If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: artmis74.blogfa.com - .

site address: artmis74.blogfa.com redirected to: artmis74.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Wednesday 17 June 2026 11:47:04 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=بانوی آب مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر...سپس رهایم کن و برگرد،من نمی آیم.;

Headings (most frequently used words):

زنان, علیه, خوب, کن, ها, بانوی, آب, مرا, دوباره, به, آن, روزهای, ببر, سپس, رهایم, برگرد, من, نمی, آیم, جای, دیگری, از, متنفر, شوید, استیکر, در, اسارت, گریه, ممنوع, زیر, لب, زمزمه, میم, الف, دال, محو, غربت, دلم, برای, باغچه, می, سوزد, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
های (46), توی (28), شده (27), این (26), است (25), نمی (24), اما (21), اون (21), زنان (19), نوشته (18), بچه (17), نیست (17), بعد (17), کند (17), ساعت (16), توسط (16), آنا (15), زیر (15), همه (15), برای (14), ۱۳۹۲ (14), بود (14), کرد (13), کار (13), ۱۳۹۴ (12), اینکه (12), ۱۳۹۱ (11), شود (11), واسه (11), گاهی (11), روی (11), کرده (11), آدم (10), نگاه (10), هایی (10), جای (10), کنم (10), خودم (10), چند (10), یکی (10), تمام (10), باید (10), خوب (10), مهر (9), هیچ (9), راه (9), فقط (9), ساک (9), کنه (9), وقتی (9), اگر (9), گریه (9), گفت (9), روز (9), پاسخ (8), مدام (8), دوست (8), کردن (8), هاش (8), میشه (8), کردم (8), بودم (8), خیلی (8), علیه (8), زندگی (8), سکوت (7), آبان (7), تیر (7), شاید (7), وقت (7), شدم (7), عین (7), اتوبوس (7), خانم (7), شروع (7), دست (7), زمان (7), ادامه (7), مرد (7), کسی (7), همان (7), مرداد (6), خانه (6), شنبه (6), اند (6), چون (6), خودش (6), اصلا (6), باز (6), روزی (6), جمع (6), دیگه (6), صحبت (6), سکه (6), بیشتر (6), بودند (6), اشک (6), چیز (6), پیش (6), کردند (6), کنیم (6), رفتار (6), دیگری (6), دارد (5), ۱۳۹۰ (5), مثل (5), انگار (5), غربت (5), بودن (5), آنها (5), گلوم (5), گرفته (5), داشته (5), همون (5), بگی (5), سرم (5), شهر (5), دستش (5), پشت (5), بلند (5), شدن (5), لبخند (5), #دوباره (5), حرف (5), پسر (5), همیشه (5), ماه (5), بوده (5), شوهر (5), شوند (5), دختر (5), رفته (5), همین (5), فروغ (4), آذر (4), حتما (4), غریبه (4), دارند (4), مثه (4), ستاره (4), جاده (4), محو (4), بلیط (4), دور (4), بشه (4), تحمل (4), دقیقه (4), خونه (4), زمین (4), الان (4), سبزی (4), جوری (4), چیزی (4), ندارم (4), مثله (4), تند (4), رفت (4), چقدر (4), هاشون (4), گرفت (4), لحظه (4), داد (4), یاد (4), کاری (4), کنند (4), ازدواج (4), سال (4), بدون (4), متنفر (4), برادر (4), فرخزاد (3), برچسب (3), کنید (3), جمعه (3), دلم (3), پنجشنبه (3), همراه (3), خود (3), برد (3), شان (3), داری (3), خورد (3), میکنه (3), کنار (3), قدم (3), ازم (3), شهرم (3), اگه (3), خودت (3), میگیره (3), خسته (3), جایی (3), ماهی (3), بیست (3), پیاده (3), میشیم (3), هارو (3), دونم (3), نشسته (3), پاک (3), سرش (3), پهن (3), میگه (3), میگم (3), قبل (3), انقدر (3), دونه (3), بین (3), زیاد (3), سوار (3), چرا (3), زنده (3), طرف (3), دنبال (3), زحمت (3), اندازه (3), خانمی (3), آمد (3), دارم (3), غیر (3), پیرزن (3), اینها (3), مرتب (3), سری (3), اونجا (3), شدند (3), حقوق (3), دوم (3), حال (3), خانواده (3), مشخص (3), مهریه (3), فامیل (3), طلاق (3), مدت (3), دهد (3), درست (3), چشم (3), جواب (3), گذشت (3), موقع (3), ردیف (3), بار (3), هایم (3), آید (3), اعتماد (3), شما (3), وای (3), دوستان (3), دختران (3), com (2), جیغ (2), استاد (2), خرمالوی (2), سیاه (2), خیال (2), دوش (2), حوض (2), منتظر (2), زمینی (2), پارسي (2), درد (2), تنها (2), زادروز (2), شعر (2), آرشیو (2), بهمن (2), اسفند (2), فروردین (2), شهریور (2), وبلاگ (2), مرا (2), ایمیل (2), دانشگاه (2), هنوز (2), معلوم (2), کجا (2), رفتن (2), هجدهم (2), کوچه (2), بیستم (2), تکرار (2), غریب (2), آنانی (2), نشین (2), تفاوت (2), بزرگ (2), کدام (2), کنی (2), دختری (2), سوم (2), آره (2), ازین (2), توش (2), خیابونا (2), اونا (2), فوج (2), کافی (2), باشه (2), باشی (2), تنگ (2), گلوت (2), بیای (2), شوق (2), چمدون (2), برگشت (2), نکردی (2), تابلو (2), کیلومتر (2), خبری (2), نداره (2), بره (2), کوه (2), کشید (2), روش (2), سخت (2), جور (2), اینجا (2), خوابگاه (2), یکم (2), تمامی (2), جلوتر (2), میره (2), فکر (2), پنج (2), میده (2), اول (2), برم (2), ایستاده (2), مامان (2), میکشه (2), خاطر (2), درونشه (2), چادرش (2), سبزیش (2), داره (2), خوردن (2), خانمه (2), لبش (2), بازی (2), خداحافظی (2), افتیم (2), اصراراش (2), منم (2), بحث (2), درباره (2), لباس (2), درش (2), تونم (2), بهم (2), بارون (2), سوال (2), چهار (2), میدونه (2), انتخاب (2), اصرار (2), اسم (2), هفته (2), وارد (2), میشم (2), فیلم (2), میبینم (2), زدم (2), صندلی (2), صدای (2), مشت (2), افته (2), مادرش (2), تکون (2), دوتا (2), افتاد (2), میدم (2), بهش (2), ازش (2), بیدار (2), سنگینه (2), حتی (2), خوش (2), ترمینال (2), چطور (2), میام (2), میرم (2), صورت (2), نگران (2), چروک (2), شماره (2), نقش (2), ساختمان (2), بیرون (2), فهمیدم (2), اتاق (2), نوع (2), معلولین (2), ذهنی (2), جلو (2), اومد (2), سلام (2), چشمام (2), خوشگل (2), بغلش (2), ترم (2), سرازیر (2), داشت (2), غصه (2), دیدم (2), نکردم (2), بغض (2), پرستار (2), دادند (2), قرآن (2), بیسکوییت (2), دیگر (2), ذکر (2), دیگران (2), باشند (2), ماست (2), جان (2), شوهرش (2), نامتعارف (2), عقد (2), رود (2), تقاضای (2), خاله (2), پزشک (2), افتد (2), مورد (2), تغییر (2), توانیم (2), دانند (2), گرفتند (2), راهش (2), مصمم (2), جدا (2), متاهل (2), نداشتم (2), اوایل (2), هرز (2), اتفاق (2), بلاگفا (2), عاجزانه (2), چشمم (2), بکند (2), اسارت (2), مذکر (2), گوید (2), نداری (2), باشد (2), آخر (2), مثلا (2), برود (2), واقعا (2), برند (2), سعی (2), شخص (2), نفر (2), حالت (2), استیکر (2), دهند (2), بودنش (2), باشیم (2), ضربه (2), تکه (2), گرفتیم (2), اصول (2), مانی (2), ندارد (2), زند (2), سردرگم (2), تصور (2), حالا (2), مادر (2), پدر (2), داداش (2), نظر (2), تور (2), تایید (2), حریف (2), آنجا (2), خیره (2), دانشجوی (2), بانوی (2), blogfa, تازه, اخبار, حقوقی, ویراستار, صبر, زرد, بنفش, دکتر, حمیدرضا, صالحی, بگو, الهام, کشیدن, خرج, سرزمین, نقاشی, صدا, نیکولا, طنز, نصف, جهان, تلخون, سیب, خورها, واژه, نامه, ღღღنيمكت, حنا, مانا, هدف, زندگي, دلها, سكوت, sun, girl, بلنگستان, مترسک, پیوندها, احمد, شاملو, بچگي, كودكي, درياچه, اروميه, فرهاد, مهراد, امشب, نخستين, شاعر, 8ديماه, سوگ, 1بهمن, فردوسی, موضوعی, اردیبهشت, خرداد, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, گنج, روانی, مولانا, anahitarmi, gmail, سپاس, کپی, امری, بزنید, دهم, مطالب, قدیمی, پنجم, سوت, کوری, آهای, بروبچ, وصل, نیس, اطلاع, ثانوی, میبینمتون, براتون, ترکه, امیدی, ازدحام, میکده, ناامیدی, آنقدر, کوچک, بازار, شناسنامه, تقویم, دستمال, فندک, خودکارش, باغچه, سوزد, خاکِ, آشنائی, پایت, نکند, نیامده, آدمی, میان, آشنا, شناسی, دوستت, برایت, وجودت, جنسیت, جنسی, برج, عاج, نشینی, بالا, احساس, متفاوتی, سعید, محسنی, کدوم, ازینا, تنگی, نباشه, گرفتگیه, شایدم, هوایی, اکسیژن, خورشیدی, اشعه, روت, سنگینی, درختهایی, کادر, عکست, میرند, نمیتونم, بزنم, مال, آسمونی, خودشو, رسونه, اونم, روبر, گردونه, شدنش, هوای, آلوده, هون, دار, مضر, خوشمزه, هست, خلاصه, خوشی, عالم, ولی, آسمون, نباشی, دلت, اونوقته, میشی, دلتنگم, سرخوشی, وبگی, گرفتی, ذوق, رزرو, شمار, استپ, خار, دیوار, روحم, میتونیم, برگردیم, مسیر, راحت, بچسبونم, شیشه, گذروندن, هنزفری, گوشم, نذارم, نشمرم, چراغ, نندازم, دامن, مادرمو, بزارم, هیچوقت, اجبار, نبندم, نقطه, کور, رادارهاست, انداختیش, حریم, امنش, تیکه, کنده, حوضچه, آبی, تنگه, دلتنگیم, واجور, تلخ, پوست, انار, تاریک, شبای, منو, چشمک, میزنه, کوچیکه, پنجره, پیچ, نشون, انگشتت, افتخار, مادران, دنیا, نگه, میداره, قرمز, دستشه, نکنم, باعث, عقب, بیفته, میرسیم, ابداٌ, نمیذاره, کلید, میاره, پله, میذاره, پاهای, نگاهی, هیچی, نمیگه, نفس, عمیقی, بازدمش, رضایت, مسنی, روزنامه, کنارش, ایستگاه, بشیم, تموم, وآشغال, خستگی, درونش, پلاستیک, ریزه, فوتبالیستی, اضافه, زنه, سرسوزنی, شادی, آخیش, نکنه, ریک, گرفتن, ساکم, راهم, حوصله, سبکه, بیارم, پسره, کوله, بکشم, بیفتم, نرسه, گوش, بیندازم, خیابون, باریده, خیس, برگ, پاییز, پام, کنن, خستم, خوام, برسم, تختم, همش, خواد, بام, پرسه, خستگیم, دربره, ساعتی, واسش, تاکسی, بیشترشکل, مکان, وسیله, نقلیه, منی, واسطه, انگاری, خرم, مقصد, توشون, اینبار, اونه, میشینه, روییم, صورتش, بزرگم, میگفت, قرصه, سالم, میرسند, بلندی, افتادن, میاد, ساله, بقلش, خوابیده, طرفم, نشستند, پاکت, چیبس, دیگرش, پیدا, شدش, بخواد, نهایت, تشکر, بکنه, هرجایی, پول, بدن, قلکش, ببینه, چندتاش, گریش, لبی, آخی, پاهاش, نشه, جابه, لبخندی, برمی, گردونم, گرم, یادم, بوی, ریحون, صورتم, بگیرم, پیشه, اشاره, دانشجو, کنارمون, ثانیه, چماله, دنبالش, میدوه, وایسا, بزار, کمکت, وسایل, جاساز, اینم, پسرش, عمرا, ایسته, دسته, بگیره, رسیدم, قرمزم, سمت, سالن, برخورد, شناسه, بازم, همیشگی, ابرو, پیشونیش, مسیری, صلوات, نگاهش, بلندش, روبوسی, ینده, زمزمه, میم, الف, دال, چهارشنبه, یازدهم, سیر, اونروز, منتظرشون, گذاشته, جریمه, ممنوعم, فضای, نگرفته, خوشگلی, خندم, تار, اشکهاس, گفتم, تری, دستم, ببوسه, پریدم, بوسیدمش, چشماش, کناریش, دختره, دوستام, واسم, انداختم, حبس, قصه, زندگیشون, چشماشون, حرکت, راکد, بافتنی, دستای, کنارم, هرچقدر, گره, میزد, برخلاف, اشکه, تصنعی, نزدیک, تخت, دوستم, فال, نخود, الکی, کلی, خندیدیم, سریشون, تونستند, مصنوعی, تحویلمون, ازدیدن, دورو, برش, کتاب, ادعیه, جوونیش, مجالس, خونده, نذاشتم, هام, شدیم, رفتیم, داخل, محوطه, ذهنش, 5سالگی, مونده, وبش, باهاشون, واسشون, خریده, بودیم, تعارفشون, فرز, بقیه, افتاده, اونام, هرچیزی, بهشون, دادیم, بردند, خداروشکر, نبود, اینو, دخترای, مارو, بازدید, سالمندان, کاشان, نوشت, داشتم, عهد, مبادا, شرطش, اینه, میریم, احساساتی, بزننین, ریم, دیدنشون, خوشحالشون, اینجوری, ناراحتیشون, ممنوع, سیزدهم, مواردی, امروزه, عنوان, تضییع, مواجه, مفهوم, واقع, مراقب, شوهرانتان, باشید, مصون, آسیب, بپذیرید, نهایتا, توان, بهتر, پایمان, حقی, همجنسمان, کندن, اثنای, وآمد, جنجال, یادآوری, پاشد, شنیدنی, عروستان, بگویید, معمولی, شیرینی, تعقیب, واضح, درگیر, جشن, عروسی, زدن, مراسم, جزء, اسبابش, پدرش, گیرند, ادب, پاسخشان, دبیرستانی, آقای, مکرر, تبدیل, خاستگار, سمج, دوران, دبیرستان, اتمام, رسد, درس, زورشان, ناچار, تصمیم, چندین, دوا, درمان, نازایی, نهایاتا, صاحب, گسترش, کارش, نمایندگی, شرکتی, سوپر, مارکت, ظهر, مشغول, روال, یابد, صبح, مغازه, دایر, انهم, فروشنده, دوشنبه, پانزدهم, غلط, مقام, قضاوت, نیستم, اتفاقی, عقاید, دیدگاه, هایمان, افراد, تاملی, میدهیم, ونهایتا, حکم, صادر, کفش, برویم, مصلحتی, فروریختن, ومطمئنا, اینرا, مشترک, پذیرفته, مخالفان, حرفی, کاش, ماجرا, ختم, محلی, مهمانی, نازک, گذاشتن, سلامش, خبر, رسید, برگشته, خواهند, آشتی, بده, غیرته, یکسال, بیچاره, افسردگی, ادراری, شانه, موهایش, نداشت, مدل, پسرونه, کوتاه, طول, اقوام, نشد, وضع, بگیری, قبلا, توانسته, فرشته, ساخته, کردنی, جهت, قیافه, گشت, مگه, اقدام, عجیب, فاصله, عجله, نکشید, توافقی, مدتی, خانوده, آرایش, کمی, قسمتی, اسباب, کشی, دیر, مطمئن, سالگی, شناختم, زیبایی, شنیده, شوهری, عاشقانه, همدیگر, ندیده, میزان, عشق, مقایسه, معیار, دانم, اینطور, چندگاهی, نویسم, سرهم, مقاله, متن, همشان, پرت, ویندوز, پرد, اشتباهی, واین, آخری, فرق, قبلی, دیروز, عذر, خواهی, توضیح, شرایطی, تلاش, ثواب, کباب, داند, برایم, مهم, دوسال, خواستم, تلاشش, بلکه, سطر, آورد, ششم, فاعل, پست, مونث, نفع, اوی, نتیجه, انتخابم, عوض, رویم, ایستد, جنس, کردی, توانایی, باور, بخری, خامی, توهین, فرضیه, سراغم, نتوانستم, قدرت, بیشتری, نفوذ, تواناییشان, پایان, برسانم, ذهنم, دلایل, منطقی, تجربه, برنامه, کنترل, بیلد, بورد, تبلیغاتی, اشتباه, آمده, اید, چشمتان