Meta tags:
description= وبلاگ دانشجویان هوشبری کرمانشاه ورودی 89 سبز پوشان بی ادعا......;
Headings (most frequently used words):
عشق, های, در, یک, شهر, برای, قدر, عزیزانمان, را, بیشتر, بدانیم, وبلاگ, دانشجویان, هوشبری, کرمانشاه, ورودی, 89, سبز, پوشان, بی, ادعا, گذر, زمان, بدون, شرح, تست, تمرکز, مادر, تغییر, مدیریت, نهایت, غذا, خوردن, کشورهای, مختلف, اگر, روزی, دلم, گرفت, وقتی, که, تهدید, تبدیل, به, فرصت, میشود, من, رفتنی, ام, انواع, خر, راننده, تاکسی, happy, new, year, تفاوت, نگاه, مرد, واقعی, 10, از, تمیز, ترین, دنیا, 2010, روش, جالب, لو, دادن, دروغگو, ها, آرامش, سنگ, یا, برگ, خاطرات, فردا, خداحافظ, لحظه, خداحافظی, 1390, وقت, خدا, آموختن, تا, آخرین, لحظات, نوشته, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (43), شده (43), ۱۳۹۰ (41), است (39), بود (37), گفت (37), نوشته (35), عشق (33), فروردین (32), ساعت (31), برای (30), توسط (28), گفتم (23), خیلی (23), خدا (22), نمی (22), غذا (22), محمد (21), کمیلی (21), های (21), ولی (21), کرد (20), اما (19), کردم (18), کند (18), همه (17), بیست (17), وقتی (16), مرد (15), #راننده (14), داره (14), خودم (14), آرامش (14), فکر (14), نیست (13), شدم (13), بیشتر (13), چقدر (13), خنده (13), سنگ (13), خورد (13), متوجه (12), اگر (12), خود (12), کنیم (12), ۱۳۹۱ (11), راه (11), زندگی (11), پیدا (10), میشد (10), خوب (10), کاری (10), باشد (10), خوردن (10), وبلاگ (9), باید (9), زنده (9), کار (9), کنید (9), پیاده (9), لحظه (9), برگ (9), بودن (8), اگه (8), اون (8), ماشین (8), حال (8), رفته (8), مرده (8), حرف (8), کردن (8), وقت (8), شما (8), بوده (8), ادامه (8), تنها (8), دارد (8), you (8), ۱۳۸۹ (7), دور (7), یکشنبه (7), رفت (7), داخل (7), روی (7), بودند (7), پیش (7), روح (7), داد (7), گفته (7), دارم (7), روز (7), چیزی (7), نگاه (7), بدون (7), چون (7), دست (7), کنار (7), جریان (7), سمیه (6), مصطفائی (6), کسی (6), روزی (6), نظر (6), دیدم (6), داشت (6), مسافر (6), سالی (6), یکبار (6), دیگه (6), آدم (6), نداره (6), چند (6), گرفت (6), انگار (6), کنم (6), دلم (6), کرده (6), سوال (6), صدای (6), داستان (6), شنبه (6), دوست (6), هیچ (6), انجام (6), بعد (6), گذشت (6), نهر (6), غذای (6), بیان (6), ببر (6), مسعود (5), شریف (5), نیا (5), خودش (5), نشسته (5), عکس (5), رنگ (5), تکرار (5), شوم (5), مثل (5), اینکه (5), آمده (5), تاکسی (5), دارید (5), بهشت (5), تحمل (5), جواب (5), شروع (5), مرگ (5), گوش (5), آنقدر (5), واقعا (5), قدر (5), دوشنبه (5), قلب (5), لحظات (5), آخرین (5), دیگران (5), بقیه (5), آیا (5), چهارشنبه (5), داشته (5), سالخورده (5), اضطراب (5), ترین (5), دهد (5), برخی (5), and (5), شوهر (5), هوشبری (4), کرمانشاه (4), آرزو (4), مهر (4), ۱۳۹۲ (4), خانه (4), معرفت (4), داشتن (4), همیشه (4), اصرارش (4), افتاد (4), پشت (4), همینطور (4), نگاهم (4), بزرگ (4), طور (4), سال (4), عزیزان (4), نشان (4), خوبی (4), باشم (4), حرفها (4), پونزده (4), رضا (4), برایم (4), همین (4), بیمارستان (4), نشدم (4), کوچه (4), زمان (4), گفتن (4), خواهی (4), عزیزانمان (4), بدانیم (4), دانش (4), خاطر (4), دقیقه (4), رسید (4), جدایی (4), همراه (4), کردید (4), چرا (4), فردا (4), امروز (4), دانم (4), جوان (4), آرام (4), بالا (4), رود (4), گیرد (4), دیگر (4), کردند (4), فقط (4), your (4), don (4), the (4), نزدیک (4), شود (4), غذایی (4), سفره (4), نوع (4), بتواند (4), said (4), دانشجویان (3), حامد (3), بیاتی (3), شهریور (3), آبان (3), آذر (3), بهمن (3), اسفند (3), خرداد (3), مرداد (3), توی (3), بچه (3), ورودی (3), بودم (3), نگه (3), زود (3), جلو (3), پدر (3), دختری (3), دید (3), موقع (3), یکی (3), پول (3), البته (3), گناه (3), معمول (3), سمت (3), کمی (3), اینطور (3), زیاد (3), اشک (3), حتما (3), بتونید (3), میشه (3), دیروز (3), جلوی (3), شاید (3), زده (3), ضعیف (3), شکایت (3), دونستم (3), سرش (3), ایم (3), عادت (3), هنوز (3), دیدن (3), نداشته (3), هرچند (3), بيمارستان (3), اين (3), ندارد (3), راست (3), خارج (3), عنوان (3), مردم (3), کنند (3), عبادت (3), سعی (3), دعا (3), چشم (3), هفدهم (3), گلم (3), هستم (3), مدیریت (3), آقای (3), بهترین (3), فاصله (3), بین (3), تمام (3), پنجشنبه (3), خاطرات (3), بیستم (3), انتخاب (3), افت (3), پرسید (3), قرار (3), ایستاده (3), سنگینی (3), عرق (3), دروغگو (3), دروغ (3), گوید (3), دادن (3), شهر (3), یکم (3), آخر (3), have (3), but (3), year (3), happy (3), ثانیه (3), اولین (3), خيلي (3), فهميدم (3), کشد (3), فرصت (3), یادم (3), خواهند (3), ماند (3), بخورد (3), همسرش (3), زیست (3), آنان (3), فرار (3), راوی (3), مادرم (3), باران (3), نهم (3), مربع (3), تلفن (3), com (2), اردیبهشت (2), تیر (2), سلام (2), مونده (2), واسه (2), یاد (2), اسمشون (2), نهایت (2), هفتم (2), کله (2), ظهر (2), منتظر (2), نوربالای (2), مکرر (2), پژو (2), آردی (2), مدل (2), پایین (2), هرچه (2), نزدیکتر (2), معلم (2), سوار (2), هوای (2), سرم (2), داشتم (2), برانداز (2), کهنه (2), چسبیده (2), پنل (2), داشبورد (2), مربوط (2), گلزار (2), گلهای (2), وحشی (2), لاله (2), صحبت (2), زمزمه (2), شبیه (2), نگاهش (2), دستها (2), برد (2), حرفهایش (2), منظورش (2), باهاشون (2), بهشون (2), دونم (2), چطور (2), هاش (2), ببینه (2), سبزوار (2), اطاق (2), بعضی (2), خاص (2), شهدا (2), شکایتهای (2), خانواده (2), ناشی (2), بروز (2), افسردگی (2), بازداشت (2), منظورم (2), باز (2), قبلیش (2), دفعه (2), فهمیده (2), بحث (2), صحبتهای (2), گذران (2), زبان (2), دقیق (2), سوز (2), پرسوز (2), بغض (2), بردم (2), سنش (2), حدود (2), لباسی (2), تیره (2), مشکی (2), نیازی (2), آره (2), هفت (2), هشت (2), ساله (2), پانزده (2), بار (2), رفتم (2), اومدم (2), حلقه (2), کوچکی (2), چشمهایش (2), گرفته (2), اینقدر (2), مسیر (2), میخواهم (2), بهتون (2), بده (2), راحت (2), اولها (2), تونم (2), عادی (2), هواش (2), دستهای (2), بردمش (2), دکترها (2), بکشنش (2), نتونستم (2), بگیرم (2), نزدیکانتون (2), میدونستم (2), یعنی (2), بدانم (2), خوم (2), دخترش (2), عکسش (2), ماشینش (2), شرکتمان (2), رسیده (2), توانستم (2), دانستن (2), پاسخ (2), سوالم (2), ببخشید (2), تاخیر (2), غمی (2), پیری (2), خانمم (2), نبرده (2), بودمش (2), موند (2), خانمش (2), خواستم (2), بدهم (2), تلخی (2), خواهد (2), همینطوری (2), بروم (2), گذشته (2), عذر (2), ماشینی (2), برخلاف (2), سهراب (2), برایمان (2), طاقچه (2), یادمان (2), انطور (2), معینی (2), نباشیم (2), کشیم (2), پرستی (2), شادیم (2), چنین (2), آرزوهای (2), محالی (2), باشیم (2), استاد (2), ديگر (2), نيست (2), پزشكان (2), دانشگاه (2), اند (2), انژيوكت (2), تزريق (2), تپش (2), درد (2), تأمين (2), نبود (2), روشن (2), حيرت (2), تصوير (2), فرد (2), پیام (2), کوتاه (2), سرعت (2), سخن (2), برابر (2), حرفا (2), خدای (2), چیز (2), اعتقاد (2), بدند (2), باور (2), کافی (2), برنامه (2), مسابقه (2), مسجد (2), داریم (2), خوندن (2), دنیا (2), تیم (2), لذت (2), طولانی (2), خوایم (2), مشکلی (2), میاد (2), گذره (2), خرید (2), بازی (2), دوستای (2), 1390 (2), خداحافظ (2), خدایی (2), عضو (2), سلامتی (2), دوباره (2), خداحافظی (2), باشی (2), نداشت (2), هست (2), توانایی (2), رودخانه (2), هستی (2), برخاست (2), باش (2), ناملایمات (2), محکم (2), کجا (2), بگو (2), نیروی (2), گذاشت (2), سپس (2), انداخت (2), شدت (2), زیر (2), شناسان (2), نشانه (2), هایی (2), دلیل (2), دچار (2), رابطه (2), افراد (2), دارند (2), شوند (2), جهان (2), دروغگوهای (2), طرف (2), مقابل (2), دقت (2), روش (2), جالب (2), بندی (2), کشورهای (2), عاشق (2), دوستان (2), میدن (2), آقایون (2), میکنن (2), تفاوت (2), چیه (2), with (2), say (2), too (2), that (2), can (2), buy (2), take (2), new (2), سوم (2), ميميرم (2), نميشه (2), چهارم (2), نشستن (2), غربت (2), مهمانی (2), میشود (2), مقصد (2), باجه (2), همان (2), آسانسور (2), شماره (2), پنجم (2), تهدید (2), جمعه (2), ششم (2), گرسنه (2), دائما (2), بسته (2), مختلف (2), گاهی (2), آنها (2), غیر (2), بخرد (2), غذایش (2), وعده (2), راهی (2), ابراز (2), آموزان (2), گفتند (2), دانند (2), شناس (2), صورت (2), حرکتی (2), فریاد (2), خیس (2), پدرم (2), هشتم (2), why (2), mom (2), rain (2), مادر (2), نابغه (2), كنید (2), برخورد (2), قرمز (2), استیفن (2), لوید (2), blogfa, ورودی90, پیوندها, unique, 313, مریم, نظری, مرتضی, گزلانی, حبیب, طاهرآبادی, جواد, فعله, گری, تورج, حیدریان, آرش, چترنور, علیزاده, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, اولش, درست, والانم, برقرار, دنیای, معرفتی, دوستایی, پایینه, وبعضیا, ویاد, دوران, شیرین, جوونی, ودانشجویی, افتادن, همدیگه, کنن, ضمن, ممنونم, کاربرایی, ولطف, باتشکر, پانزدهم, شام, كنار, تخت, سرد, ظاهراً, نيازي, مسئولان, نتيجه, رسيده, معالجه, روي, اثري, لذا, دارو, براي, مسكن, ايشان, حتي, ماسك, اكسيژن, ريه, قادر, برداشته, سنسورهاي, شگفت, اينكه, چنين, حالتي, كمال, متخصصين, كانتونال, ژئو, پروفسور, حسابي, آخرين, حيات, چيزي, مطالعه, افزايش, خويش, نمي, انديشد, منحصر, يكي, كاركنان, تكان, دهنده, تأثيرگذار, ثبت, كرده, آور, دكتر, حسابی, آموختن, شانزدهم, جوکی, طریق, ایمیل, ارسال, آتشی, جنگلی, انداخته, بشه, فرا, گیره, الهی, شنویم, مورد, نگفتن, خندید, برسونید, خداوند, سپاسگزار, باشید, داشتنی, دار, خواهید, بزنید, لیست, پاک, مطمئنید, اونا, ندارند, اشتباه, بزرگیه, اعتقادشون, تره, خوان, برن, شایعات, روزنامه, راحتی, سخنان, قران, سختی, کارهای, مذهبی, روزمره, بدیم, ردیف, صندلی, کنسرت, رزرو, نماز, جماعت, تمایل, صفحه, بخشی, قرآن, سخته, سطر, پرفروشترین, کتاب, رمان, آسونه, ورزشی, محبوبمون, اضافی, کشه, بریم, هیجان, پوست, خودمون, گنجیم, مراسم, نیایش, حدش, آزرده, شیم, فکرمون, نمیاد, بگیم, دوستمون, بزنیم, نداریم, فیلم, هزارتومان, کمک, مبلغ, بسیار, هنگفتیه, همون, مقدار, ریم, خلوت, دیر, طاقت, فرساست, فوتبال, باد, ميكنم, بهترين, زندگيتونو, كنيد, هميشه, هاي, قشنگ, تداوم, باشه, عیدتون, مبارک, منم, نویسنده, واستون, مطلب, زنم, راستی, ازاین, داشتین, نکرده, خواستین, سایت, شین, تونین, بهش, بگین, خلاصه, بدی, دیدین, حلال, کنین, همکلاسی, آرزوی, امیدوارم, خوشی, باشین, زندگیم, سپری, خاطراتو, فراموش, باورم, برم, افسوس, کوتاهه, یادت, نره, بزنی, گریون, میگم, نگهدارت, برو, تنگ, بهتر, نمیدونم, بگم, احسان, جان, هرجا, یادتیم, میخوام, قله, موفقیت, فتح, کنی, مراحل, زندگیت, سربلند, پیشمون, ادب, صفا, باشند, آشنایی, قهر, دوری, وفایی, آغاز, پرستوها, پرواز, هجدهم, حرمت, بیا, زیبا, تجربه, میکنیم, توست, ایستادگی, داده, شدن, خیزهای, سرنوشت, پیرمردلبخندی, اطمینان, خالق, سپرده, آغوش, ذرات, حضور, یار, خیزهایش, هرگز, آشوب, پسندم, نفس, عمیقی, کشید, جای, بودید, عوض, تاثیری, داری, خشنود, لبخندی, خودت, کردی, مخالف, جاری, نالی, برگزیده, تاب, جایی, مده, لااقل, داند, وجودی, اطرافش, تکان, ترجیح, دهم, مات, متحیر, خیز, پائین, الان, معلوم, کجاست, غلبه, درعمق, امواجی, ایجاد, تاثیر, دیدی, توانست, سنگی, جوی, برداشت, فرو, عمق, برگی, درختی, افتد, سپارد, وبا, ریخته, نیازمند, اختیار, عجیب, آشفته, آنجا, پریشانش, شدو, کنارش, نشست, مردجوانی, غمگین, افسرده, سطح, روان, معتقدند, صدا, شناخته, تواند, اوست, زمانی, گوییم, ترسیم, برویم, شویم, افزایش, ضربان, موضوع, صادق, دروغگویی, میانگین, مرتبه, گویند, نیستند, روند, قهاری, هستند, بدانید, تان, مینیاپولیس, امریکا, ولینگتون, نیوزیلند, رده, تمیزترین, شهرهای, رتبه, سوی, مجمع, اکو, اساس, ذخایر, آشامیدنی, چگونگی, دفع, زباله, مواد, زائد, فاضلاب, شهری, آلودگی, هوا, تراکم, ترافیک, بدست, تمیز, 