Meta tags:
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
است (34), این (34), های (30), شعر (23), بود (22), نیست (19), ریخت (19), نوشته (17), برای (17), اما (16), محمود (15), غریبی (15), وبلاگ (15), شاید (14), شده (14), هیچ (13), خون (13), غزل (12), خاک (12), جویباری (11), مرا (11), روی (11), چشم (11), بهار (10), موضوع (10), nbsp (10), توسط (10), میکنم (10), دامنت (10), ویدئو (9), زیر (9), دور (9), یکی (9), چیزی (8), کرد (8), دورتر (8), کردی (8), همین (8), کنم (8), بودم (8), جای (8), روید (8), کوه (7), عکس (7), نمی (7), کرده (7), نام (7), یادم (7), بعد (7), معاصر (6), برچسب (6), گذشته (6), دیگر (6), خود (6), شود (6), دلم (6), کسی (6), سال (6), گرفت (6), اینکه (6), رنگ (6), وقتی (6), پیش (6), پیام (6), نوشت (6), شعرخوانی (5), افتاده (5), روزهای (5), مثل (5), اردیبهشت (5), مهر (5), اسفند (5), کانال (5), نور (5), کور (5), زخم (5), باشد (5), اینجا (5), سینه (5), کاش (5), نشانی (5), نبود (5), بیست (5), ساله (5), امروز (5), همیشه (5), آید (5), یاد (5), گونه (5), زدم (5), همه (5), باد (5), سرخ (5), چهار (5), خوش (5), خانه (5), بوده (5), اصفهانی (4), ادبیات (4), خنده (4), خام (4), پلنگ (4), نخواهد (4), چنین (4), سحر (4), خرداد (4), ۱۳۹۱ (4), پادکست (4), نیز (4), قلم (4), شوی (4), شانه (4), چند (4), میان (4), شهر (4), خدا (4), شنبه (4), هایی (4), حال (4), تنگ (4), هایم (4), فراموش (4), مصطفی (4), چون (4), چرا (4), حتی (4), هایمان (4), مان (4), روز (4), تنها (4), حجم (4), اصلا (4), دهان (4), دست (4), هنوز (4), آمدم (4), نفس (4), آسمان (4), اگر (4), دنیا (4), باید (4), سکوت (4), سمت (4), گرفته (4), ترین (4), همان (4), شهید (4), رفته (4), ندارد (4), روزی (4), خوب (4), خواب (4), ستیغ (4), غروب (3), فارسی (3), بنیاد (3), ژاله (3), شدم (3), تخته (3), پاره (3), درشت (3), گرم (3), سرشار (3), شرقی (3), نوری (3), ماند (3), مطالب (3), محمد (3), مریم (3), آذر (3), ۱۳۹۲ (3), ۱۳۹۵ (3), ترنگ (3), رُست (3), داغ (3), برج (3), گریه (3), دیگران (3), صفحه (3), نخست (3), ۱۳۹۲ساعت (3), قدم (3), صلح (3), عشق (3), حرفی (3), باز (3), بدهد (3), انگار (3), شکسته (3), نوشتن (3), بینم (3), میزنم (3), گوید (3), دانم (3), شوم (3), وقت (3), خاطر (3), شعرهایم (3), تقدیم (3), کدام (3), البته (3), دیدن (3), جنگل (3), باشم (3), همانی (3), آمده (3), تمام (3), پاک (3), کجای (3), کمان (3), کردند (3), جهان (3), سوگ (3), هرچند (3), خنجر (3), بعداز (3), مرگ (3), چنان (3), آنقدر (3), مگر (3), سبز (3), اند (3), ۱۳۹۵ساعت (3), صدایم (3), کردم (3), بلکه (3), آنجا (3), گذاشته (3), میانه (3), امن (3), گاهی (3), نیستی (3), جهانی (3), بدست (3), بلند (3), ولی (3), دارد (3), بوی (3), هاست (3), قسمت (3), بعضی (3), خواست (3), آدرس (3), راه (3), زمین (3), داستان (3), پشت (3), آمد (3), لینک (3), rss (2), mahmood (2), gharibi (2), joybari (2), مستقل (2), ترانه (2), کلاسیک (2), بمب (2), عقب (2), خیال (2), موج (2), رست (2), رسم (2), سرای (2), شیپوری (2), مدام (2), دمیدن (2), سالم (2), غمگین (2), نمانیم (2), حامد (2), علیرضا (2), دار (2), رستم (2), علی (2), ۱۳۹۰ (2), مرداد (2), فروردین (2), ۱۳۹۴ (2), ۱۳۹۶ (2), آرشيو (2), آپارات (2), صدا (2), چکید (2), آفتاب (2), شعاع (2), خورشید (2), دشنه (2), لعنت (2), گرچه (2), برایم (2), نشر (2), بنده (2), گاه (2), پست (2), جمعه (2), هیأت (2), واژه (2), دوشنبه (2), خيال (2), جهنم (2), ماه (2), عمرت (2), زندگي (2), قعر (2), چاه (2), مبادا (2), پرت (2), اشتباه (2), آدم (2), هميشه (2), درد (2), خسته (2), صبح (2), روشن (2), نظرم (2), جلب (2), کلیک (2), دوباره (2), سراغ (2), متن (2), خوشبختی (2), یعنی (2), گوشی (2), سیاهی (2), تصویر (2), توی (2), خورد (2), لحن (2), کمی (2), روم (2), تخت (2), کجا (2), تلفن (2), حالا (2), ندارند (2), پیِ (2), سعی (2), بیابم (2), روزها (2), جمع (2), سپیدی (2), هست (2), خاطره (2), چقدر (2), سیاه (2), هایت (2), خیلی (2), الان (2), دقیق (2), دروغ (2), زبان (2), کار (2), ابروی (2), رنگین (2), بجای (2), باران (2), سخت (2), قصه (2), نان (2), هلا (2), امیدی (2), زیاد (2), ۱۳۹۴ساعت (2), کوفی (2), دوتا (2), پایت (2), خوابیده (2), خاکِ (2), هایِ (2), ندیده (2), چگونه (2), یکشنبه (2), نود (2), اینک (2), نمانده (2), بوته (2), شاخه (2), زده (2), نعش (2), کبوتر (2), بوسه (2), چندگانه (2), صدای (2), گوشه (2), راستی (2), غلامرضا (2), طریقی (2), پانویس (2), شرقیِ (2), سپید (2), نمایش (2), عشوه (2), آفرید (2), خودش (2), بار (2), لالایی (2), خواندم (2), آخر (2), داشت (2), فرقی (2), حالم (2), ناخوشی (2), مادرانه (2), بیخیال (2), راستش (2), فکر (2), قواره (2), طرف (2), زندگی (2), ناگزیر (2), استاد (2), گذشت (2), توست (2), عطر (2), مدتی (2), مدت (2), ترها (2), پیامی (2), وبلاگم (2), غلاف (2), فاصله (2), جواب (2), شدن (2), اگه (2), منو (2), بگیر (2), سیاهِ (2), برد (2), دسته (2), داد (2), لخته (2), هنر (2), بابلسر (2), درست (2), جایی (2), نشسته (2), رسیدن (2), دوستی (2), ندیدم (2), دستش (2), بسیار (2), جوانه (2), هرچه (2), خوابی (2), دریغ (2), کند (2), علاج (2), صداي (2), قبلا (2), وعده (2), شیراز (2), کشت (2), سرهنگ (2), ۱۳۹۶ساعت (2), ابیات (2), پسر (2), پدر (2), مانی (2), هفتاد (2), پُر (2), ببینید (2), میتوانید (2), ویدئوها (2), copyright, 2010, 2011, all, rights, reserved, کمپین, ناصرخسرو, عبدالوهاب, شهیدی, لوندیات, حجاب, اجباری, آخرین, powered, پشتيباني, اسدی, بولتن, ادبی, آلندا, شهرام, زراعی, مهدی, آخرتی, نصیری, حسن, معصومی, فریبا, قناعت, پیشه, ساغر, جمشیدی, امین, عدنانی, آرش, انصاری, سیامک, بهرام, پرور, میثم, نژاد, لیلا, کردبچه, منیره, حسینی, فاطمه, اختصاری, رومینا, عابدی, بدیع, بختیاری, روجا, رضایی, ملک, تنگستانی, فرهاد, صفریان, رمضانی, محمدرضا, حاج, بگلو, اکبر, یاغی, تبار, لينك, دوستان, شهریور, بهمن, موضوعات, زخمی, تاجی, طاول, مکدر, عمیق, ایم, شاعر, شدنم, سهم, دربه, دری, پدری, دهرویه, محلی, جهت, آثار, میزبان, خواهد, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, درباره, تیتر, نظیر, رضازاده, توانید, بخوانیدش, میز, جلو, خیز, قدر, حدِّ, هام, قله, برفی, تبریز, ابروکمان, لشگر, هات, چنگیز, مستِ, مکیدن, هوس, انگیز, غربت, غمش, کنی, باشی, تهاجم, پاییز, نعشِ, درختم, باغ, لاشه, جالیز, دریده, رسول, گفتن, مشترکمان, دزدیدند, معرفت, حسين, منزوي, اردی, 1391, خيالش, پنجه, زلف, غافل, اينکه, کلاغي, نخواستي, باشي, کدر, بشود, شعار, سپيد, بايد, روي, سياه, ناعزيز, عزيز, افتادي, يوسف, فايده, بازليخا, گناه, داشتي, تقويم, مختل, فصل, منحل, توي, چاي, جسدت, دادند, خورشيد, منظري, عمر, غروبت, نگاه, آرزوي, مردن, تنهاتر, منم, آمدی, لحظه, روبراه, فردا, کامپیوتر, اتفاقی, عکسی, میکند, توان, ردی, درآن, جُست, زباله, دان, اندازمش, طوری, نشود, بازگردانده, راست, آیم, پارگراف, کردن, دقیقه, خیره, مانم, ذهنم, رسد, داشته, بتواند, برساند, زنگ, خبرت, میگیرم, مِن, وِره, نشناسمبه, هسه, ذوقم, تمسخر, آمیزی, نمیشناسد, حرفای, آرام, مشخصات, نمیشناختم, پوزخندی, رضایت, خوابم, لیست, مخاطبین, مابین, بینیم, شعرهایی, شان, دختران, دیگری, سوزنی, شباهت, نامت, نگیر, تاپ, پوشه, گردم, وسواس, مرور, دستم, پَرت, ترم, اولی, بودیم, هزار, آرزو, حدس, موقع, میزان, چاق, اولین, اردوی, دانشجویی, امنی, مختلط, دختر, پسری, حول, حوش, ساعت, یازده, دقایقی, سنگی, تکیدم, مطلق, رسید, قدوبالایش, دقیقا, خاطرم, ادامه, ندارم, گفتی, بودی, بخاطر, دارم, خبری, ابرو, مهِ, میدارم, پیدایت, نکرده, انگیزت, بودند, قهوه, خندیدی, چال, اُفتاد, بندم, تصور, اثری, فراموشت, آنی, چیزش, شباهتی, نداشت, ذاتیِ, چشمهایش, طبیب, بامی, برخـــاست, مشکل, نشیند, مرنجان, مرغ, وحشی, پنجشنبه, دمی, بالانرفته, کماکان, بودن, لنگید, وزش, تکان, طاق, آبِ, قامت, رفتی, باریدم, جاماند, رُخِ, شغاد, افراسیاب, گُل, هزاران, بیژن, چاهِ, جمکران, پرید, تاریک, پَرپَر, کفتران, ابن, سقراطیم, ازین, غیظ, کاسه, لبانت, شوکران, اُمیدی, لرزه, سقف, داران, سرزمین, غمگینم, ندانم, بنویسم, بگویم, روزهاست, آیند, زیاده, عرضی, شعری, نویسم, بعدش, شما, همپای, صدها, کارمت, گیسوانت, خاشاک, بادند, بربادند, ناامن, ضحّاک, آهویی, چالاک, خشم, ماده, گرگی, چشمت, تریاک, گنبد, لبان, مستت, تاک, صورت, قطعا, جسم, لامفهوم, ادارک, نقل, کنیم, وهم, لال, بودمان, کشد, باورمان, سخن, علاجی, ندیدن, خویشیم, گویا, گیرند, فاجعه, سلام, دهند, پاسخی, ستانند, شوند, ندید, ردپای, دردمند, ابرهای, مچاله, آسمانِ, چروک, سپرده, متروک, شَر, خیلِ, خوشِ, آشتی, مُکدَّر, خزان, برادر, مَهدِ, داغدارِ, مادری, خونِ, سرخِ, بُتّه, تناور, تخم, نفاق, کاشتند, خوشه, زیتون, دشت, مشت, نقطه, چینِ, باور, پیغمبران, معجزه, بریده, صدفِ, بکرِ, چشمِ, گُلِ, پَرپر, معطّر, غزلی, چندان, جدید, وطنی, بهتر, نامه, بخوانمش, پانزدهم, لندن, لوح, تقدیر, جشنواره, جوان, 2015, ضبط, گذاشتمش, آبکی, خشکی, کلامم, بکاهد, ستونی, تحت, عنوان, نظر, شروع, خواستید, بشونید, هیاهوی, ساکت, مجازستان, معرفتی, ذکر, بلندآوازه, دردا, بیتی, شرح, تپید, سهرودی, دویده, بایزید, حلاج, گره, خورده, گیس, حضور, فاتح, سراسر, منظره, کشید, بدوم, دره, کودکانه, چشمم, دوید, لوندی, برهنه, پوشیدی, نشست, بیش, بیآزارد, خزید, نجیب, سرشت, دمید, غریبِ, آشنایی, پیامش, سالگی, ستون, خوانش, میخواهد, گمشده, پیدا, ببوسمش, آنچه, امانت, مانده, بسپارم, کاره, کمدی, تراژیک, بخندم, لورکا, وار, مولانا, زنانه, بخوانم, کاشا, یافتمی, رسیده, کلی, سرخوش, بویی, متنی, نشانش, میدونی, پُرم, عزیزی, اندازد, بارها, متفاوت, خواندمش, شعراست, نمیدانم, نباشد, آغوش, کشیده, میخواند, دوام, آوردن, کرامات, قرامساقی, غیرتی, بخواهی, اولش, ماهی, گندش, ارزید, میروم, آفتابه, میگیرد, ناشاعران, خدایی, نابرادران, چاهم, انداختند, کافه, آمدند, خودم, فرو, رفتم, قول, فخرالدین, مزارعی, تفاوتی, پیراهنی, کدامین, تنی, خلاصه, مدید, نبودم, جایش, خالیست, برایش, قدیم, بند, بساط, تلگرامی, فیسبوکی, بینی, حداقل, سرش, نخوانده, سالی, رشته, اُلفت, قدیمی, گسسته, تلگرام, فیسبوک, عاملش, باشند, ناخوش, ترجیح, دادم, نظرات, اگرهم, نظری, تایید, نکنم, حفظ, همچنان, تاریخ, ارسال, آنها, چندسال, میخوانم, ندهم, ذوق, ندادن, گوشت, تلخی, بگذارید, پای, شهیار, قنبری, مرگِ, بسه, بین, نفسه, کیستم, نفسی, سفر, ناتمامِ, جاده, دنبالِ, فریاد, گلوی, ماندم, مادینه, سپیدِ, سپیدارهای, ضریح, مبداء, گلدسته, سربلند, دادا, تشعیع, تنش, عمود, درختان, ثمر, ملعبه, دوش, پینه, هرطرف, ضرر, بالا, جانِ, مرز, پرگوهر, بذر, کاشتی, نرُست, تبر, دیروز, نوستالژیِ, رودخانه, سهیل, محمودی, شیشه, شماست, حسابی, عیش, بیشتر, انداخت, وسط, دانشکده, علوم, انسانی, همانجا, سکویی, پله, آنطرف, موازی, وبلاگش, کاغذی, نیمه, رفتیم, وهنگام, هنگامِ, تلاقی, دیده, دیرند, لعنتی, پوست, انداختیم, کشیدیم, دریغا, شکفتن, یکدیگر, عصبانی, عصبانیت, وجود, درختی, میوه, شکفتنش, جشن, نشینم, سرخوشیِ, سالمِ, قهرمان, نتوان, سپرد, خوبان, گُنه, نکردند, هرکس, بُرد, عزیزان, گردون, سِتُرد, آورند, لَقّ, زنم, سپارم, میل, مقصودم, کتاب, هرازگاهی, گوشش, خزعبلاتم, قرائت, دوستانم, صائب, تبریزی, آنان, بدون, انقلاب, نخوابیده, کابوس, بیداری, دارند, سرک, کشند, مادربزرگم, عوارض, تنهاخوابی, بغل, دردهای, مُذکر, تنهاست, واقعه, ایرج, جنتی, عطایی, وسوسه, خونيه, تگرگه, بيداري, بيشه, آواز, برگه, گفته, نرسیدن, وجه, غالب, گاز, بردار, مسیر, لذت, ببر, زانيه, بربط, گردش, نما, بنواز, سرودهای, بسيار, بخوان, ياد, آورده, اشعیا, باب23, آیه, ی16, حسرت, سرشتمان, سرنوشتمان, سرنوشت, هشتمان, قوت, غالبمان, بلا, مباد, خورشتمان, سنگ, مزار, دمد, خشت, خشتمان, سودی, کشتن, لبخند, آفت, زند, زرع, کشتمان, سوی, مساحت, نازا, اجاق, بهشتمان, سرخاب, رحمی, نکرد, زیبا, زشتمان, دیوان, نخواندنی, نوشتمان, مدفن, اگرچه, آبیِ, سبزِ, شیرگاه, کَهربائی, مسیح, هنگام, رُجعت, عروج, کردیم, گور, خاستگانیم, زندگان, مردگانیم, آنگاه, خورشیدی, بکارت, بدرد, جنازه, ارغوان, بیآویزد, طلوعی, خواهند, گردان, همانآنی, گردمان, میگردانند, استشمام, میکنند, نامطبوع, سوختنی, سرباز, وظیفه, جابر, اورسجی, رسته, عملیات, مسلح, رستمی, شفیعی, کدکنی, میشد, ببرد, هرکجا, همچون, بنفشه, وطنش, آدمی, اسطوره, موعود, وادم, درپی, جگر, برمی, گشت, قصد, مرد, ناجی, مغز, حلق, مارهای, کلّه, شبدیز, حضرت, انگشت, جاری, سیلی, سطور, اعجازش, خطر, شلاق, مشتش, آنچنان, سیمرغ, سان, هدهد, مردی, جنس, غبار, شادباش, پادشاه, زور, کفتر, کاکل, گنبدهای, زردازرد, حوض, نقاشی, آهنگ, گلوله, گوش, مجروح, چشمان, هفت, هواتر, لنگ, هوا, رفیقانِ, سَرِ, حوالیِ, معینی, کرمانشاهی, گویم, وهفت, اساسا, خندیدن, اشک, ریختن, کاری, انصاف, حالت, تهوع, مشروب, غذای, مسموم, دیشبی, بیاید, بهم, خرابت, دلبرانه, توانند, حفره, کنند, نجات, دهنده, لابد, رُفقای, ریخته, رود, سوراخ, دعا, نشان, اندوهی, اتاقت, خرخره, https, www, aparat, com, tarangha, پائین, میگذارم, بیائید, قرار, شامل, صداهاست, بیابید, آپارت, بصورت, مستقیم, وبسایت, کنید, ویدئوهای, خواهید, دید, آپلود, شعرها, برایتان, نرفته, عرض, خروج, گوگل, پلاس, فيس, بوک, عناوين, الکترونيک, بست,
Text of the page (random words):
ها همانآنی که شب گردمان کردند رو به زخم هایمان میگردانند و نور استشمام میکنند از این همه نامطبوع ما زخم هایمان قواره ی ده خورشید سوختنی ست مدفن ما اگرچه آبیِ بابلسر بود اما مرا سبزِ شیرگاه و تو را کَهربائی شیراز کشت و دریغ که چون مسیح سه هنگام پس از رُجعت عروج کردیم به خاک ما از گور خاستگانیم سرهنگ نه بی چرا زندگان که بی چرا مردگانیم شاید روز نخست آن که به حسرت سرشتمان با خون شب نوشت خط سرنوشتمان با خون شب نوشت خط سرنوشت و بعد از آسمان گرفت و بر این خاک هشتمان تا اینکه قوت غالبمان جز بلا مباد تا اینکه داغ نان شود و خون خورشتمان ما برج گریه ام که از سوگ زندگی سنگ مزار می دمد از خشت خشتمان سودی به حال کشتن لبخند و بوسه نیست آفت جوانه می زند از زرع و کشتمان هر سوی این مساحت نازا جهنم است کور است تا همیشه اجاق بهشتمان سرخاب داغ گونه به گونه به گونه ها رحمی نکرد زخم به زیبا و زشتمان دیوان غم گذشت من و ما نخواندنی ست لعنت به آن کسی که چنین بد نوشتمان پانویس قبلا هم گفته بودم نرسیدن وجه غالب داستان های شرقی ست پایت را از روی گاز بردار و کمی از مسیر لذت ببر که وعده ی رسیدن با ما نیست پس ای زانيه ی فراموش شده بربط را گرفته و در شهر گردش نما خوش بنواز و سرودهای بسيار بخوان تا به ياد آورده شوی اشعیا باب23 آیه ی16 موضوع نوشته شده در جمعه ۹ مهر ۱۳۹۵ساعت 0 28 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v آن روزهای سالم سرشار صداي تو بيداري بيشه آواز سبز برگه صداي تو پر وسوسه مثل شب خونيه تگرگه ایرج جنتی عطایی مدت هاست که خوب نخوابیده ام کابوس هایی که در بیداری می بینم دارند کم کم به خواب هایم سرک می کشند مادربزرگم می گوید از عوارض تنهاخوابی ست بنده ی خدا فکر می کند بغل خوابی علاج تمام دردهای یک مُذکر تنهاست اما نیست که علاج واقعه با مرگ است نیست در روی زمین یک کف بدون انقلاب وقت آنان خوش که در زیر زمین خوابیده اند صائب تبریزی بیخیال اصلا لَقّ هرچه بی خوابی ست به شعر می زنم و خواب را به تخت خواب می سپارم راستش میل به نوشتن در من آنقدر زیاد است که اصلا گاهی فراموش می کنم که