Meta tags:
description= ...bazan;
Headings (most frequently used words):
bazan, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
۱۴۰۰ (21), است (16), شده (15), فرزانه (13), نوشته (12), برهانی (12), های (11), بهمن (10), ساعت (10), توسط (10), کنم (10), این (10), مثل (9), اگر (8), خانه (7), شود (7), فیلم (7), فکر (7), نمی (7), کرده (6), شوم (6), کردم (6), ۱۳۹۹ (5), روی (5), دست (5), دختر (5), جان (5), وبلاگ (4), وقتی (4), همه (4), درخت (4), پنجره (4), کوپه (4), سیاه (4), شیشه (4), بوی (4), دیوار (4), امروز (4), ۱۳۹۱ (3), مهر (3), آذر (3), اسفند (3), شهریور (3), ۱۴۰۴ (3), خدا (3), قدیمی (3), بیست (3), سرش (3), سوار (3), بالا (3), قطار (3), کند (3), پیاده (3), خودش (3), نفس (3), باشد (3), دارم (3), اما (3), شعر (3), شنبه (3), هستیم (3), مرد (3), دلم (3), بود (3), نیست (3), چهارشنبه (3), درست (3), حالا (3), باد (3), خواب (3), قدم (3), شماره (2), مرداد (2), آبان (2), ۱۴۰۲ (2), اول (2), جمعه (2), پرنده (2), ریل (2), کشیده (2), سنگی (2), پایم (2), چشم (2), دهم (2), قوز (2), سیگار (2), ایستم (2), خونی (2), خودم (2), زیر (2), دوباره (2), پنجشنبه (2), نهم (2), ناشناس (2), زندگی (2), خیلی (2), دیگر (2), زیبایی (2), سرزمین (2), دور (2), کتاب (2), روشن (2), آرام (2), هیچ (2), تمام (2), مدت (2), صحنه (2), نگاه (2), پسر (2), اوج (2), ایم (2), دهد (2), بیاید (2), کشنده (2), خاطر (2), بخوابم (2), خواهد (2), فقط (2), دیدم (2), نبود (2), نویسم (2), اینکه (2), بمب (2), برای (2), بابت (2), صفحه (2), خوب (2), داشتم (2), مدتی (2), بیرون (2), همین (2), حتی (2), بروم (2), سپس (2), رفته (2), حرف (2), افتادیم (2), نشد (2), جای (2), پاساژ (2), تعطیل (2), زند (2), مترو (2), آنها (2), آسانسور (2), bazan (2), blogfa, com, موسیقی, لایت, فروردین, اردیبهشت, خرداد, تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, شاعری, میرد, خبردار, میشود, فاضل, حسنو, اغلارجا, مطالب, ششم, سپیدار, تکه, کاغذ, سپید, دستمال, کاغذی, مچاله, گذرم, خشک, نامعلوم, کوبد, خالی, جیغ, دسته, گوریل, شتاب, گذرند, چیزی, گلو, پایین, افتد, میانه, راه, گیر, کنند, کاناپه, زنجیر, بدقواره, باباقوری, قلبم, قورت, شمارم, انگشتان, مردهای, پوست, سجده, زبانی, نامشخص, دود, مشمئز, کننده, سیاهی, اِشغال, صندلی, روبروِ, جمع, شکسته, روبروی, صخره, برابرم, توقف, کلاهم, آورم, خوابم, سبک, گرم, نرم, عاصی, بگذرد, فیلترِسیگار, زردنبو, کشد, زبانش, تشخیص, زمخت, آهن, کافور, باید, سرم, پیدا, ۲۶آذر, مثلا, بین, جهان, غریبه, اطرافم, روز, نباشد, موجودات, دوروبرم, گوی, بگویم, زود, ترک, خردُ, خاکشیر, شاید, غالب, موجود, پرده, چوبی, حصیری, توانم, بکشم, رسول, یونان, دارد, زیباست, پراگ, استامبول, شانگ, نزدیک, نشو, محبوب, هجدهم, روایت, جوانی, عاشق, دختری, اهل, زمانه, دنبال, گری, ریتمی, دلنشین, مواجه, فیلمی, عجله, ندارد, بدون, اطناب, ایحاز, دلنشینی, فراهم, منتظر, بوسه, عشاق, موقعیت, اتوبوس, خود, رسد, نهایت, نهیب, بزرگی, زنها, چقدر, طول, تاریخ, عنوان, ابزار, وسیله, سوءاستفاده, لحظه, باز, اجازه, قلبش, ضربه, انتهای, ممنون, مصطفی, جانم, انتخاب, پخش, سینمایی, بست, پرویز, صیاد, سوم, قدر, آدمها, توانند, رحم, سنگدل, باشند, یکم, چشمهایم, سنگین, خواهم, چیز, دیگری, بازی, گوگوش, اسم, نازنین, بدی, فرصت, مطلب, برایش, آخرش, خراب, شلوغ, بترکد, تویش, عین, خیالم, گفتم, توی, دفتر, نوشتمش, نقدم, آزرم, کامل, فرستادم, احساس, سبکی, فرانسه, نویسندگی, دارمت, کارهایم, گیری, گذشته, رهایشان, امان, پنجم, بهانه, تولد, حسین, رویم, گرنه, مردم, سیل, فکرهای, آزار, دهنده, کلافگی, سیزدهم, کنه, بشه, هنوز, کرونا, هست, موج, میکرون, شدت, مریض, شدم, لرز, درد, شدید, چند, سمت, نوشتن, دلتنگم, چهاردهم, پایان, عزیز, زیبای, جامپ, کردن, دنیا, آمدن, نوبتمان, انباری, تلنبار, شویم, هاج, واج, سکوت, بلاتکلیف, گذرانیم, قاب, فراموش, مگر, نَکند, فهمیدیم, بیشتر, کَند, پرنفوذ, صیقل, خورده, پَرِ, مرغ, سبکیم, کفِ, قابلمه, رنگ, البته, فَراتر, هاس, خودمان, انداختیم, جرم, جوشکارها, عینک, مخصوص, کار, پاک, کاری, کردیم, انبر, جانِ, جوش, دملِ, چرکی, دیدن, بُراده, خون, چیزهای, لَزج, تُرش, چرب, چیلی, حالمان, بهم, خورد, داشتیم, نداشتیم, شِکممان, امعأ, احشأ, اشیاء, منفجر, رفت, هوا, نیمه, شبِ, بارانی, امنی, آدم, محتوای, ذهنم, آگاهند, کردی, معصومانه, تنهاییم, پانزدهم, عذر, خواهی, لیوان, چای, رایگان, دریافت, آنقدرها, اوضاع, داغان, کنید, بعد, یهویی, ادعایش, وزد, پروژه, ساختمانی, سَرِ, خیابان, مهندسِ, آبی, اورکت, سبز, نگاهش, خورشید, منعکس, هایم, تند, گربه, مَکار, دائم, حال, خوردن, زنم, دستهای, قوی, مردانه, موهایم, کنار, آخر, گنجشک, قلاب, جرثقیل, وارونه, آویزان, میله, گرفتم, پسربچه, بلوز, زرد, گرفته, گاهی, آورد, چشمانم, سَرانگشتانش, زخمی, گویی, زیاد, جویده, جوان, پشت, عاشقانه, زنن, پله, روند, میانسال, تنها, بودن, ترسناک, ترسم, سقف, پیچک, مار, سرکار, رسم, متروک, فروش, آقای, ایکس, جلوی, مغازه, ایستد, طلبکار, گوید, دیشب, بار, هیچوقت, کسی, برسد, پارک, بزنم,
Text of the page (random words):
bazan bazan باد می وزد پروژه ساختمانی سَرِ خیابان تعطیل است و آن مهندسِ چشم آبی با اورکت سبز خواب رفته اگر بود زیر نگاهش که خورشید را منعکس می کند قوز می کردم و قدم هایم را تند بر می داشتم امروز فقط برای گربه سیاه مَکار که دائم در حال خوردن است می ایستم همه جا تعطیل است من آرام تر قدم می زنم باد با دستهای قوی و مردانه اش که بوی سیگار بهمن می دهد موهایم را کنار می زند نفس های آخر بهمن است و یک گنجشک از قلاب جرثقیل وارونه آویزان شده در مترو از میله ای که من گرفتم یک پسربچه با بلوز زرد گرفته و گاهی سرش را بالا می آورد و در چشمانم زل می زند و یک دختر که تمام سَرانگشتانش زخمی و خونی است گویی آنها را زیاد جویده باشد وقتی از مترو پیاده می شوم یک دختر و پسر جوان پشت سر هم حرف های عاشقانه می زنن آنها دست در دست هم از پله ها بالا می روند من با مرد میانسال سوار آسانسور می شوم من از تنها بودن با آن مرد ترسناک نمی ترسم حتی اگر از سقف آسانسور به جای پیچک مار بیرون بیاید وقتی به سرکار می رسم در یک پاساژ قدیمی و متروک که فروش کم است آقای ایکس جلوی مغازه ام می ایستد