Meta tags:
description= رویای خیس احمقانه ترین کار عالم را کردم و گفتم خداحافظ و عاشقانه ترین کار ممکن را تو کردی و کفتی هر چی تو بگی;
Headings (most frequently used words):
می, از, آن, همه, بی, ترانه, را, تو, چرکنویس, های, قدیمی, کردم, هنوز, چقدر, رؤیا, سبز, شد, سر, به, هر, بینی, ترین, کار, رویای, خیس, امروز, یکی, نامه, راپیدا, کاغذش, آواز, واژه, دریغسنگین, بود, باران, دریا, اشتیاق, اشکچقدر, ساده, برایت, خواندم, لبهای, تودر, رعایت, تبسم, ریا, بودند, جوانه, در, باغچه, بیداریمان, هم, سرحال, که, باشم, کسی, پیدا, کنمو, روزهای, برگشت, برایش, گویم, نمی, دانی, مرور, دیدارهای, پشتِ, چه, کیفی, دارد, خاطر, آوردن, خوابهای, دم, همیشه, قدمهای, راتا, حوالی, همان, شمشادهای, کوچه, شمردم, بعد, بر, گشتم, یاد, تازه, این, افتادم, حالا, بعضی, ها, دیگر, همسن, سال, با, توبودنند, عزیز, برگِ, تانخورده, دوباره, شکستن, شیشه, بغض, من, تر, احمقانه, عالم, گفتم, خداحافظ, عاشقانه, ممکن, کردی, کفتی, چی, بگی, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (48), شده (36), ۱۳۸۹ (33), نوشته (33), ساعت (31), غریبه (31), توسط (30), عشق (27), نمی (27), همه (24), های (23), ولی (20), اون (20), زندگی (19), کنم (19), حاضری (19), مثل (18), دیگه (17), حتی (17), اما (16), همیشه (15), آبان (15), خیلی (15), برای (14), واسه (14), وقتی (14), دوست (14), روزی (13), یعنی (12), رفتی (12), کنی (12), شنبه (12), بود (12), فقط (11), شاید (11), کسی (11), شهریور (10), روز (10), باید (10), هیچ (10), چرا (10), هنوز (10), است (9), ترانه (9), باور (9), بهم (9), هستی (9), بودن (9), شدم (8), خدا (8), دلم (8), اینکه (8), خوب (8), اگه (8), لحظه (8), دانم (8), توانم (8), ساده (8), دست (8), یکشنبه (8), خیس (8), هایم (8), نیز (8), خودم (7), تنها (7), خاطره (7), زیر (7), بهت (7), کاش (7), شوم (7), باشی (7), دیگر (7), داری (7), دلتنگی (7), چگونه (7), کوچه (6), دوشنبه (6), بودی (6), جدا (6), چون (6), غصه (6), سرنوشت (6), وقت (6), آسمان (6), خوش (6), حالا (6), بار (6), خاطرش (6), اگر (6), پشت (6), کردم (6), پنجره (6), هایی (6), منم (5), بگی (5), خاطر (5), گفتم (5), جون (5), خودت (5), دارم (5), دونم (5), کردی (5), هستم (5), خواستی (5), آخه (5), دلت (5), حال (5), ندارم (5), نیستی (5), حرف (5), توی (5), چیزی (5), چقدر (5), نکردی (5), نبود (5), سلام (5), روی (5), برایت (5), میای (5), گفت (5), قصه (5), اشک (5), ماندم (5), بگذرد (5), وقتي (5), وبلاگ (4), بازی (4), امید (4), آذر (4), باورم (4), قدم (4), باشه (4), شکست (4), رفتنت (4), انگار (4), عاشقانه (4), رفتن (4), فکر (4), رفته (4), انتظار (4), خسته (4), خوام (4), خاطرات (4), واسم (4), بدی (4), تحمل (4), بهش (4), برام (4), یاد (4), بری (4), کار (4), چهارشنبه (4), خیال (4), ماه (4), خداحافظ (4), همان (4), رفتم (4), هست (4), چشمهایم (4), آرام (4), بینی (4), سعي (4), نمي (4), پایان (4), بغضی (4), سادگی (4), مرا (4), خواهم (4), نیست (4), عقل (4), درد (3), آرزو (3), تلخ (3), تیر (3), فروردین (3), ۱۳۹۰ (3), خانه (3), قدیمی (3), زود (3), غروب (3), میکنم (3), آره (3), اصلا (3), میگم (3), بغض (3), اول (3), میکنی (3), تموم (3), کنیم (3), نباشه (3), برسیم (3), برات (3), الهه (3), گرفتم (3), نفس (3), یکی (3), جوری (3), عاشقی (3), غریب (3), تازه (3), میدونم (3), راه (3), روزهای (3), گذاشت (3), همش (3), گوش (3), خالی (3), داشته (3), بدون (3), بهار (3), اولش (3), بیشتر (3), دریا (3), پای (3), دروغ (3), دنیا (3), اونو (3), دوستای (3), امروز (3), قلب (3), کنن (3), دیوونه (3), بدن (3), فراموش (3), یادت (3), نباشم (3), داشت (3), کنار (3), فهمیدی (3), نباید (3), ببینم (3), یادم (3), گذاشتی (3), کنند (3), بگویم (3), گردم (3), آنها (3), کمی (3), همتون (3), نداره (3), اینجا (3), کسي (3), نکن (3), رسید (3), اعتنا (3), حرمت (3), ندیدی (3), ثانیه (3), زمان (3), بگو (3), دور (3), باشم (3), دارد (3), انکار (3), روم (3), ترین (3), دانی (3), رؤیا (3), آسان (3), اندازه (2), منی (2), عاشق (2), مهر (2), ۱۳۹۱ (2), نمیشه (2), روزای (2), آرزوهای (2), میزنم (2), طلوع (2), نمیکنم (2), چیه (2), معشوقت (2), نبودن (2), شدن (2), آخر (2), مگه (2), گفتی (2), هیچی (2), تونه (2), یادته (2), وتو (2), دنیایی (2), عمرم (2), دیدمت (2), دوستت (2), نگاه (2), فهمی (2), آینده (2), ساخته (2), گول (2), عشقی (2), قلبم (2), خواستم (2), ومن (2), تویی (2), دشت (2), ومنی (2), دیونه (2), ترحم (2), سرت (2), راهی (2), انتخاب (2), بخشیدی (2), منو (2), الانشم (2), عمر (2), بشه (2), اسمشو (2), خوابم (2), سهم (2), بگم (2), جونم (2), اومدنش (2), کور (2), سوی (2), شمرده (2), مجنون (2), رنگ (2), خبر (2), فصلی (2), برایم (2), دوره (2), کاسه (2), زیباست (2), فرو (2), پات (2), خواسته (2), خواهی (2), وجودم (2), سخته (2), تنهایی (2), دنیارو (2), داد (2), بزنی (2), قلبته (2), اونی (2), بگذری (2), امّا (2), بشنوی (2), پیش (2), نداشت (2), مردم (2), شهر (2), بشینه (2), گذری (2), نره (2), گرد (2), تمام (2), گریه (2), شونه (2), اسم (2), ثروتی (2), باز (2), بازم (2), بگیری (2), دستت (2), دونه (2), گویند (2), یادگاری (2), فراموشم (2), نابود (2), شدیم (2), تورو (2), قسم (2), ازتون (2), کاری (2), اتفاق (2), افتاد (2), شنیدم (2), گلم (2), نیامدی (2), صبح (2), نشستم (2), دلتنگت (2), انعکاس (2), صورت (2), ماهت (2), کجا (2), دیشب (2), چشمهای (2), دستهای (2), کوچکت (2), بگیرند (2), شدند (2), همانند (2), کودک (2), بچه (2), خودشان (2), راستی (2), دنبال (2), بگیرم (2), ذهن (2), آشفته (2), مست (2), عذاب (2), دیره (2), نیستم (2), سراغم (2), خیالت (2), سرد (2), داده (2), مرده (2), سوزه (2), خونه (2), جای (2), سنگ (2), آواز (2), واژه (2), مونده (2), ازت (2), حتي (2), تجربه (2), بجا (2), داري (2), بشي (2), زندگيش (2), مياد (2), ازش (2), مثه (2), شايد (2), بودي (2), خدانگهدار (2), رویا (2), التماس (2), لای (2), قطره (2), آید (2), بخشم (2), بریدی (2), آورد (2), افسوس (2), گمان (2), گذر (2), هرگز (2), خاک (2), گردی (2), فراموشی (2), بودنم (2), ندارد (2), شود (2), دلتنگ (2), تکرار (2), تولد (2), کدامین (2), زخم (2), خاکستر (2), همۀ (2), تکراری (2), دوباره (2), چشمانم (2), بزرگ (2), دیگری (2), گاه (2), خطی (2), خیالی (2), گاهی (2), نخواهد (2), ماند (2), برایش (2), خبرم (2), سنگین (2), چرکنویس (2), پیدا (2), ریا (2), سبز (2), احساسم (2), بیدار (2), گناه (2), منطق (2), احساس (2), اين (2), كنه (2), رویای (2), blogfa, com, ولگرد, درست, jabeye, sher, الفبای, ترنم, امتداد, مهتاب, alone, without, you, ღعشقღ, تنهای, دنیای, کوچک, بهشت, عزیزم, جوجوی, زشت, بادام, وروجک, شیطون, بلا, اهریمن, lava, heart, پیوندها, اسفند, ۱۳۸۸, مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, مطالب, قشنگمون, پیوست, جزیره, محال, تبعید, ساحل, غمها, نرسه, خودمم, میدونی, خوای, نگو, نداشتن, گذشتن, خودتت, قلبهای, شکسته, اوج, فنا, کلام, زندگیم, شکوه, غرور, عشقمان, سوال, بردی, کنه, حتما, ببین, فرق, نیمه, گمشده, خودمی, رسیدن, محاله, بیا, همین, چیزو, اومد, بیاد, نبودنم, بخوری, واهمی, دادی, صبر, غافل, لعنت, ازم, کرد, دوم, پرستمت, سوم, میرمت, چهارم, ابد, صدای, حرفا, عشقمو, دیدی, گذشتم, خوشی, روزگار, نداری, همون, نشده, بودیم, خودمونو, میزدیم, شدنه, شدت, زیاده, ریشه, نکشید, بخوام, توصیف, عشقمونو, کبوترعاشقیم, متفاوت, آبی, ونیلگون, ابری, وماتم, گرفته, رزیم, گلها, شوره, زار, انتهام, دلداه, افسرده, معشوقی, تحمیلی, خلاصه, عابد, دیوانه, پرستش, فدای, تونستی, غیر, قدرت, برابر, بایستی, نتونستی, ومنم, میکردیم, نشد, بخوریم, وچشم, مبهم, بیهودگی, یکنواخت, کردن, منتظرت, زنگ, تماست, سکوت, وفا, نمیایی, حداقل, خواب, ببینمت, بالین, میزارم, تونستم, وفایی, نامهربونیها, نمیدانم, خواد, بسوزه, دلسوزی, نمیاد, دیر, آمدم, زودتر, اینا, بازگشتش, یادش, مشترکتون, ایستگاه, منتظر, کشنده, مخصوصا, زیاد, امیدوار, نباشی, قلبت, سویی, چشمک, میزنه, برمیدارم, مقصد, کجاست, هدف, میدارم, برگهای, بید, مان, زردی, خود, گیرند, وقته, پاییزم, آغاز, گشته, نمیدونم, باشد, دورتر, تصوراتم, صبرم, لبریزتر, بزرگتری, بیاری, میگذره, تلاطم, میروند, شناگر, قابلی, موجها, بربیایی, کوچیکم, کوچکتر, مورچه, نشه, بگذریم, آیا, بذار, نگن, زیبایهاش, آرزوت, نرسیدی, محکوم, دردها, خرم, میکشم, وبی, موندن, بهاریمون, فداش, نیگاش, بکشی, حتّی, برگ, عشقته, بلد, قید, خاطرِ, زنی, چیزارو, شکنی, نشکنی, قدیم, صداشو, میون, دوتا, سیم, چشای, گرو, نکرده, نگه, برو, رها, كنی, حسابتو, حسابی, قانون, بذاری, باوفات, تولّد, دوبارته, جونت, خار, دستاش, ذرّه, وخاک, معبد, چشاش, مسخرت, آدمای, نبینی, باهات, کرده, قهر, محتاجشی, هاش, تکیه, خواستن, هاهمخونه, همشون, نشون, تکون, اعتبارتو, خراب, جات, شهرت, آبروت, مهم, نخواد, روبروت, چیزقیمتی, چشمت, سرزنشه, ارزشه, آدما, دعوا, غرورتو, بشکنی, خودتو, رسوا, پاشی, میدون, جنگ, تفنگ, بکنی, میگن, نگی, بكنی, بیان, بگیرن, پرنده, شهرتون, بمیرن, صاحب, کلّی, گنج, قیمتی, نذار, بره, متوجه, حقیرم, شناساندی, بزرگترین, آرزوی, اوست, بزرگی, کوچکی, بودنت, پاک, خاطراتم, یادتم, تورا, همراه, شناختمت, بهونه, درنیار, فراموشت, بذارمت, نکنی, نگرون, حالتم, خیالتم, توئی, نگفته, مردی, اسیرتم, آوردی, شبی, بخشیدمت, فهمیدم, آخرش, حروم, بهای, خواستنت, گرون, لرزوندی, مسافری, شوخی, جالبی, بیای, صدام, تماشای, اونقدر, بین, قولم, شریک, زندگیت, دیدم, خونمون, خوردیم, راس, مهتابی, اومدم, خدافظی, خبری, داغون, ترم, انگیزه, حلالم, کنید, فردایی, همتونو, همگیتون, امیدوارم, هرجا, هستید, شاد, موفق, باشید, تنگ, شما, مروز, روزه, باهاش, نمیزنم, میشم, هفته, میبینیش, حسی, بقیه, رفتار, آوره, نمیتونم, sms, قبلیش, میخونم, آتیش, میگیره, اینقدر, بکشم, حکمتش, تاریك, قبر, خوابیدم, مشت, خاك, جاده, باریك, نبودی, باده, برده, شكسته, خونم, مزاره, دلش, نوشتن, آرامگه, صبره, قبره, سكوت, ممتد, مرگم, پرواز, عشقم, نفرت, خریدم, بریدم, دردی, كشید, شكستن, تنهائی, هيچوقت, داشتن, انصراف, نده, فرصت, بده, توش, بخوري, اينو, وارد, زندگيت, رفت, علاوه, اينکه, ميزاره, بزاره, بگي, دوستش, عاشقتم, عاشقش, تويي, باشي, ميگه, مُتنفرم, اونوقت, توني, کني, متنفر, عاشقي, همينه, كوچيكه, طاقت, عزيزم, تنهايي, جوابه, مرگه, مردن, توي, خوابه, هميشه, دوري, خزونم, بهاري, گردي, دوستم, نداري, شايدم, خوابي, باهامه, شبهاي, اشك, حسرت, چشامه, سوختو, نرفته, كاشكي, اخر, اشكامو, ديده, دلگیرم, همچنان, چشمان, سیاه, فریبم, قدمهایی, همیشگی, زدیم, دفتر, خشک, شاخه, سرخ, چشمانت, اشکها, چشمانی, غرق, هرچه, شادی, بخشمت, گناهت, گرچه, مال, خیالم, بستم, نفهمیدی, بودم, صدا, تاب, صداقتی, حرفم, نگاهت, باورت, داشتم, آنچه, نکردم, بریدن, یابی, تبار, آسمانی, بانی, امیدم, دستهایت, سایه, تنهایش, بگذاری, بیقراری, اویی, میدانی, پروا, گره, خوردند, مهربانی, بازشان, نکرد, اشکهایی, انزوا, ریخته, نفهمیدشان, خورده, مخفی, پوشاندش, اتفاقات, داشتنها, صندوق, براي, محابا, راستي, خورشيد, زيبايي, روزهاي, سپري, روي, گونه, رقص, برايم, تداعي, خاطراتت, ياد, ببرم, فاصله, بين, جدايي, انداخته, دلتنگي, سخن, گويي, زمزمه, روزانه, لبهاي, توست, نفسم, جاي, بمانم, جمعه, بهترین, داداش, دنیاست, دورم, براش, لباس, شقایق, داغدار, وفاییهایت, دلی, زدم, التیام, سرباز, بمانند, آمدی, ساختی, کنکاش, کنارم, کردمشان, نویسم, دیدنم, قیامت, موکول, گنجیده, سخت, بالاخره, تسلیمش, سپارمت, خدایی, بنده, هایش, وفاییشان, گذرد, وفای, نگفتیم, قصۀ, کهنه, اصراری, ماندنت, جُز, مشتی, تصویر, گذارم, صندوقچه, اشکی, نگاهِ, لرزان, نگرانی, تکرارش, صاف, مستقیم, خیره, درک, برگشتنی, خوشبختم, بختِ, خویش, خندم, شدنم, ببافم, سری, گذاشتم, شانۀ, شانه, امیدی, هوایی, برنمی, آفتابی, هوا, گرمم, کند, هوای, حواله, بیگاه, بگذار, باشند, چند, طعمش, یدک, بکشد, فرداها, عریضه, غریزه, میخواهد, آنقدر, بازگشت, اندوه, جانم, بارید, خرافات, علف, هرز, حرفهایم, رویید, اندوهگین, فاکتور, حالم, گور, بابای, منبسط, زمانه, اینگونه, ردّپایی, عمیق, پیشانی, آنهایی, ماندند, سعادت, نداشتند, نقش, زند, عجیب, گلویم, بهانه, گیرد, قطرهای, گرم, سوزاند, شکایت, نهان, داند, گشاید, باقی, نجوای, شبانه, تسلی, آرامش, قاب, تصوری, مزین, عکس, لحظات, درگذرند, خاموش, بیداری, بهاری, فصل, زیبایی, هاست, گشت, عقربه, کندی, گذرند, خواهند, فرصتم, دوچندان, یاسمن, دانند, وتنها, کنج, خلوت, اتاق, تجسم, کران, صدایش, صدایی, شنوم, کلامش, خوانم, خوانده, افتم, اعتنایی, بینم, قسمت, دهم, پاکی, قداست, فرشتگانت, آنی, نبودم, دریایی, ندامت, حسرتم, بپذیر, سالهاست, قاصدک, باری, فزون, وداع, چشمهایش, زمین, دوخت, توانستم, نگاهش, تندیسی, جنس, پروانه, رسد, مریم, خفته, فانوسی, سویت, جویم, ببینی, امشب, زیباتر, نامه, کاغذش, دریغ, باران, اشتیاق, خواندم, لبهای, رعایت, تبسم, بودند, جوانه, باغچه, بیداریمان, سرحال, برگشت, گویم, مرور, دیدارهای, پشتِ, کیفی, آوردن, خوابهای, قدمهای, حوالی, شمشادهای, شمردم, بعد, گشتم, افتادم, بعضی, همسن, سال, توبودنند, عزیز, برگِ, تانخورده, شکستن, شیشه, پنهان, حالیکه, کشم, اند, لطیفه, آزار, دهنده, روح, آزارد, چیست, مجهولات, سنجد, قضاوت, گذارد, کودکانه, نیرنگ, پوچ, محتوا, پرستم, گوشهایم, بپذیرم, دید, دریچه, بسازی, بیافرینی, بیامیزی, سفره, بیاوری, حکایت, بازد, اینهمه, صداقت, صفا, صمیمیت, خندی, اونائي, مدت, اومدن, زدن, مرسي, ممنونم, خواهش, ميكنم, هركي, مامانم, دعا, دعاي, يكيتونو, اجابت, احمقانه, عالم, ممکن, کفتی,
Text of the page (random words):
د ومن چه آسان از دست می روم و تو چه آسان به اینهمه صداقت و صفا و صمیمیت می خندی و می گذری نوشته شده در سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 33 pm توسط غریبه امروز چرکنویس ِ یکی از نامه های قدیمی را پیدا کردم کاغذش هنوز از آواز ِ آن همه واژه بی دریغ سنگین بود از باران ِ آن همه دریا از اشتیاق ِ آن همه اشک چقدر ساده برایت ترانه می خواندم چقدر لبهای تو در رعایت ِ تبسم بی ریا بودند چقدر جوانه رؤیا در باغچه ی بیداریمان سبز می شد هنوز هم سرحال که باشم کسی را پیدا می کنم و از آن روزهای بی برگشت برایش می گویم نمی دانی مرور دیدارهای پشتِ سر چه کیفی دارد به خاطر آوردن ِ خوابهای هر دم ِ رؤیا همیشه قدمهای تو را تا حوالی همان شمشادهای سبز ِ سر ِ کوچه می شمردم بعد بر می گشتم و به یاد ترانه ی تازه این می افتادم حالا بعضی از آن ترانه ها دیگر همسن و سال ِ با توبودنند می بینی عزیز برگِ تانخورده ِ آن چرکنویس قدیمی دوباره از شکستن ِ شیشه ی بغض ِ من تر شد می بینی نوشته شده در سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 33 pm توسط غریبه وقتی تو نیستی رنگ دریا را دوست ندارم شب به پایان می رسد شب را نیز دوست