Meta tags:
description= Mrze-por-gohar ادبی - هنری;
Headings (most frequently used words):
mrze, por, gohar, ادبی, هنری, معجزه, عرصه, خیال, سوگ, یار, پدر, جان, انتقام, بادماراباخودخواهدبرد, دوش, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۱ (20), بود (20), است (16), این (15), نوشته (12), amir (11), شده (11), جان (11), ساعت (10), توسط (10), پدر (8), رفت (8), های (7), چون (7), باز (7), دست (6), صبح (6), مرا (5), پنجشنبه (5), دوش (5), ياد (5), اين (5), مرد (5), همه (5), نمی (5), درد (5), شرمسارم (5), جدا (4), باد (4), خود (4), دستان (4), عشق (4), نیست (4), هنوزم (4), یاد (4), شدیم (4), موسیقی (3), دارم (3), دوست (3), برد (3), دارد (3), لحظه (3), ماه (3), کوچک (3), برگ (3), مردی (3), برده (3), باده (3), جمعه (3), وجودم (3), رها (3), سازی (3), رنج (3), بدان (3), اما (3), داشت (3), تمام (3), روز (3), گرد (3), مشق (3), بزن (3), علی (3), خانه (2), شعر (2), عزیز (2), گرم (2), راه (2), گريه (2), شمع (2), دور (2), ريخت (2), ابر (2), سرم (2), عزیزم (2), خدا (2), خواهد (2), عاشق (2), هستی (2), پشت (2), پنجره (2), هیچ (2), فرو (2), وزش (2), ظلمت (2), شنوی (2), گوش (2), خوشبختی (2), افسوس (2), سوزنده (2), دلش (2), پای (2), نام (2), كام (2), خوب (2), دانم (2), بگو (2), داده (2), گرمی (2), شايد (2), تازه (2), خبری (2), هايم (2), جامه (2), چند (2), پند (2), تقدیم (2), ننگ (2), پایان (2), کجایی (2), مرگ (2), چشم (2), کهن (2), خوش (2), مهر (2), پرده (2), کنم (2), پری (2), یار (2), نیاز (2), عرصه (2), خیال (2), معجزه (2), هایش (2), دبستانی (2), ترین (2), احساس (2), درس (2), بخیر (2), روی (2), ساده (2), کاش (2), نبود (2), کوچه (2), بچه (2), همکلاسی (2), کنید (2), رنگ (2), داشتیم (2), mrze (2), por (2), gohar (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, شاعرم, ادعایی, اماعاشقانه, ادبیات, مرز, گهر, ستایم, تمامی, کسانی, دستی, هنر, اصیل, ایران, دارند, میفشارم, عزیزانی, یاری, رسانند, بادرود, بیکران, مطالب, قدیمی, ليك, كرديم, بتا, ديشب, سنگ, بلا, سلسله, جنبان, بودند, شانه, صبا, زهجران, كوكب, ديده, همين, عمريست, شبها, كردم, خدايي, نوازش, لبهای, بسپار, لبانت, حسی, دستهایت, خاطره, سوزان, بگذار, سراپایت, سبز, نگران, توست, نامعلوم, ماند, چرخش, زمین, لرزد, لحظهء, باریدن, گوئی, منتظرند, ابرها, همچون, انبوه, عزاداران, بام, بیم, ریختن, سرخست, مشوش, اکنون, چیزی, گذرد, نومیدی, معتادم, غریبانه, نگرم, دلهرهء, ویرانیست, درختان, میعادی, بادماراباخودخواهدبرد, تنش, نرمش, سينه, لبش, گرمش, پيش, آغوشش, گير, دامن, ترا, گيرد, غريقی, نياز, ناله, كنان, ميرد, طوفانی, بگذشته, نهد, هوس, تمنای, آغوشی, امشب, جويد, منشين, غافل, سنگين, خموش, زآنكه, شيرين, كامش, نامه, پيغامش, دانی, اينست, عصيانی, زيبای, عطر, نفس, نوشيده, زمن, تری, يافته, اگر, زيبا, بودم, برق, عشقی, تافته, روزنه, چشمی, شوخ, ببرم, يادش, بكنم, بنيادش, آرم, عطشی, دردآلود, شهد, تنم, برون, بنوش, آخر, اميد, عبثی, بستن, گيرم, گيسويم, بند, انتقام, عزیزترینم, پلشتی, زین, پستی, تهمت, زبار, زدای, پیک, آسایش, راهی, غیر, مردن, تدریجی, قحطی, عذاب, ماتم, زندگانی, آبرومندی, فرزندان, نمیخواهند, دزدی, گدایی, دستم, آید, عفریت, بیکاری, اندر, گریبان, دیده, جاریست, عرق, گونه, اشک, باران, دیگر, امیدی, بدین, اولاد, مسکین, باقیمانده, عمرت, کلنگ, بیل, بردار, آهنگ, بیابان, دریغا, تکیه, گاه, سست, ماست, زانوی, لرزانت, پینه, طاول, امید, دیرینه, امیدم, خالیست, محتاجم, طبیبی, مشفقی, آشنا, بیند, نسخه, ناداری, مارا, الگوی, مدرن, قرن, امروزی, زیبد, صداقت, روزی, روزگاری, فخر, مردم, عدالت, یکه, تنهاست, کمال, ارزش, انسان, زیر, چرخ, ماشینهاست, نشانی, زآدمیت, پدرجان, روحش, شاد, یادش, همیشه, تاریخ, جاودان, گنج, روان, رهگذری, سبزه, نسرین, باقی, حاصلی, بیخبری, اوقات, بسر, مملکت, حسن, تاجوری, عذری, بنه, درویشی, آری, چکنم, دولت, قمری, چنگ, منش, اختر, بدر, فلک, شیوه, دری, تنها, راز, برافتاد, بیچاره, ندانست, یارش, سفری, گفت, شهر, ببویش, قدمش, عیب, بری, کزو, جای, درسوگ, عزیزمان, قراربودروزعیدفطرجشن, عروسیشوبرگزارکنیم, ناباورانه, قدر, نوزدهم, ملکوتی, قیامت, سوگوار, کرد, فرشید, سوگ, یکشنبه, عمر, سودای, خام, تاب, توبه, توان, سوخت, همچو, عود, رند, دارالسلام, زاهد, غرور, سلامت, نبرد, بویی, نسیم, مشام, مرده, حیاتی, رسید, آمد, کدام, مستم, آنجنان, ندانم, بیخودی, عمری, حضور, صراحی, جام, وقت, بیا, قضا, کنیم, قدح, موسم, ناموس, ساقی, بیار, صیام, عیدفطرمبارک, مالک, دنیا, هستم, شاید, دستت, پیشانی, بگذاری, تمامش, بهانه, لرزها, میان, سیلاب, حوادث, شود, راحتی, ندیده, بتواند, عینیت, پذیرد, مرغ, مان, تخم, گذارد, گاومان, زاید, حال, احوالمان, عالی, درختهایش, قطع, کردند, ویلا, بسازند, حالا, فهمم, چرا, بعد, رفتنت, نشد, دوستم, داری, اینکه, گفتی, اندازه, درخت, جنگل, یادت, هست, شنبه, بابایت, معلم, نامت, بودش, آموزگار, پوش, اقل, کودک, جمع, بودن, تفریقی, هرگز, زنگ, تفریحی, کودکان, دکه, خوراک, سرد, وصله, دار, کار, فریادم, یادم, جاروی, مانده, گوشم, صدایی, تگرگ, دفترها, کاه, دوشمان, حلقه, کیفمان, چفتی, زرد, تراش, سرخ, لاکی, پاک, هایی, پاکی, تصمیم, کبری, درون, نیمکت, ریز, پیراهن, درید, وجود, سوز, سرمای, شدید, فیل, نادانی, برایش, موش, کاکلی, گنجشککی, هوش, سفره, بوی, نان, گندم, مهمانی, کوکب, خانم, روبه, مکار, دزد, دشت, وباغ, پندآموز, روباه, کلاغ, بابا, سارا, درسهای, سال, اول, یادگاران, مانا, ترند, خاطرات, کودکی, زیباترند, مناسبت, فرا, رسیدن, دوستی, معلمان, التماس, دعا, دعای, مخصوص, همتون, عید, غدیر, برهمه, دوستان, گلم, دوستداران, مبارکباد, همای, رحمت, آیتی, ادبی, هنری,
Text of the page (random words):
mrze por gohar mrze por gohar ادبی هنری علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را عید غدیر خم برهمه دوستان گلم و دوستداران علی ع مبارکباد نیاز به دعای مخصوص همتون دارم التماس دعا نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۱۱ ساعت 13 36 توسط amir به مناسبت فرا رسیدن ماه مهر و دوستی و تقدیم به همه معلمان عزیزم ای دبستانی ترین احساس من خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پندآموز روباه و کلاغ روبه مکار و دزد دشت وباغ روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی با هوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستان ما از آه بود برگ دفترها به رنگ کاه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با پا روی برگ همکلاسی های من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنید همکلاسی های درد و رنج و کار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه ی خوراک سرد کودکان کوچه اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک می شدیم یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچ ها که بودش روی دوش ای معلم یاد و هم نامت بخیر یاد درس آب و بابایت بخیر ای دبستانی ترین احساس من باز گرد این مشق ها را خط بزن باز گرد این مشق ها را خط بزن باز گرد این مشق ها را خط بزن نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱ ۰۶ ۲۸ ساعت 15 11 توسط amir معجزه جنگل یادت هست و اینکه می گفتی به اندازه تمام درخت هایش دوستم داری حالا می فهمم چرا بعد از رفتنت خبری از تو نشد تمام درختهایش را قطع کردند تا ویلا بسازند حال و احوالمان عالی ست هر روز گاومان می زاید اما مرغ مان تخم نمی گذارد معجزه با تو عینیت می پذیرد هیچ کس را ندیده ام که بتواند به این راحتی از میان سیلاب حوادث رد شود این تب و لرزها تمامش بهانه است تا شاید لحظه ای دستت را بر پیشانی ام بگذاری و حس کنم که مالک تمام دنیا هستم نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱ ۰۶ ۰۳ ساعت 23 58 توسط amir عرصه خیال عیدفطرمبارک ساقی بیار باده که ماه صیام رفت در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صراحی و جام رفت مستم کن آنجنان که ندانم ز بیخودی در عرصه خیال که آمد کدام رفت دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید تا بویی از نسیم می اش در مشام رفت زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از ره نیاز به دارالسلام رفت در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود می ده که عمر در سر سودای خام رفت نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۲۹ ساعت 11 50 توسط amir سوگ یار درسوگ فرشید عزیزمان که قراربودروزعیدفطرجشن عروسیشوبرگزارکنیم اما ناباورانه شب قدر شب نوزدهم ملکوتی شد و همه را تا قیامت سوگوار کرد آن یار کزو خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فرو کش کنم این شهر ببویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد تا بود فلک شیوه او پرده دری بود از چنگ منش اختر بد مهر بدر برد آری چکنم دولت دور قمری بود عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را در مملکت حسن سر تاجوری بود اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد باقی همه بی حاصلی و بیخبری بود خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین افسوس که آن گنج روان رهگذری بود روحش شاد و یادش تا همیشه تاریخ جاودان نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱ ۰۵ ۲۰ ساعت 3 40 توسط amir پدر جان پدرجان شرمسارم من نشانی زآدمیت نیست کمال و ارزش انسان به زیر چرخ ماشینهاست عدالت یکه و تنهاست صداقت هم که روزی روزگاری فخر مردم بود به الگوی مدرن قرن امروزی نمی زیبد و خط نسخه ی ناداری مارا طبیبی مشفقی درد آشنا مردی نمی بیند پدر جان شرمسارم من هنوزم بر تو محتاجم هنوزم دست من خالیست هنوزم چشم امیدم بدان امید دیرینه است بدان دستان پر طاول بدان دستان پر پینه است هنوزم آن کهن زانوی لرزانت دریغا تکیه گاه پای سست ماست پدر جان شرمسارم من کلنگ و بیل خود بردار و آهنگ بیابان کن و باقیمانده ی عمرت به درد و رنج پایان کن که دیگر چشم امیدی بدین اولاد مسکین نیست پدر جان شرمسارم من عرق از گونه ها و اشک چون باران ز ابر دیده ها جاریست سرم اندر گریبان است ز دست ننگ این عفریت بیکاری گدایی هم ز دستم بر نمی آید و دزدی هم که چون تو آبرومندی ز فرزندان نمیخواهند پدر جان شرمسارم من پدر این زندگانی نیست عذاب و ماتم و درد است پدر جان قحطی مرد است پدر جان مرگ تدریجی است و راهی غیر مردن نیست کجایی پیک خوشبختی و آسایش کجایی