و طلبکار می گوید با دیشب می شود سه بار که خواب تو را دیدم من هیچوقت فکر نمی کردم به خواب کسی بروم چه برسد که در پارک با او قدم بزنم از این بابت عذر خواهی می کنم همین حالا یک لیوان چای رایگان دریافت کردم آنقدرها هم اوضاع پاساژ داغان نیست که فکر کنید بعد از مدت ها شعر یهویی به خاطر باد و بی ادعایش بود ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ فرزانه برهانی نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 18 24 توسط فرزانه برهانی هیچ جای امنی دیگر نیست وبلاگ جان حس می کنم آدم ها همه از محتوای ذهنم آگاهند تو چه می کردی وبلاگ جان در نبود من من و تو چه معصومانه تنهاییم نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 15 0 توسط فرزانه برهانی نیمه شبِ بارانی بمب منفجر شد و خانه رفت روی هوا امعأ و احشأ و اشیاء شِکممان و هر چه داشتیم و نداشتیم به گه کشیده شد از دیدن بُراده های خون و چیزهای لَزج تُرش و چرب و چیلی حالمان بهم خورد دست به دست کاری کردیم و با انبر به جانِ جوش و دملِ چرکی افتادیم پاک نشد که نشد مثل جوشکارها با عینک مخصوص افتادیم به کار و خودمان را انداختیم روی صحنه جرم البته که زندگی فَراتر از این حرف هاس درست مثل کفِ قابلمه ای سیاه و رنگ و رو رفته حالا مثل پَرِ مرغ سبکیم و درست و پرنفوذ صیقل خورده ایم و فهمیدیم بیشتر از این نمی شود جان کَند مگر اینکه جان نَکند حالا مثل قاب های فراموش شده روی دیوار مدتی هاج و واج در سکوت و بلاتکلیف می گذرانیم سپس در انباری تلنبار می شویم تا نوبتمان شود درست مثل به دنیا آمدن و سپس جامپ کردن و عزیز زیبای من پایان نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 10 41 توسط فرزانه برهانی هنوز کرونا هست و ما در موج او میکرون هستیم من به شدت مریض شدم و تب و لرز دل درد شدید دارم چند وقتی است نمی نویسم حتی دلم نمی خواهد سمت کتاب و نوشتن بروم خیلی دلتنگم خدا کنه دلم خوب بشه نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 8 51 توسط فرزانه برهانی کلافگی و سیل فکرهای کشنده و آزار دهنده به بهانه تولد حسین از خانه بیرون می رویم و گرنه همین امروز می مردم نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 11 22 توسط فرزانه برهانی امروز به تو فکر می کردم وبلاگ جان به این که چه خوب که دارمت داشتم فکر می کردم مدتی است کارهایم را پی گیری می کنم مثل گذشته رهایشان نمی کنم به امان خدا صفحه فرانسه دارم صفحه نویسندگی امروز یک شعر گفتم و توی دفتر نوشتمش نقدم را هم برای آزرم کامل کردم و فرستادم از این بابت احساس سبکی می کنم خانه شلوغ است مثل اینکه بمب بترکد تویش اما من عین خیالم نیست یک فیلم قدیمی از بازی گوگوش هم دیدم به اسم نازنین فیلم بدی نبود سر فرصت مطلب می نویسم برایش آخرش را اما خراب کرده بود چشمهایم سنگین است می خواهم بخوابم دلم نمی خواهد به چیز دیگری فکر کنم فقط بخوابم نوشته شده در جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 4 29 توسط فرزانه برهانی چه قدر آدمها می توانند بی رحم و سنگدل باشند نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ ساعت 17 1 توسط فرزانه برهانی سینمایی بن بست از پرویز صیاد این فیلم