Meta tags:
description= باغچار گفتم غمت مرا كشت، گفتا:چه زهره دارد/ غم اينقدر نداند، كاخر تو يار مايي؟;
Headings (most frequently used words):
تو, باغچار, گفتم, غمت, مرا, كشت, گفتا, چه, زهره, دارد, غم, اين, قدر, نداند, كاخر, يار, مايي, بهلول, سلطان, محمود, مرگ, نبود, عاشقان, را, عرض, جوهر, نقش, بوریا, اشکال, در, کجاست, چند, نکته, کافر, نکند, آنچه, کردی, حذر, از, احولات, یومیه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (80), بود (65), است (64), زبان (34), های (30), اﯾﻦ (23), شده (22), اما (21), نیز (20), بهلول (18), خود (17), سلطان (17), ۱۳۹۱ (16), اند (15), ایشان (15), نوشته (14), بودند (14), نمی (13), شود (13), گفته (13), اين (12), ﺑﻮد (12), ساعت (11), دست (11), کند (11), کرد (11), فارسی (11), اﺳﺖ (11), آﺷﯿﺎﻧﻪ (11), توسط (10), ابوطالب (10), مظفری (10), مردم (10), روز (10), دارد (10), باشد (10), نام (10), بوده (10), سخن (10), هزاره (9), کرده (9), سال (9), دیگر (9), گرفته (9), کار (9), روی (9), چنین (9), البته (9), شما (9), اﻣﺎ (9), ﺑﺎز (9), شعر (8), افغانستان (8), ۱۳۹۲ (8), چون (8), شهر (8), بار (8), بزرگ (8), یعنی (8), بیگانه (8), جناب (8), دینی (8), الله (8), جهان (7), ۱۳۹۰ (7), کویته (7), همان (7), دور (7), برای (7), بعد (7), یکی (7), داشت (7), خودش (7), میان (7), نیست (7), براي (7), پشتو (7), محمود (7), ﯾﻜﻲ (7), ﻧﻤﻲ (7), استاد (6), ۱۳۸۷ (6), آبان (6), بنا (6), کنار (6), همین (6), باید (6), راه (6), تازه (6), شاید (6), رفت (6), اینکه (6), شنبه (6), کدام (6), سیاسی (6), کشور (6), آیت (6), تاریخ (6), ﻣﻮﺳﯿﭽﻪ (6), ﻣﺎدر (6), داستان (5), سيد (5), همايون (5), خرداد (5), فروردین (5), اسفند (5), خانه (5), خوب (5), فکر (5), هرچه (5), زده (5), پیش (5), آمد (5), دفتر (5), دیگری (5), ترین (5), دید (5), افغانی (5), عیب (5), مهم (5), کنند (5), فرهنگ (5), اگر (5), دهد (5), حضرت (5), مسئله (5), خواهد (5), طرف (5), كند (5), رﻓﺖ (5), ﺧﻮدش (5), ﭘﻨﺠﺮه (5), اﮔﺮ (5), ﺟﻮﺟﻪ (5), دﯾﺪم (5), هاي (4), محمد (4), اندوه (4), دوشنبه (4), شهریور (4), ۱۳۸۸ (4), بهمن (4), باغچار (4), کافر (4), اینک (4), گذشته (4), نسل (4), کلانم (4), آدم (4), همه (4), دارند (4), هرچند (4), کردند (4), خاطرات (4), چند (4), جایی (4), اولین (4), گردد (4), داد (4), صاحب (4), پشت (4), کردم (4), خودم (4), بودم (4), مغول (4), آورده (4), ندارد (4), خیلی (4), برادر (4), بسیار (4), بودیم (4), آمده (4), مانند (4), کوچه (4), کابینه (4), عنوان (4), نکته (4), داشته (4), داده (4), بودن (4), هویت (4), پاکستان (4), جان (4), باز (4), مشهد (4), رسد (4), جوهری (4), شخصیت (4), كرده (4), قصابی (4), ﻫﺎی (4), اﻧﺪ (4), ﻛﻮﭼﻪ (4), ﺷﻮﻧﺪ (4), زود (4), ﻧﺪاﺷﺖ (4), ﺑﻌﺪ (4), ﻛﺮد (4), آذر (3), ادبيات (3), علي (3), دوست (3), كتابدوست (3), مرداد (3), اردیبهشت (3), ۱۳۸۹ (3), انداخته (3), سیاه (3), خوشی (3), آنچه (3), بزرگان (3), خدا (3), جمله (3), خاک (3), بیش (3), داشتند (3), بخش (3), گاهی (3), گفتند (3), دارم (3), گوشه (3), کنم (3), آنجا (3), دیده (3), هایمان (3), آیا (3), دیگران (3), حال (3), قصه (3), گفت (3), یادم (3), عصر (3), سخنان (3), سیم (3), اینگونه (3), لابد (3), رود (3), پیاده (3), باشیم (3), کلان (3), گذاشته (3), بازار (3), ناصر (3), حاجی (3), کلاه (3), بلوچ (3), وطن (3), دولت (3), آنکه (3), کردن (3), تصمیم (3), لهجه (3), دوم (3), واژگان (3), ادبیات (3), اطلاعات (3), وزیران (3), تواند (3), محفل (3), انتخاب (3), غزنه (3), داشتم (3), داک (3), وزیر (3), تمدن (3), معنی (3), مولانا (3), بنده (3), دلیل (3), بلند (3), شنیده (3), دستور (3), بسیاری (3), ندارم (3), وجود (3), انسان (3), صورت (3), مناقشه (3), مطابق (3), عالمان (3), عالم (3), درد (3), اقل (3), نقصی (3), قدر (3), شفاهی (3), فرا (3), حوزه (3), غزنی (3), آيه (3), مرگ (3), نمي (3), لحظه (3), تجربه (3), آورد (3), الحمد (3), باعث (3), گوسفند (3), فوکو (3), دیوانه (3), اسطوره (3), بماند (3), تلفن (3), دوستاني (3), ﺷﻜﺴﺘﻪ (3), ﺳﺎل (3), ﻛﺒﻮﺗﺮ (3), آﻣﺪ (3), ﻛﻨﻨﺪ (3), رﻓﺘﻪ (3), دارﻧﺪ (3), ﻣﻮﺳﻲ (3), ﺗﻘﻲ (3), ﺟﺎﯾﻲ (3), ﺣﺎﻻ (3), ﻻﻧﻪ (3), ﺟﺎی (3), ﺳﺎﻟﻦ (3), ﮔﺎزی (3), ﺑﺴﺎزﻧﺪ (3), ﭼﻨﺪ (3), ﺧﺎر (3), ﻛﺎر (3), ﺑﯿﭽﺎره (3), ﺻﺒﺢ (3), ﻛﻨﻢ (3), ﻛﻤﻲ (3), رﺳﯿﺪ (3), ﺑﺰرﮔﺘﺮ (3), ﺑﺮای (3), پرواز (3), ﺷﺎﯾﺪ (3), ﻫﻨﻮز (3), اﺗﺎق (3), دﯾﺪ (3), ﻓﻀﺎی (3), ﺑﯿﺮون (3), هفته (2), اشعار (2), ماه (2), تجلي (2), آخرين (2), رنگ (2), زهرا (2), جوان (2), غلامي (2), محسن (2), سعيدي (2), محمدي (2), حسيني (2), كتاب (2), رضا (2), براهني (2), جعفري (2), معصومه (2), تیر (2), نيميم (2), پنج (2), فرستاده (2), هایم (2), نهاده (2), خیال (2), آید (2), مگر (2), نکند (2), کردی (2), حذر (2), دین (2), مامای (2), تعدادی (2), بینند (2), سرزمین (2), نخستین (2), آواره (2), خوبی (2), تنگ (2), منفجر (2), تمام (2), شوند (2), کجاست (2), رفتار (2), کردیم (2), آشنایی (2), ساکن (2), زمان (2), پاکستانی (2), رادیو (2), هزارگی (2), خصوصا (2), پخش (2), محل (2), مری (2), آباد (2), خرتار (2), واقع (2), درست (2), گویند (2), روزه (2), لاری (2), شدن (2), اسلحه (2), موقع (2), کوچ (2), ساکنان (2), چیزهایی (2), برایم (2), سوال (2), چرا (2), یکبار (2), اتاقهای (2), حویلی (2), قندهاری (2), مغازه (2), قره (2), چای (2), شدم (2), گذشت (2), گفتار (2), پشتون (2), سخت (2), بیرون (2), کوچک (2), سالیان (2), زندگی (2), ریخته (2), مسلمان (2), بزرگی (2), حمام (2), افتاده (2), وضع (2), عوض (2), بندگان (2), گرد (2), مدت (2), رنج (2), شان (2), هزار (2), احتمالا (2), خودی (2), مرزهای (2), حمایت (2), زبانهای (2), ملی (2), ادیب (2), حراست (2), موضوع (2), چنان (2), قول (2), معروف (2), امنیتی (2), شورای (2), رئیس (2), احساس (2), مایه (2), فکری (2), نباشد (2), فرهنگی (2), سخنرانی (2), مولایی (2), رهین (2), گستردگی (2), متفاوت (2), رفته (2), المثل (2), ارج (2), نهد (2), رسمی (2), جلوگیری (2), طرح (2), مطرح (2), مسائل (2), سوی (2), شاعر (2), شاعران (2), زیرا (2), بیان (2), متأسفانه (2), رایج (2), ماند (2), مجموع (2), طرزی (2), تأثیر (2), گذار (2), وقتی (2), جریده (2), بنیاد (2), براین (2), شاهان (2), مدتی (2), جدید (2), میراث (2), رسم (2), ترویج (2), همچنان (2), اينك (2), ایم (2), تفکر (2), هست (2), باشند (2), کاری (2), درک (2), ساختار (2), نشان (2), شأن (2), تشویق (2), عرض (2), جوهر (2), نقش (2), بوریا (2), دام (2), مضمون (2), شناخته (2), دنیا (2), سنت (2), فیلسوف (2), مواجه (2), درس (2), خطابه (2), بهره (2), جلسات (2), شاد (2), معمولا (2), اجبار (2), فلسفه (2), علمیه (2), نداشته (2), ذوق (2), منتشر (2), عمر (2), امروز (2), نقل (2), سید (2), علی (2), بهشت (2), دوستان (2), انا (2), لانه (2), پدري (2), ايد (2), دريافت (2), مدد (2), بودي (2), دريافته (2), عزيز (2), نبود (2), عاشقان (2), خداوند (2), طلب (2), سلام (2), هندوان (2), كار (2), گوش (2), جماعت (2), خواند (2), المسلیمن (2), بخوان (2), خدای (2), العالمین (2), سِرّ (2), خندید (2), درون (2), روزی (2), آویزان (2), خیره (2), گیرد (2), خنده (2), همیشه (2), هستم (2), حتماً (2), دیدم (2), پاچه (2), پای (2), کتاب (2), مشهور (2), مجانین (2), خاصی (2), یافته (2), ترس (2), حکایت (2), افسانه (2), هردو (2), ظاهر (2), شیرینی (2), روایت (2), نيز (2), خواسته (2), بسيار (2), دﻓﺘﺮ (2), دری (2), ﻗﺴﻤﺖ (2), آﻧﻬﺎ (2), ﺗﻮاﻧﻨﺪ (2), ﺑﺎر (2), آﻣﺪه (2), داﺧﻞ (2), ﭼﻮن (2), ﺑﻮدﻧﺪ (2), دﻟﻢ (2), ﻣﻌﻠﻮم (2), ﺑﯿﺸﺘﺮی (2), گربه (2), ﻫﺴﺘﻨﺪ (2), اﻋﺘﻤﺎد (2), ﺷﻬﺮ (2), ﻣﻘﺪار (2), ﺑﻮدم (2), ﺗﺨﻢ (2), ﻫﺎﺷﺎن (2), ﮔﺮﺑﻪ (2), ﺗﻤﺎم (2), ﻣﺪت (2), ﺑﺮق (2), ﺷﺪه (2), ﺳﺎﺧﺘﻪ (2), رﻓﺘﻨﺪ (2), ﺧﺎﺷﺎک (2), آوردﻧﺪ (2), آﻫﻦ (2), ﭼﺮاغ (2), اﻧﺪک (2), ﭼﻮب (2), ﺷﺎن (2), اداﻣﻪ (2), داﺷﺖ (2), اﯾﻨﻜﻪ (2), اﻣﯿﺪ (2), ﺷﺪﻧﺪ (2), ﺑﺮوﻧﺪ (2), دﯾﮕﺮ (2), ﺗﺎزه (2), ﺑﺴﺘﻢ (2), ﮔﺮم (2), ﺷﺪن (2), ﻧﯿﻤﻪ (2), آﻣﺎده (2), دﺳﺖ (2), ﭘﺪر (2), آشیانه (2), ﭼﯿﻮ (2), ﻃﻮل (2), ﺑﺮادر (2), دﯾﺪه (2), اﻣﺮوز (2), ﻓﺮاﯾﻨﺪ (2), داﺷﺘﻢ (2), ﺑﺮﮔﺮدد (2), ﻧﺒﻮد (2), ﻏﺬای (2), وﻗﺘﻲ (2), ﺳﯿﺮ (2), دﻫﻦ (2), ﻛﺮده (2), ﺳﺎﻋﺖ (2), داﻧﻢ (2), ﻟﺒﺔ (2), ﺑﺎل (2), ﺳﯿﻞ (2), ﻛﻨﺪ (2), ﺑﺮود (2), ﻃﻮر (2), ﻛﻨﺎر (2), وﺳﻂ (2), ﻧﺸﺴﺘﻪ (2), ﺑﺮﮔﺸﺖ (2), ﻧﺘﻮاﻧﺴﺖ (2), پرتم (2), كاكل (2), دلبر (2), blogfa, com, سهراب, سپهري, رنگينه, اخير, سفرنامه, سايه, حنجره, فرشته, دنيا, شريفي, مهدی, آخرتی, عاطفه, اميز, تصوير, سازي, ريحانه, بياني, ستوده, اشرف, طهماسبي, خراساني, لباسهاي, سفيد, سعادت, آزاد, هدايت, كاريز, جامعه, شوكت, مينا, نصر, نمك, اصف, جوادي, پيراهني, باد, مجتبي, اصغري, سكندر, افغاني, بتول, حيدري, دلنوشته, كوچك, بوف, تنهايي, ميلان, كوندار, وبلاك, بابا, چاهي, سيميا, سوي, افق, زني, كوه, ابراهيمي, فراسو, لينا, نبي, زاده, موسوي, صفيه, بيات, كبري, شجريان, مهدي, نصيري, آراسته, سجادي, پروانة, آبي, حميد, مردي, جنس, عليرضا, اندروني, حسنا, آنلاين, باختري, بوطيقاي, عبدالواحد, رفيعي, زاويه, ديد, نقيب, آروين, انجمن, قلم, سكينه, عباس