Meta tags:
description= دلنوشته هاي آنیک و سپیده;
Headings (most frequently used words):
هاي, هیچ, خسته, ام, از, زنی, دلنوشته, آنیک, سپیده, اطلاعیه, اولین, غم, آخرین, نگاه, کس, همراه, نیست, تنهای, اول, زندگي, با, غصه, بي, شمار, لحظه, هایی, هست, که, روزگار, این, منم, تنها, به, نام, زن, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (26), نیست (20), های (19), ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ (17), نوشته (16), عشق (15), ۱۳۹۵ (15), روز (14), باز (14), سپیده (13), اما (12), لحظه (12), شده (11), ساعت (11), وارطانیان (11), ﺍﮔﺮ (11), هست (11), ۱۳۹۴ (10), توسط (10), جاویدی (10), وآنیک (10), هاي (9), همه (9), زنی (9), خسته (9), روزي (8), ﺯﻧﺖ (8), ﺩﯾﮕﺮﯼ (8), ﺧﻮﺍﻫﺪ (8), ﺑﻮﺩ (8), خوب (8), حالت (8), نيست (8), مرد (7), مرا (7), ﺩﺍﺷﺖ (7), هایی (7), دارم (7), وبلاگ (6), تمام (6), دنیا (6), تیر (6), اين (6), خواهم (6), نام (6), پشت (6), اگر (6), جمعه (6), چرا (6), معلوم (6), درد (5), هیچ (5), ﻧﮑﻨﯽ (5), حتی (5), نمی (5), کنی (5), دلم (5), تولدم (5), كرد (5), مرگ (4), تنهایی (4), تنها (4), فریاد (4), دوست (4), اردیبهشت (4), اسفند (4), كردي (4), كرده (4), شايد (4), خواهد (4), روشن (4), دور (4), بعد (4), استاد (4), کرد (4), ﮐﺮﺩ (4), ﺩﻟﺶ (4), داره (4), حالا (4), باید (4), وقتی (4), دلت (4), بیست (4), چشم (4), کنم (4), ولی (4), نداره (4), گذشته (4), خودم (4), فهميدم (4), فكر (4), آخرین (4), نگاه (4), دلنوشته (3), عاشقان (3), شهر (3), فرياد (3), زندگي (3), ۱۳۹۲ (3), فروردین (3), مرداد (3), داني (3), سرد (3), خاك (3), قلب (3), بوده (3), کسی (3), نداد (3), یکی (3), گفت (3), چون (3), میکنی (3), ﺣﺮﻑ (3), کار (3), ﺭﻓﺖ (3), ﮐﺴﯽ (3), احترام (3), باشه (3), باشی (3), خدا (3), آره (3), مثل (3), کنار (3), بوی (3), منم (3), هرگز (3), است (3), روی (3), منتظر (3), چند (3), باشد (3), روزگار (3), بودن (3), سخت (3), چیزی (3), زندگی (3), بهر (3), چشمامو (3), هيچكي (3), چقدر (3), مبارك (3), ناراحتي (3), ميكردم (3), آدما (3), هميشه (3), بود (3), قفس (3), بگیرم (3), فکرم (3), آنیک (3), سایه (2), سیمرغ (2), نفس (2), هوس (2), عاشقانه (2), خاموش (2), بغض (2), نهفته (2), حرف (2), باران (2), دختر (2), دست (2), دهكده (2), دلان (2), آذر (2), بهمن (2), خرداد (2), ۱۳۹۶ (2), پيدا (2), نمي (2), شهوت (2), جنايت (2), شايدنمي (2), فرا (2), رسيد (2), تلخ (2), همچو (2), دگر (2), خويش (2), نهند (2), روي (2), گور (2), ضربه (2), باد (2), مطالب (2), پنجشنبه (2), نامرد (2), وبه (2), پناه (2), ﺍﯾﻦ (2), بالا (2), خودش (2), نزدیک (2), کرده (2), ﺑﺎﻭﺭ (2), ﺩﺭﮎ (2), باش (2), ﺗﻔﺮﯾﺢ (2), ﻣﺤﺒﺖ (2), کنید (2), انسانی (2), یکم (2), ﻧﺒﻮﺩ (2), ﻏﻤﯽ (2), ﭘﺮﺵ (2), ﻣﻴﺰﺩ (2), ﺩﻭﺭ (2), ﺭﻭﻱ (2), ﻗﺒﺮﻡ (2), ﻫﻴﭽﮑﺲ (2), ﻧﻔﻬﻤﻴﺪ (2), ﺁﻣﺪﻩ (2), اون (2), سینه (2), داشته (2), آیه (2), اونا (2), صورتت (2), زدن (2), لعنتی (2), سرتو (2), شنیده (2), قوی (2), داد (2), قاب (2), نشد (2), صدا (2), پیدا (2), فقط (2), خودت (2), قفل (2), گذاری (2), فرت (2), پله (2), مترو (2), سرت (2), مانی (2), توی (2), برای (2), کلاسی (2), حضور (2), غیاب (2), کند (2), شوی (2), دوم (2), هایم (2), تابه (2), پنهان (2), بازهم (2), رحم (2), عادت (2), اشک (2), خنده (2), بزنی (2), خالی (2), نمیتوانی (2), میشوی (2), نمیگویی (2), گرفته (2), غصه (2), شمار (2), سرنوشت (2), قصه (2), تولد (2), همون (2), زندگیم (2), امشب (2), چشمام (2), هام (2), بهش (2), بازم (2), ميبندم (2), خبر (2), ميخواد (2), كردم (2), زنده (2), شلوغه (2), خيلي (2), شبي (2), برام (2), درست (2), پاک (2), تظاهر (2), شدم (2), تولدمه (2), ميفهمن (2), كنه (2), احساستو (2), ميكنن (2), قلبشون (2), ظاهر (2), دنيا (2), ميشه (2), شادي (2), بزرگتر (2), دنياي (2), آزاد (2), مرغی (2), اسیرم (2), زندان (2), خامش (2), آسمان (2), بوسه (2), آید (2), آواز (2), زپشت (2), میله (2), زندانبان (2), دانم (2), حسرتم (2), مفت (2), بخشيدم (2), دلي (2), غير (2), دادم (2), توان (2), درخواست (2), blogfa, com, سحر, پرم, خالـــــــــی, ماهمه, تنهاییم, برده, ایرانی, تراژدی, زجـہ, בیوانـہ, story, love, ملیکا, حسی, ازجنس, وتنهایی, ومنطق, نسیم, دخترتخس, بایه, عالمه, خدایابیابامن, مداراکن, بست, صاعقه, زیبایی, قاصدک, محکوم, اسرارتنهایی, دستهای, maria, باور, ندارم, abasom, قالب, مژگان, جابوديم, مسافر, سميعي, واقعي, داستان, عاشقي, ولبخند, عشقولانه, محفل, افسون, رگبار, طناز, الهه, ناز, ناله, عاقد, پاييز, نسل, ستاره, متروكه, مترسك, وكلاغ, پرپرواز, سوته, پیوندها, مهر, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, خانه, پدر, اگرخوش, خلوتي, مادر, اگرآن, شوخ, چشمي, هانمي, توهم, آتش, شرربرپانمي, كنون, زدنيا, نشان, بودم, پدرآن, دنيايم, هدايت, ازاين, بابت, بهاري, امواج, نور, زمستاني, غبار, آلود, خزاني, خالي, شور, شيرين, روزها, پوچي, روزان, سايه, زمروزها, ديروزها, ديدگانم, مرمرهاي, ناگهان, خوابي, ربود, تهي, ميخواند, ميرسند, خاكم, عاشقانم, نيمه, نمناكم, ليك, ديگر, پيكر, فشارد, احساس, قبر, پوسد, آنجا, زير, نرم, ميشويند, رخسار, سنگ, گمنام, ماند, راه, فارغ, افسانه, ننگ, قدیمی, شانزدهم, شاید, میداند, جوابش, دانستیم, جوابی, بهانه, کلاس, ترک, درمانده, بچه, پرسید, موفق, سرکلاس, زنیﺧﯿﺎﻧﺖنخواهدکرد, ﺷﻤﺎ, ﺍﻋﻤﺎﻝ, ﺍﻧﺠﺎﻡ, ﺩﻫﯿﺪ, نگذار, زنت, دیگری, ببر, غیر, توست, دلیل, کمبودهای, ﮐﻨﯽ, ﭼﺴﺒﯿﺪ, ﺩﺭﮐﺶ, ﺑﺮﺍﯼ, ﻫﺪﯾﻪ, ﻧﺨﺮﯼ, ﺧﺮﯾﺪ, ﺗﺮﺱ, مطمن, همانطور, تودر, خلوت, خیانت, میتواند, ﻫﻢزنی, ﺧﯿﺎﻧﺖ, ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ, ﺧﺎﻃﺮ, ﺣﻔﻆ, ﺁﺑﺮﻭست, ﺭﺍﺿﯿﺶ, ﻧﻈﺮ, ﺟﻨﺴﯽ, ﺭﺍﺿﯽ, ﺑﺮﺩ, ﻧﺰﻧﯽ, ﺍﮔﻪ, چیست, بفهمید, درک, اینکارها, انجام, دهید, متقابلابا, شما, همان, ﺧﻮﺏ, ﻓﮑﺮ, طول, خواندن, ذهنتان, دنبال, نباشد, وظیفه, ﻗﺒﻞ, ﺗﻮﻫﯿﻦ, ﺯﻧﻬﺎ, بخوانیدو, ﻧﯿﺴﺖ, ﻫﯿﭻ, ﺯﻧﯽ, ﺣﺘﯽ, ﺷﻮﻫﺮ, دﺍﺭﺩ, ﻓﺎﺣﺸﻪ, ﻧﺰﺩ, ﺍﻳﻤﺎﻥ, ﺟﻮﺍﻥ, ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ, ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ, ﭘﻨﻬﺎﻥ, ﺑﻨﻮﻳﺴﺪ, ﺗﻘﺪﻳﺮ, ﻗﻀﺎ, ﭼﺸﻤﺎﻥ, ﺗﺮﺵ, ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ, ﺻﻔﺖ, ﺳﻮﺧﺖ, ﺷﻌﺮ, ﺟﺎﻧﺴﻮﺯﯼ, ﮔﻔﺖ, ﻫﻤﻪ, ﭘﺎﯼ, ﻋﺎﻟﻢ, ﺁﺩﻡ, ﮔﻠﻪ, ﺭﺳﻮﺍﻳﯽ, ﻣﺠﻨﻮﻥ, ﻋﺪﻝ, ﺟﻬﺎﻥ, ﻣﺴﺎﻟﻪ, ﻓﺮﺵ, ﮔﺮﻩ, ﺧﻮﻥ, ﺷﻬﺮﺗﺶ, ﻃﻌﻨﻪ, ﻳﺎﺱ, ﺍﻗﺎﻗﯽ, ﻣﻴﮑﺎﺷﺖ, ﺩﻟﯽ, ﻋﺎﺷﻖ, ﭘﺮﻭﺍﺯ, ﺷﮑﺴﺖ, ﭘﻴﭽﮏ, ﺑﺴﺖ, ﺍﺳﻄﻮﺭﻩﺀ, ﺻﺒﺮﯼ, ﻟﺤﻈﻪﺀ, ﻧﮕﺎﻫﺶ, ﺍﺛﺮ, ﺣﺎﺩﺛﻪ, ﻣﺒﻬﻢ, ﻫﻮﺍﯼ, ﺍﺑﺮﯼ, ﻧﻤﻴﮑﺮﺩ, ﺯﺭﺩﺵ, ﻋﻤﺮ, ﺩﺭﺩﺵ, ﻫﻴﭻ, ﭼﺮﺍ, ﻟﺤﻈﻪ, ﺍﻳﺎﻡ, ﻧﻴﺎﺳﻮﺩ, ﺁﻏﻮﺵ, ﺧﺪﺍ, دوسِت, رفیق, بدون, خوشبخت, ترین, دنیایی, اگه, دونی, جایی, شعورش, بذار, توام, جزوی, شعوری, محکم, بایست, زندگیش, جای, سفتی, روش, میذاره, بدونه, آغوشت, بشه, وطنش, هرجای, جهنم, فرشتس, سعادتی, دوسش, داری, تورو, مال, خشم, تونن, باشن, پرستید, نشونه, خداست, آیت, الله, زنه, مشت, ریش, مغزهایی, پره, دیگه, جاش, شینه, حواست, ششمی, بالهای, پروانه, تماس, نوک, انگشتاش, خطرناکی, خطر, شیرینی, فهمم, آدم, کشیده, ممنوعه, لبات, گوشاشو, لمس, گاز, سیب, آآآخ, بازی, چشماتو, بندی, موهاش, خوره, شاخه, درخت, گیره, ذاره, گردنش, بهشت, امنیت, معجزه, روبه, روته, هیچی, اونجور, خوای, اونه, قبل, ادای, کلمه, حرفتو, بذاری, شونه, آروووم, جوری, نشنوه, زمزمه, مگه, قدرم, هرررچقدرم, بزرگ, نیاز, وقتایی, خواد, مَحرَم, مرحم, اینڪ, سمت, میڪشم, اینجا, خانہ, قدر, قامتم, دریا, پنجره, ایستاده, حاشیہ, حنجره, ازدحام, هجمه, حرفهای, تڪراری, اعتقاد, شدیدی, قانون, خیال, تازه, فهمی, روزهایی, خوش, دکمه, گوشی, شکانی, بماند, اینکه, چراغ, شود, اصلا, ذوق, ایستگاه, ایستی, دستت, نرده, حالیکه, جمعیت, مانده, اند, همینجور, حرکت, ثانیه, یادت, افتد, برقی, نیستند, خودشان, بروند, کافه, شکلات, گلاسه, سایز, خانواده, سفارش, دهی, آخرش, خوری, آنقدر, تهوع, استادش, کنند, حاضر, میز, نشینی, مدت, پای, دختری, قیافه, نداری, لگد, اخم, کوچک, بکند, توانت, بگیری, پار, کردنش, هجدهم, خستگی, دردهارا, صبوری, وتحمل, صبرکردم, صبرخواهم, کردزین, وانصافت, کجا, رفته, چرامعلوم, میدهم, راولی, التماس, ازگریه, تلخی, چراشیرینی, شعرهاوجمله, هاشیرین, برآید, ازدلم, چشمانم, ازدیدشان, آدمی, شادم, میان, دیگران, مصنوعی, واقعامعلوم, چهره, پنجم, سختیست, هاست, میخواهد, زمین, گیر, دیوار, تنهاییت, میگذاری, کسانی, حرفهایت, نمیفهمند, خیلی, میخواهی, سنگینی, بغضت, چشمانت, حلقه, زده, لبخندی, ساده, خواهی, دلگیری, دردت, فرو, میریزی, آشکار, نگردد, دیدار, محبت, انتظار, گریه, آرام, رام, بازیچه, کجای, دلتنگی, نوشت, پانزدهم, کجایی, عشقم, عزیزم, نازنینم, زیر, آوار, مصیبت, نمونده, کیک, عکستو, میچینم, گوشه, اتاق, میشینم, فصل, بهارم, برف, بدبختی, میباره, روزی, رفتی, معنا, تسلیت, بگو, قلبم, امید, خـــــــون, مــــــیــــــبــــــارم, بـــــــی, تـو, غـــــم, تــــولد, اسم, 4حرفیتو, عبوسم, زمستون, سفر, رسیده, جاری, اشکای, سردم, خشکه, اسمتو, خون, ترانه, نوشتم, سرم, نمیشه, گـــــــــل, نــــــیـــــاورد, رسید, واسم, خوشبحالش, عشقش, داده, سياهي, ببينم, بشينم, نميدونن, زور, ميخندم, باشي, دورت, بگردم, هواتو, مرده, ميدونم, نيستي, دوريت, شكسته, قلبِ, داغونم, اينجا, نميبينم, هواي, خونه, دلگيره, غمگينم, امشبُ, نميخوام, بميرم, جشن, بگيرم, واسه, باشم, دورم, انگاري, تنهام, عجب, ميسوزه, فايده, وقتي, نياري, تولدت, داري, گرفتم, خودمو, آغوش, کارت, تبریک, شمع, خودمم, مبارکم, نمیدونم, قراره, حالم, خوبه, میشه, وگفتنِ, جمله, لبخند, کردن, یواشکی, اشــــــک, قــــــــــورت, دادن, بــــــغـــــــض, همیشگی, کردم, نميخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام, بيزارم, متنفرم, خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااا, غمه, معنايي, امروز, واژه, براي, غريبه, معني, ميذارن, مقدسه, نميتونه, خاموشت, نابود, ميسوزوننت, جوري, اونايي, 1عمر, باهاشون, ميكردي, ظاهرشون, زيباست, نامرديه, نبايد, اعتماد, خيانته, مهم, اينه, پاكه, ميگفتم, بعضي, وقتا, جلوه, اشكي, وجود, دعوا, وناراحتي, كنار, لبخندي, توي, مهربوني, ديدم, كوچيك, كوچيكتر, هرچي, خوشحالن, دوستم, دارن, بهم, كمك, رسيدم, قبليم, هزاران, بار, خيال, دنيايي, گذاشتم, همراه, تنهای, اول, دوشنبه, نمیشود, هنوز, غمگینم, پرنده, رها, یکشنبه, هشتم, پریشان, کاشانه, خاموشی, گزینم, فروزان, ویرانه, شمعم, سوز, خویش, زمن, بگذر, کودک, گریان, گویم, لبش, بسویم, شادی, کودکی, خندد, رویم, صبح, پروازم, بخواهد, یارای, رفتن, زین, کنارت, بخندم, غفلت, ناگه, گشایم, بسویت, دستی, پیش, حیران, رویت, تیره, کنج, تویی, صاف, کام, آعوشت, نگیرم, ترا, نهم, آشفته, حال, غافل, واي, بريد, تركم, هنوزم, نظر, باو, ناليد, آرزو, دگرم, آرزوي, عشقي, شاد, خونين, چكار, آيد, غارتم, برد, بخدا, چيز, ديگرم, جايش, حسرت, اضطراب, ماتم, زانچه, تكيه, گاهيست, آلامش, سينه, ريختم, شراب, كامش, آنچه, دهندم, بسوي, هزار, خواهش, گنگ, ديدگاني, اميد, نياز, دود, دنبالم, جهان, هستي, آغوشم, چنگي, ومستي, گيسويم, فتنه, كنم, جامه, نگفته, خاموشم, نداده, بسيار, زآنكه, جرعه, نوش, سرمست, شهد, آتشين, زهر, بجامش, دوستت, خود, ندانم, چگونه, رامش, كودكي, سبكسر, حلالش, اميدم, مردي, وفا, نمودم, همواره, تحقیر, شوم, باقی, نماند, افسوس, امکان, پذیر, خاطر, تلخم, طوری, اثری, صحنه, آزاردهنده, مسیر, کاش, گونه, رقم, خورد, توانست, صفحه, اولین, هفتم, واگذارشده, صورت, غمگین, عنوان, صاحب, اصلی, یعنی, عزیز, ادامه, میکندامیدوارم, سربزنید, ومن, بتونم, نزدیکم, نگه, داشتن, راانجام, بدم, سلام, اطلاعیه,
