Meta tags:
description= باران;
Headings (most frequently used words):
باران, پادشاه, فصلها, پاييز, با, توام, همه, دنيا, رو, روزگاری, دوستی, میگفت, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
باران (16), ۱۳۹۱ (16), نوشته (12), ۱۳۹۰ (10), شده (10), ساعت (10), توسط (10), خرداد (6), بیست (6), مرداد (5), است (5), مهر (4), شنبه (4), نيست (4), باغ (4), شهریور (3), چهارشنبه (3), چهارم (3), پنجم (3), برگي (3), نمي (3), های (2), پست (2), نوشتن (2), اين (2), پنجشنبه (2), بــارانـــ (2), چــه (2), #پادشاه (2), پاييز (2), گويد (2), خواهد (2), باد (2), جامه (2), blogfa, com, شعر, پیوندها, ۱۳۷۸, تیر, آبان, آذر, بهمن, اسفند, فروردین, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, خانه, قصد, آرامش, چند, گونه, تازه, شروع, طوفان, طوفاني, برمي, خيزد, وتو, اوج, روح, بلندهستي, برد, انجايي, تنها, خود, بيني, وخداي, خودرا, مطالب, قدیمی, دوست, زلال, کوچه, باشد, فقط, دنیا, نباشد, روزگاری, دوستی, میگفت, هفتم, کمـــــــــی, منــــ, همنــــوا, شـــــو, اگــر, مجالــی, بـــــرای, همنــــوایـــی, بــــود, کمــــی, زیــــر, بـــاران, دیـــدگانمـــ, خیســـ, شــو, ســـری, بـــه, کلبـــه, بــارانیمــــ, بـــزن, چترتـــ, ببنــــــــد, وقتــــ, بیایـــــد, دوستــــ, داشتنــیستــ, بــاش, کســی, عـــادتــ, نمـــی, کنــــد, اينجا, كسي, غريبه, اعتماد, دقايق, حضور, طلبند, نبض, تپد, روشني, چشمان, سلام, گرم, یازدهم, همه, دنيا, ازخدايم, طلبت, داشته, مناجات, سحر, هماني, قبيله, قبله, سوگند, دوشنبه, ششم, برای, مَن, خواهی, بود, میکُنم, صَرف, هَر, لَحظه, اِستِمراری, دَر, باشی, نَباشی, گُذر, تَمامِ, رابِبَر, فِعل, ماضیَم, آهای, هَمیشگی, تَرینَم, توام, هشتم, كنار, خودت, خاطره, هايت, یادم, رفت, بپرسم, قول, بده, همیشه, کنارم, بمانی, زمان, گفتی, تقصیر, مهدي, اخوان, ثالث, فصل, جاودان, اسبِ, يال, افشانِ, زردش, چمد, خنده, خوني, اشك, آميز, داستان, ازميوه, هاي, گردون, سايِ, اينك, خفته, درتابوت, خاك, زيبا, رويش, برگِ, لبخندي, رويد, چشمش, پرتوِ, گرمي, تابد, چشم, راه, بهاري, نوميدان, باغبان, رهگذاري, برويد, نرويد, بافته, شعله, تار, پودش, اينش, بايد, شولاي, عرياني, ساز, سرودش, سكوت, پاك, غمناكش, روز, تنهاست, ابر, پوستين, سرد, نمناكش, آسمانش, گرفته, تنگ, آغوش, فصلها,
Text of the page (random words):
باران باران پادشاه فصلها پاييز آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستين سرد نمناكش باغ بي برگي روز و شب تنهاست با سكوت پاك غمناكش ساز او باران سرودش باد جامه اش شولاي عرياني ست ور جز اينش جامه اي بايد بافته بس شعله ي زر تار پودش باد گو برويد يا نرويد هر چه در هر جا كه خواهد يا نمي خواهد باغبان و رهگذاري نيست باغ نوميدان چشم در راه بهاري نيست گر ز چشمش پرتوِ گرمي نمي تابد ور به رويش برگِ لبخندي نمي رويد باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست داستان ازميوه هاي سر به گردون سايِ اينك خفته درتابوت پست خاك مي گويد باغ بي برگي خنده اش خوني است اشك آميز در آن جاودان بر اسبِ يال افشانِ زردش مي چمد پادشاه فصل ها پاييز مهدي اخوان ثالث نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 13 4 توسط باران تقصیر از من است آن زمان که گفتی قول بده همیشه کنارم بمانی یادم رفت بپرسم كنار خودت يا خاطره هايت نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 19 14 توسط باران با توام آهای هَمیشگی تَرینَم تَمامِ فِعل های ماضیَم رابِبَر چــه دَر گُذر باشی چــه نَباشی برای مَن اِستِمراری خواهی بود من هَر لَحظه تو را صَرف میکُنم نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12 19 توسط باران به قبيله ي بي قبله ام سوگند تو هماني كه من در مناجات سحر ازخدايم طلبت داشته ام نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 32 توسط باران همه ي دنيا رو نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 10 توسط باران از سلام گرم تو تا روشني چشمان من يك نبض مي تپد اين دقايق حضور تو را مي طلبند اعتماد كن اينجا كسي غريبه نيست نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 10 24 توسط باران بــارانـــ بــاش کســی به بــارانـــ عـــادتــ نمـــی کنــــد هر وقتــــ بیایـــــد دوستــــ داشتنــیستــ چترتـــ را ببنــــــــد ســـری بـــه کلبـــه ی بــارانیمــــ بـــزن کمــــی زیــــر بـــاران دیـــدگانمـــ خیســـ شــو و اگــر مجالــی بـــــرای همنــــوایـــی بــــود کمـــــــــی با منــــ همنــــوا شـــــو نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18 15 توسط باران نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12 4 توسط باران نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12 2 توسط باران روزگاری دوستی میگفت دنیا نباشد فقط کوچه ای باشد و باران و دوست که زلال تر از باران است نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11 54 توسط باران مطالب قدیمی تر قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است طوفاني كه از دل برمي خيزد وتو را تا اوج روح بلندهستي مي برد انجايي كه تنها خود را مي بيني وخداي خودرا خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ دی ۱۳۷۸ پیوندها شعر باران blogfa com
|