Meta tags:
description= دل نوشته ها;
Headings (most frequently used words):
رو, كه, می, از, اونوقت, داد, به, معلم, زد, دخترك, گفت, نوشته, ها, ای, های, یه, تست, دم, ازدواج, در, عشق, اشك, دفتر, روی, میز, سارا, خودش, جمع, كرد, تا, خانوم, سیاه, شد, شه, برای, قول, من, دل, سپندار, مذگان, عکس, لو, رفته, مراسم, پارتی, یادمان, باشد, شعر, زیبای, حمید, مصدق, پاسخ, فروغ, فرخزاد, وی, تقدیم, شما, شاهزاده, عروسکش, روانشناسی2, روانشناسی, ماجرای, خر, ما, کرگی, نداشت, گربه, فکر, میکنی, باهوشی, 5سوالی, که, بهتره, زنها, مردها, نپرسن, قسر, رفتن, سقراط, خدا, شانس, بده, درخواست, اونم, اینجوری, یعنی, عكسهاي, عاشقانه, كودكان, قهوه, شور, معني, دوم, آنگاه, آهاي, حيوون, لبخند, زيباترين, كلمات, جمله, خوش, بش, دوستانه, برايت, آرزوي, كافي, ميكنم, كوچولوهاي, خنده, دار, آرزوهايي, حرام, شدند, داستان, دو, دوست, صميمي, دوران, سربازي, عصبی, كوبید, جور, سرش, پایین, انداخت, جلوی, كشید, با, صدای, لرزان, بله, عصبانیت, شقیقه, هاش, تو, چشمای, مظلوم, خیره, چند, بار, بگم, مشقاتو, تمیز, بنویس, دفترت, پاره, نكن, هـــا, فردا, مادرت, میاری, مدرسه, خوام, مورد, بچه, بی, انضباطش, باهاش, صحبت, كنم, چونه, لرزونش, بغضش, زحمت, قورت, آروم, مادرم, مریضه, اما, بابام, گفته, آخر, ماه, بهش, حقوق, دن, مامانم, بستری, كنیم, دیگه, گلوش, خون, نیاد, خواهرم, شیر, خشك, بخریم, شب, صبح, گریه, نكنه, داده, اگه, پولی, موند, هم, بخره, دفترهای, داداشم, پاك, نكنم, توش, بنویسم, مشقامو, صندلیش, سمت, تخته, چرخوند, بشین, كاسه, چشمش, گونه, خالی, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (121), این (71), شده (55), ۱۳۸۹ (53), کرد (51), شما (49), بود (44), علی (42), برای (42), نوشته (39), اون (34), خانه (34), عشق (32), ساعت (32), توسط (32), کلمه (32), همه (31), کنم (31), باشد (31), اين (30), mahdieh (30), ترین (29), گفت (28), بعد (26), جواب (26), کنید (26), فکر (25), بله (25), کند (24), هفته (23), های (23), شود (22), داد (22), کسی (21), چون (21), کنه (21), خود (21), مرد (21), کرده (20), اگر (20), دست (19), #ازدواج (19), دختر (19), زندگی (19), پاسخ (19), یادم (19), روی (18), دختره (18), اما (18), الف (18), براي (17), آبان (17), دوست (17), رضا (17), نمی (17), نفر (17), دوم (16), میلیون (16), بینید (16), خیر (16), اوقات (16), میگه (15), کردم (15), پول (15), ساله (15), آیا (15), گاهی (15), اگه (14), جمع (14), خیلی (14), تومان (14), نیز (14), کافي (14), قهوه (14), خانم (13), دوستش (13), کار (13), روز (13), حال (13), آرزوي (13), بازی (13), داده (13), کني (13), خودش (12), دیگر (12), آنها (12), آرزو (12), عروسک (12), آقا (11), تمام (11), پیش (11), اونو (11), وقتی (11), تهران (11), بین (11), داشت (11), چند (11), وجود (11), البته (11), باید (11), سوال (11), پسر (10), عاشق (10), بهش (10), کمک (10), ولی (10), خلاصه (10), باشه (10), سلام (10), کردن (10), بار (10), جوان (10), پدر (10), آخر (10), فیلم (10), سوأل (10), هستید (10), شاهزاده (10), سوم (9), چهارم (9), اینکه (9), بودند (9), رفت (9), بیشتر (9), لبخند (9), داشته (9), دهد (9), دور (9), هنوز (9), باش (9), احساس (9), بیست (9), آتش (9), خارج (9), آيا (9), بهمن (8), نگاه (8), چهارشنبه (8), میاد (8), مادر (8), بودم (8), وقت (8), داشتم (8), خواست (8), میشه (8), یکی (8), همین (8), اضافه (8), پیرزن (8), شروع (8), باز (8), دید (8), عنوان (8), سیب (8), ادامه (8), عزيزم (8), دارم (8), کسي (8), معنی (8), گوش (8), شیوانا (8), نسبت (8), نمکی (8), دیگه (8), مورد (8), هنگامى (8), تکه (8), دستمزد (8), فنجان (8), هاي (7), رود (7), سپس (7), پایین (7), کردند (7), فریاد (7), آرام (7), صحبت (7), واقعا (7), زمانی (7), کنار (7), خانواده (7), قدم (7), داخل (7), آنجا (7), خوب (7), سال (7), زنگ (7), جمعه (7), آرزوهایش (7), قول (7), دارد (7), چرا (7), نمي (7), دریا (7), نظر (7), آنگاه (7), کنی (7), قرار (7), اول (7), دهید (7), شوید (7), تنها (6), خدا (6), خوش (6), پشت (6), زدن (6), گفته (6), قبول (6), هیچ (6), آمد (6), اشک (6), مراسم (6), راه (6), همراه (6), درست (6), گیرد (6), رفته (6), ارزش (6), گرفته (6), شخصی (6), کنند (6), خيلي (6), هستند (6), چقدر (6), زندگي (6), منو (6), بالا (6), فقط (6), دهند (6), وقتى (6), یانگ (6), منگین (6), کاغذ (6), رقم (6), کننده (6), سقراط (6), اید (6), صاحب (6), دوید (6), قاضی (6), جنگل (6), میز (6), تست (6), خاموش (5), چشم (5), اوّل (5), مهر (5), نام (5), هميشه (5), بدون (5), حالیکه (5), گریه (5), شادی (5), پارک (5), خواستم (5), خواهد (5), بوده (5), سمت (5), سکوت (5), خونه (5), حتی (5), خودشو (5), تصمیم (5), فرا (5), بیرون (5), کمی (5), متوجه (5), ناراحتی (5), زمان (5), گردد (5), نتیجه (5), کلی (5), نداشت (5), دوباره (5), وارد (5), فرو (5), پیدا (5), دوستی (5), ولي (5), آنچه (5), پیر (5), آرزوی (5), بزنم (5), داري (5), حالا (5), همديگر (5), داره (5), اجازه (5), امید (5), آید (5), خواهم (5), دوشنبه (5), کلبه (5), مرا (5), مقابل (5), چیست (5), هرگز (5), بهت (5), بگم (5), یکشنبه (5), شاید (5), دانشگاه (5), شخص (5), سرتیپی (5), حضور (5), بيمار (5), امتحان (5), سبقت (5), بگیرید (5), بیمار (5), یهودی (5), عارف (5), استاد (5), نمود (5), باغچه (5), اونوقت (5), طرف (4), دخترك (4), شهریور (4), زير (4), میکروفون (4), جمعیت (4), توی (4), بده (4), خوبی (4), هاش (4), نزدیک (4), نبودم (4), ببینم (4), مثل (4), عقد (4), زیادی (4), اونم (4), حرکت (4), یاد (4), تعجب (4), اونا (4), خوشحالی (4), افتاد (4), کیسه (4), گوید (4), ندارم (4), نیاز (4), سرعت (4), همان (4), هایش (4), ماند (4), تنگ (4), زند (4), عکس (4), روزی (4), خدمت (4), دوستاي (4), گاه (4), آرزوهای (4), لستر (4), حالی (4), محبت (4), داشتن (4), آواز (4), رسید (4), شدند (4), هشتم (4), ببخشيد (4), گريه (4), خداحافظي (4), باشي (4), زنده (4), اندازه (4), آمده (4), هستم (4), جاي (4), نشسته (4), گلم (4), بايد (4), اينه (4), بدي (4), چنین (4), یکم (4), اندوه (4), اشکی (4), دلم (4), خاطر (4), بلافاصله (4), مدرسه (4), انداخت (4), خیس (4), یعنی (4), پاک (4), پرسید (4), مزه (4), لطفا (4), نمک (4), بچه (4), گرفت (4), زده (4), پرسيد (4), براى (4), متفاوت (4), دارید (4), دیوار (4), تهیه (4), نوبت (4), هدیه (4), دلخور (4), قِسِر (4), زیر (4), حتما (4), تکرار (4), نیست (4), حاصل (4), خواهید (4), چنان (4), نشان (4), شماست (4), نرده (4), رویایی (4), حیوان (4), زنید (4), جنس (4), ناهار (4), خوری (4), روید (4), کنان (4), معلم (4), الناز (3), شعر (3), شادي (3), دنیا (3), قصر (3), بیاد (3), دفتر (3), مرداد (3), آذر (3), دوستان (3), پنجم (3), همسرش (3), همیشه (3), الان (3), بیش (3), میره (3), زندگیم (3), همون (3), پولدار (3), مادرم (3), بزرگترین (3), امروز (3), سرمایه (3), برداشته (3), چهره (3), خونوادش (3), اطراف (3), برگزار (3), داماد (3), حین (3), میان (3), گیره (3), دوستشو (3), میگیره (3), داستان (3), نداره (3), راحت (3), میکنن (3), دلش (3), زیبایی (3), میده (3), زود (3), دیده (3), پاره (3), بلند (3), براش (3), علت (3), اصرار (3), آخرین (3), لحظه (3), فردا (3), صبح (3), تلاش (3), فراموش (3), شهرستان (3), افراد (3), بسیار (3), برمی (3), توجه (3), بدین (3), اونجا (3), اونها (3), گرده (3), ازش (3), بودن (3), ماه (3), هفتم (3), باشید (3), نشست (3), ریخت (3), هزار (3), کدام (3), درخت (3), شنبه (3), خنده (3), ميدم (3), تون (3), خلوت (3), آخرين (3), بدهد (3), روشن (3), بگن (3), پيش (3), بيشتر (3), مامان (3), رفتم (3), ديگه (3), حجم (3), نادیده (3), گذشت (3), سوی (3), دشت (3), روح (3), گونه (3), سرازیر (3), فرود (3), لبخندی (3), عوض (3), مردها (3), دادند (3), شیشه (3), ماشین (3), مخالف (3), صدای (3), خوشبختی (3), بقیه (3), شاگردان (3), ساکنین (3), چشمان (3), برخاست (3), اکنون (3), اولین (3), خاک (3), جوانی (3), نامه (3), برام (3), چیزی (3), خوام (3), باشم (3), مردی (3), ملاقات (3), پيرمرد (3), يکنفر (3), قبل (3), باشند (3), حرف (3), بگوئيد (3), بابا (3), مگر (3), همين (3), مارس (3), دانشجوی (3), خوابگاه (3), اسم (3), چین (3), سینمای (3), توان (3), فیلمهای (3), تهرانی (3), عطاران (3), برخی (3), رفتار (3), ناراحت (3), دوستای (3), شخصیت (3), گاو (3), گوسفند (3), اينطور (3), ممکنه (3), بميرم (3), چيکار (3), متاهل (3), ميشه (3), توست (3), جوابهاي (3), عبارتند (3), خوشگلتره (3), اتاق (3), اشتباه (3), دوستم (3), خودتون (3), حساب (3), عدد (3), 1000 (3), جای (3), دُم (3), کوچه (3), بام (3), قصاص (3), بسته (3), آبی (3), ترجیح (3), مشکلات (3), ارتباطی (3), حیوانی (3), چگونه (3), نوع (3), ذهن (3), روانشناسی (3), گزینه (3), وجودتان (3), تان (3), تنهایی (3), تشکیل (3), شاه (3), همسایه (3), نکنم (3), com (2), عجب (2), روزهاي (2), خدايي (2), اقا (2), محمد (2), هادي (2), پاييزي (2), هستي (2), مهدي (2), گفتگو (2), كوسه (2), كسي (2), زیبا (2), وبلاگ (2), الکترونیک (2), نيست (2), گام (2), وبلاگم (2), ميخوام (2), چطور (2), بشینه (2), مالی (2), داشتند (2), لذا (2), خواهرم (2), بشه (2), دونم (2), بهترین (2), اضطراب (2), مال (2), اینجا (2), تونستم (2), شکست (2), خورده (2), خرد (2), شرایط (2), معرفت (2), داداشم (2), برد (2), خواستگاری (2), آوردم (2), عروسی (2), گذاشتم (2), بهم (2), پنهان (2), گفتن (2), اومد (2), خشم (2), معمولی (2), چشمش (2), عصبانیت (2), وسط (2), درخواست (2), ساکت (2), شوند (2), بگه (2), بریم (2), آشنا (2), بهشون (2), خبر (2), جریان (2), موافقت (2), لباس (2), عاشقانه (2), جلب (2), فوق (2), العاده (2), دقایقی (2), گره (2), معرفی (2), دار (2), خانوادش (2), میارن (2), انتخاب (2), روزه (2), حمل (2), میوه (2), زمین (2), بره (2), دعوت (2), آورد (2), تفکر (2), کمدی (2), مبلغ (2), بگیر (2), کارهای (2), خودت (2), بماند (2), خوابد (2), شنود (2), دیدن (2), فرار (2), برود (2), رسیدن (2), معروف (2), شهر (2), داری (2), مستخدم (2), رفاقت (2), خودشون (2), تجاری (2), نشون (2), پسرش (2), بغل (2), مشغول (2), عمیق (2), شکل (2), جدا (2), سفر (2), داریم (2), لذت (2), خواستن (2), حرام (2), بوسه (2), نشده (2), مرده (2), تپه (2), میکردند (2), هفت (2), تعداد (2), استفاده (2), برآورده (2), دوازدهم (2), بخاطر (2), آوردن (2), زيبايي (2), بيشتري (2), اينکه (2), خوبي (2), بطرف (2), پائين (2), سعي (2), آنرا (2), وقتي (2), نسل (2), شنيدم (2), کرديد (2), حقيقت (2), دادم (2), احتياج (2), نيز (2), توميکنم (2), گفتگوي (2), بين (2), نوزدهم (2), باي (2), شمام (2), ترافيك (2), طول (2), مگابايت (2), آخه (2), 200 (2), دوستانه (2), انتظار (2), نور (2), علم (2), سخت (2), آرامش (2), تمسخر (2), رنگ (2), راستی (2), نکن (2), شانس (2), غرور (2), محکم (2), سازنده (2), دعا (2), بکار (2), جمله (2), رسد (2), نخستین (2), سان (2), افتد (2), ماده (2), ابری (2), فراز (2), خویش (2), اشتیاق (2), چهار (2), مردمان (2), ژرفای (2), وجودم (2), حیات (2), بیاموزد (2), اشك (2), میکنند (2), واکنش (2), سریع (2), میزنه (2), خطاب (2), رسیدند (2), آقایی (2), روزي (2), بنده (2), شدن (2), جدید (2), نگاهی (2), آسیب (2), نجات (2), کاش (2), آموخت (2), واقعی (2), منزل (2), خرج (2), نبوده (2), رسیده (2), نکردند (2), خواستگار (2), زنی (2), افتاده (2), ببخش (2), دروغ (2), گفتم (2), موقع (2), واقع (2), بنابراین (2), خورم (2), دقیق (2), مقدار (2), اینکار (2), صدا (2), خیره (2), تاثیر (2), تونه (2), خونوادشه (2), عصبی (2), دنبالش (2), کاملا (2), همسايه (2), پسرک (2), ديد (2), پرسش (2), هاى (2), يعنى (2), اينجا (2), آرتروز (2), ديگر (2), بزند (2), جورى (2), اسمتان (2), صورتش (2), هايتان (2), کنيد (2), مامانم (2), پدرم (2), آيد (2), کوچولو (2), دارند (2), بهترين (2), ستاره (2), کوچک (2), واقعاً (2), منظورتان (2), مردم (2), khabarkhooneh (2), پیام (2), نداشتند (2), نامش (2), بیایید (2), دختران (2), اینگونه (2), واسطه (2), احمد (2), پور (2), مخبر (2), ایران (2), بازیگران (2), کنندگان (2), قبلا (2), بالای (2), پیری (2), پخش (2), ارقام (2), حیایی (2), گیرند (2), صادقی (2), فروتن (2), افشار (2), آگاه (2), کردي (2), نادرست (2), روانش (2), سالم (2), دلخوري (2), طبيب (2), آدم (2), زمين (2), رنجيده (2), يکي (2), ديدم (2), طرز (2), متاسفم (2), ببخشید (2), طور (2), کنین (2), گویند (2), ششم (2), ميدي (2), حالي (2), توي (2), مگه (2), باهاش (2), عکسهاي (2), مياد (2), موارد (2), چطوري (2), بهتري (2), سوالت (2), صحيح (2), چاقي (2), بيمه (2), چاقم (2), موضوع (2), زنها (2), بهتره (2), ماری (2), هستش (2), سعی (2), باور (2), فرض (2), مسابقه (2), چندم (2), گیرید (2), برو (2), آماده (2), گربه (2), فغان (2), یافت (2), ایی (2), گریزان (2), پیوست (2), سینه (2), افکند (2), خواند (2), مسلمان (2), نابینا (2), طلب (2), نیمه (2), شکایت (2), دینار (2), جریمه (2), جبران (2), هجدهم (2), عبور (2), بیانگر (2), گویید (2), بررسی (2), مقایسه (2), گذرید (2), حاشیه (2), اقیانوس (2), دریاچه (2), رودخانه (2), نهر (2), چمن (2), سرامیک (2), چینی (2), پلاستیک (2), توضیح (2), توری (2), اعماق (2), محوطه (2), ایده (2), آلی (2), داشتید (2), توصیف (2), تعامل (2), ایجاد (2), توانید (2), بگویید (2), همچنان (2), مجرد (2), برایتان (2), تغییر (2), دگرگون (2), کنون (2), خورید (2), افرادی (2), کنیم (2), اینان (2), نشد (2), همگی (2), حرفهایت (2), توجهی (2), شنیده (2), سومی (2), پنجشنبه (2), چهاردهم (2), اندیشه (2), غرق (2), پندارم (2), آزارم (2), بغض (2), سالهاست (2), دندان (2), خندیدم (2), دانستی (2), باغبان (2), تند (2), دلهره (2), زیبای (2), فروغ (2), فرخزاد (2), حمید (2), مصدق (2), یادمان (2), کمتر (2), ندهم (2), سنگ (2), هیچگاه (2), ببینین (2), پارتی (2), ايران (2), پاس (2), سپندار (2), مذگان (2), سارا (2), كرد (2), خانوم (2), سیاه (2), blogfa, پادگان, شير, عباس, شكسته, يگانه, دلخواسته, عطیه, مبینا, جون, علي, حرفي, سيما, نزديكي, فرياد, آوازنده, گيتار, m3hrd, بارانی, آزاده, داش, عليرضا, كوروش, نبوي, برف, ساحل, ياسي, سرزمين, پارس, آرش, جنوب, خان, غیر, مجازترین, امين, وجودمه, مسيح, آموزش, فتوشاپ, پسرك, خياباني, قيصر, اکسیر, مسعود, بهاره, گلچین, اشعار, ماندنی, ابي, خلوتگه, ميلاد, كلبه, نوشين, برگ, سپيد, فاطمه, asheghe, delshekaste, شاسوسا, اسما, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, پروفایل, مدیر, منم, ميزنم, مسير, توكجا, دلي, اسير, پناه, حريم, سايبان, اومديد, ازتون, نظراتون, بهبود, كمك, كنيد, مرسي, همتون, مهديه, مطالب, قدیمی, شدت, همدیگه, آغوش, میگیرن, آسمون, میرسه, بزرگم, فرستادم, خونش, ببره, فلاکت, بتونه, پای, وایسته, قدری, فامیلم, ندیده, حاضره, خوشبخت, هست, پیوند, فامیلی, محکمتر, آرامی, چیز, رسوند, نبود, رسیدم, تحمل, طاقت, نداشتم, دلباز, میموند, خونمون, ازم, عشقمو, زندگیمو, واسش, دختری, عمرم, اختیارش, کاسبی, موفق, تنگدستی, کمکی, نکرد, حرفها, پائین, روبروی, ایستاد, موج, میزد, صورت, قرارها, گذاشته, معین, واسه, باغ, آمدند, فامیل, عروس, عزیز, میفته, پشیمون, میگرده, رسوا, گروه, موزیک, میکنه, منتظرن, ببینن, تازه, میخواد, بیچاره, آنکه, شوک, بساط, عازم, مشکلی, میخوای, شیم, خونوادتون, میدم, تماس, ماشینشو, میداره, مسیر, حرفای, خودشونو, گرم, طرفی, مشکوک, افکار, توجهش, گیج, مبهوت, خوره, طرفش, تعجبش, روبروش, واستاده, کشه, نیمکت, تعارفات, معمول, اسمش, مینا, مایه, شهرند, جهت, فشار, همسر, اختیار, گذاشتند, پیرزنی, باری, جلوتر, ریزد, چای, پرسد, داستانش, تعریف, اندکی, درآورده, اصلاح, داشتی, برگردان, حسابش, حواله, صفر, پشیمان, برگشته, بطور, برگردد, ماجرا, عرصه, طلبکار, میامدند, تقاضای, مرفهی, ورود, اطلاع, ارباب, نیاوردند, بندد, انگار, خراب, لعنت, فرستاد, ابتدا, قرض, اندازد, مدت, کوتاهی, وضع, معاملات, سنگینی, معاملاتش, ورشکست, آلبوم, کیه, آشنایان, ماست, شناخته, پرسه, کلنجار, اقرار, باشی, ترتیب, جشنی, بعقد, بالاخره, جستجو, طبق, آدرسی, زنه, ساعتی, پذیرایی, شایانی, بینه, همدیگرو, واحد, سربازی, دیگری, قشر, عادی, جامعه, بطوریکه, برادر, شناختند, زاری, شون, شهرشون, اقامت, دیگرش, اسباب, ببینه, شايد, شنيده, بشين, اونجايي, قشنگه, خوندش, ارزد, مهربون, مرام, خودم, صميمي, دوران, سربازي, دیروزمان, دنیای, کفش, بفرمائید, بردارید, همشان, برق, میزدند, شمردند, برش, تلنبار, شمردنشان, طلا, ورزیدند, دیگران, میخندیدند, جست, خیز, خواندن, پهن, رقصیدن, میلیارد, آرزویش, دوازده, قبلی, زرنگی, جادوگری, انجیر, میکند, آرزوهايي, كوچولوهاي, خدارو, شكر, سرم, شلوغ, برايتون, تقديم, بتواني, تري, دادن, شکرگزار, بدست, هرچه, خواهي, راضي, رنج, کوچکترين, خوشي, بزرگترينها, تبديل, روحت, ابدي, باران, آفتابيت, خورشيد, افکارت, تيره, خواستيم, هرکدام, باشيم, روي, عبارتها, عادت, اينرا, مکثي, درحاليکه, جزئيات, بياورد, گفتيم, آرزويست, رسيده, توانم, بپرسم, يعني, گفتيد, داشتيد, پير, سالخورده, چالش, زيادي, اينست, بعدي, دفن, فضولي, سؤال, اينکار, دانيد, بينيد, پنجره, کنارش, ايستاد, توانستم, ببينم, بوسيدند, باهم, چيزي, دوستت, هواپيما, درحال, ورودي, کنترل, امنيتي, اخيراً, فرودگاه, لحظات, دختري, برايت, كافي, ميكنم, نكنيا, آبجي, داداش, عذر, دنبال, كاراي, خريد, كشيد, شرمنده, بياد, بالاي, 500, ترافيكم, كلي, پيگيري, فهميدم, اينترنتم, نميومد, داشتما, آدمو, حرص, ميده, دانلود, محدوده, بزرگ, adsl, توروخدا, چطورين, انتقام, بگذار, بگذر, صبورترین, منتظرش, کشنده, تاریک, نادانی, مخرب, شتابزدگی, مواظب, سرت, غیرممکن, ندارد, پاگیرترین, محدودیت, نده, مانع, پیشرفتت, بشود, عاقلانه, احتیاط, حواست, برس, موقرترین, احترام, برایش, قائل, ویرانگرترین, زشت, دورویی, زیباترین, روراست, سوءاستفاده, تفاوتی, مراقب, سست, نباش, سمی, بشکنش, پشتکار, تواناترین, دانش, فراگیر, ضعیف, حسرت, نخور, امیدوار, صبر, داشتنش, پوچ, طمع, بکش, نشاط, بپرداز, بازدارنده, ترس, مقابله, ناپایدارترین, ببر, خودخواهانه, حذر, سرکش, هوس, رحم, تنفر, ببرش, ارج, بنه, ببند, تمرین, زيباترين, كلمات, دریای, خداوند, نسیم, مرگ, جایگاه, عالم, کوه, آری, ابرها, جدایی, دیدار, جویبارها, وطن, بازگردد, خنکای, نسیمی, گریان, بخار, گرد, وصال, سپیده, گشاید, خورشد, دریابد, عصرگاهان, شکوفه, گلبرگ, کشد, اشتیاقش, آرامد, سپردم, بشنیدم, ناله, مشتاقان, آرزومند, طنین, زیرا, دریافتم, خواهان, دون, همت, نگون, بخت, اند, زندان, مادیات, تشنه, بمیرم, دلمردگی, نباشم, شریک, سوختگان, گردم, سرآغاز, سرور, شادمانی, صفا, بخشد, اسرار, پیچیدگی, جاری, مبدل, دارن, هیچوقت, فهمند, اخلاقی, سرپیچ, حالش, آقاهه, هوشمندانه, میمووووووون, حیووووووووون, ماشینش, میکشه, جاده, باند, رانندگی, میکرد, خانمي, اتوبان, رانندگي, ميكرد, آهاي, حيوون, کاخ, ویران, شمع, انگاری, گوشت, بندی, غرورش, نشنوی, بینی, گیری, بدانم, دستانت, رابسوی, آسمان, دراز, تابرای, حرمت, حفظ, برکت, اوست, شاگرد, تبسمی, شاگردی, بپذیرد, بصیرت, درس, نرفت, بدنبال, جرات, یافتند, پریدند, بخشی, بازوی, راست, سوخت, شجاعانه, سوزان, میشد, آدمی, تلاشی, غریبه, شناسند, اثبات, پایمردی, فرسنگ, جلوترند, برخیز, ادعای, دروغین, بردار, منطقه, معشوق, لجن, بمالد, هزاران, مهری, روا, سازد, پوزخندی, صادق, کائنات, تقاص, بگیرد, فقیر, نپذیرفتند, صادقم, گیر, بیکار, نرفته, سوختن, جستجوی, تفاوت, شعله, اهالی, شتافتند, شوهر, فرزندش, گرفتار, دهکده, معني, شیرینه, چهل, گذاشت, عزیزترینم, دروغی, یادت, قرارمون, استرس, شکر, هول, حرفم, ارتباطمون, حقیقت, ترسیدم, وجه, نگم, میرم, ترسم, واقعیت, بدمزه, خوردم, شناختم, تاسف, منه, بتونم, بشم, مجبور, بخورم, مکالمه, گذاشتن, مردیه, انتظاراتش, قلبه, خونگرمه, اینقدر, خوبه, مدام, ممنون, قصه, داستانهای, عشقی, پرنسس, پرنس, کمال, داخلش, دونست, یکدفعه, بیاری, بریزم, عجیبه, قرمز, سرکشید, کنجکاوی, کوچیکی, بچشم, بچگی, افتم, زادگاهم, شهرمون, برا, والدینم, همینطور, شدیدا, تحت, قلبش, دلتنگیش, زبون, بیاره, غمش, مسئولیت, پذیره, زادگاه, دورش, بچگیش, مهمانی, نوشیدن, شگفت, ادب, دعوتش, کافی, شاپ, نشستند, راحتی, خواهش, برم, مهمونی, برجسته, پسرها, طبیعی, هیچکس, شور, عكسهاي, كودكان, سرانجام, برنده, چهارساله, شان, تازگى, حياط, زانوى, همانجا, مادرش, گفتی, هيچى, کمکش, تعدادى, متخصصان, گروهى, پرسيدند, هايى, دريافت, عميق, جامع, حدّ, تصوّر, بعضى, آوريم, مادربزرگم, توانست, دولا, ناخنهاى, پايش, لاک, بنابراين, پدربزرگم, حتى, دستهاى, ربکا, میدانيد, دهن, جاى, امنى, بيلى, عطر, ادوکلن, بيرون, روند, کارل, غذا, خوردن, رستوران, رويد, سيب, زمينى, سرخ, دهيد, وادار, کريس, جلوى, بگذارد, چشد, مطمئن, دنى, بوسند, بوسيدن, خسته, خواهند, بزنند, باباى, اينجورى, اميلى, خواهيد, ياد, بگيريد, بورزيد, دوستى, بدتان, نيکا, ميليون, نيکاى, سياره, نياز, داريم, پيراهنش, خوشتان, پيراهن, بپوشد, نوئل, شبيه, پيرزن, سالهاى, طولانى, تامى, مرغ, میدهد, الين, باشيد, مژه, میرود, کارن, نبايد, عاشقش, هستيد, زياد, معمولاً, جسيکا, آدرس, http, default, content, newsdetail, key, 10829, aspx, مشهور, 2000, شهامت, دلیل, آنهایی, راصدا, شانسی, تجمع, خواستگاران, جذاب, متاسفانه, نتوانستم, مناسبی, سرنوشت, اعتقاد, آقایان, آرزویی, مانند, ساختمان, بزنید, پنهانی, همانی, بودید, آیم, دانشجویان, فرصت, نوشت, 2010, مصادف, تکنولوژی, سفید, آنان, آرزویشان, بنویسند, بچسبانند, ببینند, دانشگاهی, یادداشتش, فکرش, دانشکده, اینجوری, چندی, خبری, منتشر, 150, پیشنهاد, روزهای, مسن, پاترین, بازیگر, ظاهراً, حداقل, بسیاری, رغبت, پردازند, مشکلشان, 5_6, ماهی, منتظر, مختلف, برسد, گلزار, ممد, گلی, مطبوعات, دانست, گفتگویی, دادی, ببندد, مابقی, مراکز, خیریه, تضمین, فروش, بازگشت, داند, حاضر, 100, شهاب, حسینی, تنکابن, ایرانی, بنا, همزمان, فیلمی, قرارداد, تومانی, امضا, لاحول, وولا, خاصه, تمایلی
Text of the page (random words):
ین تنها دروغی بود که به تو گفتم قهوه نمکی یادت میاد اولین قرارمون رو من اون موقع خیلی استرس داشتم در واقع یک کم شکر می خواستم اما هول کردم و گفتم نمک برام سخت بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم اما ترسیدم چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم حال من دارم می میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم من قهوه نمکی رو دوست ندارم چون خیلی بدمزه است اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم چون تو رو شناختم هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم تو رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم اشک هاش کل نامه رو خیس کرد یه روز یه نفر ازش پرسید مزه قهوه نمکی چیست اون جواب داد شیرینه نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 1 am توسط mahdieh معني دوم عشق روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش در جستجوی آب و خاک بودند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کند شیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای جوان لبخندی زد و گفت من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش گیر افتاده است او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و عشق پاک و صادقم را قبول نکردند در تمام این سال ها آرزو می کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده و از این زن بگیرد و اکنون آن زمان فرا رسیده است شیوانا پوزخندی زد و گفت عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است عشق پاک همیشه پاک می ماند حتی اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بی مهری در حق او روا سازد عشق واقعی یعنی همین تلاشی که شاگردان مدرسه من برای خاموش کردن آتش منزل یک غریبه به خرج می دهند آن ها ساکنین منزل را نمی شناسند اما با وجود این در اثبات و پایمردی عشق نسبت به تو فرسنگ ها جلوترند برخیز و یا به آن ها کمک کن و یا دست از این ادعای عشق