Meta tags:
description= ساحل آرام خانواده. مشاوره.;
Headings (most frequently used words):
را, ما, های, به, که, مى, در, جنگ, ها, امام, خمینی, این, محاصره, اقتصادى, از, براى, خودمان, ساحل, آرام, خانواده, مشاوره, تحریف, تاریخ, بختیاری, سریال, سرزمین, کهن, شبکه, سیما, انتقاد, نخبگان, زاگرس, میانی, برانگیخت, ایذه, شهر, نقش, نگارهای, سنگی, داستان, کوتاه, نابودگر, عشق, پیامک, لری, یاد, دوران, كودكی, جمله, رهبر, انقلاب, درباره, دهه, فجر, ناگفته, هفتاد, دو, ملت, سوریه, ارتش, اسد, چگونه, تروریست, مهار, کرد, جک, جدید, باحال, سرکاری, اندیشه, ره, پیرامون, تبدیل, تحریم, اقتصادی, فرصت, خود, کفایی, شيخ, حسين, انصاريان, شراب, فروشي, خیلى, آن, ترسند, من, یک, هدیه, اى, دانم, کشور, اینکه, معنایش, است, یَحْتاج, نمى, دهند, وقتى, یحتاج, ندادند, رویم, دنبالش, تمام, نشدنی, جبهه, حق, باطل, منظر, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (54), این (25), شده (21), بهمن (20), بچه (20), بزرگ (19), بودیم (19), نوشته (18), های (18), کرد (18), ۱۳۹۲ (17), برای (17), است (17), توی (16), همه (15), روی (15), کردم (15), شدیم (14), نمی (13), خودش (13), ساعت (12), خود (12), هفته (11), توسط (11), گفتم (11), سال (11), گفت (11), بیست (11), همون (11), احمد (10), رضا (10), بعد (10), کنم (10), اون (10), بختیاری (10), دوم (9), همیشه (9), مثل (9), بارون (9), کرده (8), کاش (8), نگاه (8), بودم (7), ادامه (7), ملت (7), هیچ (7), لحظه (7), چشم (7), تند (7), صدای (7), دست (6), زمان (6), هزار (6), بین (6), اگه (6), دولت (6), بچگی (6), دیگه (6), اشک (6), لری (6), باز (6), ماشین (6), قطره (6), منو (6), خانواده (6), تمام (5), چیز (5), داشت (5), اما (5), نیست (5), اند (5), ایران (5), دوست (5), زیر (5), نگاهش (5), خودم (5), خیس (5), بهش (5), سریال (5), هستی (4), دوران (4), سوم (4), ۱۳۹۱ (4), چهارم (4), آنها (4), خورد (4), هفت (4), مشروب (4), یعنی (4), روز (4), خدا (4), هفتم (4), سخنرانی (4), اسلامی (4), کنند (4), امام (4), تحریم (4), تاریخ (4), #انقلاب (4), جنگ (4), براى (4), تنها (4), گرفته (4), عاشق (4), پشت (4), حکم (4), عید (4), هایی (4), عشق (4), درد (4), ایم (4), کسی (4), کنه (4), فریاد (4), دنیا (4), جور (4), خیابون (4), چتر (4), ترمز (4), نبود (4), جلو (4), زار (4), بوی (4), ایرانی (3), وبلاگ (3), دارد (3), دیگر (3), کار (3), درست (3), دوشنبه (3), دشمنان (3), هویت (3), شخصیت (3), تبدیل (3), اشاره (3), آغاز (3), محاصره (3), خمینی (3), کشور (3), اینقدر (3), خیلی (3), برو (3), پائیین (3), نداره (3), سوریه (3), نیز (3), ایجاد (3), مرحله (3), ناگفته (3), یکشنبه (3), زیرا (3), درباره (3), نعمت (3), هنوزم (3), نداشت (3), آرزومون (3), شدن (3), کنیم (3), داشتیم (3), بعضی (3), سکوت (3), کردن (3), دلم (3), نشست (3), کنار (3), بیویم (3), چند (3), ترم (3), پاک (3), درشت (3), آینه (3), چسبید (3), چیزی (3), دوباره (3), گلوم (3), بگم (3), بهار (3), دادم (3), چکید (3), داستان (3), چشمام (3), دور (3), دختر (3), ساله (3), بزنم (3), اومد (3), صندلی (3), دستش (3), زدم (3), نقش (3), شود (3), blogfa (2), com (2), پاتوق (2), جوان (2), آرشیو (2), مرداد (2), خانه (2), توجه (2), جامعه (2), برخی (2), آمده (2), آید (2), کنی (2), بکنم (2), تومان (2), بگو (2), بیرون (2), دویست (2), نفر (2), آوردیم (2), چلوکبابی (2), اول (2), فقط (2), کلمه (2), بگویم (2), باید (2), پیر (2), هستند (2), حیا (2), وارد (2), شدم (2), کافه (2), اشتباه (2), گرفتم (2), آمدم (2), اینجا (2), چرا (2), عده (2), مست (2), نشسته (2), برنامه (2), وابسته (2), ترین (2), دانند (2), ایشان (2), گونه (2), اقتصادی (2), مردم (2), عبور (2), فرصت (2), نمودند (2), یکی (2), جمع (2), نفت (2), اقتصادى (2), خودمان (2), دنبالش (2), دلت (2), حالا (2), طرف (2), مختلف (2), کردند (2), خیابان (2), پایتخت (2), حال (2), توانست (2), مهار (2), مدتی (2), گذشت (2), بودند (2), اسد (2), تغییر (2), کند (2), مشرق (2), پیروزی (2), گذاشته (2), سیزدهم (2), قربان (2), مناسبت (2), اسماعیلهاى (2), قربانى (2), جمله (2), دهه (2), فجر (2), منتشر (2), 1368 (2), گزارش (2), شاید (2), دوستیامون (2), فهمد (2), همش (2), داریم (2), بزرگترین (2), داشتن (2), کوچکترین (2), گاهی (2), حتی (2), یادمون (2), مونده (2), کردیم (2), باعث (2), اندازه (2), دلمون (2), شکست (2), چشمای (2), بهتر (2), سکوتی (2), بزرگی (2), اکنون (2), حرف (2), زدن (2), کافی (2), یاد (2), زود (2), بیو (2), بویی (2), دمون (2), هیس (2), برسه (2), رنگ (2), عطر (2), گرم (2), کوه (2), بدم (2), ساک (2), داغ (2), زبون (2), صحوت (2), بنویسم (2), اصلا (2), شنبه (2), ششم (2), ایستاده (2), مستقیم (2), عقب (2), خواهش (2), حواسم (2), برف (2), خودشون (2), کوتاه (2), پام (2), چشمامو (2), نکردم (2), دهن (2), موقع (2), عرق (2), ترسیدم (2), نگاهم (2), مسیرتون (2), سعی (2), سرمو (2), تکون (2), قشنگ (2), دیدمش (2), نیمه (2), چشماش (2), سرعت (2), ماشینو (2), بغض (2), نشناسه (2), میشه (2), آخه (2), چیکار (2), ازدواج (2), خدای (2), لبای (2), انگار (2), پایان (2), چراغ (2), ناخناش (2), خواست (2), میشد (2), قاطی (2), لعنتی (2), میگفت (2), موندم (2), آزار (2), تاب (2), حریصانه (2), قلبم (2), دستشو (2), تومنی (2), صدا (2), کردنش (2), بغضم (2), خنده (2), شون (2), کردی (2), آبی (2), سرزمین (2), باستان (2), ایذه (2), ایبنانیوز (2), نام (2), آمیز (2), نخبگان (2), ساحل (2), آرام (2), دريچه, دلتنگي, هاي, مريم, هرچی, کلبه, سرگرمی, خسته, شکسته, منتظران, مهدي, زندگي, زيباست, باش, نوجوان, آرامش, چادري, پیوندها, افسردگی, چیست, برچسب, زوجین, بخوانند, نوجوانی, موضوعی, تیر, شهریور, اردیبهشت, اوّل, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, نظر, مشکلاتی, وجود, بیان, راهکاری, مقابله, مشکل, بوجود, مطالب, قدیمی, چهارشنبه, شصت, گذشتی, صورتت, سفیدی, چکار, تکان, عجیبی, دیروز, چقدر, آوردی, شمردم, پول, اینها, نخورند, بلند, شوند, بروند, رفتیم, داخل, چاه, ریختیم, رفتم, رفقایم, آوردم, پولی, گذاشتند, چهار, نشد, تعداد, دیگ, بشقاب, قاشق, چاقو, صبح, ظهر, آنجا, تابلوی, خورده, چلوکباب, روحانی, پرس, چلوکبابش, خرم, سالم, خواهم, بپرسم, یهودی, مسیحی, مسلمانم, سنی, شیعه, هستم, توانم, پروردگار, فرموده, مؤمنان, نورِ, نورم, آتشم, بسوزانم, صاحب, آقا, اید, برادر, نیامده, آدرس, مگر, فلان, فرمایشی, دارید, کلام, بار, شاه, فروشی, همین, عبا, عمامه, دیدم, میزها, مشغول, نوشیدن, تازه, شيخ, حسين, انصاريان, شراب, فروشي, امت, ابتدای, ریزی, بردن, صدمه, ناحیه, القای, عدم, خودباوری, رفتن, اتفاقی, اعتقاد, داشتند, نظام, تربیتی, رژیم, سابق, کودکستان, درصدد, اجرای, بوده, پدیده, نوظهوری, روزهای, نخستین, شدت, ضعف, داشته, هایشان, مسئولین, تهدیدات, راهنمایی, توانستند, خوبی, شرایط, هدایت, 1359, کفیل, وزارت, معاونان, مدیران, شرکت, ملى, گاز, صنایع, پتروشیمى, شرکتهاى, ایراد, ارائه, گردد, خیلى, ترسند, هدیه, دانم, اینکه, معنایش, یَحْتاج, نمى, دهند, وقتى, یحتاج, ندادند, رویم, نشدنی, جبهه, باطل, منظر, اندیشه, پیرامون, کفایی, بدبختی, خاک, سرت, موندی, فکر, میکنی, هیچکس, نکات, شیطون, مچتو, شدی, میخوای, عشقت, برسی, جدید, باحال, سرکاری, پیش, مخالفان, سوری, ورود, خیابانها, روستاها, شهرک, اعتراضات, حلب, دمشق, مهم, مستقر, شدند, مرزها, استقرار, پیدا, تسلط, قدرت, مناطق, گذرگاه, انسانی, ناکام, ماندند, مدت, براندازی, ببرد, روند, درگیری, بیش, درصد, عناصر, مخالف, بارها, نزدیک, کنج, تهدید, بشار, معادله, نفع, دهد, توازن, عرصه, میدانی, گروه, الملل, پروسه, تحمیلی, جهانی, علیه, طرح, برتر, هفتاد, ارتش, چگونه, تروریست, آستانه, فرارسیدن, سالگرد, پایگاه, اطلاع, رسانی, khamenei, برگزیده, حضرت, آیت, الله, خامنه, فطرى, روزه, سخت, خارج, دورانى, محرومیت, تغذیه, معنوى, مادّى, تحمیل, غدیر, ولایت, اتمام, تکمیل, الهى, صورت, عملى, تحقق, خارجى, گرفت, 1386, رهبر, خودمون, نیاریم, ولی, ذهنمون, آرزوست, وقت, عالم, شور, نشاط, سرزندگی, نشدیم, نیستیم, داره, ناله, گفتیم, فهمیدند, زبان, گوییم, بازیهامون, ادای, ترها, خیالمون, برمیگردیم, حسرت, برگشتن, چیزه, تیکه, سرگرم, ۱۰۰, کلاف, نخم, سرگرممون, نمیکنه, دعوا, میکردیم, میرفت, دعواهامون, سالها, آشتی, قضاوت, یکسان, بودن, قضاوتهای, غلط, داشتنمون, راحت, آسون, شکنه, هیچی, هارو, نهایت, خیسمون, میدیدن, هیچکی, نمیبینه, گریه, خلوت, ریزیم, آسمان, باران, آمد, چشمهایمان, خوش, خالیست, بفهمد, فریادی, نفهمد, سرشار, هاست, گفتنش, نگفتنش, هزاران, ببین, بزرگیم, دلتنگیم, دلهامون, همان, کودکی, حرفهایش, توان, خواند, نیازی, صحبت, نداشتیم, قلبها, چهره, اگر, بزنیم, کوچک, روزا, یادش, بخیر, روزای, قشنگی, كودكی, پنجشنبه, مسافرترین, خطی, ایخواه, سیش, بنویسه, طاقت, دیریته, مستقل, زنه, بخه, آروم, رانندیی, بکنی, شومته, نخرده, میز, نکنی, بری, قویترین, دسی, لمست, دونی, قشنگه, لواته, تیاته, میاته, بیام, بوینمت, نصفم, نمنده, رحم, اکنه, بنده, جونم, بهتری, تیامی, ایبوم, باد, شما, داروم, پیامی, اگمت, بدر, مالی, دلوم, نیگره, خیالی, باور, سیت, سربنوم, زرد, کوگ, بلکه, ساکن, بکنه, دردمندم, تالی, مویت, هیم, وندم, زلفا, یارس, قیچی, دهدر, نونی, دیریت, ایسوزم, بنوم, نفست, لواتو, بوسم, خوشه, برارون, نبرین, اره, دارون, بدیم, مودریمونن, زنده, بنویسیم, خیانت, نکنیم, قدمت, اصالت, بچیلوم, خوم, نامه, سوال, خوتون, بپرسین, پیامک, منبع, http, www, 09163902901, بدون, جلوی, پاش, آدمای, بهترین, مسافرن, راننده, ممنون, کنای, میون, محکم, کوبوندن, شیشه, بریزه, صورتش, تماشا, نفسم, حبس, ناخودآگاه, دزدیدم, ببخشید, آهویی, کوچیک, لبهای, متعجب, دندونای, سفید, خندیدنش, درخشید, چشمک, نبضم, سردی, تنم, تلاقی, ندیدن, دستام, پاهام, نبودن, کنا, پرسید, کجاست, خشک, میرم, خوره, اشکم, حکایت, پرغصه, جراءت, پرده, خیابونو, میکرد, کوچولوش, تعبیر, حالت, متعجبانه, سئوال, تپید, روسریش, حواسش, سرشو, موهای, مشکیش, آشفته, شونه, نشده, پیشونیش, رها, خاطره, سکانس, فیلم, سرخ, بشناسم, تنهاست, نکرده, طلاق, لبش, بازی, اونوقتا, مدام, اینقده, پوست, لبتو, نکن, حیف, قشنگت, شیطنت, خاص, خندید, گیای, خوشگلیای, لجباز, قرمز, ساعتش, روسریشو, مرتب, مراقب, بکشم, خفم, تموم, بدوم, داد, پیشونیم, میچکید, ریخت, لباسم, نرفته, منم, برگردم, چشاش, دستامو, بذارم, هاش, دونستم, میشناسه, مگه, اینکارو, تونم, ترسم, ترس, کارا, خراب, زندگیم, اندک, شباهتی, زیباتر, تنهاییم, جستجوی, تنهایی, شیدایی, نرسیدم, باشم, عاشقی, براش, بهت, نیاز, دارم, ساکت, بیا, پیشم, میگفتم, میام, نرفتم, میگذشت, بسوزم, آزاری, البته, بیشتر, قصه, افسانه, معشوق, دستم, پرید, پرنده, کوچکی, دلش, درخت, بوق, آورد, سبز, آهسته, حرکت, چشام, اشکای, کنن, مرد, چهل, نباید, احساساتی, باشه, شبی, افتادم, بدرقه, فرودگاه, هردوروی, تاکسی, مسیر, بهم, میریخت, بازش, مهربونی, یکجا, چشمی, ندیده, عاشقانه, مادرانه, مهربون, شقیقه, هام, سوخت, احساس, ممکنه, سکته, عجیب, همینجا, پیاد, میشم, بستم, بفرمایین, آورده, حلقه, انگشتش, ایستاد, انرژیم, حرفی, لازم, پولو, گذاشت, بسته, شدنش, خشکم, زده, تونستم, همونطور, یکدفه, اومدمو, درماشینو, تصمیم, ترکوندن, قدم, مردی, منتظرش, دختربچه, اسمش, گره, ترکید, سرد, اشکهای, تلخ, داغم, رفت, رفتند, نفری, کوچولو, خوردم, زمین, گوشم, زدیم, اونقدر, نفریشون, نقطه, زحمت, خودمو, کشوندم, عطرش, برداشتم, تنش, اینبار, پررنگ, دردناک, نقطهء, دیوانه, لجبازانه, بارید, نابودگر, خوزستان, عجایب, تاریخی, جایی, ایرانیان, توانسته, ردپایی, یادگارهایشان, قرن, تصویر, کشیده, برجسته, هایش, بهشت, شناسان, دوستانی, صخره, دنبال, پیام, نیاکان, گردند, شهر, نگارهای, سنگی, آژانس, خبری, کاملاً, منفی, نوکیسه, سلطنت, طلب, فاسد, داده, اذیت, روشنفکر, وطن, پرست, مظلوم, اردکانی, پردازند, قسمتهای, علاوه, عنوان, یکسری, دیالوگهای, زننده, تحریک, استفاده, بدین, ترتیب, نماینده, فرهنگ, قوم, معرفی, واقع, تعمیم, قومیتی, برخلاف, زندگی, مسالمت, اقوام, روح, تساهل, قومی, موازین, حقوق, بشری, موردنظر, سازمان, ملل, یونسکو, نقض, تعهدات, المللی, صداوسیمای, دولتی, باشد, همچنین, معتقدند, تمثال, حاج, علیقلی, خان, سردار, اسعد, رهبران, مشروطه, خواه, جایگاه, خاصی, برخوردار, اهانت, صاحبنظران, کاربران, خواهد, نظرات, ارسال, نمایند, تحریف, کهن, شبکه, سیما, انتقاد, زاگرس, میانی, برانگیخت, مشاوره,
Text of the page (random words):
یسه سلطنت طلب و فاسد به خانواده ای به نام بختیاری داده شده است که به آزار و اذیت یک خانواده روشنفکر وطن پرست و مظلوم به نام اردکانی می پردازند در قسمتهای مختلف این سریال علاوه بر خانواده بختیاری از عنوان بختیاری ها در یکسری دیالوگهای تند و زننده و تحریک آمیز استفاده می شود و بدین ترتیب آن خانواده نماینده فرهنگ و هویت قوم بختیاری معرفی می شود که در واقع یک تعمیم قومیتی است و برخلاف زندگی مسالمت آمیز اقوام و روح تساهل قومی و موازین حقوق بشری موردنظر سازمان ملل و یونسکو و نقض تعهدات بین المللی صداوسیمای دولتی ایران می باشد همچنین برخی نخبگان بختیاری معتقدند این سریال به تمثال حاج علیقلی خان سردار اسعد بختیاری از رهبران مشروطه خواه ایرانی که از جایگاه خاصی بین مردم بختیاری برخوردار است اهانت کرده است ایبنانیوز از همه صاحبنظران و کاربران می خواهد نظرات خود را درباره این سریال ارسال نمایند تا منتشر شود نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 4 توسط احمد رضا ایذه شهر نقش و نگارهای سنگی خوزستان سرزمین عجایب تاریخی است جایی که ایرانیان باستان هر جا توانسته اند ردپایی از خود به جا گذاشته اند و یادگارهایشان را برای قرن ها بعد از خود به تصویر کشیده اند در این بین ایذه با نقش برجسته هایش بهشت باستان شناسان و تاریخ دوستانی است که روی صخره ها و کوه ها دنبال پیام نیاکان ایران می گردند ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 24 توسط احمد رضا داستان کوتاه نابودگر عشق کنار خیابون ایستاده بود تنها بدون چتر اشاره کرد مستقیم جلوی پاش ترمز کردم در عقب رو باز کرد و نشست آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ممنون خواهش می کنم حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه و اون لحظه لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد نفسم حبس شد پام ناخودآگاه چسبید روی ترمز چیزی شده چشمامو از نگاهش دزدیدم نه ببخشید خودش بود شک نکردم خودش بود بعد از ده سال بعد از ده سال خودش بود با همون چشم های درشت آهویی با همون دهن کوچیک و لبهای متعجب با همون دندونای سفید و درشت که موقع خندیدنش می درخشید و چشمک می زد خودش بود نبضم تند شده بود عرق سردی نشست روی تنم دیگه حواسم به هیچ چی نبود می ترسیدم دوباره نگاهش کنم می ترسیدم از تلاقی نگاهم با نگاهش بعد از ده سال ندیدن هم دستام و پاهام دیگه به حال خودشون نبودن برف پاک کنا اصلا کار نمی کردن بارون بود و بارون پرسید مسیرتون کجاست گلوم خشک شده بود سعی کردم چیزی بگم اما نمی شد با دست اشاره کردم مستقیم گفت من میرم خیابون بهار مسیرتون می خوره به آینه نگاه نکردم سرمو تکون دادم صدای خودش بود صدای قشنگ خودش بود قطره اشکم چکید چکید و چکید گرم بود داغ بود حکایت از یک داستان پرغصه داشت به چشمام جراءت دادم از پشت پرده اشک دوباره دیدمش داشت خیابونو نگاه میکرد دهن کوچولوش مثل اون موقع ها نیمه باز بود به تعبیر من با حالت متعجبانه چشماش مثل چشم بچه ها پر از سئوال سرعت ماشینو کم کردم بغض بد جور توی گلوم می تپید روسریش مثل همیشه که حواسش نبود سر خورد بود روی سرشو موهای مشکیش آشفته و شونه نشده روی پیشونیش رها بود خاطره ها مثل سکانس های یک فیلم با دور تند از جلو چشمام عبور می کرد به خدا خودش بود به چشمای خودم نگاه کردم سرخ بود و خیس خدا کنه منو نشناسه اگه بشناسم چی میشه آخه اینجا چیکار می کنه یعنی تنهاست ازدواج نکرده ازدواج کرده طلاق گرفته بچه نداره خدای من خدای من با لبش بازی می کرد مثل اونوقتا که من مدام بهش می گفتم اینقده پوست لبتو نکن دختر حیف این لبای قشنگت نیست و اون با همون شیطنت خاص خودش می خندید لج می کرد به یک زن سی و هفت ساله نمی خورد توی چشم من همون دختر بیست و هفت ساله بود با همون بچه گیای خودش با همون خوشگلیای خودش زمان به سرعت می گذشت قطره های اشک من انگار پایان نداشت بارون هم لجباز تر از همیشه پشت چراغ قرمز ترمز کردم به ساعتش نگاه کرد روسریشو مرتب کرد به ناخناش نگاه کردم انگار هنوزم مراقب ناخناش نیست دلم می خواست فریاد بکشم بغض داشت خفم می کرد کاش میشد از ماشین بزنم بیرون و تموم خیابون رو زیر بارون بدوم و داد بزنم قطره های عرق از روی پیشونیم میچکید توی چشمام و با قطره های اشک قاطی میشد و می ریخت روی لباسم زیر بارون نرفته بودم اما خیس بودم خیس ِ خیس چیکار باید می کردم بهش بگم بهش بگم منم کی ام برگردم و توی چشاش نگاه کنم دستامو بذارم روی گونه هاش می دونستم که منو خیلی زود میشناسه مگه میشه منو نشناسه نه اینکارو نمی تونم بکنم می ترسم همیشه این ترس لعنتی کارا رو خراب می کرد توی این ده سال لحظه به لحظه توی زندگیم بود و نبود بود توی هر چیزی که اندک شباهتی بهش داشت بود پر رنگ تر از خود اون چیز زیباتر از خود اون چیز تنهاییم با جستجوی اون دیگه تنهایی نبود یه جور شیدایی بود خل بودم دیگه نرسیدم بهش تا همیشه دنبالش باشم عاشقی کنم براش میگفت بهت نیاز دارم ساکت می موندم میگفت بیا پیشم میگفتم میام اما نرفتم زمان برای من کند میگذشت و برای