ندارم از لا به لای مریم های خفته با فانوسی کم سو راهی به سویت می جویم و تو نیستی نیستی تا ببینی که چقدر امشب آسمان زیباتر است اما این آسمان را نیز دوست ندارم سالهاست که از قاصدک خوش خبرم بی خبرم شاید این بار او مرا دوست نداشت شاید این بار باری فزون تر در پیش داشت و ای کاش در لحظه ی سنگین وداع چشمهایش را به زمین می دوخت تا نمی توانستم از نگاهش تندیسی س از م از جنس پروانه های دشت خاطره عقربه های زمان به کندی می گذرند شاید می خواهند فرصتم را دوچندان کنند اما حتی یاسمن ها نیز این را می دانند که کاری از دست من ساخته نیست وتنها در کنج خلوت این اتاق من و ماندم و تجسم یک رؤیا من ماندم و اشک های التماس من ماندم و دست هایی به سوی آسمان بی کران هستی صدایش می کنم و صدایی نمی شنوم کلامش را می خوانم و خوانده نمی شوم به خاک می افتم و اعتنایی نمی بینم اما این بار قسمت می دهم به پاکی و قداست فرشتگانت اگر گاهی آنی نبودم که می خواستی دریایی از ندامت و حسرتم را بپذیر لحظات درگذرند و از آنها چیزی نمی ماند جز لحظه های خاموش بیداری ب از هم بهاری دیگر در راه است می گویند بهار فصل زیبایی هاست اما تو خودت خوب می دانی که بهار من هیچ گاه ب از نخواهد گشت بغضی عجیب در گلویم بهانه تو را می گیرد هر دم با قطرهای گرم مرا می سوزاند شکایت ها در نهان دارد و می داند که اگر لب گشاید از من چیزی باقی نخواهد ماند تا به نجوای شبانه اش تسلی بخشم آرامش کنم و قاب عکس خالی کنار پنجره را برایش با تصوری خیالی مزین کنم گاهی وقت ها قلب زمانه از سنگ می شود و اینگونه سرنوشت ردّپایی عمیق بر پیشانی آنهایی که ماندند و سعادت نداشتند نقش می زند کاش می شد من به جای تو می رفتم نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۹ ساعت 12 4 pm توسط غریبه حتی نگفتیم خداحافظ تو هم رفتی مثل همۀ قصه های تکراری زندگی من حالا تو فقط تکرار دوباره یک قصۀ کهنه هستی دیگر نه اصراری به ماندنت و نه انکار رفتنت هیچ چیزی در من نیست جُز مشتی تصویر و خاطره که می گذارم توی صندوقچه کنار همۀ رفته ها نه اشکی نه بغضی نه حتی نگاهِ لرزان نگرانی که از تکرارش خسته ام این یک بار را می خواهم صاف و مستقیم خیره شوم به چشمانم و بگویم به درک این رفتن برگشتنی نداره تو باور کن که من خوشبختم و به بختِ خویش خوش خیال می خندم و نمی خواهم بزرگ شوم و فقط می خواهم برای بزرگ شدنم رویا ببافم با سری که روی شونه های خودم گذاشتم نه شانۀ دیگری که به هیچ شانه ای امیدی نیست چه دلتنگ باشم و چه نباشم باور کن می روم و دیگر به هیچ هوایی برنمی گردم حتی آفتابی ترین هوا هم گرمم نمی کند بس که اینجا سرد است هوای عاشقی هایم حواله به همان دلتنگی های گاه و بیگاه بگذار فقط خاطره باشند و چند خطی روی بی خطی های این گذر برای دلم که طعمش را یدک بکشد برای فرداها که آن هم نمی دانم برای چه برای خالی نبودن عریضه و غریزه شاید اصلا دلم میخواهد آنقدر در رفتن فرو روم که راه بازگشت را گم کنم و هی دور شوم و دور شوم می بینی بس که اندوه به جانم بارید خرافات مثل علف هرز در حرفهایم رویید از اندوهگین بودنم که فاکتور بگیری انگار حالم خوب است و دلتنگی ها را هم خیالی نیست و گور بابای زندگی که خیال منبسط شدن ندارد نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۹ ساعت 12 3 pm توسط غریبه نمی دانم تا کدامین لحظه باید لباس شقایق داغدار به تن داشته باشم دیگر از این همه دلتنگی برای بی وفاییهایت خسته شده ام یادم می آید لحظه هایی که با دلی پر برایت حرف می زدم این تو بودی که زخم هایم را التیام می بخشیدی ولی حالا که نیستی انگار این زخم ها همیشه باید سرباز بمانند تو رفتی و من ماندم با دنیایی که آمدی و ساختی و رفتنت فقط خاکستر هایی از آن به جا گذاشت نمی دانم تا کی باید در این خاکستر های یادگاری کنکاش کنم برای ثانیه