبه (2), ديگري (2), داشت (2), هاش (2), فلسفه (2), خورشید (2), کنند (2), کنار (2), برسد (2), باور (2), کشیدن (2), کارهای (2), باشیم (2), وجود (2), حضور (2), خاک (2), مرده (2), امشب (2), گرم (2), همینطور (2), زیر (2), دانم (2), مقصد (2), بماند (2), لامسه (2), شان (2), نیستند (2), ساخته (2), سفر (2), سیزدهم (2), دارم (2), خودم (2), دانند (2), سوسو (2), بزنند (2), چشمک (2), زمان (2), زیادی (2), هستند (2), ثانیه (2), دهد (2), بعضی (2), بیرون (2), تایی (2), جسارت (2), انجام (2), جنگیدن (2), توان (2), گوش (2), پاهایش (2), بکشد (2), بگیرد (2), حوصله (2), فکری (2), شاهـپرکی (2), نــمی (2), رقـصد (2), blogfa, com, الهی, ربی, غیرک, خنده, شاعرم, كند, کلیک, سینما, بوته, غیر, ممکن, فصل, انگور, گوشی, کوییسا, بزن, پرسونا, کیــکاووس, یاکیــده, اشعــار, خبر, داشتہ, پرتگاه, جملات, حکــــیمانه, گندمکـ, کوچ, خیال, دلگیری, پیوندها, فروردین, اردیبهشت, خرداد, تیر, مرداد, شهریور, مهر, آبان, آذر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, انارین, فتو, بلاگ, شاعـــر, اندازه, ماشین, تحریرش, غمش, مطالب, قدیمی, دیر, موسی, اعجازها, عصایت, چارلی, چاپلین, هدیه, بخندیم, چهارشنبه, بيفت, چون, عزم, کنی, ــــــــــــــــــــر, مـُــهر, بساطم, کردم, لاله, زار, شدم, خیابون, خلوت, صدای, رستاک, گیتارش, عمیقم, بازدم, ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, هفت, سین, سبز, شاخه, خرمالو, بهار, آید, نیمه, چوب, سوخته, سنگینی, ابرهایی, زمین, مقداری, سرب, چشمانم, عمیقی, کشم, بسته, داغ, دستم, هندزفری, فــــرزاد, موتمن, شــــبهای, روشـــن, دوس, داره, حرفاشو, حرفای, خودشو, بهتـــر, دیگران, فهمه, هرچند, حرف, شـــــده, ریشه, شعرم, رسد, رمان, ِحسابی, دیالوگ, نرفتنی, کمک, بگیرم, روزها, ترجیح, دهم, واژه, بدل, مچاله, چهل, سالگی, ناهید, طباطبایی, برد, گرمای, فهمید, آلاله, آرام, نهاد, گذاشت, مشترک, شونـــد, برداشتی, آزاد, نوستالژی, سالـــهای, یعد, راهگشاهای, قابل, تحمل, کردنِ, دنیایی, اصلا, اسم, برایت, گذارم, همین, نباشند, اینطور, تفاوت, اهمیت, تعبیر, هرکسی, یکجوری, بچگی, محال, بتوانی, حدس, بزنی, بار, شماره, اسمی, سیو, کرده, كوچه, هاي, شمرون, كامران, قدكچيان, روزي, دفعه, دعوا, كنن, زور, كسي, گير, ميفتن, بدبخت, بيچاره, رابطه, احمقانه, دارن, نفع, هيچ, كدومشونم, نيست, سامان, هرکی, نازنین, اون, کیه, خندي, بايد, دوست, دنیا, اساسا, مزخرف, محض, آخرین, یکی, خدا, حاشیه, بکشند, صداش, مذاب, شرّه, هات, منظور, رساندنت, هلاکت, حیرت, کارهایش, بگذارد, دلتنگی, کنید, رویی, نمانده, ارجحیت, نداشته, مصیبت, مزید, علت, ظهر, بلبشوی, شهر, دلش, هوایت, خفقان, سکوتِ, عزا, نوشت, نگرانِ, سیگاری, هستی, واسه, زیاد, سیگار, کشیدنش, وقت, نذار, انتظار, بکشه, چگونه, درمانده, بپیچانم, تنور, لبت, بچسبانم, خمیر, بوسه, ورآمد, سخن, بگو, قطعه, درختی, کاجم, حسرتی, هزار, ساله, سیب, خرمالویی, عبوث, سایه, نگاهی, پاییز, عمقِ, وجودم, حرکت, نقطه, معلوم, دادش, نوری, شاید, چناری, سرخی, علفی, پنجشنبه, نوشتی, حتما, جاده, هست, دلخوشی, برساند, باران, ببارد, مرد, نسازم, ولی, دنبال, مقصدش, نباشد, لمس, یعنی, مردها, آنها, مــــرد, تقریبا, انداخته, بندند, ناف, دردمند, گاهی, شاعر, خجسته, دارند, دروغ, بافند, حرفهای, واقعی, دردِ, بخور, کجای, سرزمین, سیلی, سرمای, اسفند, حرام, گونه, منی, آغاز, جایی, مسافرها, رفته, ایستگاه, ساعتی, مدتهاست, آیم, مهتاب, پاشد, مرگی, فقط, بلدند, خرده, چقدر, شبهای, کوچکترند, هایشان, برایم, کویرم, توانند, حواس, بگیرند, خودشان, بینی, عکسی, افتم, سیزده, تپه, گرفتی, واضح, شفاف, استوار, کدر, مبهم, لرزان, بینم, عکسم, افتاده, شیشه, عکس, پلک, قاب, روند, آیند, کوتاه, خطوط, سفید, آسفالت, بدون, قطع, وصل, اتوبوسی, روزهای, شیرین, هضم, بچسبند, طعم, زهرمار, خود, نگیرند, محکوم, فراموش, ســــیزده, سطر, ناتمام, مانند, آینه, شخصیت, هایش, شنیدن, تماما, تکراریست, چشمهایت, تماشای, حالا, شبمــــــرگی, ببافم, روزمـــــرگی, نبود, منگ, دلم, تنگ, بغض, گلویم, دلداری, داستان, صفحات, آخرش, لامپ, مصرف, اتاقم, زند, مهتابش, دریغ, شبها, کدام, بخوانم, بهارهای, سرطان, کُشد, معجزه, مال, فیلم, گناهی, پای, دار, برنمی, گردد, ضرب, المثل, زنگ, شاهزاده, کتابی, پرد, دختر, فقیر, هانس, کریستین, اندرسون, کنیم, پیروزیم, داشتن, همدیگر, مجهز, باش, بگذار, روبرو, مدام, بجنگیم, زندگیت, پیشوند, تصمیم, هایت, تنهایی, کاری, نداری, نباشی, تنهاییهایت, بینند, اجبار, چرخند, جای, بدش, داده, نیستم, چیز, پیش, رود, زدن, فرم, بدریخت, روزهایم, محیرالعقول, واکنش, تنبیهی, بقیه, مواجه, شوم, جرات, موسیقی, مورد, علاقه, کوفتگی, گرفتگی, روانم, توانم, بکنم, چنارهای, پارک, بنشیند, غبارآلود, ریه, اضافه, سکوت, ماساژ, دراز, برایش, فرار, خوبی, سراغ, فرط, خمیازه, کشیدنهای, حدود, دهانش, بیاید, دوستانش, بگوید, بخندد, تنبلش, خندیدن, هرگز, کوه, برود, درس, بخواند, گردن, کمرش, خسته, اقل, طول, خرج, دهی, اینکه, چند, موقعیت, شوی, دردهاست, گریزی, مثلا, گلی, ترقی, آهنگی, تویش, فراوانند, رفتن, عکاسی, شدنی, دردهای, روانی, رفتگی, آزار, دهنده, لاینحل, روح, روان, لبخندی, بستنی, شکلاتی, عصر, کله, موی, مردی, انعکاس, آفتاب,
Text of the page (random words):
شاهـپرکی روی ذوق من نــمی رقـصد شاهـپرکی روی ذوق من نــمی رقـصد انعکاس آفتاب از کله ی بی موی مردی عصر زمستانی لبخندی تلخ تر از یک بستنی شکلاتی نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20 18 توسط ع صـ با هم خستگی جز آن درد های لاینحل روح و روان است بعضی دردهای روانی مثل حوصله سر رفتگی بی فکری یا حتی پر فکری آزار دهنده حل شدنی هستند با یک کتاب مثلا از گلی ترقی یا گوش دادن به یک آهنگی که تو در تویش خاطره ها فراوانند یا بیرون رفتن و عکاسی کردن اما خستگی از آن دردهاست که گریزی ندارد یا لا اقل باید خیلی طول بکشد یا تو خیلی حوصله به خرج دهی یا اینکه چند موقعیت خوب با هم جور شوند که تو خوب شوی آدم اگر ساعت ها درس بخواند و گردن و کمرش خسته شود یا اگر بعد از هرگز کوه برود و پاهایش بگیرد یا اگر با دوستانش بگوید و بخندد و فک تنبلش از خندیدن درد بگیرد یا اگر از فرط خمیازه کشیدنهای حدود ساعت 11 صبح دهانش کش بیاید برایش راه فرار های خوبی سراغ دارد دراز بکشد پاهایش را در آب گرم ماساژ دهد سکوت کند زیر چنارهای پارک بنشیند و به هوای غبارآلود ریه اش کمی هوای تازه اضافه کند اما من با این کوفتگی و گرفتگی روانم چه می توانم بکنم نه جرات گوش دادن به موسیقی های مورد علاقه ام را دارم