Meta tags:
description= شعر های بی کراوات شعر;
Headings (most frequently used words):
شعر, های, بی, کراوات, به, حامد, شهزاد, دو, سرباز, ایرانی, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
های (15), شده (15), نوشته (11), هفته (10), ۱۳۸۹ (10), ساعت (10), توسط (9), فرزاد (9), رنود (9), این (9), است (8), برای (6), روی (6), شعر (6), نمی (6), دوم (5), همه (5), پیر (5), فروردین (4), اردیبهشت (4), مرداد (4), ۱۳۹۱ (4), پشت (4), سیاه (4), کار (4), چاقوی (4), وقتی (4), دست (4), سوم (3), خانه (3), موهایت (3), تمام (3), روزی (3), چند (3), شوند (3), سرباز (3), گریه (3), باز (3), بوی (3), صبح (3), ترسم (3), حتا (3), شود (3), چشمان (3), کند (3), بود (3), چیزی (3), بزرگ (3), هیچ (3), یازدهم (3), امما (3), راه (3), ایستاده (3), سفید (3), چهارم (2), خرداد (2), مهر (2), ۱۳۹۰ (2), آذر (2), ۱۳۹۲ (2), گذارند (2), چهارشنبه (2), دارم (2), بار (2), کرده (2), نامه (2), معشوقه (2), شاید (2), لباس (2), قبل (2), فکر (2), توام (2), میدانند (2), دارد (2), ایرانی (2), بیست (2), درد (2), کشد (2), فنجان (2), تلخ (2), گرفته (2), کنی (2), ذهن (2), بیمار (2), یکشنبه (2), شانزدهم (2), چشمانت (2), بینم (2), تلو (2), شوم (2), بعد (2), صدای (2), دایناسورهای (2), آشفته (2), خورده (2), حالا (2), دور (2), کرد (2), نامنظم (2), جنگهای (2), پدر (2), هستم (2), شانه (2), دراز (2), شهر (2), چوبی (2), دانم (2), سیگار (2), رسیده (2), ظهرها (2), تواند (2), شوالیه (2), شدم (2), بدون (2), باشد (2), آنقدر (2), شوی (2), کودکی (2), دختران (2), زیر (2), کنند (2), باران (2), هاشان (2), خودم (2), سلام (2), جمعه (2), گیرد (2), همین (2), کراوات (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, مرده, مگس, ماده, لای, تخم, هجدهم, ندانسته, هایت, جواب, اردبیل, آمدی, ایام, باید, شمرد, نمیدانی, روزها, میدانم, پرچین, مزاحم, بفرستی, چشمهایت, ببندی, وتو, عیدم, میپوشم, گره, کرواتم, بند, پوتینت, حفظ, میبندی, دیوانه, میشوی, موهای, نتراشیده, ماه, نکن, دکمه, لجنی, محکم, مات, بایست, جلوی, آینه, شطرنج, کوههای, آلواتان, سوز, مرد, نمیکند, گوشهایت, حامد, شهزاد, تنبک, خواهی, داد, حالم, خراب, ساکسیفون, عزیز, شروعی, تراژیک, قهوه, خوریم, بنشین, گذشت, بگیری, نتوانی, حنجره, نرم, بایستی, شمارد, چشم, گذارد, نشیند, شاعری, ایستد, تناسخ, زایید, زاید, بیرون, ریزد, احمقانه, لبخند, بزنی, فقط, ادامه, آتش, نفهمیده, زبان, مادریم, بخوانم, کنارم, بنشینی, صلح, کنیم, پیاز, خرد, جراحی, برانکارد, نشسته, هایم, بلرزند, بشوم, دکتری, ناشی, بخورم, مست, بلولند, بزایند, بلند, آروغ, بزنند, تخیلم, بجوند, خواب, منقرض, مسائل, ریاضی, شنبه, نهم, سوال, پیچم, اید, بادبادک, هوا, سینه, چسباند, مدال, افتخارش, پسرش, شکست, نفس, مرا, شبیه, چریکی, قدم, تنها, دیده, عاشق, دختر, ماندلا, زرافه, گردن, آفریقایی, دایه, پوست, شیر, مردم, دانند, ونه, کوچه, باریک, منتهی, رنگها, فصلها, باور, کنید, دوشنبه, ششم, میکنم, کارخانه, سازی, آمریکا, برایم, پیچد, دستهای, دختری, پنجره, ارث, کشم, ایستم, چراغ, قرمز, احترام, تکه, آهن, جای, دیگر, شروع, کنم, اصلن, انتقام, برادرهایش, بگیرد, نارس, اینکه, عمدی, تیک, تاک, مچی, باخودکار, مشکی, دوام, بیاورد, برایت, نسخه, نپیچند, کلاغان, خوابهای, نبینی, مهم, فرقی, اسمم, گذاشتند, آخر, رقصیدند, خندیدند, بیوه, سرم, جمع, شدند, کاملن, اتفاقی, نافم, ظهیرالدوله, بریدند, برنامه, قبلی, جنگم, دشمنان, خونی, تسلیم, صندلی, نشینم, بسته, آسمان, اتو, کشیده, سناتوری, وقارم, شسته, ذهنشان, نشینند, لباسهای, رفو, اسیدی, فرمان, نروند, سایه, میبینم, جیب, هایشان, سنگ, شیشه, مشبک, کمبوجیه, ونیز, پارتیزان, امریکا, سربازهای, شیوخ, عرب, لردهای, بریتانیا, دیر, کردم, نزدن, شما, دوستان, گرامی, شاعران, بزرگوار, معذرت, میخام, وقت, اینقدر, طول, نکشیده, روز, بشم, چیکارش, میشه