Meta tags:
keywords= ر هــ گــ ذ ر,;
description= ر هــ گــ ذ ر - ;
Description= در سینه ام پژمرد،حس غریب درد/
من ماندم و غربت،ای آشنا برگرد ر هــ گــ ذ ر;
Keywords= ر هــ گــ ذ ر;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (22), است (17), شده (15), نمی (12), بود (11), آوردند (11), زینب (9), رهگذر (8), گریه (8), حسین (8), های (7), نوشته (7), توسط (7), نظرات (7), بردنت (7), زینبم (7), نیست (6), شود (6), شهید (5), اکبر (5), بدن (5), خودت (5), عصر (5), رباب (5), خدا (4), الله (4), جان (4), پدر (4), مثل (4), ماه (4), چهارشنبه (4), دست (4), مده (4), همه (3), دیگه (3), بلند (3), دارم (3), نشونه (3), حضرت (3), هیچ (3), خود (3), پیراهنی (3), 13ساعت (3), خنده (3), تکان (3), نشان (3), نیزه (3), شکسته (3), بازدید (2), امروز (2), design (2), برای (2), عشق (2), خوش (2), کبوتر (2), عزای (2), حسینی (2), xxx (2), شهر (2), خانه (2), سینه (2), درد (2), شنبه (2), صبح (2), صلوات (2), کربلا (2), پسر (2), شهیدش (2), دور (2), داد (2), پیر (2), رگهای (2), بریده (2), شدید (2), بالا (2), بده (2), بابا (2), صدا (2), نداشت (2), وقتی (2), بشم (2), صحبت (2), فقط (2), زبان (2), کرد (2), پسرش (2), شهدا (2), طرف (2), حال (2), سال (2), 1ساعت (2), دعا (2), آقا (2), خداجونی (2), آدم (2), ولی (2), وقت (2), کنم (2), اینه (2), حرف (2), دوست (2), چون (2), کنه (2), بهت (2), نزدیک (2), مهمونی (2), عجب (2), ماهی (2), ذکر (2), مرا (2), جایی (2), تمام (2), حاجت (2), اما (2), زهرا (2), پیکری (2), خوب (2), مادرت (2), آنروز (2), کوچه (2), رفتن (2), لحظه (2), نامه (2), سرو (2), فدای (2), کجایی (2), آمدم (2), امشب (2), مادر (2), سفر (2), هستی (2), روی (2), نشسته (2), جانم (2), رود (2), دیگر (2), زخم (2), گلو (2), کند (2), گهواره (2), امید (2), نیامده (2), دار (2), مزن (2), چنگ (2), رخت (2), نده (2), علی (2), نیمه (2), گذشته (2), کوفه (2), گوشه (2), بازار (2), آتش (2), شدم (2), گرفت (2), هــ (2), گــ (2), دیروز, بازدیدها, 49243, others, specific, night, skin, لیلی, مسأله, شرعی, مرجع, مذهبی, ایران, لـهــجــــــــــه, سکــــــــ, تـــــ, امام, مبین, بهترین, وبلاگ, سرگرمی, امدید, هیئت, کریم, طاها, مقاله, تربیتی, حرم, مهربانی, عکسدونی, یاامام, حسن, مجتبی, ادرکنی, برادران, هاشمی, عطر, یاس, بوی, سیب, نغمه, عاشقی, سایت, روستای, چشام, chesham, links, خرداد, اردیبهشت, فروردین, اسفند, بهمن, archive, ایمیل, لینک, روزانه, درباره, پیام, رسان, menu, پژمرد, غریب, ماندم, غربت, آشنا, برگرد, about, 24ساعت, شادی, روح, شهدامون, عند, ربهم, یرزقون, یعنی, همین, دستهای, گردن, حلقه, بله, جواب, پدرشو, ببوسه, صدای, اینجا, بچه, بخدا, صحنه, خوام, بریدتو, ببوسم, منم, میام, سرت, بهم, زینبشو, بدنی, خواهرش, اومد, شنیدم, نداری, فدات, کردیم, کار, بکنی, وارد, ترکی, شروع, کردن, آورده, بودن, ببینه, فیلم, شهیدی, توی, معراج, گردان, تفحص, فیلمی, برامون, گذاشتن, خاصی, داشت, مناطق, جنگی, بودم, رفتم, یکشنبه, سلامتیش, فرجش, شیطون, خبری, البته, غیر, خودمون, بیاید, کنیم, بیاد, الهی, ربی, غیرک, بدیم, باهام, کارو, نکنیااااا, میگن, اگه, بخای, کسی, بدجوری, عذابش, کنی, بدترینش, ذاری, باهات, بزنه, آروم, میشم, خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا, داااااااااااااااااررررررررررررررررمممممممممم, ماهو, همینجوری, مجبورم, دلم, تنگ, برات, انقدر, نبودم, دمت, گرم, بازم, گرفتی, خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا, آخه, جون, گرونیو, گرما, راضی, نبودیم, زحمت, بیفتی, مهمونیی, 