2010, مدتی, عاشقانه, باهم, روزگار, پسر, مدت, شناخت, ازدواج, آیین, واقعی, جدی, نگیرید, عزیز, هدف, شوخی, عمل, خانمشون, میگه, میخوان, بدن, اول, دلشون, توکل, میدونی, خانمها, also, nice, dar, best, wishes, all, enjoy, romantic, times, honey, shy, least, once, week, remember, eat, much, around, world, good, idea, more, just, never, need, drops, from, sky, change, hope, some, beautiful, care, yourself, hard, boss, wonderful, days, wish, advance, دوم, آهسته, شونه, خواست, ازش, بپرسه, جیغ, کنترل, بزنه, اتوبوس, جدول, خیابون, کنه, مغازه, متوقف, حرفی, بدل, نشد, سکوت, حکم, فرما, نکن, ترسوندی, عذرخواهی, ضربه, کوچولو, ترسونه, تقصیر, روزیه, آخه, جنازه, انواع, اومد, پيشم, حالش, عجيب, بقيه, فرق, ميکنه, حاج, آقا, جوابش, برام, مهمه, جوابشو, بدونم, خوشحال, ميشم, بتونم, کمکتون, رفتني, يعني, دکتر, ديگه, کشور, اتفاق, دارن, کاري, کريمه, انشاله, بهت, سلامتي, ميده, تعجب, بميرم, کريم, فهميده, ايه, گول, ماليد, ميگي, حالا, سوالت, چيه, وقتي, ناراحت, خونه, بيرون, نميومدم, کارم, اتاق, موندن, غصه, رفتنی, درديست, ميان, جمع, گوشه, رسم, دوستی, دستی, فشردن, قلبی, شکستن, نزد, عاشقان, خاموش, بطن, غوغا, خاک, سپردن, امید, بستن, نوای, زند, بانگ, خوش, غمخانه, رستن, گرفتی, دردی, بیماربدنبال, علاج, زیرا, برایش, مطلوبتراز, غرق, ابهامند, بینایی, هزار, گرفتاری, دعوت, وارد, کافیست, درخانه, بازبگذارید, بلکه, مرکبی, رسیدن, لکی, درخت, لانه, وفروش, پایاپای, معشوق, حقوق, آهی, آیینه, کشیده, جسم, رامی, قبض, راامضا, عزرائیل, زیبایی, فعل, انفعالی, سرخ, نردبانی, نامزدی, قند, متافیزیکی, حیات, بشر, وای, بحال, گیر, اتوبانی, ابدیت, آمپول, کمپلکس, تلفنی, سالها, بدنبال, گردیم, عقد, دائمی, سرطان, تبدیل, میکنند, منتظرم, رفتن, دویدن, قدم, هایم, اینجاست, نزدیکیها, نیستم, جاده, بهار, قاصدکی, ستاره, فرشته, شعاع, متری, پاکسازی, بیهوش, بترکد, بپاشد, دیوار, عمومی, همدیگر, تعارف, بلند, میهمانی, خصوصی, رژیم, موقعیت, معده, متغیر, ایرانی, خورند, قبایل, متمدن, تریاک, هرویین, قاچاق, افغانی, منفجر, تازه, فهمد, بمب, جاسازی, عراقی, اسرائیلی, فلسطینی, میزان, نیاز, بدنش, مناسب, مالزیایی, اندازه, چندین, حاجت, عربی, خاصیت, مغزش, غذاهای, جدید, کشف, ژاپنی, سازد, صادر, پولش, چینی, خوشحالی, حرکات, موزون, هندی, گرسنگی, میرد, آفریقایی, تحریک, بخورند, اروپایی, اسلحه, آمریکایی, آموزگار, آموزانی, کلاس, توانید, تکراری, بخشیدن, عشقشان, معنا, هدیه, دلنشین, شماری, رنجها, بردن, خوشبختی, پسری, شیوه, دلخواه, کوتاهی, تعریف, جوانی, طبق, تحقیق, جنگل, رفتند, بالای, تپّه, رسیدند, درجا, میخکوب, شدند, قلاده, خیره, تفنگ, شکاری, پریده, جرات, کوچک, نداشتند, حرکت, زنان, بلافاصله, دوید, ضجه, اینجا, محکوم, انید, حدس, زدند, معذرت, خواسته, گذاشته, عزیزم, مونسم, بودی, پسرمان, مواظبت, پدرت, عاشقت, قطره, بلورین, حمله, وحشتناک, فدا, جانش, نجات, صادقانه, ریاترین, امشب, رسمی, قبول, نکردن, واگذار, گردید, تغییر, رسیدم, brother, برادرم, چتری, نبردی, sister, didn, wait, untill, stopped, خواهرم, بند, آمدن, صبر, نکردی, dad, angriliy, only, after, getting, cold, will, realise, عصبانیت, سرما, خوردی, she, was, drying, حالی, موهای, مرا, خشک, stupid, احمق, معنی, hair, umbrella, when, came, drenched, http, pishgo, persiangig, other, escape, htm, رکورد, آخرم, ببینم, شماهم, اید, شکلی, لینک, بعدی, مشاهده, بررسی, ماوس, نكنه, جلوگیری, هستید, خلبانان, هوایی, آمریكا, تونن, مستطیل, آبی, دیواره, حركت, دهید, تست, تمرکز, دریابیم, پنج, خواهیم, بگویم, افرادی, پُر, بگویند, کریستوفر, مورلی, گفتید, داشتید, شرح, اکنون, میان, گذری, دیشب, گذر, سبز, پوشان, ادعا,