باید نوشته ام را نشر کنم مقصودم کتاب نیست پس هرازگاهی به این در و آن در میزنم که بلکه دوستی را بیابم تا به گوشش خزعبلاتم را قرائت کنم اما دریغ آنقدر از دوستانم دور بوده ام که دیگر مرا به یاد نمی آورند از خاطر عزیزان گردون سِتُرد ما را هرکس که یاد ما بود از یا بُرد ما را خوبان گُنه ندارند گر یاد ما نکردند چون شعر بد به خاطر نتوان سپرد ما را استاد محمد قهرمان پس امن ترین جای جهان برای شعرهایم هنوز هم همین وبلاگ است آمدم پیام ها را خواندم و حسابی عیش کردم بیشتر اما از پیامی که مرا انداخت وسط دانشکده ی علوم انسانی همانجا روی سکویی که زیر پله ها بود آن روز را خوب یادم می آید آنطرف درست موازی جایی که من نشسته بودم نشسته بود آدرس وبلاگش را روی کاغذی نوشت و صدایم کرد پس هر دو تا نیمه های راه را به سمت هم رفتیم وهنگام رسیدن هنگامِ تلاقی دو دیده بود و دوستی آخ که چقدر آن روزها دور و دیرند از امروز لعنتی مان ما هم من و هم او دور از هم پوست انداختیم قد کشیدیم و دریغا که ندیدم نو شدن و شکفتن یکدیگر را پیش ترها دروغ چرا از دستش بسیار عصبانی بودم اما امروز چیزی برای عصبانیت وجود ندارد او درختی ست که جوانه اش سال های پیش در سینه ام پا گرفت هرچند که میوه اش را ندیدم اما شکفتنش را به جشن می نشینم که بسیار دلم برای سرخوشیِ آن روزهای سالمِ سرشار تنگ است دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست شکسته باد کسی که این چنین مان می خواست سهیل محمودی این غزل هم برای او که پیام اش بوی خوب دیروز را می داد بوی خوب نوستالژیِ بابلسر رودخانه و من بی تو کیستم نفسی خسته از سفر یک ناتمامِ جاده به دنبالِ در به در فریاد من گلوی تو می خواست بعد تو من ماندم و سکوت جهانی که کور و کر مادینه چشم های سیاهِ درشت تو بر صفحه ی سپیدِ سپیدارهای نر روزی قلم بدست گرفت و نوشت عشق روزی قلم بدست گرفت و نوشت پر دست سیاهِ شب به ضریح تو دست برد ای چشم های روشن تو مبداء سحر گلدسته دسته دسته کبوتر به باد داد هر سربلند بعد تو دادا به باد سر هر سینه سرخ بعد تو تشعیع شد تنش بر شانه ی عمود درختان بی ثمر دنیا که نیست ملعبه ی سر به دوش هاست این حجم پاره پینه ی از هرطرف ضرر بالا بلند جانِ من ای شعر ناگزیر ای لخته لخته خون من ای مرز پرگوهر بذر هنر تو در من و ما کاشتی ولی از ما نرُست هیچ مگر خنجر و تبر موضوع نوشته شده در یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ساعت 23 17 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر برای یکی شدن اگه مرگِ من بسه نفس منو بگیر شهیار قنبری قدیم ترها که هنوز این بند و بساط های تلگرامی و فیسبوکی و چه و چه نبود من بودم و یک وبلاگ همین که می بینی روزی حداقل ده بیست بار سرش را می زدم که مبادا پیامی آمده باشد و نخوانده باشم اما یکی دو سه سالی ست که رشته ی اُلفت میان من و این خانه ی قدیمی گسسته است نه اینکه تلگرام و فیسبوک عاملش باشند نه حالم ناخوش است پس ترجیح دادم قسمت نظرات وبلاگم را غلاف کنم و اگرهم غلاف نبود نظری را برای نمایش در وبلاگ تایید نکنم تا بلکه سکوت خانه حفظ شود اما همچنان پیام ها را هرچند که تاریخ ارسال بعضی از آنها چندسال نوری تا من فاصله دارد میخوانم اما خب شاید جواب ندهم ولی ذوق میکنم جواب ندادن و گوشت تلخی ام را بگذارید پای همان ناخوشی خلاصه اینکه امروز بعداز مدتی مدید به خانه آمدم مدتی نبودم خانه را خاک گرفته بود رفته بودم پیِ کسی که مدت هاست که جایش در من خالیست کسی که روزی برایش نوشته بودم عطر کدامین بهار است عطر تنی که تن توست بوی خوش گل گرفته پیراهنی که تن توست روزهای بعد از او را دقیق یادم نیست که چگونه گذشت شاید چیزی میانه ی بی تفاوتی راستش را بخواهی فکر میکنم دنیا قواره ی من نیست اصلا از اولش این ماهی به گندش نمی ارزید از هر طرف که میروم یکی دارد به گوشه ای از زندگی ام آفتابه میگیرد به شعر زدم ناشاعران خدایی کردند به خانه زدم نابرادران به چاهم انداختند به کافه ها زدم کوفی