25ساعت, التماس, بیشتر, کنید, العفو, گفتنم, رسد, شبهای, قدر, زیارت, عاشورا, خوندین, علیه, السلام, گره, گشاست, تجربه, زندگیم, داشتم, مناسبتی, روزای, آخر, غریبی, پیدا, دونم, شما, دارین, نماز, روزه, هاتون, قبول, باشه, مهمونیه, داره, تموم, طلب, کرببلا, تسکین, ربناهای, آمین, رمضان, داند, خودمونی, احمد, علوی, روزهایی, حتم, قنداق, سفید, ماهگی, میمانست, ندید, سالها, بعد, راه, رسیدی, ابری, باران, روضه, خواندی, گلی, سرخ, باغچه, چید, جانماز, متبرک, آیینه, قرآن, مجید, یادش, مانده, آسمان, هوای, پدید, گفت, دانست, قفل, باز, نشد, هرچه, کلید, جگر, تشنه, سوخته, مقصد, نرسید, جیب, آغشته, خون, گشتند, استخوانهای, عید, خبر, رشید, یاد, صاحب, عزا, بگریم, بمیرم, مشغله, هایی, یوسف, پایی, اموال, غارت, دله, دزدی, سرگرم, خدایی, ناله, زهراست, گوید, کنگره, عرش, صدایی, آغاز, زنجیر, همپای, یتیمان, رئوس, الشهدایی, همگام, قدمهای, آبله, مدینه, گمانم, نیایی, سجاد, ناقه, پشت, قافله, کرب, بلایی, بین, بقیع, خاک, هوایت, چشمش, اختر, گفتا, سراغ, گرفتم, اصغر, بهتر, گلوی, پائین, زیادت, سنگین, قنداقه, نگفته, خواب, رفته, تماشا, تازه, خریدی, شبه, مویت, سپید, گرچه, چشم, ترت, دیدی, هنوز, ندیده, ایم, راس, عزیزت, رها, ترسم, کمی, جابجا, سهمت, دوباره, انظار, حرمله, بیدار, ناخن, بسته, خیره, بخواب, پای, نداشتی, داغدار, اصرار, پهلو, کبود, کنان, تازیانه, خاطراتی, دیوار, فهمیده, شمر, غرورت, سمت, قتلگاه, علمدار, طلبکار, بودی, هاش, بدهکار, پیش, سرهای, قدسیان, زانوی, خراب, عشقم, سربارِ, مجالس, سالار, نعره, عربده, دلیل, شلوغی, هرکس, بیرق, علمش, نگاه, خشم, مختار, بکش, بزن, زنم, فداش, میثم, تمار, زخمهای, ابروی, نپرس, مجروح, داغ, دلبر, بیمار, شکر, خدای, عزوجل, مکتبی, دعای, خیر, زینبی, خاضعانه, گوش, فرمان, انگشت, دهان, حیران, ایوب, مقام, شاگرد, درس, صبر, دبستان, هرگز, نگو, چادرش, گرفته, شعله, خیمه, گلستان, اصلاً, عجیب, شکست, یزدیان, حجاب, سنگر, ایمان, زگرگها, مونس, کنعان, اگر, پابند, مذهبم, مدیون, فراوان, باور, نامحرمان, مجلس, اغیار, چکمه, اجبار, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
ر هــ گــ ذ ر سفارش تبلیغ صبا ویژن ر هــ گــ ذ ر یا زینب س خانه خراب عشقم و سربارِ زینبم در به در مجالس سالار زینبم این نعره ها و عربده ها بی دلیل نیست یک گوشه از شلوغی بازار زینبم هرکس به بیرق و علمش چپ نگاه کرد با خشم من طرف شده مختار زینبم آتش بکش به دار بزن جا نمی زنم جانم فداش میثم تمار زینبم از زخمهای گوشه ی ابروی من نپرس مجروح داغ دلبر و بیمار زینبم شکر خدای عزوجل مکتبی شدم من از دعای خیر علی زینبی شدم غم خاضعانه گوش به فرمان زینب است انگشت بر دهان شده حیران زینب است ایوب دل شکسته ی با آن همه مقام شاگرد درس صبر دبستان زینب است هرگز نگو که چادرش آتش گرفته است این شعله های خیمه گلستان زینب است اصلاً عجیب نیست شکست یزدیان وقتی حجاب سنگر ایمان زینب است او پس گرفت هستی خود را زگرگها پیراهنی که مونس کنعان زینب است امروز اگر حسینی