, شکارش, شیفت, دیلیت, ببندید, دانلود, خاطرات, لعنتی, یادش, خودتان, انتخابش, نکنید, بندید, شبکه, خارج, شدید, بشوند, روزانه, انها, استفاده, بزند, خوشحالی, نامشان, آیکن, نشان, یکشنبه, ناچاریم, بپذیریم, قرینه, قرار, دهیم, مخصوصا, بهترین, شکل, زیادی, متوسط, جامعه, فراتر, رفتارش, الگو, کردیم, رفتاری, داشتیم, کودکی, اساس, خاصی, برهم, زنند, استثنا, قشنگ, دلچسب, رویایی, گیرد, مزاحمتی, فلان, صریح, انتقاد, دوستی, انجام, میزند, یادت, بازتاب, شوید, بند, شوم, روم, گذارم, تابوتی, گورشده, خفه, گذاشتند, آغوش, آنهاست, فرورفته, نیایم, روح, متلاشی, کندم, افکار, کسانی, 175نفر, کرند, نشستم, خنده, دفعه, صحنه, گور, کردنش, جلوی, زجه, زنم, خواهرش, کشیدم, ذهن, نرسید, بپرسند, شغل, تحصیلاتی, شناسد, چجور, تازگی, دوره, همی, جملات, ظاهر, ساز, زنی, جلب, دیگرمان, خودشیرینی, مادرم, زنگ, احوالمان, میپرسد, قربان, صدقه, مریضی, پیگیر, تولد, تبریک, حرفش, تاکید, داداشت, قصدش, نکن, فنی, میبینی, هستند, خودشان, میگی, عزیر, زبان, توانی, بگویی, نیاوردم, دادم, بداند, شرایط, خواهان, اجرا, بشنوم, استادمدام, تحریک, دادن, همچنان, واکنششان, جرو, شمردن, اعطا, اولین, جانب, دارا, نسبت, دانست, دینی, برگردن, قدر, مخاطب, پرسش, هایش, کلاس, آنهایی, بدهند, 500, زنش, فردای, مطالبه, چیست, برادرتان, پیشنهاد, طلاقش, بدهد, حقش, پرداخت, بدانند, زمانی, اوج, امتیاز, موفقیت, مسابقه, میشوی, حریفت, استادت, دکترا, درمقابل, پنجی, انتظار, روزهای, ببر, سپس, رهایم, برگرد, آیم,


Text of the page (random words):
پرسش ها صحبت هایش هم فقط من بودم رو کرد به تمامی دختران کلاس و گفت آنهایی که برادر دارند جواب بدهند اگر برادر شما 500 سکه مهر زنش کند و زن فردای عقد آن را مطالبه کند نظر شما چیست به برادرتان پیشنهاد می کنید که طلاقش بدهد چون این زن به درد زندگی نمی خورد و یا مهر حقش است و باید پرداخت شود از آنجا که برادر ندارم منتظر بودم پاسخ دوستان را بشنوم که استادمدام من را تحریک می کرد به پاسخ دادن و من نگاه های خیره خیره به دوستان و دختران دانشجوی حقوق همچنان واکنششان سکوت بود و سکوت آخر تحمل نیاوردم و جواب دادم اگر کسی مهریه را حق زن بداند در همه شرایط خواهان اجرا شدن این حق است و دختران عزیر همه زبان باز کردند که تو که داداش نداری پس این را نمی توانی بگویی حریف با یک سوال من را ضربه فنی کرد و ادامه داد میبینی این خود زن ها هستند که مهر را حق خودشان نمی دانند حالا تو چی میگی نوشته شده در شنبه سی ام آبان ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا زنان علیه زنان 4 یکی از دوستان که به تازگی متاهل شده در یک دوره همی شروع کرد به صحبت کردن در مورد جملات ظاهر ساز و حال بهم زنی که برای جلب نظر پدر شوهر و مادر شوهرش ردیف می کند در ادامه صحبت های او دوست دیگرمان ادامه داد که وای دوست دختر برادر من هم از این خودشیرینی ها می کند مدام به من یا مادرم زنگ می زند احوالمان را میپرسد قربان و صدقه می رود موقع مریضی پیگیر است و زمان تولد ها مرتب تبریک می گوید حرفش که تمام شد همه تاکید کردند که دختر تور پهن کرده برای داداشت قصدش ازدواج است شک نکن دوست هم تایید کرد که مشخص است که تور پهن کرده به ذهن هیچ کدام نرسید بپرسند دختر چه شغل و تحصیلاتی دارد چند وقت است پسر و خانواده اش را می شناسد چجور دختری است واقعا چرا چون طرف داداش دوست بود نوشته شده در شنبه سی ام آبان ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا جای دیگری دو سه روز است رفته ام از جای خودم کندم و رفته ام در افکار کسانی که با این 175نفر زندگی می کرند رفته ام جای دیگری مثلا جای مادر نشستم و تصور کردم بچه ای دارم با خنده ها گریه ها بزرگ می شود بعد یک دفعه صحنه زنده به گور کردنش که جلوی چشمم می آید زجه می زنم رفته ام جای خواهرش جیغ کشیدم جای پدر آب شدم از غصه اش جای خاله اش حتی این روز ها سردرگم ام گم کرده ام خودم را از بس که یک جا بند نمی شوم مدام می روم خودم را می گذارم جای این و آن و تصور می کنم که چه می کنند با تابوتی که زنده به گورشده خفه اش کردند گذاشتند جان بکند و حالا در آغوش آنهاست تا از نقش هایی که در آن فرورفته ام بیرون نیایم