If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: baby.ParsiBlog.com - !.

site address: baby.ParsiBlog.com

site title: !

Our opinion (on Sunday 30 August 2026 0:41:22 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
keywords=هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است,;
description=هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است - ;
Description= هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است;
Keywords=هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است;

Headings (most frequently used words):

-

Text of the page (most frequently used words):
باران (103), بود (26), مامان (23), شده (20), است (18), این (15), بیاعاشق (14), اون (14), گفت (14), های (13), عشق (12), خونه (11), دیگه (11), رفت (10), متوجه (10), مدرسه (10), بزرگ (10), بهاره (10), کرد (9), وقتی (9), بچه (9), وگفت (9), واسه (8), دوست (8), خیلی (8), داشت (8), زنگ (8), عاشق (7), خودش (7), میکرد (7), سلام (7), میشه (7), آقای (7), مرادی (7), کرده (6), بودکه (6), برگشت (6), یکی (6), روبه (6), همیشه (6), شینا (5), نوشته (5), توجه (5), همون (5), اینکه (5), کردوگفت (5), دست (5), فوری (5), باشه (5), پیاده (5), شروع (5), چون (5), داره (5), کلاس (5), داشتن (5), اسم (5), پیش (5), حدیث (5), چیزی (5), سایت (4), قالب (4), وبلاگ (4), توسط (4), نظرات (4), نیست (4), آسمان (4), همین (4), عجیبی (4), بیرون (4), یکدفعه (4), جواب (4), باعجله (4), خواست (4), ماشین (4), سمت (4), نگاه (4), کنه (4), وعشق (4), میدونست (4), شدن (4), بودن (4), بهش (4), ازاین (4), سرویس (4), رسید (4), وبه (4), معمول (4), انتقام (4), کردن (4), ممنون (4), هیچی (4), قطع (4), بابا (4), وبهاره (4), پیچک (3), اسکین (3), خرید (3), امتحان (3), اگه (3), حال (3), صبح (3), تصمیم (3), قشنگی (3), چشم (3), رفته (3), مثل (3), باخودش (3), آخه (3), درشت (3), دوم (3), بادیدن (3), مونده (3), احساس (3), انداخت (3), سنگین (3), نداشت (3), فقط (3), باصدای (3), هیچ (3), نداره (3), خوبه (3), بیاره (3), خیابون (3), بارانم (3), بده (3), راه (3), راننده (3), ازراه (3), باهم (3), میکردن (3), آروم (3), دارم (3), هستم (3), طبق (3), داستان (3), بریم (3), میریم (3), تماس (3), شماره (3), حرف (3), بازدید (2), طراح (2), دات (2), پیام (2), ایران (2), ماه (2), موزیک (2), اینترنتی (2), ویژه (2), سکوت (2), بجنورد (2), زمین (2), بوی (2), پنج (2), شنبه (2), عصر (2), دنبال (2), آیاتابه (2), توکه (2), کاش (2), خوب (2), وحید (2), پسره (2), نگاش (2), خوبیه (2), وشروع (2), ورقه (2), دادن (2), میرم (2), بودبه (2), سرجلسه (2), رفتن (2), میرفت (2), عاشقت (2), پسرم (2), ازمن (2), بدم (2), قراره (2), حالت (2), هست (2), توضیح (2), خوشگل (2), میبینم (2), میکنی (2), بودهمین (2), واردمدرسه (2), ازبچه (2), بدون (2), سوارسرویس (2), روتوخودش (2), بره (2), کردوراه (2), افتاد (2), دوباره (2), توقف (2), خندید (2), آسمون (2), برم (2), باریدن (2), سرخیابون (2), خواب (2), اولین (2), خداحافظی (2), اومد (2), تواین (2), دوره (2), میشدن (2), حسی (2), بلند (2), امیدوارم (2), پشت (2), حرکت (2), ندارم (2), منتظرسرویس (2), بیفته (2), دنبالمون (2), مخصوص (2), ازاون (2), توبه (2), میدم (2), زمستون (2), ازهمکلاسی (2), بلکه (2), اشاره (2), همه (2), زیبایی (2), ازهمه (2), اماباران (2), نبود (2), ازدخترای (2), وازش (2), وباران (2), بودمثل (2), سال (2), تحصیلی (2), خوبی (2), وباصدای (2), مهمون (2), پرسید (2), چیه (2), لحظه (2), واقعی (2), بااین (2), تفاوت (2), شخصیت (2), دختر (2), بارانه (2), باباریدن (2), تمام (2), واما (2), شدهمین (2), شون (2), میکنه (2), اما (2), استفاده (2), ورفتن (2), خودمون (2), بمونید (2), زدن (2), کاری (2), زده (2), الو (2), ومامان (2), داری (2), امشب (2), گذشت (2), برگردن (2), تابستون (2), اول (2), تواتاقش (2), وقت (2), ناموفق (2), همش (2), قضیه (2), کشید (2), خسته (2), فیلم (2), گوشیش (2), گرفت (2), راستش (2), بهت (2), عوض (2), خواستم (2), میکنم (2), جان (2), روزباران (2), سوال (2), ناراحت (2), چشمای (2), امااون (2), گفتم (2), نمیاد (2), شیشه (2), بزرگی (2), خودتون (2), هرکجاهستم (2), باشم (2), مال (2), امروز, دیروز, بازدیدها, 12260, امکانات, سامانه, کوتاه, فال, حافظ, دوربین, مدار, بسته, مخفی, پارس, نویسان, بهاربیست, اختصاصی, کشتی, کهکشان, networkingbest, اشعار, زنبوردار, هادی, سعید, شیما, خاطره, چـــــاوش, خبر, دنیا, romance, fazestan, قلب, خـــــــــــــــــــــــــــاکی, دکتر, علی, حاجی, ستوده, دهاتی, پرسروصدا, گروه, جرقه, داتکو, شهداشرمنده, ایم, _شهرستان, برادران, شهید, هاشمی, دانشجویان, ورودی, شناسی, خواف, ستاره, سهیل, سیب, تعمیرات, تخصصی, انواع, پرینتر, لیزری, رنگی, رنگ, اسکنر, شهرستان, نفس, هــــــــک, کانون, فرهنگی, شهدا, آنلاین, پیوند, مهر, آرشیو, ایمیل, خانه, منوی, درباره, ساز, 7ساعت, کارشیدوشانستون, کنید, چرانشستیدازهمین, حالادست, میتونیدعشقتون, همینجاپیداکنید, شانس, باشمایارباشه, چجورآدمی, هستید, توضیحاتی, بدیدوبگیدکه, بیایدودرموردخودتون, قابل, شمادخترپسرای, متقاضی, خوردید, شکست, عشقی, شدید, یکشنبه, 10ساعت, کارخیراست, تامل, خداجایزنیست, زندگی, فرصت, تنگی, بازگفتی, فردا, خدافردانیست, رهوارخدنگی, رسی, باقدم, منزل, آری, وسزاوارهرانگی, بوالهوس, شیطان, ننگی, کاشکی, تووامی, شدومی, فهمیدی, صورت, آینه, زنگی, مصلحت, ازپرده, برون, افتدراز, برسرعشق, جنگی, درمحضردل, بودی, ومی, دیدی, رندی, زرنگی, تیزهوشان, جهان, برسرکارعشقند, پلنگی, بادل, موش, محال, گردی, درنگی, ناگهان, حادثه, خطرکن, بشتاب, شوق, پروازتورنگی, زیرپروبال, نگاهت, آبی, اگرقلب, توسنگی, چهارشنبه, 13ساعت, یعنی, وای, خدای, پسردوروزپیشه, سرشوبه, سمتی, مهسااشاره, بودچرخوند, مهساروبه, اوناهاش, پسرخیلی, تسلیم, شدوبامهسارفت, تودلش, راضی, نبوداماکنجکاوی, بیش, ازحدش, امونشوبرید, کشیدن, کجامیری, دخترمثل, یادت, وتویه, قراری, داشتیم, سوالاتموم, شدفوری, روتحویل, دادوباسرعت, ازسالن, صدای, مهسااون, متوقف, سوالاکرد, اصلامنتظرمهسانمیمونم, وبعدازامتحان, هرکی, میخوادباشه, اینم, بقیه, پسرها, روجلوش, گذاشتن, اصلانمیتونست, تمرکزکنه, باهزارتاسوالی, توذهنش, ناظم, بادادگفت, برین, همینجورداشت, فکرمیکردکه, رودیده, فامیل, توحیاط, سوارماشین, بابامیشدمیرفت, وهمینجوربرمیگشت, اصلاازخونه, نمیرفت, باسرویس, میومدوباسرویس, باهرکلمه, ازدهن, مهسابیرون, میومدبارن, بیشترتعجب, مهساباران, وبردگوشه, سالن, وحیددوست, پسرمه, تورودیده, ویک, صددل, تورومیشناسم, ازدوست, خواسته, بخوادکه, توپیشنهاددوستی, امروزم, بعدامتحان, بیاددرمدرسه, توببینیش, مهسافهمیدکه, منظورش, نشده, درحالی, ومیکشیدگفت, چشات, عادی, ترش, نکن, بابافهمیدم, بیا, تابرات, حرفاش, نشد, خانوم, جدیدادلبری, 2روزبعد, نوبت, شدمهسایکی, صنایع, غذایی, اومدجلوی, روزگذشت, پسرسوارسرویس, شدورفت, پسرداشت, میلرزیدوبه, خیره, بعدازامتحان, بابچه, هاازمدرسه, خارج, چشمش, پسرافتاد, درسبزرنگ, گرمای, کردبدون, پسرک, شدوخودشوبه, جلسه, رسوند, پسرعصبانیتش, دوبرابرشدوسعی, کردتندترراه, تازودتربه, برسه, تامدرسه, چندکوچه, بایدباپاطی, میکرددستاشوداخل, جیباش, سردش, کردیه, نفرپشت, سرشه, ناخودآگاه, پسربود, کردواون, سوارشه, اماماشین, جانداشت, نزدیک, میشم, ایسادبارانم, سریع, دروبازکردوسوارشد, سمندزردرنگ, ازدوردیدرفت, جلووگفت, مستقیم, پسرباشنیدن, جمله, سرشوروبه, بلندکردوگفت, قربونت, اشکای, خوشگلت, الان, آبغوره, نگیری, بزاری, بعد, سرمابیدادمیکرد, پسرسرشوپایین, بودباران, عصبانیه, پسرمذکوربرگشت, وباعصبانیت, پسرنگاه, باعصبانیت, تاماشین, بگیره, منتطرماشین, بودوزیرلب, غرغرمیکردکه, نفرشد, ازسرمابیزاربود, سرما, دونست, قبل, تادیروقت, درس, خونده, بودوقت, صبحانه, خوردن, تونست, لباساشوبپوشه, ازخونه, زدامادیررسیده, بودسرویس, دخترصبوری, بودفقط, چیزمیتونست, اونوعصبانی, چشاشوبازکردساعت7و15بود, مبانی, بودساعت, امتحان8صبح, امتحانات, ترم, کردوازماشین, مسیرروداشت, لیلافکرمیکرد, رسیدیم, نمیشی, دختراحساساتی, بوداماعلاقه, دوستی, باجنس, مخالف, آبکی, اسطوره, هایی, وزمونه, وجودنداره, رویه, کاربیهوده, خاطرخواه, زیادداشت, اماتمام, پسرهایی, پسرای, فهمیده, میدیدندباران, نسبت, بهشون, عقب, میکشیدن, بعدلیلاپیاده, لیلام, اخماشوتوهم, کجاش, اماتوهیچ, نداشته, باشی, وبلاهایی, سرمن, میادروسرت, باهمون, لبخندهمیشگیش, لیلاکردوگفت, حالامتوجه, بوداون, پرایدسفیده, سرسرویس, میکردکیه, وواسه, اینکارومیکنه, لیلابدون, مقدمه, عاشقمه, ولی, علاقه, وهمیشه, میمونه, تاماردشیم, بعدشم, باماشین, نمیدونم, چیکارکنم, سیریشه, کردومنتظرموندتالیلادلیل, درخواستشوتوضیح, ازپس, برنمیادراهشوکج, کردوازبه, باشیطنت, مسیرچاله, چوله, زیادداره, نوتون, خراب, بریدتازه, طولانی, ترمیشه, مابیشترازمحضرتون, فیض, میبریم, چرا, مسیرنرید, لیلاگفت, بگوبعدابرات, باتعجب, پرسیدچرا, بگوازاین, مسیرنره, بودیه, روزتوراه, لیلایکی, تویه, سرویسم, روزهاپشت, سرهم, سپیری, وکمکم, روزهابه, سرعت, سپری, میشدوحالاباران, داشتنی, ترین, دخترنه, تنهاکلاس, بودحتی, دوستش, داشتندگاهی, توپچ, پچاشون, نکته, اونام, نمیدونستن, تووجودش, انقدرزودشیفته, هاعقیده, اونه, برده, تنهادخترزیبای, خاصیت, راحتی, آوردوهمه, روشیفته, وبعدخیلی, سرجاش, نشست, صبابه, نمایندگی, هااومدپیش, اونها, بشینه, دیده, تونسته, بوددل, هاروبه, باخوشحالی, پیشنهادشوقبول, کردوبه, جمعشون, پیوست, جدیدسال, هممون, واینکه, شماهامن, جمعتون, بدید, دفعه, ازسرجاش, بلندشدورفت, پاتخته, رسا, دختریه, ورفت, آرام, وبایه, لبخندی, رولباش, بودگفت, دخترشوخ, مهربون, والبته, زیبابود, ورونیمکت, آخرنشست, لات, اسمت, وهوای, واردکلاس, شدهمه, جوری, استرسش, دوبرابرشد, خلاصه, انتظاربه, سراومدوسرویس, جلوی, پای, کردباعجله, سوارشد, فکرکردخودم, بیخیال, اماخیلی, زودازتصمیمش, صرف, نظرکردآخه, جاروبلدنبود, استرس, امروزاولین, روزمدرسه, بودونمیدونست, عکس, العمل, هابااون, چطوره, هنرستان, رشته, کامپیوتر, تازه, محل, اومده, ازمحله, جدیدراضی, بودامامثل, دیرکرده, داستانی, واستون, بزارم, تغییرکرده, دخترو, درخواست, گذاشتیم, وعقیده, وقصه, ازدلش, شسته, شما, واین, 14ساعت, سمند, پاهش, سست, راهشوادامه, دادتابه, رسیدن, کلیدوتودرچرخوندودربازشدوخودش, نفررفت, توبعدازمامان, واردخونه, دروببنده, شدسمندروبه, روخونه, پارک, سرشوبلندکردتاراننده, روببینه, طورکه, بامامانش, سمندنقره, شدکه, انگاری, اوناروتعقیب, دیدکه, اشتباه, وخبری, ازسمندنقره, میدان, شلوغ, بوروزتعطیل, بودهواهم, خنک, بودهمیناباعث, بودمردم, ازفرصت, کنن, وبریزن, توخیابون, دورمیدان, ازدورمیدان, تاخونه, 2کوچه, ازمامان, وماشین, گرفتن, آماده, بدولباساتوبپوش, حالاچه, اجباریه, اشکال, بهترامشبم, ازخداخواسته, بودبرگشت, هروقت, ماباهاش, کارداریم, سرکاره, نظام, کاروبارش, معلوم, ازکلانتری, سرکار, چشاشوبه, دهن, دوخته, نداری, خداحافظ, بودم, بیای, امادیگه, جدی, میگی, کجایی, گوشیشوبرداشت, باباش, پاشوبه, بابات, بزن, تابیاددنبالمون, روزبعد, غروب, کارخودشوکردبابا, موندن, حرفای, گوش, میداد, باچشم, وابروبه, دادکه, راست, میگه, بمونیم, تووباران, شوهرت, برگرده, تنهاخونه, تعارف, بمون, رومو, ننداز, انشاا, اینجابمونید, روزبه, خوش, آخرشب, خواستن, هاخیلی, باصفامیشد, لباس, هاشوپوشیدوبامامان, وباباراهی, زودبرولباساتوبپوش, میام, وسرشوزیرپتوبرد, فرفره, ازجاش, بلندشدوگفت, نمیام, حوصله, کاربهاره, دختراپاشید, گفته, اونجا, تواتاق, خوابیده, اومدباران, روبیدارکردوگفت, بعدازظهرپنجشنبه, ازروزای, شهریورسال88بود, وبی, وحیدعادت, هرروزبیش, از30تماس, و10پیام, ازطرف, وحیدواسه, میومد, حسابی, کلافه, تنهادل, خوشی, وحیدخونه, اوناروبلدنیست, وگرنه, بدبخت, میشد, موقع, درخونه, پلاس, 2ماه, طول, فکرکردکه, وحیدرونده, بعدازچندروزخودش, وکوتاه, میادامااشتباه, متن, هاتقریبایه, چیزبود, 12تماس, و4پیام, مشغول, دیدن, بابهاره, شداماحواسش, وحیدبود, بعدازتمام, اومدتواتاق, ونگاه, باشنیدن, وحیدفوری, محض, وحیددوباره, ردتماس, زدوگوشیش, وگذاشت, روسایلنت, وازاتاقش, وحیدهستم, بله, خودم, امرتون, الوسلام, خانم, ورخط, پسربودکه, دورگه, بفرمایید, داد, ناآشنابودتاخواست, گوشیشورومیزبزاره, روزگرم, گوشی, صداش, دراومد, درست, فکرمیکردتویه, برهم, هاتموم, شدوتابستون, باگرماش, امابه, دلداری, میدادکه, تموم, فقط2ماه, اومدن, مهمونی, تمومی, 13روزمثل, برق, ازاینکه, بایددوباره, ومهساروتحمل, میکردناراحت, عیدباتمام, هاش, عیدتوکوچه, هاپیچیده, هاتک, وتوک, میومدن, خفگی, کرداماخیلی, زودخودشوجمع, وجورکردوتصمیم, بعدمواظب, مهساباشه, ازدوستای, پسرمهسابه, وحیدعاشق, توشده, جایی, وحیدشاغله, ووقت, دنبالتوآدرس, وغیره, ازمهساخواسته, کاروواسش, بکنه, مهسام, افتاده, ببینه, خونتون, کجاست, پسر, خانواده, کین, قول, میگم, اماقول, نشنیده, بگیری, ازلطفت, امادوست, حالا, بهم, بگی, مهساچراجدیدارفتارش, بامن, میدونم, درموردچی, میخوای, ازم, بپرسی, باورکن, توروخیلی, بارهاوبارها, بیام, بگم, تاحواستوبیشترجمع, کنی, شدوسرشوپایین, درموردمهساچندتاسوال, ازت, بپرسم, خواهش, جونم, چنددقیقه, وقتتوبگیرم, دریازدو, تفریح, مهسابودکه, وخیلی, مهساازهرفرصتی, همصحبتی, باباران, فضای, رفتارای, مهساشده, بوداماسکوت, امامهسادیگه, دخترسابق, سعی, میکردخودشوبه, بچسبونه, درموردزندگی, خصوصی, وزیرنظرمیگرفت, روزای, سردزمستان, میگذشت, ومهسادیگه, درموردوحیدهیچ, حرفی, نمیزد, سرمابه, اوج, رسیده, بعدباران, همینطورکه, کیسه, خریدوجمع, وجورمیکردن, خندیدن, غربزن, توراه, غرزده, نشدی, بعدمیگن, هاغرغروهستن, بازن, جماعت, خریدامابازازرو, نمیرم, اخم, هاشوتوهم, دزدکی, میرین, باخنده, بابارفت, کردمیخواست, بدونه, هنوزناراحته, یانه, امابادیدن, لبخندباران, دلش, شدچون, کمتراتفاق, افتادباران, دربازشدومامان, وبابا, بادستای, پرواردشدن, وباباکجان, وبرای, ازجواب, فرار, تلویزیون, روشن, واستخدام, خندش, خواهرعزیزم, شنیدم, امروزکه, ازمدرسه, برگشتی, زیادخوب, نبوده, روکردبهش, روخیلی, مادردومش, میدید, آشپزی, ازپسرایی, عقیده, اوناروعاشق, جدای, ازاخلاق, آدمو, جادومیکرد, باعث, بودچشماش, امابهاره, سفیدوچشم, وابرومشکی, دخترگندمی, باچشای, قهوه, ومژه, موهای, خرمایی, اونانه, تنها, ازنظراخلاق, ازنظرظاهرم, کلی, برخلاف, دخترآرام, وساکتی, ازاتاقش, خوارج, شداولین, کسی, روکه, دیدبهاره, عصروقتی, بیدارشددیگه, ناراحتی, نمیکرد, آرامش, کردوباهمون, وحال, خوابش, برد, توهمین, فکرابودکه, بارون, نکردم, بخوام, بشم, طلاکه, پاکه, منتش, خاکه, میترسیدمهسادهن, لقی, وقضیه, وحیدتومدرسه, پخش, وذهنیت, هادرموردباران, بشه, شاگرداول, بودوبچه, هایه, حساب, روش, بازمیکردن, وانقدرناراحت, مهسابود, فهمیدکه, غذانمیخورم, میخوام, بخوابم, برات, غذابکشم, یامنتظرمیمونی, باباوبهاره, بخوریم, دراتاق, خواهرباران, ازاون6سال, تربود, سرکاربودن, نبودخیلی, کردورفت, ودرم, بست, منتظربودطبق, وسط, آشپزخونه, درازبکشه, مظلومانه, بگه, گشنمه, وکلی, کارای, مامانش, باتلفن, میزد, باپرشدن, وروشن, مهسادیگه, نگفت, مرغ, پاداره, خواهشااصرارنکن, میدونی, جورپسراخوشم, چراآخه, خداپسرخیلی, ازش, خوشم, روکشیدپایین, شدیکدفعه, گفتن, کلمه, مهسارفت, کنارسرویس, ومحکم, کوبید, داستانم, هستش, وبرگرفته, ازهیچگونه, مطلبی, قواعدنگارشی, ویاجمله, بندی, هامشکل, ببخشیدچون, راوی, وممکنه, نوع, ساده, ببخشید, قسمت, دوستان, جاداره, ازهمتون, عذرخواهی, کنم, وعشق2, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,


Text of the page (random words):
به شیشه کوبید چیه باران چت شدیکدفعه باران شیشه روکشیدپایین وگفت نه ازش خوشم نمیاد چراآخه به خداپسرخیلی خوبیه گفتم نه خواهشااصرارنکن توکه میدونی من ازاین جورپسراخوشم نمیاد مهسادیگه هیچی نگفت چون میدونست مرغ باران یه پاداره باپرشدن سرویس آقای مرادی ماشین وروشن کردوراه افتاد وقتی به خونه رسید مامانش داشت باتلفن حرف میزد مامان منتظربودطبق معمول باران وسط آشپزخونه درازبکشه وباصدای مظلومانه بگه من گشنمه وکلی کارای دیگه که فقط مخصوص باران بود امااون روزباران مثل همیشه نبودخیلی آروم سلام کردورفت تواتاقش ودرم بست بابا وبهاره خواهرباران که ازاون6سال بزرگ تربود سرکاربودن مامان رفت پشت دراتاق باران وگفت باران جان برات غذابکشم یامنتظرمیمونی باباوبهاره برگردن باهم بخوریم من غذانمیخورم میخوام بخوابم مامان فهمیدکه یه چیزی شده چیزی که باران وانقدرناراحت کرده بود مهسابود باران شاگرداول کلاس بودوبچه هایه حساب ویژه روش بازمیکردن اون میترسیدمهسادهن لقی کنه وقضیه وحیدتومدرسه پخش شه وذهنیت بچه هادرموردباران عوض بشه امااون باخودش گفت طلاکه پاکه چه منتش به خاکه من کاری نکردم که بخوام ناراحت بشم توهمین فکرابودکه بارون شروع به باریدن کرد طبق معمول باباریدن باران یه آرامش عجیبی روتوخودش حس کردوباهمون حس وحال خوابش برد عصروقتی بیدارشددیگه احساس ناراحتی نمیکرد ازاتاقش خوارج شداولین کسی روکه دیدبهاره بود بهاره برخلاف باران دخترآرام وساکتی بود اونانه تنها ازنظراخلاق بلکه ازنظرظاهرم کلی باهم تفاوت داشتن باران یه دخترگندمی باچشای قهوه ای درشت ومژه های بلند موهای خرمایی امابهاره سفیدوچشم وابرومشکی چیزی که باعث زیبایی باران شده بودچشماش بود چشمای باران آدمو جادومیکرد خیلی ازپسرایی که عاشق باران شده بودن عقیده داشتن چیزی که اوناروعاشق باران کرده جدای ازاخلاق خوب باران چشمای بارانه بهاره طبق معمول داشت آشپزی میکرد باران بهاره روخیلی دوست داشت اون وبه چشم مادردومش میدید وقتی بهاره متوجه باران شد روکردبهش وگفت به به خواهرعزیزم شنیدم امروزکه ازمدرسه برگشتی حالت زیادخوب نبوده باران ازاین حرف بهاره خندش گرفت وگفت خوبه بی بی سی مامان واستخدام کنه وبرای اینکه ازجواب دادن به سوال بهاره فرار کنه فوری تلویزیون روشن کرد بهاره مامان وباباکجان رفتن خرید که یکدفعه دربازشدومامان وبابا بادستای پرواردشدن باران وبهاره