Text of the page (random words):
دلنوشته هاي آنیک و سپیده دلنوشته هاي آنیک و سپیده اطلاعیه سلام این وبلاگ به من واگذارشده ولی نوشته ها به صورت غمگین وبه عنوان آخرین درخواست صاحب اصلی این وبلاگ یعنی آنیک وارطانیان عزیز ادامه پیدا میکندامیدوارم به این وبلاگ سربزنید ومن بتونم آخرین درخواست دوست نزدیکم که زنده نگه داشتن این وبلاگ هست راانجام بدم سپیده نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۵ ۲۱ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان اولین غم آخرین نگاه کاش سرنوشت به گونه ای رقم می خورد که هر انسانی می توانست گذشته اش را از صفحه روزگار پاک کند به طوری که اثری از گذشته های تلخ و صحنه های آزاردهنده در مسیر زندگی اش باقی نماند اما افسوس که این کار امکان پذیر نیست چرا باید من به خاطر گذشته تلخم همواره تحقیر شوم من به مردي وفا نمودم و او پشت پا زد به عشق و اميدم هر چه دادم به او حلالش باد غير از آن دل كه مفت بخشيدم دل من كودكي سبكسر بود خود ندانم چگونه رامش كرد او كه مي گفت دوستت دارم پس چرا زهر غم بجامش كرد اگر از شهد آتشين لب من جرعه اي نوش كرد و شد سرمست حسرتم نيست زآنكه اين لب را بوسه هاي نداده بسيار است باز هم در نگاه خاموشم قصه هاي نگفته اي دارم باز هم چون به تن كنم جامه فتنه هاي نهفته اي دارم باز هم مي توان به گيسويم چنگي از روي عشق ومستي زد باز هم مي توان در آغوشم پشت پا بر جهان هستي زد باز هم مي دود به دنبالم ديدگاني پر از اميد و نياز باز هم با هزار خواهش گنگ مي دهندم بسوي خويش آواز باز هم دارم آنچه را كه شبي ريختم چون شراب در كامش دارم آن سينه را كه او مي گفت تكيه گاهيست بهر آلامش زانچه دادم به او مرا غم نيست حسرت و اضطراب و ماتم نيست غير از آن دل كه پر نشد جايش بخدا چيز ديگرم كم نيست كو دلم كو دلي كه برد و نداد غارتم كرده داد مي خواهم دل خونين مرا چكار آيد دلي آزاد و شاد مي خواهم دگرم آرزوي عشقي نيست بي دلان را چه آرزو باشد دل اگر بود باز مي ناليد كه هنوزم نظر باو باشد او كه از من بريد و تركم كرد پس چرا پس نداد آن دل را واي بر من كه مفت بخشيدم دل آشفته حال غافل را نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ ساعت ۶ ۴۳ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان ترا می خواهم و دانم که هرگز به کام دل در آعوشت نگیرم تویی آن آسمان صاف و روشن من این کنج قفس مرغی اسیرم زپشت میله های سرد و تیره نگاه حسرتم حیران به رویت در این فکرم که دستی پیش آید و من ناگه گشایم پر بسویت در این فکرم که در یک لحظه غفلت از این زندان خامش پر بگیرم به چشم مرد زندانبان بخندم کنارت زندگی از سر بگیرم در این فکرم من و دانم که هرگز مرا یارای رفتن زین قفس نیست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نیست زپشت میله ها هر صبح روشن نگاه کودکی خندد به رویم چو من سر می کنم آواز شادی لبش با بوسه می آید بسویم اگر ای آسمان خواهم که یک روز از این زندان خامش پر بگیرم به چشم کودک گریان چه گویم زمن بگذر که من مرغی اسیرم من آن شمعم که با سوز دل خویش فروزان می کنم ویرانه ای را اگر خواهم که خاموشی گزینم پریشان می کنم کاشانه ای را نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۹ ۴۸ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان آخرین پرنده را هم رها کرده ام اما هنوز غمگینم چیزی در این قفس خالی هست که آزاد نمیشود نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۹ ۴۳ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان هیچ کس همراه نیست تنهای اول تولدمه روزي كه پا به اين دنياي بي رحم گذاشتم روزي كه چشمامو باز كردم و به خيال خودم به دنيايي رسيدم كه از دنياي قبليم هزاران بار بزرگتر بود فكر ميكردم آدما هميشه خوشحالن هميشه دوستم دارن و بهم كمك ميكنن اما هرچي كه بزرگتر شدم ديدم قلب اونا كوچيك تر و كوچيكتر ميشه فهميدم توي دنيا مهربوني و شادي نيست دعوا وناراحتي هم پيدا ميشه كنار هر شادي و لبخندي ناراحتي و اشكي هم وجود داره ميگفتم شايد بعضي وقتا ظاهر آدما بد جلوه كنه اما مهم اينه كه قلبشون هميشه پاكه اما حالا فهميدم همه ي دنيا ناراحتي و خيانته فهميدم نبايد به ظاهر آدما اعتماد كرد ظاهرشون زيباست اما قلبشون پر از نامرديه اونايي كه 1عمر باهاشون زندگي كردي و فكر ميكردي احساستو ميفهمن يه روز جوري احساستو نابود ميكنن و ميسوزوننت كه هيچكي نميتونه خاموشت كنه فكر ميكردم عشق مقدسه فكر ميكردم همه معني عشق رو ميفهمن و بهش احترام ميذارن اما حالا فهميدم واژه ي عشق براي خيلي ها غريبه آره امروز تولدمه روزي كه برام معنايي نداره روزي كه پر از ناراحتي و غمه خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااا از اين روز متنفرم از روز تولدم بيزارم اين روز رو نميخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خسته شدم بس تو این چند روز تظاهر کردم به خوب بودن آره بازم همون تظاهر همیشگی قــــــــــورت دادن بــــــغـــــــض پاک کردن یواشکی اشــــــک لبخند زدن وگفتنِ این جمله ی لعنتی من حالم خوبه قوی باش همه چی درست میشه ولی نمیدونم کی قراره درست شه مبارکم باشه شب تولدم چقدر شلوغه خودمم و خودم یه کارت تبریک چند تا شمع خاموش خودم گرفتم خودمو در آغوش تولدت مبارك چه حرف خنده داري چه فايده داره وقتي تو گل برام نياري عجب شبي امشب داره ميسوزه چشمام دورم شلوغه اما انگاري خيلي تنهام واسه چي زنده باشم جشن چي رو بگيرم من امشبُ نميخوام دلم ميخواد بميرم تولدم مبارك نيست دلم گرفته غمگينم هواي خونه دلگيره تو رو اينجا نميبينم تولدم مبارك نيست شكسته قلبِ داغونم تو نيستي و من از دوريت خودم رو مرده ميدونم هيچكي خبر نداره چقدر هواتو كردم چقدر دلم ميخواد تو باشي دورت بگردم هيچكي خبر نداره دارم به زور ميخندم نميدونن چرا من چشمامو هي ميبندم چشمامو من ميبندم تا منتظر بشينم شايد تو اين سياهي بازم تو رو ببينم خوشبحالش عشقش چه همه گل بهش داده اما من شب تولدم رسید کسی واسم گـــــــــل نــــــیـــــاورد آب از سرم گذشته و بی تو نمیشه حتی مرد اسمتو با خون رگ هام تو ترانه هام نوشتم جاری شد اشکای سردم بس که چشمام خشکه بر در با تولد عبوسم زمستون از سفر رسیده اسم 4حرفیتو از من همه ی دنیا شنیده خـــــــون دارم مــــــیــــــبــــــارم امشب بـــــــی تـو و غـــــم تــــولد تسلیت بگو به قلبم که امید زندگیم مرد از همون روزی که رفتی زندگیم معنا نداره حتی تو فصل بهارم برف بدبختی میباره کنار کیک تولد قاب عکستو میچینم گوشه اتاق میشینم زیر آوار مصیبت چیزی از دلم نمونده کجایی عشقم عزیزم نازنینم نوشته شده در جمعه پانزدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۵ ۴۵ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان خسته ام از زندگي با غصه هاي بي شمار تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت تا به کی با ضربه های درد باید رام شد یا فقط با گریه های بی صدا آرام شد بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار لحظه هایی هست که لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو میریزی تا آشکار نگردد لحظه هایی هست که اشک در چشمانت حلقه زده و بغض میکنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و میخواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمیتوانی لحظه هایی هست که سخت خسته میشوی از کسانی که حرفهایت را نمیفهمند و باز چیزی نمیگویی لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر میشوی سرت را به دیوار تنهاییت میگذاری و باز هیچ نمیگویی لحظه هایی هست که دلت میخواهد فریاد بزنی و خالی شوی از هر چه درد ولی باز نمیتوانی و لحظه ای که سخت تر از تمام لحظه هاست لحظه ای که عادت میکنی به هر چه درد و چه لحظه ی سختیست نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۵ ساعت ۶ ۴۳ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان خسته ام از روزگار از چهره ام معلوم نیست خنده ام مصنوعی است این واقعامعلوم نیست آدمی شادم میان دیگران اما چرا اشک چشمانم ولی ازدیدشان معلوم نیست شعرهاوجمله هاشیرین برآید ازدلم این همه تلخی چراشیرینی اش معلوم نیست خسته ام ازگریه از نزدیک بودن های دور التماس چشم هایم بازهم معلوم نیست باشد عادت میدهم دل راولی ای روزگار رحم وانصافت کجا رفته چرامعلوم نیست صبرکردم صبرخواهم کردزین پس بازهم این صبوری وتحمل تابه کی معلوم نیست تابه کی پنهان کنم این دردهارا خسته ام خسته ام از خستگی هایم خدا معلوم نیست نوشته شده در جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵ ساعت ۷ ۵۷ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان این منم زنی تنها یک روز که حالت خوب نیست توی مترو پای دختری که قیافه اش را دوست نداری لگد می کنی و منتظر می مانی که یک اخم کوچک بکند تا تمام توانت را به کار بگیری برای لت و پار کردنش یک روز که حالت خوب نیست سر کلاسی که استادش حضور غیاب می کند نمی روی و بعد سر کلاسی که حضور غیاب نمی کنند حاضر می شوی و میز دوم می نشینی و تمام مدت زل می زنی به چشم های استاد یک روز که حالت خوب نیست می روی توی کافه برای خودت یکی از این شکلات گلاسه های سایز خانواده سفارش می دهی و تا آخرش را می خوری آنقدر که تا چند ساعت بعد حالت تهوع داشته باشی یک روز که حالت خوب نیست کنار پله های ایستگاه مترو می ایستی و دستت را می گذاری روی نرده و در حالیکه جمعیت پشت سرت همه منتظر مانده اند همینجور بی حرکت می مانی و بعد از سی ثانیه یادت می افتد که این پله ها برقی نیستند که خودشان بالا بروند یک روز که حالت خوب نیست دکمه قفل باز کن گوشی ات را می شکانی و می گذاری تا شب قفل بماند و از اینکه چراغ اس ام اس اش هی فرت فرت روشن می شود اصلا ذوق نمی کنی یک روز که حالت خوب نیست اعتقاد شدیدی به قانون بی خیال دنیا پیدا می کنی تازه می فهمی روزهایی که حالت خوش نیست فقط خودت را عشق است و بس این منم زنی با هجمه ی حرفهای تڪراری حنجره ام پر از ازدحام فریاد بی صدا هر روز در حاشیہ شهر ایستاده در قاب پنجره ای ڪه هرگز باز نشد بہ قدر قامتم رو بہ دریا داد میڪشم از اینجا خانہ ی گم شده در شهر تا سمت خدا ڪہ اینڪ این منم زنی تنها نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶ ۱۰ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان به نام زن به نام زن به نام مَحرَم به نام مرحم که هر چه قدرم قوی باشی هرررچقدرم بزرگ و بی نیاز یه وقتایی هست که دلت می خواد سرتو بذاری رو شونه های یکی و آروووم جوری که هیچ کس نشنوه زمزمه کنی خسته ام مگه نه و اونه که قبل از ادای کلمه حرفتو شنیده وَ زن چه معجزه ای که وقتی دنیا روبه روته و هیچی اونجور که می خوای نیست سرتو می گیره و می ذاره کنار گردنش و تو بوی بهشت رو حس می