Text of the page (random words):
عارف می کنند که آخر سر همه غذا ها می ماند و همه گرسنه از سر سفره بلند می شوند در مهمانی عمومی هر غذایی که سر سفره باشد را آنقدر می خورد که یا تا شعاع چند متری سفره از هر نوع غذایی پاکسازی شود یا از خوردن زیاد بیهوش شود و یا بترکد و بپاشد به در و دیوار نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18 2 توسط محمد کمیلی اگر روزی دلم گرفت اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من است که فرشته ها برایم دعا میکنند که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد یادم باشد که قاصدکی در راه است که بهار نزدیک است که فردا منتظرم می ماند که من راه رفتن می دانم و دویدن و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکیها و من تنها نیستم نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20 46 توسط سمیه مصطفائی وقتی که تهدید تبدیل به فرصت میشود نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20 19 توسط محمد کمیلی عشق عشق عشق سرطان دوست داشتن است عشق عقد دائمی ما با غربت است عشق شماره تلفنی است که سالها بدنبال آن می گردیم عشق آمپول ب کمپلکس معرفت است عشق اتوبانی است که تا ته ابدیت می رود عشق آسانسور حیات بشر است وای بحال کسی که توی این آسانسور گیر کند عشق قند متافیزیکی است که در دل آدم آب می شود عشق شب نامزدی ما با جدایی است عشق نردبانی است که ما را از خود بالا می کشد عشق همان فعل انفعالی است که در برابر گل سرخ به ما دست می دهد عشق عزرائیل زیبایی است که با رسید ن جسم ما رامی گیرد و قبض روح راامضا می کند عشق اولین آهی است که در آیینه کشیده ایم عشق اولین حقوق ما از باجه معرفت است عشق خرید وفروش پایاپای عاشق و معشوق است عشق لک لکی است که روی درخت خاطرات ما لانه کرده دارد عشق مقصد نیست بلکه مرکبی است برای رسیدن به مقصد عشق تنها مهمانی است که بدون دعوت وارد میشود کافیست درخانه قلب را بازبگذارید عشق یک لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاری عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد عشق صدای فاصله ها فاصله هایی که غرق ابهامند عشق تنها دردی است که بیماربدنبال علاج نیست زیرا درد عشق برایش مطلوبتراز سلامتی است گرفتی عشق چیه نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20 27 توسط مسعود شریف نیا چه درديست در ميان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به رسم دوستی دستی فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بطن خود غوغا نشستن به غربت دوستان بر خاک سپردن ولی در دل امید به خانه بستن به من هر دم نوای دل زند بانگ چه خوش باشد از این غمخانه رستن نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20 23 توسط مسعود شریف نیا من رفتنی ام اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه گفت حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه گفتم چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم گفت من رفتني ام گفتم يعني چي گفت دارم ميميرم گفتم دکتر ديگه اي خارج از کشور گفت نه همه اتفاق نظر دارن گفتن خارج هم کاري نميشه کرد گفتم خدا کريمه انشاله که بهت سلامتي ميده با تعجب نگاه کرد و گفت اگه من بميرم خدا کريم نيست فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش گفتم راست ميگي حالا سوالت چيه گفت