از آب در آمدند و تا اینکه ناگزیر در خودم فرو رفتم به قول استاد فخرالدین مزارعی نه کرامات قرامساقی و بی غیرتی است این همه دیدن و این گونه دوام آوردن بیخیال آمدم و پیام هایی که رسیده بود را خواندم کلی سرخوش شدم پیام آخر ولی رنگ و بویی دیگر داشت نام و نشانی از او در متنی که نوشته بود نبود و ای کاش که نام و نشانش را می نوشت بجای نام نوشته بود تو میدونی و من پُرم از نمی دانم ها لحن پیام مرا به یاد عزیزی می اندازد که بارها در شعرهایم به نام های متفاوت خواندمش شعراست دیگر نمیدانم شاید او نباشد شاید هم باشد فرقی دیگر به حالم ندارد ناخوشی تمام مرا مادرانه در آغوش کشیده و دارد برایم لالایی میخواند اما دلم میخواهد گمشده ام را یک بار دیگر پیدا کنم ببوسمش و آنچه از او در من به امانت مانده است را به خودش بسپارم و بعد هم یک کاره بلند بلند به گذشته ی کمدی تراژیک ام بخندم و لورکا وار یا شاید هم چنان مولانا دف زنانه برای مرگ لالایی بخوانم به هر حال کاشا که نشانی من از او یافتمی این شعر هم به همان غریبِ آشنایی که مرا با پیامش پرت کرد به روزهای خوش بیست و چند سالگی راستی در ستون پادکست شعر خوانش همین شعر را گذاشته ام قلم بدست گرفت و چکید در تن تو پس آفرید تو را و دمید در تن تو تو را به هیأت مریم نجیب و پاک سرشت و رفته رفته خودش هم خزید در تن تو برای این که تو را بیش و کم بیآزارد خدا نشست و مرا آفرید در تن تو به عشوه و به لوندی برهنه پوشیدی و کودکانه دو چشمم دوید در تن تو کدام سو بدوم سمت کوه یا دره خدا چه منظره هایی کشید در تن تو هلا سپید سراسر نمایش صلح است حضور فاتح رنگ سپید در تن تو به دار گیس تو حلاج ها گره خورده دویده در پی تو بایزید در تن تو شهید شرقیِ چشم تو سهرودی ها شهید شرقیِ تو شد شهید در تن تو کجای متن جهانی که نیستی تنگ است دلم همان که همیشه تپید در تن تو 1 پانویس ها 1 پیش تر از من غلامرضا طریقی بیتی به شرح زیر نوشته است که بی من تو در کجای جهانی که نیستی دردا که تو همیشه همانی که نیستی بی معرفتی بود اگر ذکر نمی کردم نام بلندآوازه ی غلامرضا طریقی را 2 راستی حالا که اینجا برای من امن ترین و ساکت ترین جای این مجازستان است شاید گاهی هم صدایم را ضبط کردم و گذاشتمش اینجا بلکه صدای آبکی ام از خشکی کلامم بکاهد پس سمت چپ وبلاگ ستونی را تحت عنوان پادکست شعر در نظر گرفته ام برای و شروع هم همین شعر را آنجا گذاشته ام از این به بعد اگر خواستید صدایم را از آن گوشه بشونید که در میانه چیزی نیست مگر هیاهوی سکوت موضوع نوشته شده در سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 17 37 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v چنین است رسم سرای درشت لوح تقدیر جشنواره شعر جوان فارسی زبان سال 2015 بنیاد ژاله اصفهانی لندن پانزدهم اسفند نود و چهار این هم غزلی نه چندان جدید از یک چندگانه ی وطنی البته چندگانه که نه شاید بهتر است سوگ نامه بخوانمش از بوته های سبز و معطّر به دامنت اینک نمانده جز گُلِ پَرپر به دامنت افتاده اند از صدفِ بکرِ چشمِ تو تن هایِ تن ندیده ی بی سر به دامنت پیغمبران معجزه را سر بریده اند یک مشت نقطه چینِ نه باور به دامنت جای بهار و خوشه ی زیتون به دشت تو گل کرده است دشنه و خنجر به دامنت تخم نفاق در نفس خاک کاشتند بی بُتّه های سخت تناور به دامنت ای خاک آسمان زده این سرخِ بوسه نیست خون است آه خونِ کبوتر به دامنت ای مَهدِ داغدارِ من ای خاکِ مادری گل کرده است نعش برادر به دامنت افتاده سبز و سرخ و سپیدی خزان زده از شاخه ی بهار مُکدَّر به دامنت از خیلِ بوته های خوشِ صلح و آشتی اینک نمانده هیچ مگر شَر به دامنت خرداد سال نود و چهار برچسب ها بنیاد ژاله اصفهانی محمود غریبی شعر فارسی موضوع نوشته شده در یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ساعت 2 24 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v چیزی نخواهد رست سپرده ام دل خود را چنان به این متروک که ابرهای مچاله به آسمانِ چروک سکوت می کنیم و وهم لال بودمان چنان قد می کشد که باورمان می شود با سخن علاجی نیست آنقدر گرم ندیدن خویشیم که گویا دیگران هم ندیده می گیرند و به فاجعه سلام می دهند و پاسخی می ستانند و رد می شوند گرچه با گذشته حرفی نیست اما چگونه می شود ندید ردپای درد را بر گذشته ی دردمند ما نقل است بعداز مرگ تن از خاک می روید از حجم لامفهوم خاک ادارک می روید بی شک اگر این است بعداز سال هایِ سال جسم تو هم از زیر خاکِ پاک می روید از صورت خوابیده زیر خاک قطعا ماه یا از لبان سرخ مستت تاک می روید از خاک سینه های تو شاید دوتا گنبد جای دو چشمت دو گل تریاک می روید از خشم ابروی تو شاید ماده گرگی رُست از خاک پایت آهویی چالاک می روید از دست های کوفی ات اما دوتا خنجر از شانه ی ناامن تو ضحّاک می روید با باد در بادند و یا بی باد بربادند از گیسوانت جنگل خاشاک می روید همپای صدها خاطره می کارمت در خاک هرچند می دانم که هیچ از تو نخواهد رُست موضوع نوشته شده در سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ساعت 14 12 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v چو تخته پاره بر موج کم پیش می آید که ندانم چه باید بنویسم و چه باید بگویم امروز یکی از آن روزهاست که کم پیش می آید های من زیاد پیش می آیند زیاده عرضی نیست تنها شعری به سوگ می نویسم و بعدش این شما و این هم همه ي من تقدیم به سر به داران سرزمین همیشه غمگینم نفس با هر دمی بالانرفته از دهان می ریخت دهان اما کماکان از تو و بودن زبان می ریخت کجای کار می لنگید آه ای چشم های تو که برج گریه ام با هر وزش با هر تکان می ریخت کمان طاق ابروی تو را رنگین کمان کردند بجای آبِ باران قامت ات از آسمان می ریخت تو رفتی سخت باریدم صدا در سینه ام جاماند اگر دم می زدم رنگ از رُخِ رنگین کمان می ریخت شغاد افراسیاب قصه از آن دم که شب گُل کرد هزاران بیژن و رستم به چاهِ جمکران می ریخت پرید و در میان این همه تاریک پَرپَر شد همانی که برای کفتران شهر نان می ریخت هلا ما ابن سقراطیم ازین رو دم به دم با غیظ جهان در کاسه ی تنگ لبانت شوکران می ریخت اُمیدی نیست به دنیا که از تن لرزه های من به دنیا گر امیدی بود سقف آسمان می ریخت برچسب ها شعر غزل معاصر کلاسیک موضوع نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ساعت 1 50 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v خیال خام پلنگ مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخـــاست مشکل نشیند طبیب اصفهانی تقدیم به آنی که هیچ چیزش شباهتی به آدم نداشت و دروغ ذاتیِ چشمهایش بود از خیلی دور آمدم دور یعنی آن چشم های یکی در میان غم انگیزت که الان دقیق یادم نیست سیاه بودند یا قهوه ای حتی یادم نیست که وقتی می خندیدی گونه هایت چال می اُفتاد یا نه چشم هایم را می بندم و سعی میکنم تو را تصور کنم اما اثری از چشم و لب و دهان نیست رنگ می بینم رنگ انگار خیلی وقت است که فراموشت کرده ام چشم هایم را باز میکنم می روم سراغ لپ تاپ و گوشی تلفن پیِ پوشه عکس هایمان می گردم با وسواس یکی یکی عکس ها را مرور میکنم و هی سعی میکنم چیزی بیابم که نشانی از تو به دستم بدهد با دیدن عکس ها پَرت می شوم به سال 88 آن روزها بیست ساله م بود ترم اولی بودیم و در سر هزار و یک آرزو حدس میزنم آن موقع دو سه میزان چاق تر از امروز بودم اولین اردوی دانشجویی مان جنگل همیشه جای امنی برای جمع های مختلط دختر پسری بود یادم می آید آن روز حول و حوش ساعت ده یازده جنگل را مه گرفت و من برای اینکه دقایقی تنها باشم به تخته سنگی دور از جمع تکیدم و تنها چیزی که نظرم را در آن سپیدی مطلق به خود جلب کرد حجم سیاهی بود که از مه به من می رسید قدوبالایش دقیقا همانی بود که از تو در خاطرم هست ادامه ی این خاطره را به یاد ندارم حتی یادم نمی آید که چه گفتی و اصلا برای چه آمده بودی تنها رنگ ها را بخاطر دارم و در این تصویر خبری از چشم و ابرو و دهان نیست و چقدر سیاه بود مهِ آن روز از دیدن عکس ها دست