Meta tags:
description= من آخرین ترانه ی بارانم، مرا بخوان!;
Headings (most frequently used words):
من, عشق, به, های, مرا, تو, می, از, زندگی, آخرین, ترانه, بارانم, بخوان, یاد, کودکی, شعر, خوشمل, اون, دوران, یادش, بخیر, چه, زود, گذشت, کریسمس, مبارک, يک, پنجره, عکس, نینی, ناز, اندیشم, این, وب, ميخواد, فـ, يـ, ـلـ, ـتـ, ـر, بشه, مسافر, واست, میمیرم, زیر, بارون, نفساتو, دوست, دارم, مينويسم, زخم, ای, قلب, بدون, دل, تنها, آدمک, آخردنياست, بگین, تموم, شدم, خسته, ام, ياد, خواهی, برد, دانم, رهایی, سوگند, تنهايی, هنوزم, میشه, عاشق, موند, جلسه, محاكمه, خاطـــره, ها, یعنی, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (38), شده (30), نوشته (29), ۱۳۸۹ (28), این (27), ساعت (25), توسط (25), baran (25), هفته (23), های (21), دارم (20), عاشق (16), همیشه (16), قلب (15), بهمن (15), همه (15), واسه (15), دنیا (13), مینویسم (13), خسته (12), زندگی (12), ۱۳۹۰ (12), روز (12), بود (12), نیست (12), تنها (11), مرا (10), اسفند (9), پنجره (9), یاد (9), ترانه (9), است (9), میمونم (9), مامان (9), خانه (8), باز (8), شنبه (8), بخنــــد (8), کردند (8), نمیدم (8), #میمیرم (8), دوست (7), مرگ (7), سوم (7), خود (7), بودن (7), باشم (7), رهایی (7), دلم (7), آسمان (6), باران (6), بارون (6), دوم (6), اوّل (6), اردیبهشت (6), ۱۳۹۱ (6), کنم (6), کنی (6), رفتن (6), یعنی (6), ولی (6), منو (6), سوگند (6), خواهی (6), برای (6), پسر (6), ميخوام (6), حتی (6), بمون (6), ـــــــــــــ (6), ـــ (6), ــــ (6), ـــــ (6), دریا (5), تنهایی (5), لحظه (5), آخر (5), باش (5), دست (5), بدون (5), شاید (5), ياد (5), برد (5), اين (5), بگين (5), آدمک (5), کرد (5), رفتند (5), مادر (5), تمساح (5), توی (5), خدای (5), عشقت (5), تــو (5), یادت (5), ــــــــــــــــ (5), ــــــــــــ (5), چشمان (4), هستم (4), چهارم (4), فروردین (4), نگاه (4), گریه (4), شود (4), اما (4), فقط (4), چرا (4), جلسه (4), حالا (4), پنجشنبه (4), میشه (4), اگه (4), همین (4), آخرین (4), هست (4), رفت (4), دانم (4), سرد (4), روزی (4), خوب (4), اغوش (4), اون (4), فکر (4), کنار (4), یکشنبه (4), پسرش (4), دوستت (4), میکنم (4), کوه (4), واست (4), ــــــــ (4), ــــــــــــــ (4), ـــــــــــــــــ (4), خاطرات (3), اگر (3), دختر (3), نویسم (3), مسافر (3), نوازش (3), بهانه (3), مهتاب (3), جمعه (3), دید (3), توان (3), شادی (3), غرور (3), شدن (3), نبودی (3), رفتی (3), خاطره (3), گفت (3), تورا (3), عقل (3), روی (3), دیدن (3), دلیل (3), وقتی (3), هنوزم (3), موند (3), سختی (3), قصه (3), تموم (3), احساس (3), تنهايی (3), بودنم (3), باور (3), دوشنبه (3), بیهوده (3), خنده (3), فاصله (3), قلبم (3), يادم (3), نخواهی (3), زنده (3), سرود (3), سخت (3), هامو (3), مثل (3), رسد (3), آرام (3), چهارشنبه (3), زیر (3), داد (3), کند (3), نشان (3), بهت (3), بگم (3), توست (3), برات (3), هایت (3), دوسـت (3), جدایی (3), جواب (3), میدم (3), بخواد (3), بمونیم (3), میره (3), اجازه (3), اندیشم (3), ــــــ (3), ـــــــــــــــــــــ (3), ـــــــــــ (3), ـــــــ (3), ـــــــــــــــ (3), ــــــــــــــــــ (3), دانه (3), کوچه (2), شهر (2), کوچولو (2), خاطر (2), بخیر (2), عاشقی (2), شعرهای (2), خودمونی (2), زمین (2), ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ (2), كلبه (2), اشك (2), صدا (2), شکسته (2), مهربانی (2), عاشقانه (2), آذر (2), تیر (2), شهریور (2), مرداد (2), ۱۳۹۲ (2), شوم (2), ابر (2), بارانی (2), وقت (2), اندوه (2), صبح (2), ساده (2), غیر (2), دوری (2), هیچ (2), نشسته (2), ثانيه (2), اعضا (2), آرزوی (2), هميشه (2), مگر (2), چشم (2), داشت (2), محاكمه (2), اشکاتو (2), میبوسم (2), میدونم (2), قسمتم (2), اینه (2), نبینم (2), چشمات (2), غصه (2), میشینه (2), مرز (2), اگرچه (2), دیگه (2), باشی (2), کار (2), تنم (2), انگار (2), چشمای (2), خستم (2), زیبا (2), راه (2), آغاز (2), دور (2), اندازه (2), باشد (2), قفس (2), خواهم (2), گرم (2), عشقم (2), تلخ (2), بیزارم (2), وفایی (2), گاهی (2), هوای (2), بذار (2), كسی (2), فراری (2), زير (2), بهش (2), شدم (2), تازه (2), فکـر (2), خدا (2), اجباری (2), بمیرم (2), آنکه (2), رها (2), خورد (2), سرشار (2), زخمها (2), سال (2), دریاچه (2), مادرش (2), سوی (2), دوید (2), سرش (2), دیگر (2), کودک (2), گرفت (2), قدرت (2), گذشت (2), سوراخ (2), بازوهایش (2), جای (2), زخم (2), داری (2), یادم (2), بمان (2), اینکه (2), درد (2), گریان (2), اشک (2), تنهایم (2), تویی (2), چیزی (2), زیـــر (2), بــارون (2), نفسـاتـــو (2), دوســـت (2), دوســت (2), تـو (2), تمــوم (2), بـا (2), میگیــره (2), هام (2), سحر (2), نمیشه (2), میگم (2), بدونی (2), باهاتم (2), خوندن (2), بهانست (2), عاشقانست (2), آرزومه (2), سردی (2), بشکن (2), سزای (2), عطر (2), منه (2), یکی (2), مونه (2), ذاره (2), آدم (2), باید (2), توام (2), افکار (2), ــــــــــــــــــــ (2), ــــــــــ (2), ـــــــــ (2), ـــــــــــــــــــ (2), ــــــــــــــــــــــــ (2), کوچک (2), برفی (2), کریسمس (2), برف (2), آید (2), زود (2), بارانم (2), بخوان (2), blogfa, com, باغصه, بیشمار, عابر, پاییزی, ღچشمـــ, خیــ, ــسღ, eternal, love13, love, سیگار, خاکستر, مهتابی, قشنگم, يعني, آقای, نویسنده, کجاست, سلطان, موزیک, گون, روم, کیمیا, دخترک, شاعر, صورتی, حضرت, فاطمه, زهرا, پسری, جنس, آسمون, مهربونی, داشتنت, ترین, شهاب, فراموش, نشدنـی, کافی, سایبری, مشرق, فریــاد, سکوت, یاور, مومن, ღღقطرات, بارانღღ, برگ, خشکیده, باد, نازنین, لبخندها, خودمونیه, حسرت, حرير, سبز, فرشته, anar, girls, بنده, هفتم, لبخند, قشنگتر, رویا, فریبکار, باقالی, غمکده, دوش, بخواي, انتظار, بهشت, پاییز, آفرودیت, آهنگ, غريب, جزیره, کلبه, مینا, 40090, مهندس, برق, خاله, rain, girl, نبش, ازباران, دلشکسته, have, fun, عشقولانه, راشين, انریکو, ردپا, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, نمي, نگويی, منتی, شيشه, کوبد, نيم, نگاهی, بيندازم, نگرانی, بگشايی, مطالب, قدیمی, زایش, آینده, خزانی, آزمود, خیال, غنچه, خوش, ریزش, گذشته, فهمید, چون, آبشاران, دلداده, آبادی, رسیدن, امان, وادی, دویدن, نرمی, لطافت, همچو, شمع, گرمی, چكیدن, بیداری, نبستم, شکستم, اسیر, آرزو, محالم, خیالم, خاطـــره, ميتوانم, قلبی, واقعی, كار, قبل, تكرار, ميكند, ناليد, وجود, ديگر, نخواهم, تكه, گوشتی, بيشتر, آزرده, هنوز, حمايت, ميكنی, ديدی, زارند, متحيرم, وجودی, نشانه, اعتراض, ترك, كردند, ماندند, اينچنين, مخالفيد, برگرداندند, شنيدن, صدايش, بودی, وشما, پاها, سويش, بوديد, چهره, زیبایش, داشتی, گوش, طرفداری, آهای, عفو, مخالف, بودند, شروع, كرد, تبعيد, دورترين, نقطه, مغز, يعنی, فراموشی, تقاضای, قاضی, محكوم, دمِ, خودت, پلکامو, میبندی, سرده, دستای, آتیشه, کنارت, اونقدر, آرومم, نمیترسم, خوندی, دمِِ, لمسم, دنیای, برگردم, کردم, باره, فرصت, نره, پايان, چشمانم, سويی, ندارد, نفسی, برايم, نمانده, بدنم, فكرم, شعرهايم, مسخره, ترسيده, ندارم, پيوسته, خيالم, سپرده, رويايی, نيست, ماندن, میگریم, وفقط, میگویم, میخندم, ثمر, میگذرد, آنچه, بگذشت, نمیاید, تشنه, زمزمه, نزدیكم, وبه, پایانی, كلامم, میگردد, جاپای, تاریك, شبها, باورش, دراین, اوج, پرواز, دستت, واژه, دانی, روزهای, بيزارم, خاطراتت, غمگينم, تيره, نور, پاشد, آشيانه, خويش, راند, قلبت, غمگين, خداحافظ, ديدگان, خوانم, میگیرم, بستن, نبودن, نداشتن, داشتنش, ارزه, داره, ميلرزه, هرزه, نفرين, خيس, سياه, بختم, باغ, درختم, دار, سختم, نفهمه, گريه, نبينه, آدما, عاشقا, گريزون, برهنه, خراب, درب, داغون, رسيد, رسيدم, شكستم, بريدم, نگرده, بباره, باروون, هواشو, كرده, بگین, نغمه, نخوان, خــدا, دنـــیاســت, راستی, چـه, بـه, یـادت, دادیـم, زدن, درجاست, فردا, شبت, فرداست, کـن, ارزشـمند, اسـت, زیباست, نشوی, سراب, خطی, شوخی, کاغذی, ماست, خــدایی, بزرگش, خوانـدی, تنهاست, دنیاست, جاست, بخنـــد, آخردنياست, گفته, قبر, پوچ, زندگي, خـواهــم, نباشــم, مــن, اجــبــاریـــم, امــــــا, چـــه, ســــود, کـــــه, نمـی, تـــوانـم, دوریــت, وخــودت, رافــراموش, لحضـــه, گـــریه, نکنم, دلــــم, میخـواهد, باشـم, بـــــــرای, نکشــم, فـرا, گیرد, دوســــت, طــاقت, فـرسایی, وجــــودم, مــی, نشینم, ســـرمای, وقتــی, درتنهـــایی, ویی, دوســـتت, باربگ, کنــــــی, فظی, خداحا, کـــــردی, آورم, ـرد, پرمیکند, وجــود, ـــام, سرمای, شیشه, میکـ, ارگرفته, بــ, یشه, برروی, سرانگشتان, تــب, مبنای, ویرانی, زخمی, رستم, شَغاد, بزمشان, قربانی, هرشب, دعوت, بزم, محکومِ, ایمانی, پاکت, تکفیر, سرگردانی, سایه, نوشتند, کنج, زندانی, اینها, خراشهای, مادرم, هستند, چند, پیش, تابستان, کوچکی, عجله, لباسهایش, آورد, کنان, داخل, شیرجه, نگاهش, کودکش, لذت, میبرد, ناگهان, تمساحی, شنا, وحشت, زده, سمت, فریادش, برگرداند, دیر, چرخش, پاهای, بکشد, رسید, اسکله, بازوی, کشید, آنقدر, زیاد, نمی, گذاشت, کام, کشاورزی, حال, عبور, حوالی, صدای, فریاد, شنید, طرف, آنها, چنگک, محکم, سریع, بیمارستان, رساندند, ماه, بهبودی, پیدا, پاهایش, آرواره, ناخنهای, مانده, خبرنگاری, مصاحبه, خواست, زخمهایش, دهد, شلوارش, ناراحتی, سپس, ابد, پاکي, چشمانت, قسم, محبت, يافتم, زبوني, عاشقتم, شناختم, مرده, شبو, نيمه, بشين, تنگ, دستامو, بگير, دستات, ميسوزم, آشتی, دلگير, موندن, پير, نياره, جدا, كجا, بگيره, گرمای, تابستون, گرما, جنگ, آفتاب, بگو, دوسم, سرما, بغلم, سرماي, زمستون, ببوس, خيلی, بین, مقدس, فهماند, زیرا, کدام, قبول, نظر, پنج, چیز, تنه, پایان, یسم, صدایی, بادم, وفایم, ترسم, ناتوان, میپرستم, تنهاترین, پروردگارم, دیوونه, عاش, قلم, روان, لرزان, ستانی, ینویسم, داشتن, تظار, نامرد, دنیایم, تقدیر, رحم, انتظارم, سرنوشت, بیمارم, خودم, مینوی, آری, تمام, بوسه, کشیدن, بردی, ناباوری, گذاشته, ارزوه, دستان, مهرت, جانم, عاشقم, کردی, اتش, شدی, همدم, مونس, درون, امدی, نورانی, قدومش, سیاهی, تروک, امد, بیما, مينويسم, نمــی, تــونـــم, بـی, تـــو, طـاقـــت, بـیـــارم, همـــه, خـوبـــی, هـاتـــو, بـاور, مـی, کـنـــم, تـا, ببیـنــی, کـــه, چـقــــدر, فقـــط, چشــاتــو, کـنــی, انتظـار, تلــخ, بمیـــرم, خاطراتـم, باشــه, کـه, دســت, گـرمـتــو, بگیــرم, لحظـه, ایــن, قـلـــب, یخــی, جــون, زندگیـــم, چــه, رویــایــی, میشـــه, عـطـــر, خـــوب, بـارون, نفساتو, پنجر, خونه, محتاج, ابری, آسمونش, ابرای, لبریزه, غمه, رفتنت, جون, نمیاد, وره, غریب, گوشه, پشت, نفر, نگو, قسمتی, زندگیه, سفر, دلتنگیه, عاقبت, جوری, شدنه, گناه, نبود, تقصیر, کاشکی, دیدی, پات, افتاده, برم, حرف, گفتی, خوام, روزا, مسافرم, اَا, سیاوش, خفه, میشی, خفت, مامااااان, سالم, باربی, آرایش, موهامو, زیتونی, ابروهامو, ميخواد, ـلـ, ـتـ, بشه, زمان, دیدار, قانعم, نگه, کوته, اندیشه, غرق, خودی, بخشم, جام, شکست, زمانی, نشدیم, عمیقت, تندی, طوفان, نگاهت, ادامه, عکسای, جیجر, دوس, داشتنی, عکسا, رمزو, بزنید, سلام, دوستان, عکس, نینی, ناز, ــــــــــت, کافيســــــ, براي, ــــــــــــرد, کــــــــــــــــــــ, مهمان, شمعدانی, هاي, غربت, خورشيد, ـــــــا, ـــــــــــــــــــــــــــــــ, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ, آنجـــــــــــــ, ــــــــــــد, ــــــــــــــــــــــ, کنــــــ, ــــــــــــم, کريــــــــــــ, ستاره, شبانه, بخشش, ــــی, تنهايــــــ, ـــــــــــگ, رنــــــــــــ, آبی, مکرر, وسعت, ــــد, زمين, انتهای, ــــــی, چاهـــــــ, حلقه, ــــــــــدن, شنيــــــــ, ديدن, آیند, پایین, بلورین, بیرون, جشن, گیرند, تزئین, درخت, کاج, خوشبخت, شادمانه, جمع, اند, آتش, بخاری, لبخندی, دارد, پوشیده, بلند, درختانی, بزرگ, جنگلی, مبارک, گردم, جار, هستی, برگردی, نوای, کودکانه, شنیدم, خیس, گشتی, دریدم, خورده, بودم, ریزان, غمگین, پای, بغض, سنگین, بام, سرایم, جور, نگویید, کودکی, شعر, خوشمل, دوران, یادش,
Text of the page (random words):
سته اشک ریزان عاشقی سر خورده بودم می دریدم قلب خود را دور می گشتی تو از من با دو چشم خیس و گریان می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه پر بهانه زود برگردی به خانه یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد این ترانه باز باران باز می گردم به خانه نوشته شده در سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 38 توسط baran کریسمس مبارک خانه ای کوچک و زیبا در جنگلی بزرگ با درختانی بلند و پوشیده از برف به غیر از آدم برفی که لبخندی بر لب دارد همه کنار آتش بخاری جمع اند و چه شادمانه و خوشبخت سال نو را با هم و در کنار درخت کاج تزئین شده جشن می گیرند و بیرون دانه های بلورین برف آرام آرام پایین می آیند در شب برفی کریسمس نوشته شده در جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱ ساعت 22 57 توسط baran يک پنجره يک پنجره برای ديدن يک پنجره برای شنيــــــــ ــــــــــدن يک پنجره که مثل حلقه ی چاهـــــــ ـــــــــــ ــــــی در انتهای خود به قلب زمين می رس ـــــــــــ ـــــــــــــ ـــــــــ ــــد و باز می شود به سوی وسعت اين مهربانی مکرر آبی رنــــــــــــ ـــــــــــگ يک پنجره که دست های کوچک تنهايــــــ ـــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ ــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کريــــــــــــ ــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ ــــــــــــم سرشار می کنــــــ ـــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ ــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ ـــــــا خورشيد را به غربت گل هاي شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ ــــــــــــرد يک پنجره براي من کافيســــــ ــ ـ ـ ـ ـــــــ ـ ـ ـ ـ ــــــــــــ ــــــــــــــــ ــــــــــــــ ــــــــــت ـــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ــــــــ ــــــــــــــــ ــــــــــــــ ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ ــــــــــــــ ـــــــــــــ ـــــــــ ـــــــــــــــ ــــــــــ ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ ــــــــــــ ـــــــــــــ ـــــــ ـــــــــــــ ــــــــــــ ــ ـــ ـــ ـ ـــــــ ــــــــــــــ ــــــــ ــــــــــــ ــــــــــ ـ ـ ــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ ــــــــــــــــ ــــــــ ــــــــ ــــــ نوشته شده در یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13 9 توسط baran عکس نینی های ناز سلام دوستان برای دیدن عکسا باید رمزو بزنید عکسای نی نی های جیجر و دوس داشتنی ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23 44 توسط baran به تو می اندیشم به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره ها که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم جام قلبم که به دست تو شکست من چرا باز تو را می بخشم به تو می اندیشم به تو که غرق در افکار خودی من در اندیشه افکار توام قانعم بر نگه کوته تو هر زمان در پی دیدار توام نوشته شده در جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21 54 توسط baran این وب ميخواد فـ ـ يـ ـ ـلـ ـ ـتـ ـ ـر بشه مامان اجازه هست ابروهامو بر دارم مامان نه مامان اجازه هست موهامو زیتونی کنم مامان نه مامان نه مامان نه مامان اجازه هست مثل باربی آرایش کنم مامان نه مامااااان یعنی چی من 18 سالم شده ها مامان اَا ه سیاوش خفه میشی یا خفت کنم نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 12 2 توسط baran مسافر گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود شاید گناه تو نبود شاید که تقصیر منه شاید که این عاقبت این جوری عاشق شدنه سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون بمون برای کوچه های که بی تو لبریزه غمه ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه بمون واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجر های که عاشق دیدن توست نوشته شده در سه شنبه ۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت 17 49 توسط baran واست میمیرم سردی نگاه و بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه میمیرم بی تو خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک میکنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه سردی نگاه و بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه میمیرم بی تو خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک میکنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم با تو میمونم واسه همیشه دوست دارم عشقم نوشته شده در پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 20 39 توسط baran زیر بارون نفساتو دوست دارم زیـــر بــارون نفسـاتـــو دوســـت دارم عـطـــر خـــوب تــو رو بـارون میگیــره بـا تــو زندگیـــم چــه رویــایــی میشـــه بـا تــو ایــن قـلـــب