Meta tags:
description= سوالهای بی جواب حرف ناحساب;
Headings (most frequently used words):
است, سوالهای, بی, جواب, حرف, ناحساب, قرار, نبوده, اینجور, باشیم, بیاندیش, نخند, لازم, داستانی, زیبا, ایمیلی, از, طرف, خدا, کاش, این, متن, را, تا, انتها, بخوانید, ایکاش, که, عبرت, بگیریم, واکنش, قورباغه, ای, روزمره, گی, عین, مردن, من, رفتنی, ام, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
اما (41), است (35), این (33), های (29), برای (27), شده (18), ۱۳۹۰ (16), روز (16), زندگی (15), بيشتر (15), همه (14), ساعت (13), نوشته (12), گفتم (12), قرار (12), کند (12), روی (12), چند (11), خواب (11), فکر (11), لازم (11), نبوده (11), ۱۳۹۱ (10), توسط (10), فرايوم (10), کار (10), نمی (10), کنیم (10), کنند (10), داريم (10), گفت (9), خوب (9), وقت (9), باز (9), دوست (9), شود (9), #قورباغه (9), خود (9), طرف (9), کمتر (9), کنم (8), اتفاق (8), خدا (8), دست (8), داشته (8), اگر (8), آیا (8), میمون (8), کنيم (8), خيلی (8), کنی (8), مرد (8), گاهی (8), دارم (7), مثل (7), توی (7), کرده (7), باشد (7), خیلی (7), کردن (7), پشت (7), نخند (7), ۱۳۸۸ (6), نگاه (6), شدم (6), صبح (6), وقتی (6), خودش (6), هیچ (6), مان (6), بعد (6), دارند (6), نارگیل (6), فقط (6), خانواده (6), آنها (6), ايم (6), شاید (6), باشی (6), ببینی (6), حرف (5), خانه (5), خيلي (5), کرد (5), اين (5), کنيد (5), دادن (5), دیگران (5), بلند (5), اید (5), همین (5), امروز (5), دهد (5), باشیم (5), ظرف (5), بیرون (5), نیست (5), اند (5), جیغ (5), دور (5), داری (5), بدهی (5), اروپایی (5), گیرد (5), مصنوعی (5), خنده (4), ماه (4), پنجشنبه (4), بود (4), فهميدم (4), رفتی (4), خارج (4), نظر (4), منتظر (4), کردم (4), حال (4), منو (4), ميکردم (4), بدون (4), کمک (4), شدن (4), حتی (4), راه (4), برو (4), بار (4), بخور (4), تلفن (4), خسته (4), شدی (4), لذت (4), مردی (4), زنده (4), قدر (4), فردا (4), انجام (4), دارد (4), هستم (4), داستان (4), آماده (4), زمین (4), گیر (4), ویغ (4), حالی (4), شما (4), آنکه (4), زمان (4), بيشتری (4), چیز (4), همۀ (4), غذایش (4), جوان (4), چشم (3), اگه (3), نيست (3), آدم (3), حالا (3), بيرون (3), خوردن (3), اينکه (3), مردم (3), چون (3), بودم (3), دعا (3), خاطر (3), چقدر (3), همين (3), زود (3), بیدار (3), زیر (3), بکش (3), آواز (3), لحظه (3), بده (3), بغل (3), لبخند (3), سلام (3), بالا (3), ذره (3), مردن (3), عین (3), شوید (3), کیلو (3), چاق (3), نشان (3), شوند (3), افتد (3), سپس (3), باید (3), دقیقه (3), گوید (3), یکشنبه (3), سوراخ (3), دهند (3), سنگریزه (3), خودشان (3), آسمان (3), زنند (3), کافی (3), برویم (3), دغدغه (3), خاص (3), غذای (3), برمی (3), صحبت (3), بزنی (3), متوجه (3), مشغول (3), شوی (3), صندلی (3), دوستت (3), کردی (3), هنوز (3), تلویزیون (3), زیادی (3), ندارد (3), دیگری (3), وجود (3), دختر (3), میز (3), سیاه (3), پای (3), بیایی (3), کشند (3), نان (3), زند (3), بودن (3), شویم (3), پشتی (2), باران (2), خالی (2), the (2), عوض (2), ۱۳۸۹ (2), پست (2), فرق (2), ميکنه (2), سوال (2), رفتني (2), ميميرم (2), دکتر (2), ديگه (2), گفتن (2), کاري (2), نميشه (2), تعجب (2), چيه (2), خونه (2), موندن (2), غصه (2), خودم (2), مرگ (2), خلاصه (2), داشتم (2), انگار (2), مهربون (2), خوش (2), کلاه (2), درد (2), بين (2), شاد (2), کتاب (2), آيا (2), نظرم (2), رفتن (2), آرام (2), تشکر (2), داشت (2), مگه (2), داره (2), بازی (2), اشکالی (2), بخر (2), بگو (2), رنگی (2), بپوش (2), بزن (2), بگیر (2), قشنگ (2), دریا (2), هفت (2), آرزو (2), ستاره (2), چای (2), سوار (2), جمعه (2), قبل (2), روزت (2), خودت (2), گوش (2), آخر (2), روزمره (2), تدریج (2), کسانی (2), اضافه (2), طلاق (2), چرا (2), افتاد (2), دیگر (2), افزوده (2), عادت (2), کنید (2), سال (2), گذشته (2), پاسخ (2), کارهای (2), نسبت (2), نتیجه (2), اخلاقی (2), بردارید (2), وداخل (2), بیندازید (2), فورا (2), یکی (2), شکار (2), کوچک (2), حدی (2), طناب (2), کمی (2), زده (2), درخت (2), بزند (2), کنجکاوی (2), دیوانه (2), شان (2), چیست (2), آیند (2), مشتشان (2), حاضر (2), چیزی (2), تقلا (2), آید (2), راحتی (2), جمع (2), تعداد (2), مورد (2), افتاده (2), افتند (2), صدای (2), دستمان (2), دانیم (2), خودمان (2), چیزها (2), بکنیم (2), بری (2), بگیریم (2), اسفند (2), هيچ (2), تواند (2), بياييد (2), دانش (2), باشيد (2), داريد (2), استفاده (2), مبادا (2), يکی (2), روزها (2), بنويسيم (2), پايين (2), کمتری (2), اکنون (2), آموخته (2), ياد (2), سالهای (2), عمر (2), کوتاه (2), رفته (2), سوی (2), فضا (2), برنامه (2), زياد (2), برابر (2), بپرسی (2), خوبی (2), دویدی (2), بودی (2), مدت (2), کاری (2), نداشتی (2), خیال (2), خواهی (2), تمام (2), خجالت (2), نکردی (2), کارها (2), جلوی (2), رختخواب (2), احتمالا (2), خواهد (2), آنقدر (2), منتظرت (2), عشق (2), زیبا (2), تقدیم (2), ترس (2), رفتار (2), احساس (2), اروپا (2), هستیم (2), بیاورد (2), پوست (2), دیدن (2), آفریقایی (2), پول (2), دوستانه (2), نهایت (2), خورد (2), بخشی (2), میوه (2), طبیعت (2), آهن (2), پاره (2), انسان (2), ارزشش (2), تیر (2), هرگز (2), آدمهایی (2), راننده (2), رود (2), جای (2), آدامس (2), دستی (2), نیستیم (2), بشود (2), طبقه (2), نشده (2), نور (2), زرد (2), خیره (2), اینطور (2), قرارنبوده (2), سوالهای (2), جواب (2), blogfa, com, پرنیان, مسافر, کاغذ, باطله, کوله, پریا, مونس, شبهای, تار, دلتنگی, نـــــفــــــــــــــــس, بهترین, دانلود, بازار, نیمکت, land, dreams, ققنوس, حالم, میشه, دختری, باد, دوشیزه, نفرینـ, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, مطالب, قدیمی, اومد, پيشم, حالش, عجيب, بقيه, حاج, آقا, جوابش, برام, مهمه, جوابشو, بدونم, خوشحال, ميشم, بتونم, کمکتون, يعني, کشور, دارن, کريمه, انشاله, بهت, سلامتي, ميده, بميرم, یعنی, کريم, فهميده, ايه, ماليد, سرش, راست, ميگي, سوالت, وقتي, ناراحت, نميومدم, کارم, اتاق, باشم, زدم, شروع, برم, کسي, نداشت, رفتاراي, غلط, اذيتم, نميکرد, ميگفتم, بذار, دلشون, باشه, گذاشتن, آخه, اونا, موندنی, سرتونو, نيارم, حرص, نداشتم, بهشون, ظلم, نميکردم, دوستشون, ماشين, عروس, ميديم, ميشدم, گدا, ميديدم, ميخوردم, حساب, پير, مردا, جوونا, آرزوي, خوشبختي, الغرض, ماجرا, خوبي, سوالم, اينه, قبول, بله, اونجور, میدونم, ميرسه, آدما, شدنشون, واسه, عزيزه, حافظي, ميرفت, راستي, نگفتي, داري, معلوم, هزار, چرتکه, انداختم, ديدم, منم, تقريبا, قدرا, بيماريت, بيمار, نيستم, مردنيم, رفتم, ميتونيد, نميرم, گفتند, حاجي, مارفتني, هستيم, وقتش, فرقي, خنديد, رفت, برد, رفتنی, چهارشنبه, دیر, خوابیدی, بارون, نترس, خیس, نقاشی, حموم, بخون, مناسبت, کادو, ویترین, دستش, فشار, لباس, نبات, چوبی, لیس, نوزاد, فامیل, عکسات, بستنی, قیفی, جمله, کوچیکتر, بردار, قدیمیت, زنگ, شنا, سنگ, بنداز, آسمون, جوراب, ببین, شعر, خاطرات, بنویس, بلندی, وسطی, قاصدک, فوتشون, دیدی, بپر, حتما, لیوان, باغ, وحش, شهربازی, چرخ, فلک, کوه, جاش, دیگه, ادامه