روایت دختر جوانی است که عاشق می شود دختری که اهل کتاب است و در زمانه خودش روشن فکر و به دنبال روشن گری ما با ریتمی آرام و دلنشین مواجه هستیم فیلمی که هیچ عجله ندارد و بدون اطناب ایحاز دلنشینی را فراهم کرده تمام مدت منتظر بوسه اول عشاق به هم هستیم که این موقعیت در صحنه اتوبوس و نگاه در نگاه دختر و پسر به اوج خود می رسد در نهایت این فیلم نهیب بزرگی است به ما زنها که چقدر در طول تاریخ به عنوان ابزار و وسیله سوءاستفاده شده ایم من فکر می کنم اوج فیلم لحظه ای که دختر پنجره را باز می کند و به مرد اجازه می دهد به قلبش بیاید و ضربه کشنده انتهای فیلم ممنون از مصطفی جانم به خاطر انتخاب و پخش این فیلم فرزانه نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۴۰۰ ساعت 12 0 توسط فرزانه برهانی مثلا دیوار شیشه ای باشد بین من و جهان غریبه اطرافم که اگر یک روز این دیوار نباشد و با موجودات ناشناس دوروبرم زندگی کنم تو گوی شیشه ای چه می شود از خودم اگر بگویم خیلی زود ترک بر می دارم خردُ خاکشیر می شوم شاید هم آب شوم و حل شوم در غالب یک موجود ناشناس دیگر اما اگر یک پرده شیشه پنجره دیوار چوبی حصیری و یا سنگی باشد می توانم دوباره نفس بکشم رسول یونان شعر زیبایی دارد سرزمین های دور زیباست پراگ استامبول شانگ های و تو مثل سرزمین های دور زیبایی نزدیک نشو محبوب من نوشته شده در پنجشنبه نهم دی ۱۴۰۰ ساعت 11 12 توسط فرزانه برهانی درخت به درخت سپیدار تکه کاغذ سپید دستمال کاغذی مچاله شده می گذرم پرنده ای خشک و نامعلوم سرش را به پنجره می کوبد کوپه خالی است و ریل جیغ را به سرش کشیده تو در خانه سوار بر کوپه من در کوپه سوار بر خانه یک دسته گوریل با شتاب می گذرند چیزی در گلو بالا و پایین می افتد و در میانه راه گیر می کنند سنگی روی کاناپه به پایم زنجیر شده است با چشم های بدقواره و باباقوری قلبم را قورت می دهم و درخت به درخت می شمارم با انگشتان قوز کرده ام مردهای سیاه پوست سجده کرده با زبانی نامشخص دود مشمئز کننده و سیاهی خانه را اِشغال کرده سیگار شماره نه صندلی روبروِ کوپه را جمع می کنم شیشه های شکسته پرنده سیاه را می ایستم روبروی پنجره با دست های خونی صخره ها در برابرم قطار اگر توقف کند از خودم پیاده می شوم کلاهم را از سر در می آورم و روی ریل می خوابم سبک گرم و نرم عاصی قطار اگر از خودش پیاده شود از خودش بگذرد چه قطار اگر مثل فیلترِسیگار زردنبو زیر پایم له شود دوباره نفس می کشد زبانش را تشخیص می دهم از هم بوی زمخت آهن همه جا را پر کرده است بوی نا بوی کافور باید سرم را پیدا کنم فرزانه برهانی ۲۶آذر ۱۴۰۰ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر ۱۴۰۰ ساعت 12 56 توسط فرزانه برهانی مطالب قدیمی تر وقتی شاعری می میرد اول از همه خدا خبردار میشود فاضل حسنو اغلارجا خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۲ اسفند ۱۴۰۰ بهمن ۱۴۰۰ دی ۱۴۰۰ آذر ۱۴۰۰ آبان ۱۴۰۰ مهر ۱۴۰۰ شهریور ۱۴۰۰ مرداد ۱۴۰۰ تیر ۱۴۰۰ خرداد ۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ بهمن ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ مهر ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ کد موسیقی لایت شماره 4 blogfa com
|