, رضايي, گاني, نادر, احمدي, الياتو, احمدی, جاغوري, فاطمه, روشن, الياس, علوي, غزل, شريف, زهرازاهدی, شکریه, عرفانی, شبستري, غلامرضا, ابراهیمی, پیوندها, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, تركستان, فرغانه, مطالب, قدیمی, هفت, دریای, کوزه, دربسته, قاره, دود, غمگینم, امپراطوری, چکم, شنهای, قلعه, ساخته, فاصله, برود, بازپس, اندازه, موج, سرکش, آرامم, مشام, تفنگ, لجوجی, برآشو, خونم, زمستان, گرگ, سپید, تنهایم, احولات, یومیه, سوخت, رهگذر, روزگار, رحمت, پیوسته, فامیلشان, نقاب, کشیده, خوشم, نیستند, امنشان, چگونه, آتش, بیداد, عقده, تعصب, سوزند, خصلت, بدی, پایگاه, پناهگاه, وسیعی, مردمان, گاه, اوغستانی, دلسوز, چشمی, مردمانش, گذرد, اندوهان, بمبی, گویی, قلب, جوانان, کودکانی, کشته, هایی, هستند, تکشان, شناسم, ریشة, کینه, کجای, اشتباه, اشتباهات, ریشه, اصولا, کلمه, گناه, قساوت, آنانی, نامی, بهانه, زنند, سبک, نیمه, دهه, پنجاه, داود, خان, فقید, هوای, پشتونستان, سرش, رجز, داپشتونستان, مونژ, سرمی, تدابیری, متقابل, اندازی, ترانه, مخته, اهالی, خیل, جمع, شدند, یکتا, رادیویی, کاکا, خریده, چقدر, لذت, غزلهایی, مزاح, دلچسب, نغز, پختة, چمن, لالی, حیدربیگ, سکونت, مامایم, منبع, خاردار, وجه, تسیمه, تحلیل, قدرتمندی, استند, جهت, علمدار, مسیر, اغلب, رفتیم, برمی, گشتیم, صبح, غیر, قانونی, حامل, زغال, سنگ, آونگ, شدیم, مسیری, سواری, بدون, پولی, پرداخت, سوار, چرخه, جادویی, رخشه, رکشا, آرزو, مرور, روزانه, تنظیم, برادرم, سالهای, جنگ, بالازن, رهبرش, چیزی, فخری, انتساب, مرحوم, پدرم, نسبتی, حمله, سالی, ماندیم, اختیار, کمپنی, گیر, آوردیم, ساخت, فروخت, سازی, شاگرد, اخوی, فروشی, مردی, منضبط, منصف, پسر, زمستانی, خوش, افغان, مشتریان, مخصوص, عمده, خریداران, برخی, یادش, بخیر, کلاهدوز, پیرمردی, کابل, کارش, ماهر, مثل, مهاجر, تابستان, ۱۳۵۹, آوارگی, کوه, بیابان, آبادی, رسیده, کودک, روستایی, میوه, متنوع, چراغهای, رنگارنگ, موتر, تیزرویی, مورچه, تردد, چشم, مسافر, خودشان, جلب, خوشبختی, فامیل, داشتیم, ماماخیلی, فرزندانشان, پلیس, خدمت, القصه, خلاف, دانی, فهمیدیم, پایین, هرکدام, وضعی, نشنود, مبیناد, پیراهن, تنبانی, مال, پوشیده, چرکین, رسیدید, اول, بروید, بنه, لباسهای, نوتان, بپوشید, سیال, نگو, مشقّات, سفر, معادلات, حضر, مختل, خستگی, گرسنگی, رفتن, مانده, سودای, سیالداری, همگی, خرد, مرد, دایی, شاه, مصروف, روب, غبار, مسافران, مرعوب, رفع, رجوع, حیوانات, ریز, موذی, سوغات, آنان, قوم, مدارا, مروت, نهفتند, مهربانی, عطوفت, مداوا, كويته, رنجهاي, جلسة, شفافیت, موردش, نکتة, شناسانه, کیست, کلمات, کدامند, لغات, بنیان, ساختاری, زیبا, شناسی, خراب, طرد, مرز, دیپلماتیک, نشست, تصمیماتی, مبنی, دایر, فرهنگستان, حفاظت, شناس, بنشینند, تدبیر, راهکارهای, تکامل, بسنجند, مرجعی, تشخیص, سیاستمدار, بگیرد, بالعکس, دانم, عرف, گرفتن, متخصصان, وزارت, تکاپو, مورد, آنهم, روزهایی, موضوعات, حیاتی, دامنگیر, جمهور, نیاز, دریافته, وضعیت, دستخوش, بداقبالی, بهبودش, بخواهد, خوشبینی, پیشه, نسبت, اغراض, گونه, فرمان, مشکوک, آغاز, سیزده, میلادی, تهران, محفلی, برپا, سازمان, منطقه, اکو, مناسبت, پایتخت, اسلام, ایران, توفیق, حضور, ساعتی, صندلیِ, کناری, نشستم, فرمایشات, کشورم, مستفیض, اقلیمی, دیرینگی, پارسی, کلامش, مستند, روزگاری, کلمة, دروازه, روم, مراد, شاعری, دروازة, چین, فراگوش, برده, تردید, پچپچه, صدق, کذب, مدعا, ضمیر, یحتمل, تمامی, مخاطبان, مباهی, مبتهج, وارثان, بالا, رواداری, هستیم, فرهیخته, داریم, واقف, تنوع, سلایق, جلسه, کاربرد, بنابر, منشاء, ناشی, تنش, قومی, دغدغة, سایة, کتمان, آفات, کسی, مرتبه, جایگاه, پیدا, هیچگونه, مشکلی, خوشحالم, توانم, ستد, سهمی, دنیای, ذوقی, ببرم, معقدم, نگرش, نامگذاری, اشیا, نگرشش, هروقت, امثال, پردازیم, فوری, ظرف, غلط, عصبیت, زبانی, سخنمان, ناشنیده, غرض, آلود, تفسیر, دوران, مدرنیته, مواریثی, روشنفکر, یادگار, دوامدار, سراج, الاخبار, نهاد, تبع, برایش, جدی, ذات, توجه, جانبی, سنتی, لوازم, تجدد, ناپخته, الا, قبل, مستبد, امرای, كشورشان, دانستند, سرودند, مراسل, مکاتب, دیوانیشان, دلایلی, خواست, مرزبندی, کشورش, یدک, کشید, وپا, طرفی, اطرافیان, قبیله, آمادگی, ظرفیت, هضم, حفظ, سترگ, ستبر, زیرکی, صدد, پاک, نخواست, تصاحب, تقسیم, بشکوه, همیسایگان, قدرتمندش, مقابله, صلاح, مملکت, خویش, اسم, جدیدش, تحکیم, پایه, بکوشد, ساز, قائل, مشترک, همسایگان, مجال, استعمار, انگليس, هند, درگیر, اردو, انگلیسی, زخم, سور, پخت, فخیمه, حاشیه, اجلاس, نفوذ, پنجشنبه, پیروان, ادیان, مذاهب, شنید, فعلا, درستی, نادرستی, کاستی, آموزش, مشأ, صدور, فتواهایی, عالماني, پروای, توابع, سخنش, متوجه, توده, دیندار, انتحارهای, دهشتناک, يته, پيشاور, جای, تبلیغ, افتاء, تقبیح, انکار, سبوعیت, آیند, نشینند, جفا, خطا, کشورهای, تبیلغ, فرض, گذارم, حرفهای, زند, عوامل, دلایل, قضیه, توجیه, قضایایی, کجا, راضی, شوم, بگویم, گویندة, مربوط, مذهب, آیین, گروهی, بدکیش, ربطی, اتفاقا, سیستم, موضعشس, عيب, نحوي, تولیداتش, تفکرات, افراطی, آشکار, نمودش, تفاوتی, توجهی, حقوق, کرامت, شعارش, رحمان, رحیم, خداونداست, خبری, علمای, حملة, انتحاری, مجاز, دانسته, تفکراتی, چندان, اندکی, تغیر, عبارت, صراحت, بسا, هریک, مواردی, مشابه, احکامی, تصدیق, مبانی, اعتقادی, نشانه, رفتاری, سیره, تفک, اشکال, نشود, فقر, تعلق, آزادیم, باری, جنابشان, پیشنهاد, دادم, حداقل, زندگیشان, ضبط, قبول, نکردند, شکتسه, نفسی, ذاتیش, بیت, بیدل, خلاصه, هیچگاه, علمیش, نشد, ندید, سختی, گمنامی, نانویسایی, آفتی, تاوان, جبران, ناپذیری, پیروی, مجرای, انتقال, علمش, تنها, چیز, مستقیم, طلاب, مستقم, عامه, منبر, سوکمندانه, امکان, شبستانهای, مسجد, گوهر, مدارس, چهار, نفر, طلبة, منبرهای, روضه, زنانه, محافل, ترحیم, بایست, وصف, مرحومین, ستایش, بازماندگان, چندانی, آنگاه, روايت, فلسفی, حکمی, فقهی, ناشده, عبای, مندرس, عالمی, آنجام, اکسيری, مهندسی, معکوس, افغانیم, ثانیم, فقه, اصول, مقام, ارجمندی, تدریس, نبوغ, بیشتر, حکمت, متعالیه, لقب, برگزیده, هدیه, استادانش, عطا, مشهوری, علامه, مدرس, جمعه, اثر, عارضه, قلبی, سالگی, قبرستان, سپرده, تعداد, زیادی, شاگردان, تشییع, پیکرش, متولد, ولایت, نجف, محضر, بزرگانی, حکیم, شیرازی, خویی, باقر, صدر, مند, خروج, اجباری, علما, غیرعراقی, عراق, ابتدا, سپس, راهی, پیروزی, انقلاب, اسلامی, برگشت, پایان, خواستم, تسليتت, متون, اديان, زباني, درخور, پيدا, كنم, حقيقتش, بهتر, قران, كريم, فرموده, لله, اليه, راجعون, نيافتم, بشري, پيچيده, جاودانگي, دلگرمي, اميدواري, حسن, عاقبتي, نيازمند, انديش, آدمي, خوره, زواياي, پنهان, روحش, امن, عيش, زايل, آرام, شجاعت, اميد, بخشد, كدام, تفكري, رشيد, هنرمندي, بسان, تسلي, ببخشد, توان, خيال, جهانتان, نزديك, جاي, گذاشت, لحظات, دردناكي, كنيد, كودكي, جواني, روانتان, شعله, كشد, روزهايي, انتظار, تولدش, شاهد, شدنش, اميدهايي, بالندگي, برازندگي, داشتي, چيزهايي, چيزي, دانيم, ناگاه, تند, بادي, رسيده, ترنجي, خون, جگر, پرورده, بوديد, پاي, مراودة, اندكي, ادب, عاشق, فرهيخته, تربيت, ماتم, خوریم, خانواده, گرامي, تان, صبر, برين, آرزوهاي, تحقق, نيافته, فرزند, ايشان, يابد, ارجمندم, حسين, فخري, گويا, جماعتي, ساكن, گروهي, كسبه, پيش, سعایت, مشي, مسلماني, كنند, وطنشان, بازگردانند, وقت, نماز, امامت, قيام, حالي, اقتد, شروع, خواندن, سوره, فاتحه, آشوبد, اسیمه, گوید, مسلیمن, بدعتي, دين, جهانیان, برگردانده, گويد, باور, داري, المسلمین, جرم, نبودن, وطنت, راني, مطلب, یافت, لغو, كرد, هندو, مدتي, هیچ, انگار, دردي, عظیم, گزيد, هرکه, بخنداند, چندین, سکّة, جایزه, درِ, ایستد, لاشه, سقف, نگرد, ناگهان, قهقة, خندان, خبر, برند, پرسد, جواب, گمان, كردم, بازخواست, سبب, کارهای, عقاب, خواهم, الم, خونه, بُز, یافتم, بادافره, هرکسی, مسؤل, اعمال, راحتی, خندة, جنون, خوانده, اید, نبرد, جملة, دکارت, اندیشم, اندیشه, بشری, محبس, کشانده, جنونش, قصة, مجذوب, عاقلان, بالایی, نوعی, انعکاس, تقابل, عقل, عشق, عینیت, اجتماع, سیمای, متفاوتی, نمادهای, مجنون, تبارز, نماد, کارک, عاقل, چنانکه, واقعی, ابو, وهیب, قرن, هجری, معاصران, هارون, الرشید, فقیه, امر, قضاوت, گمارند, دیوانگی, شبیه, مثنوی, ذوالنون, داستانهای, دلپذیر, عطار, مفصلی, قدرت, ستیزی, اعتراض, اجتماعی, هاله, خاصیت, ذهن, پرداز, آدمی, راست, دروغش, صرف, خلق, تأمل, برانگیز, پادشاهانی, فریدون, انوشیروان, جاویدان, تاریخی, حوزة, غزنوی, رغم, استیزه, معاصر, حکایات, همراه, خلاق, نویسنده, شکل, جود, دربار, تمثیلات, عارفانی, سنایی, منقولات, وبازار, پرداختن, تحقیقی, خویشی, برادری, گویا, مقبره, لطیفه, نمونه, ذوقم, سپاس, اشاره, واضح, بازنگاری, هراتی, يارتان, دراين, نبودم, معذور, دچار, بيماري, لاعلاجي, تماس, برنداشته, ايم, ببخشند, فيسبوك, سرزده, پيامي, دسته, عزيزان, نقد, نظر, دهي, گرداب, همين, مشكل, گرفتار, كمي, نگذشته, باره, مشكلات, ديگر, قرار, زندگي, كماكان, مسير, كتابي, چاپ, ديدم, درختان, تبعيدي, كاري, ضيا, قاسمي, مودب, شيك, خوبي, طبيعي, خبرهاي, زيادي, اتفاف, وصل, چهارشنبه, ﯾﺎدم, اﺻﻞ, ﻣﺎﺟﺮا, ﺑﮕﻮﯾﻢ, ﺷﯿﺸﺔ, ﺳﺎﻟﻨﺶ, ﯾﻌﻨﻲ, هاستﻛﻪ, ﻗﺪری, ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻧﻲ, اﻧﺪازة, راﺣﺘﻲ, آﻧﺠﺎ, ﺳﺮﮔﺸﺘﻪ, ﺧﯿﻠﻲ, ﺗﺮﺳﯿﺪه, ﺧﻮدﺷﺎن, دﯾﻮار, زدﻧﺪ, ﺳﻮﺧﺘﻪ, ﺷﻮد, روﺣﯿﺔ, آزادی, ﺧﻮاﻫﻲ, میل, بام, یکﮔﻨﺠﺸﻚ, ﺑﺨﺖ, ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ, قیافه, درخت, پنجره, لای, شاخ, برگ, کمین, داخل, ﻫﺮاﺳﺎن, ﻧﺰدﯾﻚ, ﺑﻜﺸﺪ, ﻣﻮﺟﻮدات, خیالی, ﻃﺒﯿﻌﺖ, آدﻣﻲ, ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ, ﺑﻨﺎ, رواﯾﺘﻲ, آﻧﻘﺪر, ﺧِﻨﮓ, ﻣﻲکنند, ﻣﺸﻬﺪ, زﯾﺎد, ﻫﯿﭻ, دﯾﮕﺮی, ﻧﺪﯾﺪه, ﻣﻘﺪس, ﻋﻠﺘﺶ, ﭼﯿﺴﺖ, ﺧﺪا, داﻧﺪ, ﺧﻮد, ﻣﺸﻬﺪی, ﻣﻲﮔﻮﯾﻨﺪ, اﻟﺒﺘﻪ, ﺧﻮاﻧﺪه, ﻣﯿﺎن, ﻓﺮق, ﻛﻮﭼﻜﺘﺮﻧﺪ, ﺧﺎﻟﻬﺎی, ﺳﯿﺎﻫﻲ, زﯾﺮ, ﻃﻮق, ﮔﺮدﻧﺸﺎن, خصوصیات, مشابهی, ﺻﻮرت, دﻣﺨﻮرﻧﺪ, ﻣﺒﺎﻻﺗﻲ, ﺧﺎﺻﻲ, ﺳﺎزﻧﺪ, اﻛﺜﺮاً, ﻣﻮﻓﻖ, ﺑﭽﻪ, ﻫﺎﯾﺸﺎن, ﺑﺰرگ, ﻣﻨﺎﺳﺐ, ﮔﺬارﻧﺪ, ﺧﺮاب, ﻣﺮﺣﻠﺔ, ﺳﺎزی, رﺳﻨﺪ, ﻧﺼﯿﺐ, وﻟﮕﺮد, ﻣﻮﺟﻮد, آزار, اﻧﺪﻛﻲ, ﻣﺰاح, آﺷﻨﺎﯾﻲ, ﺧﻠﻖ, ﺧﻮﯾﺸﺎن, دﺳﺘﻢ, ﭼﺮاﻏﻲ, ﻗﺪﯾﻤﻲ, اﯾﻨﻚ, هاﺳﺖ, ﻛﺎرﺑﺮدی, ﻧﺪارد, ﻣﺎل
Text of the page (random words):
آن همه شاعر و نویسنده شکل گرفته که دست جود این سلطان آن ها را در دربار غزنه گرد آورده بود نام سلطان محمود هم در تمثیلات عارفانی چون سنایی و مولانا راه یافته و هم در منقولات مردم کوچه وبازار پرداختن به هردو موضوع کار تحقیقی خوبی خواهد شد اما این روز ها سخن از غزنه است می گویند سلطان محمود را نیز خویشی یا برادری بوده به ظاهر دیوانه و بهلول نام گویا مقبره ای نیز در غزنی به نام ایشان وجود دارد از این بهلول قصه ها و لطیفه های شیرینی در میان مردم منتشر است که من به دو نمونه از آن ها البته بنا به روایت شفاهی دوست صاحب ذوقم جناب محمد ظاهر سپاس اشاره می کنم البته واضح است که بازنگاری من به شیرینی روایت شفاهی ایشان با لهجه هراتی نمی رسد خندة بهلول گفته اند که مدتي بود بهلول هیچ نمی خندید انگار دردي عظیم از درون او را مي گزيد و این باعث اندوه سلطان بود به مردم گفته بوده هرکه بهلول را بخنداند چندین سکّة زر جایزه دارد روزی بهلول به درِ قصابی ای مي ایستد و به لاشه های بز و گوسفند که از سقف قصابی آویزان بوده خیره خیره می نگرد به این طرف و آن طرف قصابی می رود و باز بر می گردد ناگهان قهقة بلند سر می دهد و شاد و خندان راه خود را در پیش می گیرد خبر به سلطان می برند که بهلول خندید سلطان او را طلب می کند و از سِرّ خنده اش می پرسد بهلول جواب می دهد که من همیشه گمان می كردم چون برادر تو هستم روز بازخواست حتماً به سبب کارهای بد تو عقاب خواهم شد و این باعث الم من بود اما امروز در قصابی دیدم که بز به پاچه خونه و گوسفند به پاچه خو یعنی دیدم که بُز با پای خو آویزان است و گوسفند با پای خود در یافتم که به بادافره هرکسی مسؤل اعمال خود خواهد بود و این باعث راحتی و خنده من شد بهلول و جماعت هندو در عصر سلطان محمود گويا جماعتي از هندوان ساكن شهر غزنی بود ه اند گروهي از كسبه در پيش سلطان سعایت ایشان می کنند كه كار و بار ما را گرفته اند و مشي مسلماني نمي كنند سلطان دستور می دهد که آن ها را به اجبار به وطنشان بازگردانند سخن به گوش بهلول مي رسد وقت نماز فرا مي رسد و بهلول به امامت جماعت قيام مي كند در حالي كه سلطان نیز به او اقتد كرده است شروع می کند به خواندن سوره فاتحه و می خواند الحمد الله رب المسلیمن سلطان بر می آشوبد که یعنی چه آیت را درست بخوان بهلول بار دیگر می خواند الحمد الله رب المسلیمن سلطان سر اسیمه می گوید تو را چه شده است خدای مسلیمن دیگر چه بدعتي است كه در دين نهاده اي او خدای جهانیان است بخوان الحمد الله رب العالمین بهلول روی برگردانده و مي گويد ای سلطان بزرگ اگر باور داري كه خداوند رب العالمین است و نه رب المسلمین پس چرا كار را بر هندوان اين بندگان خدا که مانند تو انسان است تنگ گرفته ای و به جرم مسلمان نبودن آن ها را از وطنت مي راني سلطان سِرّ مطلب را در یافت و آن دستور را لغو كرد نوشته شده در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 13 22 توسط ابوطالب مظفری مرگ نبود عاشقان را دوست و برادر ارجمندم جناب استاد حسين فخري سلام خواستم تسليتت را از متون اديان و گفتار بزرگان زباني درخور پيدا كنم اما حقيقتش را بهتر از اين آيه از قران كريم كه فرموده انا لله و انا اليه راجعون نيافتم بشري پيچيده در درد جاودانگي در اين آيه دلگرمي اميدواري و حسن عاقبتي را احساس مي كند كه به آن سخت نيازمند است مضمون اين آيه جان مرگ انديش آدمي را كه چون خوره در زواياي پنهان روحش لانه كرده و امن عيش او را زايل مي كند آرام مي كند و به او شجاعت و اميد مي بخشد اگر اين نباشد كدام زبان ادبيات و تفكري مي تواند به پدري چون شما كه جوان رشيد و هنرمندي بسان همايون را از دست داده ايد تسلي ببخشد نمي توان اندوه شما را دريافت اما با مدد خيال مي شود به جهانتان نزديك شد و خود را براي لحظه اي جاي شما گذاشت و دريافت كه