کنی بوی امنیت بوی احترام چشماتو می بندی و موهاش می خوره به صورتت مثل شاخه های درخت ممنوعه لبات که گوشاشو لمس کرد مثل هوس گاز زدن به اون سیب لعنتی آآآخ که چه بازی خطرناکی و چه خطر شیرینی حالا خوب می فهمم آدم چی کشیده وَ زن که همه ی حواست حتی ششمی مثل بالهای پروانه با تماس نوک انگشتاش به صورتت می پره و دیگه سر جاش نمی شینه زن رو باید پرستید زن نشونه ی خداست آره آیت الله من زنه نه یه مشت ریش با مغزهایی پر از آیه و خشم و شهوت اونا نمی تونن آیه ای از خدا باشن زن یه فرشتس و چه سعادتی که زنی که دوسش داری دوست داشته باشه تورو مال خودش بدونه و آغوشت بشه وطنش حالا هرجای دنیا باشی حتی جهنم محکم بایست که تو تمام زندگیش سینه ی تو تنها جای سفتی باشه که سر روش میذاره و به شعورش احترام بذار چرا که توام جزوی از اون شعوری و رفیق بدون خوشبخت ترین مرد دنیایی اگه می دونی یه جایی تو این دنیا حتی دور زنی هست که دوسِت داره ﺭﻭﻱ ﻗﺒﺮﻡ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺍﻳﺎﻡ ﻧﻴﺎﺳﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺍﺯ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﺪﺍ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﻴﭽﮑﺲ ﻫﻴﭻ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪ ﭼﺮﺍ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﻫﻴﭽﮑﺲ ﺩﺭﮎ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩ ﺭﺥ ﺯﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﻳﮏ ﻋﻤﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺍﺛﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﻣﺒﻬﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﻝ ﺍﻭ ﺍﺑﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩﺀ ﺑﯽ ﺻﺒﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﭘﺮﺵ ﻟﺤﻈﻪﺀ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻝ ﭘﻴﭽﮏ ﺑﺴﺖ ﺭﻭﻱ ﻗﺒﺮﻡ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺩﻟﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻭﺭ ﺗﺎ ﺩﻭﺭ ﺩﻟﺶ ﻳﺎﺱ ﻭ ﺍﻗﺎﻗﯽ ﻣﻴﮑﺎﺷﺖ ﺭﺝ ﺑﻪ ﺭﺝ ﻓﺮﺵ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﻣﻴﺰﺩ ﺷﻬﺮﺗﺶ ﻃﻌﻨﻪ ﺑﻪ ﺭﺳﻮﺍﻳﯽ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﻴﺰﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺪﻝ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﻭ ﺁﺩﻡ ﮔﻠﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺷﻌﺮ ﺟﺎﻧﺴﻮﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﻮﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﭘﺎﯼ ﺩﻟﺶ ﺩﺭ ﮔﻞ ﺑﻮﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺻﻔﺖ ﺳﻮﺧﺖ ﭘﺮﺵ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﻏﻤﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮﺵ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻏﻤﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻨﻮﻳﺴﺪ ﺑﻪ ﺗﻘﺪﻳﺮ ﻭ ﻗﻀﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩ ﻻﻝ ﻧﺒﻮﺩ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۴ ۵۰ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان هیچ زنی ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ ﺣﺘﯽ زنی ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ دﺍﺭﺩ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ مطالب را بخوانیدو ﺧﻮﺏ به آن ﻓﮑﺮ کنید و در تمام طول خواندن ذهنتان به دنبال این نباشد که پس وظیفه زن چیست این را بفهمید و درک کنید که اگر اینکارها را انجام دهید هر انسانی متقابلابا شما همان کار را خواهد کرد ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺖ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺯﻧﺖ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺣﺮﻑ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺯﻧﺖ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﻨﺴﯽ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍﺿﯿﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﻫﻢزنی ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺁﺑﺮﻭست ﻧﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻮ چون مطمن باش همانطور که تودر خلوت خیانت میکنی او هم میتواند ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺖ ﻫﺪﯾﻪ ﻧﺨﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﺮﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭﮐﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺖ ﺭﺍ ﻭﻝ ﮐﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭼﺴﺒﯿﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ زنی که غیر از زن توست به دلیل کمبودهای بالا خودش را به تو نزدیک کرده تو نگذار زنت از تو به دیگری پناه ببر ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ هیچ زنیﺧﯿﺎﻧﺖنخواهدکرد سرکلاس استاد گفت پشت یک مرد موفق یک زن بوده یکی از بچه ها پرسید پشت یک زن درمانده و بی پناه چه کسی بوده استاد جوابی نداد وبه بهانه ای کلاس را ترک کرد اما جوابش را همه می دانستیم یک نامرد کسی چه میداند شاید استاد ما هم یک نامرد بوده نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۷ ۲۰ ب ظ توسط سپیده جاویدی وآنیک وارطانیان مطالب قدیمی تر پدر آن شب اگرخوش خلوتي پيدا نمي كردي تو هم اي مادر اگرآن شوخ چشمي هانمي كردي توهم اي آتش شهوت شرربرپانمي كردي كنون من زدنيا بي نشان بودم پدرآن شب جنايت كرده اي شايد نمي داني به دنيايم هدايت كرده اي شايدنمي داني ازاين بابت جنايت كرده اي شايدنمي داني مرگ من روزي فرا خواهد رسيد در بهاري روشن از امواج نور در زمستاني غبار آلود و دور يا خزاني خالي از فرياد و شور مر گ من روزي فرا خواهد رسيد روزي از اين تلخ و شيرين روزها روز پوچي همچو روزان دگر سايه اي زمروزها و ديروزها ديدگانم همچو مرمرهاي سرد ناگهان خوابي مرا خواهد ربود من تهي خواهم شد از فرياد و درد خاك ميخواند مرا هر دم به خويش ميرسند از ره كه در خاكم نهند آه شايد عاشقانم نيمه شب گل به روي گور نمناكم نهند ليك ديگر پيكر سرد مرا مي فشارد خاك بي احساس قبر بي تو دور از ضربه هاي قلب تو قلب من مي پوسد آنجا زير خاك بعد ها نام مرا باران و باد نرم ميشويند از رخسار سنگ گور من گمنام مي ماند به راه فارغ از افسانه هاي نام و ننگ خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین تیر ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ پیوندها دهكده سوته دلان پرپرواز دهكده متروكه مترسك وكلاغ عشق مرگ زندگي نسل بي ستاره دختر پاييز دست نوشته های یک عاقد ناله هاي يه دختر فرياد عشق الهه ناز طناز رگبار باران افسون دل نوشته من عشقولانه محفل تمام عاشقان دنیا عشق ولبخند داستان عاشقي عشق واقعي مرد عاشقانه سميعي مسافر شهر غم يه روزي يه جابوديم نوشته های دل من حرف های یک دل قالب مژگان وبلاگ عاشقان یه دوست abasom فریاد عشق نهفته مرگ عشق را باور ندارم دستهای maria عاشقان اسرارتنهایی قاصدک محکوم تنها زیبایی شب صاعقه بن بست تنهایی خدایابیابامن مداراکن یه دخترتخس بایه عالمه بغض نسیم تنهایی عشق ومنطق عاشقانه های خاموش حس تنهایی عشق وتنهایی عشق یا هوس حسی ازجنس غم ملیکا سایه سیمرغ story of love زجـہ های בل בیوانـہ تراژدی مرگ دلنوشته های یک برده ایرانی ماهمه تنهاییم پرم از خالـــــــــی نفس سحر سایه سیمرغ blogfa com
|