دروغین ات بردار و از این منطقه دور شو کاش میشد عشق را به آدمی آموخت اشک بر چشمان جوان سرازیر شد از جا برخاست لباس های خود را خیس کرد و شجاعانه خود را به داخل کلبه سوزان انداخت بدنبال او بقیه شاگردان شیوانا نیز جرات یافتند و خود را خیس کردند و به داخل آتش پریدند و ساکنین کلبه را نجات دادند در جریان نجات بخشی از بازوی دست راست جوان سوخت و آسیب دید اما هیچ کس از بین نرفت روز بعد جوان به در مدرسه شیوانا آمد و از شیوانا خواست تا او را به شاگردی بپذیرد و به او بصیرت و معرفت درس دهد شیوانا نگاهی به دست آسیب دیده جوان انداخت و تبسمی کرد و خطاب به بقیه شاگردان گفت نام این شاگرد جدید معنی دوم عشق است حرمت او را حفظ کنید که از این به بعد برکت این مدرسه اوست نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 7 pm توسط mahdieh آنگاه كه آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 6 pm توسط mahdieh آهاي حيوون يه روزي يه خانمي داشت تو اتوبان رانندگي ميكرد یه آقایی هم داشت با ماشین خودش تو همون جاده تو باند مخالف رانندگی میکرد وقتی این دو به هم رسیدند خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و خطاب به آقا فریاد میزنه حیووووووووون آقا هم بلافاصله داد میزنه میمووووووون هر دو به راه خود ادامه دادند و آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه ای که نشون داده بود خوش به حالش شده بود فقط وقتی سرپیچ بعد رسید نتیجه ی اخلاقی مردها هیچوقت واقعا نمی فهمند که زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون بگن نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8 pm توسط mahdieh اشك و لبخند من اندوه خویش را با شادی های مردمان عوض نمی کنم و خوش ندارم اشکی که اندوه را از ژرفای وجودم جاری کرده مبدل به لبخند شود آرزو دارم زندگی ام اشکی باشد و لبخندی اشکی که دلم را صفا بخشد و اسرار و پیچیدگی های حیات را به من بیاموزد اشکی که با آن شریک اندوه دل سوختگان گردم و لبخندی که سرآغاز سرور و شادمانی ام باشد می خواهم در اشتیاق بمیرم اما با دلمردگی زنده نباشم دوست دارم ژرفای وجودم تشنه ی محبت و زیبایی باشد زیرا نظر کردم و دریافتم که کم خواهان دون همت نگون بخت ترین مردمان اند و از همه به زندان مادیات نزدیک تر و گوش سپردم و بشنیدم که ناله ی مشتاقان آرزومند از طنین سه گاه و چهار گاه خوش تر است عصرگاهان شکوفه گلبرگ هایش را در هم می کشد اشتیاقش را در بر می گیرد و می آرامد و چون سپیده فرا می رسد لب می گشاید تا بوسه ی خورشد را دریابد از این رو زندگی گل ها همه اشتیاق وصال است و اشک و لبخند آب دریا بخار می شود فرا می رود گرد می آید ابری می شود و بر فراز دشت ها و تپه ها به راه می افتد تا آن که خنکای نسیمی را حس کند و گریان فرود آید به دشت ها و جویبارها سرازیر شود و به وطن نخستین خویش دریا بازگردد آری زندگی ابرها نیز گونه ای جدایی است و دیدار اشک و لبخند بدین سان روح نیز از روح کل جدا می افتد و به عالم ماده می آید به سان ابری که بر فراز کوه های اندوه و دشت های شادی به حرکت در می آید و آن گاه که به نسیم مرگ می رسد به جایگاه نخستین باز می گردد به دریای محبت و زیبایی به سوی خداوند نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۳۸۹ ساعت 12 pm توسط mahdieh زيباترين كلمات و جمله ها سازنده ترین کلمه گذشت است آن را تمرین کن پر معنی ترین کلمه ما است آن را بکار ببند عمیق ترین کلمه عشق است به آن ارج بنه بی رحم ترین کلمه تنفر است از بین ببرش سرکش ترین کلمه هوس است با آن بازی نکن خودخواهانه ترین کلمه من است از آن حذر کن ناپایدارترین کلمه خشم است آن را فرو ببر بازدارنده ترین کلمه ترس است با آن مقابله کن با نشاط ترین کلمه کار است به آن بپرداز پوچ ترین کلمه طمع است آن را بکش سازنده ترین کلمه صبر است برای داشتنش دعا کن روشن ترین کلمه امید است به آن امیدوار باش ضعیف ترین کلمه حسرت است آن را نخور تواناترین کلمه دانش است آن را فراگیر محکم ترین کلمه پشتکار است آن را داشته باش سمی ترین کلمه غرور است بشکنش سست ترین کلمه شانس است به امید آن نباش بی احساس ترین کلمه بی تفاوتی است مراقب آن باش دوستانه ترین کلمه رفاقت است از آن سوءاستفاده نکن زیباترین کلمه راستی است با آن روراست باش زشت ترین کلمه دورویی است یک رنگ باش ویرانگرترین کلمه تمسخر است دوست داری با تو چنین کنند موقرترین کلمه احترام است برایش ارزش قائل شو آرام ترین کلمه آرامش است به آن برس عاقلانه ترین کلمه احتیاط است حواست را جمع کن دست و پاگیرترین کلمه محدودیت است اجازه نده مانع پیشرفتت بشود سخت ترین کلمه غیرممکن است وجود ندارد مخرب ترین کلمه شتابزدگی است مواظب پل های پشت سرت باش تاریک ترین کلمه نادانی است آن را با نور علم روشن کن کشنده ترین کلمه اضطراب است آن را نادیده بگیر صبورترین کلمه انتظار است منتظرش باش بی ارزش ترین کلمه انتقام است بگذار و بگذر نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 10 pm توسط mahdieh خوش و بش دوستانه سلام دوستاي گلم چطورين توروخدا ببخشيد كه چند روز نبودم اين adsl هزار تا خوبي داري ولي يه بدي بزرگ هم داره اونم اينه كه دانلود محدوده خيلي آدمو حرص ميده آخه من هنوز 200 مگابايت ترافيك داشتما ولي اينترنتم بالا نميومد بعد از كلي پيگيري فهميدم كه بله بايد بالاي 500 مگابايت حجم ترافيكم باشه تا نت بالا بياد خلاصه ديگه ببخشيد شرمنده ام تا رفتم دنبال كاراي خريد ترافيك طول كشيد از همه ي آبجي ها و داداش هاي گلم عذر ميخوام قول قول ميدم زود زود به همه تون سر بزنم شمام منو فراموش نكنيا همه تون رو دوست دارم باي باي نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 pm توسط mahdieh برايت آرزوي كافي ميكنم اخيراً در فرودگاه گفتگوي لحظات آخر بين مادر و دختري را شنيدم هواپيما درحال حرکت بود و آنها در ورودي کنترل امنيتي همديگر را بغل کردند مادر گفت دوستت دارم و آرزوي کافي براي توميکنم دختر جواب داد مامان زندگي ما باهم بيشتر از کافي هم بوده است محبت تو همه آن چيزي بوده که من احتياج داشتم من نيز آرزوي کافي براي توميکنم آنها همديگر را بوسيدند و دختر رفت مادر بطرف پنجره اي که من در کنارش نشسته بودم آمد آنجا ايستاد و مي توانستم ببينم که مي خواست و احتياج داشت که گريه کند من نمي خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولي خودش با اين سؤال اينکار را کرد تا حالا با کسي خداحافظي کرديد که مي دانيد براي آخرين بار است که او را مي بينيد جواب دادم بله کردم منو ببخشيد که فضولي مي کنم چرا آخرين خداحافظي او جواب داد من پير و سالخورده هستم او در جاي خيلي دور زندگي مي کنه من چالش هاي زيادي را پيش رو دارم و حقيقت اينست که سفر بعدي او براي مراسم دفن من خواهد بود وقتي داشتيد خداحافظي مي کرديد شنيدم که گفتيد آرزوي کافي را براي تو مي کنم مي توانم بپرسم يعني چه او شروع به لبخند زدن کرد و گفت اين آرزويست که نسل بعد از نسل به ما رسيده پدر و مادرم عادت داشتند که اينرا به همه بگن او مکثي کرد و درحاليکه سعي مي کرد جزئيات آنرا بخاطر بياورد لبخند بيشتري زد و گفت وقتي که ما گفتيم آرزوي کافي را براي تو مي کنم ما مي خواستيم که هرکدام زندگي اي پر از خوبي به اندازه کافي که البته مي ماند داشته باشيم سپس روي خود را بطرف من کرد و اين عبارتها را که در پائين آمده عنوان کرد آرزوي خورشيد کافي براي تو مي کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اينکه روز چقدر تيره است آرزوي باران کافي براي تو مي کنم که زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد آرزوي شادي کافي براي تو مي کنم که روحت را زنده و ابدي نگاه دارد آرزوي رنج کافي براي تو مي کنم که کوچکترين خوشي ها به بزرگترينها تبديل شوند آرزوي بدست آوردن کافي براي تو مي کنم که با هرچه مي خواهي راضي باشي آرزوي از دست دادن کافي براي تو مي کنم تا بخاطر هر آنچه داري شکرگزار باشي آرزوي سلام هاي کافي براي تو مي کنم که بتواني خداحافظي آخرين راحت تري داشته باشي بعد شروع به گريه کرد و از آنجا رفت تقديم به شما دوستاي عزيزم آرزوي کافي برايتون مي کنم سلام دوستاي عزيزم ببخشيد كه چند وقت نبودم واقعا سرم شلوغ بود ولي الان يه كم خلوت شده خدارو شكر و قول قول ميدم به همه تون سر بزنم نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 10 pm توسط mahdieh كوچولوهاي خنده دار ادامه نوشته نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 2 pm توسط mahdieh آرزوهايي كه حرام شدند جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت یه آرزو کن تا برآورده کنم لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگر تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن جست و خیز کردن و آواز خواندن و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر بیشتر و بیشتر در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند عشق می ورزیدند و محبت میکردند لستر وسط آرزوهایش نشست آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا و نشست به شمردنشان تا پیر شد و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند آرزوهایش را شمردند حتی یکی از آنها هم گم نشده بود همشان نو بودند و برق میزدند بفرمائید چند تا بردارید به یاد لستر هم باشید که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد گاه آنچه امروز داریم و از آن لذت نمی بریم آرزوهای دیروزمان هستند نوشته شده در جمعه هفتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 12 am توسط mahdieh داستان دو دوست صميمي دوران سربازي سلام دوستاي گل مهربون با مرام خودم شايد اين داستان رو شنيده بشين ولي از اونجايي كه خيلي قشنگه به دوباره خوندش مي ارزد نه س ال ها پیش دو نفر بودن که در یک واحد مشغول خدمت سربازی بودند یکی از آنها یک جوان پولدار علی و دیگری یک جوان از قشر عادی جامعه رضا