چه لحظات دردناكي را تجربه مي كنيد شما كه لحظه لحظه خاطرات كودكي و جواني همايون در جان و روانتان شعله مي كشد از روزهايي كه در انتظار تولدش بودي شاهد بزرگ شدنش بودي و اميدهايي كه براي بالندگي و برازندگي اش داشتي اين چيزهايي است كه هر پدري تجربه كرده است اما چيزي كه ما نمي دانيم و شما دريافته ايد اين است كه به ناگاه تند بادي آمد و رسيده ترنجي را كه به خون جگر پرورده بوديد از پاي در آورد من در مراودة اندكي ك كه با آن عزيز داشتم دريافته بودم كه همايون با ادب عاشق و فرهيخته است و اين نشان از تربيت خوب شما داشت اين است كه به قول حضرت مولانا مرگ نبود عاشقان را تا غم ماتم خوریم از خداوند بزرگ براي شما و خانواده گرامي تان صبر و براي آن عزيز بهشت برين طلب دارم باشد كه آرزوهاي تحقق نيافته همايون در وجود فرزند ايشان تجلي يابد نوشته شده در شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 16 49 توسط ابوطالب مظفری عرض جوهر و نقش بوریا حضرت آیت الله سید علی جوهری روز جمعه ۱۱ ۱۲ ۱۳۹۱ بر اثر عارضه قلبی در سن ۸۳ سالگی از دنیا رفت و عصر روز شنبه در قبرستان بهشت رضا ی مشهد به خاک سپرده شد تعداد زیادی از شاگردان و دوستان به تشییع پیکرش آمده بودند حضرت استاد متولد ولایت غزنی بود و در حوزه علمیه نجف از محضر بزرگانی چون آیت الله حکیم آیت الله شیرازی آیت الله خویی آیت الله سید محمد باقر صدر بهره مند شده بود با خروج اجباری علما و شخصیت های غیرعراقی از کشور عراق ایشان ابتدا به مشهد آمد و سپس راهی کویته پاکستان شد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مشهد برگشت و در تا پایان عمر در این شهر ساکن بود استاد جوهری هرچند در فقه و اصول مقام ارجمندی داشت و تدریس می کرد اما ذوق و نبوغ ایشان بیشتر فلسفه خصوصا حکمت متعالیه بود به همین دلیل نیز لقب جوهری را برگزیده بود یا شاید هدیه ای بود که استادانش به او عطا کرده بودند اما هرچه بود او نیز بنا به نقل مشهوری از علامه مدرس افغانی که گفته بود در جهان من فیلسوف ثانیم عیب من این است من افغانیم افغانی بود و افغانی بودن در جهان امروز اکسيری است که مهندسی معکوس می کند خلاصه اینکه ایشان هیچگاه مطابق شأن علمیش شناخته نشد و قدر ندید به سختی زندگی کرد و با رنج گمنامی از دنیا رفت سنت نانویسایی در میان این نسل از عالمان ما بد ترین آفتی بوده و هست که تاوان جبران ناپذیری به جا گذاشته و متأسفانه حضرت استاد نیز از این سنت پیروی می کرد ایشان فیلسوف شفاهی بود مجرای انتقال علمش تنها دو چیز بود مواجه مستقیم با طلاب یعنی درس و مواجه مستقم با عامه مردم یعنی منبر خطابه و سوکمندانه ایشان به همان دلیل که گفته شد از این دو امکان بی بهره ماند جلسات درس ایشان در گوشه و کنار شبستانهای مسجد گوهر شاد یا اتاقهای مدارس كه معمولا از چهار پنج نفر طلبة فرا تر نمی رفت و منبرهای خطابه شان نیز به اجبار روضه های زنانه و یا محافل ترحیم بود که در آن می بایست در وصف مرحومین و ستایش بازماندگان آن ها داد سخن می داد فلسفه در مجموع در حوزه علمیه مشهد ارج و قدر چندانی نداشته و ندارد چه رسد آنگاه که از زبان عالم افغانی روايت شود اینگونه بود که یک عالم ذوق و اطلاعات فلسفی و حکمی و فقهی نا شناخته و منتشر ناشده یک عمر در میان عبای مندرس عالمی به نام جوهری این طرف و آن طرف رفت و سر آنجام خاک شد بنده چند باری به جنابشان پیشنهاد دادم که حداقل زندگیشان ضبط شود و پیاده گردد اما قبول نکردند و با شکتسه نفسی ذاتیش مضمون این بیت از بیدل را باز می گفت چنان به فقر ز دام تعلق آزادیم که عرض جوهر ما نقش بوریا نشود نوشته شده در دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19 29 توسط ابوطالب مظفری اشکال در کجاست خبری بود که در آن رئیس شورای علمای پاکستان حملة انتحاری در افغانستان را مجاز دانسته است تفکراتی از این دست برای من چندان بیگانه و جدید نیست با اندکی تغیر در عبارت و صراحت بسیار گفته و شنیده شده و باز گفته و شنیده خواهد شد ای بسا هریک از ما و شما نیز در مواردی مشابه احکامی از این دست را تصدیق و تشویق کرده باشیم زیرا مبانی اعتقادی و نشانه های رفتاری از این دست را در سیره و تفک ر رایج پیروان بسیاری از ادیان و مذاهب در گوشه و کنار جهان دیده و شنید ه ایم سخن من فعلا بر سر درستی و نادرستی این سخن نیست اما باید دید چه کاستی ای در آموزش تفکر دینی ما بوده و هست که مشأ صدور چنین فتواهایی از سوی عالمان دینی می شود عالماني که باید خود بیش از همه پروای توابع سخنش را داشته باشند و متوجه باشند که این سخنان چه مایه در توده های مردم دیندار تأثیر گذار است چه شده که عالمان دینی پاکستان هر روزه انتحارهای دهشتناک را در میان مردم کوچه و بازار كو يته و