هایی که کنارم بودی و فراموش کردمشان امروز که برایت می نویسم می دانم هرگز باز نمی گردی می دانم دیدنم را به قیامت موکول کردی دیگر رفتنت برای همیشه در باورم گنجیده سخت بود اما بالاخره تسلیمش شدم می سپارمت به خدایی که همه بنده هایش را دوست دارد و از بی وفاییشان می گذرد خداحافظ بی وفای من نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۹ ساعت 12 2 pm توسط غریبه سلام سلام جمعه تولد بهترین داداش دنیاست چون ازش دورم اینجا براش تولد گرفتم نوشته شده در سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 18 am توسط غریبه چگونه مي توانم از تو دور بمانم وقتي که در هر نفسم جاي داري و زمزمه روزانه لبهاي من تکرار اسم توست چگونه مي توانم دلتنگ تو نباشم وقتي که از دلتنگي سخن مي گويي و فاصله ها بين من و تو جدايي انداخته است چگونه مي توانم خاطراتت را از ياد ببرم وقتي هر لحظه برايم تداعي مي شود و اشک را بر روي گونه ام به رقص در مي آورد چگونه مي توانم روزهاي عمرم را بدون تو سپري کنم وقتي طلوع و غروب خورشيد بي تو زيبايي ندارد به راستي تو بگو چگونه چگونه مي توانم جدا از تو بودن را تحمل کنم وقتي که بي محابا دوستت دارم و بودنم را براي با تو بودن مي خواهم نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 30 am توسط غریبه این نیز بگذرد مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی مثل همه دوست داشتنها که در ته صندوق خاک خورده زمان مخفی شد و گردی از فراموشی پوشاندش این نیز بگذرد مثل همه اشکهایی که در انزوا ریخته شد و هیچ کس نفهمیدشان این نیز بگذرد مثل همه بغض هایی که بی پروا گره کور خوردند و هیچ دست مهربانی هرگز بازشان نکرد این نیز بگذرد مثل گذر تلخ ثانیه ثانیه های تنهایی و بیقراری و دلتنگی برای اویی که میدانی باید تنهایش بگذاری این نیز بگذرد مثل زندگی نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 29 am توسط غریبه نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 28 am توسط غریبه رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی افسوس رفتی ساده ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را کاش کمی از آنچه که در باورم بودی در باورت خانه داشتم کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ترانه ها یی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی گناهت را می بخشم می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر سر این ترانه ها می آید ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از شادی نبود بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم خدانگهدار خدانگهدار نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 27 am توسط غریبه كاشكي اون لحظه اخر اشكامو تو ديده بودي كه شايد دلت مي سوختو حالا تو نرفته بودي همه شبهاي بي تو اشك حسرت تو چشامه من كه باورم نمي شه شايدم خوابي باهامه مي دونم بر نمي گردي مي دونم دوستم نداري تو هميشه دوري از من من خزونم تو بهاري بي تو بودن مثل مرگه مثه مردن توي خوابه عزيزم تنهايي سخته مثه عشق بي جوابه مي دونم دلم كوچيكه طاقت درد نداره اما عاشقي همينه اولش خبر نمي ده نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 27 am توسط غریبه نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 26 am توسط غریبه در ذهن آشفته ام مست به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم راستی برایت بگویم از وقتی که رفتی چشمهایم همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند یادت هست وقتی که خیس می شدند با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند من که خوب یادم هست دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم گفتم شاید تو نمی دانم کجا پشت پنجره باشی تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم مثل همیشه که دلتنگت می شدم تا صبح نشستم اما نیامدی نوشته شده در یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 25 am توسط غریبه اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي نوشته شده در شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت 11 59 am توسط غریبه هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره نوشته شده در شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت 11 58 am توسط غریبه یه روزی دلت می سوزه واسه تنهائی من واسه دردی كه كشید دل بی تو با غم شكستن یه روزی خودت می فهمی كه چرا ازت بریدم كه چی شد با همه عشقم نفرت و به جون خریدم یه روزی میای سراغم به خیالت كه من هستم اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم یه قدم مونده به مرگم یه نفس مونده به پرواز توی این سكوت ممتد رفته واژه مرده آواز یه روزی میای می بینی جای من یه سنگ قبره كه روی دلش نوشتن اینجا آرامگه صبره یه روزی میای به خونم خونه ای كه یه مزاره خونه ای كه مثل قلبم در و پنجره نداره یه روزی دلت می سوزه واسه این دل شكسته واسه این غریب تنها واسه این همیشه خسته یه روزی بهت می گن كه منو باده غصه برده اونی كه خیلی دوست داشت نبودی جون داده مرده یه روزی میای كه رفتم توی جاده های باریك خوابیدم زیر یه مشت خاك تو یه قبر سرد و تاریك یه روزی میای سراغم به خیالت كه من هستم اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم نوشته شده در سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت 8 47 am توسط غریبه ا مروز 51 روزه که دیگه باهاش حرف نمیزنم دارم دیوونه میشم فکر کن یکی و خیلی دوست داری و هفته ای 3 4 بار یا شاید بیشتر هم میبینیش ولی نباید حسی بهش داشته باشی مثل بقیه با هم باید رفتار کنیم خیلی برام عذاب آوره دیگه نمیتونم تحمل کنم هر روز sms های قبلیش و میخونم و دلم آتیش میگیره آخه خدا چرا اینقدر باید عذاب بکشم آخه حکمتش چیه چرا چرا نوشته شده در سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت 8 34 am توسط غریبه سلام به همه دوستای گلم دلم برای همتون تنگ شده بود اما مثل اینکه شما امیدوارم هرجا هستید شاد و موفق باشید نوشته شده در دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت 10 49 am توسط غریبه در ذهن آشفته ام مست به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم راستی برایت بگویم از وقتی که رفتی چشمهایم همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند یادت هست وقتی که خیس می شدند با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند من که خوب یادم هست دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم گفتم شاید تو نمی دانم کجا پشت پنجره باشی تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم مثل همیشه که دلتنگت می شدم تا صبح نشستم اما نیامدی نوشته شده در دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت 10 48 am توسط غریبه سلام دوستای گلم اومدم ازتون خدافظی کنم دیگه آپ نمیکنم کاری که نباید اتفاق می افتاد واسم اتفاق افتاد خبری که نباید می شنیدم و شنیدم از همیشه داغون ترم دیگه هیچ انگیزه ای واسه زندگی ندارم حلالم کنید شاید فردایی نباشه همتونو دوست دارم خداحافظ همگیتون نوشته شده در یکشنبه ۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت 12 17 pm توسط غریبه تو همیشه فراموش کار بودی مثل اون شب مهتابی تو کوچه پشت خونمون که قسم خوردیم راس ساعت ۱۲ شب هر دو به ماه نگاه کنیم تا روزی که بهم برسیم با اینکه تورو با شریک زندگیت دیدم اما شاید یه روزی بهم برسیم پس اونقدر خوش بین و خوش قولم که هر شب تماشای ماه فراموشم نمیشه نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 