, وارد, پادگان, ذهنم, قفل, خوشبختانه, ۲هفته, یخش, اومدم, میخاهد, گلویی, تازه, حوصله, ندارد, تاریکی, مطلق, دعا, بخان, ببند, دومی, نداری, درست, مقابل, کلمات, بخت, بدت, نیستی, آیی, میپرم, جنّم, بسم, الله, تناسبی, نداریم, بازدم, عهد, بوق, داغتر, تنم, دندانهایم, گوگرد, گرفتند, نبود, میز, بنشینم, نخاه, کنار, بگذارم, نمیشود, پنجشنبه, خندی, تابلوهای, معروف, دنیا, بگیر, ولبخندت, بتکان, کشیش, نماز, اند, سوگلی, برفهای, زمستانی, سبلان, برمی, گشتند, مردان, رُم, خطهای, دستت, مشتت, گیلاسهاشان, سلامتی, بالا, میبرند, کارگران, بندرها, باله, رقصند, مرجانهای, مدیترانه, ماهیان, دریای, رسد, خبر, انجیرهای, شمال, ودهان, خشک, خیابان, ختم, جهان, شدن, شیرین, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, دروغی, بزرگی, دوستت, چشمت, بدوزی, دروغ, ببافی, پریشان, باد, سوت, بکشد, انگار, میانمان, گذرد, قطار, سوی, ریل, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, شبها, سراغم, کاغذی, بدنت, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, خاندنتان, کوتاه, بابت, تاخیر, گویم, چون, توجیه,
Text of the page (random words):
شعر های بی کراوات شعر های بی کراوات شعر سلام از بابت تاخیر چیزی نمی گویم چون هر چه که باشد توجیه است برای خاندنتان همین سه کار کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 کاغذی سفید است بدنت شبها که شعر سراغم را می گیرد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 2 آن سوی ریل ایستاده ای و این قطار همین که از میانمان می گذرد انگار تمام نمی شود که با صدای گرفته اش سوت بکشد موهایت پریشان شود در باد و چشمت را به من بدوزی و دروغ ببافی دروغی به بزرگی دوستت دارم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 3 شیرین است گم شدن وقتی همه ی راه های جهان به چشمان تو ختم می شوند نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 19 12 توسط فرزاد رنود می خندی ودهان خشک خیابان بوی انجیرهای رسیده ی شمال را می گیرد خبر به ماهیان سفید دریای سیاه می رسد باله می رقصند مرجانهای مدیترانه و کارگران بندرها گیلاسهاشان را به سلامتی تو بالا میبرند مشتت را باز کن خطهای دستت نامه های مردان رُم است به معشوقه هاشان وقتی از جنگهای تن به تن برمی گشتند سوگلی برفهای زمستانی سبلان کشیش ها به نماز باران ایستاده اند موهایت را بتکان ولبخندت را از تابلوهای معروف دنیا پس بگیر نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17 38 توسط فرزاد رنود نه نمیشود از من نخاه این چاقوی پیر را کنار بگذارم و با تو سر یک میز سفید بنشینم دست خودم نبود دندانهایم از کودکی بوی گوگرد تلخ گرفتند و تنم از بازدم دایناسورهای عهد بوق داغتر است این را همه میدانند ما هیچ تناسبی با هم نداریم من هستم و تو نیستی ـ تو می آیی و من میپرم ـ من جنّم و تو بسم الله حالا از بخت بدت درست ایستاده ای در مقابل کلمات من راه دومی نداری چشمانت را ببند در تاریکی مطلق دعا بخان این چاقوی پیر حوصله ات را ندارد این چاقوی پیر میخاهد گلویی تازه کند نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 18 45 توسط فرزاد رنود با سلام شاید هیچ وقت اینقدر طول نکشیده بود که به روز بشم امما چیکارش میشه کرد از روزی که وارد پادگان شدم ذهنم قفل شده بود که خوشبختانه ۲هفته ای است که یخش باز شده و به خودم اومدم از دیر کردم و سر نزدن به شما دوستان گرامی و شاعران بزرگوار معذرت میخام و امما شعر از شیوخ عرب تا لردهای بریتانیا از پارتیزان های امریکا تا سربازهای ایرانی از کمبوجیه تا ونیز هر صبح از پشت شیشه های مشبک همه را می بینم میبینم که جیب هایشان را پر از سنگ می کنند تا سایه هاشان به فرمان تو راه نروند حتا زیر باران های اسیدی با لباسهای رفو شده می نشینند دست روی دست می گذارند و آنقدر گریه می کنند تا از ذهنشان شسته شوی امما من سناتوری با وقارم اتو کشیده زیر آسمان سیاه با چشمان بسته روی صندلی چوبی ام می نشینم تسلیم تو می شوم و با پیر دختران این شهر که دشمنان خونی تواند می جنگم نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11 41 توسط فرزاد رنود بدون هیچ برنامه ی قبلی نافم را در ظهیرالدوله بریدند و کاملن اتفاقی دختران بیوه دور سرم جمع شدند خندیدند رقصیدند و در آخر اسمم را گذاشتند نمی دانم چه فرقی نمی کند چه مهم این است که خوابهای کودکی را آشفته نبینی و کلاغان پیر هر شب برایت نسخه نپیچند تا بزرگ شوی بزرگ آنقدر که دست چپ ات روزی ۱۲ بار تیک تاک ساعت مچی باخودکار مشکی را دوام بیاورد بدون اینکه عمدی در کار باشد شدم شوالیه شوالیه ای نارس که حتا نمی تواند انتقام برادرهایش را بگیرد اصلن از جای دیگر شروع می کنم قبل از ظهرها به احترام چند تکه آهن می ایستم پشت چراغ قرمز و بعد از ظهرها پشت پنجره ای که از پدر به ارث رسیده دراز می کشم و به دستهای دختری که در کارخانه ی سیگار سازی آمریکا برایم سیگار می پیچد فکر میکنم نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ ساعت 18 49 توسط فرزاد رنود سوال پیچم کرده اید که چه باور کنید من چیزی نمی دانم نه از فصلها نه از رنگها ونه از کوچه های باریک منتهی به خانه های چوبی همه ی مردم شهر می دانند از یک دایه ی سیاه پوست شیر خورده ام شانه به شانه ی زرافه های گردن دراز آفریقایی بزرگ شده ام و عاشق دختر ماندلا هستم تنها چیزی که دیده ام قدم های نامنظم پدر بود نامنظم شبیه جنگهای چریکی که مرا از خانه دور می کرد حالا در من سرباز شکست خورده ای نفس می کشد که مدال افتخارش را پسرش وقتی بادبادک هوا می کند به سینه می چسباند نوشته شده در شنبه نهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 20 41 توسط فرزاد رنود صبح از چشمانت بیرون می ریزد تا مسائل آشفته ی ریاضی حل شوند ـ شب می ترسم می ترسم که دایناسورهای منقرض شده در خواب تخیلم را بجوند با صدای بلند آروغ بزنند بلولند روی هم بزایند بعد من مست شوم تلو تلو بخورم بشوم دکتری ناشی که پا هایم بلرزند وقتی می بینم روی برانکارد نشسته ای و با چاقوی جراحی برای چشمان من پیاز خرد می کنی می ترسم حتا صبح شود صلح کنیم در کنارم بنشینی من به زبان مادریم شعر بخوانم و تو نفهمیده فقط برای ادامه ی آتش بس احمقانه لبخند بزنی نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 20 33 توسط فرزاد رنود درد می کشد درد دارد می زاید تناسخ زایید ذهن بیمار من ذهن بیمار شاعری که روی دو پا می ایستد می نشیند و چشم می گذارد تا ۱۰ می شمارد که تو روی یک پا بایستی برای حنجره ی نرم شده ات گریه کنی و نتوانی نت های گر گرفته ات را پس بگیری کار از کار گذشت بنشین دو فنجان قهوه ی تلخ می خوریم دو فنجان برای شروعی تراژیک حالم خراب است ساکسیفون عزیز از این پس بوی تنبک خواهی داد نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18 57 توسط فرزاد رنود به حامد و شهزاد دو سرباز ایرانی گوشهایت را باز کن با توام مرد که گریه نمیکند این را همه میدانند که کوههای آلواتان سوز دارد سرباز سیاه شطرنج با توام مات بایست جلوی آینه دکمه ی لباس لجنی را محکم کن و به موهای نتراشیده ی چند ماه قبل فکر نکن دیوانه میشوی تو بند پوتینت را از حفظ میبندی من گره کرواتم را من لباس عیدم را میپوشم وتو شاید چشمهایت را ببندی و از پشت پرچین های مزاحم نامه بفرستی به معشوقه ات میدانم روزها را گم کرده ای و نمیدانی ایام هفته را باید روزی چند بار شمرد تا تمام شوند به اردبیل که آمدی برای تمام ندانسته هایت جواب دارم نوشته شده در چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 18 3 توسط فرزاد رنود تو مرده ای و مگس های ماده لای موهایت تخم می گذارند خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته دوم مرداد ۱۳۹۲ هفته سوم آذر ۱۳۹۱ هفته دوم فروردین ۱۳۹۱ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ هفته چهارم مهر ۱۳۸۹ هفته دوم مرداد ۱۳۸۹ هفته سوم خرداد ۱۳۸۹ هفته چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ هفته سوم فروردین ۱۳۸۹ blogfa com
|