Meta tags:
description= ادبیات ، شعر ، ترانه آشنا;
Headings (most frequently used words):
آشنابلاگ, شعر, آشنا, رباعی, های, درست, وزن, اختيارهای, ادبیات, ترانه, زوجِ, فرد, تنها, سرطان, یقین, لا, اکره, فی, دین, قمر, برای, مامانی, 1390, حافظا, زمستانزده, عطسه, نحس, کو, خط, عروضي, خواندن, نوشتن, فارسی, قوانین, تعيين, حرف, هجا, بلاگ, شاعری, وزنی, شاعر, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (38), شعر (35), شده (33), نوشته (27), وزن (25), گلناز (21), سادات (21), میرترابی (21), ساعت (19), توسط (19), این (17), نیست (17), های (15), اینبار (15), مصراع (12), #اختيارهای (11), شاعر (10), باشد (10), مانده (10), حرف (9), دلم (9), یکبار (9), ۱۳۸۷ (8), برای (8), شود (8), درست (8), سال (8), عشق (8), شِمُرَم (8), ۱۳۸۹ (7), اما (7), فارسی (7), درد (7), غصه (7), جهان (7), بعدش (7), ترانه (6), تنها (6), آشنابلاگ (6), بايد (6), صورت (6), مثل (6), رباعی (6), باز (6), شدم (6), رفتی (6), بگو (6), بگذار (6), اردیبهشت (5), ۱۳۸۶ (5), خرداد (5), ادامه (5), تلفظ (5), تقطيع (5), دارد (5), تعيين (5), شاعری (5), واحد (5), خود (5), وقتی (5), رفت (5), بودم (5), خیلی (5), کردم (5), باید (5), بود (5), اگر (5), بعد (5), فقط (5), مرا (5), مرگ (5), غزل (4), ۱۳۸۸ (4), وزنی (4), فارسي (4), اين (4), هجا (4), كلمه (4), هجايی (4), واژه (4), نام (4), قانون (4), نشد (4), نوشتم (4), فال (4), تمام (4), اینکه (4), حتی (4), ولی (4), دنیا (4), بشود (4), همه (4), شهریور (3), اسفند (3), تیر (3), مرداد (3), ۱۳۹۰ (3), ۱۳۹۱ (3), قلب (3), جای (3), بلند (3), آغاز (3), بهره (3), نمی (3), چهار (3), هجاها (3), برد (3), چون (3), هجاهای (3), اول (3), داشت (3), عروضي (3), خواندن (3), نوشتن (3), ديگر (3), نگاه (3), آیی (3), گفتی (3), خون (3), همین (3), خواهی (3), گشت (3), لحظه (3), چرا (3), سلام (3), میان (3), خودم (3), ببین (3), خوب (3), میشم (3), یقین (3), بَسم (3), الان (3), مادر (3), حالا (3), روز (3), صبور (3), شدی (3), بودی (3), ایمان (3), بغض (3), زجر (3), خدا (3), فکر (3), بازی (3), برچسب (2), آرشیو (2), آبان (2), آذر (2), بهمن (2), فروردین (2), وبلاگ (2), پست (2), هجای (2), كوتاه (2), ميان (2), زبانی (2), فراهم (2), ضرورت (2), دهد (2), گوش (2), گونه (2), بسيار (2), نظم (2), دقت (2), نظر (2), سرودن (2), روی (2), زير (2), گفتار (2), زبان (2), صدادار (2), تعداد (2), مثلن (2), آشنا (2), ناچار (2), ملفوظ (2), براي (2), عبارت (2), پایه (2), قرار (2), دست (2), نخست (2), بيت (2), نیز (2), فصيح (2), اشتباه (2), مثال (2), طاعت (2), پيشانی (2), پيش (2), کرد (2), خواست (2), کجاست (2), منتظر (2), اینقدر (2), دارم (2), دگر (2), بهار (2), جان (2), زیاد (2), هنوزم (2), حال (2), خواب (2), حافظا (2), کرده (2), نیت (2), دردم (2), یار (2), هست (2), تازه (2), کردی (2), عشقی (2), جاری (2), گفتم (2), تکراری (2), کاری (2), امروز (2), حافظ (2), واسه (2), آخر (2), سوی (2), برایت (2), شبِ (2), همیشه (2), عالم (2), شاید (2), آنچه (2), شبیه (2), آسمان (2), دلگیر (2), بهشت (2), نور (2), همۀ (2), باور (2), دور (2), زمان (2), انسان (2), لبخند (2), گلویش (2), ماتم (2), خورد (2), همچون (2), قمر (2), اراده (2), دوباره (2), کنید (2), راه (2), راهی (2), بدهید (2), اجبار (2), خدای (2), اصل (2), بکنم (2), اکره (2), برود (2), دهم (2), برسد (2), برسم (2), بشوم (2), خوردم (2), سرطان (2), روم (2), گاهی (2), فرد (2), ادبیات (2), blogfa, com, تعریف, پیوندها, اخبار, کتاب, محفل, آرایه, ادبی, قالب, شعری, قافیه, ردیف, تعاریف, دفتر, موضوعی, ۱۳۸۳, ۱۳۸۵, مهر, ۱۳۹۲, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, مطالب, قدیمی, تواند, بياورد, بعضي, اوزان, فاعلاتُ, شوند, بودن, هجاي, پايان, تسهيلاتی, آورد, بگیرد, موجب, تغييری, امكان, تغييرات, كوچكی, تغييراتی, زبانان, عيب, شمارد, منظم, دقيق, تساوی, رعايت, ساده, البته, اختيارهایی, تبصره, كافی, شعرهای, اغلب, گرفته, مقايسه, يعنی, اختلاف, درمی, يابيم, لذا, دوم, ترتيب, نويسيم, بخش, ضربه, هوای, ريه, بيرون, رانده, دارای, دومين, هجاست, گفته, وجود, بلاگ, پردازد, واحدهاي, كوچك, تری, تشكيل, بنابراين, شناختن, كنيم, توجه, حروف, شكل, خواهر, خاهر, پنج, نامه, کار, نظمی, اصوات, كميت, علمی, قواعد, طبقه, بندي, جنبه, نظری, عملی, بسياری, هاي, نمودار, هنگامی, سرود, دیگر, همان, بسرايد, عرب, گذاری, سنت, ديرينه, گيرند, عروض, قوانین, یافتن, روان, خواند, نبايد, دچار, کند, عنوان, نيست, خاک, نهی, صدق, اخلاص, خوانيم, طاعتان, پيشار, خوانديم, عين, واضح, بنويسيم, امکان, نزديک, نامند, بماند, پرسید, حیف, ندیدم, وقته, نتونستم, بگم, بشینه, آخرین, کارمه, ناخواسته, دوسش, اندیشه, فولادوند, صفحات, قيمت, 2000, تومان, شابک, 126, 380, 964, نشر, ثالث, عطسه, نحس, امسال, گذشت, آنکه, روزی, جگر, توام, مگر, زمستانی, خسته, فرار, دونم, جدیداً, مینویسم, زمستانزده, حافظو, دوست, میگیرم, بیداری, سوالی, مردم, آزاری, درمان, کدامین, یاری, فکرم, منگِ, اوهامی, شعرت, گیج, افکاری, داریم, دلبر, معشوق, دلداری, یوسف, گشته, لباست, جیب, جاداری, شما, داری, کاش, میشد, برداری, ارزانی, شاخ, نبات, چونکه, شرح, حالم, جدی, بگیرم, دنگ, فنگا, قسم, فاتحه, جواب, حسابی, بده, شنیده, بگمو, قسمم, دادمش, غزلی, اومد, نیتم, ربطش, بدم, اعصابم, پرتاب, کمی, آهسته, میرفتیم, خوش, ایندفه, خوشخواب, راحت, تشک, هایت, سفت, روشن, مهتاب, روشنی, روزم, آرایش, سرخاب, مهمانی, خنده, شادی, شوخی, لحظهء, شاداب, ناب, 