, نون, خامه, کارای, مرور, نزن, نفس, عمیق, دردو, دقت, تاکسی, وایستی, باش, هات, غافل, نشو, همشون, بگذار, اینکه, ببالد, وببینید, بیست, نگران, البته, سراسیمه, بیمارستان, زنید, الو, اورژانس, بدهد, آینده, بازهم, عکس, العمل, دهید, خیالی, کنارش, گذرید, ورشکسته, وزن, آورند, میگیرند, ترم, مشروط, حوادث, دفعتا, وسر, انفجار, پرسیم, ماهیت, انبار, شوندگی, اتفاقی, قطره, صخره, سنگی, فرساید, اصل, هشدار, مراقب, شرایطی, باشید, پرسش, مطرح, کجا, روم, سالمتر, مناسبتر, شادتر, واگر, منفی, درنگ, تجدید, ماهم, توانیم, داستانمان, ابلهی, وبه, گرمای, تدریجی, بدهیم, وناگهان, ببینیم, جریانات, آگاه, وبیدار, تیزهوش, وشاد, جوش, پرد, درواقع, رسد, لذتی, وباید, برود, فامیلهایش, سرد, وبعد, اجاق, بگذارید, وبتدریج, حرارت, بدهید, استراحت, میکند, ظاهرا, گرم, وتا, بزنید, واکنش, بهمن, جائی, خواندم, بومیان, آمازون, روش, جالبی, بدینصورت, بتوانند, عبور, درشت, زور, طنابی, انتهایش, گره, تنه, بندند, اینطوری, نتواند, ببرد, اندازند, تکانش, صدایش, جنگل, بپیچد, تله, شهوت, ببینند, جوری, صدا, دستشان, گیرند, بیرونشان, بیاورند, مشت, بسته, ارزش, بکنند, آزاد, ولی, قیمتی, نیستند, بدست, آورده, بدهند, صیاد, بدن, حالشان, قفس, اندازد, خاصیت, جالب, اولا, بینند, نوعشان, روند, سراغ, بغلی, ثانیا, بومی, میمونی, نیازشان, آزادش, دوباره, ویغشان, قرن, هاست, جریان, ندارید, خنگیشان, روزه, دام, اتفاقا, ادعای, هوش, استعدادشان, تلق, تولوق, جذابشان, شدت, وسوسه, بسیاری, چیزهایی, حقیقتا, ارزشی, چندین, مدخل, سوئی, داخل, جاهایی, خاطرش, کوبیم, سری, جور, تاب, بازیمان, مذبوحانه, اکثر, هایمان, اسیر, شنویم, ایکاش, عبرت, چيزی, شادی, بيفزايد, تاُخير, نيندازيد, دقيقه, نميدانيد, شايد, آخرين, دوستانمان, بگوييم, جستجو, بخوانيد, ايوان, بنشينيد, منظره, تحسين, توجهی, نيازهايتان, دوستانتان, بگذرانيد, علاقه, تان, بخوريد, جاهايی, ببينيد, حفظ, بقاء, بلکه, زنجيره, ازلحظه, لذتبخش, جام, کريستال, بهترين, عطرتان, نگه, نداريد, عباراتی, مانند, روزی, فرهنگ, لغت, نامه, قصد, داشتيم, زيرا, موقعيت, فرصت, تفريح, تنوع, تغذيه, ناسالم, درآمد, منازل, رويايی, پاشيده, بدين, دليل, پيشنهاد, چيز, موقعيتهای, نگذاريد, سودهای, کلان, روابط, سطحی, درآمدهای, بالاتری, اصول, کامپيوترهای, سازيم, اطلاعات, نگهداری, رونوشت, توليد, ارتباطات, کميت, کيفيت, غذاهای, دير, هضم, مردان, قامت, شخصيت, عجله, صبر, ساختن, گرفته, تنها, عمرمان, ساختمانهای, بلندتر, طبع, بزرگراه, پهن, ديدگاه, باريکتر, خرج, خريم, بريم, برگشته, قادر, نيستيم, ملاقات, همسايه, جديدمان, خيابان, برويم, فتح, درون, اتم, شکافته, تعصب, نويسيم, گيريم, ريزيم, رسانيم, اندازه, نمي, دروغ, گوييم, امروزه, بزرگتر, کوچکتر, مدارک, تحصيلی, بالاتر, درک, عمومی, آگاهی, قدرت, تشخيص, متخصصان, مشکلات, نيز, داروهای, سلامتی, ملاحظه, ايام, گذرانيم, خنديم, تند, رانندگی, عصبانی, شويم, ديروقت, بيدار, مانيم, خيزيم, مطالعه, اغلب, اوقات, تلويزيون, بندرت, چندين, مايملک, ارزشهايمان, کاش, متن, انتها, بخوانید, نگاهت, امیدوار, کلمه, دیروز, مشغولی, انتخاب, لباسی, خواستی, بپوشی, داشتی, بایستی, بگویی, مجبور, بشوی, ربع, بنشینی, دیدمت, پریدی, آخرین, شایعات, باخبر, صبوری, آنهمه, مختلف, گمان, اصلا, نهار, برت, کشیدی, سرت, رسید, روشن, دانم, چیزهای, گذرانی, درباره, هایش, صبورانه, انتظارت, کشیدم, شام, خوردی, موقع, اعضای, خیر, گفتی, نشدی, همیشه, کنارت, صبورم, بیش, آنچه, فکرش, دلم, یادت, بدهم, چطور, صبور, تکان, گوشه, قلبت, متشکر, سخت, مکالمه, طرفه, سراسر, امید, بفرستی, عیبی, فهمم, دوستدارت