حال این روز هایم همین است همین روح متلاشی و سردرگم نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا از خوب ها متنفر شوید ناچاریم بپذیریم که نمی توانیم رفتار یک نفر را قرینه ی رفتار دیگری قرار دهیم مخصوصا اگر آن شخص به بهترین شکل رفتار کرده باشد اصلا گاهی باید از او متنفر شد برای همین زیادی خوب بودنش برای همین از حد متوسط جامعه فراتر بودنش برای اینکه روزی رفتارش شد الگو و سعی کردیم مثل او باشیم یا عین رفتاری که با او داشتیم با دیگری هم داشته باشیم از همان روز اتفاق ها افتاد از همان روز ضربه خوردن ها و تکه تکه شدن ها شروع شد ما یاد گرفتیم همه ما از کودکی یاد گرفتیم که بر اساس اصول خاصی رفتار کنیم با همه خوب ها اصول را برهم می زنند می شوند استثنا از یک جایی به بعد که تمام می شوند و تو می مانی و حرف های قشنگ تو می مانی رفتار های دلچسب رویایی باید از آنها متنفر شد گاهی باید از کسی که شماره ات را می گیرد و هیچ مزاحمتی ندارد از فلان که صریح انتقاد می کند از دوستی که کار درست را انجام می دهد و حرف درست را میزند از کسی که می شود بهش اعتماد کرد گاهی باید از همه اینها متنفر شد چیز های خوب یادت می دهند و چیز های خوب همیشه بازتاب های خوب ندارد زمین ات می زند گاهی نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا استیکر استیکر ها از نامشان مشخص است برچسب ها یا آیکن هایی اند که حالت آدم را در زمان چت نشان می دهند فقط در همان زمان اما وای به آن روزی که بشوند برند یک شخص وای به آن روزی که یک نفر در تمام حالت های روزانه اش از یکی از انها استفاده کند مدام آن را بزند در خوشحالی در غم در نگاه های چپ چپ یا رفتن ها ان وقت اگر برود اگر واقعا برای همیشه برود آن برند لعنتی مدام یادش می کند اول سعی می کنید خودتان هیچ وقت انتخابش نکنید بعد چشم را روی انتخاب های دیگران هم می بندید و اصلا شاید از آن شبکه خارج شدید اما آخر سر یک جایی مثلا روی یک بیلد بورد تبلیغاتی در آن طرف شهر وقتی تمام راه را اشتباه آمده اید چشمتان شکارش می کند و شما اگر تمام راه های شیفت دیلیت ذهنی را هم به کار ببندید او به کار خودش برای دانلود خاطرات ادامه می دهد نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا زنان علیه زنان 3 گاهی اما پیش می آید که آدم خودش فاعل پست های زنان علیه زنان خودش می شود وقتی علیه خود مونث ات کاری می کنی به نفع اوی مذکر اوایل خیلی مصمم بودم که کار را خودم شروع کنم و به پایان برسانم شک نداشتم که غیر از خودم کسی دیگر از پس آن کار بر نمی آید ذهنم هم دلایل منطقی را ردیف کرده بود هم تجربه این کار را داری هم برنامه هایی برای ادامه کار و کنترل و اما در همان موقع فرضیه ای به سراغم آمد که اگر نتوانستم آنها پسر اند قدرت بیشتری دارند نفوذ بیشتر دارند شاید تواناییشان هم بیشتر باشد نتیجه انتخابم عوض شد و این روز ها مرتب یک دیگری رو به رویم می ایستد و می گوید به من اعتماد نکردی اما به یک جنس مذکر اعتماد کردی وقتی خودت توانایی های خودت را باور نداری پس تحمل کن نا بخری و خامی و توهین های آنها را نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا در اسارت نمی دانم چرا گاهی هرز چند گاهی اینطور می شود هرز چندگاهی که هی می نویسم هی پشت سرهم مقاله و متن و گاهی هم شعر ردیف می کنم اتفاق هایی از این دست می افتد و همشان پرت می شوند یک بار ویندوز می پرد یک بار اشتباهی دیگری پاک می کند واین بار هم که بلاگفا زحمت کشید اما این آخری یک جوری فرق دارد با همه قبلی ها دیروز بلاگفا ایمیل زد و عاجزانه عذر خواهی کرد خیلی گفت خیلی توضیح داد که در چه شرایطی است و اینکه تلاش کرده ثواب کند کباب شده و گفت می داند چقدر نوشته هایم برایم مهم است به یک لحظه دوسال زندگی ام از جلو چشمم گذشت و عاجزانه خواستم تمام تلاشش را بکند بلکه سطر هایم را از اسارت در آورد نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا زنان علیه زنان 2 دختر را از 19 20 سالگی اش می شناختم از همان زمان که متاهل شد ذکر زیبایی اش را هم در پچ پچ های خانم ها زیاد شنیده بودم آن موقع 12 سال بیشتر نداشتم تا آن زمان زن و شوهری که انقدر عاشقانه همدیگر را دوست داشته باشند ندیده بودم میزان عشق هر کس را