نه جسارت انجام دادن کارهای محیرالعقول که تازه با واکنش تنبیهی ِ بقیه هم مواجه شوم نه توان دست زدن به فرم بدریخت زندگی این روزهایم را از وقتی احساس می کنم تنها نیستم همه چیز خوب پیش می رود تنها جای بدش این است که توان تنها جنگیدن را از دست داده ام جنگیدن با ثانیه هایی که چشم تو را دور می بینند و به تکرار و اجبار می چرخند وقتی هیچ جا تنها نباشی حتی در تنهاییهایت دیگر دل ِ تنهایی انجام دادن هیچ کاری را نداری فلسفه زندگیت 2 تایی می شود و باهم می شود پیشوند تمام تصمیم هایت با من باش و بگذار با هم برای روبرو شدن با خستگی های مدام بجنگیم باهم پیروزیم اگر به داشتن همدیگر مجهز باشیم و 2 تایی جسارت کنیم نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14 14 توسط ع صـ سرطان می کُشد معجزه مال فیلم هاست هیچ سر بی گناهی از پای دار به خانه برنمی گردد ضرب المثل ها زنگ زده اند هیچ شاهزاده ای از توی هیچ کتابی نمی پرد بیرون عاشق دختر فقیر شود هانس کریستین اندرسون مرده است نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 12 14 توسط ع صـ کدام کتاب را بخوانم که باور کنم بهارهای بی تو خیلی هم بد نیستند نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 58 توسط ع صـ تلخ بعضی شبها ماه مهتابش را دریغ می کند از شب همان شب هایی که سرد است همان شبهایی که لامپ کم مصرف اتاقم سوسو می زند همان شبهایی که کتاب داستان به صفحات آخرش رسیده است همان شبهایی که صبح نمی شوند همان شبهایی که بغض توی گلویم مرا دلداری می دهد همان شب هایی که دلم تنگ است و ثانیه های بی تو منگ روزمـــــرگی های این زندگی ِ داستانی کم نبود حالا توی شبمــــــرگی هایم هم باید تکرار ببافم به هم تکرار تلخ تماشای این رنج را رنج شنیدن داستانی که تماما تکراریست با چشمهایت داستانی که تمام شخصیت هایش آینه ی تمام قد رنج هستند امشب از آن شب هاست که این سطر ها ناتمام می مانند نوشته شده در دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20 1 توسط ع صـ ســــیزده زمان های زیادی گذشته است زمان های زیادی خاطره شده است خاطره شده است که طعم زهرمار به خود نگیرند این گذشته های محکوم به فراموش شدن خاطره بازی می کنم که این روزهای چشم به راه شیرین شوند و هضم شوند و به دل بچسبند نشسته ام روی صندلی ِ سیزدهم اتوبوسی شب رو کنار پنجره خطوط سفید ِ روی آسفالت مثل نفس کشیدن های من بدون ِ تو قطع و وصل می شوند کوتاه و بلند می شوند می روند و می آیند عکسم افتاده توی شیشه مثل عکس تو که پشت پلک های من قاب شده من خودم را کدر و مبهم و لرزان می بینم تو را واضح و شفاف و استوار یاد عکسی می افتم که صبح سیزده روی تپه گرفتی می بینی ستاره های های کویر هم نمی توانند حواس مرا از چشم های تو بگیرند و خودشان هی به من چشمک بزنند من اهل کویرم دست این ستاره ها رو شده برایم چه برسد به این چشمک هایشان این ستاره های خرده پا نمی دانند چقدر از ماه شبهای کویر من کوچکترند فقط بلدند سوسو بزنند نمی دانند این ماه ِ کویر من است که مهتاب می پاشد به شب مرگی ها به خودم می آیم ساعت هاست سر به هوا مانده ام بس که مدتهاست سر به هوای تو دارم ساعتی است سفر به مقصد رسیده است ایستگاه سیزدهم است مسافرها همه رفته اند دور شده اند دور شده ام از آغاز جایی که خاطره ساخته بودم اما هنوز تو با منی نزدیک تر از