Meta tags:
description= عـــــشـــــق وبلاگ شعرهای عاشقانه توسط علی جون;
Headings (most frequently used words):
عشق, من, های, عـــــشـــــق, وبلاگ, شعرهای, عاشقانه, توسط, علی, جون, به, نام, کلام, دروغین, دامان, غم, شرط, شعله, بیدار, ای, تو, غیر, معمولی, بوسه, گاه, حاصل, عقل, آبی, اگر, شعر, زیباست, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (50), است (40), شده (37), نوشته (32), توسط (31), ساعت (30), alireza (30), elnaz (30), بود (29), این (26), ۱۳۹۰ (23), اسفند (19), دوشنبه (16), دوست (15), اردیبهشت (14), اما (14), ۱۳۹۱ (13), های (13), گفت (13), همه (12), مرا (12), شدن (12), بنویسم (11), دلم (10), درد (10), نمی (10), نیست (10), قلب (10), خود (9), داشتن (9), چهارشنبه (9), تنها (8), قطره (8), آبی (7), نام (7), خواهم (6), هیچ (6), اگر (6), برای (6), زندگی (6), روی (6), گفتم (6), اگه (5), دنیا (5), حالا (5), دارم (5), منم (5), دوری (5), شود (5), کند (5), نیز (5), شنبه (5), ستاره (5), يعني (5), خیس (5), دیوانه (5), لحظه (5), ۱۳۸۹ (4), دريا (4), کنم (4), ماند (4), بگویم (4), کنی (4), تمام (4), گلهای (4), کردم (4), دارد (4), باشد (4), دست (4), حتی (4), بیشتر (4), تویی (4), شبی (4), بودن (4), خدا (4), مرد (4), کور (4), روح (4), چون (4), چیست (4), رفتی (4), گفتمش (4), دیگری (4), کاغذ (4), تنهایی (4), خانه (3), خواست (3), قول (3), انکه (3), دوستت (3), داد (3), سفید (3), کردی (3), چشم (3), چند (3), بگو (3), رنگ (3), خوب (3), امروز (3), بیدار (3), شعله (3), ریزد (3), سنگ (3), توست (3), برد (3), اون (3), روز (3), میرم (3), عاشق (3), پرنده (3), بَسَم (3), رفتم (3), اندوه (3), یاد (3), کسم (3), پیوسته (3), آبله (3), همان (3), کنار (3), غریزه (3), جون (3), آغاز (3), جان (3), دامان (3), اشک (3), خیلی (3), دوباره (3), دیگر (3), شکسته (3), باشم (3), بودم (3), عشقت (3), کاش (3), چشمان (3), مینویسم (3), بازی (3), کردن (3), دادن (3), عادت (3), عاشقانه (3), آذر (2), وبلاگ (2), میدم (2), ببندم (2), داشت (2), گونه (2), شاید (2), قرمز (2), مال (2), فراموشم (2), پرپر (2), بشه (2), فراموشت (2), دوستي (2), نيمي (2), کرده (2), عاجز (2), کسي (2), بدهد (2), زیباست (2), خواهد (2), شناسد (2), مهم (2), باشی (2), سال (2), شعر (2), شدم (2), آسمان (2), پروانه (2), همین (2), صورت (2), آنچه (2), بالا (2), بوسه (2), گاه (2), وجودم (2), ساده (2), غیر (2), معمولی (2), مسموم (2), زنده (2), مرگ (2), اوج (2), پرواز (2), شکل (2), خواب (2), باران (2), میخواهم (2), نفسم (2), هوسم (2), بجز (2), آغوش (2), عمر (2), عروسی (2), گرفت (2), رفت (2), میان (2), میگفتند (2), شرط (2), طول (2), کشد (2), حالات (2), پیوندی (2), ارتفاع (2), گیرد (2), روحی (2), خویش (2), زمان (2), آسمون (2), قشنگی (2), ابری (2), پایانش (2), ندارد (2), وقتی (2), شـــدن (2), باد (2), تیره (2), تار (2), تقدیم (2), باش (2), رسم (2), خواستم (2), وفایی (2), انگار (2), اشکم (2), دردی (2), میخواهد (2), چرا (2), اینک (2), جدایی (2), کسی (2), نمیکردم (2), داشتم (2), دانستی (2), شکستی (2), چشمانم (2), طاقت (2), توانستم (2), سهم (2), مانده (2), میخواستم (2), خاک (2), گره (2), چگونه (2), بشکنم (2), وسعت (2), خواستـن (2), همیشه (2), توانستـن (2), گاهی (2), فقط (2), داغ (2), بزرگی (2), ابــد (2), دلت (2), آدم (2), دهد (2), احساسی (2), دینم (2), یکتایی (2), کدامین (2), قلم (2), دوتا (2), رندی (2), اول (2), وقت (2), افتاد (2), مگذار (2), باغچه (2), برگۀ (2), برگه (2), سیب (2), یعنی (2), نوش (2), عـــــشـــــق (2), blogfa, com, anti, yahod, love, پیوندها, شهریور, مهر, بهمن, تیر, مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, گفتي, ودادم, دستت, مکش, خون, پروا, چشمم, چشممو, زبونم, گازش, بگیرم, کار, عاشقت, بدانی, کلامی, گوش, سخنی, آغوشت, گریست, ذوب, حرارتی, احساساتم, نمیرد, قرمزت, کفنم, آري, نيمه, عشقي, بيقرار, ديگر, محبتي, تپد, نداشته, مطالب, قدیمی, دلیلش, زیبایی, خلاصه, قفلی, درگاه, پیچکی, دیوار, کجا, یافتنت, کافی, هایم, اصلاً, ساله, همسن, هستم, بیا, چنین, چنان, دیروز, گمان, شادی, سرخ, بدش, ولی, پنجره, بال, گلها, نور, نسیمی, راه, برکه, اندازم, پندارم, زدن, ماه, حاصل, عقل, امشب, سرخی, گاهیست, نامش, بین, عاشقه, چیزش, پیشم, دیگه, دلیلی, داره, بردارم, نمیدونم, لرزید, حسو, زودتر, فهمید, دونم, دوستی, کلمه, یابی, معنایت, قندی, شیرینی, مهتابش, معبدی, راهبش, سینه, اندامی, روحت, صدفی, مرواریدم, اونکه, مرده, قیامت, هرلحظه, عین, آهوی, رمنده, زائری, تشنه, زیر, چشمه, کشنده, خواستمت, میسوختم, حسرت, بسته, سوخته, کوی, سیمای, مسیحاییِ, درغربت, مهلکه, فریادرسم, بالله, گرهیچ, هست, حاشا, دستِ, هیهات, نفسی, نشستن, بخت, گریزنده, دمی, آمد, بگذشت, نفس, روشنگرِ, بلند, قفسم, دختر, جوانی, قبل, سختی, بستری, نامزد, عیادتش, صحبتهایش, نالید, بیماری, شدت, صورتش, پوشاند, جوان, عصازنان, عیادت, نامزدش, میرفت, مینالید, موعد, فرا, رسید, نگران, آنرا, انداخته, شوهر, مردم, عروس, نازیبا, بهتر, شوهرش, نابینا, بعد, ازدواج, عصایش, گذاشت, چشمانش, گشود, تعجب, کردند, کاری, نیاوردم, نزدیکی, نوسان, انجامد, ضعیف, دوام, یابد, ابتذال, بیم, امید, تزلزل, اضطراب, دیدار, پرهیز, نیرومند, ناآشناست, جوشش, نابینایی, خودآگاه, بصیرت, روشن, زلال, خورد, زند, ارزش, طلوع, همگام, غالب, دلها, شکلها, رنگها, تقریبا, مشابهی, تجلی, دارای, صفات, مظاهر, مشترکی, جلوه, خاص, روحها, برخلاف, کدام, رنگی, بعدی, طعم, عطری, دارند, ویژه, توان, شماره, داشتنی, آخر, چیستی, نگاهی, بیش, نیستم, سوزان, شمع, زیبا, خوشگل, مرگی, غلبه, مرزهای, فتح, چشمک, زنون, خندید, کنارتم, آخرش, پای, آروم, ناز, مهربون, زیاد, نکشید, اومد, دزدید, نامهربون, شبا, زنم, خواد, بزنم, قرارمون, خودتم, نذاشتی, نشون, آغازش, سراسر, بندگیست, پایان, سرکندگیست, درمان, دردم, درمانی, دواست, اندکی, تسکین, تسکینی, ماندنیست, بهره, هستی, خواهی, واقع, گدایی, متقابلا, طلبد, حال, گدا, هایشان, یکدیگر, گشوده, اند, تصور, وفــور, اشـک, يـار, گـــريان, دلي, چيره, شستن, مـجنون, حضور, طوفان, قاصدک, رقصيدن, عميق, يار, ساکن, افتادن, رفتن, راهي, فراز, کوه, بگذشتن, پيدا, سرنوشتشان, همچون, معجزه, روشنیگر, دوستانی, خوش, بیازار, هرچه, توانی, غمکده, فریاد, زاده, غمم, کاغذم, قلمم, نویسد, بهانه, میگرفت, گریه, کرد, میگفت, بنویس, بداند, نوشتم, نمیخواستم, قلبم, نمیگذاشت, نیستی, ببینی, اینجا, بدون, عطر, بوست, روست, سرنوشت, سوزد, میسوزاند, دانم, توانم, تنگ, میکنم, راستش, بخواهی, هنوز, نمیخواهد, روانی, بدان, نفرین, آرزوی, خوشبختی, برایت, روزها, احساس, آری, تنهای, تنهاست, بهترین, یکرنگ, بمانم, یکدل, بمیرم, صدا, عاشقی, دانی, آرزوها, رویاهایی, عاشقترین, چقدر, یادت, ببارد, تباه, هایت, آسمانم, قحطی, مگر, معصوم, گناهی, گناهش, گناهم, تلخ, اینگونه, بنشینم, میخواستی, روزی, رهایم, مدتها, همدلم, همزبانم, جدا, شوم, سوختم, ساختم, مدتهاست, دامنگیرش, نمانده, یادگار, قلبی, عالمه, میریخت, صفحه, فلبی, کلام, دروغین, انسان, نمودن, سپردن, ازاد, خوشحال, غمناک, جسم, رابه, تولد, شادمانه, نشاندن, شناختن, اورا, جلا, جایگاه, تسلیم, نزدن, سراشیب, سقوط, بستی, محکم, نبند, مراقب, نزنی, میرود, میمانی, ثانیه, سنگین, فاصله, تموم, نشدنی, ندیدن, نگاهت, خستم, ندارم, وقتي, ديگه, نيست, همش, اين, فِكر, كني, بهت, فكر, كنه, سير, زخم, خورده, خيرتان, محبت, دروغين, تعارف, نکنيد, سيرم, پرسـ, ـيد, ـرا, آسـ, ـمان, ابـ, ـري, گفتـ, نبـ, ـودی, ـردم, نامردی, باید, شیطان, ستود, دروغ, نگفت, جهنم, خرید, تظاهر, نکرد, شبیه, شوق, بیخوابی, چشمات, طرح, خورشیده, شبهای, مردابی, تازه, مبهم, جوری, توی, دنیامی, خوشحالم, بید, رقصم, جنگم, صبح, بسیار, دلتنگم, سنگی, بنشانید, جمله, سرمه, بنویسید, سنگم, خاطر, بسپریدم, دشمنان, کنید, دوستان, مایۀ, ننگم, چندی, برقصاند, ملالی, گریانده, آهنگم, گوشه, محراب, قدری, ربّنا, خواندم, بار, موی, یار, چنگم, آینه, کیش, پندارد, الّا, مست, هشیار, یکرنگم, تبدیل, بدل, سخت, خواستنی, خواهان, دگرگون, تازگی, ذات, طراوت, بافت, جلسه, امتحانِ, حرف, ناگفتنی, بغل, کوچک, آلود, کوچکی, هوس, سرسره, سفیدم, نوشتنی, کشم, بغض, سکوت, دلتنگی, مسافر, زمین, حیات, نشئه, میزبان, پرسید, قشنگ, _قشنگ, تعبیر, اشکال, ترا, گرمی, مأنوس, رساند, امکان, داروی, صدای, خالص, اکسیر, نگاه, شعرهای, علی,
Text of the page (random words):
عـــــشـــــق عـــــشـــــق وبلاگ شعرهای عاشقانه توسط علی جون نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد چه سیب های قشنگی حیات نشئه تنهایی است و میزبان پرسید قشنگ یعنی چه _قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال و عشق تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می کند مأنوس و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن _ و نوش داروی اندوه _ صدای خالص اکسیر می دهد این نوش نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz در جلسه امتحانِ عشق من مانده ام و یک برگۀ سفید یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می کشد عشق تو نوشتنی نیست در برگه ام کنار آن قطره یک قلب می کشم وقت تمام است برگه ها بالا نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی ذات عشق است و طراوت بافت عشق نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz شبی با بید می رقصم شبی با باد می جنگم که چون شب بو به وقت صبح من بسیار دلتنگم مرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست که من گریانده ام یک عمر دنیا را به آهنگم به خاطر بسپریدم دشمنان چون نام من عشق است فراموشم کنید ای دوستان من مایۀ ننگم مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz خواستـن همیشه توانستـن نیست گاهی فقط داغ بزرگی است که تا ابــد بر دلت می ماند نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz دل اگر بستی محکم نبند مراقب باش گره کور نزنی او میرود