Meta tags:
description= كلودنگ دلوم... الهی و ربی من لی غیرک;
Headings (most frequently used words):
را, بود, من, به, چادر, ما, از, مجروح, که, در, چادرت, برای, جمعه, ها, شده, یکی, پاره, دکتر, این, گفت, آن, تا, چادرم, بریده, سخت, می, ﺗﻮ, كلودنگ, دلوم, الهی, ربی, لی, غیرک, چه, کسی, مقصره, دنیا, مشغول, نکند, عید, همه, مون, مبارررررررررررررررررک, شبی, یک, عمر, السلام, عليك, يا, اول, مظلوم, یابن, الحسن, خوووووووش, آمدی, تعطیل, است, یا, تعطیلیم, امامزاده, بیمارستان, مجروحین, پر, حال, خیلی, بد, رگ, هایش, خونریزی, شدیدی, داشت, وقتی, دید, بیاورمش, داخل, اتاق, عمل, زمان, سر, داشتم, اشاره, کرد, جادرم, بیاورم, راحتر, بتوانم, جابه, جا, کنم, چند, دقیقه, ای, هوش, آمده, سختی, گوشه, گرفت, دارم, روم, تو, درنیاوری, داریم, رویم, مشتش, شهید, شد, بعد, بدترین, ترین, شرایط, هم, کنار, نگذاشتم, راوی, پرستاران, دوران, دفاع, مقدس, ببخشيد, ديگه, عكسه, مناسبم, نداشتم, ﭼﺮﺍ, ﺧﺠﺎﻟﺖ, ﻣﯽﮐﺸی, گل, ﺍﯾﻦ, ﻣﺎ, ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ, ﭘﺮ, ﻣﺸﻐﻠﻪ, ﻋﺼﺮ, ﻣﺪﺭﻥ, ﺑﺎﯾﺪ, ﺍﺯ, ﺧﺠﺎﻟﺖﺑﮑﺸﯿﻢﮐﻪ, ﻓﺮﺻﺖ, ﻓﮑﺮ, ﮐﺮﺩﻥ, ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ, ﻣﺴﺎﺋﻞ, ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ, ﻣﺎﻥ, ﺭﺍﻧﺪﺍﺭﯾﻢ, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (19), گفت (18), شده (17), ۱۳۹۲ (15), است (14), بود (13), نوشته (12), ساعت (12), کرد (12), توسط (10), پیرزن (9), جمعه (7), ننه (7), عید (6), گویند (6), فیله (6), مرداد (5), نمی (5), باید (5), چند (5), قدر (5), جوون (5), خرداد (4), نبود (4), انگار (4), کنار (4), چادر (4), گوشت (4), آشغال (4), اینارو (4), میخوره (4), شهر (3), ۱۳۹۱ (3), خود (3), کند (3), میشه (3), نگاه (3), وارد (3), دخترک (3), راه (3), خانوم (3), بعد (3), برداشت (3), رفت (3), آمده (3), فقط (3), #امامزاده (3), شود (3), فرشتگان (3), همه (3), نازل (3), کنند (3), برای (3), گذاشت (3), قصاب (3), پونصد (3), اومد (3), مجروح (3), همراه (2), تیر (2), شهریور (2), مهر (2), های (2), وبلاگ (2), پنجشنبه (2), دید (2), لحظه (2), اما (2), اشتباه (2), مگه (2), کسی (2), دیگر (2), چیزی (2), خوابگاه (2), ضریح (2), دانشگاه (2), گرفت (2), بار (2), اهل (2), بدم (2), یکم (2), تعطیل (2), یکشنبه (2), دوم (2), براى (2), آسمان (2), هستند (2), امام (2), انتظار (2), عیـد (2), السلام (2), ششم (2), چهارشنبه (2), حال (2), تلاش (2), کرده (2), مسیر (2), الهی (2), کنیم (2), قرآن (2), نماز (2), چشم (2), تمام (2), هیچ (2), شما (2), بهش (2), برا (2), سگت (2), گوشتای (2), مادر (2), نگاهی (2), اون (2), همینجور (2), میکرد (2), میخوای (2), بده (2), تومنی (2), داشت (2), اقای (2), دارم (2), گوشه (2), جهنمی (2), مساکین (2), ﺧﺠﺎﻟﺖ (2), یکی (2), پاره (2), دکتر (2), چادرم (2), بریده (2), سخت (2), چادرت (2), دلت (2), دریایی (2), كلودنگ (2), دلوم (2), blogfa, com, هجران, رفیق, جوجه, روانشناس, کودک, غریب, پیوندها, آبان, آذر, بهمن, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, مطالب, قدیمی, چـــادر, امامــزاده, جایش, نگذاشته, آمد, اینطور, شاید, فکر, احساس, امنیت, انقد, زود, دعام, مستجاب, باشه, تعـقــیبش, آلودی, هوس, محترم, امــــا, شــــهر, خارج, آنجا, سرعت, برساند, قبل, افتاد, یادش, بلند, سراسیمه, کنن, زیارت, خوان, مردم, نشستی, پاشو, بیدار, زنی, صدای, خوابیده, دختر, کمکم, خدایا, زیر, نشست, حرم, چادری, آویز, روی, گفتنی, دردش, گریه, خسته, حیاط, لعنتی, وضعیت, گله, خواست, شـاید, نزدیک, روزی, بازگردد, زندگیش, محـــل, مــدرک, درس, خیــال, تصـــمیم, جایی, داد, آزارش, شدت, قضیه, حرفـــــها, اصـلا, بیچــاره, شنید, مســیر, طول, جملاتی, اینها, میدی, مــــا, وقتتو, برسونمت, گَل, شــماره, خانووووم, ببخشید, آقا, هایی, تقصیر, تقویم, هاست, روزهای, یاد, شماهستم, تعطیلیم, الدّرّة, الباهرة, درستى, سبب, آسایش, امنیّت, موجودات, زمینى, هستم, همان, طورى, ستاره, أمان, مهدی, نشستن, ماست, ایستاد, منتظران, مباررررررررررررررررررررک, امشب, ببر, باد, صبا, پیشتر, صبح, بـر, سامـره, پیـوسته, سـلام, بشـریت, ولـی, قیـام, بشریت, پرتــو, میــلاد, امـــام, بشــریت, علیک, صاحب, ازمان, یابن, الحسن, خوووووووش, آمدی, غير, لافتي, صفتي, درخورش, جبرئيل, واژه, بهتر, نداشته, سيد, حميد, رضا, برقعي, عليك, اول, مظلوم, نهم, گیرد, حتی, اندازه, جرعه, چشمه, زلال, نوشید, سئوال, پیرامون, بسیار, بردن, ذات, محدوده, عقل, بشری, جای, درست, انتخاب, باشیم, کوی, دوست, خواهیم, عبادت, گویا, پله, نردبانی, بینیم, انتهایش, هفتم, رسد, اگر, توجه, تفکر, محاسبه, نفس, تلاوت, دعا, صدقه, اعمال, خواب, بیرون, گوش, ندای, فطرت, بدهیم, رسول, الله, علم, ولی, گمان, دانستن, مسدود, نیست, دانیم, بزرگ, خطاب, ادرئک, سوره, هستیم, سحر, نعمت, الطاف, خداوند, بندگانش, آرامش, کائنات, حکمفرماست, مومنی, عبور, سلام, شوند, گرد, عصر, طواف, سرنوشت, جهانیان, قطب, عالم, امکان, عرضه, المعمور, قلب, پیامبر, دراین, لوح, محفوظ, بیت, شبی, عمر, هفدهم, نکته, اخلاقی, زیاد, شیرینی, نخورید, وگرنه, براتون, زهر, مار, سعید, فطر, مبارک, ببخشند, آنکس, دفتر, روز, سوی, میکده, آیید, شکر, باده, خرم, ساغر, نغمه, ریزید, غیاب, آخر, مون, مبارررررررررررررررررک, شنبه, بیست, اونطرف, گوشتاش, غذای, نمیخوریم, چرا, تُو, نگرفته, بودی, جوونه, رنگش, عوض, تیکه, پیرزنه, میگن, تُوله, سَگِ, دوپا, بچه, هام, میخام, اّبگوشت, بذارم, نژادش, چیه, دیگه, شیکم, گشنه, سَنگم, آره, سگِ, هارو, ناز, چجوری, سَگ, جوونی, سفارش, داده, موبایلش, بازی, واسه, میکند, میذاشت, پیره, فکری, تومن, جلو, مچاله, ترازو, همین, کارشو, شروع, بریدن, جدا, کردن, اضافه, هاش, خوش, تیپی, اقا, قربون, دستت, پنج, کیلو, گوساله, بکش, عجله, توی, قصابی, وایستاد, بهشتی, پرسند, سلککم, سقر, باعث, شدنتون, پاسخ, دهند, المصلین, خوانها, نبودیم, نطعم, المسکین, اطعام, کردیم, توجهی, دنیا, مشغول, نکند, ﭼﺮﺍ, ﻣﯽﮐﺸی, ﺍﯾﻦ, ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ, ﻣﺸﻐﻠﻪ, ﻋﺼﺮ, ﻣﺪﺭﻥ, ﺑﺎﯾﺪ, ﺑﮑﺸﯿﻢ, ﻓﺮﺻﺖ, ﻓﮑﺮ, ﮐﺮﺩﻥ, ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ, ﻣﺴﺎﺋﻞ, ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ, ﻣﺎﻥ, ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ, مقصره, پنجم, بیمارستان, مجروحین, خیلی, هایش, خونریزی, شدیدی, وقتی, بیاورمش, داخل, اتاق, عمل, زمان, داشتم, اشاره, جادرم, بیاورم, راحتر, بتوانم, جابه, کنم, دقیقه, هوش, سختی, روم, درنیاوری, داریم, رویم, مشتش, شهید, بدترین, ترین, شرایط, نگذاشتم, راوی, پرستاران, دوران, دفاع, مقدس, ببخشيد, ديگه, عكسه, مناسبم, نداشتم, دلتان, پرامید, خدا, بسپار, امید, گاه, روزگار, مسپار, امیدی, ربی, غیرک,
Text of the page (random words):