یخــی جــون میگیــره دوست دارم تمــوم لحظـه هامو با تـو باشم دوســت دارم کـه دســت گـرمـتــو بگیــرم دوسـت دارم تمــوم خاطراتـم با تــو باشــه دوسـت دارم تـو انتظـار تلــخ تــو بمیـــرم دوسـت دارم فقـــط چشــاتــو وا کـنــی تـا ببیـنــی کـــه چـقــــدر دوســت دارم همـــه خـوبـــی هـاتـــو بـاور مـی کـنـــم نمــی تــونـــم بـی تـــو طـاقـــت بـیـــارم زیـــر بــارون نفسـاتـــو دوســـت دارم نوشته شده در سه شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 44 توسط baran مينويسم از عشق مینویسم از عشق از چیزی که به قلب بیما رم امد خانه ی م تروک دلم خانه ی سیاهی ها را نورانی کرد با قدومش می نویسم از عشق از تو ای چیزی که به درون قلبم امدی شدی همدم و مونس دل تنهایم مینویسم از تو از تویی که عشقت اتش به جانم زد مینویسم از تویی که عاشقم کردی و با دستان پر مهرت مرا به شهر ارزوه ا بردی و اینکه در بهت و ناباوری تنهایم گذاشته ای مینویسم از اشک هایت از بوسه هایت از به اغوش کشیدن هایت آری با تمام قدرت مینویسم مینوی سم دوستت دارم مینویسم از خودم از قلب بیمارم و از چشمان گریان و دل نشسته به انتظارم مینویسم از سرنوشت و تقدیر بی رحم و نامرد این دنیایم می نویسم از درد دوری تو مینویسم از درد ان تظار تو مینویسم از دوست داشتن تو م ینویسم از عشق تو مینویسم با د ستانی لرزان با همین قلم روان مینویسم عاش قت هستم مینویسم دیوونه ی عشق تو هستم مینویسم پروردگارم من عشق مو میپرستم تنهاترین هم ش می ترسم ناتوان یا اینکه بمیرم فکر که بی وفایم باور کن تا توان دارم برات می نو یسم با من بمان که من بی تو صدایی خسته در بادم در این اندوه بی پایان بمان تنه ا تو در یادم نوشته شده در یکشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20 6 توسط baran عشق من زندگی از نظر من یعنی پنج چیز تو خدای تو من خدای من عشق من و تو کدام را قبول داری من كه همه را زیرا خدای من است که من را عاشق تو می کند خدای توست که به تو می فهماند من دوستت دارم و خدای من و تو ست که عشق بین من و تورا مقدس می کند خيلی دوستت دارم زير بارون تو منو ببوس ميخوام عاشق بارون باشم توی سرما بغلم كن ميخوام عاشق سرماي زمستون باشم توی گرما جنگ آفتاب بگو كه دوسم داری من ميخوام عاشق گرمای تابستون باشم هر كجا دلم بگيره من ميخوام ياد تو باشم خدا اون روز رو نياره كه يه روز از تو جدا شم چه خوب با تو هميشه موندن و پير شدن به هوای روز آشتی گاهی دلگير شدن دستامو بگير تو دستات وقتی از تب ميسوزم من ميخوام عاشق زندگی توی تب باشم شبو نيمه شب بشين تنگ دلم روز و دوست دارم و ميخوام مرده شب باشد با چه زبوني بهت بگم عاشقتم عشق را با تو شناختم و محبت را در چشمان تو يافتم به پاکي چشمانت قسم که تا ابد دوستت خواهم داشت نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 16 16 توسط baran زخم عشق چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود صدای فریاد مادر را شنید به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد پسر را سریع به بیمارستان رساندند دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت این زخمها را دوست دارم اینها خراشهای عشق مادرم هستند نوشته شده در یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 19 42 توسط baran ای قلب من ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند در سایه های شب تو را تنها نوشتند سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند احساس پاکت را همه تکفیر کردند محکومِ بی ایمانی ات کردند و رفتند هرشب تورا دعوت به بزم تازه کردند در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد مبنای این ویرانی ات کردند و رفتن نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12 26 توسط baran زندگی بدون تو سرانگشتان تــب دارم را برروی ش یشه ی بــ خ ارگرفته میکـ شم سرمای شیشه تم ـــام وجــود م را پرمیکند آن شب س ـرد را به یاد می آورم که تو مرا رها کـــــردی رفتی رفتی بی آنکه خداحا فظی کنــــــی بی آنکه برای آخرین باربگ ویی دوســـتت دارم وقتــی درتنهـــایی غم مــی نشینم ســـرمای طــاقت فـرسایی وجــــودم را فـرا می گیرد دوســــت دارم بمیرم تا این همه سختی نکشــم دلــــم میخـواهد آرام باشـم بـــــــرای لحضـــه ای گـــریه نکنم و دوریــت وخــودت رافــراموش کنم اما امــــــا چـــه ســــود کـــــه نمـی تـــوانـم می خـواهــم نباشــم مــن اجــبــاریـــم اجباری زندگي می کنم یک زندگی بدون تو پوچ و اجباری نوشته شده در شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 15 2 توسط baran دل تنها می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که بی من در کنار قبر من شعرهای گفته ام را مو به مو از بر کنی نوشته شده در دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0 4 توسط baran آدمک آخردنياست آدمک آخر دنیاست بخنــــد آدمک مرگ همین جاست بخنـــد آن خــدایی که بزرگش خوانـدی به خدا مثل تو تنهاست بخنــــد دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخنــــد آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخنــــد فکـر کـن فکـر تو ارزشـمند اسـت فکر کن گریه چه زیباست بخنــــد صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخنــــد راستی آن چـه بـه یـادت دادیـم پر زدن نیست که درجاست بخنــــد آدمک نغمه آغاز نخوان به خــدا آخر دنـــیاســت بخنــــد نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 18 50 توسط baran بگین تموم شدم من بگين بباره باروون دلم هواشو كرده بگين تموم شدم من بگين كه بر نگرده بهش بگين شكستم بهش بگين بريدم نه اون به من رسيد و نه من به اون رسيدم برهنه زير بارون خراب و درب و داغون از آدما فراری از عاشقا گريزون بذار كسی نبينه غرور گريه هامو بذار كسی نفهمه غم تو خنده هامو يه دار سخت سختم يه باغ بی درختم نفرين خيس بارون سياه روز بختم تنم داره ميلرزه تو اين هوای هرزه گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه نوشته شده در سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 15 16 توسط baran خسته ام خسته ام از این زنده بودن های بیهوده خسته از اغوش سرد از بی وفایی من از این زندگی ها سخت بیزارم خسته ام خسته از دل بستن و عاشق نبودن من مرگ را در اغوش میگیرم خسته ام خسته ام از این زنده بودن های بیهوده خسته از اغوش سرد از بی وفایی من از این زندگی ها سخت بیزارم نوشته شده در دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 16 5 توسط baran مرا از ياد خواهی برد می دانم مرا از ياد خواهی برد می دانم و من از ديدگان سرد تو يك روز می خوانم سرود تلخ و غمگين خداحافظ مرا از ياد خواهی برد و از يادم نخواهی رفت من اين را خوب می دانم كه روزی هم مرا از خويش خواهی راند و قلبت را كه روز ی آشيانه گرم عشقم بود خواهی برد تو از يادم نخواهی رفت و چشمان تو هر شب آسمان تيره ی احساس