اون تند تر از همیشه دلم می خواست بسوزم شاید یه جور خود آزاری که البته بیشتر باعث آزار اون شد قصه عشق من افسانه شد و معشوق من از دستم پرید مثل پرنده کوچکی که دلش تاب سکوت درخت رو نداشت صدای بوق ماشین پشت سر منو به خودم آورد چراغ سبز شده بود آهسته حرکت کردم چشام چسبید روی آینه حریصانه نگاهش کردم حریصانه و بی تاب چرا این اشکای لعنتی بس نمی کنن آخه یه مرد چهل ساله که نباید اینقدر احساساتی باشه یاد شبی افتادم که برای بدرقه من تا فرودگاه اومد هردوروی صندلی عقب تاکسی نشسته بودیم و اون تمام مسیر بهم نگاه می کرد اشک میریخت و با همون لبای قشنگ نیمه بازش چشم در چشم نگاهم می کرد تا حالا اینقدر مهربونی رو یکجا توی هیچ چشمی ندیده بودم چشماش عاشقانه و مادرانه با چشم های من مهربون بود شقیقه هام می سوخت احساس می کردم هر لحظه ممکنه سکته کنم قلبم عجیب تند می زد تند تر از همیشه تند تر از تمام مدتی که توی این ده سال می زد همینجا پیاد میشم پام چسبید روی ترمز چشمامو بستم بفرمایین دستشو آورده بود جلو توی دستش یک هزار تومنی بود و یک حلقه دور انگشتش قلبم ایستاد با همه انرژیم سعی کردم حرفی بزنم لازم نیست نه خواهش می کنم پولو گذاشت روی صندلی جلو صدای باز شدن در اومد و بعد بسته شدنش خشکم زده بود حتی نمی تونستم سرمو تکون بدم برای چند لحظه همونطور موندم یکدفه به خودم اومدمو و درماشینو باز کردم تصمیم خودم گرفته بود برای صدا کردنش برای فریاد کردنش برای ترکوندن همه بغضم توی این ده سال دیدمش چند قدم مونده بود تا برسه به مردی که با چتر باز منتظرش بود و دختربچه ای که زیر چتر ایستاده بود صدا توی گلوم شکست اسمش گره خورد با بغضم و ترکید قطره های سرد بارون و اشکهای تلخ و داغم با هم قاطی شد رفت رفتند توی خیابون بهار سه نفری زیر چتر باز دختر کوچولو دستشو گرفته بود صدای خنده شون از دور می اومد سر خوردم روی زمین خیس صدای هق هق خودم بود که صدای خنده شون رو از توی گوشم پاک کرد مثل بچه ها زار زدم زار زدم منو بارون زار زدیم اونقدر زار زدم تا سه نفریشون مثل نقطه شدن به زحمت خودمو کشوندم توی ماشین بوی عطرش ماشینو پر کرده بود هزار تومنی رو از روی صندلی جلو برداشتم و بو کردم بوی عطر خودش بود بوی تنش بوی دستش بعد از ده سال دوباره از دستش دادم اینبار پررنگ تر دردناک تر برای همیشه تر خل بودم دیگه یعنی این نقطهء پایان بود برای عشق من نه عاشق تر شده بودم عاشق تر و دیوانه تر چه کردی با من تو چه کردی بارون لجبازانه تر می بارید خیابان بهار آبی بود آبی تر از همیشه منبع http www 09163902901 blogfa com نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 9 توسط احمد رضا پیامک های لری دو تا سوال و خوتون بپرسین ترم یه نامه به زبون لری بنویسم اصلا ترم لری بنویسم چند سال دی بچیلوم که هیچ خوم ترم لری صحوت کنم بیویم و خیانت نکنیم و بختیاری و ای همه قدمت و ای همه اصالت بیویم وا یک لری صحوت کنیم لری بنویسیم بیویم دس و دس یک بدیم و زبون مودریمونن زنده کنیم ئی کنار نبرین ای اره دارون ای کنار ساک س خوشه سی بی برارون بو بنوم من نفست لواتو بوسم نونی که ز داغ دیریت جور تش ایسوزم دهدر نشست ساک نی چی زلفا یارس کرده قیچی تالی ز مویت بدم با هیم به وندم بلکه ساکن بکنه دل دردمندم سربنوم به زرد کوه چی کوگ بی دا چه کنم باور کنی سیت نی گرم جا مو خو دلوم جا نیگره تو بی خیالی اگمت بیو بدر تو هی من مالی مو ایبوم باد شما داروم پیامی تو ز جونم بهتری مثل تیامی نه خدا رحم اکنه نه پیر نه بنده تا بیام بوینمت نصفم نمنده دل مو مست تیاته عاشق عطر میاته دونی گل سی