كلودنگ دلوم كلودنگ دلوم الهی و ربی من لی غیرک هیچ گاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از نا امیدی است دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است دلتان پرامید نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 23 توسط چادرت بیمارستان از مجروحین پر شده بود حال یکی خیلی بد بود رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل من آن زمان چادر به سر داشتم دکتر اشاره کرد که جادرم را در بیاورم تا راحتر بتوانم مجروح را جابه جا کنم مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت من دارم می روم تا تو چادرت را درنیاوری ما برای این چادر داریم می رویم چادر در مشتش بود که شهید شد از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم راوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس ببخشيد ديگه عكسه مناسبم نداشتم نوشته شده در جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 30 توسط چه کسی مقصره ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽﮐﺸی گل من ﺍﯾﻦ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﻋﺼﺮ ﻣﺪﺭﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﮐﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10 21 توسط دنیا ما را مشغول نکند بهشتی ها از جهنمی ها می پرسند ما سلککم فی سقر چی باعث جهنمی شدنتون شده پاسخ می دهند لم نک من المصلین ما از نماز خوانها نبودیم 2 لم نک نطعم المسکین ما به مساکین اطعام نمی کردیم بی توجهی به مساکین و توی قصابی یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد یه اقای خوش تیپی هم اومد تو گفت اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم اقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت چی میخوای ننه پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت همین قدر گوشت بده ننه قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت پونصد تومن فقط آشغال گوشت میشه ننه بدم پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی میکرد گفت اینارو واسه سگت میخوای مادر پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت سَگ جوون گفت آره سگِ من این فیله هارو هم با ناز میخوره سگ شما چجوری اینارو میخوره پیرزن گفت میخوره دیگه ننه شیکم گشنه سَنگم میخوره جوون گفت نژادش چیه مادر پیرزنه گفت بهش میگن تُوله سَگِ دوپا ننه اینارو برا بچه هام میخام اّبگوشت بار بذارم جوونه رنگش عوض شد یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن پیرزن بهش گفت تُو مگه اینارو برا سگت نگرفته بودی جوون گفت چرا پیرزن گفت ما غذای سگ نمیخوریم ننه بعد گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11 34 توسط عید همه مون مبارررررررررررررررررک نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد باده خرم عید است که در ساغر شد روز عید است سوی میکده آیید به شکر که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد عید سعید فطر بر شما مبارک نکته اخلاقی زیاد شیرینی نخورید وگرنه عید براتون زهر مار میشه نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 24 توسط شبی برای یک عمر یک شب قدر دیگر آمده است می گویند دراین شب قرآن از لوح محفوظ بر بیت المعمور نازل شده است و پس از آن بر قلب پیامبر می گویند در این شب سرنوشت تمام جهانیان بر قطب عالم امکان عرضه می شود می گویند در این شب فرشتگان نازل می شوند و بر گرد امام عصر طواف می کنند می