من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 15 25 توسط محمد کمیلی انواع خر نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 46 توسط محمد کمیلی راننده تاکسی مسافر تاکسی آهسته روی شونه ی راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه راننده جیغ زد کنترل ماشین رو از دست داد نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس از جدول کنار خیابون رفت بالا نزدیک بود که چپ کنه اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت هی مرد دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن من رو تا سر حد مرگ ترسوندی مسافر عذرخواهی کرد و گفت من نمی دونستم که یه ضربه ی کوچولو آنقدر تو رو می ترسونه راننده جواب داد واقعا تقصیر تو نیست امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده ی تاکسی دارم کار می کنم آخه من 25 سال راننده ی ماشین جنازه کش بودم نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 21 0 توسط محمد کمیلی happy new year happy new year in advance wish you in the year 1390 have a happy wonderful days don t too hard but your boss can say to you take care of yourself buy some beautiful i hope drops from the sky so that you can buy or change a and a and never need to just and go around the world it s a good idea to have more and but don t eat too much do remember to at least once a week no with your honey and don t be shy to say enjoy your romantic times best wishes to you all your also have a nice 13 be dar نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 43 توسط محمد کمیلی تفاوت در یک نگاه میدونی تفاوت آقایون با خانمها در یک نگاه چیه آقایون وقتی میخوان کاری رو انجام بدن اول خیلی خوب فکر میکنن بعد به حرف دلشون گوش میدن بعد به خدا توکل میکنن و در آخر موقع انجام عمل کاری رو انجام میدن که خانمشون میگه البته هدف فقط شوخی بود جدی نگیرید دوستان عزیز نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 19 توسط محمد کمیلی عشق یک مرد واقعی آیین عشق پسر و دختری بودند که بعد از مدت ها که روی هم شناخت کافی را پیدا کرده بودند ازدواج کردند این دو عاشق هم بودند مدتی را عاشقانه باهم زندگی کردند تا یک روز از بد روزگار ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 11 52 توسط محمد کمیلی 10 شهر از تمیز ترین شهر های دنیا 2010 رده بندی زیر 10 شهر از تمیزترین شهرهای جهان را نشان می دهد که این رتبه بندی از سوی مجمع کشورهای عضو اکو و بر اساس ذخایر آب آشامیدنی چگونگی دفع زباله مواد زائد فاضلاب شهری آلودگی هوا و تراکم ترافیک بدست آمده است 1 ولینگتون نیوزیلند 2 مینیاپولیس امریکا ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17 49 توسط سمیه مصطفائی روش های جالب برای لو دادن دروغگو ها روش های جالب برای لو دادن دروغگو ها به طور میانگین همه مردم جهان روزی دو مرتبه دروغ می گویند برخی افراد دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می روند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند دوست دارید بدانید طرف مقابل تان در یک رابطه دروغ می گوید یا راست به این ۷ نشانه دقت کنید ۱ اضطراب و عرق کردن شناخته ترین نشانه هایی که می تواند یک فرد دروغگو را لو دهد عرق کردن و اضطراب اوست زمانی که ما دروغ می گوییم همیشه می ترسیم لو برویم به همین دلیل دچار اضطراب می شویم و اضطراب با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار اضطراب نمی شوند ۲ صدای خیلی زیر یا خیلی بم روان شناسان معتقدند صدا ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17 28 توسط سمیه مصطفائی آرامش سنگ یا برگ آرامش سنگ یا برگ مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود مرد سالخورده ای از آنجا می گذشت او را دید و متوجه حال پریشانش شدو