9 51 am توسط غریبه شوخی جالبی نبود بیای صدام کنی بری وقتی که لرزوندی دل و تازه بگی مسافری واسم بهای خواستنت خیلی گرون تموم شده فهمیدم آخرش برات هستی من حروم شده خیلی بدی کردی بهم اما همش بخشیدمت حتی شبی که من تورو با اون غریبه دیدمت تا فهمیدی اسیرتم بازی در آوردی برام آره توئی که اولش نگفته می مردی برام می خوام حالا خیال کنی من دیگه بی خیالتم فکر نکنی همیشه من دل نگرون حالتم می خوام فراموشت کنم می خوام بذارمت کنار من دیگه خوب شناختمت واسم بهونه درنیار نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 9 45 am توسط غریبه وقتی جدا شدیم هر چی را که بو و خاطره تورا به همراه داشت نابود کردم تا دیگه به یادت نباشم وقتی جدا شدیم تو هیچ چیزی را نابود نکردی من هنوز به یادتم ولی تو با آن همه یادگاری فراموشم کردی من خاطرات رو از بودنت پاک کردم و تو بودن رو از خاطراتم نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 9 36 am توسط غریبه می گویند بزرگی و کوچکی هر کس به اندازه آرزوهای اوست بزرگترین آرزوی من هم بودن با تو بود اما تو چه زود خودت را به من شناساندی و من متوجه شدم که چقدر حقیرم نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 9 33 am توسط غریبه وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی حتّی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم امّا صداشو بشنوی شب از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها كنی حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانون و ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری تولّد دوبارته اسمشو وقتی می بری حاضری جونت و بدی یه خار توی دستاش نره حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر امّا نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی با غصه هاهمخونه شی حاضری مردم همشون تو رو با دست نشون بدن دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنن کار تو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنن حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی نخواد بشینه روبروت وقتی کسی تو قلبته یه چیزقیمتی داری دیگه به چشمت نمی یاد اگر که ثروتی داری حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی اما بازم بگیری دستت یه تفنگ حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی گوش بكنی حاضری هر چی که داری بیان و از تو بگیرن پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلّی ثروتی این گنج خیلی قیمتی نذار كه از دستت بره نوشته شده در شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 11 34 am توسط غریبه به سوی تو قدم برمیدارم شمرده شمرده نمی دانم مقصد کجاست ولی بی هدف در کوچه پس کوچه های زندگی قدم بر میدارم برگهای بید مجنون خانه مان کم کم رنگ زردی به خود می گیرند منم خیلی وقته که تو پاییزم ولی خبر ندارم فصلی دیگر بدون تو برایم آغاز گشته و من دیگه هیچی نمیدونم و یا اینکه نمی توانم شکست را باور کنم شاید روزی برایم بهار باشد ولی اون روز هم خیلی دوره حتی خیلی دورتر از تصوراتم دیگه کاسه صبرم لبریزتر از همیشه شده دیگه نیستی که واسم کاسه بزرگتری بیاری و بهم امید بدی که تحمل کن میدونم برای همه عشق اولش زیباست و هر چی بیشتر میگذره بیشتر در این دریا پر تلاطم فرو میروند و چه زیباست که تو شناگر قابلی باشی و از پس موجها بربیایی ولی من خیلی کوچیکم حتی کوچکتر از یک مورچه که تو بهش ترحم میکنی زیر پات له نشه ولی من نا خواسته یا خواسته له شدم بگذریم که آیا زیر پای تو له شدم یا زیر پای سرنوشت به هر حال بذار بگم که زیر پای سرنوشت تا همه نگن تو عشق واسه زیبایهاش می خواستی و حالا که به آرزوت نرسیدی می خواهی معشوقت را محکوم کنی من تو رو با همه وجودم ...
|