1390, تردید, شوی, میگندد, نباید, باشی, منم, کنار, فرقۀ, کافران, جدایی, شیطان, بیچاره, انزوایی, کوری, ندیدی, خدایی, آنوقت, فهمیدی, خوردی, رفتم, ازدواج, نیازردی, هربار, بردی, فعلی, فاعل, جملۀ, ناقص, ماند, حاصل, شدن, هنوز, ویرایش, نشده, بذارم, وبلاگم, بزرگ, نازنینم, فوت, نزدیک, مادره, پاک, بوده, مانند, بلور, همسر, صداقت, مهربان, قله, براش, میذارم, ناراحتم, ناراحتیم, مامانی, سنگ, پاییز, لبریز, مثنوی, بدرود, مادرم, فاجعه, جلوه, مادری, مُردُ, شهناز, خبر, بدی, آوردند, کردند, عظیم, الیم, بدون, علی, چشمان, منیر, غرق, مهناز, لباس, پوشیده, مرجان, پیچیده, دوش, رضا, سنگین, برگرد, شوهرت, غمگین, قلم, رفته, برایم, دیر, آمدن, بیا, سیاه, مُسلم, لبت, بوسید, فنا, جهانم, پوسید, تاریخ, زمین, زانو, قمرت, سوسو, بدر, زیبا, تکه, درگیرم, کثرت, میمیرم, تکرار, سقوط, عرش, اجباری, سرازیر, زدند, پای, پیر, قمار, دستم, بست, تبدیل, آدمی, مجرم, قلبی, عمرم, باخت, ساخت, گذشته, فراموش, قدرت, کوه, کاهی, فرصت, جولان, نگفته, پایان, رنگی, حقیقت, عمقش, خالیست, بگریزم, اشک, میریزم, خونی, رگم, فراری, ویران, ایران, سوختنی, آموختنی, آبی, زندگانی, دینِ, معنی, ندارد, نگو, یعنی, زیر, سوالم, احتمالم, اینگونه, بهتر, اکراه, رنگ, جنون, میگیرد, نمیمیرد, میمیرد, فراموشی, آغوشی, فصل, کویری, باران, پستی, ازکفر, اجازه, میدهی, دین, رسد, خنجری, زخمی, زند, سَرِ, بــــاردار, تــمـام, ســـال, تعظیم, آمدی, جمع, خواهم, کذایی, همچنان, اشکی, چشمم, ریزد, بغضم, قهر, اینجا, جلو, میرفتم, خاطراتم, میکند, درورو, برم, فوران, فنـــا, خـــاطره, بــازم, منفور, عروسـی, جـایم, شنبه, خفقان, بیمار, شوم, زجری, یرقان, افتضاح, دیگری, آمد, همدمتان, ندارم, بگویید, سِتاندی, بِسِتان, رحم, آیـنه, عین, معمـا, بازم, تـو, نشــســته, کنارم, امـا, احساس, اینست, همرنگ, خزان, برگ, زردی, خصلت, تصویر, شماست, آدم, سردی, شروع, آنقدر, کَمَند, مرد, چشم, پُر, کینه, سرد, بار, رسیده, زده, اند, طرد, بلد, نبوده, مهره, تخته, نَرد, سبز, زندگی, دیروزم, برگِ, زرد, گرچه, دوتایی, هستند, زوج, فهمیده, عشقت, سرم, آورده, زخمِ, نبرد, زوجِ,
Text of the page (random words):
ادبیات شعر ترانه ادبیات شعر ترانه آشنا زوجِ فرد با بغض شروع درد را می شِمُرَم آنقدر کَمَند مرد را می شِمُرَم چشم همه پُر شده است از کینه و زجر این شد که نگاه ِ سرد را می شِمُرَم هر بار رسیده ام مرا پس زده اند عشقی که شده است طرد را می شِمُرَم بازی که بلد نبوده ام گه گاهی من مهره ی تخته نَرد را می شِمُرَم سبز است اگر زندگی دیروزم امروز که برگِ زرد را می شِمُرَم گرچه همه مثل ما دوتایی هستند گاهی شده زوج ِ فرد را می شِمُرَم فهمیده ای عشقت چه سرم آورده هر زخمِ در این نبرد را می شِمُرَم نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی تنها بی رحم تر از تمام دنیا شده ام در آیـنه هم عین معمـا شده ام بازم تـو نشــســته ای کنارم امـا احساس من اینست که تنها شده ام تنها تر از آنچه فکر کردی بودم همرنگ خزان و برگ زردی بودم این خصلت من که نیست تصویر شماست این بود که من آدم سردی بودم نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی سرطان خاطراتم شده همچون سرطان بعدش من میکند درورو برم غم فوران بعدش من به فنـــا می روم و خـــاطره بازی بــازم می شود بازی منفور جهان