, ایمیلی, شنبه, اردیبهشت, احتیاط, افرادی, پایین, مرتبه, دانند, نیت, خوبشان, سَروَری, پیش, داوری, رها, وگرنه, احتمال, احمق, بیچارۀ, بالاترین, نقطۀ, تمدن, آفریقاییِ, اجازه, داد, بخورد, اندیشید, عجب, خُل, هایی, هستند, سالن, غذاخوری, دانشگاهی, دانشجوی, موهای, قرمز, چهره, پیداست, سینی, تحویل, نشیند, یادش, کارد, چنگال, برنداشته, گردد, شگفتی, مشاهده, اهل, ناف, آفریقا, توجه, قیافه, آنجا, نشسته, اوست, بلافاصله, صحنه, سرگشتگی, عصبانیت, سرعت, افکارش, تغییر, فرض, آداب, زمینۀ, اموال, شخصی, حریم, خصوصی, آشنا, خرید, وعدۀ, غذایی, تصمیم, بنشیند, حالتی, نیز, لبخندی, شادمانه, سعی, ادب, سهیم, ترتیب, سالاد, سوپ, کدام, تاس, کباب, ماست, همراه, لبخندهای, کمرویی, راحت, دلگرم, کننده, مهربانی, ناهارشان, قهوه, اینجاست, کاپشن, آویزان, بیند, نخورده, مانده, توضیح, داستانی, خرداد, برگردی, مسجد, کلیسا, اعتقادت, میبینی, حقیقت, ساختمان, اداره, شبیه, آرزوهای, نوجوانیت, درختی, گلی, حیوانی, نوازش, غذا, وجودت, هست, کامپیوترت, نباشی, گوگل, ایمیل, فلان, بهمان, بنشینید, رفیقت, برقی, حقوقت, محتاج, تقسیم, برنده, بازنده, عیسی, ایوب, بالاخره, آمده, فاصله, دورتر, بنگری, سالها, سپری, بشوم, منِ, امروزيم, ميخواستم, دنیا, رانداردکه, خردترین, رفتارهای, نابجای, آدمها, بخندی, نمیدانی, دنیای, بزرگ, پردردسری, هرکدام, وخانواده, کسند, روزیشان, بارمی, برند, خوابی, کهنه, پوشند, جار, سرما, گرما, وگاهی, ساده, دستان, پدرت, جاروکردن, مادرت, همسایه, هرصبح, سنگک, اتوبوس, رفتگری, درگرمای, تیرماه, پشمی, سردارد, آژانسی, چرت, پلیسی, سرچهارراه, باکلاه, صورتش, رابادمی, مجری, نیمه, رادیو, چهارپایه, شماره, کنتور, برقتان, بنویسد, جوانی, قالی, پنج, متری, کولش, انداخته, ودرکوچه, جارمی, بازاریابی, نمونه, اجناسش, میزت, ریزد, پارگی, ریزجوراب, کسی, مجلسی, چادر, پیرزنی, درخیابان, پسری, نانوایی, ایستاده, درخیابانی, شلوغ, ماشینش, پنچرشده, مسافری, سوارتاکسی, سلاممی, فروشنده, خرد, زنی, باکیفی, بردوش, چندکیسه, وسبزی, هول, همکلاسی, تخته, دربانک, ازتو, برایش, برگه, پرکنی, اشتباه, لفظی, بازیگرنمایشی, دبیری, عینکش, گچی, یقه, پیراهنش, پیرمردی, پیاده, زحمت, چندثانیه, معطلت, پسرکی, فروشد, خری, سرآستین, کارگری, دیوارت, چیند, ارباب, بیاندیش, آوریم, راضی, درس, خوانده, بشویم, دکترا, بعید, بدانم, تعالی, بشری, دانشگاهها, مدرکهای, کاوه, آهنگری, درفش, حرمت, عدل, برخیزد, حرکت, محاصره, سیمان, کارمندی, کامپیوتر, غوز, آدمهای, ماسیده, کجای, خلقت, لحاظ, بوده, بیل, باغچه, هرس, آلبالو, انار, چیده, کلاً, یَدی, قابل, مقایسه, مهتاب, یانور, ستارگان, کویر, رنگ, آفتابگردان, جاریِ, ماندن, مهتابی, مانیتورها, آفریده, جیر, جیرک, نشین, حکمتی, حتماً, لالایی, قرص, نشویم, پرپر, زدن, اپیدمی, نشود, میکنم, دار, ندار, زندگیمان, کنار, زاد, ولد, قانون, مدنی, عجیب, غریب, دادگاه, مهر, حضانت, نفقه, زندان, گرو, کشی, ضعف, اعصاب, بگذرد, طاق, نخوابیده, اینجا, ازآنجا, صورتک, نشانه, سفت, بوسیدن, داشتن, بفرستیم, نمیدانم, همینقدر, میدانم, برخلافشان, همگی, آشفته, سردرگم, مسابقه, مقام, رتبه, دندان, میبینم, اینچنین, دستیهای, رقابت, تنگانگ, اثبات, جانور, بهتری, ناخن, جایی, فهمیده, وقتمان, آخور, پوشیده, تاریک, بگذرانیم, چریدنِ, چهار, نعل, تاختن, دردشتهای, مرز, پاچه, چتری, ازجنس, پلاستیک, کلوخ, اینقدردور, اینجور, ناحساب,
Text of the page (random words):