بر میدارم هنوز پیدایت نکرده ام انگار یکی آمده و تمام عکس هایت را پاک کرده هیچ کجا هیچ نشانی از تو نبود حتی در لیست مخاطبین تلفن یا فی مابین شعرهایم حالا می بینیم زیر شعرهایی که به تو تقدیم شان کرده بودم نام دختران دیگری نوشته شده و هیچ کدام سر سوزنی شباهت به نام تو ندارند البته نامت را هم فراموش کرده ام به دل نگیر چند دقیقه ای را به گوشی خیره می مانم به ذهنم می رسد که شاید مصطفی نشانی از تو داشته باشد و بتواند آن سیاهی را به تصویر برساند زنگ میزنم و خبرت را میگیرم مصطفی با خنده می گوید کی مِن وِره نشناسمبه کی هسه وه توی ذوقم می خورد چون مصطفی با لحن تمسخر آمیزی می گوید تو را نمیشناسد نمی دانم چرا اما با حرفای مصطفی کمی آرام می شوم حس می کنم من هم هیچ وقت کسی را با این مشخصات نمیشناختم می روم روی تخت و با پوزخندی که از سر رضایت خاطر است می خوابم صبح فردا کامپیوتر را روشن میکنم اتفاقی عکسی نظرم را به خود جلب میکند حس میکنم که می توان ردی از تو را درآن جُست روی آن کلیک میکنم و به زباله دان می اندازمش طوری که نشود دوباره بازگردانده شود یک راست می آیم به سراغ وبلاگ و دلم برای نوشتن تنگ می شود چشم هایم را باز میکنم و می بینم چند پارگراف متن نوشته ام آه خوشبختی همین است خوشبختی یعنی نوشتن و فراموش کردن با خيالش خيال خام پلنگ پنجه در زلف ماه می کردی غافل از اينکه کل عمرت را زندگي قعر چاه می کردی با کلاغي نخواستي باشي تا مبادا پرت کدر بشود با شعار سپيد بايد ماند روي خود را سياه می کردی ناعزيز عزيز خود شده اي باز هم قعر چاه افتادي آه يوسف چه فايده اي کاش بازليخا گناه می کردی زندگي اشتباه آدم بود تا هميشه به درد تن بدهد و تو انگار کل عمرت را داشتي اشتباه می کردی با تو تقويم عشق مختل شد در تو فصل بهار منحل شد توي چاي غروب تو حل شد خنده هایی که گاه می کردی دل خسته دل شکسته ی من جسدت را به آب ها دادند تو که خورشيد منظري يک عمر به غروبت نگاه می کردی آي اي آرزوي مردن من بي تو تنهاتر از هميشه منم کاش می آمدی و حال مرا لحظه اي روبراه می کردی سه شنبه 19 اردی جهنم 1391 خيال خام پلنگ حسين منزوي برچسب ها محمود غریبی غزل شعر موضوع شعر نوشته شده در دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ساعت 15 7 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v من بمب خنده ی عقب افتاده ها شدم هیچ حرفی برای گفتن نیست هیچ حرفی واژه های مشترکمان را دزدیدند بی معرفت ها با هر قلم تو می شوی از میز دورتر با هر قدم جلو وَ به هر خیز دورتر آن قدر دور می روی از حدِّ چشم هام از قله های برفی تبریز دورتر ابروکمان که لشگر مو روی شانه هات هی می روی به هیأت چنگیز دورتر با سینه های مستِ مکیدن قدم قدم هی دور می شوی هوس انگیز دورتر با غربت و غروب و غمش صلح می کنی تا باشی از تهاجم پاییز دورتر من بی تو نعشِ چند درختم میان باغ افتاده است لاشه ی جالیز دورتر از شهر غم دریده ی ما ای رسول عشق تو دور می شوی و خدا نیز دورتر تیتر وبلاگ از غزل بی نظیر محمد علی رضازاده است می توانید اینجا بخوانیدش برچسب ها محمود غریبی شعر غزل موضوع شعر نوشته شده در جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 17 33 nbsp توسط محمود غریبی جویباری v درباره من شاعر شدنم سهم مرا دربه دری کرد لعنت به غزل گرچه برایم پدری کرد علیرضا دهرویه این وبلاگ محلی جهت نشر آثار بنده می باشد و گاه میزبان شعر های دیگران و مطالب دیگر نیز خواهد بود صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ پادکست شعر ویدئو ما برج گریه ایم ویدئو داغ عمیق دشنه ویدئو بهار مکدر ویدئو تاجی از زخم و طاول ویدئو چیزی نخواهد رُست ویدئو شعاع زخمی خورشید ویدئو گل آفتاب من کو ویدئو زیر نور کور شب صدا چکید در تن تو کانال آپارات ترنگ موضوعات ادبیات شعر غزل ترانه آرشيو مطالب اسفند ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ لينك دوستان علی اکبر یاغی تبار محمدرضا حاج رستم بگلو ...
|