Meta tags:
description= دنباله سكوت مرا بگير و بيا;
Headings (most frequently used words):
در, می, به, من, از, دلم, مرا, گریه, اما, این, های, که, ام, است, را, نه, یا, علیهم, دنباله, سكوت, بگير, بيا, یعقوب, کرد, یوسف, رسید, آه, کنم, تو, نمی, رسم, خواب, سرم, پریده, هوای, توست, وسعِ, تحمّلِ, انتظار, نیست, بوی, ماه, دهی, آسمانم, بمان, ممکن, نبود, اصلا, نو, بسازی, تا, خرابه, کاملا, ویران, نمیشد, برای, شب, تنهای, یک, دختر, اگرچه, مثل, درختی, خورده, صاعقه, ولی, هنوز, پر, ساقه, سابقه, پیله, کرده, غصه, چشمانم, بگذریم, نگاه, كن, كه, شعله, ور, شود, حرفهایی, هست, دنیا, تلخ, شیرین, فقط, مزه, کشک, دهد, بافی, تار, صبر, درد, انعمت, مغضوب, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
أشهد (22), أنَّ (22), این (18), نوشته (17), است (17), شده (15), باشد (13), ۱۳۹۲ (13), های (10), ساعت (10), توسط (10), نرگس (10), ۱۳۹۳ (8), توی (8), برای (7), وقتی (7), اما (7), دلم (7), ادامه (6), همین (6), هست (6), دست (6), الله (5), چند (5), زمین (5), نیست (5), شود (5), دیگر (5), فرقی (5), برو (5), مرا (5), خانه (4), همان (4), روز (4), بعد (4), خوب (4), میشود (4), کند (4), آید (4), میکند (4), کرده (4), داریم (4), تنها (4), راه (4), منم (4), ولی (4), کشتی (4), آسمان (4), خودت (4), بگذار (4), کنیم (4), اِلى (4), کنم (4), درد (3), دلتنگی (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), تیر (3), شهریور (3), روزی (3), نوشتم (3), وقت (3), حال (3), حرف (3), کرد (3), میان (3), خسته (3), کمی (3), اند (3), پناه (3), سایه (3), علی (3), جمعه (3), تلخ (3), خودم (3), باران (3), فقط (3), سوار (3), تمام (3), مرد (3), اهل (3), هفته (3), کسی (3), فیلم (3), نيست (3), شوم (3), هام (3), شما (3), سرم (3), عَلَيْكَ (3), اللَّهِ (3), رسیده (3), گریه (3), چشمان (2), انتظار (2), تازه (2), باز (2), مرداد (2), مهر (2), آبان (2), آذر (2), ۱۳۹۴ (2), کردم (2), بریده (2), حسین (2), دویدم (2), امروز (2), چهارشنبه (2), روزها (2), اینکه (2), نوشتن (2), زیاد (2), لای (2), دقیقه (2), پیدا (2), دلی (2), آرامش (2), نمی (2), خواند (2), انگار (2), آنقدر (2), تار (2), بگو (2), دور (2), بار (2), دیر (2), هستی (2), مغیث (2), علیهم (2), یکم (2), مثل (2), بود (2), گذرد (2), ببین (2), بزرگ (2), مادرتون (2), غذا (2), آوردم (2), براتون (2), گرگ (2), خورده (2), زیر (2), افتاده (2), نوشت (2), یوسف (2), آنکه (2), رسید (2), گفت (2), نام (2), فرو (2), نشست (2), چشمه (2), چشم (2), کرانه (2), روی (2), گرفته (2), پاره (2), طوفانی (2), طوفان (2), خواهد (2), رود (2), درمان (2), فارالتنور (2), شنبه (2), کاش (2), بهانه (2), مارا (2), سلام (2), میدانی (2), تورا (2), کار (2), یادت (2), رفتن (2), کورمال (2), دارد (2), نور (2), عادت (2), غصه (2), بیست (2), ملالي (2), رنج (2), خستگی (2), آورم (2), اَلسَّلامُ (2), اَباعَبْدِاللَّهِ (2), مِنّى (2), خدا (2), فکر (2), شان (2), همه (2), اله (2), بودنت (2), ناگفته (2), بيني (2), كني (2), ترین (2), دنباله (2), سكوت (2), بگير (2), بيا (2), blogfa, com, هیئت, المهدی, عجل, تعالی, آفتاب, طلبه, میخواهد, دین, داشته, پلاک, هشت, حسینیه, نیایش, بانو, ساده, اوّاه, صدای, سکوت, عبد, الحمید, دیالمه, روضه, الغریب, الی, الحبیب, خواستگار, عصفور, قشنگ, نظر, مگو, کلاغ, پیوندها, اسفند, ۱۳۹۱, خرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, نیت, شدن, روحم, قرآن, آمد, وفدیناه, بذبح, عظیم, یقه, لباسم, فدای, حنجر, جوانیم, نذر, قدر, خوردم, بلند, شدم, دوباره, رسیدم, میدانم, دلــــم, مطالب, قدیمی, نهم, کمترمی, نویسم, حرفی, گفتن, اتفاقا, ترمز, مشکل, صباحی, صفحات, کیبورد, بیند, شنود, پای, عجز, سطر, برایتان, عرضه, شفافیم, قاتلان, درونمان, پیداست, دریای, شهرمان, چنان, عنکبوت, موجهایش, تند, چگونه, بخندم, لبهایم, مین, گذاری, کاشفان, کوچه, بستیم, حرفهای, پیامبری, بفرست, گوش, راستی, زور, میزنی, اشکت, نمیریزد, معنایش, تشریف, آوردی, سنگِ, دلِ, مرده, انداخته, لابلای, کلماتم, نَفَس, میکشی, میروی, آغوشم, میگیری, واژه, هایم, خدایا, اینک, بخواه, مظلومیت, جان, جانانم, دادمان, برس, خواستنی, خواستیم, بافی, صبر, انعمت, مغضوب, مغرور, قهوه, صفات, زمانی, لحظه, برایم, سال, چقدر, نیستی, سراغم, گیرند, گرگهای, احساس, دستان, آسیاب, سپید, جمله, همیشگی, حبه, انگور, نیستم, منگول, حتی, شنگول, شهر, خراب, نبودنت, زوزه, کشیده, رمیده, سند, آزاد, ازبند, غیر, مردم, گیجه, چاهی, باشی, حرفهایی, دنیا, شیرین, مزه, کشک, دهد, دوشنبه, هجدهم, فرمان, تنور, جوشید, اهلت, واو, اهلش, شوید, برآنکه, خداست, روان, شدنش, لنگر, انداختنش, گفته, بدار, باریدن, خشک, امر, جودی, دخترکی, یتیم, غزه, پسرکی, برهنه, افغانستان, زنهای, بیوه, عراق, زنی, باختری, قنداقه, خونی, بچه, سرفه, سردشت, گاز, خردل, کبدش, بیاید, کسیب, گوشش, خوانده, احمل, اهلک, میشوند, بسم, مجری, مرسی, رکب, نجی, تخلف, هلک, وآن, امانی, صدایی, پیچد, ببر, نبار, آهسته, انزلنی, منزلا, مبارکا, انت, خیر, المنزلین, دعایش, مستجاب, بشریت, منزل, مبارک, مجاهدان, سوریه, لبنان, ایران, باید, ابر, فرموده, قائم, شباهتی, نوح, هود, نگاه, شعله, ششم, حالا, نامی, مقدس, نهاده, نداشت, عطر, داشت, یاد, احیاء, واصل, بضاعتی, حسرت, برسان, ازین, کویر, وحشت, سلامتی, گذشته, مردگان, وصلت, رزقت, خجالت, نکشیم, عمر, بازی, نقد, عکس, بچسبانیم, نشان, بدهیم, سهل, زنده, نگه, برایت, یادبود, یادمان, گرامیداشت, بگیریم, مدیون, خود, اینها, نمیشناسی, نمیدانی, تکرار, انداختن, نرفتن, خیال, پرواز, خوردن, حصار, دیوار, تاریکخانه, خبری, عالمی, چشمهای, نگرانت, ندوز, اینجا, خوشیم, دعایمان, نکن, ظلمت, اگر, اخراجمان, کنند, راهی, سوی, نداریم, بده, برنگرد, بردار, دلمان, عادات, سخیف, تنگ, زحمت, نده, قبرستان, نشینی, شهید, ازلی, ابدی, وجود, نشسته, پیله, چشمانم, بگذریم, گرد, خاکی, چيزي, براي, باختن, داشتن, بحبوحه, شلوغی, مصیبت, دردها, آدم, گاه, جایی, فارغ, سیّاره, مصایبش, بشود, بنشینی, جایِ, دِنج, آبِ, خنک, اسم, شماها, کهفُ, الوَری, وسط, حتّی, شانه, سنگینیِ, بارها, غارِ, کدام, تان, کلّکم, نورُ, واحِد, عادتِ, گذاشته, میز, جاری, ثارَ, ابْنَ, ثارِهِ, اَباعَبْدِالله, نرسیده, کهفِ, اِنّى, اَتَقَرَّبُ, رَسُولِهِ, اميرِالْمُؤْمِنينَ, فاطِمَةَ, اِلَى, الْحَسَنِ, اطمینان, سبک, برمی, دارم, اشک, پاک, یادم, بگویم, عَلَى, الاَْرْواحِ, الَّتى, حَلَّتْ, بِفِناَّئِكَ, سَلامُ, اَبَداً, بَقيتُ, بَقِىَ, اللَّيْلُ, النَّهارُ, لاجَعَلَهُ, اللَّهُ, آخِرَ, الْعَهْدِ, لِزِيارَتِكُمْ, اگرچه, درختی, صاعقه, هنوز, ساقه, سابقه, بیستم, دوست, بزند, خیلی, عطرشان, مدت, ماند, مادرها, تنهای, دختر, پنجشنبه, یازدهم, رکعت, خلوتِ, آخر, خداحافظی, راهم, استکان, انگشت, دهان, میانِ, کلمه, آسیمه, بلا, تکلیف, یقین, ریخت, کفِ, سنگینی, سمت, شریکی, فرمانرواییت, قصه, نانوشته, خوانی, شماتت, بجاست, لطافتت, جاست, گناهانم, پرده, پوشي, تهي, ناچيزم, كوله, بارم, خالي, مخلوق, توام, خالقی, دردهايم, داني, افتادگي, گيري, هدایتت, روشن, بدیهی, معرفتت, معروفت, شناخت, حقارتم, میبینی, جلوه, میدهی, فراتر, آنی, فهم, درآیی, کمتر, آنم, لاف, درک, بزنم, احاطه, بیش, محیط, شاهد, ناظر, گواه, جهانی, مهرباني, نظير, وقفه, حاضرترینی, شنواترینی, بدلیل, ترینی, الا, محمد, رسول, ممکن, نبود, اصلا, بسازی, خرابه, کاملا, ویران, نمیشد, نگرانم, چیست, چون, دلهره, جانم, بوی, ماه, دهی, آسمانم, بمان, هفتم, جزء, 40میلیون, زائر, کربلاا, نیستیم, بیابشینیم, رفیق, لبخند, زدم, گفنم, یعنی, لیاقت, جزو, 313, یار, امام, زمانمون, باشیم, امشب, دوستم, میزدم, دفعه, خواب, پریده, هوای, توست, وسعِ, تحمّلِ, یکشنبه, هشتم, همانطور, الانم, نباشي, دنيا, نميخواهم, اينجا, ميشود, تنهايي, شكستگي, یعقوب, رسم,
Text of the page (random words):
دنباله سكوت مرا بگير و بيا دنباله سكوت مرا بگير و بيا یعقوب گریه کرد و به یوسف رسید آه من گریه می کنم به تو اما نمی رسم اينجا ميشود خانه تنهايي و دل شكستگي من تو كه نباشي دنيا نميخواهم باشد همانطور كه الانم نيست نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 17 35 توسط نرگس خواب از سرم پریده دلم در هوای توست در وسعِ من تحمّلِ این انتظار نیست امشب با دوستم حرف میزدم یه دفعه گفت یعنی لیاقت داریم جزو 313 تا یار امام زمانمون باشیم یه لبخند زدم و گفنم بیابشینیم گریه کنیم رفیق ما جزء 40میلیون زائر کربلاا هم نیستیم نوشته شده در جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ ساعت 16 16 توسط نرگس بوی ماه می دهی در آسمانم بمان این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است من اما نگرانم نوشته شده در جمعه سی ام آبان ۱۳۹۳ ساعت 22 28 توسط نرگس ممکن نبود اصلا مرا از نو بسازی تا این خرابه کاملا ویران نمیشد دو