در اوایل ازدواج با آن دو مقایسه می کردم و شده بودند معیار مدتی کنار خانوده شوهر زندگی کردند اما به خاطر نامتعارف بودن لباس ها و نوع آرایش زن از آنها جدا شدند زندگی شان کمی تا قسمتی سخت می گذشت هر سال اسباب کشی از این خانه به آن خانه کار کردن هر دو تا دیر وقت هم کاری از پیش نمی برد اما مطمئن بودم که هر دو همراه هم اند تا اینکه در یک اقدام عجیب به فاصله ی یکی دو هفته زن تقاضای طلاق کرد بدون مهر بدون بچه مصمم و با عجله یک ماه نکشید که توافقی جدا شدند پچ پچ ها از سر گرفته شد همان هایی که قبلا تا توانسته بودند از او یک فرشته ساخته بودند الان چشم باز کردنی تغییر جهت دادند حتما کسی رو زیر سر داره با اون قیافه ای که اون می گشت حتما زیر سرش بلند شده مگه میشه آدم بچه اش رو ول کنه بره حتما یه چیزی بوده یکسال از طلاق گذشت بچه بیچاره افسردگی و شب ادراری گرفت چون کسی وقت شانه کردن موهایش را نداشت مدل پسرونه کوتاه شد در طول این مدت اقوام دور شوهر را گرفتند که این نشد وضع زندگی و باید زن بگیری تا اینکه خبر رسید زن برگشته و می خواهند آشتی کنند کم نمی شد صدای حرف های پیش رو و پشت سر اگه دوباره راهش بده خیلی بی غیرته اصلا معلوم نیست این مدت کجا بوده دوباره زندگی مشترک را از سر گرفتند مرد خیلی خوب پذیرفته بود اما مثل اینکه تنها مخالفان زنان بودند من توی خونه ام راهش نمی دم من اصلا هیچ حرفی با اون ندارم کاش ماجرا به حرف ختم می شد بی محلی در مهمانی چشم نازک کردن و بدون جواب گذاشتن سلامش یکی از اینها برای فروریختن یک زن کافی است ومطمئنا همه زنان اینرا می دانند کاری به درست و غلط بودن کار زن ندارم چون در مقام قضاوت نیستم اما چه اتفاقی می افتد که تمام عقاید و دیدگاه هایمان در مورد افراد بدون هیچ تاملی تغییر میدهیم ونهایتا حکم صادر می کنیم اگر نمی توانیم مثل او با آن کفش ها راه برویم پس سکوت کنیم یک سکوت مصلحتی نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا زنان علیه زنان 1 دبیرستانی بوده که آقای پسر خاله با رفت و آمد های مکرر اش تبدیل به خاستگار سمج شده دوران دبیرستان که به اتمام می رسد بین درس و ازدواج فامیل زورشان بیشتر بوده به ناچار به تصمیم فامیل تن می دهد بعد ازدواج چندین سال به دنبال دوا و درمان نازایی از این پزشک به آن پزشک و از این شهر به آن شهر نهایاتا پنج سال بعد صاحب یک دختر بچه می شوند همه چیز خوب پیش می رفته تا اینکه مرد برای گسترش کارش به نمایندگی از شرکتی که در آن کار می کند یک سوپر مارکت باز می کند و بعد از ظهر ها در آن مشغول می شود چند ماهی همین روال ادامه می یابد تا اینکه صبح ها هم مغازه را دایر می کند انهم با یک فروشنده زن روز به روز رفتار های مرد غیر معمولی و نامتعارف تر از قبل می شود تا یک شب که خانم مرد را که گل و شیرینی به همراه داشته تعقیب می کند همه چیز واضح و مشخص می شود یک ماه مرد درگیر جشن عقد و عروسی بوده یک ماه خانم فقط سکوت می کند یک ماه خانواده شوهر برای بر هم زدن مراسم ها دست به کار می شوند خانه ای که در آن زندگی می کردند جزء مهریه زن دوم می شود خانم اسبابش را جمع می کند با بچه به خانه پدرش می رود یک ماه زن های فامیل دور خانم را می گیرند که یا تقاضای طلاق کن یا ما زن را ادب کنیم اما پاسخشان تمام این مدت سکوت است در اثنای این رفت وآمد ها و جنجال ها مدام به زن دوم یادآوری می کنند که مرد زن و بچه دارد و این کار او یک خانواده را از هم می پاشد پاسخ زن شنیدنی است به عروستان بگویید باید یاد می گرفت چطور از شوهرش نگاه داری کند یکی از مواردی که امروزه به عنوان تضییع حقوق زنان توسط زنان دیگر ذکر می شود مواجه شدن با مفهوم زن دوم است اما به واقع چه باید کرد باید مراقب شوهرانتان باشید تا مصون از آسیب دیگران باشند یا بپذیرید که نهایتا این از ماست که بر ماست و کاری نمی توان کرد یا شاید بهتر است گاهی زیر پایمان را نگاه کنیم شاید حقی از همجنسمان در حال جان کندن است در ادامه زنان علیه زنان خرمالوی سیاه نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط آنا گریه ممنوع شرطش اینه اونجا که میریم احساساتی نشین و بزننین زیر گریه ما می ریم تا با دیدنشون خوشحالشون کنیم اینجوری ناراحتیشون بیشتر میشه اینو یکی از دخترای