بعدش من بی تو و تازه عروسـی است به جـایم اما می برد شنبه مرا در خفقان بعدش من روز و شب می روم از حال که بیمار شوم عشق زجری است مثال یرقان بعدش من افتضاح است که من فکر تو ام وقتی که دیگری آمد و شد همدمتان بعدش من راهی جز مرگ ندارم بگویید به مرگ جان هر کس که سِتاندی بِسِتان بعدش من نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی یقین من جلو میرفتم اما از همه جا مانده ام قهر کردم با همه عالم و اینجا مانده ام اشکی از چشمم نمی ریزد پر از بغضم ولی من در این حس کذایی همچنان وا مانده ام خون دل خوردم که خوردم باز خواهم خورد باز من میان جمع تنها بی تو تنها مانده ام بعد از اینکه آمدی من با یقین شک کرده ام من به تو تعظیم کردم بعد از آن تا مانده ام بــــاردار غصه و دردم تــمـام ســـال را تو سر ِ زا رفتی اما من سَرِ زا مانده ام زجر مثل خنجری هر روز زخمی می زند مرگ من کی می رسد در قلب دنیا مانده ام برچسب ها غزل گلناز سادات میرترابی نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی لا اکره فی دین به نام خدا در لحظه بی اراده گی درگیرم از کثرت این دوباره گی میمیرم تکرار شدم که مرگ تکراری شد وقتی که سقوط از عرش اجباری شد من با همۀ دلم سرازیر شدم لبخند زدند و پای غم پیر شدم این دست قمار است که دستم را بست تبدیل شدم به آدمی مجرم و پست قلبی که تمام عشق و عمرم را باخت از کل جهان برای من ماتم ساخت اینبار به حرف دل من گوش کنید اینبار گذشته را فراموش کنید شاید که به راه عشق راهی باشد یا قدرت کوه غصه کاهی باشد یکبار به من فرصت جولان بدهید نه اینکه مرا نگفته پایان بدهید یکبار به من بگو جهان رنگی نیست یکبار بگو حقیقت عمقش خالیست بگذار که از اراده ام بگریزم اینبار به جای اشک خون میریزم خونی که از اجبار تو جاری بشود بگذار که از رگم فراری بشود بگذار که هر چه هست ویران بشود بگذار دلم شبیه ایران بشود یکبار بگو خدای من سوختنی است یکبار بگو که عشق آموختنی است یکبار به آسمان آبی شک کن یکبار به اصل زندگانی شک کن باید که به ایمان خودم شک بکنم تا باز دوباره عشق را حک بکنم لا اکره فی دینِ خدا معنی داشت اجبار ندارد تو نگو یعنی داشت باید که جهان زیر سوالم برود بی شک شده ها به احتمالم برود اینگونه خدا را به دلم راه دهم این بهتر از اینکه دل به اکراه دهم اینبار دلم رنگ جنون میگیرد اینبار نمیمیرد اگر میمیرد اینبار خدای من فراموشی نیست اینبار فقط عشق هم آغوشی نیست بگذار که فکر من به باور برسد شک اول و ایمان من آخر برسد از فصل کویری ام به باران برسم از پستی خود به اصل انسان برسم بگذار که ازکفر خودم رد بشوم یکبار اجازه میدهی بد بشوم نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی قمر ای سنگ صبور و همۀ باور من ای تکه ای از بهشت ای مادر من همچون قمر ِ بدر تو زیبا بودی تو در دل ما تمام دنیا بودی نور قمرت که کم شد و سوسو زد تاریخ زمین خورد و زمان زانو زد دنیا به فنا رفت و جهانم پوسید وقتی که لب مرگ لبت را بوسید رفتی و جهان زجر مُسلم شده است رفتی و فقط درد