Meta tags:
description= ..ٌ^ܓܨهوس ܓ ...ٌ^ از خودم و هر چیزی که دلم بخواد;
Headings (most frequently used words):
ܓܨهوس, از, خودم, هر, چیزی, که, دلم, بخواد, تصویر, فانتزی, مجنون, استاد, میکانیک, حوالی, زنگ, تفریح, رنگ, شناسی, گرفتار, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (17), ۱۳۸۸ (10), نوشته (9), ۱۳۸۹ (8), شده (8), ساعت (7), توسط (7), محسن (7), ۱۳۸۷ (6), این (6), آبان (5), مهر (5), مکانیک (5), گفت (5), خرداد (4), تیر (4), مرداد (4), شهریور (4), اردیبهشت (4), بهمن (4), بگذاریم (4), دوشنبه (4), ماشین (4), اسفند (3), زیر (3), چیز (3), اما (3), حوالی (3), جراح (3), کرد (3), کار (3), موتور (3), است (3), کوچه (2), فروردین (2), ۱۳۹۱ (2), وبلاگ (2), کند (2), برود (2), ساده (2), باشیم (2), درخت (2), چون (2), گرفتارند (2), خدا (2), اعتماد (2), شنبه (2), شما (2), نمی (2), راست (2), انجام (2), استاد (2), باز (2), داخل (2), آمد (2), نگاهی (2), دکتر (2), بود (2), کردم (2), دارم (2), سالی (2), هزار (2), دلار (2), مجنون (2), لیلا (2), منم (2), نیستم (2), کرده (2), ܓܨهوس (2), blogfa, com, شعمدانی, ااز, جنس, تنهایی, پیوندها, آرشيو, آذر, های, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, پرده, برداریم, احساس, هوایی, بخورد, بلوغ, بوته, میخواهد, بیتونه, غریزه, بازی, کفش, بکند, دنبال, فصول, بپرد, تنها, اواز, بخواند, بنویسد, خیابان, باجه, بانک, مطالب, قدیمی, بعضی, میگویند, غافل, اند, نمیدانند, غافلند, گرفتار, توازن, طبیعی, آرامش, صلح, رشد, سلامتی, قابل, اطمینان, قوی, خلاق, رویایی, عاقل, هیجان, انگیز, جوان, شجاع, دوستانه, خوش, نفس, خوشبینی, روشنی, گرما, ترتیب, بالا, رنگ, شناسی, یکشنبه, زنگ, تفریح, دانم, هیچ, افتد, برگی, اتفاقی, مکثی, بغل, تکیه, داد, آهسته, گوش, اگر, میگی, وقتی, روشن, بده, داشت, سرسیلندر, چشمش, مشهور, قلب, افتاد, تعمیرگاه, منتظر, ماند, بیاید, ماشینش, بیندازد, ناگهان, صدای, بلند, سلام, خواهی, بیندازی, جراج, قدری, متعجب, نزدیک, رفت, کنار, ایستاد, کمر, دست, هایش, تکه, پارچه, پاک, نمود, نگاه, قلبش, والف, بیرون, آوردم, قسمتی, آسیب, دیده, تعمیر, عوض, بعد, همه, جای, خودش, گذاشتم, حالا, مثل, روز, اولش, سؤالی, چطور, باید, فقط, بیست, چهار, داشته, باشم, ملیون, هفتصد, حالی, اصولا, دهیم, میکانیک, شبی, نمازش, شکست, عمر, جور, ساختی, کنارت, بودمو, نشناختی, دیوانه, لیلایت, رگت, پیدا, پنهانت, مرد, بازیچه, دیگر, لیلای, خدایا, خوارم, صلیب, عشق, وضو, نشست, تصویر, فانتزی, خودم, چیزی, دلم, بخواد,
Text of the page (random words):
ٌ ܓܨهوس ܓ ٌ ٌ ܓܨهوس ܓ ٌ از خودم و هر چیزی که دلم بخواد تصویر فانتزی نوشته شده در دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 10 توسط محسن مجنون یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست گفت خدایا از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم یک عمر با جور لیلا ساختی من کنارت بودمو نشناختی نوشته شده در دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ ساعت 17 36 توسط محسن استاد میکانیک استاد مکانیک داشت سرسیلندر یک ماشین را باز می کرد که چشمش به یک جراح مشهور قلب افتاد که به داخل تعمیرگاه می آمد جراح داخل شد و منتظر ماند تا مکانیک بیاید و نگاهی به ماشینش بیندازد ناگهان مکانیک با صدای بلند گفت سلام دکتر می خواهی یک نگاهی به این موتور بیندازی جراج که قدری متعجب شده بود نزدیک تر رفت و کنار ماشین ایستاد مکانیک کمر راست کرد و دست هایش را با یک تکه پارچه پاک نمود و گفت دکتر به این موتور نگاه کن من قلبش را باز کردم و والف ها را بیرون آوردم و هر قسمتی را که آسیب دیده بود یا تعمیر یا عوض کردم و بعد هم همه چیز را سر جای خودش گذاشتم و حالا ماشین مثل روز اولش کار می کند اما یک سؤالی دارم چطور است که من باید فقط سالی بیست و چهار هزار دلار در آمد داشته باشم و شما سالی یک ملیون و هفتصد هزار دلار و این در حالی است که هر دو اصولا یک کار را انجام می دهیم جراح مکثی کرد و به بغل ماشین تکیه داد و آهسته زیر گوش مکانیک گفت اگر راست میگی این کار را وقتی موتور روشن است انجام بده نوشته شده در سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 33 توسط محسن حوالی حوالی ِ شما را نمی دانم اما حوالی ما هیچ چیز نمی افتد نه برگی از درخت نه اتفاقی نوشته شده در سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 52 توسط محسن زنگ تفریح نوشته شده در یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت 18 32 توسط محسن رنگ شناسی به ترتیب از بالا خوشبینی روشنی گرما دوستانه خوش رو با اعتماد به نفس هیجان انگیز جوان شجاع خلاق رویایی عاقل اعتماد قابل اطمینان قوی صلح رشد سلامتی توازن طبیعی آرامش نوشته شده در دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 41 توسط محسن گرفتار بعضی ها میگویند چون گرفتارند از خدا غافل اند اما نمیدانند چون از خدا غافلند گرفتارند نوشته شده در دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20 19 توسط محسن مطالب قدیمی تر v پرده را برداریم بگذاریم که احساس هوایی بخورد بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که میخواهد بیتونه کند بگذاریم غریزه پی بازی برود کفش ها را بکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد بگذاریم که تنها اواز بخواند چیز بنویسد به خیابان برود ساده باشیم ساده باشیم چه در باجه بانک چه در زیر درخت خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ تیر ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ آرشيو پیوندها ااز جنس تنهایی ا کوچه شعمدانی ها blogfa com
|