کنارش نشست مرد جوان بی اختیار گفت عجیب آشفته ام و همه چیز در زندگی ام به هم ریخته است به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم مرد سالخورده برگی از درختی کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آب می سپارد وبا آن می رود سپس سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آب کنار بقیه ی سنگ ها قرار گرفت مرد سالخورده گفت این سنگ را هم که دیدی به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و درعمق نهر قرار گیرد اما امواجی را روی آب ایجاد کرد و بر جریان آب تاثیر گذاشت حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را مرد جوان مات و متحیر به او نگاه کرد و گفت اما برگ که آرام نیست او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد من آرامش سنگ را ترجیح می دهم مرد سالخورده لبخندی زد و گفت پس حال که خودت انتخاب کردی چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده در عوض از تاثیری که بر جریان زندگی داری خشنود باش مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و از مرد سالخورده پرسید شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را پیرمردلبخندی زد و گفت من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم من آرامش برگ را می پسندم ولی می دانم که خدایی هست که هم به سنگ توانایی ایستادگی را داده است و هم به برگ توانایی همراه شدن با افت و خیزهای سرنوشت دوست من برگ یا سنگ بودن انتخاب با توست نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17 8 توسط سمیه مصطفائی خاطرات فردا امروز با هم بودن را تجربه میکنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را پس امروز را بیا زیبا زندگی کنیم به حرمت خاطرات فردا نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14 24 توسط محمد کمیلی خداحافظ پرستوها چرا پرواز کردید جدایی را شما آغاز کردید جدایی قهر و دوری بی وفایی همه باشند گناه آشنایی یکی از دوستای خوب از پیشمون رفت که از ادب و صفا و معرفت کم نداشت احسان جان بدون هرجا باشی همه به یادتیم و همراه بچه ها از خدا میخوام که همیشه قله های موفقیت رو فتح کنی و در تمام مراحل زندگیت سربلند باشی دیگه بهتر از این نمیدونم چی بگم برو ولی خوب بدون واسه تو تنگ میشه دلم با چشم گریون میگم خدا نگهدارت گلم یادت نره سر بزنی نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14 36 توسط محمد کمیلی لحظه خداحافظی دوباره لحظه خداحافظی رسید واقعا چه قدر فاصله بین یک سلام تا جدایی کوتاهه هنوز باورم نمی شه که باید از پیش شما برم ولی افسوس که باید رفت واقعا بهترین لحظات زندگیم هرچند خیلی کوتاه در کنار شما گذشت و سپری شد و هیچ وقت این خاطراتو فراموش نمی کنم برای همه همکلاسی های گلم آرزوی سلامتی و بهترین ها رو دارم و امیدوارم در کنار هم لحظات خوب و خوشی رو داشته باشین خلاصه که خوبی بدی دیدین حلال کنین راستی ازاین به بعد مدیریت وبلاگ با آقای محمد کمیلی اگه کاری مشکلی داشتین و اگه خدایی نکرده خواستین تو سایت عضو شین می تونین بهش بگین منم تو نویسنده ها هستم و واستون مطلب می زنم خداحافظ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 54 توسط محمد کمیلی 1390 عیدتون مبارک دوستای گلم آرزو ميكنم بهترين سال زندگيتونو شروع كنيد و اين شروع تا هميشه هاي قشنگ تداوم داشته باشه نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 32 توسط حامد بیاتی وقت برای خدا چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می کنیم چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم خنده داره اینطور نیست دارید می خندید دارید فکر می کنید این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 23 29 توسط محمد کمیلی آموختن تا آخرین لحظات عکس حيرت آور از دكتر حسابی در آخرین لحظات زندگی شام در كنار تخت استاد سرد شده است ظاهراً ديگر