من را نور می پاشد و من با خاطراتت زنده خواهم بود چه غمگينم از اين رفتن و از اين روزهای سرد تنهايی چه بيزارم مرا از ياد خواهی برد می دانم و مي دانی كه از يادم نخواهی رفت نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 23 43 توسط baran به رهایی سوگند به رهایی سوگند واژه ای در قفس است به رهایی سوگند قلب من در دستت یاد تو در قلبم اوج پرواز رهایی است ولی باورش در من نیست كه دراین فاصله ها یاد مهتاب به اندازه شبها غم به اندازه شادی باشد به رهایی سوگند من كلامم پی تو میگردد پی جاپای تو در كلبه ی تاریك دلم من به آغاز زمین نزدیكم وبه پایانی دور تشنه زمزمه ام لحظه ها میگذرد آنچه بگذشت نمیاید باز به رهایی سوگند كه اگر میخندم خنده ام بی ثمر است و اگر میگریم گریه ام بیهوده است وفقط میگویم به رهایی سوگند نوشته شده در دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 23 36 توسط baran تنهايی خسته از ماندن در رويايی كه نيست دل سپرده به شب پيوسته در خيالم من خسته ام بودنم رو بی تو باور ندارم ترسيده ام شعرهايم مسخره است همه فكرم تنهايی و رفتن بدنم بی حس است نفسی برايم نمانده چشمانم سويی ندارد پايان راه مرگ است مرگ نوشته شده در شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0 34 توسط baran هنوزم میشه عاشق موند منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم هنوزم میشه عاشق موند تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دمِِ آخر تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمیترسم تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه هنوزم میشه عاشق موند تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دمِ آخر تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه نوشته شده در پنجشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 17 42 توسط baran جلسه محاكمه عشق جلسه محاكمه عشق بود و عقل قاضی و عشق محكوم به دلیل تبعيد به دورترين نقطه مغز يعنی فراموشی قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداری از عشق آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی وشما پاها كه هميشه رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت ديدی قلب همه از عشق بی زارند ولی متحيرم با وجودی كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكنی قلب ناليد و گفت من با وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلبی واقعی باشم نوشته شده در سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 22 19 توسط baran خاطـــره ها رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم بی تو من اسیر دست آرزو های محالم یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم غیر تو که دوری از من دل به هیچ کس نبستم هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش نوشته شده در شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 12 59 توسط baran زندگی یعنی زندگی یعنی چكیدن همچو شمع از گرمی عشق زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشك شادی گذشته را دید می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود زایش آینده را در هر خزانی دید و آزمود نوشته شده در جمعه ۱ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 23 2 توسط baran مطالب قدیمی تر باران نمي شوم که نگويی با چه منتی خود را بر شيشه می کوبد تا پنجره را ...
|