Meta tags:
keywords= در پیچ و خم زندگی,bluemother;
description= در پیچ و خم زندگی - ;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
شده (22), یاسمین (19), مامان (16), ۱۳۹۱ (12), ۱۳۹۲ (11), نوشته (11), توسط (10), بود (9), آذر (8), شنبه (8), کنم (7), روز (7), خونه (7), برای (7), خودم (7), مهر (6), ۱۳۹۰ (6), آبان (6), شدم (6), همه (6), کنه (6), وبلاگ (6), سال (6), ۱۳۹۳ساعت (6), کرده (6), نمی (6), بعدش (6), بهمن (5), فروردین (5), ۱۳۹۳ (5), خوب (5), درست (5), تبریک (5), مادر (5), حالا (5), خیلی (5), بعد (5), صبح (5), خودش (5), ساعت (5), باشه (5), زندگی (4), های (4), ذوق (4), انقدر (4), منم (4), ولی (4), چند (4), مرداد (3), شهریور (3), کردم (3), برا (3), این (3), نویسی (3), دلم (3), پیش (3), معلم (3), اول (3), دیگه (3), کامنت (3), منو (3), ظهر (3), اصلا (3), وقتم (3), پیچ (3), کار (3), سوم (3), ۱۳۹۴ساعت (3), بزرگ (3), جمع (3), کلمه (3), باید (3), تیکه (3), بیام (3), فردا (3), دوستای (3), اینکه (3), اسفند (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), تیر (2), ۱۳۹۴ (2), خدا (2), کودکم (2), روزت (2), مبارک (2), سفر (2), برفی (2), اندر (2), احوالات (2), آموزش (2), راه (2), دور (2), مشغله (2), سالگی (2), انگاری (2), تنگ (2), مرگیدم (2), یکشنبه (2), بیستم (2), ادامه (2), برف (2), اینا (2), هفته (2), کردیم (2), بچه (2), زحمت (2), بشه (2), تکنولوژی (2), تدریس (2), کلاس (2), خوره (2), اینه (2), بازی (2), توی (2), مامانم (2), اینم (2), بیا (2), یادش (2), وقته (2), ننوشتم (2), دوستان (2), زنم (2), امروز (2), گفت (2), مهد (2), میاد (2), ریم (2), پای (2), مشغول (2), مرکز (2), همین (2), بذارم (2), رسه (2), تونم (2), تاخیر (2), دارم (2), دخترم (2), یاد (2), گرفته (2), کلمات (2), انگلیسی (2), مهمون (2), توضیح (2), البته (2), کرد (2), کاغذ (2), انشالله (2), قبل (2), بنویسم (2), شروع (2), جور (2), مثل (2), ببینم (2), اومده (2), آشپزخونه (2), وقت (2), حرف (2), رشته (2), صدا (2), دار (2), پیدا (2), دیکته (2), بگو (2), others, لذت, آشپزی, categories, آرشيو, archives, پروفایل, قالب, ایمیل, خانه, menu, وَإِن, يَكَادُ, الَّذِينَ, كَفَرُوا, لَيُزْلِقُونَكَ, بِأَبْصَارِهِمْ, لَمَّا, سَمِعُوا, الذِّكْرَ, وَيَقُولُونَ, إِنَّهُ, لَمَجْنُونٌ, وَمَا, هُوَ, إِلَّا, ذِكْرٌ, لِّلْعَالَمِينَ, متولد, هستم, مهندس, کامپیوتر, ازدواج, ساکن, فهمیدم, علی, رغم, سختی, خواهیم, شاد, خانواده, مون, کنیم, سکوت, کردن, برابر, ناملایمتی, دیگران, تمرین, روزی, هدایت, شهر, حضرت, معصومه, امیدم, فقط, همسرم, کوچولومه, about, pars, skin, design, آخرين, مطالب, چهارشنبه, شانزدهم, هفدهم, سلام, بریم, مطلب, تصویری, خدمت, باشم, حسابی, بگم, ندیده, بودیم, عاشورا, نذری, پزون, حلیم, پختیم, شبانه, حرکت, سمت, ولایت, مادریمان, دلتان, بخواهد, سرما, کلی, کیف, http, gilancactus, blogfa, com, گیلان, کاکتوس, کلیک, لینکه, بکنید, موتور, جستجو, وارد, یکم, روزها, مدارس, کشیده, مجبور, طوری, اینترنت, استفاده, کنند, درد, اولی, خوبیش, سرگرم, مشغوله, فال, تماشا, دبستان, یکی, مونده, بازنشستگیش, الان, مجبوره, بزنه, تلفنی, بده, چهاردهم, دستم, نوشتن, ممنون, محبت, آمیزتون, امیدوارم, سرم, خلوت, بهتون, سوزه, براش, پرخاشگر, طفلکی, اسیر, مخصوصا, ظهرها, عادت, رست, مربیان, بخوابه, نخوابیده, ببر, بخوابون, سرویس, ساعتی, هستیم, جای, تاپم, کارای, دوست, ندارم, اومدم, همینجوری, افتادم, نزدیک, ماهه, حال, روزم, دونم, چرا, برنامه, کاری, فشرده, جنازه, آخر, تعطیل, گلخونه, خاک, بزرگترین, کاریابی, عنوان, مدیر, پروژه, اونجام, تاپ, باز, لااقل, بخونم, بیست, براتون, روزهای, سرشار, شادی, سلامتی, آرزو, ناز, کامل, بلده, اعداد, سیلابی, روان, یزرگتر, هجی, نهایت, خودت, صحبت, خصوصی, باباش, خانمی, لباساش, آداب, پذیرایی, قشنگ, سینی, چطوری, بگیری, جلو, دادن, امسال, شمع, جشن, تولد, سالگیش, فوت, رفت, انگار, دیروز, دخترک, دنیا, اومد, کادوی, آماده, دستای, کوچولوش, عالمه, چسب, چسبونه, کادو, روزمو, چقدر, زود, دوباره, مهربون, مادرهای, فداکار, همیشه, سایه, مامانا, بالای, سرمون, وقتی, خواب, تصمیم, گیرم, خوابیدنم, هامو, مرور, فایده, حجم, کاریم, بالاست, فرصت, فعلا, همینقدر, کافیه, کمی, ذهنمو, بازم, میون, باشگاه, مجبورم, باهاش, برم, دوره, ورزشی, شرکت, خواهم, هدر, نشه, صبحونه, تایی, خوریم, ترتیب, مهدی, برمی, گردم, داری, دبستانی, شیفتش, هاست, بنابراین, داره, هفتم, باورم, قدیما, دوستام, برام, گذاشته, باشن, قشنگی, دیدن, عزیزم, باهاشون, خاطره, وبلاگی, داشتم, ریابی, ایر, گوگل, سرچ, کنید, kasbokareiran, دات, لینکشه, فکر, لینک, پنجم, ششم, سایت, دست, احدا, پدرم, سرش, کارفرما, فوق, العاده, حساسه, سلیقه, همش, خوام, هنوز, نرفتم, اوضاع, مطمئنم, جیغم, لحظه, فول, خجالت, کشیدم, دداشتن, بالیدم, بدون, بندازه, کاراشو, نپخته, چسبونده, اون, کنارش, دیکتیشنش, قول, تموش, رفته, کاردستی, برگشته, داده, بیاد, صداش, نقاشی, کشید, بیاو, انگلیسیه, کلماتی, خونده, گفتم, توش, صدای, اندازه, بچگی, هاش, شیرین, نیست, کاراش, غرق, روزمرگی, کمتر, یام, انگیزه, داشتن, خوبی, شماها, گلم, رسما, مرگ, کردین, ۱۳۸۹ساعت,
Text of the page (random words):
در پیچ و خم زندگی در پیچ و خم زندگی نوشته شده در سه شنبه سوم فروردین ۱۳۸۹ساعت 18 0 توسط مامان یاسمین ذوق مرگیدم اصلا باورم نمی شد مثل قدیما بیام و ببینم دوستام برام کامنت گذاشته باشن انقدر حس قشنگی بود دیدن کامنت دوستای عزیزم که باهاشون چند سال خاطره وبلاگی داشتم دوستای گلم منو رسما ذوق مرگ کردین یاسمین بزرگ شده و دیگه اندازه بچگی هاش شیرین نیست که از کاراش بنویسم و منم غرق روزمرگی شدم و کمتر می یام و سر می زنم ولی حالا پر از انگیزه ام با داشتن دوستای خوبی مثل شماها امروز یاسمین بعد از اینکه چند تا نقاشی کشید گفت بیاو دیکته بگو خوب دیکته اش هم انگلیسیه و من باید کلماتی پیدا می کردم که خونده باشه چند تا کلمه گفتم اومده می گه مامان کلمه ای بگو که توش صدای س باشه بعد توضیح داده که هر وقت c بعدش i e y بیاد صداش س می شه حالا بیا و س صدا دار پیدا کن بعدش که دیکتیشنش به قول خودش تموش شده رفته تو آشپزخونه بعد با یه کاردستی برگشته که با رشته آش برا خودش درست کرده بود حرف c رو با رشته های آش نپخته