پيشاور می بینند و به جای آنکه با تبلیغ و افتاء به فکر تقبیح و انکار آن سبوعیت ها بر آیند می نشینند و این رسم جفا و خطا را در کشورهای دیگری مانند افغانستان ترویج و تبیلغ می کنند به بنیاد سیاسی این تفکر کاری ندارم فرض را نیز براین می گذارم که این عالم دینی از سر درد و درک دینی چنین حرفهای را می زند و عوامل و دلایل سیاسی و امنیتی هم پشت قضیه نیست سخن بر سر این است که آن درک و درد دینی ای که توجیه گر چنین قضایایی است از کجا آمده من حد اقل به این راضی نمی شوم که بگویم گویندة این سخن مربوط به مذهب و آیین من نیست و یا گروهی بد دین و بدکیش است که چنین می کنند و ربطی که به کل ساختار دینی ما ندارد اتفاقا جان سخن هم همین است که آن سیستم و ساختار لابد کدام عیب و نقصی دارد یا حد اقل در کدام موضعشس عیب و نقصی رخ داده است و آن عيب اينك خود را به نحوي در تولیداتش نشان می دهد بي شك این رفتار ها و تفکرات افراطی که آشکار ترین نمودش بی تفاوتی و بی توجهی به حقوق کرامت و شأن انسان است نمی تواند بی کدام عیب و نقصی از دل دینی بر آید که بزرگ ترین شعارش رحمان و رحیم بودن خداونداست نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19 36 توسط ابوطالب مظفری چند نکته چند نکته در حاشیه اجلاس کابینه وزیران برای جلوگیری از نفوذ واژگان بیگانه ۱ مسئله زبان در مجموع و نیز اشعار به فارسی و پشتو بودن آن در کشور ما به دوران مدرنیته بر می گردد و از جمله مواریثی است که جناب محمود طرزی به عنوان اولین روشنفکر تأثیر گذار از خود به یادگار گذاشته است ایشان وقتی نخستین جریده مهم و دوامدار یعنی سراج الاخبار را بنیاد نهاد به تبع برایش مسئله زبان به صورت جدی مطرح شد در این جریده بود که ایشان هم به ذات زبان توجه کرد و هم به هویت زبان و مسائل جانبی آن بنا براین مناقشه زبان در افغانستان یک مناقشه سنتی نیست از لوازم تجدد ناپخته در این کشور است و الا قبل از ایشان مستبد ترین شاهان و امرای پشتو زبان فارسی را زبان رسمی كشورشان می دانستند به فارسی شعر می سرودند د و مراسل و مکاتب دیوانیشان نیز به زبان فارسی بود البته جناب طرزی برای خودش دلایلی داشت او می خواست مطابق با مرزبندی های تازه هویت تازه ای نیز برای کشورش که اینک مدتی بود نام جدید افغانستان را یدک می کشید دست وپا کند از طرفی چون در خود و اطرافیان و قبیله اش آمادگی و ظرفیت حل و هضم و حفظ و حراست از میراث سترگ و ستبر فارسی را نمی دید با زیرکی در صدد پاک کردن صورت مسئله بر آمد و نخواست بر سر تصاحب و یا تقسیم این میراث بشکوه با همیسایگان قدرتمندش مقابله کند این بود که صلاح کار مملکت خویش را در آن دید که مطابق اسم و رسم جدیدش هویت تازه ای را نیز بنا نهد و در ترویج و تحکیم پایه های آن بکوشد این شد که زبان پشتو را به عنوان زبان هویت ساز خودش انتخاب کرد هرچند ایشان همچنان قائل بود که زبان فارسی زبان تمدن مشترک ما و همسایگان خواهد بود البته جا دارد گفته شود و اينك مجال نیست که استعمار انگليس همچنان که در هند و پاکستان درگیر مناقشه میان زبان فارسی و زبانهای اردو و انگلیسی بوده در افغانستان نیز این زخم نا سور دست پخت آن دولت فخیمه است ۲ بنابر این مسئله زبان از منشاء طرح خودش سیاسی بوده و اینک نیز بیش از آنکه ناشی از تنش های قومی و یا دغدغة فرهنگی باشد سیاسی است هر از گاهی مطرح می شود تا در سایة آن بسیاری از مسائل دیگر کتمان شود یکی از آفات سیاسی بودن این است که طرح مسئله از سوی هر کسی در هر مرتبه ای که باشد جایگاه خودش را پیدا نمی کند فی المثل خود من هیچگونه مشکلی با زبان پشتو ندارم تازه خیلی هم خوشحالم که در کشور ما این زبان وجود دارد و من به عنوان شاعر می توانم در داد ستد با شاعران پشتو زبان سهمی از دنیای فکری و ذوقی آن ها ببرم زیرا معقدم هر زبان یک نگرش تازه و متفاوت به جهان است انسان با نامگذاری اشیا نگرشش را به آن بیان می کند اما متأسفانه هروقت من یا امثال من به زبان می پردازیم فوری انداخته می شم در ظرف غلط و رایج عصبیت زبانی و سخنمان ناشنیده می ماند و یا غرض آلود تفسیر می شود ۳ در آغاز سال دو هزار و سیزده میلادی در تهران محفلی برپا بود این محفل را سازمان منطقه ای اکو به مناسبت انتخاب غزنه به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام گرفته بود و در آن وزیران فرهنگ دو کشور ایران و افغانستان سخنرانی داشتند من نیز توفیق حضور در این محفل را داشتم ساعتی در صندلیِ کناری داک تر مولایی نشستم و از فرمایشات وزیر فرهنگ و اطلاعات کشورم جناب داک تر رهین مستفیض شدم جناب رهین در این سخنرانی از گستردگی اقلیمی و دیرینگی تمدن پارسی سخن گفت و کلامش را با این نکته مستند کرد که روزگاری در دو سر از این تمدن بزرگ کلمة کافر به دو