Meta tags:
description= بـــــــــــــهار بــــــامـــــــداد;
Headings (most frequently used words):
مثلِ, اين, است, بـــــــــــــهار, بــــــامـــــــداد, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۸۸ (23), ۱۳۸۹ (18), است (16), اين (14), مثل (10), خانه (5), ۱۳۹۰ (4), نوشته (3), وبلاگ (3), همه (3), بـــــــــــــهار (3), ويران (3), مرگ (3), ايران (2), ۱۳۹۱ (2), نگاه (2), هرچه (2), گيرند (2), سايه (2), مثلِ (2), #بــــــامـــــــداد (2), blogfa, com, لذت, آزادي, فراز, قلل, زيباي, تات, پیوندها, های, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, ضمن, عرض, ادب, احترام, خوش, آمد, کسانی, انداختن, حتی, کــــوچــــیـــکــــــــــــــــــــــــ, شده, چهارشنبه, ساعت, توسط, احمد, شاملوی, بزرگ, حسرت, اشک, ريزد, هيکل, زيست, هست, رنج, ديروز, فرديي, آتش, روز, ظلمت, سرد, مستتر, اول, فردا, دَر, منتظر, ايوان, اشباح, عزا, بيوه, گان, لاجرم, تنگ, غروب, زير, سرتاق, چيز, بنهفته, مادر, بالين, قصه, گوش, گفته, خشت, نهاده, زانوي, غمي, ستون, کرده, پاي, دراز, اجاق, بيشي, کمي, دَم, گريز, نشاطي, پوشيده, اوست, بود, پيراهن, جنبد, ياءس, سکوني, جاست, خواند, سکوتي, مراست, کين, عناد, کلاغي, بخواند, بام, چراغي, بلرزاند, باد, تار,
Text of the page (random words):
بـــــــــــــهار بــــــامـــــــداد ۱۳۸۸ ۰۷ ۱ ۱۳۸۸ ۰۷ ۳۰ بـــــــــــــهار بــــــامـــــــداد مثلِ اين است مثلِ اين است مثل ِ اين است در اين خانه ي ِ تار هرچه با من سر ِ کين است و عناد از کلاغي که بخواند بر بام تا چراغي که بلرزاند باد مثل ِ اين است که مي جنبد ياءس بر سکوني که در اين ويران جاست مثل ِ اين است که مي خواند مرگ در سکوتي که به غم خانه مراست مثل ِ اين است در او با هر دَم به گريز است نشاطي از من مثل ِ اين است که پوشيده در اوست هر چه از بود ز غم پيراهن مثل ِ اين است که هر خشت در آن سر نهاده ست به زانوي ِ غمي هر ستون کرده از او پاي دراز به اجاق ِ غم ِ بيشي و کمي مثل ِ اين است همه چيز در او سايه در سايه ي ِ غم بنهفته ست همه شب مادر ِ غم بر بالين قصه ي ِ مرگ به گوش اش گفته ست مثل ِ اين است که در ايوان اش هر شب اشباح عزا مي گيرند بيوه گان لاجرم از تنگ ِ غروب زير ِ هر سرتاق جا مي گيرند مثل ِ اين است که در آتش ِ روز ظلمت ِ سرد ِ شب اش مستتر است مثل ِ اين است که از اول ِ شب غم ِ فردا پس ِ دَر منتظر است خانه ويران که در او حسرت ِ مرگ اشک مي ريزد بر هيکل ِ زيست خانه ويران که در او هرچه که هست رنج ِ ديروز و غم ِ فرديي ست احمد شاملوی بزرگ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸ ۰۷ ۲۹ ساعت ۲ ۴۵ ب ظ توسط بـــــــــــــهار ضمن عرض ادب و احترام خوش آمد می گم به همه کسانی که یه نگاه به وبلاگ من انداختن حتی یه نگاه کــــوچــــیـــکــــــــــــــــــــــــ خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین ۱۳۹۱ ۰۶ ۱ ۱۳۹۱ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۰ ۱۲ ۱ ۱۳۹۰ ۱۲ ۲۹ ۱۳۹۰ ۱۱ ۱ ۱۳۹۰ ۱۱ ۳۰ ۱۳۸۹ ۱۲ ۱ ۱۳۸۹ ۱۲ ۲۹ ۱۳۸۹ ۱۰ ۱ ۱۳۸۹ ۱۰ ۳۰ ۱۳۸۹ ۰۸ ۱ ۱۳۸۹ ۰۸ ۳۰ ۱۳۸۹ ۰۷ ۱ ۱۳۸۹ ۰۷ ۳۰ ۱۳۸۹ ۰۵ ۱ ۱۳۸۹ ۰۵ ۳۱ ۱۳۸۹ ۰۴ ۱ ۱۳۸۹ ۰۴ ۳۱ ۱۳۸۹ ۰۳ ۱ ۱۳۸۹ ۰۳ ۳۱ ۱۳۸۹ ۰۲ ۱ ۱۳۸۹ ۰۲ ۳۱ ۱۳۸۹ ۰۱ ۱ ۱۳۸۹ ۰۱ ۳۱ ۱۳۸۸ ۱۲ ۱ ۱۳۸۸ ۱۲ ۲۹ ۱۳۸۸ ۱۰ ۱ ۱۳۸۸ ۱۰ ۳۰ ۱۳۸۸ ۰۹ ۱ ۱۳۸۸ ۰۹ ۳۰ ۱۳۸۸ ۰۸ ۱ ۱۳۸۸ ۰۸ ۳۰ ۱۳۸۸ ۰۷ ۱ ۱۳۸۸ ۰۷ ۳۰ ۱۳۸۸ ۰۶ ۱ ۱۳۸۸ ۰۶ ۳۱ ۱۳۸۸ ۰۵ ۱ ۱۳۸۸ ۰۵ ۳۱ ۱۳۸۸ ۰۴ ۱ ۱۳۸۸ ۰۴ ۳۱ ۱۳۸۸ ۰۳ ۱ ۱۳۸۸ ۰۳ ۳۱ ۱۳۸۸ ۰۲ ۱ ۱۳۸۸ ۰۲ ۳۱ پیوندها تات ها و ايران لذت آزادي بر فراز قلل زيباي ايران blogfa com
|