تو میمانی و یک گره کور چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوری را چگونه بشکنم فاصله های تموم نشدنی جدایی را به وسعت ندیدن نگاهت خستم و طاقت دوری ندارم وقتي ديگه نيست همش به اين فِكر مي كني كه بهت فكر مي كنه يا نه خواستـن همیشه توانستـن نیست گاهی فقط داغ بزرگی است که تا ابــد بر دلت می ماند سير شده ام بس که از آدم ها زخم خورده ام خدا خيرتان دهد به من محبت دروغين تعارف نکنيد من سيرم پرسـ ـيد چـ ـرا آسـ ـمان ابـ ـري است گفتـ ـم تو نبـ ـودی بـ ـا او درد دل كـ ـردم شاید میان این همه نامردی باید شیطان را ستود که دروغ نگفت جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz این است در سراشیب زندگی سقوط کردن تسلیم شدن و دم نزدن این است عشق را شناختن اورا جلا دادن و به جایگاه قلب نشاندن این است تولد شادمانه خوشحال بودن و غمناک بودن و جسم رابه خاک سپردن و روح را ازاد کردن و تقدیم دیگری نمودن این است سهم انسان از زندگی نوشته شده در دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ب ظ توسط alireza elnaz به نام کلام دروغین عشق چند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این فلبی را که شکستی و رفتی بنویسم اما تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر روی کاغذ میریخت و نمی توانستم آنچه را که میخواهم بر روی صفحه کاغذ خیس بنویسم حالا دیگر یک قطره اشک نیز در چشمانم نمانده و همان قلب شکسته ام تنها یادگار از عشقت به جا مانده قلبی که یک عالمه درد دارد دردی که مدتهاست دامنگیرش شده است از آن لحظه ای که رفتی در غم عشقت سوختم و با لحظه های تنهایی ساختم نمی توانستم از او که مدتها همدلم و همزبانم بود جدا شوم اما تو رفتی و تنها یک قلب شکسته سهم من از این بازی عشق بود یک بازی تلخ که ای کاش آغاز نمیکردم تا اینگونه در غم پایانش بنشینم تو که میخواستی روزی رهایم کنی و چشمان بی گناهم را خیس کنی چرا با من آغاز کردی مگر این قلب بی طاقت و معصوم چه گناهی کرده بود گناهش این بود که عاشق شد و تو را بیشتر از هر کسی از ته دل دوست داشت اینک که برای تو از بی وفایی هایت مینویسم انگار آسمانم چشمانم دوباره ابری شده و در قحطی اشک دوباره میخواهد ببارد اما من مینویسم مینویسم که یک قلب را شکستی و زندگی ام را تباه کردی کاش می دانستی چقدر دوستت داشتم کاش می دانستی شب و روز به یادت بودم و از غم دوری ات با چشمان خیس به خواب عاشقی می رفتم نمی دانی چه آرزوها و رویاهایی را با تو در دل داشتم می خواستم عاشقترین باشم برای تو بهترین باشم یکرنگ بمانم و یکدل نیز از عشقت بمیرم آن زمان که با تو بودم کسی نام مرا صدا نمیکردم همه به من میگفتند دیوانه آری من دیوانه بودم یک دیوانه ساده دل دیوانه ای که اینک تنهای تنهاست و از غم جدایی ات روانی شده است این را بدان نه تو را نفرین کردم و نه آرزوی خوشبختی برایت کردم این روزها خیلی احساس تنهایی میکنم راستش را بخواهی هنوز دوستت دارم اما دیگر دلم نمیخواهد حتی یک لحظه نیز با تو باشم خیلی دلم میخواهد فراموشت کنم اما نمی دانم چرا نمی توانم دلم برای لحظه های با تو بودن تنگ شده و یاد آن لحظه ها قلب شکسته ام را میسوزاند و این بود سرنوشت من و تو چه بگویم که هر چه بگویم دلم بیشتر می سوزد نیستی که ببینی اینجا زندگی ام بدون تو بی عطر و بوست بی رنگ و روست هر چه نوشتم درد این قلب دیوانه من بود نمیخواستم بنویسم از تو اما قلبم