خوابگاه وقتی داشت اسم مارو واسه بازدید از خانه سالمندان و معلولین کاشان می نوشت گفت منم که اصرار داشتم برم همون لحظه با خودم عهد کردم اونجا که میرم مبادا گریه کنم از اتوبوس پیاده شدیم و رفتیم داخل محوطه چند تا از پیرزن ها و یه پسر که پرستار می گفت ذهنش توی 5سالگی مونده اونجا بازی می کردن بعد خوش وبش باهاشون بیسکوییت های که واسشون خریده بودیم تعارفشون شد من دیدم یه سری از پیرزن هایی که تر و فرز تر از بقیه بودن و با یه سری هاشون که از کار افتاده تر بودند دوست می شدند و واسه اونام بیسکوییت یا هرچیزی که ما بهشون می دادیم می بردند خداروشکر تا اینجا که خبری از اشک نبود پرستار ما رو نزدیک تخت هاشون برد یکی از اونا واسه دوستم فال نخود گرفت ما الکی کلی خندیدیم در پاسخ لبخند های ما یه سریشون که می تونستند لبخند مصنوعی تحویلمون می دادند و یه سری دیگه اشک من توی چشمام اشک جمع شد ازدیدن خانمی که دورو برش کتاب قرآن و ادعیه بود به یاد روز های جوونیش که توی مجالس قرآن می خونده اما گریه نکردم و نذاشتم اشک هام سرازیر بشه توی اون اتاق توی اون ساختمان انگار به غیر از آدم ها زمان هم حبس شده بود همه چیز تکرار چند دقیقه پیش بود و آدم ها با قصه های زندگیشون و غصه های توی چشماشون حرکت می کردند اما راکد مثله بافتنی توی دستای پیرزن کنارم که هرچقدر گره میزد پیش نمی رفت من همه اینها و خیلی چیز های دیگه رو دیدم اما گریه نکردم فقط بغض بود که مرتب توی گلوم جمع می شد و برخلاف همیشه که بعد بغض اشکه اون لحظه واسه من لبخند های تصنعی بود فضای اتاق رو نمی شد تحمل کرد دم در ایستاده بودم یه خانم که از نوع معلولین ذهنی بود جلو اومد و سلام کرد پاسخ سلام رو نگرفته گفت تو چقدر خوشگلی نمی فهمیدم الان دارم می خندم یا چشمام تار اشکهاس خودم رو جمع و جور کردم بلند بش گفتم اما تو از من خوشگل تری بعد اومد جلوتر و دستم رو گرفت تا ببوسه که پریدم توی بغلش و بوسیدمش توی چشماش اشک شوق بود وقتی به دوست کناریش گفت اون دختره بم گفت من ازش خوشگل ترم به دوستام که اشک هاشون سرازیر شده بود به خانمی که چند لحظه قبل توی بغلش بودم و الان داشت واسم دست تکون می داد نگاه انداختم از ساختمان زدم بیرون یه دل سیر گریه کردم اونروز به اندازه تمام نگاه هایی که روزی منتظرشون گذاشته بودند گریه کردم و فهمیدم من همیشه جریمه تابلو های گریه ممنوعم نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت توسط آنا زیر لب زمزمه کن میم الف دال ر ده دقیقه بیشتر نیست که رسیدم به زحمت ساک قرمزم رو بلند می کنم و زیر لب به خودم خوش آمد میگم با بچه ها به سمت سالن ترمینال راه می افتیم اون مثله همیشه روی یکی از صندلی های ترمینال نشسته با اینکه می دونه چطور میام و میرم با اینکه تمام آدم هایی که با هاشون برخورد دارم رو می شناسه اما بازم با همون صورت نگران همیشگی که چند تا چروک می اندازه بین ابرو هاش و روی پیشونیش رو به روی مسیری که میام نشسته و تند تند صلوات هاش رو می شماره که نگاهش به من می افته و قدم های بلندش شروع میشه بعد دست و روبوسی چروک های اون صورت نگران باز میشه یه لبخند روش نقش می ینده یه پسر دانشجو با دوتا ساک توی دستش از کنارمون رد میشه و بعد چند ثانیه خانمی که چادرش رو زیر دستش چماله کرده به دنبالش میدوه که وایسا بزار کمکت کنم بعد زیر لبش میگه من که می دونم چقدر سنگینه می دونه چقدر سنگینه چون خودش تک تک وسایل رو درش جاساز کرده و اینم میدونه که پسرش عمرا نمی ایسته که اون حتی دسته یکی از ساک هارو هم بگیره با بچه ها خداحافظی می کنم و با اون به راه می افتیم دوباره اصراراش واسه گرفتن ساکم شروع میشه و منم که خسته راهم و حوصله ی بحث کردن درباره اینکه چیزی به جز لباس درش نیست پس سبکه و خودم می تونم بیارم و ندارم مثله اون پسره هم نمی تونم کوله و ساک رو به دوش بکشم و تند تند راه بیفتم تا بهم نرسه و اصراراش رو پشت گوش بیندازم پس ساک رو به دستش می دم خیابون ها از چند ساعت قبل که بارون باریده خیس اند و برگ های پاییز دیگه زیر پام خش خش نمی کنن انقدر خستم که فقط می خوام برسم خونه و روی تختم غش کنم اون اما همش می خواد سر صحبت رو بام باز کنه یه جوری ازم سوال می پرسه انگار که نمی دونه وقتی خستگیم دربره سه چهار ساعتی