فراهم شده است اینبار جهان من سیاه است چرا اینبار نوشتن اشتباه است چرا گفتی که بیا برای من شعر بگو گفتی که برای آمدن شعر بگو حالا که تو رفته ای برایم دیر است شعر از من و از بغض ِ قلم دلگیر است برگرد ببین که شوهرت غمگین است بر دوش رضا ماتم تو سنگین است مرجان تو از غصه به خود پیچیده مهناز ببین لباس غم پوشیده چشمان منیر غرق غم مانده ولی اینبار نگاه کن بدون تو علی یک بغض الیم در گلویش مانده یک درد عظیم در گلویش مانده هی درد برای دل ِ تو رو کردند وقتی که خبر های بدی آوردند هی غم شدی و درد تو شهناز شد ُ لبخند که مُردُ غصه آغاز شد ُ اینقدر صبور بودی و با ایمان تو جلوه ای از مادری و از انسان رفتی و از این درد زمان دور شدی از فاجعه های این جهان دور شدی بدرود به تو مادرم ای غصه سلام ای مثنوی از رگ و پی غصه سلام اینبار که تو رفتی و غم لبریز است اینبار بهار اول ِ پاییز است نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی رباعی برای مامانی مادر بزرگ نازنینم فوت کرد حالا حالا که نزدیک روز مادره خیلی ناراحتم خیلی ناراحتیم براش شعر زیاد نوشتم ولی الان فقط همین رباعی را میذارم ای مادر مهربان ای قله ی نور ای همسر با صداقت ای خوب ِ صبور جای تو فقط بهشت باید باشد چون قلب تو پاک بوده مانند بلور نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی رباعی همین الان ِ الان این 4 تا رباعی را نوشتم هنوز ویرایش نشده ولی دلم می خواست بذارم تو وبلاگم دلگیر شدن از دل تو بَسم بود حتی دل ِ بی حاصل ِ تو بَسم بود رفتی و دگر جملۀ من ناقص ماند فعلی شدم و فاعل ِ تو بَسم بود هربار مرا به آسمان بردی و بعد یکبار فقط مرا نیازردی بعد من رفتم و ازدواج کردم بی تو آنوقت تو فهمیدی و جا خوردی و بعد کوری و ندیدی تو خدایی حتی بیچاره ای و در انزوایی حتی اینبار شبیه خود ِ شیطان شده ای از فرقۀ کافران جدایی حتی بد باشی منم کنار تو بد میشم باید شدم و آنچه نباید میشم تردید شوی یقین ِ من میگندد مثل خود تو همیشه شاید میشم نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی 1390 برایت عشق های ناب در سال ِ 90 باشد یه عالم لحظهء شاداب در سال ِ 90 باشد پر از مهمانی و خنده پر از شادی پر از شوخی پر از آرایش و سرخاب در سال ِ 90 باشد همیشه روشنی خوب است اگر روزم نشد اینبار شبِ روشن شبِ مهتاب در سال ِ 90 باشد اگر خواب تو راحت نیست تشک هایت اگر سفت است برایت ایندفه خوشخواب در سال ِ 90 باشد کمی آهسته میرفتیم به سوی لحظه های خوش به سوی خوب ها پرتاب در سال ِ 90 باشد نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی حافظا امروز خیلی جدی نیت کردم تا فال حافظ بگیرم با تمام دنگ و فنگا و قسم و فاتحه و واسه اینکه یه جواب درست حسابی بده هر چی که شنیده بودم که باید بگمو گفتم هر چی قسمم بود دادمش آخر هم یه غزلی اومد که هر کاری کردم نشد به نیتم ربطش بدم خیلی رفت رو اعصابم واسه حافظ نوشتم فال من از روی بی کاری که نیست در میان خواب و بیداری که نیست حافظا از تو سوالی کرده ام نیت تو مردم آزاری