نمیگذاشت بهانه میگرفت گریه می کرد میگفت بنویس تا بداند چه دردی دارم انگار دوباره کاغذم از قطره های اشکم خیس شده دیگر قلمم برای روی کاغذ خیس نمی نویسد خواستم بنویسم که خیلی بی وفایی نوشته شده در دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ب ظ توسط alireza elnaz دامان غم من زاده دامان غمم هیچ کسم نیست جز اشک در این غمکده فریاد رسم نیست ای درد بیازار مرا هرچه توانی خوش باش که می میرم و کس داد رسم نیست تقدیم به دوستانی که سرنوشتشان همچون من به گونه ای تیره و تار است که تنها معجزه روشنیگر آن خواهد بود نوشته شده در دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ب ظ توسط alireza elnaz عشق يعني قطره قطره آب شدن در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن عشق يعني بر دلي چيره شدن دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن نوشته شده در سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱ ب ظ توسط alireza elnaz وقتی تو از عشق بی بهره هستی از دیگری می خواهی که آن را به تو بدهد در واقع تو گدایی می کنی دیگری نیز متقابلا از تو عشق می طلبد حال دو گدا دست هایشان را بر روی یکدیگر گشوده اند تصور کن نوشته شده در سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ق ظ توسط alireza elnaz گفتمش آغاز درد عشق چیست گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه سرکندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینی ندارد ماندنیست نوشته شده در سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ق ظ توسط alireza elnaz یه شب خوب تو آسمون یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون حالا شبا به یاد اون زل می زنم به آسمون دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون تو رفتی و از خودتم نذاشتی حتی یه نشون نوشته شده در سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ق ظ توسط alireza elnaz عشق هیچ مرگی نمی شناسد عشق بر مرگ غلبه می کند عشق مرزهای زمان را فتح می کند نوشته شده در سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ق ظ توسط alireza elnaz به گل گفتم عشق چیست گفت از من خوشگل تر است به پروانه گفتم عشق چیست گفت از من زیبا تر است به شمع گفتم عشق چیست گفت از من سوزان تر است به عشق گفتم آخر تو چیستی گفت نگاهی بیش نیستم نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz عشق در غالب دلها در شکلها و در رنگها تقریبا مشابهی تجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روحها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی از ارتفاع و بعدی و طعم و عطری دارند ویژه خویش می توان گفت که به شماره هر روحی دوست داشتنی است نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz شرط عشق دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید موعد عروسی فرا رسید زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد ۲۰ سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود همه تعجب کردند مرد گفت من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz شعله بیدار میخواهم و می خواستمت تا نفسم بود میسوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار روشنگرِ شب های بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود دستِ من و آغوش تو هیهات