رکعت خلوتِ آخر ِ شب که می رود تمام شود رسیده به سلام ِ خداحافظی به این فکر می کنم که راهم از میان همان استکان های تلخ ِ انگشت به دهان می گذرد نه از میانِ آن همه کلمه ی سر آسیمه ی بلا تکلیف کاش کمی یقین می ریخت کفِ دلم ان وقت دلم سنگینی می کرد سمت آسمان أشهد أنَّ که شریکی نیست در فرمانرواییت در اله بودنت خدا بودنت أشهد أنَّ كه هم قصه نانوشته خوانی هم غصه ناگفته میدانی أشهد أنَّ که هم شماتت بجاست و هم لطافتت به جاست أشهد أنَّ كه گناهانم را مي بيني و پرده پوشي مي كني أشهد أنَّ كه تهي دست ناچيزم و كوله بارم خالي است أشهد أنَّ که مخلوق توام و خالقی جز تو مرا نیست أشهد أنَّ كه دردهايم را مي داني و درمان مي كني أشهد أنَّ كه افتادگي مرا مي بيني و دست مي گيري أشهد أنَّ كه هدایتت روشن ترین و بدیهی ترین است أشهد أنَّ كه معرفتت معروفت تر از شناخت من است أشهد أنَّ كه حقارتم را میبینی و بزرگ جلوه ام میدهی أشهد أنَّ كه تو فراتر از آنی که در فهم من درآیی أشهد أنَّ كه من کمتر از آنم که لاف درک تو بزنم أشهد أنَّ كه احاطه ات بیش از محیط من است أشهد أنَّ که شاهد و ناظر و گواه هر دو جهانی أشهد أنَّ كه مهرباني ات بي نظير است أشهد أنَّ كه بی وقفه حاضرترینی أشهد أنَّ كه ناگفته شنواترینی أشهد أنَّ كه بی بدلیل ترینی أشهد أنَّ لا اله الا الله أشهد أنَّ محمد رسول الله أشهد أنَّ علی ولی الله نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 13 8 توسط نرگس برای شب های تنهای یک دختر مادرها عادت شان است عطرشان مدت ها پس از رفتن شان توی خانه می ماند من فکر می کنم کسی که تنها باشد کسی که خیلی تنها باشد دوست دارد فقط با خدا حرف بزند نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 23 21 توسط نرگس اگرچه مثل درختی که خورده صاعقه ام ولی هنوز پر از ساقه است سابقه ام خب توی بحبوحه این شلوغی ها این مصیبت ها رنج ها خستگی ها دردها آدم پناه گاه می خواهد دیگر یک جایی که روزی چند دقیقه هم شده فارغ از این سیّاره رنج و مصایبش بشود بنشینی یک جایِ دِنج که سایه باشد آبِ خنک باشد آرامش باشد بعد وقتی اسم ِ شماها کهفُ الوَری باشد هر روز این وسط ها که کم می آورم که تنها می شوم که حتّی از خودم هم خسته می شوم که شانه هام خم می شود از سنگینیِ این بارها پناه می آورم به شما به غارِ شما چه فرقی می کند به کدام تان کلّکم نورُ واحِد این چند روز ولی هر بار که به عادتِ خستگی سرم را گذاشته ام روی میز همین که بر لب هام جاری شده اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ به يا اَباعَبْدِالله یش رسیده و نرسیده به کهفِ شما رسیده ام يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ آب هست سایه هست نور هست اطمینان هست سبک که می شوم سرم را که برمی دارم اشک هام را که پاک می کنم یادم می آید بگویم اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ ملالي نيست جز ملالي كه نيست چه خوب است چيزي براي باختن داشتن چه گرد و خاکی گرفته این خانه ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 18 20 توسط نرگس پیله کرده غصه در چشمانم اما بگذریم ای شهید ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای به خودت زحمت نده ما عادت داریم به قبرستان نشینی دست بردار و برو که ما دلمان برای عادات سخیف تنگ میشود دعایمان نکن که از ظلمت اگر اخراجمان کنند راهی به سوی نور نداریم تو به راه خودت ادامه بده برنگرد چشمهای نگرانت را به ما ندوز ما اینجا خوشیم تاریکخانه های بی خبری هم عالمی دارد کورمال کورمال دست به دیوار حصار تکرار انداختن هی رفتن و نرفتن هی خیال پرواز و با سر زمین خوردن اینها را تو که نمیشناسی و نمیدانی برو برو بگذار برایت یادبود و یادمان و گرامیداشت بگیریم و تو را مدیون خود کنیم بگذار یادت که سهل ست خودت را هم زنده نگه داریم بگذار به یادت یک هفته فیلم نقد کنیم یک هفته عکس بچسبانیم فیلم نشان بدهیم یک عمر فیلم بازی کنیم برو بگذار خجالت هم نکشیم تورا با ما چه کار برو پی وصلت و رزقت تورا با مردگان چه کار فقط تو که ازین کویر وحشت به سلامتی گذشته ای خودت که میدانی برسان سلام مارا حسرت ما را و دلتنگی ما را بی کسی ما را بی بضاعتی مارا بهانه نوشت اینکه حالا نوشتم نه برای هفته ای بود که نامی مقدس بر آن نهاده اند که ای کاش نام نداشت اما کمی هم که شده عطر داشت دیر تر نوشتم که بهانه ام دلتنگی باشد نه یاد ی از احیاء واصل ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15 21 توسط نرگس من را نگاه كن كه دلم شعله ور شود تا آنکه فرمان ما رسید و از تنور آب جوشید اهلت را بر آن کشتی سوار کن واو به اهلش گفت سوار شوید برآنکه به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش و گفته شد ای زمین آب را فرو بر و ای آسمان دست بدار از باریدن پس آب خشک شد و امر تمام شد و کشتی بر جودی نشست چه فرقی میکند فارالتنور چشمه چشم های دخترکی یتیم توی غزه باشد یا پسرکی پا برهنه توی افغانستان یا آه زنهای بیوه توی عراق آه آن زنی باشد که توی کرانه باختری قنداقه خونی بچه اش را روی دست گرفته یا سرفه های آن مرد توی سردشت که گاز خردل کبدش را پاره پاره کرده چه فرقی میکند طوفانی در راه است مرد که بیاید انگار کسیب در گوشش خوانده باشد احمل فی ها اهلک اهل او سوار میشوند بر آن کشتی که بسم الله مجری ها و مرسی ها که من رکب فی ها نجی و من تخلف عن ها هلک وآن روز دیگر جز اهل او را از طوفان امانی نیست بعد صدایی میان زمین و آسمان می پیچد زمین آب را فرو ببر آسمان نبار بعد مرد آهسته زیر لب می خواند رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین و دعایش مستجاب می شود و طوفان تمام میشود و کشتی بشریت بر آن منزل مبارک خواهد نشست چه فرقی میکند فارالتنور چشمه چشم ها ی مجاهدان در سوریه باشد یا لبنان و ایران طوفانی در راه است باید اهل او شد چشمان من ابر است و هی باران می آید اما بگو کی می رود این درد و کی درمان می آید فرموده اند قائم ما را شباهتی هست به نوح هود 40 44 ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12 