و پابند مذهبم مدیون گریه های فراوان زینبم باور نمی کنم سر بازار بردنت نامحرمان به مجلس اغیار بردنت از سینه ی حسین تو را چکمه ای گرفت از کربلا به کوفه به اجبار بردنت پای سفر نداشتی ای داغدار درد با یک سر بریده به اصرار بردنت پهلو کبود گریه کنان تازیانه ها با خاطراتی از در و دیوار بردنت فهمیده بود شمر غرورت شکسته است از سمت قتلگاه علمدار بردنت تو از تمام کوفه طلبکار بودی و در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت در پیش گریه های تو این گریه ها کم است سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است نوشته شده در چهارشنبه 92 9 13ساعت 4 55 عصر توسط رهگذر نظرات بس کن رباب بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است کم خیره شو به نیزه علی را نشان نده گهواره نیست دست خودت را تکان نده با دست های بسته مزن چنگ بر رخت با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت بس کن رباب حرمله بیدار می شود سهمت دوباره خنده انظار می شود ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود از روی نیزه راس عزیزت رها شود یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده گرچه امید چشم ترت نا امید شد بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد پیراهنی که تازه خریدی نشان مده گهواره نیست دست خودت را تکان مده با خنده خواب رفته تماشا نمی کند مادر نگفته است و زبان وا نمی کند بس کن رباب زخم گلو را نشان مده قنداقه نیست دست خودت را تکان مده دیگر زیادت این غم سنگین نمی رود آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود این گریه ها برای تو اصغر نمی شود نوشته شده در چهارشنبه 92 9 13ساعت 4 47 عصر توسط رهگذر نظرات آقا جانم از ماه سراغ تو گرفتم که کجایی چشمش پر اختر شد و گفتا که سه جایی یا بین بقیع خاک نشسته به هوایت یا پشت سر قافله یا کرب و بلایی چون حضرت سجاد روی ناقه نشسته ست امشب به مدینه به گمانم که نیایی همگام قدمهای پر از آبله هستی همپای یتیمان و رئوس الشهدایی از لحظه آغاز سفر با غل و زنجیر از کنگره عرش بلند است صدایی این ناله زهراست که می گوید از آن شب مادر به فدای تو که سرگرم خدایی اموال تو غارت شده ی هر دله دزدی دور سر تو خنده هر بی سرو پایی بی حاجت خود آمدم ای یوسف زهرا من هیچ بمیرم که پر از مشغله هایی من آمدم امشب به عزای تو بگریم ای صاحب عزا جان به فدای تو کجایی نوشته شده در چهارشنبه 92 9 13ساعت 4 17 عصر توسط رهگذر نظرات به یاد شهدا خبر این بود که یک سرو رشید آوردند استخوانهای تو را در شب عید آوردند جیب پیراهنی آغشته به خون را گشتند نامه ای را که به مقصد نرسید آوردند نامه مثل جگر تشنه ی تو سوخته بود قفل آن باز نشد هرچه کلید آوردند مادرت گفت کبوتر شده ای می دانست آسمان را به هوای تو پدید آوردند لحظه ی رفتن تو خوب به یادش مانده آب و آیینه و قرآن مجید آوردند جانماز متبرک شده اش را آنروز با گلی سرخ که از باغچه چید آوردند وقت رفتن تو خودت روضه ی اکبر خواندی کوچه ابری شد و باران شدید آوردند سالها بعد تو از راه رسیدی اما خوب شد مادرت آنروز ندید آوردند پیکری را که به شش ماهگی ات میمانست پیکری را که به قنداق سفید آوردند حتم دارم که خود حضرت زهرا هم بود روزهایی که به این شهر شهید آوردند احمد علوی نوشته شده در شنبه 91 7 1ساعت 3 5 عصر توسط رهگذر نظرات یه حرف خودمونی رمضان ماه حسین است خدا می