گویند در این شب فرشتگان از کنار هیچ مومنی عبور نمی کنند جز آن که بر او سلام کنند می گویند در این شب آرامش بر تمام کائنات حکمفرماست می گویند از شب تا به سحر نعمت ها و الطاف خداوند است که بر بندگانش نازل می شود و با این همه ما از شب قدر چه می دانیم که چه بزرگ است خطاب ما ادرئک در سوره قدر ما هستیم نه رسول الله که او شهر علم است ولی بی گمان راه دانستن مسدود نیست باید تلاش کنیم باید در این مسیر خواب را از چشم سر و چشم دل بیرون کرده و گوش به ندای فطرت بدهیم توجه تفکر محاسبه نفس تلاوت قرآن نماز دعا و صدقه همه از اعمال این شب هستند به هر یک از این عبادت ها که نگاه می کنیم گویا پله ای از نردبانی را می بینیم که انتهایش به آسمان هفتم می رسد اگر راه را درست انتخاب کرده باشیم در این مسیر تا کوی دوست همراه فرشتگان الهی خواهیم بود سئوال پیرامون شب قدر بسیار است هر چند که پی بردن به ذات این شب در محدوده عقل بشری جای نمی گیرد با این حال باید تلاش کرد تا حتی به اندازه چند جرعه از این چشمه زلال نوشید نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11 51 توسط السلام عليك يا اول مظلوم يا غير لافتي صفتي درخورش نبود يا جبرئيل واژه بهتر نداشته است سيد حميد رضا برقعي نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22 28 توسط یابن الحسن خوووووووش آمدی السلام علیک یا صاحب ازمان عیـد است ولـی عیـد قیـام بشریت در پرتــو میــلاد امـــام بشــریت امشب ببر ای باد صبا پیشتر از صبح بـر سامـره پیـوسته سـلام بشـریت عید منتظران مباررررررررررررررررررررک به انتظار تو نشستن اشتباه ماست به انتظار تو باید ایستاد امام مهدی عج به درستى كه من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم همان طورى كه ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند الدّرّة الباهرة ص 48 س 3 نوشته شده در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 8 58 توسط جمعه ها تعطیل است یا ما جمعه ها تعطیلیم تقصیر این تقویم هاست که من فقط در روزهای جمعه به یاد شماهستم آن هم جمعه هایی که تعطیل است ببخشید آقا نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 18 توسط چادر امامزاده خانووووم شــماره بدم گَل ِ برسونمت خانوم چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید بیچــاره اصـلا اهل این حرفـــــها نبود این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد خسته انگار فقط آمده بود گریه کند دردش گفتنی نبود رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد وارد حرم شد و کنار ضریح نشست زیر لب چیزی می گفت انگار خدایا کمکم کن چند ساعت بعد دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد خانوم خانوم پاشو سر راه نشستی مردم می خوان زیارت کنن دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند به سرعت از آنجا خارج شد وارد شــــهر شد امــــا اما انگار چیزی شده بود دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد انگار محترم شده بود نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد احساس امنیت کرد با خود گفت مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه فکر کرد شاید اشتباه می کند اما اینطور نبود یک لحظه به خود آمد دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23 1 توسط مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ پیوندها شهر غریب یه جوجه روانشناس کودک همراه شو رفیق هجران blogfa com
|