چه قشنگه سی یو که رنگ لواته قویترین زن دنیا هم که بویی دمون هایی هیس که دسی وا لمست کنه مستقل ترین زن دنیا که بویی دمون هایی هیس که دلت پر زنه که کسی برسه و وت بخه که آروم رانندیی بکنی و شومته نخرده سر میز ول نکنی بری مسافرترین زن دنیا هم دست خطی ایخواه که سیش بنویسه زود بیو دلم طاقت دیریته نداره نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 14 توسط احمد رضا یاد دوران كودكی اون روزا یادش بخیر چه روزای قشنگی بود کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد دنیا را ببین بچه بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم بزرگ شدیم تو خلوت اشک می ریزیم بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم هیچ کس نمی فهمد بچه بودیم دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم شاید به روی خودمون نیاریم ولی همیشه ذهنمون پر از این آرزوست که ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و هنوزم تو عالم بچگی بودیم همون دوران بچگی هایی که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 51 توسط احمد رضا جمله رهبر انقلاب درباره دهه فجر بیست و دوم بهمن در حکم عید قربان است زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملت ما اسماعیلهاى خودش را قربانى کرد به گزارش مشرق در آستانه فرارسیدن 22 بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی پایگاه اطلاع رسانی khamenei ir بیست و دو جمله ی برگزیده از حضرت آیت الله خامنه ای را درباره دهه فجر و 22 بهمن منتشر کرد بیست و دوم بهمن براى ملت ما در حکم عید فطرى است که ملت در آن از یک دوران روزه ى سخت خارج شد دورانى که محرومیت از تغذیه ى معنوى و مادّى را بر ملت ما تحمیل کرده بودند 1368 11 04 بیست و دوم بهمن در حکم عید قربان است زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملت ما اسماعیلهاى خودش را قربانى کرد 1368 11 04 بیست و دوم بهمن در حکم عید غدیر است زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهى براى ملت ایران صورت عملى و تحقق خارجى گرفت 1386 11 19 ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 44 توسط احمد رضا ناگفته های جنگ هفتاد و دو ملت در سوریه ارتش اسد چگونه تروریست ها را مهار کرد پروسه پیروزی دولت سوریه در جنگ تحمیلی جهانی علیه این کشور یک طرح سه مرحله ای است که دو مرحله آن پشت سر گذاشته شده و مرحله سوم نیز با دست برتر دولت آغاز شده است گروه بین الملل مشرق سه سال پیش مخالفان سوری با ورود به خیابانها و روستاها و شهرک های مختلف اعتراضات خود را آغاز کردند و در خیابان های حلب و دمشق دو پایتخت مهم سوریه مستقر شدند و در مرزها نیز استقرار پیدا کردند با این حال در تسلط بر قدرت دولت یا ایجاد مناطق بی طرف یا ایجاد گذرگاه هی انسانی ناکام ماندند دولت توانست در این مدت آنها را مهار کرده و برنامه های آنها برای براندازی را از بین ببرد بعد از مدتی با گذشت یک سال از روند درگیری ها که در آن زمان بیش از 60 درصد کشور در دست عناصر مخالف دولت بود و آنها بارها به پایتخت نیز نزدیک شده بودند تا دولت را در کنج خانه خود تهدید کنند این بشار اسد بود که توانست معادله ها را به نفع خود تغییر دهد و توازن را در عرصه میدانی ایجاد کند ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14 47 توسط احمد رضا جک جدید و باحال سرکاری اگه عاشق شدی و میخوای به عشقت برسی به نکات زیر توجه کن ای شیطون مچتو گرفتم حالا طرف کی هس اگه دلت گرفته برو پائیین اگه فکر میکنی هیچکس دوست نداره