که نیست دردم از یار است و درمان نیز هم هی کدامین یار آن یاری که نیست باز فکرم منگِ اوهامی که هست باز شعرت گیج ِ افکاری که نیست دل که ما داریم اما این میان دلبر و معشوق و دلداری که نیست یوسف گم گشته ی من پس کجاست در لباست جیب جاداری که نیست درد من را تازه کردی عشق من مثل عشقی که شما داری که نیست کاش میشد یک غزل باشد که باز از دلم یک غصه برداری که نیست شعر تو ارزانی شاخ نبات چونکه فال من در آن جاری که نیست شرح حالم را خودم گفتم ببین شعر من مثل تو تکراری که نیست با این حال من هنوزم فال میگیرم هنوزم حافظو دوست دارم نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی زمستانزده سلام نمی دونم چرا جدیداً رباعی زیاد مینویسم ای لحظه ی بی قرار بر خواهی گشت ای خسته از این فرار بر خواهی گشت من بی تو زمستانی و بی جان شده ام اما تو همین بهار بر خواهی گشت من منتظر توام مگر می آیی اینبار که خون است جگر می آیی ده سال گذشت از آنکه روزی گفتی امسال نشد سال دگر می آیی نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی عطسه های نحس آشنابلاگ شاعر اندیشه فولادوند تعداد صفحات 95 قيمت 2000 تومان شابک 8 ـ 126 ـ 380 ـ 964 نشر ثالث ادامه نوشته نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی کو خیلی وقته نتونستم یه ترانه یا یه غزل بگم که به دلم بشینه این رباعی آخرین کارمه که چون ناخواسته نوشتم دوسش دارم دل خواست بماند که نشد تا او رفت پرسید دلم کجاست او پس کو رفت هی منتظر نگاه او بودم حیف اینقدر ندیدم که دلم از رو رفت نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی خط عروضي درست خواندن و درست نوشتن شعر آشنابلاگ براي یافتن وزن يک شعر نخست بايد آن را درست و روان و فصيح خواند در خواندن نبايد خط فارسی ما را دچار اشتباه کند به عنوان مثال در شعر طاعت آن نيست که بر خاک نهی پيشانی صدق پيش آر که اخلاص به پيشانی نیست وقتی اين شعر را درست می خوانيم طاعت آن به صورت طاعتان و پيش آر به صورت پيشار تلفظ می شود پس از اين که شعر را درست و فصيح خوانديم بايد عين تلفظ را واضح بنويسيم به عبارت ديگر در تعيين وزن شعر بايد خط را تا حد امکان به صورت ملفوظ شعر نزديک کرد اين خط را خط عروضي می نامند ادامه نوشته نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی وزن شعر فارسی و قوانین تعيين وزن آشنابلاگ وزن شعر عبارت است از نظمی در اصوات گفتار مثل وزن شعر فارسی كه بر پایه ی كميت هجاها و نظم ميان هجاهای كوتاه و بلند قرار دارد عروض علمی است كه قواعد تعيين وزن های شعر تقطيع و طبقه بندي وزن ها را از جنبه ی نظری و عملی به دست مي دهد واحد وزن واحد وزن در شعر فارسی و بسياری از زبان هاي ديگر مصراع است از این رو وزن هر مصراع از يك شعر نمودار وزن مصراع های ديگر است هنگامی که شاعر مصراع نخست شعر را سرود به ناچار بايد دیگر مصراع ها را هم در همان وزن بسرايد واحد وزن در شعر عرب بيت است در نام گذاری وزن های شعر فارسی نیز بر پایه ی سنت ديرينه واحد وزن را بيت مي گيرند براي