داند ربناهای مرا ذکر حسین آمین است حاجت هر که در این ماه بود حج اما دل ما را طلب کرببلا تسکین است نماز و روزه هاتون قبول باشه مهمونیه خدا هم داره تموم می شه این روزای آخر یه حس غریبی آدم پیدا می کنه نمی دونم شما هم این حس رو دارین یا نه تمام تجربه ای که تو زندگیم داشتم اینه که هر ماهی هر مناسبتی هر فقط حسین علیه السلام گره گشاست شبهای قدر زیارت عاشورا خوندین العفو گفتنم که به جایی نمی رسد ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید التماس دعا نوشته شده در چهارشنبه 91 5 25ساعت 1 11 عصر توسط رهگذر نظرات مهمونی عجب ماهی عجب مهمونیی آخه خدا جون تو این گرونیو تو این گرما و ما که راضی نبودیم به زحمت بیفتی ولی دمت گرم که بازم مهمونی گرفتی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم تنگ شده بود برات انقدر بهت نزدیک نبودم این ماهو دوست دارم چون همینجوری مجبورم می کنه بهت نزدیک بشم آروم میشم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوست داااااااااااااااااررررررررررررررررمممممممممم میگن خداجونی اگه بخای کسی رو بدجوری عذابش کنی بدترینش اینه که نمی ذاری باهات حرف بزنه خداجونی آدم بدیم ولی هیچ وقت باهام این کارو نکنیااااا دق می کنم الهی و ربی من لی غیرک تو این ماه از شیطون که خبری نیست البته به غیر از خودمون بیاید دعا کنیم آقا بیاد سلامتیش و فرجش صلوات نوشته شده در یکشنبه 91 5 1ساعت 10 32 صبح توسط رهگذر نظرات شهید تو مناطق جنگی بودم مثل هر سال که می رفتم یه حس و حال خاصی هر سال داشت از طرف گردان تفحص یه فیلمی رو برامون گذاشتن تو این فیلم بدن یه شهیدی توی معراج شهدا بود که این بدن سر نداشت پدر پیر این شهید رو آورده بودن تا بدن پسرش رو ببینه از در که وارد شد به زبان ترکی شروع کرد با پسرش صحبت کردن فقط گریه می کردیم هیچ کار دیگه ای نمی شد بکنی صحبت های پدر شهید این بود ـ بابا شنیدم سر در بدن نداری فدات بشم ـ حضرت زینب وقتی اومد بالا سر شهیدش صدا زد حسین جان یه نشونه ای از خودت بده ـ بابا جان حسین زینبشو صدا زد بدنی که سر نداشت یه نشونه ای به خواهرش داد ـ منم دارم میام بالا سرت یه نشونه ای بهم بده ـ می خوام مثل زینب رگهای بریدتو ببوسم اینجا دیگه گریه ی بچه ها شدید شده بود بخدا صحنه ای بود که خم شد این پدر پیر تا رگهای بریده رو ببوسه صدای الله اکبر بلند شد بله این پسر هم جواب پدرشو داد دستهای پسر شهیدش از بدن بی جان بلند شد و دور گردن پدر حلقه زد الله اکبر الله اکبر الله اکبر کربلا شده بود عند ربهم یرزقون یعنی همین دیگه شادی روح همه ی شهدامون صلوات نوشته شده در شنبه 91 4 24ساعت 11 56 صبح توسط رهگذر نظرات 1 2 about رهگذر در سینه ام پژمرد حس غریب درد من ماندم و غربت ای آشنا برگرد menu خانه پیام رسان درباره لینک های روزانه ایمیل archive بهمن 90 اسفند 90 فروردین 91 اردیبهشت 91 خرداد 91 links سایت روستای چشام chesham ir نغمه ی عاشقی شهر عشق بوی سیب عطر یاس برادران شهید هاشمی یاامام حسن مجتبی ع ادرکنی xxx عکسدونی xxx مهربانی عزای حسینی کبوتر حرم مقاله های تربیتی هیئت کریم آل طاها قم به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید امام مبین لـهــجــــــــــه سکــــــــ و تـــــ مرجع مذهبی ایران عشق به خدا مسأله شرعی برای لیلی design design by night skin specific others بازدید امروز 0 بازدید دیروز 1 کل بازدیدها 49243
|