تیکه تیکه شده رو کاغذ چسبونده بود و اون سه حرف صدا دار هم کنارش درست کرده بود یه لحظه از اینکه وقتم فول شده و برای یاسمین نمی تونم وقت بذارم از خودم خجالت کشیدم ولی از دداشتن دخترم به خودم بالیدم بدون اینکه منو تو زحمت بندازه خودش کاراشو کرده البته هنوز نرفتم اوضاع آشپزخونه رو ببینم مطمئنم جیغم در میاد یه سایت در دست احدا دارم که پدرم سرش در اومده کارفرما فوق العاده حساسه و خیلی سلیقه ای کار می کنه و همش می گه هر چی من می خوام باید باشه کا ریابی ایر ان تو گوگل سرچ کنید kasbokareiran دات ir لینکشه فکر کنم لینک پنجم ششم باشه نوشته شده در شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ساعت 17 2 توسط مامان یاسمین انگاری دلم تنگ شده بود چند وقتی می شه که ننوشتم هر شب قبل خواب با خودم تصمیم می گیرم که بیام بنویسم و قبل خوابیدنم نوشته هامو مرور می کنم ولی چه فایده انقدر حجم کاریم بالاست که اصلا فرصت نمی کنم خوب یاسمین می ره پیش دبستانی و شیفتش هم صبح هاست بنابراین روز من از ساعت 6 صبح شروع می شه و تا ساعت 10 30 تا 11 شب ادامه داره صبحونه رو سه تایی با هم می خوریم بعدش به ترتیب مهدی و یاسمین می رن و بعدش منم خونه رو جمع و جور می کنم و ساعت 8 می رم سر کار ظهر ساعت 3 30 برمی گردم خونه و بعدش خونه داری و یه روز در میون هم یاسمین می ره باشگاه و مجبورم باهاش برم و از فردا هم انشالله منم که می رم تو یه دوره ورزشی شرکت خواهم کرد که وقتم هدر نشه فعلا برای شروع همینقدر کافیه تا فردا پس فردا که کمی ذهنمو جمع و جور کنم و بازم بیام نوشته شده در سه شنبه سوم آذر ۱۳۹۴ساعت 16 30 توسط مامان یاسمین سال نو روز مادر 6 سالگی اول سال نو رو با تاخیر تبریک می گم و براتون روزهای خوب و سرشار از شادی و سلامتی رو آرزو دارم دوباره با تاخیر روز مادر رو اول از همه به مادر مهربون خودم بعد به همه مادرهای فداکار تبریک می گم انشالله همیشه سایه همه مامانا بالای سرمون باشه انگار همین دیروز بود که دخترک ما به دنیا اومد من مامان شدم و حالا برای من کادوی روز مادر آماده می کنه و با دستای کوچولوش یه عالمه چسب می چسبونه به یه تیکه کاغذ کادو و با ذوق روزمو تبریک می گه چقدر زود بزرگ شد امسال شمع جشن تولد 5 سالگیش رو فوت کرد و رفت تو 6 سال خانمی شده برا خودش لباساش رو تا می کنه آداب پذیرایی از مهمون رو یاد گرفته و قشنگ توضیح می ده که سینی رو چطوری باید بگیری جلو مهمون البته اینا رو تو مهد یادش دادن ساعت رو کامل بلده و جمع اعداد رو تا 20 یاد گرفته کلمات یه سیلابی انگلیسی رو خیلی روان می خونه و کلمات یزرگتر هجی می کنه و در نهایت به کلمه می رسه و برای خودت انگلیسی صحبت می کنه و معلم خصوصی باباش شده اینم ناز دخترم بزرگ شده نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17 17 توسط مامان یاسمین مشغله خیلی وقته ننوشتم و دستم دیگه به نوشتن نمی ره خیلی وقته نمی تونم در لپ تاپ و باز کنم و لااقل دوستان رو بخونم توی بزرگترین مرکز کاریابی قم به عنوان مدیر پروژه مشغول به کار شدم و صبح ها تا 2 اونجام و از 2 تا 6 هم می رم تدریس جنازه ام می رسه خونه و آخر هفته هم که دو روز تعطیل می شم می ریم تو گلخونه و خاک بازی خیلی از زندگی افتادم و نزدیک