رو از دانشگاه و بچه ها واسش میگم میدونه بین اتوبوس و تاکسی اتوبوس رو انتخاب می کنم زیاد اصرار نمی کنه با هم سوار اتوبوس میشیم اتوبوس نمی دونم چرا واسه من بیشترشکل اسم مکان تا وسیله نقلیه منی که به واسطه یک هفته وارد شهرم میشم با سوار شدن اتوبوس انگاری بلیط فیلم زنده شهر رو می خرم و تا مقصد کوچه هایی رو میبینم که روزی توشون قدم می زدم اما اینبار فیلم من اونه میشینه روی صندلی رو به روییم و من توی صورتش حرف مامان بزرگم رو میبینم که میگفت دل آدم قرصه وقتی بچه هاش سالم از راه میرسند از اون طرف صدای بلندی مثله افتادن یه چیزی میاد یه خانمه با یه بچه سه چهار ساله که توی بقلش خوابیده اون طرفم نشستند بچه توی یکی از دست هاش پاکت چیبس و دست دیگرش که ول شده رو به زمین مشت کرده و به دنبال نگاه من یه سکه دیگه از دستش می افته مادرش به زحمت سرش رو تکون میده و تا جای سکه هارو پیدا کنه خم میشم دوتا سکه ای رو که از دست مشت شدش افتاد رو به مادرش میدم انگار که بخواد نهایت تشکر رو ازم بکنه شروع میکنه به صحبت کردن درباره اینکه هرجایی میره اگر بهش پول سکه ای بدن بچه ازش میگیره توی قلکش می اندازه اگه بیدار بشه ببینه که چندتاش نیست گریش میگیره بعد زیر لبی آخی میگه و پاهاش رو جوری که بچه بیدار نشه جابه جا می کنه و من با لبخندی پاسخ صحبت هاش رو میدم و سرم رو برمی گردونم انقدر سرم گرم سکه های اون بچه شد که یادم رفت دنبال بوی ریحون و سبزی که وقتی سوار شدم خورد توی صورتم رو بگیرم فکر کردم از بارون چند دقیقه پیشه اون به پشت سر من اشاره میکنه یه خانم مسنی پشت سرم نشسته که بعد هر دو سه تا سبزی که پاک می کنه چادرش رو میکشه روی سرش روزنامه سبزیش رو پهن کرده کنارش و داره سبزی خوردن هاش رو که کم هم نیست پاک می کنه من و اون بلند میشیم که ایستگاه بعد پیاده بشیم با بلند شدن من سبزی های اون خانمه هم تموم میشه وآشغال های سبزیش رو با خستگی درونش جمع می کنه توی پلاستیک می ریزه عین فوتبالیستی که توی وقت های اضافه گل می زنه لبخند روی لبش فقط سرسوزنی از شادی درونشه زیر لب میگه آخیش جوری که با خودم میگم نکنه بازی رو هت ریک کرده اتوبوس نگه میداره ما پیاده میشیم ساک قرمز هنوز توی دستشه و جلوتر از من میره که فکر نکنم ساک باعث شده از من عقب بیفته پنج شش دقیقه بعد به خونه میرسیم ابداٌ ساک رو روی زمین نمیذاره با اون دستش کلید هارو در میاره به من میده تا من اول برم تو دم پله ساک رو روی زمین میذاره به پاهای من که الان توی خونه ایستاده نگاهی می کنه زیر لب نه مامان من زیر لب هیچی ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 58 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-58


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Wed, 17 Jun 2026 11:47:04 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/artmis74.blogfa.com/
Server cloudflare
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=gW%2FjVOjTaqF%2FxIABNuNQZDVvGpmyn4eokvZnAT6sb3M4r9OWQWnYowyATii%2FNEdNxuCE6y7ox75I9qeJ6KFxzJPezpbj85Da7LVEH0%2B3yM0adBl8rM7vWjpZTiZOsM56DOU6tLpe ]
cf-cache-status DYNAMIC
CF-RAY a0d1d13e0d796fe8-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Wed, 17 Jun 2026 11:47:04 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=V8DaKFlzG01KbN52dJOTOsX4JOlfRXd6ZhI7rQhuq8YlvhWpSYErHGKVbkpr7folP49QhUPoIhmzvnKK4sm%2BSdX1JPM8rd6JVoEjVE%2Fu1mYMg5qyJeFMntDI3j86roeKrCUmELez ]
cf-cache-status DYNAMIC
content-encoding gzip
cf-ray a0d1d13eda85f6dd-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="بانوی آب مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر...سپس رهایم کن و برگرد،من نمی آیم."
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="بانوی آب"
property="og:site_name" content="بانوی آب"
property="og:description" content="بانوی آب مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر...سپس رهایم کن و برگرد،من نمی آیم."

Load Info

page size14206
load time (s)0.275275
redirect count1
speed download51658
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"