ی که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب نخند به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری نخند به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند نخند به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده نخند به دستان پدرت به جاروکردن مادرت به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد به راننده ی چاق اتوبوس به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد به راننده ی آژانسی که چرت می زند به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند به مجری نیمه شب رادیو به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان به پسری که ته صف نانوایی ایستاده به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلاممی گوید به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی به هول شدن همکلاسی ات پای تخته به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی نخند نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند بارمی برند بی خوابی می کشند کهنه می پوشند جار می زنند سرما و گرما می کشند وگاهی خجالت هم می کشند خیلی ساده نوشته شده در یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت توسط فرايوم لازم است لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می خواهی به آن خانه برگردی یا نه لازم است گاهی از مسجد کلیسا و بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی فکر کنی که چه قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است لازم است گاهی درختی گلی را آب بدهی حیوانی را نوازش کنی غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بی خیال شوی با خانواده ات دور هم بنشینید یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن پاره ی برقی است یا نه لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده لازم است گاهی عیسی باشی ایوب باشی انسان باشی ببینی می شود یا نه و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم آيا همين منِ امروزيم را ميخواستم آیا ارزشش را داشت نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط فرايوم داستانی زیبا ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره اش پیداست اروپایی است سینی غذایش را تحویل می گیرد و سر میز می نشیند سپس یادش می افتد که کارد و چنگال برنداشته و بلند می شود تا آنها را بیاورد وقتی برمی گردد با شگفتی مشاهده می کند که یک مرد سیاه پوست احتمالا اهل ناف آفریقا با توجه به قیافه اش آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست بلافاصله پس از دیدن این صحنه زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می کند اما به سرعت افکارش را تغییر می دهد و فرض را بر این می گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست او حتی این را هم در نظر می گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی اش را ندارد در هر حال تصمیم می گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می دهد دختر اروپایی سعی می کند کاری کند این که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود به این ترتیب مرد سالاد را می خورد زن سوپ را هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی دارند و یکی از آنها ماست را می خورد و دیگری پای میوه را همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است مرد با کمرویی و زن راحت دلگرم کننده و با مهربانی لبخند می زنند آنها ناهارشان را تمام می کنند زن اروپایی بلند می شود تا قهوه بیاورد و اینجاست که پشت سر مرد سیاه پوست کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می بیند و ظرف غذایش را که دست نخورده روی میز مانده است توضیح من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می کنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار می کنند و آنها را افرادی پایین مرتبه می دانند داستان را به همۀ این آدم ها تقدیم می کنم که با وجود نیت های خوبشان دیگران را از بالا نگاه می کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش داوری ها رها کنیم وگرنه احتمال دارد مثل احمق ها رفتار کنیم مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است در حالی که آفریقاییِ دانش آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد و هم زمان می اندیشید این اروپایی ها عجب خُل هایی هستند نوشته شده در سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت توسط فرايوم ایمیلی از طرف خدا امروز صبح که از خواب بیدار شدی نگاهت می کردم و امیدوار بودم که با من حرف بزنی حتی برای چند کلمه نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد از من تشکر کنی اما متوجه شدم که خیلی مشغولی مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی سلام اما تو خیلی مشغول بودی یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی بعد دیدمت که از جا پریدی خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات باخبر شوی تمام روز با صبوری منتظر بودم با آنهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرف بزنی متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی سرت را به سوی من خم نکردی تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری بعد از انجام دادن چند کار تلویزیون را روشن کردی نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی شام خوردی و باز هم با من صحبت نکردی موقع خواب فکر می کنم خیلی خسته بودی بعد از آنکه به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی به رختخواب رفتی و فورا به خواب رفتی اشکالی ندارد احتمالا متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام من صبورم بیش از آنچه تو فکرش را می کنی حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم منتظر یک سر تکان دادن دعا فکر یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی خوب من باز هم منتظرت هستم سراسر پر از عشق تو به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی اگر نه عیبی ندارد می فهمم و هنوز هم دوستت دارم روز خوبی داشته باشی دوست و دوستدارت خدا نوشته شده در یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط فرايوم کاش این متن را تا انتها بخوانید ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم راحتی بيشتر اما زمان کمتر مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم خيلی کم می خنديم خيلی تند رانندگی می کنيم خيلی زود عصبانی می شويم تا ديروقت بيدار می مانيم خيلی خسته از خواب برمی خيزيم خيلی کم مطالعه می کنيم اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است خيلی زياد صحبت مي کنيم به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم اما ارتباطات کمتری داريم ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است مردان بلند قامت اما شخصيت های پست سودهای کلان اما روابط سطحی فرصت بيشتر اما تفريح کمتر تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است در جستجو دانش باشيد بيشتر بخوانيد در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد زندگی فقط حفظ بقاء نيست بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است از جام کريستال خود استفاده کنيد بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد عباراتی مانند يکی از اين روزها و روزی را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد بياييد نامه ای را که قصد داشتيم يکی از اين