عشق من ای مرگ که از این رنج بی پایان زبار جان زدای جان ز ننگ تهمت هستی پلشتی زین همه پستی وجودم را رها سازی وجودم را رها سازی وجودم را رها سازی نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۶ ساعت 15 44 توسط amir تقدیم به تو عزیزترینم نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۵ ساعت 15 29 توسط amir انتقام باز كن از سر گيسويم بند پند بس كن كه نمی گيرم پند در اميد عبثی دل بستن تو بگو تا به كی آخر تا چند از تنم جامه برون آر و بنوش شهد سوزنده لب هايم را تا به كی در عطشی دردآلود به سر آرم همه شب هايم را خوب دانم كه مرا برده ز ياد من هم از دل بكنم بنيادش باده ای ای كه ز من بی خبری باده ای تا ببرم از يادش شايد از روزنه چشمی شوخ برق عشقی به دلش تافته است من اگر تازه و زيبا بودم او زمن تازه تری يافته است شايد از كام مردی نوشيده است گرمی و عطر نفس های مرا دل به او داده و برده است ز ياد عشق عصيانی و زيبای مرا گر تو دانی و جز اينست بگو پس چه شد نامه چه شد پيغامش خوب دانم كه مرا برده ز ياد زآنكه شيرين شده از من كامش منشين غافل و سنگين و خموش مردی امشب ز تو می جويد كام در تمنای تن و آغوشی است تا نهد پای هوس بر سر نام عشق طوفانی بگذشته او در دلش ناله كنان می ميرد چون غريقی است كه با دست نياز دامن عشق ترا می گيرد دست پيش آر و در آغوشش گير اين لبش اين لب گرمش ای مرد اين سر و سينه سوزنده او اين تنش اين تن نرمش ای مرد نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۵ ساعت 15 16 توسط amir بادماراباخودخواهدبرد در شب کوچک من افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می شنوی در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست و مشوش و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است ابرها همچون انبوه عزاداران لحظهء باریدن را گوئی منتظرند لحظه ای و پس از آن هیچ پشت این پنجره شب دارد می لرزد و زمین دارد باز می ماند از چرخش پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست ای سراپایت سبز دستهایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار و لبانت را چون حسی گرم از هستی به نوازش لبهای عاشق من بسپار باد ما را با خود خواهد برد باد ما را با خود خواهد برد نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۵ ساعت 11 51 توسط amir دوش دوش با ياد تو ليك از تو جدا تا دم صبح گريه كرديم من و شمع بتا تا دم صبح دور از جان تو اي دوست كه ديشب بي تو سنگ مي ريخت به ما ابر بلا تا دم صبح ياد آن شب كه به هم سلسله جنبان بودند شانه و دست من و باد صبا تا دم صبح بر سرم دوش زهجران تو كوكب مي ريخت شب جدا شمع جدا ديده جدا تا دم صبح نه همين دوش كه عمريست عزیزم شبها گريه كردم به خدايي خدا تا دم صبح نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۵ ساعت 11 32 توسط amir مطالب قدیمی تر نه شاعرم و نه ادعایی بر شعر و موسیقی دارم اماعاشقانه ادبیات و موسیقی این مرز پر گهر را دوست دارم و می ستایم تمامی کسانی را که دستی بر هنر و شعر و موسیقی اصیل ایران عزیز دارند گرم میفشارم دست عزیزانی را که در این راه مرا یاری رسانند بادرود بیکران amir خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین ۱۳۹۱ ۰۸ ۱ ۱۳۹۱ ۰۸ ۳۰ ۱۳۹۱ ۰۶ ۱ ۱۳۹۱ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۵ ۱ ۱۳۹۱ ۰۵ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۴ ۱ ۱۳۹۱ ۰۴ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۳ ۱ ۱۳۹۱ ۰۳ ۳۱ blogfa com
|