تعيين وزن يک شعر سه قانون زير را به دقت بايد به کار برد قانون يک خط عروضي درست خواندن و درست نوشتن شعر قانون دو تقطيع قانون سه اختيارهای شاعری نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی حرف آشنابلاگ شاعر با واژه به سرودن شعر می پردازد و واژه خود از واحدهاي كوچك تری به نام حرف تشكيل شده است بنابراين برای شناختن وزن شعر به ناچار از حرف آغاز می كنيم بايد توجه داشت كه در وزن شعر صورت ملفوظ حروف مد نظر است نه شكل نوشته شده ی آن ها مثلن واژه ی خواهر به صورت خاهر تلفظ می شود و پنج حرف دارد خ ا ه َ ر و واژه ی نامه به صورت نام ِِ تلفظ مي شود و چهار حرف دارد ن ا م ِ ادامه نوشته نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی هجا آشنا بلاگ هجا يا بخش يك واحد گفتار است كه با هر ضربه ی هوای ريه به بيرون رانده می شود در زبان فارسی هر هجا دارای يك حرف صدادار است كه دومين حرف هجاست از این رو در هر گفته به تعداد حرف های صدادار هجا وجود دارد مثلن كلمه ی پر يك هجايی و كلمه ی پر وا دو هجايی و كلمه ی پر وا نه سه هجايی و كلمه ی آ زا دِ گی چهار هجايی است ادامه نوشته نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی اختيارهای شاعری آشنابلاگ وزن شعر فارسی بسيار منظم و دقيق است و نظم و تساوی هجاها در مصراع های شعر فارسي به دقت رعايت می شود و از اين نظر تقطيع شعر فارسي بسيار ساده است البته شاعر در سرودن شعر اختيارهایی دارد كه به ضرورت از آن ها بهره می برد تبصره برای تعيين وزن يك شعر تقطيع يك مصراع از آن كافی است اما چون در شعرهای فارسي اغلب از اختيارهای شاعری بهره گرفته می شود با مقايسه ی دو مصراع يعنی از روی اختلاف هجاها اختيارهای شاعری را به تر درمی يابيم لذا در تقطيع هجاهای مصراع های دوم را به ترتيب زير هجاهای مصراع اول می نويسيم اختيارهای شاعری بر دو گونه است اختيارهای زبانی شاعر اختيارهای وزنی شاعر نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی اختيارهای وزنی شاعر آشنابلاگ اختيارهای زبانی تنها تسهيلاتی در تلفظ برای شاعر فراهم می آورد تا به ضرورت وزن از آن بهره بگیرد بی آن كه موجب تغييری در وزن شود اما اختيارهای وزنی امكان تغييرات كوچكی در وزن را به شاعر می دهد تغييراتی كه گوش فارسي زبانان آن را عيب نمی شمارد اختيارهای وزنی بر چهار گونه است ١ بلند بودن هجاي پايان مصراع ٢ در بعضي از اوزان که با فاعلاتُ آغاز می شوند ۳ شاعر می تواند به جای دو هجای كوتاه ميان مصراع يك هجای بلند بياورد ٤ قلب ادامه نوشته نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ تیر ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ فروردین ۱۳۸۷ اسفند ۱۳۸۶ بهمن ۱۳۸۶ دی ۱۳۸۶ آذر ۱۳۸۶ آبان ۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۳۸۵ شهریور ۱۳۸۳ آرشیو موضوعی دفتر من تعاریف شعر و ترانه قافیه و ردیف قالب های شعری وزن ها آرایه های ادبی محفل های ترانه اخبار کتاب ها برچسب ها غزل 1 گلناز سادات میرترابی 1 پیوندها تعریف ترانه blogfa com
|