سیلی سرمای اسفند که حرام گونه ام می شود کجای این سرزمین سفر باید کرد که تو را داشت نوشته شده در دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 40 توسط ع صـ من باید زن بماند دوره دوره ی حرفهای واقعی و به دردِ زندگی بخور است گاهی فکر می کنم این شاعر ها هم چه دل خجسته ای دارند که دروغ می بافند به هم و می بندند به ناف چهار اهل ذوق ِ دردمند اهل ذوق هایی که درد از آنها مــــرد ساخته و تقریبا حس لامسه شان را از کار انداخته است مردها اهل ذوق نیستند حس لامسه شان کار نمی کند کار نمی کند که لمس نمی کنند بی ذوق شدن یعنی چه کار از شعر گذشته است نمی دانم چه ولی هنوز به دنبال راهی هستم که درد مقصدش نباشد و من از من مرد نسازم من باید زن بماند یک زن با ذوق بی درد این مه زمستانی که تمام شود باران که ببارد حتما جاده ای هست که مرا به مقصد دلخوشی برساند پی نوشتی ندارد نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 0 توسط ع صـ یک دانه ای توی عمقِ سرد وجودم همینطور بی حرکت نشسته زل زده به یک نقطه ی نا معلوم یک دانه که نمی دانم اگر آب می دادش کسی اگر نوری بود چه می شد شاید چناری گل سرخی علفی یک دانه با نگاهی که از پاییز های گذشته مانده ست به دست های کسی همینطور یخ زده ست زیر سایه ای یک دانه ی عبوث نشسته ست توی خاک وجود م نوشته شده در سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 38 توسط ع صـ و من درختی کاجم در حسرتی هزار ساله کاش سیب بودم یا خرمالویی قطعه ای از کتاب نوشته شده در دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 12 29 توسط ع صـ خمیر بوسه ورآمد سخن بگو با من که تا تنور لبت گرم شد بچسبانم چه خوب آمدی امشب که مانده بودم باز چگونه این دل درمانده را بپیچانم پی نوشت اگه نگرانِ یه آدم سیگاری هستی واسه زیاد سیگار کشیدنش هیچ وقت نذار انتظار بکشه نوشته شده در دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 12 14 توسط ع صـ امپراطوری خورشید و خواهش وقتی تمام دنیا و آدم هاش و اساسا فلسفه اش مزخرف محض اند برای دیوانه نشدن تو آخرین راهی برای دیوانه نشدن باید یکی باشد که ته چشم هاش خورشید و خواهش امپراطوری کنند و خدا را به حاشیه بکشند باید کسی باشد که صداش مثل مذاب شرّه کند توی رگ هات به منظور ِ رساندنت به هلاکت و حیرت و نفس تازه گی کسی که کارهایش را کنار بگذارد تا به درد دلتنگی ات برسد باور کنید وقتی راه در رویی برای نفس کشیدن نمانده باشد اگر به کارهای کسی هم ارجحیت نداشته باشیم این مصیبت مزید بر علت است و برای دیوانه نشدن هیچ راهی وجود ندارد دیگر بعد از ظهر ها بلبشوی شهر بی حضور کسی که دلش به هوایت لک زده باشد و بی حضور امپراطوری خواهش شبیه خفقان است شبیه خاک مرده شبیه سکوتِ بعد از عزا نوشته شده در دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 35 توسط ع صـ تو را جور ديگري بايد دوست داشت تو جور ديگري مي خندي نوشته شده در یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 15 توسط ع صـ نازنین اون زن کیه سامان هرکی يه بدبخت بيچاره تر از همه يه رابطه احمقانه اي دارن كه به نفع هيچ كدومشونم نيست روزي ده دفعه باهم دعوا مي كنن اما باز از زور بي كسي گير هم ميفتن پس كوچه هاي شمرون كامران قدكچيان نوشته شده در یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 