دو ماهه حال و روزم اینه نمی دونم چرا انقدر برنامه کاری فشرده برای خودم درست کردم ولی همه چی همینجوری خودش درست می شه و به هم پیچ می خوره از صبح پای لپ تاپم تا ظهر و مشغول کارای مرکز برای همین اصلا دوست ندارم خونه که اومدم وقتم رو بذارم پای تکنولوژی یاسمین صبح ها با سرویس می ره مهد و ظهر میاد پیش خودم یه ساعتی با هم هستیم و بعدش می ریم جای دیگه طفلکی اسیر شده مخصوصا بعد از ظهرها عادت کرده تو رست مربیان بخوابه و امروز هم که نخوابیده بود می گفت مامان منو ببر بخوابون دلم می سوزه براش هم خودم پرخاشگر شدم هم بچه امیدوارم سرم خلوت بشه دوستان بهتون سر می زنم ممنون از کامنت های محبت آمیزتون نوشته شده در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21 21 توسط مامان یاسمین آموزش وبلاگ نویسی از راه دور خوب این روزها تکنولوژی به مدارس هم کشیده شده و معلم ها رو مجبور کرده هر طوری شده از اینترنت برای تدریس استفاده کنند مامان منم که یکی دو سال مونده به بازنشستگیش الان مجبوره وبلاگ بزنه حالا بیا و تلفنی وبلاگ نویسی یادش بده اینم وبلاگ مامانم کلاس اول دبستان معلم به درد کلاس اولی ها می خوره خوبیش اینه که یاسمین رو سرگرم کرده و با بازی های توی وبلاگ مامانم مشغوله هم فال و هم تماشا نوشته شده در شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 14 47 توسط مامان یاسمین اندر احوالات ما بچه ها بی زحمت دو تا کلیک هم رو این لینکه بکنید تو موتور جستجو وارد بشه گیلان کاکتوس http gilancactus blogfa com نوشته شده در سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 14 40 توسط مامان یاسمین سفر برفی سلام از شنبه هفته پیش شبانه حرکت کردیم سمت ولایت مادریمان تا دلتان بخواهد برف و یخ و سرما کلی کیف کردیم تا حالا انقدر برف یه جا ندیده بودیم عاشورا نذری پزون بود و خونه مامان اینا حلیم پختیم بریم ادامه مطلب تصویری در خدمت باشم و حسابی همه رو بگم نوشته شده در شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 10 44 توسط مامان یاسمین تبریک نوشته شده در یکشنبه بیستم مهر ۱۳۹۳ساعت 23 58 توسط مامان یاسمین کودکم روزت مبارک نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 11 30 توسط مامان یاسمین آخرين مطالب ذوق مرگیدم انگاری دلم تنگ شده بود سال نو روز مادر 6 سالگی مشغله آموزش وبلاگ نویسی از راه دور اندر احوالات ما سفر برفی تبریک کودکم روزت مبارک design by pars skin about وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ متولد 62 هستم مهندس کامپیوتر ازدواج کردم و ساکن قم شدم و 6 مرداد 88 فهمیدم که مامان شدم علی رغم هم سختی ها من و نی نی می خواهیم یه زندگی خوب و شاد برا خانواده مون درست کنیم سکوت کردن در برابر ناملایمتی های دیگران رو تمرین می کنم تا روزی که خدا همه رو هدایت کنه تو این شهر به جز خدا و حضرت معصومه امیدم فقط همسرم و یاسمین کوچولومه menu خانه ایمیل قالب پروفایل archives آذر ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۳ آذر ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ مهر ۱۳۹۳ شهریور ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ آرشيو categories لذت آشپزی others
|