که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود بالله که بجز یاد تو گرهیچ کسم هست حاشا که بجز عشق تو گر هیچ کسم بود سیمای مسیحاییِ اندوه تو ای عشق درغربت این مهلکه فریادرسم بود لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم رفتم به خدا گر هوسم بود بَسَم بود نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz ای عشق عشق به شکل پرواز پرنده است عشق خواب یه آهوی رمنده است من زائری تشنه زیر باران عشق چشمه آبی اما کشنده است من می میرم از این آب مسموم اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هرلحظه زنده است من می میرم از این آب مسموم مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرنده است نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz من و تو و آن گاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم و مرا صدفی که مرواریدم تویی و خود را اندامی که روحت منم و مرا سینه ای که دلم تویی و خود را معبدی که راهبش منم و مرا قلب ی که عشق ش تویی و خود را شبی که مهتابش منم و مرا قندی که شیرینی اش تویی نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz غیر معمولی دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد نمی دونم اون روز تو وجودم چی شد نمیدونم چی شد که وجودم لرزید دل من این حسو از تو زودتر فهمید تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم چه دلیلی داره از تو دست بردارم بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو هر چی شد از حالا همه چیزش با تو نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz بوسه گاه آسمان گفت که امشب شب توست سرخی صورت گل از تب توست آنچه تا عشق مرا بالا برد بوسه گاهیست که نامش لب توست نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz حاصل عقل به نسیمی همه راه به هم می ریزد کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz آبی تا به دیروز گمان می کردم رنگ شادی سرخ است زندگی با همه خوب و بدش قرمز بود ولی امروز که بیدار شدم آسمان آبی بود پنجره آبی بود بال پروانه و حتی گلها شعله آبی نور هم آبی بود عشق هم آبی شد نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz اگر شعر های من زیباست اگر شعر های من زیباست دلیلش آن است که تو زیبایی حالا هی بیا و بگو چنین است و چنان است اصلاً مهم نیست تو چند ساله باشی من همسن و سال تو هستم مهم نیست خانه ات کجا باشد برای یافتنت کافی است چشم هایم را ببندم خلاصه بگویم حالا هر قفلی که می خواهد به درگاه خانه ات باشد عشق پیچکی است که دیوار نمی شناسد نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹ ق ظ توسط alireza elnaz مطالب قدیمی تر به من گفتي که دل دريا کن اي دوست همه دريا از آن ما کن اي دوست دلم دريا شد ودادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن اي دوست اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی این گونه شاید احساساتم نمیرد تمام گلهای قرمز دنیا مال تو و گلهای سفید مال من اگه تو فراموشم کردی گلهای قرمزت پرپر بشه اگه من فراموشت کردم گلهای سفید کفنم بشه آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد عاجز کسي است که دوستي نداشته باشد و عاجز تر از آن کسي است که دوست خود را از دست بدهد خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ پیوندها love anti yahod blogfa com
|