معنی متفاوت به کار می رفته یعنی فی المثل حضرت مولانا در دروازه روم از آن معنی ای را مراد می کرده و شاعری دیگر در دروازة چین معنی دیگری را البته بنده در آن محفل سر فراگوش جناب داک تر مولایی برده و تردید خودم را پچپچه ای کردم اما گذشته از صدق و کذب این مدعا آن ساعت ضمیر من و یحتمل تمامی مخاطبان از این سخنان مباهی و مبتهج بود یکی به این دلیل که ما وارثان چنین زبان بالا بلند و رواداری هستیم و دیگر اینکه وزیر فرهیخته ای داریم که به این نکته واقف است و آن گستردگی و تنوع سلایق را ارج می نهد اما این روز ها شنیده می شود که کابینه جلسه داشته و بنا بر آن جناب وزیر فرهنگ دستور داده که از کاربرد لهجه های بیگانه و یا واژگان بیگانه در زبان های رسمی جلوگیری شود ۴ نمی دانم شاید در عرف گرفتن چنین تصمیم ها کار متخصصان زبان و ادبیات در وزارت فرهنگ و اطلاعات باشد و نه کابینه مگر اینکه موضوع چنان مهم و به قول معروف امنیتی باشد که دولت و شورای وزیران را به تکاپو انداخته باشد و احتمالا در این مورد چنین بوده که که بعد از ده سال و آنهم در چنین روزهایی که موضوعات بسیار حیاتی ای دامنگیر این کشور است رئیس جمهور ما احساس نیاز کرده و دریافته که وضعیت زبان های ملی دستخوش چه مایه بداقبالی است و باید برای بهبودش فکری کرد این است که آدم هرچه بخواهد خوشبینی پیشه کند نمی تواند نسبت به اغراض این گونه فرمان ها مشکوک نباشد ۵ اما و هزار اما آنچه مهم است و خیلی هم مهم و احتمالا در جلسة کابینه نیز با شفافیت در موردش سخن گفته شده و تصمیم گرفته شده یکی این نکتة زبان شناسانه است که کیست بیگانه یعنی کلمات و لهجه های بیگانه کدامند کدام لغات است که بنیان ساختاری و زیبا شناسی زبان فارسی و پشتو را خراب می کنند و باید طرد شوند آیا مرز بیگانه و خودی در زبان همان مرزهای سیاسی و دیپلماتیک است یا نه فرهنگ و زبان از خود مرزهای دیگری دارند دوم اینکه لابد در این نشست تصمیماتی گرفته شده مبنی بر دایر کردن فرهنگستان حمایت و حفاظت از زبانهای ملی که در آن تعدادی زبان شناس و ادیب بنشینند و تدبیر کنند و راهکارهای حراست و تکامل این زبان ها را بسنجند اگر نه چه مرجعی باید تشخیص دهد که کدام واژگان بیگانه اند و کدام ها خودی و آیا یک ادیب یا سیاستمدار پشتو زبان این حق را دارد که برای زبان فارسی تصمیم بگیرد و بالعکس نوشته شده در شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 16 41 توسط ابوطالب مظفری کافر نکند آنچه تو کردی حذر از تو براي مردم خوب كويته و رنجهاي شان تابستان سال ۱۳۵۹ بعد از یک ماه آوارگی کوه و بیابان به آبادی ای رسیده بودیم که به آن می گفتند کویته این اولین شهر بیرون از وطن بود که این کودک روستایی از باغچار آمده می دید میوه های متنوع چراغهای رنگارنگ و موتر های کوچک و تیزرویی که مانند مورچه در کوچه پس کوچه های شهر در تردد بودند اولین چیزهایی بود که چشم این مسافر کوچک را به خودشان جلب می کرد خوشبختی کوچ ما این بود که از سالیان دور در این شهر فامیل داشتیم ماماخیلی ما از سالیان دور در این شهر زندگی می کردند صاحب خانه و کار بودند فرزندانشان در پلیس و دولت خدمت می کردند القصه پاکستانی بودند بر خلاف ما که افغانی بودیم و آواره مو تر لاری ما را در می دانی که بعد ها فهمیدیم مری آباد نام دارد ریخته بودند پایین هرکدام به وضعی که مسلمان نشنود کافر مبیناد من پیراهن تنبانی سیاه و بزرگی را که مال برادر کلانم بود پوشیده بودم یعنی گفته بودند که در راه همین خوب است چرکین نمی شود کویته که رسیدید اول بروید حمام بعد از میان بار و بنه لباسهای نوتان را در آورده بپوشید خوب نیست هرچه باشد آن ها سیال است اما نگو که مشقّات سفر تمام معادلات حضر را مختل کرده بود و موقع پیاده شدن بار جایی افتاده بود و صاحب بار جایی دیگر گذشته از آنکه خستگی گرسنگی و نا آشنایی نه فکر حمام رفتن را مانده بود و نه سودای سیالداری را همگی خرد و کلان زن و مرد با همان سر و وضع ریخته بودیم در حویلی دایی کلانم به نام شاه عوض آن بندگان خدا یک هفته مصروف رفت و روب گرد و غبار از سر و روی مسافران بودند و بعد تا مدت ها مرعوب رفع و رجوع کردن حیوانات ریز و موذی ای که ما از وطن سوغات آورده بودیم هرچه بود آنان قوم بودند عیب هایمان را با مدارا و مروت نهفتند و رنج هایمان را با مهربانی و عطوفت مداوا کردند ما سالی را در کویته ماندیم مامای کلان یکی از اتاقهای حویلی اش را در اختیار ما گذاشته بود من و برادر کلانم در قندهاری بازار ناصر تی کمپنی کار گیر آوردیم حاجی ناصر دو مغازه کنار هم داشت در یکی کلاه قره قل می ساخت و در دیگری چای می فروخت من در مغازه کلاه سازی شاگرد شدم و اخوی در چای فروشی حاجی ناصر هزاره بود مردی منضبط و منصف د...
|