برو پائیین اگه خیلی تنها موندی برو پائیین یعنی اینقدر بدبختی خاک تو سرت ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14 18 توسط احمد رضا اندیشه امام خمینی ره پیرامون تبدیل تحریم اقتصادی به فرصت خود کفایی جنگ تمام نشدنی جبهه حق و باطل از منظر امام خمینی این محاصره اقتصادى را که خیلى از آن مى ترسند من یک هدیه اى مى دانم براى کشور خودمان براى اینکه محاصره اقتصادى معنایش این است که ما یَحْتاج ما را به ما نمى دهند وقتى که ما یحتاج را به ما ندادند خودمان مى رویم دنبالش محاصره و تحریم اقتصادی پدیده نوظهوری در تاریخ انقلاب اسلامی نیست از روزهای نخستین انقلاب اسلامی این تحریم ها با شدت و ضعف ادامه داشته است امام خمینی س در سخنرانی هایشان مردم و مسئولین را برای عبور و تبدیل این تهدیدات به فرصت راهنمایی می نمودند و توانستند به خوبی ایران را جامعه ایران را در شرایط تحریم و جنگ هدایت کنند در ادامه یکی از سخنرانی های ایشان که در تاریخ 26 بهمن 1359 که در جمع کفیل وزارت نفت و معاونان و مدیران شرکت ملى نفت و گاز و صنایع پتروشیمى و شرکتهاى وابسته ایراد نمودند ارائه می گردد امام امت س در ابتدای سخنرانی خود به برنامه ریزی دشمنان برای از بین بردن هویت و شخصیت ایرانی اسلامی ما و تبدیل آن به یک شخصیت وابسته اشاره می کنند و آن را بزرگ ترین صدمه از ناحیه دشمنان می دانند القای عدم خودباوری و از دست رفتن هویت و شخصیت توسط دشمنان را اتفاقی نمی دانند و اعتقاد داشتند که نظام تربیتی رژیم سابق از کودکستان ها درصدد اجرای آن بوده اند ایشان سخنرانی خود را این گونه آغاز می کنند نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14 13 توسط احمد رضا شيخ حسين انصاريان و شراب فروشي یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم با همین عبا و عمامه دیدم سر تمام میزها مشروب است یک عده ای مشغول نوشیدن و یک عده ای مست هستند و یک عد ّه تازه نشسته اند من که وارد شدم صاحب کافه گفت آقا اشتباه آمده اید گفتم نه برادر اشتباه نیامده ام آدرس گرفتم و درست آمدم مگر اینجا فلان کافه نیست گفت چرا گفتم پس من درست آمدم گفت فرمایشی دارید گفتم یک کلام آن زمان هم من سی سه سالم بود جوان بودم گفتم من فقط یک کلمه می خواهم به تو بگویم اما باید اول از تو بپرسم یهودی هستی گفت نه مسیحی هستی گفت نه مسلمانم گفتم سنی هستی گفت نه شیعه هستم گفتم پس می توانم آن یک کلمه را به تو بگویم گفت بگو گفتم پروردگار فرموده مؤمنان پیر نورِ من هستند و من حیا می کنم که نورم را با آتشم بسوزانم من خدا دیگر از او حیا می کنم گفتم تو که از شصت سال گذشتی و سر و صورتت پر از سفیدی است چه می کنی گفت چکار بکنم تکان عجیبی خورد گفتم دیروز چقدر آوردی آن زمان گفت هفت هزار تومان هفت هزار تومان شمردم و گفتم این پول مشروب ها به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند همه را بیرون کرد با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم یعنی من صبح این کار را کردم بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود چلوکباب هم داشت روز اول هم یک روحانی گفت دویست پرس چلوکبابش را من می خرم بعد هم دیگر چلوکبابی شد نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 20 توسط احمد رضا مطالب قدیمی تر این وبلاگ در نظر دارد با توجه به مشکلاتی که در جامعه وجود دارد با بیان برخی از آنها و راهکاری برای مقابله مشکل بوجود آمده بر آید خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته چهارم بهمن ۱۳۹۲ هفته دوم بهمن ۱۳۹۲ هفته اوّل بهمن...
|