بود کم کم بین این دو نفر دوستی عمیق شکل می گیره بطوریکه این دو نفر را همه به عنوان دو برادر می شناختند تا اینکه خدمت علی تمام می شه و پس از کلی گریه و زاری از دوستش جدا می شه و بر می گرده به شهر شون تهران سه ماه بعد نیز خدمت رضا هم تمام شده و اون نیز به شهرستان خودشون بر می گرده ولی پس از رسیدن به شهرشون و چند روز اقامت در آنجا دلش برای آن دوست دیگرش تنگ شده اسباب سفر را جمع می کنه و به تهران میاد تا دوستشو ببینه بالاخره پس از کمی جستجو و طبق آدرسی که داشت خانه علی را پیدا می کنه و زنگ خونه را می زنه مادر علی در را باز می کنه و اون خودشو به مادر علی معرفی می کند مادر میگه که پسرش بیرون است و تا ساعتی دیگر برمی گرده خلاصه با اصرار اونو داخل خونه می بره و پذیرایی شایانی ازش می کنه تا اینکه پسرش میاد بعد از اینکه علی میاد و دوستشو می بینه با خوشحالی همدیگرو بغل می کنند و خلاصه چند روزی را اونجا در خانه دوستش می ماند یک روز که علی داشت آلبوم شخصی خودشو به رضا نشون می داد عکس یک دختر توجه رضا را جلب می کنه به دوستش میگه که این عکس کیه و علی هم میگه که از آشنایان دور ماست و خلاصه رضا تو فکر فرو میره علی که خوب رضا را می شناخته علت ناراحتی رضا می پرسه خلاصه بعد از کلی کلنجار رضا اقرار می کنه که عاشق دختره شده علی پس از کمی فکر میگه اگه دوست داشته باشی من با خانوادش صحبت می کنم ببینم چی میشه بدین ترتیب علی با خانواده دختره صحبت می کنه و موافقت اونا رو برای ازدواج می گیره جشنی را در اونجا برگزار می کنند و اونها رو بعقد هم در میارن پس از عقد علی ۲ میلیون تومان پول که در آن سال ها ارزش زیادی داشت به رضا میده رضا ابتدا پول را قبول نمی کنه ولی با اصرار علی که این پول به عنوان قرض است پول را گرفته و همراه همسرش به شهرستان خودشون بر می گردد و آن پول را به عنوان سرمایه به کار می اندازد و در مدت کوتاهی وضع مالی اش خوب می شود از ان طرف علی هم وارد کارهای تجاری شده و معاملات سنگینی را می کرده تا اینکه در یکی از این معاملاتش شکست خورده و ورشکست می شود پس از این ماجرا علی که در تهران عرصه را بر خودش تنگ می دید و طلبکار ها هر روز به در خانه اون میامدند تصمیم می گیرد از تهران فرار کرده و پیش دوستش در شهرستان برود و از او تقاضای کمک کند و خلاصه پس از رسیدن به آنجا متوجه می شود که دوستش از افراد معروف شهر شده و داری زندگی بسیار خوب و مرفهی است با خوشحالی به در خانه دوستش می رود و در را می زند مستخدم می خواهد که به دوستش ورود او را اطلاع دهد مستخدم رفته و پس از چند لحظه برمی گردد و می گوید که ارباب شما را به جا نیاوردند و در را می بندد انگار که دنیا بر سر علی خراب شده باشد با ناراحتی از آنجا می رود و چون پول زیادی همراه نداشت شب را در پارک می خوابد فردا صبح دوباره به در خانه دوستش می رود و باز هم همان جواب را می شنود با ناراحتی به پارک برمی گردد و در آنجا به حال خودش و این دنیا و رفاقت های آن لعنت می فرستاد در همین حین پیرزنی در حالیکه کیسه های باری رو حمل می کرد از کنار او رد میشه چند قدم جلوتر کیسه پاره می شود و تمام میوه ها بر زمین می ریزد علی برای کمک بلند میشه و در جمع کردن میوه ها به پیرزن کمک می کند و بار پیرزن را تا خانه وی براش می بره پیرزن علی را به داخل خانه دعوت می کند و برای وی چای می آورد خلاصه پیرزن علت ناراحتی علی را می پرسد و علی هم داستانش را برای پیرزن تعریف می کند پیرزن پس از اندکی تفکر از کمدی که داشت مبلغ زیادی پول نزدیک یک میلیون تومان در زمان خود درآورده و به علی می گوید که این پول را از طرف من بگیر چون من کسی را ندارم که به این پول نیاز داشته باشه تو با این پول کارهای خودت را اصلاح کن و هر وقت داشتی اونو به من برگردان با اصرار پیرزن علی پول را قبول کرده و با خوشحالی از خانه پیرزن بیرون میاد و پول را به حسابش حواله می کند و سپس تصمیم می گیرد که به سرعت به تهران بر گردد و از صفر شروع کند ولی با این وجود در آخرین لحظه پشیمان می شود و تصمیم می گیرد که یک شب دیگر را نیز در آنجا بماند شب را در همان پارک می خوابد و فردا صبح به خانه دوستش می رود و باز هم همان جواب را می شنود و تلاش هایش برای دیدن دوستش بی نتیجه می ماند علی با ناراحتی به پارک برگشته و تصمیم می گیرد که رضا را بطور کلی فراموش کند و به تهران برگردد در همین افکار بود که یک دختر توجهش را به خود جلب کرد زیبایی فوق العاده دختر برای دقایقی علی را گیج و مبهوت می کند نگاه علی و دختره دقایقی در هم گره می خوره در همین حین متوجه می شه که دختره به طرفش می یاد و تعجبش زمانی بیشتر میشه که دختره درست روبروش واستاده و بهش سلام میده علی خیلی زود جواب سلام اونو میده و کنار می کشه که دختره راحت تر روی نیمکت بشینه خلاصه بعد از یه کم تعارفات معمول دختره خودشو معرفی می کنه و میگه اسمش مینا است و از خانواده های مایه دار شهرند و خانوادش بهش جهت ازدواج فشار میارن ولی ان...
|