10 توسط ع صـ محال است بتوانی حدس بزنی این بار شماره ات را به چه اسمی سیو کرده ام دیوانه بازی های من برای تو حماقت و بچگی اند یا حتی اگر حماقت هم نباشند اینطور بی تفاوت و بی اهمیت تعبیر می شوند که خب هرکسی یکجوری ست دیگه با این همه من عاشق همین دیوانه بازی هایم هستم من عاشق این اسم هایی که فکر می کنم و برایت می گذارم هستم این ها بازی نیست این ها راهگشاهای من برای یک کمی قابل تحمل تر کردنِ دنیایی ست که بی تو اصلا خوب نیست برداشتی آزاد از نوستالژی های سالـــهای یعد حس هایی که مشترک می شونـــد نوشته شده در جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 12 6 توسط ع صـ فرهاد کف دستش را باز کرد و روی صندلی گذاشت آلاله آرام دست در دست او نهاد دستش سرد بود و این را از گرمای دست فرهاد فهمید فرهاد دست او را به لب برد چهل سالگی نوشته ناهید طباطبایی این روزها ترجیح می دهم برای به واژه بدل کردن احساس های مچاله ام از دو خط رمان ِحسابی و چهار دیالوگ ِ از یاد نرفتنی کمک بگیرم به ریشه های شعرم هوا نمی رسد آه چه زمستانی شـــــده نوشته شده در جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 26 توسط ع صـ آدم هرچند اگه با خودش حرف بزنه خودش حرفای خودشو بهتـــر از دیگران می فهمه اما دوس داره حرفاشو به کس ِ دیگه ای بزنه فــــرزاد موتمن شــــبهای روشـــن نوشته شده در جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 9 توسط ع صـ هندزفری توی گوشم و فنجان داغ قهوه دستم است ایستاده ام و از پشت پنجره به خیابان نگاه می کنم پنجره بسته است و راه نفس من هم پنجره را باز می کنم چشمانم را می بندم و نفس عمیقی می کشم بوی چوب سوخته و سنگینی هوای زمستان و ابرهایی که نزدیک زمین رسیده اند و مقداری سرب هنوز این زمستان به نیمه نرسیده دوستانم می گویند بوی بهار می آید انگار هنوز به شاخه ها خرمالو نرسیده دوستانم می گویند هفت سین ست سبز است انگار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نفس عمیقم به بازدم رسیده است که چشم باز می کنم پشت پنجره ایستاده ام و به خیابان نگاه می کنم فنجان قهوه ام سرد شده دیگر صدای رستاک و گیتارش توی گوشم یه خیابون خلوت عاشق فکر کردم که لاله زار شدم پنجره را می بندم آه تو بساطم نیست ع صـ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ ساعت 10 18 توسط ع صـ ــــــــــــــــــــر به مـُــهر چون عزم کنی راه بيفت نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ ساعت 9 47 توسط ع صـ دیر آمدی موسی دوره اعجازها گذشته است عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن که کمی بخندیم نوشته شده در سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ ساعت 9 27 توسط ع صـ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ ساعت 9 21 توسط ع صـ مطالب قدیمی تر انارین فتو بلاگ شاعـــر به همان اندازه که ماشین تحریرش را لازم دارد غمش را هم لازم دارد خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ پیوندها وقتی دلگیری و تنها کوچ خیال گندمکـ جملات حکــــیمانه پرتگاه اے کاش کسی از تو خبر داشتہ باشد کیــکاووس یاکیــده اشعــار پرسونا به شب بزن کوییسا در ِ گوشی های بلند فصل انگور غیر ممکن است شعر بوته ها کلیک سینما خنده ات شاعرم مي كند الهی و ربی من لی غیرک blogfa com
|