روزها بنويسيم همين امروز بنويسيم بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد هر روز هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد نوشته شده در پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط فرايوم ایکاش که عبرت بگیریم در جائی خواندم که بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند بدینصورت که نارگیل را از دو طرف سوراخ می کنند یک طرف کوچک تر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن عبور دهند و یک طرف کمی درشت تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود از طرف کوچک تر طنابی که انتهایش را گره زده اند رد می کنند و بعد طناب را به تنه درخت می بندند تا اینطوری میمون نتواند جر بزند و نارگیل را با خودش ببرد سپس توی نارگیل خالی شده چند تا سنگریزه می اندازند و چند بار تکانش می دهند تا صدایش خوب در جنگل بپیچد تله آماده است میمون ها که شهوت کنجکاوی دیوانه شان کرده تا ببینند این چیست که این جوری صدا می دهد می آیند و دستشان را می کنند توی نارگیل و سنگریزه ها را توی مشتشان می گیرند تا بیرونشان بیاورند اما مشت بسته شان از سوراخ رد نمی شود میمون ها اگر فقط مشتشان را باز کنند و از سنگریزه های بی ارزش دل بکنند آزاد می شوند ولی به هیچ قیمتی حاضر نیستند چیزی را که بدست آورده اند از دست بدهند آن قدر تقلا می کنند و خودشان را به زمین و آسمان می زنند که فردا وقتی صیاد می آید بدن های بی حالشان را به راحتی عین آب خوردن جمع می کند و توی قفس می اندازد این میمون ها چند خاصیت جالب دیگر هم دارند اولا وقتی می بینند یک هم نوعشان گیر کرده و دارد جیغ و ویغ می کند باز هم برای کنجکاوی می روند سراغ نارگیل بغلی و چند دقیقه بعد خودشان هم در حال جیغ و ویغ اند ثانیا بومی ها اگر میمونی اضافه بر تعداد مورد نیازشان گیر افتاده باشد آزادش می کنند اما وقتی فردا دوباره برای شکار می آیند باز همین میمون ها گیر می افتند و جیغ و ویغشان در می آید این داستان قرن هاست که در جریان است اما حق ندارید فکر کنید که این میمون ها از خنگیشان است که هر روزه توی این دام ها می افتند اتفاقا خیلی هم ادعای هوش و استعدادشان می شود اگر خوب فکر کنیم آیا دور و بر خود ما پر از نارگیل های سوراخ داری نیست که صدای تلق و تولوق جذابشان از شدت وسوسه دیوانه مان می کند آیا دستمان را به خاطر بسیاری از چیزهایی که حقیقتا نمی دانیم ارزشی دارند یا نه چندین و چند بار در هر مدخل سوئی داخل نمی کنیم آیا دستمان جاهایی گیر نیست که به خاطرش از صبح تا شب جیغ و ویغ می کنیم و خودمان را به زمین و آسمان می کوبیم در حالی که فقط کافی است از یک سری چیزها دل بکنیم و برویم خوش و شاد روی درخت ها بی دغدغه این جور چیزها تاب بازیمان را بکنیم آیا صدای جیغ و ویغ مذبوحانه اکثر دور و بری هایمان که خودشان را اسیر کرده اند را نمی شنویم نوشته شده در یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط فرايوم واکنش قورباغه ای اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند بیرون می پرد درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وباید برود حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیلهایش را بردارید وداخل یک ظرف آب سرد بیندازید وبعد ظرف را روی اجاق بگذارید وبتدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چه کار می کند استراحت میکند چند دقیقه بعد به خودش می گوید ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است نتیجه اخلاقی داستان زندگی به تدریج اتفاق می افتد ماهم می توانیم مثل قورباغه داستانمان ابلهی کنیم وبه گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهیم وناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است همه ما باید نسبت به جریانات زندگی مان آگاه وبیدار باشیم سوال اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید وببینید که بیست کیلو چاق شده اید نگران نمی شوید البته که می شوید سراسیمه به بیمارستان تلفن می زنید الو اورژانس کمک کمک من چاق شده ام اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد یک کیلو این ماه یک کیلو ماه آینده و آیا بازهم همین عکس العمل را نشان می دهید نه با بی خیالی از کنارش می گذرید برای کسانی که ورشکسته می شوند اضافه وزن می آورند یا طلاق میگیرند یا آخر ترم مشروط می شوند این حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد یک ذره امروز یک ذره فردا وسر انجام یک روز هم انفجار و سپس می پرسیم چرا این اتفاق افتاد زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می شود مثل قطره های آب که صخره های سنگی را می فرساید اصل قورباغه ای به ما هشدار می دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می کنید باشید ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم به کجا دارم می روم آیا من سالمتر مناسبتر شادتر و از سال گذشته ام هستم واگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰ ساعت توسط فرايوم روزمره گی عین مردن است حتی اگه شب رو دیر خوابیدی صبح زود بیدار شو زیر بارون راه برو نترس از خیس شدن هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش توی حموم آواز بخون آب بازی کن چه اشکالی داره بی مناسبت کادو بخر بگو این توی ویترین برای تو بود در لحظه دست دادن به یه دوست دستش رو فشار بده لباس های رنگی بپوش آب نبات چوبی لیس بزن نوزاد فامیل رو بغل کن عکسات رو با لبخند بگیر بستنی قیفی بخور زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش به کوچیکتر ها سلام کن تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن برو دریا شنا کن هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن به آسمون و ستاره ها نگاه کن چای بخور برای دیگران هم چای دم کن جوراب های رنگی بپوش خواب ببین شعر بگو خاطرات قشنگ رو بنویس بالا بلندی وسطی بازی کن قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن خواب بد دیدی بپر حتما یه لیوان آب بخور باغ وحش برو شهربازی چرخ و فلک سوار شو جمعه ها کوه برو هر جاش که خسته شدی یه ذره دیگه ادامه بده نون خامه ای بخر و با لذت بخور قبل خواب کارای روزت رو مرور کن هیچ وقت خودت رو به مردن نزن نفس های عمیق بکش به دردو دل دیگران با دقت گوش بده سوار تاکسی شدی بلند سلام کن چون هر جا وایستی مردی زنده باش زندگی کن برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو قدر همشون رو بدون بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای به خودش ببالد و در آخر روزمره گی عین مردن است نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ ساعت توسط فرايوم من رفتنی ام اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه گفت حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه گفتم چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم گفت من رفتني ام گفتم يعني چي گفت دارم ميميرم گفتم دکتر ديگه اي رفتی خارج از کشور گفت نه همه اتفاق نظر دارن گفتن خارج هم کاري نميشه کرد گفتم خدا کريمه انشاله که بهت سلامتي ميده با تعجب نگاه کرد و گفت اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش گفتم راست ميگي حالا سوالت چيه گفت من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت خيلي مهربون شدم ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص ن...
|