سلام کردن مامان فوری به باران نگاه کردمیخواست بدونه هنوزناراحته یانه امابادیدن لبخندباران دلش آروم شدچون کمتراتفاق می افتادباران ناراحت باشه باران باخنده به سمت بابارفت وگفت میبینم که دزدکی میرین خرید بااین حرف باران بابا اخم هاشوتوهم کشید وگفت من همیشه توبه میکنم بازن جماعت برم خریدامابازازرو نمیرم مامان روبه بابا کردوگفت کم غربزن توراه هم همش غرزده خسته نشدی بعدمیگن زن هاغرغروهستن بعدباران وبهاره همینطورکه داشتن کیسه های خریدوجمع وجورمیکردن شروع به خندیدن کردن دی ماه بود سرمابه اوج خودش رسیده بود روزای سردزمستان میگذشت ومهسادیگه درموردوحیدهیچ حرفی نمیزد امامهسادیگه اون دخترسابق نبود سعی میکردخودشوبه باران بچسبونه درموردزندگی خصوصی باران ازبچه های دیگه سوال میکرد باران وزیرنظرمیگرفت باران متوجه این رفتارای مهساشده بوداماسکوت میکرد فضای مدرسه واسه باران سنگین شده بود مهساازهرفرصتی واسه همصحبتی باباران استفاده میکرد حدیث یکی ازهمکلاسی های مهسابودکه باران وخیلی دوست داشت یه روزباران دل وبه دریازدو زنگ تفریح پیش حدیث رفت وگفت حدیث جان میشه چنددقیقه وقتتوبگیرم خواهش میکنم جونم چیزی شده باران راستش خواستم درموردمهساچندتاسوال ازت بپرسم حدیث فوری متوجه قضیه شدوسرشوپایین انداخت وگفت میدونم درموردچی میخوای ازم بپرسی باورکن باران من توروخیلی دوست دارم بارهاوبارها خواستم بیام بهت بگم تاحواستوبیشترجمع کنی اما حدیث ممنون ازلطفت امادوست دارم حالا بهم بگی مهساچراجدیدارفتارش بامن عوض شده بهت میگم اماقول بده ازمن نشنیده بگیری باشه قول میدم راستش یکی ازدوستای دوست پسرمهسابه اسم وحیدعاشق توشده ازاون جایی که وحیدشاغله ووقت نداره بیفته دنبالتوآدرس خونه وغیره روبه دست بیاره ازمهساخواسته که این کاروواسش بکنه مهسام دوره افتاده ببینه خونتون کجاست دوست پسر داری خانواده ات کین و باران یه لحظه احساس خفگی کرداماخیلی زودخودشوجمع وجورکردوتصمیم گرفت ازاین به بعدمواظب مهساباشه بوی عیدتوکوچه هاپیچیده بود بچه هاتک وتوک میومدن مدرسه عیدباتمام قشنگی هاش ازراه رسید اومدن مهمون ها ورفتن به مهمونی تمومی نداشت 13روزمثل برق گذشت باران ازاینکه بایددوباره به مدرسه میرفت ومهساروتحمل میکردناراحت بود امابه خودش دلداری میدادکه فوری سال تحصیلی تموم میشه فقط2ماه دیگه مونده اون درست فکرمیکردتویه چشم برهم زدن مدرسه هاتموم شدوتابستون باگرماش ازراه رسید یه روزگرم تابستون بودکه گوشی باران صداش دراومد به سمت گوشیش رفت نگاه شماره کرد شماره ناآشنابودتاخواست جواب بده قطع شدهمین که خواست گوشیشورومیزبزاره دوباره همون شماره زنگ زد جواب داد الو بفرمایید اون ورخط یه پسربودکه باصدای دورگه ای گفت الوسلام باران خانم بله خودم هستم امرتون من وحیدهستم باشنیدن اسم وحیدفوری تماس قطع کرد به محض قطع کردن تماس وحیددوباره زنگ زد باران ردتماس زدوگوشیش وگذاشت روسایلنت وازاتاقش بیرون رفت باران مشغول دیدن فیلم بابهاره شداماحواسش پیش وحیدبود بعدازتمام شدن فیلم باران اومدتواتاق ونگاه گوشیش کرد 12تماس ناموفق و4پیام متن تمام پیام هاتقریبایه چیزبود باران فکرکردکه اگه جواب وحیدرونده بعدازچندروزخودش خسته میشه وکوتاه میادامااشتباه میکرد این قضیه 2ماه طول کشید هرروزبیش از30تماس ناموفق و10پیام ازطرف وحیدواسه باران میومد باران حسابی کلافه شده بود تنهادل خوشی باران این بودکه وحیدخونه اوناروبلدنیست وگرنه باران بدبخت میشد چون اون موقع همش درخونه پلاس بود باران دیگه به تماس های وقت وبی وقت وحیدعادت کرده بود بعدازظهرپنجشنبه یکی ازروزای شهریورسال88بود باران تواتاقش خواب بود بهاره هم پیش باران تواتاق اون خوابیده بود که مامان اومدباران وبهاره روبیدارکردوگفت دختراپاشید مامان بزرگ زنگ زده گفته امشب بریم اونجا همون اول کاربهاره گفت من نمیام حوصله ندارم وسرشوزیرپتوبرد اماباران که عاشق خونه مامان بزرگ بودمثل فرفره ازجاش بلندشدوگفت من میام پس زودبرولباساتوبپوش که بریم باران باعجله لباس هاشوپوشیدوبامامان وباباراهی خونه مامان بزرگ شد خونه مامان بزرگ تابستون هاخیلی باصفامیشد اون روزبه باران خیلی خوش گذشت آخرشب که خواستن برگردن خونه شون مامان بزرگ روبه مامان کردوگفت کاش امشب اینجابمونید نه مامان ممنون انشاا یه شب دیگه داری تعارف میکنی دختر خب بمون دیگه رومو زمین ننداز آخه بهاره تنهاخونه اس خب تووباران بمونید شوهرت برگرده پیش بهاره باران که داشت به حرفای مامان ومامان بزرگ گوش میداد باچشم وابروبه مامان اشاره دادکه راست میگه بمونیم مامان بزرگ کارخودشوکردبابا برگشت وباران ومامان موندن روزبعد