نيازي به خوردن غذا نيست پزشكان و مسئولان بيمارستان دانشگاه به اين نتيجه رسيده اند كه معالجه روي قلب استاد ديگر اثري ندارد لذا انژيوكت تزريق چند دارو براي ادامه تپش قلب از رگ دست راست و انژيوكت تزريق مسكن درد از دست چپ ايشان را خارج و حتي ماسك تأمين اكسيژن كه ريه ها قادر به تأمين آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهاي تپش قلب روشن است شگفت اينكه در چنين حالتي در كمال حيرت پزشكان و متخصصين بيمارستان كانتونال دانشگاه ژئو پروفسور حسابي در آخرين لحظات حيات به چيزي جز مطالعه و افزايش دانش خويش نمي انديشد اين تصوير منحصر به فرد را يكي از كاركنان خود بيمارستان به عنوان تصوير تكان دهنده و تأثيرگذار ثبت كرده است ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 19 4 توسط سمیه مصطفائی قدر عزیزانمان را بیشتر بدانیم کله ظهر منتظر ماشین بودم که متوجه نوربالای مکرر یک پژو آردی مدل پایین از دور شدم به نظر هرچه نزدیکتر میشد اصرارش بیشتر میشد وقتی اصرارش را دیدم گفتم معلم نگه داشت و من سوار شدم ماشین راه افتاد خیلی زود راننده تو حال و هوای خودش رفت پشت سرم هم مسافر نشسته بود همینطور که داشتم داخل ماشین را برانداز می کردم نگاهم به عکس کهنه و رنگ و رو رفته چسبیده روی پنل جلو داشبورد افتاد که به نظر مربوط به پدر و دختری که پشت به هم در یک گلزار بزرگ از گلهای وحشی لاله نشسته بودند میشد همینطور که عکس را می دیدم متوجه صحبت های راننده شدم که بیشتر به زمزمه شبیه بود نگاهش که کردم دور دستها را می دید اما با این حال پی برد که باید حرفهایش را تکرار کند تا من متوجه منظورش شوم گفت چی میشد خدا مرده ها را سالی یکبار زنده می کرد تا می شد باهاشون حرف زد گفتم اون موقع که دیگه نمی شد بهشون گفت مرده گفت نمی دونم چطور ولی اگر یک طور می شد که آدم سالی یکبار مرده هاش را ببینه خیلی خوب میشد برای خدا که کاری نداره گفتم چند سال پیش تو سبزوار یکی پیدا شده بود که پول می گرفت و تو یک اطاق روح عزیزان آدم را نشان می داد البته بعضی روح های خاص مثل شهدا و را که با شکایتهای خانواده ها ناشی از بروز افسردگی و که از او شد بازداشت شد گفت زنده کردن روح کار خوبی نیست گناه داره من منظورم این بود که خود خدا این کار را می کرد و باز حرف قبلیش را تکرار کرد برای خدا که کاری نداره یک دفعه مثل اینکه به خودم آمده باشم و فهمیده باشم بحث از اون صحبتهای معمول تو تاکسی ها نیست که برای گذران وقت به زبان آمده باشد دقیق شدم این حرفها انگار سوز داشت خیلی هم پرسوز بود انگار که با بغض گفته شد نگاهم را به سمت راننده بردم سنش حدود 42 یا کمی بیشتر بود با لباسی تیره که نمی شد گفت مشکی گفتم شما اینطور نیازی دارید گفت آره خیلی هم زیاد هفت هشت ساله که این آرزو را دارم تو این پانزده روز ده پونزده بار رفتم بهشت رضا و اومدم حلقه کوچکی از اشک دور چشمهایش را گرفته بود پیش خودم گفتم این تو این پونزده روز اینقدر بهشت رضا رفته حتما خیلی خیلی بیشتر از این حرفها تو اون مسیر بوده گفتم از خدا میخواهم که بهتون آرامش بده تا راحت تر بتونید تحمل کنید گفت اولها فکر می کردم می تونم تحمل کنم فکر می کردم برایم عادی میشه ولی دلم خیلی هواش را کرده انگار همین دیروز بود که با دستهای خودم بردمش بیمارستان فکر نمی کردم دکترها بکشنش دیگه نتونستم جلوی خودم را بگیرم سوال کردم از نزدیکانتون بوده و خودم جواب سوال را میدونستم یعنی فکر می کردم که بدانم با خوم گفتم شاید دخترش بوده که عکسش را هم تو ماشینش زده با صدای ضعیف شده اش چیزی گفت که متوجه نشدم نگاه کردم دیدم به سر کوچه رو به شرکتمان رسیده ام و باید پیاده شم ولی نمی توانستم بدون دانستن پاسخ سوالم پیاده شوم گفتم ببخشید من متوجه نشدم با تاخیر و صدای پر غمی که شکایت از پیری زمان داشت گفت خانمم اگر بیمارستان نبرده بودمش زنده می موند و شروع کرد به گفتن داستان مرگ خانمش خیلی نمی خواستم گوش بده...
|