42 توسط نرگس حرفهایی هست در دنیا که نه تلخ است نه شیرین فقط مزه کشک می دهد این روزها هر لحظه اش برایم یک سال می گذرد ببین چقدر بزرگ شده ام وقتی نیستی زیاد سراغم را می گیرند گرگهای احساس با همان دستان در آسیاب سپید با همان جمله ی همیشگی منم منم مادرتون غذا آوردم براتون ولی من دیگر حبه انگور نیستم و منگول و حتی تر شنگول خودم یک پا گرگ باران خورده ام آنقدر که در این شهر خراب نبودنت را زیر باران زوزه کشیده ام ببین رمیده ام سند آزاد کرده است دلم ازبند تو و غیر تو خودم دور افتاده ام آی مردم آی منم منم مادرتون غذا آوردم براتون من گیجه نوشت وقتی ته چاهی دیگر چه فرقی می کند یوسف باشی یا گرگ مغرور و تلخ مثل قهوه صفات من بود زمانی حال دلم خوب میشود ادامه نوشته نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14 38 توسط نرگس می بافی تار صبر را به درد دلم یا انعمت علیهم یا مغضوب علیهم خواستنی ها را خواستیم اینک تو بخواه برای ما به حق علی به حق مظلومیت علی به حق جان جانانم به دادمان برس یا مغیث من لا مغیث له این روزها کمترمی نویسم نه برای اینکه حرفی برای گفتن نیست و وقتی برای نوشتن نه اتفاقا حرف زیاد است و وقت هم می شود لای این دقیقه های ترمز بریده پیدا کرد مشکل دلی ست که چند صباحی ست آرامش ش را لای صفحات کیبورد پیدا نمی کند دلی که می بیند می شنود می خواند اما وقتی پای نوشتن به میان می آید انگار با عجز همین چند سطر را برایتان عرضه میکند امروز آنقدر شفافیم که قاتلان درونمان پیداست و دریای شهرمان چنان خسته است که عنکبوت بر موجهایش تار می تند با من بگو چگونه بخندم وقتی که دور لبهایم را مین گذاری کرده ای ما کاشفان کوچه های بن بستیم حرفهای خسته ای داریم این بار پیامبری بفرست که تنها گوش کند راستی وقتی هر چه زور میزنی اشکت نمیریزد معنایش این است که کمی دیر تشریف آوردی سنگِ دلِ مرده ات را انداخته اند دیگر اما همین که هستی همین که لابلای کلماتم نَفَس میکشی راه میروی در آغوشم میگیری همین که پناه ِ واژه هایم شده ای همین که سایه ات هستی خدایا ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17 52 توسط نرگس مطالب قدیمی تر روزی به نیت تازه شدن روحم قرآن باز کردم آمد وفدیناه بذبح عظیم همان روز توی یقه ی لباسم نوشتم فدای حنجر بریده ی حسین چند وقت بعد جوانیم را نذر حسین کردم و آن قدر دویدم زمین خوردم بلند شدم دوباره دویدم تا به امروز رسیدم و میدانم که حال دلــــم خوب میشود روزی خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین تیر ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ فروردین ۱۳۹۳ دی ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ پیوندها مگو های یک کلاغ نظر باز یه حس تازه و قشنگ عصفور خواستگار من الغریب الی الحبیب روضه های ما عبد الحمید دیالمه صدای سکوت دلتنگی اوّاه ساده انتظار نیایش بانو حسینیه دل پلاک هشت طلبه ای که میخواهد درد دین داشته باشد چشمان آفتاب هیئت المهدی عجل الله تعالی blogfa com
|