دم غروب مامان به باران گفت پاشوبه بابات زنگ بزن تابیاددنبالمون باران گوشیشوبرداشت وبه باباش زنگ زد الو سلام بابا خوبی کجایی جدی میگی نه دیگه هیچی زنگ زده بودم بیای دنبالمون امادیگه هیچی کاری نداری خداحافظ مامان که چشاشوبه دهن باران دوخته بودهمین که باران قطع کرد باعجله پرسید چی گفت هیچی ازکلانتری بهش زنگ زدن رفته سرکار هروقت ماباهاش کارداریم سرکاره نظام کاروبارش معلوم نیست مامان بزرگ که ازخداخواسته اش بودبرگشت گفت چه بهترامشبم بمونید نه مامان ممنون اشکال نداره خودمون میریم حالاچه اجباریه نه ممنون میریم باران بدولباساتوبپوش خودمون میریم من آماده ام بریم ازمامان بزرگ خداحافظی کردن ورفتن سرخیابون وماشین گرفتن دورمیدان پیاده شدن ازدورمیدان تاخونه 2کوچه راه بود میدان خیلی شلوغ بوروزتعطیل بودهواهم خیلی خنک بودهمیناباعث شده بودمردم ازفرصت استفاده کنن وبریزن توخیابون همین طورکه باران بامامانش داشتن به سمت خونه حرکت میکردن باران متوجه یه سمندنقره ای شدکه انگاری داره اوناروتعقیب میکنه اما وقتی برگشت دیدکه اشتباه میکنه وخبری ازسمندنقره ای نیست راهشوادامه دادتابه خونه رسیدن مامان کلیدوتودرچرخوندودربازشدوخودش اولین نفررفت توبعدازمامان باران واردخونه شدهمین که برگشت دروببنده متوجه شدسمندروبه روخونه شون پارک کرده سرشوبلندکردتاراننده روببینه بادیدن راننده پاهش سست شد راننده سمند وحید بود نوشته شده در پنج شنبه 90 7 14ساعت 10 27 عصر توسط شینا نظرات انتقام وعشق سلام داستانی که قراره واستون بزارم یه داستان واقعی بااین تفاوت که فقط اسم شخصیت دختر تغییرکرده اسم شخصیت دخترو به درخواست خودش باران گذاشتیم چون عاشق بارانه وعقیده داره باباریدن باران تمام غم وقصه ازدلش شسته میشه واما این شما واین داستان انتقام وعشق تازه به این محل اومده بودن ازمحله جدیدراضی بود صبح طبق معمول منتظرسرویس بودامامثل همیشه سرویس دیرکرده بود یه لحظه باخودش فکرکردخودم میرم بیخیال سرویس اماخیلی زودازتصمیمش صرف نظرکردآخه اون هیچ جاروبلدنبود استرس داشت چون امروزاولین روزمدرسه بودونمیدونست عکس العمل بچه هابااون چطوره باران دوم هنرستان بود رشته کامپیوتر خلاصه انتظاربه سراومدوسرویس جلوی پای باران توقف کردباعجله سوارشد مدرسه حال وهوای عجیبی داشت واردکلاس شدهمه یه جوری نگاش میکردن استرسش دوبرابرشد باران یه دخترشوخ مهربون والبته زیبابود رفت ورونیمکت آخرنشست یکی ازدخترای لات کلاس اومد وازش پرسید بچه خوشگل اسمت چیه باران خیلی آرام وبایه لبخندی که همیشه رولباش مهمون بودگفت باران هستم دختریه نگاه سنگین بهش انداخت ورفت یه دفعه باران ازسرجاش بلندشدورفت پاتخته وباصدای رسا گفت سلام من بارانم امیدوارم سال تحصیلی جدیدسال خوبی واسه هممون باشه واینکه دوست دارم شماهامن وبه جمعتون راه بدید وبعدخیلی آروم رفت سرجاش نشست یکدفعه یکی ازدخترای کلاس به اسم صبابه نمایندگی ازهمه بچه هااومدپیش باران وازش خواست که بره پیش اونها بشینه وباران که دیده بودمثل همیشه تونسته بوددل بچه هاروبه دست بیاره باخوشحالی پیشنهادشوقبول کردوبه جمعشون پیوست این خاصیت باران بودبه راحتی دل همه روبه دست می آوردوهمه روشیفته خودش میکرد روزهابه سرعت سپری میشدوحالاباران دوست داشتنی ترین دخترنه تنهاکلاس بلکه مدرسه شده بودحتی بچه های کلاس های دیگه دوستش داشتندگاهی بچه های کلاس توپچ پچاشون باهم به این نکته اشاره میکردن اونام نمیدونستن باران تووجودش چی داره که همه انقدرزودشیفته اش شدن خیلی هاعقیده داشتن زیبایی اونه که دل ازهمه برده اماباران تنهادخترزیبای مدرسه نبود پس اون چی داشت روزهاپشت سرهم سپیری میشدن وکمکم زمستون ازراه رسید زمستون بودیه روزتوراه برگشت به خونه لیلایکی ازهمکلاسی های باران که تویه سرویسم بودن برگشت به باران گفت به راننده سرویس بگوازاین مسیرنره باران باتعجب پرسیدچرا لیلاگفت توبه آقای مرادی بگوبعدابرات توضیح میدم باران روبه آقای مرادی کردوگفت آقای مرادی میشه ازاین مسیرنرید آقای مرادی گفت چرا بارانم باشیطنت مخصوص به خودش گفت این مسیرچاله چوله زیادداره ماشین نوتون خراب میشه ازاون خیابون بریدتازه راه طولانی ترمیشه و مابیشترازمحضرتون فیض میبریم آقای مرادی که میدونست ازپس باران برنمیادراهشوکج کردوازبه خیابون دیگه رفت بارانم سکوت کردومنتظرموندتالیلادلیل این درخواستشوتوضیح بده لیلابدون مقدمه گفت یه پسره هست که عاشقمه ولی من هیچ علاقه ای بهش ندارم وهمیشه تواین خیابون منتظرسرویس میمونه تاماردشیم بعدشم باماشین بیفته دنبالمون دیگه نمیدونم چیکارکنم خیلی سیریشه باران حالامتوجه شده بوداون پرایدسفیده که همیشه پشت سرسرویس حرکت میکردکیه وواسه چی اینکارومیکنه باران باهمون لبخندهمیشگیش روبه لیلاکردوگفت اینکه خیلی خوبه لیلام اخماشوتوهم کردوگفت کجاش خوبه امیدوارم یکی عاشقت شه اماتوهیچ حسی بهش نداشته باشی وبلاهایی که داره سرمن میادروسرت بیاره باران باصدای بلند خندید بعدلیلاپیاده شد باران خاطرخواه زیادداشت اماتمام پسرهایی که عاشق باران میشدن پسرای فهمیده ای بودن چون وقتی میدیدندباران هیچ حسی نسبت بهشون نداره عقب میکشیدن باران یه دختراحساساتی بوداماعلاقه ای به دوستی باجنس مخالف وعشق های آبکی نداشت اون دنبال عشق های اسطوره ای بود عشق هایی که میدونست تواین دوره وزمونه وجودنداره واسه همین عاشق شدن رویه کاربیهوده میدونست باران باران رسیدیم پیاده نمیشی باصدای آقای مرادی به خودش اومد کل مسیرروداشت به لیلافکرمیکرد خداحافظی کردوازماشین پیاده شد امتحانات ترم شروع شده بود اولین امتحان مبانی بودساعت شروع امتحان8صبح بود وقتی چشاشوبازکردساعت7و15بود دونست خواب مونده آخه شب قبل تادیروقت درس خونده بودوقت صبحانه خوردن نداشت فقط تونست لباساشوبپوشه باعجله ازخونه بیرون زدامادیررسیده بودسرویس رفته بود باران دخترصبوری بودفقط یه چیزمیتونست اونوعصبانی کنه سرما ازسرمابیزاربود باعصبانیت رفت سرخیابون تاماشین بگیره منتطرماشین بودوزیرلب غرغرمیکردکه یکدفعه متوجه نگاه سنگین یه نفرشد به سمت پسرمذکوربرگشت وباعصبانیت به پسرنگاه کرد پسرسرشوپایین انداخت مثل اینکه متوجه شده بودباران عصبانیه سرمابیدادمیکرد آسمان شروع به باریدن کرده بود باران سرشوروبه آسمون بلندکردوگفت آسمون قربونت اون اشکای خوشگلت برم میشه الان آبغوره نگیری بزاری واسه بعد پسرباشنیدن این جمله باران خندید باران یه سمندزردرنگ و ازدوردیدرفت جلووگفت مستقیم ماشین ایسادبارانم سریع دروبازکردوسوارشد پسرم خواست سوارشه اماماشین دیگه جانداشت نزدیک مدرسه بودکه باران گفت پیاده میشم ماشین توقف کردواون پیاده شد تامدرسه چندکوچه مونده بودکه بایدباپاطی میکرددستاشوداخل جیباش کردوراه افتاد دوباره سردش شده بودکه احساس کردیه نفرپشت سرشه ناخودآگاه برگشت همون پسربود بادیدن پسرعصبانیتش دوبرابرشدوسعی کردتندترراه بره تازودتربه مدرسه برسه بادیدن درسبزرنگ مدرسه گرمای عجیبی روتوخودش حس کردبدون توجه به پسرک واردمدرسه شدوخودشوبه جلسه رسوند بعدازامتحان بابچه هاازمدرسه خارج شد خواست سوارسرویس شه که چشمش به پسرافتاد پسرداشت میلرزیدوبه باران خیره شده بود باران بدون توجه به پسرسوارسرویس شدورفت اون روزگذشت 2روزبعد وقتی نوبت امتحان دوم بودهمین که باران واردمدرسه شدمهسایکی ازبچه های صنایع غذایی اومدجلوی باران و باعجله گفت سلام خوشگل خانوم میبینم که جدیدادلبری میکنی باران متوجه حرفاش نشد مهسافهمیدکه باران متوجه منظورش نشده واسه همین درحالی که دست باران ومیکشیدگفت چشات حالت عادی درشت هست پس درشت ترش نکن باشه بابافهمیدم بیا تابرات توضیح بدم مهساباران وبردگوشه سالن وگفت وحیددوست دوست پسرمه تورودیده ویک دل نه صددل عاشقت شده وقتی متوجه شده من تورومیشناسم ازدوست پسرم خواسته ازمن بخوادکه به توپیشنهاددوستی بدم امروزم بعدامتحان قراره بیاددرمدرسه که توببینیش و باهرکلمه که ازدهن مهسابیرون میومدبارن بیشترتعجب میکرد آخه باران اصلاازخونه بیرون نمیرفت باسرویس میومدوباسرویس میرفت واسه رفتن خونه فامیل هم توحیاط سوارماشین بابامیشدمیرفت وهمینجوربرمیگشت پس این کی بودکه باران رودیده و همینجورداشت باخودش فکرمیکردکه ناظم بادادگفت بچه ها برین سرجلسه باهزارتاسوالی که توذهنش بودبه سرجلسه رفت وقتی ورقه روجلوش گذاشتن اصلانمیتونست تمرکزکنه به خودش گفت هرکی میخوادباشه اینم مثل بقیه پسرها اصلامنتظرمهسانمیمونم وبعدازامتحان فوری میرم خونه وشروع به جواب دادن سوالاکرد وقتی سوالاتموم شدفوری ورقه روتحویل دادوباسرعت عجیبی ازسالن بیرون رفت که یکدفعه صدای مهسااون متوقف کرد باران باران کجامیری دخترمثل اینکه یادت رفته من وتویه قراری داشتیم وشروع به کشیدن دست باران کرد باران تودلش راضی نبوداماکنجکاوی بیش ازحدش امونشوبرید واسه همین تسلیم شدوبامهسارفت مهساروبه باران کردوگفت اوناهاش نگاش کن پسرخیلی خوبیه باران سرشوبه اون سمتی که مهسااشاره کرده بودچرخوند وای خدای من اینکه همون پسردوروزپیشه یعنی وحید همون پسره نوشته شده در چهارشنبه 90 7 13ساعت 2 57 صبح توسط شینا نظرات بیاعاشق شو عشق تصمیم قشنگی است بیاعاشق شو نه اگرقلب توسنگی است بیاعاشق شو آسمان زیرپروبال نگاهت آبی ست شوق پروازتورنگی است بیاعاشق شو ناگهان حادثه عشق خطرکن بشتاب خوب من این چه درنگی است بیاعاشق شو بادل موش محال است که عاشق گردی عشق تصمیم پلنگی است بیاعاشق شو تیزهوشان جهان برسرکارعشقند عشق رندی است زرنگی است بیاعاشق شو کاش درمحضردل بودی ومی دیدی تو برسرعشق چه جنگی است بیاعاشق شو مصلحت نیست که ازپرده برون افتدراز صورت آینه زنگی است بیاعاشق شو کاشکی چشم تووامی شدومی فهمیدی دل بی عشق چه ننگی است بیاعاشق شو دل بی عشق دل بوالهوس شیطان است وسزاوارهرانگی است بیاعاشق شو می رسی باقدم عشق به منزل آری عشق رهوارخدنگی است بیاعاشق شو بازگفتی توکه فردا به خدافردانیست زندگی فرصت تنگی است بیاعاشق شو کارخیراست تامل به خداجایزنیست عشق تصمیم قشنگی است بیاعاشق شو نوشته شده در یکشنبه 90 7 10ساعت 2 40 صبح توسط شینا نظرات توجه توجه آیاتابه حال عاشق شدید آیاتابه حال شکست عشقی خوردید قابل توجه شمادخترپسرای متقاضی عشق به این وبلاگ بیایدودرموردخودتون توضیحاتی بدیدوبگیدکه دنبال چجورآدمی هستید اگه شانس باشمایارباشه میتونیدعشقتون همینجاپیداکنید پس چرانشستیدازهمین حالادست به کارشیدوشانستون امتحان کنید نوشته شده در پنج شنبه 90 7 7ساعت 10 20 عصر توسط شینا نظرات قالب ساز وبلاگ پیچک دات نت درباره سایت شینا منوی سایت خانه کد ایمیل آرشیو سایت مهر 90 پیوند ها موزیک آنلاین کانون فرهنگی شهدا ل ن گ هــــــــک ف ش ایران هم نفس شهرستان بجنورد تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی hp رنگی و تک رنگ و اسکنر بوی سیب ستاره سهیل دانشجویان ورودی 85 زمین شناسی خواف برادران شهید هاشمی شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد گروه اینترنتی جرقه داتکو سکوت پرسروصدا دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی fazestan romance من و تو چـــ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 11 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-11


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  baby.parsiblog.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 200 OK
Cache-Control private
Transfer-Encoding chunked
Content-Type text/html; charset=utf-8
Content-Encoding gzip
Vary Accept-Encoding
Server Microsoft-IIS/10.0
X-AspNet-Version 4.0.30319
Set-Cookie a=; domain=parsiblog.com; expires=Sat, 29-Aug-2026 00:41:22 GMT; path=/
Set-Cookie b=; domain=parsiblog.com; expires=Sat, 29-Aug-2026 00:41:22 GMT; path=/
Set-Cookie YarName=; domain=parsiblog.com; expires=Sat, 29-Aug-2026 00:41:22 GMT; path=/
X-Powered-By ASP.NET
Access-Control-Allow-Origin *
Date Sun, 30 Aug 2026 00:41:22 GMT
Connection close

Meta Tags

title="!"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="keywords" content="هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است,"
name="description" content="هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است - "
name="copyright" content="© pichak net, www.pichak.net"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="designer" content="pichak.net | htt???/pichak.net"
name="GENERATOR" content="BlogFa.com"
name="Description" content=" هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است"
property="og:description" content=""
name="DC.description" lang="fa" content=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="Keywords" content="هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است"
name="robots" content="all"
name="robots" content="index,follow"
name="GOOGLEBOT" content="all"
name="GOOGLEBOT" content="index,follow"
property="og:title" content="هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است"
property="og:type" content="article"
property="og:url" content="htt???/baby.ParsiBlog.com/"
property="og:image" content="htt???/www.Parsiblog.com/PhotoAlbum/baby/Thumb_213281.jpg"
property="og:image:type" content="image/jpeg"
property="og:image:width" content="110"
property="og:image:height" content="110"
property="og:site_name" content="پارسی بلاگ"
property="og:locale" content="fa_IR"
name="DC.title" lang="fa" content="هرکجاهستم باشم!آسمان مال من است"

Load Info

page size20712
load time (s)1.346629
redirect count0
speed download15387
server IP 188.253.2.18
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"